آموزش ابتدایی
تحول نو در رشد ابتدایی
صفحه نخست            پروفایل مدیر سایت            پست الکترونیک   
چهارشنبه ٢۸ امرداد ۱۳۸۸ :: ۱٠:۳۸ ‎ب.ظ ::  نويسنده : مجید

وقتی می میریم چی میشه؟

کودک و مرگ

 مرده یعنی چی؟              

            چرا آدما و حیوونا می‌میرن؟

 آیا من هم باید بمیرم؟

             آدما وقتی می میرن کجا میرن؟

 چطور می‌شه فهمید یه نفر مرده؟

             من کی می‌میرم؟

اکثر کودکان نسبت به موضوع مرگ حساس‌اند، شاید فقط به این خاطر که ما هنگام صحبت کردن درباره آن صدای خود را پایین می‌آوریم. اما این مسئله ممکن است موجب سردرگمی و اضطراب آنها شود. بنابراین پرهیز کردن از صحبت درباره این موضوع نه به نفع کودک شما است و نه به نفع خود شما به عنوان پدر یا مادر؛ تا آنجا که می‌توانید در این مورد با کودکان روراست باشید، زیرا با این کار به تمام خانواده کمک می‌کنید که بر غم ناشی از مرگ عزیزان چیره شوند.

کودکان خردسال نمی‌توانند تصور کنند که زندگی روزی به پایان می‌رسد. حتی اشاره‌ای کوچک به چنین سرانجامی نه تنها موجب تحریک شدن آنها به پرسیدن انبوهی از پرسش‌ها می‌شود (عمدتا در مورد خودشان و کسانی که برای محبت و مراقبت به آنها نیاز دارند)، بلکه ترس از مرگ ناگهانی خود یا از دست دادن یکی از اعضای خانواده، آنها را به وحشت می‌اندازد. کودکان معمولا علاوه بر نزدیکان، هر کس را که به‌طور منظم ببینند عضوی از خانواده محسوب می‌کنند. اگر فردی از خانواده گسترده کودک بیمار یا مجروح شود او نگران و مضطرب می‌شود.

از مثال‌هایی که کودکتان تجربه کرده است برای توضیح دادن مرگ استفاده کنید. به عنوان مثال، درباره جوجه پرنده‌ای که به علت بیرون افتادن از لانه مرده بود یا درباره مرگ حیوان خانگی‌تان یا حتی درباره مرگ برگ درختان در پاییز، صحبت کنید.

شما باید درباره موضوع مرگ از ابتدا صریح و شفاف سخن بگویید. هرگز از تعابیر استعاری مثل «مادربزرگ فقط به خواب رفته است»، استفاده نکنید. این کار ممکن است کودکتان را از خوابیدن بترساند و کابوس‌ها و مشکلات زمان خواب را به وجود آورد. همچنین نباید بگویید «پدربزرگ جایی رفته است». زیرا اگر پدربزرگ باز نگردد کودکتان اعتمادش را به شما از دست می‌دهد. مطابق با اعتقاداتتان از توضیحات مذهبی استفاده کنید، اما آماده پاسخ‌ دادن به تراوشات منطق کودکانه او هم باشید. مانند: «اگر خدا ما رو دوست داره، چرا گذاشت بچه ما بمیره؟» صادق باشید اما سعی کنید احساسات خودتان را کنترل کنید، زیرا ممکن است کودک را بترسانید. اما این بدان معنا نیست که اگر در سوگ عزیزی نشسته‌اید، غم و اندوه خود را با کودک مطرح نکنید. بگذارید کودکتان بداند چرا اشک می‌ریزید. به او توضیح دهید که در آن لحظه دلتان برای فرد از دنیا رفته تنگ شده بود، اما تاکیدتان بیشتر بر خاطرات خوبی باشد که از آن فرد دارید. از مثال‌هایی که کودکتان تجربه کرده است برای توضیح دادن مرگ استفاده کنید. به عنوان مثال، درباره جوجه پرنده‌ای که به علت بیرون افتادن از لانه مرده بود یا درباره مرگ حیوان خانگی‌تان یا حتی درباره مرگ برگ درختان در پاییز، صحبت کنید. به این طریق به او نشان می‌دهید که همه چیز میراست و این امر طبیعی است. دقت کنید کودکتان پاسخ شما را بفهمد و اگر نیاز بود آن را تکرار کنید. مثلا اگر یک حیوان خانگی بمیرد، اکثر کودکان سنین پیش از دبستان فقط کنجکاوند که بفهمند چه بر سر آن حیوان آمده است و یک پاسخ کوتاه برای آنها کافی است.

                آیا او به خاطر اینکه کار بدی کرده بود، مرد؟

                                                         مراسم تشییع جنازه چیست؟

                                                                             در قبر چه اتفاقی برای مرده‌ها می‌افتد؟

کودک و مرگ

 پاسخ برای سنین 4-2

وقتی انسان یا حیوانی دیگر نفس نکشد و بدنش کار نکند به او مرده می‌گویند. معمولاً آدم‌ها و حیوانات  وقتی که خیلی پیر شوند می‌میرند.

پاسخ برای سنین 6-4

هر چیزی که بمیرد، مانند آن جوجه پرنده مرده که تابستان گذشته دیدیم، دیگر باز نمی‌گردد. اکثر آدم‌ها و حیوانات نمی‌دانند چه موقع می‌میرند. هنگام مرگ قلب آنها می‌ایستد یا نفسشان به آرامی قطع می‌شود.

پاسخ برای سنین 8-6

هیچ‌کس واقعا به طور دقیق نمی‌داند موقع مرگ چه اتفاقی رخ می‌دهد، اما بدن ما از کار می‌افتد؛ دیگر نفس نمی‌کشیم، قلب نمی‌تپد، عضلات کار نمی‌کنند و مغز برای همیشه از تفکر باز می‌ایستد. اکثر آد‌م‌ها به‌طور طبیعی و به این علت که خیلی پیر شده‌اند و بدنشان فرسوده شده است، می‌میرند. آنها معمولا درد نمی‌کشند، بلکه به تدریج هوشیاری خود را از دست می‌دهند و به آرامی می‌میرند. اما بعضی از افراد به علت بیماری‌های سخت یا حوادث می‌میرند. بعد از مرگ نگرانی و دردی وجود نخواهد داشت و این خوب است. خیلی بعید است که من تا زمانی که کاملاً پیر نشده‌ام، بمیرم. پس لازم نیست درباره این موضوع نگران باشی، زیرا تا آن زمان خود تو دیگر بزرگ شده‌ای.

بگذارید کودکتان بداند چرا اشک می‌ریزید. به او توضیح دهید که در آن لحظه دلتان برای فرد از دنیا رفته تنگ شده بود، اما تاکیدتان بیشتر بر خاطرات خوبی باشد که از آن فرد دارید.

 

 

پاسخ برای سنین 11- 8

 

تو هم یک روز خواهی مرد، مثل همه آدم‌ها، اما تا آن زمان آنقدر مانده است که لازم نیست به آن فکر کنی. مردن امری طبیعی است، هر چند از دست دادن کسانی که دوستشان داریم ما را بسیار غمگین می‌کند، اما باید این را بپذیریم که افراد پیر مثل مادربزرگ و پدربزرگ روزی خواهند مرد. ما آنها و خاطرات خوشی را که از آنها داریم فراموش نخواهیم کرد. هیچ‌کس به عنوان تنبیه و مجازات نمی‌میرد مگر اینکه دادگاه چنین تصمیمی گرفته باشد. وقتی آدم‌ها می‌میرند، آنها را در قبری قرار می‌دهند و دفن می‌کنند. هیچ‌کس در قبر بیدار نمی‌شود، زیرا قبل از آنکه کسی را در قبر بگذارند یک پزشک شخص را معاینه می‌کند تا مطمئن شود که او مرده است. مردم بعضی از کشورها مرده‌های خود را می‌سوزانند و خاکستر آنها را در مکان مخصوصی نگهداری می‌کنند یا اینکه آن را بر زمین پخش می‌کنند. مراسم تشییع جنازه زمانی است که فرد مرده را دفن می‌کنند یا می‌سوزانند و طی آن مردم می‌توانند آخرین خداحافظی را با او بکنند و خاطرات خوبی را که در طول زندگی از او داشته‌اند مرور کنند.

 

برگرفته از کتاب " پرسشهای کودکانه"



موضوع مطلب : کودکان
چهارشنبه ٢۸ امرداد ۱۳۸۸ :: ۱٠:۳٤ ‎ب.ظ ::  نويسنده : مجید

شیوه های جدید آموزشی در اروپا

 

 

همه ما برای آن که دیگری سخنمان را بشنود، باور کند، بپذیرد و یا رد کرده و به بحث و گفت وگو با ما بنشیند نیازمند کلامی شیوا و روشی مناسب برای بیان احساسات، عقاید و تفکرات مان هستیم؛ شیوه و کلامی که نه تنها ویژه ما است بلکه با احساسات، عواطف و عقاید طرف مقابل نیز همخوانی دارد، که اگر جز این باشد، برقراری ارتباط ناممکن است.

