آموزش ابتدایی
تحول نو در رشد ابتدایی
صفحه نخست            پروفایل مدیر سایت            پست الکترونیک   
جمعه ٧ خرداد ۱۳٩٥ :: ۸:٤٥ ‎ب.ظ ::  نويسنده : مجید
کودکان امروزی، دیگر مانند گذشته رفتار نمی‌کنند؛ به همین دلیل والدین ناچارند بارها و بارها یک درخواست یا دستور را تکرار کنند و باز هم هیچ تضمینی وجود ندارد.
 هنگام نیوز: کودکان امروزی، دیگر مانند گذشته رفتار نمی‌کنند؛ به همین دلیل والدین ناچارند بارها و بارها یک درخواست یا دستور را تکرار کنند و باز هم هیچ تضمینی وجود ندارد که آنان کار خواسته شده را انجام دهند. شاید بتوان گفت که امروزه، والدین بیشتر به حرف‌های فرزندشان گوش می‌دهند.
 
 
 
کودکان بیشتر اوقات درخواست‌های والدین‌شان را نادیده می‌گیرند و تنها زمانی که خودشان بخواهند، کاری را انجام می‌دهند. همین مسئله در اغلب اوقات، مشکل‌ساز می‌شود و حتی اختلافات متعدد و فراوانی را میان پدر و مادر به وجود می‌آورد.
 
اگر شما هم فرزندی دارید، شاید بگویید هر راهی را که به ذهنم می‌رسید امتحان کرده‌ام. مثلا بارها روش‌هایی مانند تنبیه، هدیه، تکرار فراوان درخواست‌ها، قهر و نادیده گرفتن کودک، مقایسه او با دیگر کودکان و بسیاری روش‌های دیگر را به کار برده‌ام اما برای کودکان امروزی، هیچ روشی جواب نمیدهد و برای کودک من هیچ کدام اثربخش نبوده است.
 
برای والدین بسیار دشوار است که بتوانند فرزندشان را مسئولیت پذیر و مؤدب تربیت کنند.در این مقاله توصیه‌هایی ارائه شده است که به شما کمک می‌کند ارتباط بهتری با کودکتان داشته باشید و با او به گونه ای رفتار کنید که خواسته‌هایتان را عملی کند.
 
داد نزنید
 
فریاد زدن در هیچ موقعیتی و هنگام مواجه شدن با هیچ فردی، نتیجه مطلوبی به بار نمی‌آورد؛ به خصوص زمانی که مخاطب شما یک کودک یا حتی یک نوجوان باشد. تنها تاثیر فریاد کشیدن این است که در آن لحظه کودک می‌ترسد و شاید سکوت کند یا به اجبار خواسته شما را انجام دهد اما اندکی بعد کودک همه چیز را فراموش می‌کند به غیر از فریادی که می‌شنود و می‌آموزد که خودش هم در مواقع ضروری می‌تواند فریاد بکشد و به این ترتیب به خواسته‌اش برسد.
 
کودکم به حرفم گوش نمیدهد
 
به یاد داشته باشید باید به گونه‌ای رفتار کنید که دوست دارید فرزندتان آنگونه باشد. همواره با کودکتان آرام و با احترام صحبت کنید و رفتار عصبی و تند نداشته باشید. شوخی و خنده و حتی لحن طنز در مورد کودکان و نوجوانان بسیار اثرگذار است و موجب می‌شود تا فرزندتان کاری را که از او خواسته اید، انجام دهد.
 
برایش دلیل بیاورید
 
اگر کودکتان کمی بزرگتر است، از احساساتتان برایش توضیح دهید و بگویید به چه دلیل انتظار دارید تا او خواسته‌تان را عملی کند. اگر کودک حاضر نمیشود کاری را که از او خواسته‌اید انجام دهد، با او از در منطق وارد شوید و دلیلش را با مهربانی و ملایمت برایش توضیح دهید. او باید بداند چرا کار خاصی را که دوست ندارد، باید انجام دهد.
 
هرگز کودکتان را با دیگر کودکان مقایسه نکنید
 
این کار نتیجه عکس می‌دهد و موجب می‌شود کودکتان احساس خجالت و سرخوردگی کند. کودکان از اینکه با همسالانشان مقایسه شوند، متنفرند. به یاد داشته باشید انسان‌ها در هر سنی که باشند، با یکدیگر متفاوتند و هر کدام ویژگی‌های خاص خود را دارند؛ پس مقایسه کردن، هیچ تاثیر مثبتی در روابط میان شما و فرزندتان ندارد و تنها موجب می‌شود تا میان شما فاصله بیشتری به وجود آید. می‌توانید کمی بیشتر با علایق فرزندتان آشنا شوید و با استفاده از آنها فرزندتان را به انجام کارهای مختلف تشویق کنید.
 
خواسته‌هایتان را با لحن کودکانه مطرح کنید
 
یعنی مانند کودکان صحبت کنید. این تفاوت در رفتار و گفتار شما موجب می‌شود توجه فرزندتان بیشتر جلب شود و چون از اینگونه لحن صحبت لذت می‌برد و تکرار آن را دوست دارد،کاری را که از او خواسته اید قطعا انجام می‌دهد.
 
کودکان از گروه همسالان و هر فردی که بیشتر شبیه آنها باشد، بیشتر الگوبرداری می‌کنند و حرف شنوی دارند. شما با نظرات کودکتان آشنا هستید و زمانی که کاری از او می‌خواهید، می‌توانید با توجه به نظرات و عقاید او برایش دلیل بیاورید و او را قانع کنید.
 
زمانی که کودک نقاط مشترکی میان خود و والدینش می‌بیند، بیشتر به حرف‌های آنها گوش می‌دهد و حتی سعی می‌کند به والدین خود نزدیک تر شود.
 
خودتان حرف گوش دهید و آرام باشید
 
فرزندتان از شما الگوبرداری می‌کند و زمانی که می‌بیند شما با همسرتان یا خود او آرام و مؤدب صحبت می‌کنید و وقتی کاری از شما خواسته شود آن را انجام می‌دهید، می‌آموزد که مانند شما رفتار کند.
 
