آموزش ابتدایی
تحول نو در رشد ابتدایی
صفحه نخست            پروفایل مدیر سایت            پست الکترونیک   
جمعه ۸ خرداد ۱۳٩٤ :: ٧:٤٠ ‎ب.ظ ::  نويسنده : مجید



موضوع مطلب : عکس
جمعه ۸ خرداد ۱۳٩٤ :: ۱:۳٤ ‎ق.ظ ::  نويسنده : مجید

یکی از کارهای واجب ما این است که آحاد ملت ما از کوچک و بزرگ ، از مقامات عالی تا آحاد مردم قدر معلم را بدانند ، اهمیت معلم را درک کنند ، حرمت معلم را بشناسند، این از کارهای بسیار اساسی است .

(مقام معظم رهبری )

 

مقدمه :

نقش معلم در تربیت دانش آموز بر هیچ کس پوشیده نیست ، تماس نزدیک بین معلم و دانش آموز و نفوذی که معلم بر دانش آموز دارد نقش مهمی در علامت فکری و روانی ایشان ایفا می کند و ممکن است به شیوه های گوناگون مثل تقلید الگوسازی و گاهی اوقات همانندسازی بروز کند . معلم باید علاوه بر نقش تربیتی و پرورشی که در مدارس انجام می دهد الگودهی را به عنوان یک ابزار تربیتی مورد استفاده قرار دهد . معلم به دقت ، تفکر دانش آموزان را تحت نظر قرار می دهد در مواقع مناسب توجه آنان را به کل هستی و مبدا خلقت جلب نماید و همچنین با رفتار خود ارزش ها را در دانش آموزان درونی سازد . 

 

روانشناسان و مربیان تعلیم و تربیت معلم را مرجع واقعیت برای کودک می دانند ، در این حیطه از آنان انتظار می رود رفتار فعالیت های معمولی خویش را براساس اصول و ضوابط سلامت روان مورد آزمون و ارزشیابی قرار دهند و با آزمون نگرش ها و احساسات ، ارزشها و رفتار خویش از سویی و مشاهده ی کودکان و تعبیر و تفسیر رفتار آنان و کشف مشکلاتشان می توانند موفقیت های آموزشی را در جهت مثبت ، پیشگیری و یا درمانی از نو سازمان دهند. 

 

شناخت توانائیها ، نیازها ، ناسازگاریها و ویژگیهای رفتار و خصوصیات روانی کودکان و نوجوانان از اهمیت ویژه ای برخوردار است . این شناخت باعث درک کودکان می شود و همچنین زمینه ای برای برنامه ریزی و به کار بردن امکانات آموزشی و پرورشی می شود ، مادامی که کودکان نتوانند تحمل کردن مدرسه را یاد بگیرند کوشش در زمینه ی یادگیری آنان بی ثمر خواهد بود . کودکان آسیب پذیر از لحاظ عاطفی را نمی توان مجبور به شرکت در فعالیتهای مدرسه کرد مگر آن که بتوانند معلم و مدرسه را بپذیرند و به آن اطمینان و اعتماد کنند ، فشار بر چنین کودکانی تنها براساس تهدید در آنان می افزاید و این افزایش به نوبه ی خود اضطراب نفرت و اشکال مختلف رفتار منفی گرایانه را در آنان تشدید می کند. 

 

نقش معلمان در سلامت روان دانش آموزان

برای سلامت روان دانش آموزان باید اقدامات زیر در مدرسه انجام شود .

 

  1. مساعدت به دانش آموز در شناخت بهتر اجتماع خود
  2. شناخت مشکلات روانی و عاطفی دانش آموزان و ارجاع آن به مراکز درمانی
  3. هماهنگ کردن مطالعه ی دانش آموزان با برنامه های والدین در خانه
  4. ارائه کمک های مختلف روانی و تربیتی به دانش آموزانی که به آنها نیاز دارند .
  5. کمک به کارکنان مدرسه در فراگرفتن هرچه بیشتر درباره رشد ، یادگیری ، شخصیت ، کسب بینش بیشتر درباره ی نیازهای آنان از طریق کلاس های آموزش ضمن خدمت .

 

روان شناسان و مربیان تعلیم و تربیت معلم را مرجع واقعیت برای کودک می دانند ، در مدرسه کودکان باید بیاموزند که با زندگی آن چنان که هست مواجه شوند ، باید بیاموزند که با آداب و رسوم و ارزشهای موجود در جامعه خود را منطبق سازند و به نیازهای دیگران توجه داشته باشند ، در این حیطه نیاز نیست که معلمان از نقش واقعی خویش که آموزشی هست فراتر بروند بلکه از آنان انتظار می رود رفتار و فعالیت های معمولی خویش را براساس اصول و ضوابط سلامت روان مورد آزمون و ارزشیابی قرار گیرند .

 

معلمان با آزمون نگرش ها ، احساسات ، ارزشها و رفتار خویش از سوئی و مشاهده ی کودکان و تعبیر و تفسیر رفتار آنان و کشف مشکلاتشان از سوی دیگر می توانند موقعیت های آموزشی را در جهت مثبت ، پیشگیری و یا درمان ، از نو سازمان دهند.  

 

اکثر کودکان به خوبی می دانند که اگر رفتاری بر خلاف ارزشهای مجاز در جامعه انجام دهند باید تنبیه و مجازات شوند اول با این حال چرا عده ای از کودکان و نوجوانان برای والدین و مدرسه مشکل می آفریند و علی رغم پند و اندرزهایی که به آنها داده می شود باز هم به این کار اصرار می ورزند این کار چند دلیل دارد . 

 

  1. رفتارهای اجتماعی مناسب توسط والدین به آنها آموزش داده نشده است ؛ به طوری که والدین کینه توز فرزندان کینه توز و والدین مضطرب فرزندان مضطرب خواهند داشت . مدرسه می تواند با ارئه ارزشهای صحیح و منطقی بزرگسالان بیشترین کمک را به آنان بنمایند کودک منزوی که اغلب نیز تنبیه می شود بی شک انگیزه ی کمی برای پذیرش ارزشهای صحیح مدرسه دارد . 

 

  1. تعارض نقش ها در زندگی کودک باعث می شود که کودک در شناخت نقش خود دچار مشکل شود ، هرگاه این نقش ها با یکدیگر در تعارض باشند این سوال مطرح می شود که کدام یک از این نقش باید بیشتر مورد تاکید واقع شود . بدیهی است کودک به نقشی که بتواند بیشترین پاداش را به رفتار او بدهد گرایش خواهد داشت . مثلا در بعضی خانواده ها فحش دادن تقریبا مرسوم است و به آن چندان اهمیتی نمی دهند. 