 

 

  آموزش نیز نوعی برقراری ارتباط میان آموزگار و دانش آموز است و تا زمانی که ارتباطی منطقی چه از جهت کلامی و چه از جهت منطقی بین آموزگار و دانش آموز برقرار نشود، فرایند آموزش و آموختن محال و غیرممکن بوده و بی تردید به شکست می انجامد..

آن چه در پی می آید شیوه های جدید آموزشی به منظور برقراری ارتباط بیشتر و بهتر میان آموزگار و دانش آموز است؛ این شیوه ها اکنون یکی از رایج ترین شیوه های آموزشی در کشورهای اروپایی و آمریکا است.

 

 

روانشناسان معتقدند آن چه کودک را به فراگیری بیشتر و بهتر تشویق می کند، اشتیاق او برای حضور در کلاس درس و اطمینان از آزادی عمل در حین فراگیری است، به این معنی که دانش آموز حضور فعال در کلاس را نوعی آزادی تلقی کرده و این آزادی او را برای حضور در کلاس مشتاق می کند.

 

 

پژوهشگران مرکز مطالعات آموزشی یونیسف (Unicef)  با مطالعه برروی شیوه های مختلف آموزشی دریافتند بهترین شیوه های آموزشی که می تواند به نحو مؤثری ارتباط بین آموزگار، دانش آموز و مباحث درسی را تداوم بخشد عبارت است از:

 

 

 

آموزش گروهی، آموزش مستقیم، آموزش مستقل یا غیروابسته و آموزش ترکیبی یا مختلط.

 

 

انتخاب هریک از این شیوه ها بسته به استقبال دانش آموزان و توانایی اجرای صحیح برنامه آموزشی توسط آموزگاران داشته و بهترین ملاک برای تشخیص شکست یا پیروزی طرح، راندمان کاری و فراگیری دانش آموزان است.

 

 

 

 

با گروه بندی فراگیران به گروه های کوچک، برقراری ارتباط بین افراد یک گروه و ارتباط آنها با آموزگار بهتر و دقیق بوده و امکان فراگیری دقیق آموزه ها میسر می شود. تشریک مساعی و کنترل دقیق عملکرد هر دانش آموز توسط اعضای هر گروه، تسریع فعالیت ها را به دنبال داشته و از سردرگمی و کلافگی دانش آموزان و آموزگار به طرز چشمگیری می کاهد.

 

 

 

در آموزش به شیوه گروهی نتایج مطلوبی به این شرح حاصل می شد:
فراگیران با توانایی های متفاوت آموزشی در یک گروه قرار می گیرند به این ترتیب که مشارکت، فعالیت و دستیابی به هدف با تبادل اطلاعات و سرپرستی یک نفر در هر گروه انجام می گیرد.

 

 

به جهت تفاوت در استعدادها و توانایی های دانش آموزان در هر گروه، هر شخص  می تواند از استعداد و توانایی خود در جهت پیشبرد اهداف گروه استفاده کند. به طور مثال فردی که از جهت نوشتن یا خواندن سرامد افراد گروه است می تواند در این زمینه، گروه را به موفقیت رسانده و فعالیت گروه را هدفمند سازد.

 

 

 

 فراگیران با توانایی های مشابه می توانند در یک گروه جای بگیرند؛ به این ترتیب هر گروه با تمرکز بر فعالیتی که آموزگار به عهده آنها گذاشته، توانایی های خود را نشان داده و می توانند با تبادل نظر با سایر گروه ها به نتیجه مطلوب دست یابند..

 

 

به طور مثال هر گروه می تواند با مطالعه یک داستان در زنگ انشاء به مفاهیم جدیدی دست یافته و نکات تازه را در اختیار کلاس قرار دهد.

 

 

 

          به تازگی در کشورهای اروپایی از شیوه اختلاط دانش آموزان پایه های مختلف آموزشی بهره می برند؛ در این شیوه دانش آموزان مقاطع بالاتر که در یک گروه قرار می گیرند، نکات تازه ای را به دانش آموزان مقاطع پایین تر که در گروه دیگری جای می گیرند، می آموزند. دانش آموزان با علایق مشابه می توانند در یک گروه قرار گرفته و با یکدیگر فعالیت کنند.

 

 

این شیوه گروه بندی به ویژه در دروس عملی بسیار مفید است به طور مثال در درس جغرافی علاقه مندان به پژوهش در زمینه آفریقای جنوبی می توانند در یک گروه جای گرفته و فعالیت عملی درس جغرافی را انجام بدهند.

 

 

 

با گروه بندی دانش آموزان رهبری و هدایت دانش آموزان برای آموزش آسان تر و دقیق تر صورت می گیرد. با این شیوه هر دانش آموز فرصت ابراز وجود، ارائه نظرداشته و دانش آموز به صورت مؤثر و کارا مفاهیم درسی را می آموزد.

 

 

از سوی دیگر دانش آموز می تواند در حین فعالیت گروهی به تجربه های جدیدی نیز دست یابد.روان ناسان معتقدند فعالیت گروهی قدرت تجزیه و تحلیل دانش آموز را نیز تقویت می کند.

 

 

 

 

 ب:آموزش مستقیم 

 

آموزش مستقیم نیز یکی دیگر از شیوه های آموزشی مفید و کارا است.

 

 

 

در این شیوه آموزگار به عملکرد دانش آموزان در گروه های بزرگ تر نظارت دارد.

 

 

برای اجرای بهتر این شیوه آموزشی به این نکات توجه کنید:

 

 

 

 آموزگار با ارائه مطلبی جدید در کلاس به صورت کلی، ذهن دانش آموز را به سوی موضوع جدید سوق داده و بحث را به صورت گروهی در کلاس مطرح و دنبال می کند. به دنبال طرح مسأله دانش آموزان نظرات خود را بیان می کنند و بحث آغاز می شود؛ می توان برای نتیجه گیری بهتر دانش آموزان را گروه بندی کرد تا پس از شروع بحث با تمرکز بیشتر موضوع دنبال شود.

 

 

آموزگار با طرح پرسش با گره افکنی و به چالش کشاندن ذهن دانش آموزان، آنها را برای ورود به بحث آماده می کند. به طور مثال برای درگیر کردن ذهن دانش آموزان با مبحث جدید درس علوم پرسشی را مطرح کرده و مسأله را با دانش آموزان به بحث می کشاند.

 

 

 

طرح معما نیز روش مناسبی برای شروع بحث است. بحث و تبادل نظر درباره موضوع ها، شیوه ای برای ارزیابی آموزه های قبلی و غنای اطلاعاتی دانش آموزان است.

 

 

به عبارتی دانش آموزان با بحث و گفت وگو به آموزه های پیشین خود مراجعه کرده و آنها را بار دیگر مرور می کنند.
-  
 آموزش مستقیم شیوه ای برای حضور فعال دانش آموزان و جلوگیری از خود محوری آموزگار است.
پژوهشگران معتقدند شیوه آموزشی خنثی یا خود محوری آموزگار در کلاس، ناکارآمدترین شیوه آموزشی است؛ چرا که ذهن دانش آموز به هیچ وجه فعال نشده و فرصتی برای شکوفایی ذهن و تصحیح اشتباهات احتمالی جای گرفته در ذهن ندارد.

دانش آموز زمانی به خوبی مطالب درسی را فرا می گیرد که در فعالیت گروهی و یا بحث و گفت وگو شرکت کرده و ذهن خود را فعال کند.

 

 

 

 

ج: آموزش مستقل یا غیروابسته                       

            

 

راگیری مستقل و غیروابسته یکی از نشانه های بلوغ فکری دانش آموزان و نشان دهنده انگیزه آنها برای آموزش به شیوه ای نو، با تمرکز بر شیوه های آموزشی جدید و استفاده از منابع اطلاعاتی جدید در آموزش و فراگیری مفاهیم درسی است.
آموزش مستقل به معنای فراگیری مطالب جدید از کتاب های غیردرسی، نوشتن مطالب جدید و یادداشت برداری از آموزه ها و عکس برداری و یا نقاشی کردن از مفاهیم آموخته شده است. دانش آموز ممکن است با تمرکز بر یکی از دروسی که به آنها علاقه بیشتری دارد، شیوه هایی چون: تمرین های فوق برنامه، پژوهش، جمع آوری اطلاعات، تهیه گزارش و...

را خود به خود انتخاب کرده و با راهنمایی آموزگار، اطلاعات خود را در باره موضوع مورد علاقه اش تکمیل کند.