کمتر "نه" بگویید
 
نه گفتن‌های مکرر به کودک میان شما و فرزندتان فاصله ایجاد می‌کند؛ شاید شما می‌خواهید فرزند بسیار مؤدب و نمونه ای تربیت کنید اما هر چه بیشتر با او مخالفت می‌کنید، این کار را بهتر به او آموزش می‌دهید و در نتیجه بیشتر شاهد مخالفت و بدرفتاری‌های فرزندتان خواهید بود.
 
سعی کنید پاسخ‌های مثبت را با پاسخ‌های منفی جایگزین کنید؛ البته این نکته به هیچ وجه به این معنی نیست که شما باید تمام خواسته‌های فرزندتان را عملی کنید. در رفتارتان متعادل باشید، نه همیشه مثبت و نه همیشه منفی.
 
اگر صبح فرزندتان از شما درخواست کرد که با دوستانش بازی کند و شما صلاح نمیدانستید، می‌توانید به او بگویید الان نمیتوانی با دوستانت بازی کنی اما بعدازظهر و بعد از انجام تکالیفت می‌توانی این کار را انجام دهی.
 
با او ارتباط برقرار کنید
 
راه‌هایی را بررسی کنید که منجر به برقراری ارتباط با فرزندتان می‌شود؛ لحن صحبت، نوع کلمات و حتی زبان بدن شما تاثیر مهمی در روابط شما با فرزندتان دارد؛ پس باید با لحن ملایم و صدایی آرام صحبت کنید، لبخند بزنید و مهربان باشید.
 
زمانی که کاری از فرزندتان می‌خواهید، از فاصله دور با او صحبت نکنید، نزدیک او بروید و در حالی که او را نوازش می‌کنید، درخواست‌تان را مطرح کنید و از کلمات و جملات ساده و کوتاه استفاده کنید و با کنایه و پیچیده صحبت نکنید. زیرا کودک شما جملات ساده را متوجه می‌شود نه جملات پیچیده و کنایه آمیز را.
 
اگر فرزندتان کاری را که از او خواسته اید انجام نداد، غر نزنید؛ بلکه طوری وانمود کنید که احساس می‌کنید او انجام آن کار را فراموش کرده است؛ پس بار دیگر با لحن خوب و آرام درخواستتان را مطرح کنید. بدون شک رعایت نکات ذکر شده، ارتباط شما با کودکتان را بهبود می‌بخشد و موجب می‌شود او بیشتر به حرف‌های شما گوش دهد و خواسته شما را عملی کند.


موضوع مطلب : دانستی معلم / تربیتی / کودکان / روش تدریس
جمعه ٧ خرداد ۱۳٩٥ :: ۸:٤۳ ‎ب.ظ ::  نويسنده : مجید
والدین، مربیان اطرافیان و محیط اجتماعی موجب رشد و پرورش استعدادهای کودک می شوند تا به نحوی مطلوب و مناسب به کار گرفته شود. باید استعدادهای ذاتی کودک به طور مداوم مورد مراقبت و نظارت قرار گیرد و در مسیر مناسبی که با خواسته ها و ارزش های انسانی، اخلاقی، اجتماعی، علمی و فرهنگی جامعه موافق و هماهنگ باشد هدایت شود.

باشگاه خبرنگاران: والدین، مربیان اطرافیان و محیط اجتماعی موجب رشد و پرورش استعدادهای کودک می شوند تا به نحوی مطلوب و مناسب به کار گرفته شود.

 

 


دکتر اکبر کوشانفر، متخصص کودکان با اشاره به اینکه کودک ذاتاً آمادگی تغییر را دارند، گفت: باید استعدادهای ذاتی کودک به طور مداوم مورد مراقبت و نظارت قرار گیرد و در مسیر مناسبی که با خواسته ها و ارزش های انسانی، اخلاقی، اجتماعی، علمی و فرهنگی جامعه موافق و هماهنگ باشد هدایت شود.

این عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی یادآور شد: منظور از تربیت کودک، رعایت پنج اصل، ایمان، اخلاق، نیکو، تندرستی و هنر و پیشه است.

 


تربیت کودک باید از نخستین سال های عمر آغاز شود

وی با تأکید بر اینکه تربیت کودک باید از ساهای اولیه بدو تولد شروع شود گفت: الگوی اولیه تولد باید از زمانی که کودک زبان مادر را می فهمد ایجاد شود.

وی همچنین خاطرنشان کرد: بهترین دوره تربیت کودک از آغاز تولد تا ۶ سالگی است که این دوره تربیت در محیط خانه و خانواده است.
 

 

آزادی عمل، لازمه رشد طبیعی کودک

دکتر کوشانفر با بیان اینکه برنامه تربیتی سال های اولیه کودک باید توأم با آزادی عمل باشد گفت: آزادی عمل و فراهم کردن وسایل جهت رشد طبیعی کودک باید با نظارت و دقت در محیط پیرامون باشد تا بتواند کودکان رات در مسیر مناسب خواسته هایش هدایت کند.

"تکناز" نیز در این رابطه نوشت: دوران کودکی همواره به عنوان بهترین و شادترین دوره زندگی انسان شناخته شده است. کودکی دنیائی از معصومیت و پاکی در کنار شادی و سبکبالی را در ذهن تداعی می کند. بسیاری از بزرگسالان در کشاکش سختی ها و مشکلات زندگی با یاد کردن از دوران خوش کودکی خود، دمی از غم زمانه فارغ می شوند و بر بال خاطرات به دنیایی کوچ می کنند که در آن از فشار مسئولیت و مرارت خبری نیست و مسلماً آرزوی هر پدر و مادری فراهم کردن یک چنین دوران کودکی ای برای فرزند دلبندشان خواهد بود.

اما مسئله اینجاست که شادی و نشاط آموختنی نیست و شکوفایی استعدادهای او هم نباید بدون در نظر گرفتن علائق او باشد. شاید شما نتوانید به فرزند خود یاد بدهید که خوشحال باشد، ولی فراهم کردن امکانات و بستر مناسب برای خوشبختی و شاد زیستن فرزند، هدیه ای است که فقط شما می توانید به فرزندتان بدهید.