 

  1. شرایط مدرسه : کودکی که نتواند به رضایت کافی از مدرسه یابد اغلب در همانند سازی با اولیا مدرسه شکست می خورد و با مشکلات انظباطی و تحصیلی مواجه خواهد شد و اغلب چنین کودکانی ترک تحصیل می کنند و کودکان با هوش نیز تکالیف مدرسه را پوچ و بی معنی می یابند و عده ای دیگر خود را در رسیدن به موفقیت درسی عاجز و ناتوان می بینند و بالاخره گروهی بی عدالتی و رفتار غیر منصفانه ی معلم را مسئول شکست خود می پندارند و به دنبال راههایی جهت خالی کردن کینه و دشمنی خویش بر می آیند.

مشکلاتی چون پر جمعیتی کلاسها ، نبودن وسائل و امکانات لازم اعم از درسی و بازی و غیره نامناسب بودن تکالیف درسی ، عدم شناخت معلم از دانش آموزان و عدم توانایی وی در تدریس و تفهیم مطالب درسی ، از جمله مواردی است که شرایط نامطلوب و نامناسب را در مدرسه فراهم می سازد و باعث بدرفتاری دانش آموزان می شود . 

 

  1. رفتار معلم ، معلمی که پیوسته با کودکان در مبارزه بر سر قدرت است و بر رفتاری چون تمسخر ، سرزنش ، تحقیر و... دست می زند . نفرت را به جایی می رساند که اکثر دانش آموزان و حتی بچه های خوب کلاس را به شورش رفتار خصمانه می کشاند این گونه معلمان هیچ توجهی به احساسات دانش آموزان نمی کنند ، بدیهی است که مسئولان در حد امکان افراد شایسته و سالم را از نظر روانی استخدام و تربیت کنند تا بتوانند از عهده ی رسالت این حرفه ی تخصصی مهم آموزش و پرورش برآیند.

معلم باید کودک را بپذیرد هرچند که نمی تواند رفتار کودک را بپذیرد و تنها به خاطر شکل ظاهری دانش آموز از جهت این که مثلا لباس های نامنظم دارد یا دست و صورتی نشسته دارد دانش اموز را طرد نکند و سعی کند که این خلاء ها را پر کند مثلا به او آموزش دهد که نظافت سر و صورت  و لباس ها باعث زیبایی ظاهری و سلامت جسمانی روحی شود یا اینکه به دانش آموز یاد بدهد که بعد از رفتن به دست شویی از صابون استفاده کند و مشکلاتی که در صورت نشستن دست برای او رخ می دهد را برای او تشریح کند . مثلا در مورد رشد انگل ها و میکروب ها در حد شناخت کودک برای او بیان کند .

 

همچنین در خصوص بهداشت محیط در خانه و مدرسه به او آموزش بدهد که از کثیف کردن خانه ، مدرسه ، کلاس خود ، خودداری کند چون همه ی این عوامل در سلامت و رشد اجتماعی و تربیتی دانش آموز تاثیر دارد .

معلم باید کودک را به عنوان یک شخص احترام نمود به عنوان انسانی با تواناییهای بالقوه برای آینده ارج نهد ، معلم نباید کوشش خویش را صرف حکمرانی بر کودک کند بلکه باید سعی در جهت دادن اعمال کودک به سوی پیشرفت . 

 

معلم باید قادر به بیان و ابراز احساسات واقعی خویش باشد تا آن که کودک بتواند او را به عنوان یک انسان شریف و قابل اعتماد ببیند چنین مهمی در عین حال که در صدد ایجاد تغییر مطلوب در رفتار کودک است هرگز برای او تهدیدآمیز نیست . 

 

همکاری متقابل خانه و مدرسه 


همخوانی و هماهنگی خانه و مدرسه در تربیت کودک او را در نیل به تماس و درک بهتر واقعیت و همچنین در تثبیت شخصیت یاری می دهد و در حالی که ناهمخوانی در فعالیت های خانه و مدرسه احتمالا به تعارض و حتی اضطراب رفتاری در کودک می انجامد .

مدرسه باید والدین را در درک و شناخت فرزندانشان کمک کنند یکی از این اقدامات جلساتی است که با حضور والدین ، فرزندان و معلمان تشکیل می شود 

.

هدف های جلسات بین والدین و معلمان 


  1. ایجاد یک رابطه ی دوستانه و صمیمانه بین معلمان و والدین
  2. کمک به والدین برا یدرک بهتر فرزندان خود
  3. شناخت عملکرد مدرسه برای دانش آموز و تشریح آن برای والدین
  4. آشنا شدن معلم با وضع خانوادگی دانش آموز
  5. قادر ساختن معلم و والدین برای برنامه ریزی برای دانش آموز

 

خانواده و نقش آن در تربیت فرزند خود 


اولین محیطی که کودک پیش روی خود می بیند مدرسه است ، نوع روابط والدین با یکدیگر ، ارتباط والدین و فرزندان و نیز روابط فرزندان با هم در تربیت اجتماعی آنان نقش مهمی ایفا می نماید . خانواده می تواند الگوهای سالم دوست یابی ، آداب و سنن اجتماعی را به کودکان معرفی کند . این نهاد تربیتی می تواند آموزنده و سازنده باشد و آثار سوء بر روی کودک بگذارد و بعضا باعث به وجود آمدن مشکلاتی برای کودک در اجتماع و همچنین در مواردی وقوع جرم و جنایت توسط این قبیل کودکان در سطح جامعه است . 

 

محیط خانواده شخصیت فرزندان را شکل می دهد از این رو تعامل بین معلم و  والدین باعث شناخت این وضعیت ها برای والدین می شود و از بروز احتمالی این قبیل رفتار جلوگیری می کند .

در خانواده های از هم گسیخته یعنی خانواده هایی که روابط اعضاء در آن به نحو بارزی از هم پاشیده و روابط بین اعضای آن قطع شده است  مانند خانواده های طلاق آثار سویی بر فرزندان خواهد گذاشت . فرزندان در این چنین خانواده هایی ممکن است به صورت های مختلف آسییب خورده و یا آسیب زا شوند .

 

 

روش هایی برای کمک به دانش آموز توسط معلم 


  1. برای دانش آموزان خود وقت کافی در نظر بگیرند و دقیقا توضیح دهند که چه رفتاری پذیرفتنی نیست و هنگام سرزنش کودک رفتار او را مورد خطاب قرار دهد نه شخصیت کودک را .
  2. بعضی از مواقع عدم وجود مهارتی خاص موجب اضطراب می شود مثلا قرار گرفتن دانش آموز در جمع دوستان فرد که نمی تواند به راحتی این کار را انجام دهد . معلم باید این ایراد را شناسایی و از او دور نماید . 