 

 

در بسیاری از مدارس ابتدایی اروپا، آموزگار با انتخاب زمان مناسبی موسوم به

 

 

 زمان انتخاب در برنامه هفتگی دانش آموز، فرصت مطالعه آزاد را برای او فراهم می کند تا دانش آموز در این فرصت مشخص، علایق خود را با طراحی ماکت(مدل) ، نقاشی، فعالیت های پژوهشی، بازدیدهای علمی و... دنبال کرده و تکمیل کند و در پایان هر ماه دانش آموز شرح کاملی از فعالیت ها، پیشرفت ها، مشکلات و...

 

 

 

خود را به صورت کتبی به آموزگار ارائه می کند تا آموزگار به نقاط ضعف و قوت دانش آموز دست یافته و دانش آموز را برای دستیابی به هدف یاری کند.

 

 

برای دستیابی به نتایج بهتر در شیوه آموزش مستقل به این نکات توجه کنید:
ـ محیطی را برای آموزش فراهم کنید که به برانگیخته شدن حس کنجکاوی دانش آموزان کمک کند.
 
ـ با جمع آوری منابع اطلاعاتی و یا تجهیزات کمک آموزشی در دسترس ترین مکان ممکن چون کلاس درس، کتابخانه مدرسه، آزمایشگاه و..دانش آموزان را به پژوهش تشویق کنید.

 

 

 

ـ در دسترس بودن منابع اطلاعاتی چون انواع دایره المعارف ها، بازی ها و سرگرمی های علمی، کتب کمک آموزشی و...

 

 

راهی برای تحریک ذهن کنجکاو کودک به سوی تحقیق و پژوهش است. ـ
. راهی برای برقراری ارتباط بین آموزه های قبلی و جدید دانش آموزان فراهم کنید  
 
فعالیت ها و پژوهش های فوق برنامه را همسو با مباحث درسی انتخاب کنید.    ـ کلیه مهارت هایی که فراگیران را برای آموزش مستقل و انفرادی آماده و آزموده می کند. زمینه ساز حضور آنها در جمع و فعالیت های گروهی است.

 

د ـ آموزش ترکیبی یا مختلط  :  
نوع آموزش استشیوه آموزشی ترکیبی، شیوه ای شامل مجموع شیوه های آموزشی پیشین با تمرکز با نیاز فراگیران به  این معنی که گاه نیاز است تا برای آموزش بهتر دو یا سه شیوه آموزشی اتخاذ شود تا آموزش به بهترین شیوه صورت گیرد.
برای آن که از این شیوه به نحو احسن استفاده کنید، ابتدا به این پرسش ها در ذهن خود پاسخ دهید؛
 
ـ کدام یک از شیوه های آموزشی برای شروع، ادامه و خاتمه کلاس درس کارآمد است؟
 
ـ سطح فراگیری دانش آموزان در چه سطحی بوده و برای آموزش به کدام شیوه نیاز دارند؟
 
ـاستفاده از چه نوع وسایل و تجهیزات کمک آموزشی برای آموزش مفاهیم درسی مورد نیاز بوده و پاسخگوی نیاز دانش آموزان است؟
 
ـ فراگیران با چه شیوه ای درگیر نکات درسی شده و به فراگیری مباحث درسی علاقه مند می شوند؟
 
ـ چه شیوه ای می تواند شیرینی و لذت ابتدای بحث را تداوم بخشیده و ذهن فراگیران را به کنکاش وادارد؟

 

 

 

پس از پاسخ به این پرسش ها، طرح آموزشی یا طرح های آموزشی را در ذهن خود انتخاب کرده و به مرحله اجرا گذارید.

 

 

گاه لازم است ابتدای بحث را به یک شیوه آغاز کرده و برای تداوم بحث از شیوه های دیگر استفاده کنید.

 

 

 

 و کلام پایانی؛ پژوهشگران معتقدند انتخاب شیوه صحیح و مطابق با نیازهای ذهنی-

آموزشی دانش آموزان مهم ترین نکته در آموزش صحیح و علاقه مند کردن دانش آموزان به فراگیری و تداوم فراگیری آموزه ها است.

 

 

 

 



موضوع مطلب : آموزش و پرورش
چهارشنبه ٢۸ امرداد ۱۳۸۸ :: ۱٠:۳٠ ‎ب.ظ ::  نويسنده : مجید

«آموزش چندپایه فرصت یادگیری برای همه»

مقدمه

        آموزش و پرورش یک حق عمومی است و هر کودکی حق دارد که از آموزش بهره مند گردد. لذا ایجاد کلاس های چندپایه فرصت یادگیری برای بسیاری از کودکان مناطق روستایی و عشایری را فراهم می سازد.

        توسعه مدارس با کلاس های چندپایه بنابه دلایلی همچون کاهش جمعیت دانش آموزی، موقعیت جغرافیایی و ... اجتناب ناپذیر است. کلاس های چندپایه بعنوان ابزاری جهت خدمت به انسان های محروم و مراکزی جهت ایجاد آگاهی اجتماعی، پیشرفت اقتصادی و ... به شمار می آید. تدریس کلاس های چندپایه یکی از روش های آموزشی است که می تواند نیازهایی بسیاری از واجب التعلیم را در مناطق محروم تامین نماید.

        نگاههای مختلفی به کلاس های درسی چندپایه وجود دارد. برخی این کلاس ها را جزو معضلات آموزشی می دانند. برخی دیگر وجود این کلاس ها را به مثابه فرصتی برای یک عمل آموزشی و پرورشی بهینه به شمار می آورند.

        بررسی ها و تحقیقات انجام گرفته نشان می دهد که میان دانش آموزان کلاس های چندپایه و دانش آموزان کلاس های تک پایه از حیث توانایی شناختی تفاوت معنی داری وجود ندارد. افزون بر این دانش آموزان کلاس های چندپایه نسبت به دانش آموزان کلاس های تک پایه از نظر رشد اجتماعی، سازگاری محیطی، بیان عواطف، روحیه همکاری، بهداشت روانی، پختگی رفتار و ... برتری نشان می دهند.

        تدریس در کلاس های درس چندپایه و دانشِ آموزی در این کلاس ها، تجارب فراوانی به بار می آورد. تجارب برآمده از کلاس های درس چندپایه برای معلمان، افزایش توانایی حرفه ای و دلبستگی به دانش آموزان است.

فعالیت های یادگیری

        مجموعه فعالیت های منظم و مرتّب یک درس و انواع فعالیت هایی که معلم برای انجام در کلاس انتخاب می کند ارتباط مسقیم با پیشرفت تحصیلی دانش آموزان دوره ابتدایی دارد. برای آن که معلم در انتخاب یا تدوین فعالیت های یادگیری موثر تر عمل کرده و آن ها را به گونه ای اثربخش عرضه کند نیاز به در نظرآوری 3 دسته کار عمده دارد:

1- تهیه چارچوب درس

        پیش از آغاز درس، معلم باید چارچوبی برای آموزش تنظیم کند، این کار به دانش آموز کمک می کند تا با شیوه ارائه درس آشنا شوند. در این زمینه، پژوهش های انجام یافته در باره ی تدریس شش رفتار خاص را برای معلم معین کرده اند:

1/1) سازماندهی پیشاپیش مواد یادگیری

2/1) تعیین روندی روشن برای انجام کار در کلاس

3/1) صحبت با یادگیرندگان در باره آنچه باید یاد بگیرند و بحث با آنان در باره روش های مناسب برای یادگیری محتوای دانش و مهارتی

4/1) انجام آزمون در آغاز درس و ارائه توضیحات روشن کننده و بحث در باره هدف درس

5/1) ارائه تصویر کلی از درس (ارائه تصویر کلی از درس در کلاس های چندپایه نهایت فعالیت های یادگیری پایه بالاتر را نشان می دهد.)

6/1) ارتباط دادن پیش دانسته ها یا پیش آموخته های دانش آموزان با پس آموخته ها

2) تنظیم ارتباطات بین معلم و دانش آموز

        متخصصان آموزش و پرورش و پژوهشگران حوزه روان شناسی تربیتی بر این باورند که تعامل میان معلم و دانش آموزان در دو مرحله اصلی شکل می گیرد:

مرحله اول: معلم در این مرحله مهارت یا مفهوم مورد نظر برای یادگیری را به صورت عینی و از طریق ارائه نمونه های عملی و مثال ها از محتوای کتاب درسی عرضه می کند.

مرحله دوم: معلم در این مرحله دانش آموزان را به بازخوانی ترغیب میکند. او این کار را برای اطمینان از میزان درک و فهم دانش آموزان انجام می دهد.