۱. به فرزند خود اجازه دهید علائق خود را کشف کند. به بازی ها و فعالیت‌هایی که او انتخاب می کند توجه نشان دهید. این گونه بازی‌ها می تواند اطلاعات بسیاری درباره استعدادهای نهفته فرزندتان در اختیار شما قرار دهد.

۲. فرزند خود را روی طیف وسیعی از تجارب قرار دهید. این امر باعث فعال شدن استعدادهای نهفته می گردد. فکر نکنید چون او علاقه ای نشان نمی دهد، بنابراین استعدادی هم در آن زمینه ندارد.

۳. بگذارید مرتکب اشتباه شود. اگر همه کارها را به طور کامل و بی نقص انجام دهد، هرگز برای کشف و گسترش یک استعداد، خطر نخواهد کرد.

۴. سؤال بپرسید. با پرسیدن سؤال‌های اساسی از قبیل: چرا آسمان آبی است؟ به کودک خود کمک کنید تا با شگفتی‌های دنیا مواجه شود. به اتفاق هم پاسخ سؤال را بیابید.

۵. پروژه های خانوادگی ویژه ای را طرح ریزی نمایید. فعالیت‌های مشترک می تواند استعدادهای جدید را بیدار کند و گسترش دهد.



موضوع مطلب : دانستی معلم / کودکان
جمعه ٧ خرداد ۱۳٩٥ :: ۸:٤۱ ‎ب.ظ ::  نويسنده : مجید
بچه‌های زیادی در دنیا هستند که به طور ذاتی هوش بالایی دارند. این بچه‌ها توانایی آن را دارند تا هر درسی را بخوانند و در سنین پایین وارد دبیرستان یا دانشگاه شوند. در اینجا به باهوش‌ترین بچه‌های دنیا نگاهی داریم که شاید برخی از آن‌ها الان دیگر بچه نباشند اما دوران کودکی بسیار درخشانی دارند که نام آن‌ها را در رکوردهای این بخش جای می‌دهد.

باشگاه خبرنگاران: هوش موهبتی است که به طور ذاتی در برخی انسان‌ها وجود دارد و تنها باید آن را کشف و از آن به دقت استفاده کرد. البته برخی نیز هستند که با درس خواندن به مدارج بالای علمی دست می‌یابند.


بچه‌های زیادی در دنیا هستند که به طور ذاتی هوش بالایی دارند. این بچه‌ها توانایی آن را دارند تا هر درسی را بخوانند و در سنین پایین وارد دبیرستان یا دانشگاه شوند. در اینجا به باهوش‌ترین بچه‌های دنیا نگاهی داریم که شاید برخی از آن‌ها الان دیگر بچه نباشند اما دوران کودکی بسیار درخشانی دارند که نام آن‌ها را در رکوردهای این بخش جای می‌دهد.

 

الیسا تن رابرتس
 
 

 

او در سال ۲۰۰۷ در لندن به دنیا آمد و هوش بسیار بالایی داشت به همین علت توانست در سال ۲۰۰۹ به جامعه جهانی باهوش‌ترین انسان‌ها یعنی «MENSA» بپیوندد. او علاقه خاصی به شمارش به زبان اسپانیایی داشت و همچنین خیلی زود نیز توانست درس های متفاوتی را یادبگیرد. او ای کیوی برابر با ۱۵۶ دارد.

 

هیدی هانکینس


یک دختر ۴ ساله انگلیسی دیگر به نام هیدی نیز از جمله افرادی است که توانست در سن ۴ سالگی وارد «MENSA» شود. او در همان سن دو سالگی علاقه بسیاری به درس‌های مختلف دارد و هم اکنون در حال به پایان رساندن دوره راهنمایی است. آی کیوی این دختر برابر با ۱۵۹ است.

 

موتزارت
 

 

یکی از بزرگترین نوابغ موسیقی در تمام تاریخ بدون شک موتزارت است. و به عنوان یکی از باهوش‌ترین کودکان دنیا در زمان خودش شناخته می‌شد. در سن ۵ سالگی شروع به ساخت موسیقی های بسیار زیبا کرد و همچنین در ۱۷ سالگی توانست به عنوان رهبر بزرگترین ارکستر زمان خودش انتخاب شود.  آی کیویی او ۱۷۰ بوده است.
 

کیم یونگ یانگ


یکی از نوابغ دنیا که به عنوان یکی از باهوش‌ترین انسان‌های دنیا شناخته می شود. او در سال ۱۹۶۳ در کره به دنیا آمد و البته در همان سنین کودکی توانست نامش را وارد کتب گینس کند. او در حالی که کمتر از ۱۰ سال سن داشت می توانست پیچیده‌ترین مسائل ریاضی را حل کند. او همچنین توانست دکترای خودش را در رشته فیزیک در سن ۱۵ سالگی دریافت کند. او تا به حال در شغل های مختلفی بوده است و از ناسا تا خانه سازی را تجربه کرده است. آی کیو او ۲۱۰ ثبت شده است.

 

ترنسه تا او
 

او در سال ۱۹۷۵ در استرالیا به دنیا آمد ولی اصلیتی چینی دارد و البته در بین باهوش‌ترین کودکان دنیا قرار دارد. او در حالی که ۲ سال داشت زبان انگلیسی و مادری خودش را به طور کامل آموخت. در ۵ سالگی مسائل سخت ریاضی را حل می‌کرد و همچنین در ۱۲ سالگی توانست المپیاد ریاضی جهانی در میان برترین‌ها قرار بگیرد و از همین رو جوان‌ترین شرکت کننده این مسابقات نامیده شد. او همچنین در حالی که ۲۴ سال سن داشت به عنوان یک پروفسور تمام از دانشگاه «UCLA» فارغ التحصیل شد. آی کیو او ۲۱۱ ثبت شده است.