 

  1. وقتی دانش آموز هنگام آموختن درس خود دچار مشکل است به او کمک کند تا مشکل خود را تشخیص دهد و برطرف نماید
  2. وقتی دانش آموز اشتباهی را مرتکب می شود  معلم باید تا جایی که امکان دارد برای اصلاح آن اشتباه وقت کافی بگذارد. 

 

  1. دادن آموزش های اجتماعی ـ تربیتی ـ بهداشتی و ... به دانش آموز
  2. تشویق و تنبیه در وقت و زمان مناسب البته نه تشویق اغراق آمیز و بی جا و بیش از حد .

امید است که با این کار کوچک جهت مثبتی در معلم و والدین ایجاد شود تا دانش آموزان و فرزندان خود را بیشتر درک و بشناسند و رفتار و فعالیت های معمولی خویش را براساس اصول و ضوابط سلامت روان مورد آزمون و ارزشیابی قرار دهند تا دانش آموز معلم خود را به عنوان یک الگوی مناسب بشناسد  تا از این طریق بتوانیم یک آموزش و پرورش خوب و سالم و عاری از هرگونه اعمال قدرت و تمسخر ، سرزنش و تحقیر داشته باشیم .

 

      

 

منابع

  1. رفتارهای بهنجار و نابهنجار کودکان و نوجوانان ، دکتر شکوه نوابی نژاد ، چاپ 1383.
  2. ماهنامه رشد ، مدیریت مدرسه ، دوره ی پنجم ، مهرماه 1385.
  3. ماهنامه پیوند ، مهر ماه 1390، شماره 384.
  4. خانواده و فرزندان ، تالیف استادان طرح جامع ، آموزش خانواده ، جلد دوم ، چاپ 1385.
  5. خانواده و فرزندان ، تالیف استادان طرح جامعه آموزش خانواده ، جلد چهارم ] چاپ 1385.


موضوع مطلب : دانستی معلم / نقش آموزش و پرورش
چهارشنبه ٦ خرداد ۱۳٩٤ :: ٥:٥٢ ‎ق.ظ ::  نويسنده : مجید

“منظور از گزارش پیشرفت تحصیلی در دوره ابتدایی ( پایه اول تا ششم )، همان بازخورد پایانی است که معلم با عنایت به سالت خطیر شغلی، در دو یا سه نوبت از سال تحصیلی (دی ماه و خردادماه و در صورت لزوم شهریورماه) با توجه به تفاوت های فردی دانش آموز و با استفاده از شواهد و اطلاعات جمع آوری شده در پوشه کار و سایر مستندات مثل رویدادنگاری دفتر کلاسی، جهت ارائه به ذی نفعان (والدین، دانش آموز و مدیرمدرسه) تکمیل می نماید.”

توصیه ها :

به واحد آموزشی توصیه می شود که:

* نمون برگ الف (گزارش پیشرفت تحصیلی – تربیتی) به صورت دستی توسط معلم نوشته می شود و به خانواده ارائه می گردد؛ لذا تایپ سیستمی آن توسط مدرسه ضروری نیست.

* توصیف عملکرد و تعیین رتبه ی درس تربیت بدنی یا دروس دیگر که توسط مربی متخصص غیر از آموزگار مربوط تدریس می شود به عهده ی آن مربی خواهد بود.

* نمون برگ الف (گزارش پیشرفت تحصیلی – تربیتی)پس از رؤیت خانواده توسط مدرسه صحافی و به عنوان سند در آموزشگاه نگهداری می گردد.

* نمون برگ الف (گزارش پیشرفت تحصیلی – تربیتی)در سه نوبت مجزا ( دی ، خرداد و شهریور – برای دانش آموزان نیاز به تلاش خردادماه – )تکثیر و در اختیار معلم جهت تکمیل گذاشته می شود

* قبل از تحویل نمون برگ الف (گزارش پیشرفت تحصیلی – تربیتی) به اولیا، جلسه ای توسط معلم تشکیل شود تا اقداماتی که لازم است اولیا بعد از دریافت گزارش، انجام دهند به اطلاع آن ها رسانده شود.

* به اولیا یادآوری گردد با توجه به اینکه توصیف عملکردها درنمون برگ الف (گزارش پیشرفت تحصیلی – تربیتی)کلی است برای درک درست میزان یادگیری و تشخیص صحیح تکلیف خود در جهت یاری بخشی به فرزندشان به پوشه کار دانش آموز که در طول سال تحصیلی و به شکل فرایندی تهیه گردیده است مراجعه نمایند.

* نمون برگ ب( کارنامه تحصیلی -تربیتی) بعد از تائید مدرسه در پرونده تحصیلی دانش آموز بایگانی و نگهداری می گردد.

طبقات

تعریف هر طبقه

هدف کلی آموزشی (نتایج یادگیری

        فعلهای رفتاری

(به صورت زمان حال ساده و سوم شخص مفرد)

دانش

در این طبقه از دانش آموز انتظار  می رود تا چیزهایی را که آموخته است عینا پاسخ دهد و شامل یادآوری بازشناسی آموخته ها      می شود

اصطلاحات متداول را     می داند. مفاهیم اصلی را می داند. روشها را می داند

تعریف می کند . نام می برد. بازگو می کند . فهرست می کند . نسخه برداری می کند . بیان می کند. تکرار می کند. فکر   می کند. مشخص می کند . جور می کند . توصیف می کند.

درک و فهم

(فهمیدن)

 آن دسته از هدف ها ، رفتار ها یا پاسخ هایی است که با فهمیدن و درک کردن همراه است و لازمه آن فهم معنی ظاهری یا تحت اللفظی پیام ها یا منظورهای موجود در سوالات است مانند ترجمه کردن ، تفسیر کردن ،استخراج (درک اطلاعات ناشناخته از اطلاعات شناخته شده) خواندن نقشه ، جدول ، نمودار ، فرمول های ریاضی و ...

اصول را می فهمد

تئوریها را می فهمد

قوانین را می فهمد

مثال می زند .حل می کند .ترجمه می کند .تخمین می زند .توضیح می دهد .خلاصه می کند .تمیز میدهد .برگردان      می کند .بسط می دهد مطابقت میکند. پیش بینی می کند. تعمیم می دهد. بازنویسی می کند

کاربرد

کاربرد یعنی استفاده از آموخته های پیشین در موقعیتهای جدید و حل مسایل جدید

مفاهیم و اصول را در موقعیت جدید به کار      می برد . قوانین و نظریه ها را در موقعیتهای عملی به کار می برد.

تغییر می دهد. محاسبه می کند . نمایش می دهد . کشف می کند . اندازه گیری می کند .کنترل می کند . با مهارت انجام می دهد . اصلاح می کند . به کار می برد . تهیه می کند . تولید می کند . نشان می دهد . تولید می کند . آماده  می کند .