3)مراقبت از دانش آموزان برای دست یابی به یادگیری

        مراقبت از دانش آموزان برای دست یابی به یادگیری یاری به آنان برای کسب دانش، مهارت و نگرش مورد انتظار است. «مراقبت» را بعضی با «پایش» مترادف دانسته اند. در واقع در کلاس درس یکی از کارهای معلمان «پایش» است. معنای دقیق «پایش» را می توان در شعر معروف «مادر» لمس کرد:

یک حرف و دو حرف نهاد بر زبانم                        تا شیوه گفتن آموخت

دستم  بگرفت  و پا به پا  برد                    تا شیوه راه رفتن آموخت

«پایش» از سوی معلم، مسئولیت در برابر یادگیری را برای دانش آموزان به ارمغان می آورد. در مدت «پایش» معلم باید اقدامات زیر را انجام دهد:

- آماده سازی یادگیرندگان برای کار کلاسی و نظارت بر کارها

- حفظ موقعیت مثبت خود در ارائه بازخورد و کمک اختصاصی

- تدارک بازخورد برای فعالیت های یادگیری دانشی، مهارتی و اصلاح نگرش و تقویت آن ها.

       

اشاره های کلیدی برای معلمان چندپایه

1- به کارگیری راهبردهای تدریس باید همراه با انعطاف پذیری باشد. در برخی مواقع نیاز است برای اثرگذاری بیشتر راهبردهای تدریس با توجه به نوع محتوا و نیازمندی دانش آموزان مورد بازنگری قرار گیرد.

2- فضای یادگیری باید به گونه ای طراحی شود که پیشرفت مداوم را برای یادگیرندگان زمینه ساز کند.

3- برای سازگار شدن دانش آموزان با مدرسه، لازم است ارتباط نزدیکی بین خانه و مدرسه به وجود آید.

4- در کنار فعالیت های مربوط به ایجاد انگیزه در دانش آموزان شایسته است تلاش گردد مهارت ها و عادت ویژه گوش دادن، سخن گفتن و یادگیری در آنان پرورش یابد. فعالیت های مبتنی بر بازی و فعالیت های مبتنی بر گروه همتایان می تواند راهی برای ایجاد آمادگی بیشتر در دانش آموزان برای حضور در مدرسه باشد.

5- دانش آموزان در کنار فراگیری نوشتن، خواندن و حساب کردن ، باید در انواعی از فعالیت های خلاقانه، فرهنگی و فعالیت های بدنی درگیر شوند. با این همه، نباید فعالیت هایی که اشاره شد بسیار سخت گیرانه باشد. دانش آموزان باید در انجام فعالیت احساس راحتی کرده و آن ها را با سرعت و توانایی خود را انجام دهند.

6- از دانش آموزان بزرگتر باید درخواست کرد تا به دانش آموزان کم سن و سال یاری کنند. از دانش آموزان بزرگسال ارشد می توان برای تدریس به دانش آموزان پایه های پایین تر استفاده کرد. کودکان پایه های پایین تر می توانند با یاری دانش آموزان پایه های بالاتر به تمرین و فعالیت های بدنی، حفظ کردن اشعار، خواندن متون و ... بپردازند.

7- گروه بندی بر پایه توانمندی را به عنوان یک راهکار در نظر بگیرید. قرار دادن یک دانش آموز قوی، متوسط و دانش آموز ضعیف، فرصت مناسبی برای تدریس دوسویه و انجام تدریس جبرانی فراهم می کند. وقتی دانش آموز ارشد به دانش آموز کم سن و سال تدریس می کند به او یاری می کند که بهتر بیاموزد، و دانش آموز کم سن و سال به دانش آموز ارشد یاری می کند آموخته هایش را عرضه کند.

8- گاهی فعالیت یکسانی را برای همه دانش آموزان کلاس ارائه دهید. شمار زیادی از فعالیت ها را می توان طراحی کرد که دانش آموزان پایه های اول تا پنجم در انجام دادن آن ها شرکت کنند. برای مثال ، فعالیت های مربوط به تربیت بدنی، فعالیت های مربوط به تعلیمات مدنی، فعالیت های مربوط به خواندن و ... حتی تدریس برخی از مفاهیم ریاضیات برای کل کلاس امکان پذیر است.

گروه بندی دانش آموزان در کلاس درس

        در کلاس های درس چندپایه، تقسیم دانش آموزان به گروه های کاری، یکی از راهبردهای اثربخش است. انواع گروه بندی دانش آموزان در زیر آمده است:

الف) گروه بندی بر پایه توانایی مشابه

        در این نوع گروه بندی، دانش آموزان در قالب گروه های قوی، متوسط و ضعیف سازماندهی می شوند. یکی از مزایای این نوع گروه بندی، ایجاد فرصت برای دانش آموزان به منظور کار با همتایان خود است. این گروه بندی برای موضوعاتی چون، ریاضیات ، زبان (خواندن و نوشتن) و تربیت بدنی مناسب است.

ب) گروه بندی کودکان براساس توانایی های متفاوت

        این نوع گروه بندی بر مبنای توانایی های مختلف دانش آموزان شکل می گیرد. گروه بندی کودکان براساس توانایی های مختلف برای انجام «کارهای مشارکتی و انجام واحدهای کار» مناسب است.

پ) گروه بندی سنی

        گروه بندی بر پایه ی سن تقویمی دانش آموزان انجام می گیرد. این نوع گروه بندی بر مبنای این فرض شکل گرفته است که وقتی دانش آموزان با افراد هم سن و سال خودکار می کنند پیشرفت بیشتری به دست می آورند.

ت) گروه بندی کودکان براساس سن های متفاوت

        این نوع گروه بندی برای انجام کارهای گروهی، هنری و انجام فعالیت های یادگیری مناسب است.

ث) گروه بندی داوطلبانه

        در این نوع گروه بندی،‌ دانش آموزان می توانند هم گروهی های خود را انتخاب کنند. این نوع گروه بندی به دوستان و یا خواهران و برادرانی که در کلاس های چندپایه حضور دارند امکان همکاری و مشارکت می دهد.

ج) گروه بندی تصادفی

        این نوع گروه بندی با استفاده از اعداد، نام رنگ ها، فصل ها و ... فرصت همکاری و هم اندیشی کلیه دانش آموزان را با هم فراهم می کند.

فنون تدریس

        فنون تدریس، روش هایی هستند که معلمان از آن ها در انجام فعالیت های یاددهی – یادگیری استفاده می کنند. برای مثال، معلم می تواند از «روش سخنرانی» برای ارائه مورد جدید و از «پرسش و پاسخ» به منظور جمع آوری بازخورد بهره بگیرد.

        به هر حال، باید توجه داشت که هیچ روش میان بر یا ایده آلی برای تدریس وجود ندارد. روش های تدریس مختلف یا راهبردهای گوناگون دارای میزان معینی اثرگذاری برای یادگیری دانش آموزان است. معلم متبحر، راهبردهای متفاوتی را به هم می آمیزد تا نیازهای آموزشی دانش آموزان را برآورده سازد. باید به یاد داشت: « معلم متبحر پرورش می یابد، مادر زاد متبحر نمی شود.»

فن تعامل

الف) تعامل بین معلم و دانش آموز (تعامل یک به یک)

        این تکنیک می طلبد دانش آموزان به صورت زوجی سازماندهی گردند. هر زوج به ایفای نقش می پردازند. یکی از دانش آموزان نقش معلم و دیگری نقش یادگیرنده را ایفا می کند. معلم، سوال می پرسد، ارائه تکلیف کرده یا دستورالعملی صادر می کند، یادگیرنده باید به سوال پاسخ داده یا از دستورالعمل پیروی کند؛ سپس، نقش ها تعویض می شود و دانش آموزی که نقش معلم را ایفا می کند، نقش یادگیرنده را ایفا می کند و دانش آموزی که نقش یادگیرنده را ایفا می کرد، نقش معلم را ایفا می کند. این فن در کلاس های چندپایه کاربرد فراوان دارد.

ب) تدریس همتا (تدریس همشاگردی)

        هدف از کابرد فن تدریس همتا، استفاده از دانش آموز قوی تر برای اعضای ضعیف گروه است. وقتی دانش آموزان به تدریس بپردازند، به یادگیرندگانی برتر تبدیل می شوند . احترام متقابل ، اجتماعی شدن و درک و فهم از طریق فعالیت های همیاری و همکاری افزایش می یابد. دانش آموزان از اینکه بتوانند مطلبی یا مهارتی را آموزش دهند احساس غرور می کنند. دانش آموزان پایه های بالاتر در کلاس می توانند به دانش آموزان پایه های پایین تر تدریس نمایند و بدینوسیله خود نیز بر مطالب درسی مسلط گردند.