 

ویلیام سیدیس

 

یکی از باهوش‌ترین انسان‌های تمام تاریخ ویلیام سیدیس است. البته او همچنین یکی از بالاترین آی کیوهای ثبت شده را دارد که عدد آن به طور باورنکردنی ۲۷۵ است. او در سال ۱۸۹۸ به دنیا آمد و التبه در سن ۴۶ سالگی به طور مشکوکی درگذشت. او در سن یازده سالگی توانست وارد هاروارد شود و از این دانشگاه با بهترین نمره فارغ التحصیل شد. البته او در زندگی خود بیشتر به تفریح می‌پرداخت و همچنین بیشتر زندگی خودش را در خفا گذراند.



موضوع مطلب : دانستی معلم
جمعه ٢٤ اردیبهشت ۱۳٩٥ :: ۸:٢٥ ‎ب.ظ ::  نويسنده : مجید

دیس‌لکسی ‌(Ddyslexia) یا خوانش‌ پریشی که به آن اختلال رشدی در خواندن هم گفته می‌شود، عارضه‌ای است که در آن مغز نمی تواند به درستی تصاویر معینی مانند اعداد و حروف را پردازش کند.

 دیسلکسی، یا نارساخوانی، بیماری ناشناخته و مبهمی است که متاسفانه به طور میانگین ۳۰ درصد از مبتلایان به آن، ترک تحصیل می‌کنند و انگیزه خودکشی در این افراد ۶ برابر دیگران است

دیسلکسی، خوانش‌پریشی یا نارساخوانی بیماری ناشناخته و مبهمی است که متاسفانه به طور میانگین ۳۰ درصد از مبتلایان به آن، ترک تحصیل می‌کنند و انگیزه خودکشی در این افراد ۶ برابر دیگران است.

دیسلکسی نوعی اختلال یادگیری است که بر توانایی خواندن و نوشتن کودک تاثیر می‌گذارد و نشانه‌های آن در دوران دبستان آشکار می‌شود. کودک مبتلا به دیسلکسی اگرچه به نظر باهوش می‌رسد و هیچ مشکلی از نظر بینایی و شنوایی ندارد ولی با این حال نمی‌تواند روش‌هایی را که به وی آموزش داده شده است در جهت خواندن، نوشتن و تلفظ کلمات به کار بندد. نارساخوانی برخلاف باور عموم، شکلی از عقب‌ماندگی ذهنی نیست و رابطه مستقیم با معلولیت جسمی، مشکلات فرهنگی، وضعیت اقتصادی و اجتماعی پایین یا آسیب‌های مادرزادی مغزی ندارد.

کودکی که مبتلا به دیسلکسی است به طور معمول تا قبل از ورود به مدرسه مشکلی ندارد. کودک با شروع آموزش‌ها تازه متوجه می‌شود که نمی‌تواند قدم به قدم با دیگران پیش برود و این امر، وی را آن‌قدر پریشان حال می‌کند که یا کلاس را به هم می‌ریزد یا گوشه‌گیر می‌شود.

اما توجه داشته باشید دیسلکسی را نباید با اختلالات توجه، ناتوانایی‌های یادگیری ناشی از کمبود فرصت‌ها و امکانات آموزشی مانند تعویض مکرر مدرسه، حضور نامنظم در کلاس یا فقدان آموزش در مهارت‌های اصلی، عقب‌ماندگی ذهنی، اختلال در خود فروماندگی، نقایص شنوایی و بینایی، ناتوانی‌های فیزیکی، اختلالات هیجانی یا مشکلات رایج در فرآیند یادگیری زبان دوم اشتباه گرفت.

این عارضه ناشی از اشکال در منطقه ای مغز است که وظیفه پردازش زبان را به عهده دارد و و توانایی کودک برای خواندن را مختل می‌کند.

علائم دیس‌لکسی شامل مشکلات در درک جملات ساده و اشکال در درک قافیه‌ها و شناخت کلمات است.

دیس‌لکسی همچنین باعث اشکال در شناخت کلمات نوشته شده با صداهای مشابه می‌شود. در نتیجه کودکی مبتلا به دیس‌لکسی در خواندن نوشته‌ها کند عمل می‌کند.

برای کودکان مبتلا به دیس‌لکسی این توصیه ها ممکن است کمک‌کننده باشد:

کودکان مبتلا به دیس‌لکسی نیاز به ساعات اضافی در مدرسه یا به کار گرفتن معلم خصوصی دارند تا توانایی خواندن‌شان بهبود یابد.

استفاده از شیوه تقویت مثبت هنگام کار کردن با کودکان دچار اختلال یادگیری مهم است.

در مواردی که مشکلات عزت نفس وجود دارد، مراجعه به مشاور مفید است.

این افراد که بهره هوشی در حد طبیعی و حتی گاه بیش از میانگین جامعه دارند، در موارد زیر

ممکن است دچار مشکلاتی باشند:

– خواندن

– نوشتن

– گوش دادن

– صحبت کردن

– تمرکز و توجه

– محاسبات ریاضی

در آمریکا، حدود ۷ تا ۱۵ درصد از کودکان در سنین مدرسه دچار انواع مختلفی از اختلالات خواندن هستند. با توجه به عدم انجام بررسی در ایران، اطلاعات دقیقی در این زمینه وجود ندارد؛ اما براساس شواهد موجود، احتمالا آمار کودکان مبتلا به اختلال خواندن در ایران کمتر از آمار فوق نیست.

دیسلکسی یکی از انواع اختلالات خواندن است که فرد مبتلا در خواندن و نوشتن متون مشکل دارد.

بدیهی است که اصطلاح اختلال خواندن در مورد کودکانی که مشکلات یادگیری دارند، صدق نخواهد کرد. مشکلات یادگیری غالبا ناشی از ناتوانی‌های بینایی و شنوایی، ذهنی، انگیزشی، هیجانی، محیطی، اقتصادی و یا محرومیت‌های فرهنگی است.