تجزیه و تحلیل

به معنی تقسیم مطالب کلی به اجزا تشکیل دهنده آن و تجزیه و تحلیل یعنی تعین اجزا و کشف و بیان روابط بین قسمتهای مختلف یک مطلب و نحوه سازمان بندی آنها و شناخت اصول حاکمبر ساخت مطالب

ساختار یک اثر هنری را تجزیه و تحلیل می کند . جداول و نمودارها را تجزیه و تحلیل می کند . یک متن ادبی را تجزیه و تحلیل    می کند .

به اجزا تقسیم می کند . با نمودار نشان می دهد . مجزا می کند . تجزیه می کند . تفکیک می کند . هجی می کند . به تصویر در    می آورد . استفاده نمی نماید . می شکافد.

ترکیب

توانایی به هم پیوسته عناصر و اجزا به منظور تهیه یک صورت یا کل جدید ترکیب را   می توان توانایی آفرینندگی و تولید دانست که با استفاده از دانسته های پیشین انجام می گیرد.

اصول و قواعد را با یکدیگر ترکیب می کند . طرح جدیدی ابداع  می کند . مطالب را با یکدیگر ترکیب می کند .

طبقه بندی می کند . درهم می آمیزد . انشا می کند . تجدید نظر می کند . سخنرانی می کند . داستان می نویسد . شعر  می سراید. تجدید سازمان می کند . مدون می کند . نمودار تهیه می کند .  گروه بندی می کند . ترکیب می کند .

ارزشیابی

بالاترین هدف فرآیند ذهنی است که در آن شخص قضاوتی مبتنی بر هدف و منظوری خاص درباره ارزشها ، عقاید ،کارها،راه حل ها ، روش ها .مواد و غیره

یک اثر هنری را ارزشیابی می کند . روشهای تدریس را ارزشیابی می کند . قوانین یادگیری را ارزشیابی      می کند

ارزیابی می کند . مقایسه می کند . نتیجه گیری می کند . مقابله   می کند . انتقاد می کند. تفسیر می کند

ربط می دهد. قضاوت می کند.داوری می کند.

  بر اساس بخشنامه دفتر آموزش دبستانی فرم جدید تحت عنوان گزارش الف- عملکرد تحصیلی و تربیتی دانش آموزان در بخش مدارک تحصیلی جایگزین فرم گزارش ارزشیابی کیفی توصیفی و فرم گزارش تربیتی شده است.به این منظور در هر نوبت یک برگ گزارش عملکرد تحصیلی و تربیتی توسط معلم مربوطه تکمیل میشود و جهت درج در سامانه و چاپ کارنامه به دفتر مدرسه تحویل میگردد.معاون مربوطه صرفا ستون نتیجه هر درس رادرسیستم مدرسه درج می نماید.لذا نیازی به درج نتیجه هدفها و انتظارات هر درس به صورت جداگانه نمی باشد.

·       لازم به ذکر است پس از تکمیل فرم الف- عملکرد تحصیلی و تربیتی دانش آموزان توسط معلم گرامی نتیجه آن در سیستم درج و فرم مربوطه به اطلاعه اولیای محترم می رسد..توجه نمایید نیازی به درج توضیحات معلم و درج هریک از انتظارات به طور  جداگانه در سامانه نیست.



موضوع مطلب : دانستی معلم
یکشنبه ۳ خرداد ۱۳٩٤ :: ٥:۱۸ ‎ق.ظ ::  نويسنده : مجید

 

آموزش و پرورش از بدو تشکیل زندگی گروهی انسان و در پاسخ به نیاز انسان ها در روابط متقابل شکل ابتدایی خود وجود داشته است و بنابراین یکی از قدیمی ترین نهادهای اجتماعی است. در شرایط جدید و پیچیده تحولات جهانی، آموزش و پرورش به صورت یک نظام فراگیر، ابتدا جوامع پیشرفته و توسعه یافته و متعاقب آن سراسر جوامع در حال پیشرفت را فرا گرفته است و امروزه جامعه ای نیست که این نظام نقشی در تحول و پویایی و پیشرفت آن نداشته باشد.

 

 در جهان امروز، رابطه آموزش و پرورش با جامعه و در جهت پاسخگویی به نیازهای متنوع و پیچیده آن، اهمیتی مضاعف و روز افزون یافته است. خاصه که با توجه به فرآیند جهانی شدن و تاثیراتی که این فرایند بر ساختارهای اجتماعی دارند، مطالعه و بررسی نظام های آموزشی از اولویت های مهم و اساسی هر جامعه ای به شمار می آید. یعنی هم حکومت، هم مردم و هم سازمان های آموزشی، برنامه ریزان اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی، همچنین معلمان و مربیان به خوبی از این امر مهم آگاهند. بنابراین لازم می آید جهت پاسخ گویی به نیازهای جدید و به خصوص تاثیرات شگرفی که فرایند جهانی شدن ایجاب می کند، شیوه ها و سبک های نوین آموزشی مورد توجه برنامه ریزان آموزشی قرار گیرد. چرا که برای پاسخ به نیازهای جدید، آموزش کهنه و سنتی قادر نیست خود را با شرایط جدید و بالطبع با نیازهای متنوع و پیچیده امروز تطبیق دهد.

 

در این راستا این نوشتار بر آن است با تبیین مهم ترین مولفه های تاثیرگذار در آموزش و پرورش نوین و با تاکید بر نظریه تفسیری «مایکل یانگ» که مورد توجه عده زیادی از علاقه مندان و صاحبنظران مسائل آموزش و پرورش است، ضمن تبیین گسترده ویژگی های آموزش و پرورش نوین راه کارهای لازم را در جهت رهایی از آموزش و پرورش سنتی مطرح می کند تا بلکه زمینه های پویایی نظام آموزشی و هماهنگی آن با نـــیازهای فزاینده جامعه امروزی فراهم آید.

  

 

آموزش و پرورش و نظریه تفسیری مایکل یانگ

  

به اعتقاد بسیاری از جامعه شناسان، شکاف میان جامعه شناسی آموزش و پرورش جدید و آموزش و پرورش سنتی، نوعی تغییر پارادایم یا انقلاب در جامعه شناسی محسوب می شود. اگرچه نخستین نشانه های پیدایش رهیافت جدید به آغاز اصلاحات مدرسه در دهه 1990 در انگلستان برمی گردد. اما اغلب چنین گفته می شود که ظهور کامل آن رهیافت در اوایل دهه 1970 رخ داد. پیش از این جامعه شناسی آموزش و پرورش در انگلستان به شدت متوجه مساله عدالت اجتماعی و اتلاف استعدادها در مدرسه بوده و تحت تاثیر چارچوب کارکردگرایی ساختاری (پارادایم قدیم) قرار داشت.