پ) یادگیری تیمی

        در یادگیری تیمی، دانش آموزان به گروه های مختلفی تقسیم می شوند. پس از آن که گروه های دانش آموزی شکل گرفت،‌ معلم از گروه ها می خواهد برای خود مسئول و منشی انتخاب کنند. مسئول به هدایت گروه می پردازد؛ و منشی گروه، سوال را می نویسد و نظرات اعضای گروه را ثبت کند، همچنین می تواند به جمع بندی نظرات هم بپردازد.

        وقتی دانش آموزان به یادگیری تیمی می پردازند، معلم باید در میان گروه ها قدم بزند و به صورت خاص به هر یک ازگروه ها کمک کند. ایجاد رقابت بین گروه های همیار می تواند تحریک کننده باشد و در میان آنان ایجاد دوستی کند.

رویکردهای تدریس در آموزش کلاس های چندپایه

        شیوه آموزش در کلاس های چندپایه ممکن است به یکی از روش های زیر اجرا شود:

1- تدریس یک یا چند ماده درسی به صورت جداگانه به 2 پاییه یا بیشتر در یک جلسه (رویکرد محوری – گروهی)

2- تدریس یک ماده درسی براساس موضوع مشابه به تمام پایه ها به طور همزمان در یک جلسه (رویکرد مفهومی – گروهی)

3- تدریس به چند پایه با ماده درسی و موضوع مشترک و چند پایه با ماده های درسی متفاوت در یک جلسه (رویکرد مختلط)

رویکرد محوری گروهی

        این شیوه به این دلیل محوری نامیده می شود که معلم، محور تدریس خود را در یک جلسه 45 دقیقه ای با توجه به پایه های موجود و با اختصاص وقت مناسب برای هر پایه ی محور، به تدریس می پردازد. در هنگام فعالیت پایه ی محور، پایه های دیگر با نظارت غیرمستقیم معلم، به فعالیت های فرعی می پردازد. در این روش، گاهی از دانش آموزان مستعد پایه های بالاتر در جهت نظارت بر گروه «خود آموخت» استفاده می شود که معمولاً به این دانش آموز «معلم یار» گفته می شود.

رویکرد مفهومی – گروهی (موضوع مشترک)

        در این روش معلم یک ماده درسی را با تلفیق و ادغام مشابهات و مشترکات درسی، به تناسب اطلاعات واندوخته های قبلی دانش آموزان شروع و پس از ارائه مشترکات و کلیات، مسائل فرعی و اختصاصی هر پایه را جداگانه تدریس می کند.

        مثلاً برای تمام پایه ها آموزش جمع در درس ریاضی باشد برای کلاس اول جمع اعداد یک رقمی، برای کلاس دوم جمع اعداد دو رقمی، برای کلاس سوم جمع اعداد سه رقمی وکلاس های چهارم و پنجم جمع اعداد کسری ؛ در این حالت بهتر است ابتدا به کلاس های پایین تر تدریس کرد تا یادآوری برای کلاس های بالاتر باشد.

همچنین در این روش استفاده موثری از وسایل آزمایشگاهی و رسانه های آموزشی صورت می گیرد. و دانش آموزان ضعیف کلاس های بالاتر می توانند از برنامه درسی کلاس های پایین تر استفاده کنند و دانش آموزان مستعد کلاس های پایین تر می توانند از برنامه ی درسی کلاس های بالاتر استفاده کنند و مراحل تدریس در حقیقت یک نوع ارزشیابی و آمادگی برای پایه های بالاتر است



موضوع مطلب : روش تدریس
چهارشنبه ٢۸ امرداد ۱۳۸۸ :: ۱٠:٢٤ ‎ب.ظ ::  نويسنده : مجید

هر نظام آموزشی در صورتی در انجام رسالت خود موفق خواهد شد که دارای معلمانی برخوردار از صلاحیتهای علمی و آشنا به روشهای آموزشی و مجهز به مهارتهای آموزشی و شغلی و حرفه ای باشد.  پس بنابراین 3 بال معلم جهت پرواز موفقیت آمیز در فضای آموزش را می توان:

 

1- صلاحیتهای علمی مورد نظر

 

2- جزئیات مفید و موثر آموزشی و اطلاعات عمومی

 

3- تلفیق آگاهی های علمی و تجربیات علمی نام برد.

 

 

 

 

تعریف تکنولوژی:

 

تکنولوژی به معنی هر گونه مهارت علمی است که در آن از نتایج دانش و یافته های علمی استفاده می شود.

 

 

 

 

تعریف تکنولوژی آموزشی:

 

اصول و راهبردهایی است که برای حل مسائل آموزشی درسطح کاربردی به کار می رود.

 

ضرورت استفاده از تکنولوژی آموزشی:

 

1- رفع مسائل و مشکلات نظام آموزشی

 

2- نقش بسیار مهم حواس پنجگانه در یادگیری

 

3- ویژگیهای مربوط به یاد گیری مخصوصاً در کودکان دبستانی

 

عوامل موثر در لزوم کاربرد تکنولوژی آموزشی:

 

1- هماهنگی و همکاری نظام آموزشی با پیشرفت سریع علوم و تکنولوزی

 

2- رفع، کاهش و پیشگیری از افزایش مسائل و مشکلات نظام آموزشی

 

3- مشارکت و فعالیت هر چه بیشتر حواس فراگیران در جریان آموزش به منظور تحقق یادگیری بنیادی و موثر عمیق

 

 

تکنولوژی امروز:

 

تکنولوژی امروز عبارت است از فرآیند پیچیده و منسجمی که شامل افراد، فرآیند ها، ایده ها، ابزار و سازمانها که برای تجزیه و تحلیل مشکلات و ایجاد، اجرا، ارزشیابی و کنترل راه حل مشکلاتی که در تمامی جنبه های یاد گیری انسان دخالت دارند، بکار می رود.

 

 

عوامل انتخاب تکنولوژی:

 

1- هدفهای آموزشی                                  

 

2- ویژگیهای دانش آموزان                                            

 

3- فنون تدریس                      

 

4- محرکهای مورد نیاز موضوع درسی                         

 

5- شرایط علمی

 

 

اهداف و فواید تکنولوژی آموزشی:

 

1- تکنولوژی می تواند آموزش و یادگیری را انفرادی کند.

 

2- راه حل لازم را برای طراحی شرایط ارائه دهدکه از همه روش ها نزدیکتر شود.

 

3- دسترسی به فرهنگ آموزش را به طور یکسان برای همه میسر می سازد.

 

4- تکنولوژی مؤثرترین وسیله برای تحقق اهداف است.

 

5- تکنولوژی در جستجوی حلقه های گمشده ای است تا بتواند به وسیله آن ها رشته های وسیع و گسترده ای از علوم و دانش را به هم متصل نماید.

 

6- وسیله ای است مطمئن برای بهره بردن و ایجاد تغییر در وضعیت موجود.

 

 

پیشنهادات:

 

1- توجه مدیران به تکنولوژی آموزش مدارس به منظور ارتقاء کیفیت تدریس معلمان جهت یادگیری آسان و بهتر دانش آموزان.

 

2- استفاده از افراد متخصص در پست تکنولوژی یا سمعی بصری مدارس .

 

3- جذب معلمین با مدرک بالاتر در رشته های تخصصی و آشنایی با تکنولوژیهای موجود روز در امر تدریس.

 

4- ارج نهادن به معلمینی که از تکنولوژی آموزشی بهینه استفاده می نمایند.

 

5- اختصاص بودجه های خاص در وزارتخانه به امر تکنولوژی مدارس و مراکز تربیت معلم.

 

6- تشکیل کنفرانسها و میزگردها برگزاری کلاسهای ضمن خدمت کوتاه مدت برای اساتید و معلمان با موضوعات تکنولوژی آموزشی.

 

7- اطلاع رسانی به معلمان و اساتید در رابطه با آخرین یافته های مربوط به تکنولوژی و روشهای جدید تدریس.

 

8- جهت استفاده ی مطلوب از کلاسها و بالا بردن کیفیت آموزش در سطوح مختلف با به کار گیری تکنولوژی آموزشی در امر تدریس بهتر است سقف دانش آموزان کلاسها بیش از 20 نفر نباشد.