● چه عواملی باعث اختلال خواندن می‌شود؟

اختلالات خواندن غالبا منشاء ارثی دارند؛ اما در بسیاری از موارد، علت آنها مشخص نیست. علاوه بر سابقه خانوادگی که در این بیماری مشاهده می‌شود، سایر عوامل نیز به شرح زیر می‌باشند:

– وزن کم در هنگام تولد

– استرس‌های قبل و پس از تولد

– عفونت‌های سیستم اعصاب مرکزی

– آسیب‌های وارده به سر

شواهد علمی اندکی مبنی بر ارتباط بین تاری دید، اختلالات حرکتی چشم و انحرافات چشم با اختلالات خواندن وجود دارد.

علائم اختلالات خواندن چیست؟

قبل از ورود کودک به مدرسه، غالبا والدین از اختلال خواندن وی باخبر نیستند، اما با رفتن به مدرسه ممکن است علائم زیر در وی مشاهده شود:

– اشکال در خواندن و عدم تمایل به خواندن

– بدخطی و ضعف در نوشتن

– کندی در نوشتن

– اشکال در درس ریاضی

– اشکال در درک مطلب و مفهوم موضوع

– اشکال در حافظه

– اشکال در زبان (مثلا در دروس شفاهی و یا به خاطر آوردن لغات)

والدین باید به این نکته توجه داشته باشند که کودکان مبتلا به اختلالات خواندن ممکن است به تدریج دچار مشکلات رفتاری و شخصیت شوند. همچنین اختلال خواندن ممکن است منجر به بی‌علاقگی آنها نسبت به تکالیف مدرسه و در نهایت امتناع از کارهای دشوار گردد. اختلالات خواندن همچنین ممکن است باعث اضطراب، افسردگی، پرخاشگری و گوشه‌گیری کودک شود.

● خصوصیات و ویژگیها :

دانش آموزانی که اختلال در خواندن دارند بعضی از ویژگیهای زیر را از خود نشان می دهند :

– ناتوانی در یادگیری و یادآوری کلماتی که دیده اند.

– آینه نویسی دارند یعنی بعضی حروف کلمات را برعکس از آخر به اول می نویسند. مثلاً کلمه (سارا) را (راسا) می نویسند.

– در هجی کردن کلمات مشکل دارند.

– اشکال در سازماندهی مواد و مطالب نوشتاری

– اشکال در یافتن کلمات صحیح برای برقراری ارتباط گفتاری یا نوشتاری

– قاطی کردن حروف کلمات، معکوس خواندن حروف و کلمات.

– ضعف توانایی در خواندن کلمات، ضعف در حافظه دیداری جهت ارتباط علائم زیانی

– اشکال در تخیل و تجسم کلمات، اشکال در ذخیره سازی و بازیابی اسامی حروف نوشته شده.

– از خواندن لذت نمی برند.

– اشکا لات در نوشتن دیکته، اشکال در اعمال آنچه نسبت به موقعیت های اجتماعی یا یادگیری خوانده شده است.

– خط ناخوانا، پریشانی در استفاده از حروف و جایگزینی حروف همخوان مانند همپازی به جا همبازی .

– نسنجیدگی و بیقراری در استفاده از دست.

ورنون[3] با تحقیقات گسترده عوامل اختلال خواندن را به شرح زیر معرفی کرد :

– عدم آمادگی برای خواندن، عقب ماندگی عمومی رشد گفتار و اشکالات گفتاری

– معلولیت های جسمانی مانند اشکالات دیداری و شنیداری، محدودیت واژه ها

– نیروی زیستن ناکافی، معلولیت های فرهنگی و اجتماعی

– عوامل شخصیتی ( اشکالات عاطفی و سازگاری)، عوامل اجتماعی، عوامل محیطی

– عدم توجه به مدرسه و تغییر مکرر مدرسه یا آموزگار، شرایط نامساعد خانه

– روش های آموزشی ناقص و تشکیلات ناقص مدرسه، محتوای ناکافی متن خواندنی که حاوی ارزش باشد.

– اشکال در درک موقعیت فضایی، عدم برتری جانبی، اختلال در قدرت حرکت

– تشخیص ضعفیف بین تصاویر مشابه

اگر چه بچه ها به طور طبیعی و به طور نرمال می شنوند، اما در نهایت، در ادراک کلمات یا حروف، برای این که آن ها را به نظم، ترتیب و قانون صحیح دربیاورند، با دشواری کامل مواجه هستند.

(ب) را با (پ) چنان قاطی و اشتباه می کنند که کلمات مشابه ساخته شده از حروف های ب و پ شنیداری و بینایی، حتی از نظر دستور آموزشی و پرورشی، کاملاً در هم و پر اشتباه خواهد شد.

هجی کردن به اشتباه صورت می گیرند و حروف یک کلمه را پس و پیش مشاهده

می کنند. اگر چه این دانش آموزان هوش متوسط، هوش نرمال یا هوش فرا دارند، ولی در صورت توجه نکردن به قابلیت های خلاقانه و هنرمندانه ی این بچه ها، آن ها را در مسیر ناتوانی ، نا امیدی و کسب نکردن موفقیت و گنگی در یادگیری های دیگر قرار می دهیم و مشکلات رفتاری و هیجانی غیر واقعی را به عنوان مجموعه ای از اختلالات برای این بچه ها تحفه آور می شویم.

انواع اختلالات خواندن :

طبقه بندی مختلفی از اختلالات خواندن معرفی شده است که مایکل باست افرادی را که دچار اختلال خواندن هستند به سه دسته تقسیم می کند : اول گروهی که اختلال خواندن آوایی دارند. این افراد مجموعه لغات نسبتاً زیاد و قابل توجهی را در ذهن شان ذخیره کرده اند اما هجی کردن آن ها ضعیف است. گروه دوم افرادی هستند که اختلال خواندن ایده ای دارند این گروه می خوانند و هجی می کنند اما در ساختار بینایی لغت اشکال دارند و گروه سوم افرادی که مشکل هر دو گرو ه را دارند.

بعضی متخصصان هم اختلال خواندن را شامل عقب ماندگی ، اختصاصی خواندن ، وارونه خوانی و دیسلکسی رشدی می دانند.