 

 در حالی که جامعه شناسی آموزش و پرورش جدید دیدگاه کارکردگرایانه در مورد جامعه، دانش و رفتار انسان را رد و نسبت به فهم الگوهای ارتباطی که ساخت اجتماعی واقعیت را شکل می دهند، ابراز علاقه کرده است. در این دیدگاه، جامعه یک هویت پویا تصور می شود که روابط اجتماعی ناشی از کنش و واکنش زنان و مردان آن را شکل می دهد. بدین سان، این دیدگاه به انسان به عنوان موجودی فعال می نگرد. در صورتی که در دیدگاه کارکردگرایی مردم صرفاً اجراکنندگان نقش های اجتماعی از قبل تعیین شده، تصور می شوند به علاوه این حوزه بر این موضوع تاکید می کند که ما نیازمند برداشت خود از واقعیتی که مبتنی بر شعور عامیانه (Knowledge and control) است، هستیم. یعنی این که حوادث و موقعیت های اطراف خود را دیده و به آن ها واکنش نشان دهیم. در حوزه آموزش و پرورش این به معنای مطالعه فرآیند تعامل در کلاس درس، استفاده از شناخت، محتوای آموزش، فضای کلاس درس و نظایر آن است.

  

 

 

یانگ توجه محققان را به عوامل ساختاری که در چارچوب مدرسه مورد غفلت واقع شده بودند، جلب کرد. بدین ترتیب این ایده مطرح شد که از آنجا که شناخت دارای ساخت اجتماعی است لذا می تواند براساس نیت آدمی تغییر یابد. به نظر وی، اصلاحاتی که ما در بحث از فرآیندهای آموزشی به کار می بریم، مطلق نیستند بلکه محصول کنش آدمی در شرایط تاریخی خاصی اند. پس انسان، معانی را برای درک دنیای اطراف خود خلق می کند. به عنوان مثال هوش و خلاقیت هر یک مفاهیم و اصطلاحات نسبی هستند.

 

  به اعتقاد یانگ در واقع، جامعه شناسی تفسیری آموزش و پرورش بر ماهیت اجتماعی مقولات آموزشی و فرآیندهای اجتماعی تأکید می کند که از طریق آن ها این مقولات ساخته شده و حفظ می شوند. به تعبیر برنشتاین، دیدگاه جدید بر ویژگی های دانشی مدرسه، تأکید دارد در نتیجه برنامه درسی، نحوه تدریس و اشکال ارزیابی (امتحان) موردتوجه شدید این دیدگاه قرار می گیرند. برای مثال، در مورد عنصر برنامه ریزی درسی، اگر خواهان اعمال روش فعال و خلاّق فرد باشیم، باید الگوی برنامه درسی، الگوی مبتنی بر ـ دانش آموز به عنوان منبع اطلاعات ـ باشد. در چنین الگویی یادگیری واقعی، فقط زمانی رخ می دهد که دانش آموز شخصاً به سازمان دادن محتوای برنامه همت گمارد، تا به ساختن معنی و مفهوم اختصاصی برای محتوا نایل شود. البته با این تأکید که محتوا را باید شخص دانش آموز انتظام دهد.

 

  به عبارت دیگر، در روش های فعل پذیر (آموزش سنتی)، معلم دانش آموز را به برخورد انفعالی و سطحی با یادگیری ترغیب می کند و این بدان سبب است که درک عمیق دانش آموز از محتوا تحت الشعاع کمیت آموزش داده شده قرار می گیرد. این امر سبب می شود که فراگیری مهارت های ارزنده شناختی نیز مورد غفلت قرار گیرد. اما در روش فعال (خلاق)، دانش آموز می آموزد چگونه تعیین کننده جهت تعلیم و تربیت خود باشد و این قابلیتی است که زیربنای آموزش مستمر را تشکیل می دهد.

 

 

موضوع های اصلی مورد توجه در رهیافت تفسیری آموزش و پرورش

 

الف) مطالعه محیط های یادگیری: از آنجا که رهیافت تفسیری بر عوامل اجتماعی مۆثر بر فرایند تولید و کنترل شناخت تأکید دارد، لذا این پارادایم برای مطالعه شرایطی که در آن یادگیری روی می دهد، بسیار مناسب است. از این لحاظ سه جنبه حائز اهمیت است:

  1) رابطه سلسله مراتبی میان معلم و دانش آموز، ارتباط نمادین میان معلم و دانش آموز و شناختی که اساس تعامل میان آنهاست.

 2) تعامل در کلاس درس: در چارچوب رهیافت جدید، پیوند انتظارات معلم و عملکرد دانش آموز موردتوجه قرار می گیرد. طرفداران این دیدگاه معتقدند که بسیاری از ابعاد تعامل در کلاس درس موردغفلت قرار گرفته است. از جمله این که چگونه معلمان آگاهانه یا ناآگاهانه انتظارات خود را به دانش آموزان منتقل می کنند.

 3) زبان مورداستفاده در کلاس درس: اهمیت زبان در مطالعه عملکرد تحصیلی کاملاً آشکار است در این جهت از دستاوردهای رهیافت جدید، کمک به فهم رابطه میان زبان و موفقیت تحصیلی بوده است. زیرا یکی از فرضیات کانونی این دیدگاه این بوده که زبان با نحوه ادراک واقعیت اجتماعی ارتباط دارد. به عبارت دیگر، فرایندهای فکری افراد و تجربه آنها از جهان اجتماعی را شکل می دهد.

4) برنامه درسی: به اعتقاد یانگ، برنامه درسی در کانون توجه پیروان رهیافت جدید قرار دارد زیرا نهادهای تربیتی نه تنها پردازش کننده افراد، بلکه پردازش کننده شناخت نیز هستند. در این معنا، شناخت معنای گسترده تری یافته و هم شامل محتوای سرفصل های رسمی درس می شود و هم شامل ادراکات و اطلاعات در مورد جامعه و نحوه عملکرد آن است و این همان چیزی است که به آن برنامه ی درسی پنهان می گویند. بنابراین امروزه وقتی از تکنولوژی صحبت می شود مقصود آموختن راه و رسم زندگی روزمره نیست، بلکه تأکید بر فرهنگ غنی و قابلیت های دانش آموزان است.

 

 پیشتر مدرسه آشکارا بر حفظ و ارائه مجدد ارزش های سنتی تأکید داشت. لیکن تحولاتی که اخیراً به وقوع پیوسته اند، برای خلاقیت و شخصیت اهمیت خاصی قائل می شوند. زیرا اهدافی که مدنظر هستند، بهتر مشخص شده و در عین حال در سطوح مختلف رقابت را نیز پیش بینی می کنند، این هدف ها جهت ادامه تحصیل مطلوب را در کودکان بااستعداد مشخص می کنند.