 

 

تکنولوژی آموزشی در منظر بزرگان علم

 

1- تکنولوژی آموزشی ، طراحی، اجرا و ارزیابی نظام یافته تمام فرایند یادگیری و آموزش همراه با تعیین هدفهای مشخص تر و نیز استفاده از تجربه تحقیقات در زمینه های یادگیری، ارتباط جمعی و به کار گرفتن مجموعه ای از منابع انسانی و غیرانسانی جهت فراهم آوردن شرایط آموزش موثر.(الن ویلیام)

 

2-  تکنولوژی آموزشی در مفهوم ساده و مقدماتی به سخت افزارهایی مانند کامپیوتر، پروژکتور، اورهد و سایر وسایل سمعی و بصری اطلاق می شود که معلمان در امر آموزش از آنها آستفاده می کنند. (اصطلاحات آموزش علوم و تکنولوژی- انتشارات یونسکو)

 

3- تکنولوژی آموزشی  کاربرد نظری و علمی تکنولوژی در نظام آموزشی.)ویژه نامه تکنولوژی آموزشی مجله دانشمند)

 

4- تکنولوژی آموزشی عبارت است ازکاربرد یافته های علمی درباره یادگیری و شرایط یادگیری. )مرکز عالی برنامه ای بریتانیا(

 

 

 

  استفاده از ابزار و تکنولوژی جدید در امر آموزش و پرورش

 

          برای اولین بار درسال1900آموزش وپرورش آمریکا اصطلاحاتی مثل «کمک دیداری» و«وسایل کمک تدریس» را وارد جریان  آموزش  و  پرورش  نمود  و  همچنین  در  دانشگاه ها  و  دوره های تربیت معلم آمریکا اولین بار درس وسایل دیداری ـ شنیداری و تکنولوژی سمعی وبصری متداول شد.

 

عکس العمل روانشناسان درمقابل این پدیده نوین این بود که:آن را با رویکرد فناورانه نپذیرفتند بلکه بیشتر به رویکرد فردگرایانه آموزش و رغبت و توانایی یادگیری فراگیران توجه نمودند .       

 

بنیاد فورد درسال 1954تلویزیون آموزشی را راه اندازی و وارد مدارس کرد و سنای آمریکا طرح دفاع ملی تعلیم و تربیت را از تصویب گذراند و مدارس بلافاصله شروع به خرید ابزارآموزشی نمودند.

 

ازآن تاریخ تا امروز ابزار تکنولوژی آموزشی توسط مدارس خریداری می شود وپس از گذشت سال ها هنوز شاهد خرید بی رویه این ابزاربرای مدارس ودرپی آن پرشدن جیب سهامداران شرکت های ابزارساز هستیم با کمال تأسف با اینکه بعضی از مدارس ما از ابزارتکنولوژی آموزشی غنی هستند ولی درآزمایشگاه های این مدارس کمتر کسی از معلمان ودانش آموزان فناورشده است واین یعنی شکست ومهمترین دلایل این شکست را « عدم توجه مسئولین به مفهوم واقعی تکنولوژی آموزشی بیان  کرده اند» . هدف تکنولوژی آموزشی ترویج تلویزیون ،رادیو ، ماشین آلات آموزشی ، کامپیوتر ودستگاه های الکترونیکی نیست ولی به معنای نفی آنها هم نیست .

 

تکنولوژی آموزشی عبارت است از روش سیستما تیک ، طراحی ، اجرا وارزیابی کلی فرآیند یاددهی – یادگیری که درآن هدف ها معین باشد واز یافته های روانشناسان وعلوم ارتباطات استفاده گردد تاآموزش مؤثرتر وپایدارتر ارایه گردد. طبق این تعریف تکنولوژی آموزشی نرم افزاری است که ابزار رابه خدمت می گیرد، هرچه زمان به پیش می رود ابزار مدرنتری پدید می آید اگر دیروز باتایپ سربی کتاب های درسی دراختیار فراگیران قرارگرفته می شد امروز کتاب الکترونیکی با قابلیت تغییر فونت های مختلف دراختیار آنان قرار می گیرد.

 

اگر ابزار وتجهیزات کلاس درس دیروز ( متأسفانه درایران امروز ) میز وتخته ای سیاه رنگ یا سبزرنگ و چند قطعه گچ بود امروز برنامه های رایانه ای یا طرح درس رایانه ای  می تواند با هدایت و نظارت معلمان ، امر آموزش وپرورش را تسهیل ببخشد .

 

ابزارهای تکنولوژی درطول تاریخ همواره برای آموزش وتسهیل بخشیدن به فرایندیاددهی – یادگیری مفید وکار آمد بوده اند نکته مهم نوع نگاه مدیران ومسئولان به طرز استفاده ازاین ابزارها است امروز در دوره عمومی( ابتدایی و راهنمایی) با توجه به رویکرد تولید کتاب های درسی، طبیعت به عنوان کارگاه واقعی دانش آموزان معرفی شده است و علی رغم این نگرش بعضی  از  مدیران  تلاش  می کنند  که  دانش آموزان را در اتاقک های شیشه ای به نام آزمایشگاه گرفتار نمایند با این باور که دانش آموزان را تکنولوژیست کنند حال آنکه با وضعیتی که آزمایشگاه ها ی کنونی مدارس دارند دانش آموزان می توانند  تنها به شناخت بعضی از ابزار شیشه ای آزمایشگاه ها برسند وعملاً‌ به هیچ فناوری خاصی دست پیدا نکنند .

 

آن چه مهم است این است که معلمان درطبیعت یا کارگاه یا آزمایشگاه یا حتی کلاس درس بتوانند دانش آموزان را در دنیای ذهن خود با محیط زندگی درگیر کنند وزمینه رابرای  تولید فکر آنان ایجاد نمایند .

 

 

از این منظر :

 

- اگر دبیرادبیات بتواند دانش آموزان خود را جوری پرورش دهدکه خوب مطالعه کنند و قصه بنویسند و شعر بسرایند فن آوری آموزشی به کاربسته است.

 

- اگر دبیر علوم کاری کند که دانش آموزان او خود دست به‌آزمایش بزنند تکنولوژی آموزشی به کارگرفته است.

 

 - اگر دبیر علوم اجتماعی کاری کند تا دانش آموزان در انتخابات شورای دانش آموزی به رأی اکثریت احترام کنند و مشارکت فعال داشته باشند فناوری آموزشی به کار بسته است .

 

با این تعریف تکنولوژی آموزشی تجهیزات آموزشی نیست اگر چه تجهیزات وابزار می تواند درخدمت تکنولوژی آموزشی قرارگیرد تکنولوژی آموزشی به تعبیری فن به کارگیری ابزاربرای تسهیل فرآیند یاددهی ـ یادگیری می باشد .

 

سخن این جا است که امروز روش تدریس خطابه ای و سخنرانی روشی بسیار کهنه است اگرچه هنوز به عنوان یکی از روش های آموزشی در ـ بعضی مواقع خیلی هم سودمند ـ  به کارگرفته می شود اما روحیه ی نسل حاضر و حضور رقابتی دیگر رسانه ها در مقابل صدا و لحن معلم ایجاب  می کند که مسئولین ابزار تکنولوژی را به استخدام معلمان درآورند و در این میانه معلم را تنها نگذارند.

 

اگر تجهیزات لازم و متناسب تئوری های تغییر فراهم نگردد ممکن است همه این تلاشها بی نتیجه بماند وقتی ما برای معلمان سمینار وکارگاه برگزار می کنیم و از روش های فعال تدریس سخن می گوییم از طرفی نُرم فراگیران هرکلاس50 تا60 نفر می باشد و وجود میز و نیمکت های خلاقیت کش فرصت حضور چهره به چهره ی دانش آموزان را از دست داده است و در کلاس های غیر استاندارد و کوچک بدون نورکافی تدریس صورت می گیرد ، یعنی  پنبه کردن آن چه ریسه شده است .

 

وقتی که در مراکز تربیت معلم اساتید ضمن خدمت که دوره های روش تدریس فعال را تدریس می کنند ، خود بدون استفاده از کمترین ابزار تکنولوژی آموزشی هنوز از روش سخنرانی استفاده می کنند چگونه باید انتظار داشت دانشجویان در آینده معلمان مجری روش های تدریس مشارکت جویانه باشند .

 

آموزش و پرورش ناگزیر است که برای هماهنگی با تئوری تغییر نگرش و روش نسبت به بکارگیری تجهیزات مناسب و ابزار مدرن تکنولوژی آموزشی اقدام نماید و همچنین نسبت به تهیه مهمترین وسیله و ابزار دنیای فرا صنعتی از تاریخ یعنی رایانه همت بگمارد و تلاش کندکه تکنولوژی و استفاده از آن را نیز به فراگیران بیاموزاند، چرا که اگر دیرتر اقدام نماید دیری نمی پاید که استفاده از رایانه به عنوان یک وسیله سرگرمی در باور فراگیران نهادینه شود مطمئن باشید که اگر رایانه نتواند در خدمت فرآیند یاددهی ـ یادگیری درآید به طوری که معلمان و فراگیران به وسیله آن به اطلاعات جدیدی برسند و خود نیز اطلاعات جدید تری تولید نمایند بی شک یک ابزار افیونی برای نیروی انسانی درآموزش و پرورش  محسوب خواهد شد . 