در اختلال خواندن، پیشرفت خواندن نسبت به سن و هوش نارسایی دارد، بیشتر افرادی که اختلال خواندن دارند از هوش متوسط یا بالاتری برخوردارند. به طور کلی اختلال خواندن با نارساخوانی، مترادف است ولی استفاده ی نا مناسب از اصطلاح نارساخوانی باعث شده که مردم آن را به معانی گوناگونی در نظر بگیرند. از انجا که خواندن و املا بسیار به هم مرتبط هستند، کودکانی که اختلال خواندن دارند در املا نیز مشکل دارند.

● دلایل و عوامل موثر

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز ،  دلایل بروز بیماری دیسلکسی بسیار متفاوت است. در اروپا بیش از ۵/۲ میلیون کودک مبتلا به دیسلکسی‌اند و به همین دلیل محققان ۹ کشور اروپایی گرد هم آمدند تا با آزمایش روی ۴ هزار کودک دلایل و میزان مبتلایان به آن در زبان‌های متعدد را بررسی کنند.

پیش از این تحقیقات (عصبی ـ کالبدی)، گالابوردا، استاد عصب‌شناسی دانشگاه هاروارد آمریکا در سال ۱۹۷۹ و آزمایش‌های پولسو در سال ۱۹۸۹ در دانشگاه میلان روشن کرده بود که دیسلکسی بیماری عصبی با ریشه ژنتیکی است.

آزمایش‌های مغزی بیماران نیز مشخص کرد که یکی از عوامل بروز خوانش‌پریشی تشکیل توده‌ای عصبی در منطقه‌ای از مغز است. این تومورهای خارجی خود نتیجه جهش‌های غیرطبیعی یا نامنظم بودن سلول‌های خاکستری در مناطقی از پوسته مغزی‌اند.
به عقیده دانشمندان عوامل دخیل در بروز بیماری دیسلکسی، ۵۰ درصد ژنتیکی و ۵۰ درصد محیطی است. عصب شناسان با کمک تصاویر مغزی بیماران دریافتند که مغز این افراد در ۳منطقه نیمکره چپ، به ویژه نواحی پس‌سری، گیجگاهی ـ آهیانه و گیجگاهی، یعنی به طور دقیق مناطقی که مربوط به توانایی خواندن است، کند عمل می‌کند.

عوامل محیطی موجب بیماری دیسلکسی خود به دو دسته تقسیم می‌شود: عوامل زیستی که طی زندگی رحمی روی جنین تاثیر می‌گذارد و تمام مسایلی که پس از تولد برای نوزاد رخ می‌دهد.

در حال حاضر این موضوع اثبات شده است که ضربات مغزی و عوامل روانی فامیلی روی یادگیری، خواندن و نوشتن تاثیر می‌گذارد. در این میان روش‌های آموزش و تلفیق ذکاوت نیز اهمیت ویژه‌ای دارد.

● تفاوت زبانی

شگفت‌انگیز آنجا است که تعداد مبتلایان به بیماری دیسلکسی در بعضی زبان‌ها بیش از بقیه زبان‌ها است. اگرچه تمامی خوانش‌پریشان در تلفظ و به خاطر سپردن جملات کوتاه با مشکل روبه‌رو هستند ولی با این حال کودکانی که زبان مادریشان ساده و با قاعده است، کمتر به دیسلکسی مبتلا می‌شوند و حتی در کودکان مبتلا، شدت بیماری کمتر است
در واقع ساختار زبان بسیار با اهمیت است. نتایج آزمایشی روی دانشجویان انگلیسی، فرانسوی و ایتالیایی نشان داده که خوانش‌پریشان ایتالیایی سریع‌تر و بهتر از فرانسوی‌ها و انگلیسی‌ها می‌خوانند.

درواقع زبان انگلیسی بی‌قاعده و مرکب است. در اشعار <لرد بایرون> برای ۴۰ آوا، هزار نوع املا وجود دارد. در مقایسه در زبان <مولیر> برای ۳۵ آوا ۱۹۰ املا و در زبان <دانته> برای ۲۵ آوا ۳۳ املا وجود دارد. به همین علت تعداد انگلیسی‌های مبتلا به دیسلکسی بیش از فرانسوی‌ها و ایتالیایی‌ها است.

از سوی دیگر مبتلایان به این بیماری در میان آلمانی‌ها و فنلاندی‌ها که زبان با قاعده دارند، بسیار کم است. در کشورهایی که زبان با قاعده دارند، کودکان به طور میانگین در کمتر از سه ماه خواندن را می‌آموزند در حالی که این روند در میان کودکانی که زبان مادری‌شان پیچیده و بی‌قاعده است بی‌قاعده است به طور تدریجی و طی ۵ سال دبستان به طول می‌انجامد.

● مراقبت‌های خانگی

کودکی که نارساخوانی دارد نیازمند توجه و کمک ویژه والدین است، با این حال نباید بیش از حد مراقب کودک بود. کودک را یک فرد شکست خورده درنظر نگیرید بلکه او را تشویق کنید تا مهارت‌های جدیدی بیاموزد.

● درمان پزشکی

درواقع دیسلکسی درمان ندارد. کودک خوانش‌پریش در مدرسه، کودن خطاب می‌شود، از دوستانش فاصله می‌گیرد، از زندگی ناامید می‌شود و به همین علت است که بیشتر دانش‌آموزان مبتلا به دیسلکسی در اروپا دست به خودکشی می‌زنند، در صورتی که کودک مبتلا به دیسلکسی هیچ‌گونه مشکل جسمی و روانی ندارد.

ابتدا باید این مسایل را حل کرد سپس با استفاده از برنامه‌ای ویژه و زیرنظر متخصصان براساس توانایی و مشکلات کودک، آموزش خواندن و نوشتن را آغاز کرد. فراموش نکنید ۵ تا ۱۰ درصد کودکان دبستانی دیسلکسی دارند

● آیا ارتباطی بین چشم و اختلالات خواندن وجود دارد؟

بسیاری از معلمان، والدین و اولیای مدرسه ممکن است ناتوانی‌های درسی کودک را ناشی از اختلال بینایی و چشمی وی بدانند؛ در حالی که این اختلال ناشی از روند پردازش اطلاعات در مغز است و چشم‌های این کودکان با سایر کودکان طبیعی تفاوتی ندارد.