 

 تنوع در برنامه ها و اهداف آموزشی بازگو کننده این نکته است که معلمان باید توجه بیشتری به منافع و روحیات کودکان مبذول دارند.چرا که در آموزش و پرورش آنچه که مهم است، بیدار کردن و پرورش دادن تمامی استعدادها و نیروهای ثمربخش انسان و هماهنگ کردن آن نیروهاست یعنی:

الف) هماهنگ کردن نیروهای باطنی یک فرد و رفع تضادها و تناقضاتی که در وی نهفته است، با ایجاد مهارت در رویارویی با این موانع و تضادها و معنادار کردن مشکلات و دشواری های زندگی.

 ب) به فعالیت درآوردن نیروهای هماهنگ، و یکپارچه کردن آن ها برای پیمودن راه.

 پ) هماهنگ کردن دستگاه های فعال تعلیم و تربیت جامعه ضمن هویت مستقل آن ها.

 ت) در این جا، قانون تربیت، همانا تن دادن به طبیعت کودک و فراهم آوردن شرایط و زمینه های مناسب است تا کودک همانگونه که می تواند و نه آنگونه که ما می خواهیم و یا او می خواهد، تربیت شود. در دیدگاهی نوین، آموزش و پرورش نمی تواند به جامعه و افراد تشکیل دهنده آن و همچین خواست ها و انتظارهای آن بی توجه باشد. «مانهایم» معتقد است که تعلیم و تربیت نمی تواند در خلأ صورت گیرد. وی مشتاقانه سعی داشت تا جامعه ای را که در آن به سر می برد، بشناسد. با تجزیه و تحلیل جامعه و طبقه بندی های آن خواهیم توانست برنامه تربیتی خود را برای نیل به جامعه ای جدید و بهتر تدوین کنیم. وی در کتاب انسان و جامعه اظهار می دارد:

 

 

 جامعه شناسان تعلیم و تربیت را صرفاً وسیله تحقق آرمان های انتزاعی فرهنگ؛ نظیر انسانگرایی، یا تخصص گرایی فنی تلقی نمی کنند، بلکه آن را بخشی از فرآیند تأثیرگذاری بر مردان و زنان می دانند. تعلیم و تربیت را فقط زمانی می توان فهمید که بدانیم فراگیران برای چه جامعه ای و برای کدام موقعیت اجتماعی تعلیم می بینند.

دیدگاهی که می تواند در راستای رهیافت تفسیری یانگ، معنا و فهم نوین پیدا کند. در نتیجه و به طور خلاصه می توان ویژگیهای آموزش و پرورش نوین را با توجه به دیدگاه تفسیری یانگ با اندکی تسامح در محورهای زیر خلاصه کرد:

 

1) مفهوم آموزش و پرورش نوین، فرآیندی درونی و فاعلی است که کشف و به کار انداختن نیروی خلاقه انسان و فعلیت بخشیدن به آن را دربر می گیرد.

2) آموزش و پرورش نوین از تنگنا و محدوده زمانی و مکانی (اینجا و اکنون) بیرون می آید و دامنه و گستره خود را در تعامل با ضرورتای جامعه جهانی توسعه و عمق می بخشد.

 3) در منطق تعلیم و تربیت نوین، هر کسی، مشخصاً حاکم و عامل ترقی فرهنگی و اخلاقی خویش خواهد بود و خودآموزی، خودرهبری و خودگرایی در فرآیند یادگیری تقویت می شود. در واقع فرهنگ ها و ارزش ها از نو بازسازی و بازآفرینی می شوند.

4) تعلیم و تربیت نوین و نوآور، تمامی ابعاد شخصیت و لایه های زندگی فردی و اجتماعی را دربر می گیرد. همان مفهومی که اخیراً سازمان یونسکو با عنوان «یادگیری گنج درون» بر چهار ستون: «یادگیری زیستن»، «باز هم زیستن»، «انجام دادن»، و «دانستن» معنا کرده است و اخیراً آن را در سه حیطه موسوم به سه (H) یعنی سر (Head)، قلب (Heart) و دست (Hand)، تعریف کرده است.

 

البته واضح است که بسیاری از مشکلات نظری که آموزش و پرورش سنتی با آن مواجه است در رهیافت تفسیری و جدید نیز وجود دارند. اما آنچه که در ارتباط با این دیدگاه حائز اهمیت است این است که هر الگویی و رهیافتی آنگاه مثمرثمر است که بتواند به رفع موانع و مشکلات نظام آموزش و پرورش در شرایط پیچیده کنونی فائق آید و زمینه را برای شکوفایی و نوآوری در نظام آموزش و پرورش فراهم کند.



موضوع مطلب : دانستی معلم / تربیتی / کودکان / نقش آموزش و پرورش
جمعه ٢٥ اردیبهشت ۱۳٩٤ :: ۱:٠٦ ‎ق.ظ ::  نويسنده : مجید

 

پرهیز از انتقاد و سخت گیری از اصول تربیت اسلامی فرزندان

 راههای تربیت اسلامی کودکان

طبق مطالعه ای که تأثیرات دین را بر رشد و ارتقای کودکان بررسی کرده است، مشخص شده کودکانی که والدین مذهبی دارند بهتر از دیگر کودکان رفتار می‌کنند و خود را با شرایط تطبیق می‌دهند.

در مطالعه ای که بر روی بیش از 16 هزار کودک که بیشتر آنها در سال‌های اولیه ی تحصیل بودند خواستند ارزشیابی کنند که کودک چه‌قدر بر خود کنترل دارد، چند وقت یک‌بار رفتار ضعیف یا نامناسب از خود نشان می‌دهد و آیا به‌خوبی به همسالانش احترام می‌گذارد و با آنها تعامل دارد یا نه؟ محققان نمرات به‌دست آمده را با اظهارات والدین مبنی بر این‌که چند وقت یک‌بار به مکان‌های مذهبی می‌روند، آیا در مورد دین با کودکشان صحبت می‌کنند یا خیر و آیا بر سر مسائل دینی در خانه مشاجره می‌کنند یا نه، مقایسه کردند.

نتیجه این بود: کودکانی که والدینشان به‌طور مرتب در مراکز دینی شرکت داشتند (به‌خصوص وقتی هر دوی آنها بسیار مرتب به این مراکز می‌رفتند) و با کودکشان در مورد دین صحبت می‌کردند، نسبت به کودکانی که والدینشان مذهبی نبودند، هم از طرف والدین و هم از طرف مربیان نمره ی بهتری در مورد کنترل بر خود، مهارت‌های اجتماعی و تمایل به یادگیری کسب کردند.