 

ظرفیت آموزش وپرورش در قالب مدرسه یا دانشگاه مجازی ظرفیتی نیست که به سادگی بتوان از کنارآن گذشت توجه به مدرسه مجازی و راه اندازی آن درایران با توجه به بحث آموزش از راه دور و بچه های لازم التعلیم قطعاً  موجب صرفه جوئی اعتبارات کلانی خواهد شد.

 

از این مبحث که بگذریم بحث آموزش و پرورش مادام العمرLifelonglearning  و استفاده از مهارت های زندگی در طول تدریس و تحصیل های نیمه وقت همه و همه دست به دست هم می دهند تا هرروز مدرسه مجازی معنای کاربردی تری درزندگی بشر فردا پیدا کند.

 

          امروز آمارهای فراگیران مدارس مجازی در ایران تا مرز دومیلیون نفرتخمین زده شده است( گزارش کار شناسان وزارت آموزش و پرورش سال1382 ) و اگر توجه به مدارس مجازی با این سرعت به پیش برود طولی نمی کشد که در شهرهای صنعتی و کلان کشور بازار مدارس رسمی ایران هم کساد شود و دانش آموزان فقط برای کسب مدرک در مدارس ایران ثبت نام نمایند هر چند بسیاری از روشنفکران و صاحب نظران اعتقاد دارند که فراگیران بعضی از مهارت ها را باید در مدارس و در اجتماع دانش آموزان بیاموزند اما بعضی دیگر اعتقاد دارند که دوره ابتدایی به تنهایی می تواند برای کسب این مهارت ها کفایت کند . به هرحال پدیده مدرسه مجازی یک پدیده ای جدی و باور شدنی است و نظام آموزش و پرورش ایران برای رضایت مشتریان خود و از دست ندادن آن ها مجبور به پذیره از این مبحث جدید است

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 



موضوع مطلب : روش تدریس
چهارشنبه ٢۸ امرداد ۱۳۸۸ :: ۱٠:٢٢ ‎ب.ظ ::  نويسنده : مجید

نچه به دختران باید آموخت

کودک

در جوامعی که ادعای برابری  زن ها ومردها را دارند ،کودکان پذیرای نقش های جنسیتی کاملا برابر می شوند ودر جوامعی  که باورها و تعصبات جنسیتی حکم فرماست، کودکان نیز به نوعی پذیرای نقش های جنسیتی متعصبانه و نابرابر می شوند؛ و به همین ترتیب و با گسترش این عوامل، در دوران جوانی افکار و رفتار آنها به شدت متأثر از این گرایشات نابرابر جنسیتی خواهد بود. این رفتارها ابتدا در خانه و سپس توسط دوستان، مدرسه، برنامه های تلویزیونی و... شکل گرفته و تقویت می شوند.

اما در این میان تاثیر خانواده انکارناپذیر است. والدین با انتقال باورهای تبعیض آمیز جنسیتی، خواسته و ناخواسته در شکل گیری این رفتارها در کودکان نقش بسزایی دارند. با توجه به این تأثیرات، محدود نکردن کودکان به نقش های جنسیتی خاص و سوق دادن آنها به هر دو سو مفیداست به شرطی که به کلی منکر تفاوت ها نشویم.

 

کودکان از سنین پایین، با معنای دختر بودن و پسر بودن در جامعه امروزی آشنا می شوند؛ آنها در متن جامعه، از میان کلیه رفتارهای آشکار و اشاره های نهان، تفاوت های جنسیتی را تجربه می کنند. تربیتی صحیح است که کودک در حالی پا به سن نوجوانی بگذارد که هم به نقش های جنسیتی خود واقف است و هم از کلیشه های غلط و تعصب آمیز به دور است مانند اینکه پسران از دختران در ریاضیات برترند یا این عقیده که تنها زنان قادر به پرورش کودکان هستند. با رشد سنی، این باورها نیز در افراد تقویت شده و از نسلی به نسل دیگر منتقل می شوند.

چگونگی تعامل والدین با کودکان نقش بسزایی در احتراز از شکل گیری برخی از این باورهای غلط دارد.

آنچه که یک دختر بچه بدان نیازمند است:

* اعتماد به نفس: با تشویق و تحسین به موقع، خصوصیات خوب را در او گسترش دهید. "تو خیلی شجاع هستی که به تنهایی از پله ها بالا رفتی" بگذارید متوجه شود که شما به او اعتماد کامل دارید و او را دختری باهوش و لایق می دانید.

 

* غرور و استغنا: احساس شایستگی و لیاقت را در کودک خود ایجاد کنید؛ اجازه دهید هر آنچه را می تواند به تنهایی انجام دهد. به طور مثال: گرفتن فنجان آب میوه، شانه کردن موها و یا ساختن برخی از مکعب های پلاستیکی بدون کمک دیگران. شما تنها با تذکراتی جزیی یا با فراهم کردن وسایل مورد نیاز (مثل چهارپایه برای دسترسی به سینک) او را در به انجام رساندن کارها یاری کنید.

کودک

* خلاقیت و هماهنگی: اسباب بازی های مختلفی در اختیار او قرار دهید تا بازی های او منحصر به نوعی خاص نشود. به طور مثال: ماشین و تراکتور، مکعب های خانه سازی و انواع توپ ها و دیگر وسایل بازی که بتواند از آنها بالا رود یا بر آنها سوار شود.

 

* آمادگی جسمانی: با او به انجام بازی هایی بپردازید که نیاز به فعالیت های فیزیکی دارند به طور مثال: گرگم به هوا. تخلیه انرژی و هیجانات ناشی از بازی در زمین بازی مثل سرسره بازی و یا دویدن و حتی موفقیت در پشت زدن، برای دختر بچه هایی که هنوز برای انجام فعالیت های ورزشی کوچکند بسیار مفید است.

 

*مهارت تصمیم گیری: به او امکان تصمیم گیری بدهید و شرایطی فراهم کنید تا خود را در قبال تصمیم گیری هایش مسوول بداند. انتخاب بشقاب و لیوان مخصوصش و حتی انتخاب همبازی هایش را بر عهده خود او بگذارید.

ظاهر فیزیکی را برای او پر اهمیت جلوه ندهید. سعی کنید بیشتر به تحسین او به انجام رساندن کارهایش بپردازید تا زیبایی اش در لباس میهمانی.

 

* کنجکاوی: شرایطی فراهم کنید تا به شناخت محیط اطرافش بپردازد. در سنین کودکی، شرایط خانه را طوری ترتیب دهید که بی هیچ خطری در خانه رفت و آمد کند همچنین او را با محیط های خارج از خانه از جمله پارک، باغ وحش، مغازه، کتاب فروشی و... آشنا سازید.

 

* تصویر ظاهری: ظاهر فیزیکی را برای او پر اهمیت جلوه ندهید. سعی کنید بیشتر به تحسین او به انجام رساندن کارهایش بپردازید تا زیبایی اش در لباس میهمانی.

 

* نقش های جنسیتی متعارف:ما نه می خواهیم و نه صحیح است که منکر تفاوت های جنسیتی شویم. با توجه به شرایط فرهنگی و خانوادگی تان وظایف و نقش هایی که از او در آینده انتظار خواهد رفت را به او بیاموزید اما از تلقین اینکه چون دختر است فقط باید به فکر آشپزی و بچه داری باشد خودداری کنید بلکه در کنار تشویق او برای آموزش مهارت های مختلف مثل ورزش ،هنر،علم و .... به او یاد دهید که زن باشد و از زن بودن و مادر بودن در وقت خود نهراسد و به بهترین نحو وظایفش را انجام دهد.

 

* ایمان به خدا: دختر شما از همان کودکی باید بیاموزد تا در زندگی بهترین تکیه گاه خداوند است و در مواقع مشکلات تنها نیرویی که می تواند کمکش کند اوست .این احساس بهترین حامی او در زندگی خواهد بود.

 

منابع : موفقیت . کتاب : رفتار والدین با فرزندان

 



موضوع مطلب : تربیتی
چهارشنبه ٢۸ امرداد ۱۳۸۸ :: ۱٠:۱٥ ‎ب.ظ ::  نويسنده : مجید
کودک

کودکان هر لحظه ممکن است از والدین درباره منشأ تولد ، چگونگی به دنیا آمدن، جنسیت و... بپرسند. متاسفانه بسیاری از والدین در این هنگام دست و پای خود را گم می‌کنند و با تشویش و نگرانی به این می‌اندیشند که آیا فرزند کوچک آنها دچار انحراف خطرناکی شده است؟ بعضی والدین سعی می‌کنند این قبیل پرسش‌ها را مسکوت بگذارند، برخی نیز پاسخ‌های انتزاعی و فانتزی به کودک می‌دهند، اما برخورد درست والدین با این پرسش‌ها چگونه باید باشد؟

فرزندان ما در زندگی چند نوع رشد را تجربه می‌کنند: رشد جسمانی، رشد شناختی (تغییر در شیوه تفکر)، رشد اخلاقی (شناخت خیر و شر و تشخیص خوبی و بدی)، رشد اجتماعی (جدا شدن فرزند از خانواده و رفتن او به سمت اجتماع)، رشد روانی (اعتماد به نفس، تقویت اراده و ...) و رشد جنسی (تحولات هورمون‌ها و فعالیت غدد جنسی).