چشم مانند یک دوربین عکاسی کار می‌کند؛ وقتی تصویری از محیط دریافت می‌دارد، از طریق عصب بینایی اطلاعات را به مغز ارسال می‌کند. چشم‌های شما ادراکی نسبت به آنچه می‌بینند، ندارند. دوربین عکاسی نیز همین‌طور است. اما ذکر چند نکته در این مورد بسیار مهم به نظر می‌رسد: بسیاری از کودکان به علت ناتوانایی‌های درسی ممکن است به اپتومتریست و یا چشم پزشک ارجاع داده شوند و آنان نیز مانند دیگر کودکان اختلال بینایی و چشمی داشته باشند و برای آنها عینک تجویز شود؛ اما انتظار بهبود درس آنها با تجویز عینک و یا موارد مشابه وجود ندارد.

ممکن است برخی از چشم پزشکان و یا اپتومتریست‌ها فیلتر و یا تمرینات بینایی ویژه‌ای برای این کودکان تجویز کنند که باید گفت، انجام این تمرینات و یا تجویز عینک جهت تغییر روند ادراک بینایی کودک است و طبعا در شرایط انکساری و تیزبینی کودک تاثیری نخواهد داشت.

● آیا درمانی برای اختلالات خواندن وجود دارد؟

درمان اختلال خواندن به تنهایی و توسط یک فرد امکانپذیر نیست. برای بهبود شرایط خواندن و نوشتن و ادراک کودک، همکاری نزدیک آموزگار و والدین، اپتومتریست، شنوایی‌سنج (ادیولوژیست) و گفتار درمان (کلیدی‌ترین فرد) ضروری است.

هماهنگی این افراد ضامن پیشرفت کودک خواهد بود. فراموش نکنیم، عدم توجه به این کودکان باهوش، حتما مسیر زندگی آنان را در آینده تغییر خواهد داد. این موضوع شاید تاکنون کمتر مورد توجه کسی قرار گرفته باشد؛ اما با یک بررسی دقیق و اقدامات درمانی مناسب می‌توان از مشکلات جدی این کودکان در آینده جلوگیری کرد.



موضوع مطلب : دانستی معلم
دوشنبه ٢۱ دی ۱۳٩٤ :: ٢:٢٤ ‎ق.ظ ::  نويسنده : مجید

چرچیل می‌گوید: در میانه جنگ جهانی دوم درحالیکه لندن زیربمباران نازیها بود قرار جلسه ای بسیار مهم داشتم. به علت اشتغال به کارهای دیگر چند دقیقه مانده به جلسه به راننده‌ام گفتم مرا فوری به محل جلسه برساند. راننده مسیر کوتاه ولی ورود ممنوع را انتخاب کرد. وسط خیابان ناگهان افسر راهنمایی‌ قبض جریمه در دست، دستور توقف داد. راننده گفت: «این ماشین نخست‌وزیر است. ایشان به جلسه محرمانه‌ای می‌رود و باید سر ساعت به جلسه برسد». افسر با خونسردی گفت: «هم ماشین و هم نخست‌وزیر و هم من وظیفه‌امون را خوب میشناسیم » پلیس جریمه را صادر کرد و دستور دور زدن به راننده داد، وقتی راننده مشغول دور زدن شد چرچیل سیگار برگش .را روشن کرد و گفت: «جنگ را می‌بریم، چون قانون حاکم است و خیابان‌های لندن به رغم بمباران سنگین دشمن با قانون اداره می‌شود». چرچیل درست پیش‌بینی کرده بود. ﺟﺒﺮﺍﻥ ﺧﻠﯿﻞ ﺟﺒﺮﺍﻥ ﻣﯿﮕﻪ: ﺑﺮﺍﯼ ﺍﻧﻬﺪﺍﻡ ﯾﮏ ﺗﻤﺪﻥ ﺳﻪ ﭼﯿﺰ ﺭﺍ ﺑﺎﯾﺪ ﻣﻨﻬﺪﻡ ﮐﺮﺩ: ﺍﻭﻝ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ , ﺩﻭﻡ ﻧﻈﺎﻡ ﺁﻣﻮﺯﺷﯽ ﻭ ﺳﻮﻡ ﺍﻟﮕﻮﻫﺎ . ﺑﺮﺍﯼ ﺍﻭﻟﯽ ﻣﻨﺰﻟﺖ ﺯﻥ ﺭﺍ ﺑﺎﯾﺪ ﺷﮑﺴﺖ ﺑﺮﺍﯼ ﺩﻭﻣﯽ ﻣﻨﺰﻟﺖ ﻣﻌﻠﻢ ﻭ ﺑﺮﺍﯼ ﺳﻮﻣﯽ ﻣﻨﺰﻟﺖ ﺩﺍﻧﺸﻤﻨﺪﺍﻥ.... هیتلر در جنگ جهانی دوم به تنها قشری که اجازه وارد شدن به جنگ در کشورش نداد معلمین بودند و دستور داد معلمین را در سنگرهای زیرزمینی محبوس کنند دلیلش را از او پرسیدند او گفت اگر در جنگ پیروز شویم برای جهانگشایی به آنها نیاز داریم و اگر شکست بخوریم برای ساختن کشور به آنها نیاز داریم : آینده نگریش درست از آب درآمد و معلمان بخوبی موجب آبادانی آلمان شدند...



موضوع مطلب : دانستی معلم / نقش آموزش و پرورش
جمعه ۱۱ دی ۱۳٩٤ :: ٦:۳٥ ‎ب.ظ ::  نويسنده : مجید

 

جمعیت زیادی دور حضرت علی (ع) حلقه زده بودند ..

مردی وارد مسجد شد و در فرصتی مناسب پرسید:

– یا علی ! سؤالی دارم . علم بهتر است یا ثروت؟

حضرت علی(ع) در پاسخ گفت: علم بهتر است ؛ زیرا علم میراث انبیاست و مال و ثروت میراث قارون و فرعون و هامان و شداد.
مرد که پاسخ سؤال خود را گرفته بود، سکوت کرد.