همچنین این پژوهش نشان داد هنگامی که والدین غالباًً بر سر مسائل مذهبی بحث و مشاجره می‌کردند، کودکان بیشتر مشکل داشتند.

محققان در توجیه این یافته‌ها می‌گویند: آموزش‌های مذهبی و تربیت اسلامی کودکان به سه دلیل می‌تواند برای کودکان خوب باشد؛ اول این‌که گروه‌های مذهبی از والدین حمایت اجتماعی می‌کنند و این برای رشد مهارت‌های آنان مفید است. کودکانی که بـه این گروه‌های مذهبی آورده می‌شوند وقتــی همـان حرف‌های والدین شــان را می‌شنوند که بزرگســـالان دیگر هـم آنها را تأیید می‌کنند، حرف‌های والدین شـان را در خانـه عمـیق‌تر درک می‌کنند.

دوم این‌که در تربیت اسلامی کودکان انواع ارزش‌ها و هنجارهایی که در گروه‌های مذهبی مبادله می‌شود، اغلب به فداکاری و طرفــداری از خانـواده گرایش دارند. این ارزش‌ها در شکل‌گیری ارتباط والدین با کودکان و در نتیجه رشد کودکان در واکنش به این ارتباط بسیار بسیار مهم هستند .

در آخر سازمان‌های مذهبی مهارت‌های والدین را با معانی مقدس عجین می‌کنند.

تربیت اسلامی کودکان چگونه باید انجام پذیرد؟
والدین در راستای پرورش مذهبی کودکان باید از برخی رفتارها که به ظاهر برای پرورش مذهبی، ولی در واقع مانع چنین هدفی هستند، پرهیز کنند که موارد ذیل نمونه ای از راههای تربیت اسلامی کودکان می باشد می باشد:

1- پرهیز از به کارگیری مفاهیم منفی: به منظور پرورش کودک و تربیت اسلامی کودکان باید به حلاوت ها و زیبایی های دین تأکید کرد. کودکان باید با محبت و عشقی که خداوند به همه انسان ها مخصوصاً کودکان دارد، آشنا شوند. چون تصویر اولیه ای که والدین از بالاترین موضوع مذهبی، یعنی خداوند ایجاد می کنند، در گرایش کودک به مذهب اثر شگرفی دارد. بسیاری از والدین در برابر شیطنت های کودکان، مشکلات رفتاری و حتی رفتارهای طبیعی آن ها که خارج از حوصله خودشان است، به استفاده ابزاری از مفاهیم مذهبی روی آورده و خداوند را متهم می کنند که کودکان شلوغ را عذاب می کند و تصویر یک موجود شکنجه گر را از خداوند در ذهن کودک ترسیم می کنند؛ در حالی که عذاب خداوند برای مکلف گناه کار است نه کودکان.

2- تربیت اسلامی کودکان با پرهیز از اجبار در رفتارهای مذهبی: بررسی ها نشان می دهد که بیش تر مخالفان مذهب، از دو گروه می باشند، گروه اول: کسانی که در دوران کودکی و نوجوانی از آگاهی و تربیت مذهبی مناسب برخوردار نبوده اند. گروه دوم: کسانی هستند که تربیت مذهبی آن ها در کودکی با خشونت و سخت گیری همراه بوده است و در حالی که مساله ای را نمی فهمیده اند، آن ها را وادار به عمل کردن به آن می کردند. لذا والدین متدین نباید فرزندان خود را در انجام عبادات و رفتارهای دینی تحت فشار قرار دهند. آن ها باید کلیات دین را بگویند و رفتارها را به او آموزش دهند و در امور جزئی نیز به طور نامحسوس، رفتار و اعمال فرزندان خود را کنترل کنند.

3- پرهیز از انتقاد و سخت گیری: برای دست یابی به تربیت اسلامی کودکان، نباید کودکان و نوجوانان را در معرض انتقاد و ایرادهای فراوان قرار داد و آن ها را به صورت منفی با مذهب و ارزش ها آشنا کرد. شخصیت مذهبی کودک زمانی شکل می گیرد که متناسب با خواسته ها و روحیات و کشش های درونی او رفتار شود و آن در صورتی است که انگیزه های مذهبی به همراه امید و احساس های مثبت به او منتقل شود، نه سخت گیری و انتقاد؛ چرا که انتقاد زیاد از آن ها در هر زمینه ای که باشد، آنان را به سرکشی وامی دارد و تذکر فراوان، موجب پیدایش لجاجت و مقاومت می شود.

حضرت علی (علیه السلام): الا فراط فی الملامة یشب نیران اللّجاج؛ زیاده روی در ملامت، آتش لجاجت را شعله ور می کند.

انتقاد و سخت گیری بی مورد نه تنها تربیت اسلامی کودکان را مورد خدشه قرار می دهد، بلکه موجب مشکلات روحی و روانی نیز می گردد.

4- پرهیز از استدلال های فراتر از توانایی های ذهنی کودک و نوجوان:

شیوه تبلیغ انبیا این بود که با هر فردی به اندازه درک و فهم خود او سخن می گفتند، توجه به این مساله لازم است که کودکان هنوز به دوره تفکر مذهبی شخصی نرسیده اند و ذهن آن ها قدرت کافی برای درک مسائل و ادله پیچیده را ندارد و از هر استدلالی برای اثبات خداوند و یا هر جنبه ای از دین که فراتر از توانایی های ذهنی آن ها باشد، برداشت های ساده، مطلق و غیرواقعی خواهند داشت و اغلب از معنای ظاهری جملات فراتر نخواهد رفت. وقتی هم که در درک مساله شکست بخورند این شکست را متوجه استدلال و بطلان اصل مساله می دانند.

5- جلوگیری از ادامه و تثبیت تفکر خام مذهبی برای تربیت اسلامی کودکان:

کودکان در سنین خردسالی از طریق تخیل، نمادسازی و الگوسازی به تفکر می پردازند. آن ها برای بیان احساس ترس و اضطراب خود، آن را به شکل غول و هیولا به تصویر می کشند و موجودات خوب و دوست داشتنی را به صورت فرشته و امثال آن ترسیم می کنند، به منظور نزدیک تر کردن درک و تفکر کودکان به حقایق چنین مفاهیمی، باید آن ها را به تجارب محدود کودکانه خودشان ارجاع داد؛ به عنوان مثال وقتی کودک از والدین خود درباره مکان، اندازه و شکل خداوند سوال می کند باید در پاسخ او با بیان های سلبی گفته شود: خدا مثل ما نیست که دست و پا داشته باشد، در خانه ای زندگی کند یا قابل دیدن و لمس کردن باشد.

چنین پاسخی هم به زدوده شدن مفاهیم خام موجود در ذهن کودک کمک می کند و هم سوال و کنجکاوی و میل درونی کودک به کشف حقایق دینی باقی مانده و ادامه آن به کشف درونی دین منجر خواهد شد.



موضوع مطلب : نقش آموزش و پرورش / تربیتی / دانستی معلم / مذهبی(تشیع)
جمعه ٢٥ اردیبهشت ۱۳٩٤ :: ۱:٠٥ ‎ق.ظ ::  نويسنده : مجید



امروز تهدید جنگ نرم برای حیات مقدس نظام جمهوری اسلامی یک حقیقت غیر قابل انکار است. برآیند روند هجمه های تبلیغاتی علیه ایران و حوادثی که پس از انتخابات دهم در ایران رخ داد به خوبی نشان داد که حرکت زیر چتر استکباری جنبش سبز نه تنها یک تهمت نیست بلکه واقعیتی است که کتمان کردن آن اندکی بعید به نظر می رسد. در تعاریف متعددی که از جنگ نرم و عملیات های روانی ذکر شده است غالب آنها بر روی این نکته تاکید دارند که پرورش نخبگان سیاسی مخالف و معاند مهمترین رکن نفوذ در حکومت ها و تغییر روند حکومتی به دلخواه غرب در کشور های هدف است. در واقع آنچه که امروز در کشور رخ می دهد نه تنها یک توهم توطئه نیست بلکه واقعیتی است که انکار آن به عنوان استقرار در اردوگاه دشمن تلقی می شود.
    
    پس از آنکه باراک اوباما با شعار تغییر آخرین برگ از تقویم کاری نو محافظه کاران در کاخ سفید را ورق زد و به کار آنها پایان داد بسیاری بر این باور بودند که روابط ایران و آمریکا در سراشیبی قرار گرفته است و تهدید های نظامی و رسانه ای علیه کشورمان به پایان خواهد رسید. اما امروز پس از آنکه چند سال از حضور دموکرات ها در لابی های کاخ سفید می گذرد نه تنها تهدیدات نرم علیه ایران خاتمه نیافته بلکه بسیار جدی تر نیز دنبال می شود. 
    
    جرج بوش و تیم نومحافظه کارش اگر چه رسما و بسیار جدی ایران را محور شرارت می خواند ودر تلاش برای مقابله باایران بود اما ضربه ای که دموکرات ها با ژست آزادیخواهی که پس از انتخاب بر پیکره نظام اسلامی وارد ساخت بسیار سهمگین تر از مجموعه تهدیدات بوش و جان بولتون علیه ایران بود. امروز دیپلماسی سیاه در دستور کار اتاق های فکر واشنگتن قرار گرفته است. در واقع کاخ سفید چنگال تیز خود را زیر دستکش سفید آقای اوباما مخفی کرده است. امروز ایران در کانون توجهات رسانه های غربی قرار گرفته است و کوچک ترین موضوع در ایران تنها پس از چند ساعت در تمامی رسانه ها و سایت های جهانی به کنکاش گذاشته می شود.این موضوع نشان از آن دارد که براندازی نظام اسلامی که در زمان بوش با تهدیدات نظامی پیگیری می شد امروز وارد فاز تازه ای شده است.جنگ علیه ایران همچنان قوی تر از سوی واشنگتن پیگیری می شود. 
    
    در عملیات جنگ نرم دانشجویان و به طور عام قشر جوان اهداف اصلی برای سرمایه گذاری هستند .در واقع آنچه در اغتشاشات سال 88 مشاهده شد حضور برخی از جوانان گمراه بود که تحت تاثیر شانتاژهای غرب و نگران از واقعه خیالی تقلب دست به آشوب زدند.البته نقش رسانه ها به عنوان اصلی ترین مواضع دشمنان در این جنگ بسیار گسترده و حساس است. شبکه های تلویزیونی غرب به عنوان خط مقدم جبهه ها دراین جنگ محسوب می گردند. در حوادث اخیر شبکه های فارسی زبانی مانند بی بی سی و VOA به خوبی نشان داده اند که به صورت بسیار گسترده و دقیقی در جریان براندازی نرم قرار دارند و نقش بلندگوهای جریان های معاند را برای نظام بازی می کنند.
    
    با این حال یکی از راهکارهای اساسی برای خنثی کردن حیله دشمنان در جنگ نرم توجه بیش از پیش به نقش آموزش و پرورش است . در چند ساله اخیر رهبر معظم انقلاب بر اهمیت مقابله با جنگ نرم غرب علیه کشورمان بارها و بارها تاکید کرده اند و از تمامی مسئولان خواسته اند که خود را برای مبارزه در یک جنگ وسیع و گسترده آماده سازنداز این رو آموزش و پرورش به عنوان یکی از اساسی ترین توپخانه ها برای مقابله با جنگ نرم محسوب می شود. چرا که در این وزارتخانه کودکان و نوجوانان تربیت می یابند که آینده انقلاب اسلامی را رقم می زنند. اگر ما بتوانیم در این وزارتخانه مدیریت و تربیت اسلامی را نهادینه کنیم بی شک می توانین راه را بر فرهنگ غربی ببندیم. وزارت آموزش و پرورش از بزگترین و 
    حساس ترین وزارتخانه ها ی جمهوری اسلامی ایران محسوب می شود.این موضوع که خود از ظرافت های بالایی بر خوردار می باشد هنگامی که به انضمام عملیات های روانی دشمن و هجمه های گسترده ی تبلیغاتی برای حذف و هضم فرهنگ اسلامی از جامعه ایرانی همراه می شود حساسیت کار در وزارت آموزش و پرورش را صد چندان می کند . امروز تقریبا تمامی توانایی غرب کمر به رواج فحشا و دور ساختن جوانان از فرهنگ ناب شیعی در ایران بسته است. از طرفی در کشور ما بهترین دوران از زندگی نوجوانان و کودکان در مدارس صرف می شود .از این رو پاسخ به شبهات و آماده سازی فرزندان و نوباوگان ایران اسلامی برای مقابله با تهاجم فرهنگی تنها و تنها به دست معلمان و زحمت کشان در آموزش و پرورش باید صورت پذیرد.لذا در نهایت می توان گفت آموزش و پرورش خط مقدم در برابر جنگ نرم دشمنان علیه مبادی انقلاب اسلامی است.
    
     


 روزنامه رسالت، شماره 7313 به تاریخ 23/4/90، صفحه 6 (حرف امروز)



موضوع مطلب : دانستی معلم / نقش آموزش و پرورش
صفحات سایت
RSS Feed