در همین هنگام مرد دیگری وارد مسجد شد و همان‌طور که ایستاده بود بلافاصله پرسید:
– اباالحسن! سؤالی دارم، می‌توانم بپرسم؟
امام در پاسخ آن مرد فرمود : بپرس !

مرد که آخر جمعیت ایستاده بود پرسید : علم بهتر است یا ثروت ؟

حضرت علی فرمود: علم بهتر است؛
زیرا علم تو را حفظ می‌کند، ولی مال و ثروت را تو مجبوری حفظ کنی . نفر دوم که از پاسخ سؤالش قانع شده بود، همان‌‌جا که ایستاده بود نشست.

در همین حال سومین نفر وارد شد، او نیز همان سؤال را تکرار کرد ، و امام در پاسخش فرمود:
علم بهتر است ؛ زیرا برای شخص عالم دوستان بسیاری است ، ولی برای ثروتمند دشمنان بسیار !

هنوز سخن امام به پایان نرسیده بود که چهارمین نفر وارد مسجد شد. او در حالی که کنار دوستانش می‌نشست ، عصای خود را جلو گذاشت و پرسید :

– یا علی ! علم بهتر است یا ثروت؟

حضرت ‌علی در پاسخ به آن مرد فرمودند: علم بهتر است ؛ زیرا اگر از مال انفاق کنی کم می‌شود ؛ ولی اگر از علم انفاق کنی و آن را به دیگران بیاموزی بر آن افزوده می‌شود.

نوبت پنجمین نفر بود. او که مدتی قبل وارد مسجد شده بود و کنار ستون مسجد منتظر ایستاده بود، با تمام شدن سخن امام همان سؤال را تکرار کرد .

حضرت‌ علی در پاسخ به او فرمودند : علم بهتر است ؛ زیرا مردم شخص پولدار و ثروتمند را بخیل می‌دانند، ولی از عالم و دانشمند به بزرگی و عظمت یاد می‌کنند.

با ورود ششمین نفر سرها به عقب برگشت، مردم با تعجب او را نگاه ‌کردند. یکی از میان جمعیت گفت : حتماً این هم می‌خواهد بداند که علم بهتر است یا ثروت !

کسانی که صدایش را شنیده بودند ، پوزخندی زدند . مرد ، آخر جمعیت کنار دوستانش نشست و با صدای بلندی شروع به سخن کرد : یا علی ! علم بهتر است یا ثروت؟

امام نگاهی به جمعیت کرد و گفت: علم بهتر است؛ زیرا ممکن است مال را دزد ببرد، اما ترس و وحشتی از دستبرد به علم وجود ندارد. مرد ساکت شد.

همهمه‌ای در میان مردم افتاد ؛ چه خبر است امروز !

چرا همه یک سؤال را می‌پرسند؟

نگاه متعجب مردم گاهی به حضرت‌ علی و گاهی به تازه‌ واردها دوخته می‌شد..

در همین هنگام هفتمین نفر که کمی پیش از تمام شدن سخنان حضرت ‌علی وارد مسجد شده بود و در میان جمعیت نشسته بود ، پرسید :

– یا ابالحسن ! علم بهتر است یا ثروت ؟

امام فرمودند : علم بهتر است ؛ زیرا مال به مرور زمان کهنه می‌شود، اما علم هرچه زمان بر آن بگذرد، پوسیده نخواهد شد.

در همین هنگام هشتمین نفر وارد شد و سؤال دوستانش را پرسید که امام در پاسخش فرمود: علم بهتر است ؛ برای اینکه مال و ثروت فقط هنگام مرگ با صاحبش می‌ماند ، ولی علم، هم در این دنیا و هم پس از مرگ همراه انسان است .

سکوت، مجلس را فراگرفته بود، کسی چیزی نمی‌گفت ..

همه از پاسخ‌‌های امام شگفت‌ زده شده بودند که … نهمین نفر هم وارد مسجد شد و در میان بهت و حیرت مردم پرسید:

یا علی ! علم بهتر است یا ثروت ؟

امام در حالی که تبسمی بر لب داشت ، فرمود : علم بهتر است ؛ زیرا مال و ثروت انسان را سنگدل می‌کند ، اما علم موجب نورانی شدن قلب انسان می‌شود .

نگاه‌های متعجب و سرگردان مردم به در دوخته شده بود ، انگار که انتظار دهمین نفر را می‌کشیدند. در همین حال مردی که دست کودکی در دستش بود، وارد مسجد شد. او در آخر مجلس نشست و مشتی خرما در دامن کودک ریخت و به رو به‌ رو چشم دوخت ..

مردم که فکر نمی‌ کردند دیگر کسی چیزی بپرسد ، سرهایشان را برگرداندند ، که در این هنگام مرد پرسید :

– یا ابالحسن ! علم بهتر است یا ثروت ؟

نگاه‌های متعجب مردم به عقب برگشت. با شنیدن صدای حضرت علی مردم به خود آمدند :
علم بهتر است ؛ زیرا ثروتمندان تکبر دارند ، تا آنجا که گاه ادعای خدایی می‌کنند ، اما صاحبان علم همواره فروتن و متواضع‌ اند . فریاد هیاهو و شادی و تحسین مردم مجلس را پر کرده بود.
سؤال کنندگان ، آرام و بی‌صدا از میان جمعیت برخاستند.

هنگامی‌که آنان مسجد را ترک می‌کردند ، صدای امام را شنیدند که می‌گفت: اگر تمام مردم دنیا همین یک سؤال را از من می‌پرسیدند، به هر کدام پاسخ متفاوتی می‌دادم .

کشکول بحرانی، ج۱، ص۲۷. به نقل از امام علی‌بن‌ابی‌طالب، ص۱۴۲.



موضوع مطلب : دانستی معلم / تربیتی / مذهبی(تشیع) / سخن بزرگان
صفحات سایت
RSS Feed