 

شروع  کنجکاوی‌های جنسی‌

یک روانشناس دراین باره می‌گوید: کودکی که به سمت رشد جنسی می‌رود از نظر رشد شناختی نیز تغییر می‌کند و این هر دو منجر به پرسش‌ها و کنجکاوی‌هایی درباره این گونه مسائل خواهد شد.

به عبارت دیگر، کودکی که رشد شناختی ندارد و هنوز در مرحله نوباوگی و نوزادی است طبیعتا هیچ پرسشی درباره اینگونه مسائل ندارد ، اما هر چقدر رشد می‌کند و تحولات را در خودش می‌بیند کنجکاوی‌هایش نیز به همان میزان بیشتر می‌شود؛ البته اوج این کنجکاوی‌ها در دوره بلوغ اتفاق می‌افتد.

شاید به همین علت است که این سنین را سن بحرانی زندگی می‌شناسیم. تغییرات فیزیکی بدن در این دوره می‌تواند برای فرد ابهام ایجاد کند.

خانواده‌هایی که ارتباط مناسبی بین والد و فرزند وجود ندارد شاهد هستیم این مسائل (پرسش‌های جنسی) در گروه همسال بررسی می‌شود که چه بسا به دلیل نداشتن اطلاعات درست، موجبات گمراهی را فراهم می‌کند بنابراین بسیار حیاتی است که والدین با در نظر گرفتن مقطع سنی کودک به پرسش‌های او پاسخ دهند وگرنه فرزندشان به سمت دوستان و همسالان خود گرایش یافته و در فضایی نامطلوب اطلاعات گمراه کننده‌ای دریافت خواهد کرد.

خانواده‌هایی که ارتباط مناسبی بین والد و فرزند وجود ندارد شاهد هستیم این مسائل (پرسش‌های جنسی) در گروه همسال بررسی می‌شود که چه بسا به دلیل نداشتن اطلاعات درست، موجبات گمراهی را فراهم می‌کند.

تبعات دروغ به کودک‌

 والدین باید به خاطر داشته باشند هیچ‌گاه نباید در هیچ مقطع سنی به کودکان پاسخ غلط داده شود. در دوران کودکی، فرزندان ما بسیار زودباور هستند. اگر به آنها گفته شود شما را از بیمارستان خریده‌ایم یا خدا شما را از آسمان برای ما فرستاده است و ... به احتمال زیاد باور می‌کنند و در خیالپردازی هایشان به کار می‌برند اما آنها به طور مسلم با بزرگ تر شدن خود پی به نادرستی این اطلاعات می‌برند و حکم صادر می‌کنند: « پدر و مادر من دروغ گفته‌اند ، در نتیجه پدر و مادر من دروغگو هستند بنابراین می‌توانند دروغ‌های دیگری هم بگویند و اتفاقا به خاطر این که می‌توانند دوباره دروغ بگویند پس غیرقابل اعتماد هستند. پس من بعد از این مشکلات  و سوالاتم را با آنها در میان نخواهم گذاشت.»

همان طور که در این نتیجه‌گیری‌های سلسله‌ای می‌بینید موضوع جدی‌تر از آن است که تصور می‌کنیم. یک دروغ به نظر مصلحتی که شاید اهمیت چندانی برای والدین نداشته باشد در درازمدت می‌تواند ریشه جدایی فرزند از کانون خانواده باشد.

چرا اینگونه مسائل به تابو تبدیل می‌شود؟

آموزش و راهنمایی در دوره بلوغ اهمیت بسیار زیادی دارد. واقعا والدین باید به ضرورت این راهنمایی‌ها پی ببرند و تغییرات جسمی و ذهنی دوره بلوغ را در فضایی مثبت و با ادبیاتی صحیح برای فرزندانشان شرح دهند.

چه اشکالی دارد والدین ما ورود فرزندشان از دوره کودکی به دوره نوجوانی و جوانی را به او تبریک بگویند. نکته مهمی که والدین باید به آن توجه کنند این است که اگر واقعا پاسخی به پرسش‌ها و ابهامات فرزندشان ندارند او را نزد مشاور و روان‌شناس ببرند.

خیلی مهم است که در این دوره فرزند ما آگاهی‌های صحیحی درباره اینگونه مسائل داشته باشد تا آنها به تابویی در ذهن او تبدیل نشوند وگرنه دریافت نکردن اطلاعات درست می‌تواند تاثیر منفی در زندگی زناشویی او داشته باشد از طرفی به تحریک کنجکاوی‌های او در دوره کودکی نیز منجر می‌شود.

نیازی به بازگویی جزییات نیست‌ .والدین باید درباره توضیحات و رفتارهای خود‌شان بسیار محتاطانه عمل کنند. متاسفانه بعضی والدین از آن طرف بام می‌افتند و توضیحاتی می‌دهند که نیازی به آن حجم از ورود به جزییات نیست.

وقتی والدین به پرسش‌های کودکانشان اهمیت می‌دهند و پاسخ‌های سنجیده‌ای برای ابهام‌های آنها دارند ، ذهن فرزندانشان به سمت آرامش سوق می‌یابد ، در صورتی که فرار از سوال یا پاسخ‌های فانتزی ذهن کودک را بیشتر درگیر موضوع می‌کند.

 

 

لزوم آگاهی والدین به دوره‌های رشد

 

قبول داریم که پاسخ به پرسش‌های جنسی کودک و نوجوان تا اندازه‌ای دشوار است، اما تجربیات موجود نشان می‌دهد والدین می‌توانند با پاسخ‌های درست خود به کودک کمک کنند سریع‌تر و سالم‌تر به آگاهی‌های صحیح برسد.

کودک

 

برای مثال در پاسخ به سوال: چگونه انسان ها صاحب فرزند می شوند؟ درکودکان زیر 6 سال می‌توانید بگویید وقتی یک زن و مرد با هم ازدواج می‌کنند خداوند اراده می‌کند آنها صاحب فرزند شوند. بسیاری از کودکان زیر 6 سال این پاسخ را می‌پذیرند ، وقتی هم که بزرگ شدند متوجه می‌شوند شما دروغ نگفته‌اید.اما جواب پرنده ها برای آن ها فرزند می آورند ،حتی اگر برای کودکی در این سن قابل قبول باشد ،اما در آینده ای نزدیک می فهمد که به او دروغ گفته اید.

 

 

 

 

ازسوی دیگر پزشکان متخصص معتقدند وقتی والدین به پرسش‌های کودکانشان اهمیت می‌دهند و پاسخ‌های سنجیده‌ای برای ابهام‌های آنها دارند ، ذهن فرزندانشان به سمت آرامش سوق می‌یابد ، در صورتی که فرار از سوال یا پاسخ‌های فانتزی ذهن کودک را بیشتر درگیر موضوع می‌کند.

فراموش نکنید صحبت درباره این موضوع تنها زمانی باید باشد که کودک کنجکاوی نشان می‌دهد یا سوالاتش را می‌پرسد، بنابراین وقتی کودک سوالی درباره مسائل جنسی نمی‌پرسد نیازی به توضیح دادن نیست.



موضوع مطلب : تربیتی
چهارشنبه ٢۸ امرداد ۱۳۸۸ :: ۱٠:٠٩ ‎ب.ظ ::  نويسنده : مجید

در این مقاله 3 نکته ی تربیتی که در سن نوجوانی مهم است را برایتان بازگو می کنیم تا با بکار گیری آن ها ارتباط بهتری با فرزندتان بر قرار کنید:

احترام به آزادی فرزندان

 

اغلب از دید پدران و مادران، فرزندانی شایسته تلقی می شوند که مطیع محض والدین خود باشند و پدر یا مادر در همه ی امور برای آنها تعیین تکلیف کنند و آنها نیز بی آنکه کوچکترین مخالفت یا رأی و نظری داشته باشند ، تنها اطاعت کنند.

لازم است بسیاری از ما طرز تلقی و بینش خود را نسبت به مسأله ی تربیت فرزند تغییر دهیم و از آنها اطاعت محض نطلبیم.

اطاعت محض در صورتی که عملی شود ، از فرزندان ما انسانهایی خواهد ساخت که به رشد و بلوغ فکری و روحی نرسیده اند؛ علاوه بر این، چنین برداشتی از موضوع، موجب پیدایش توقعات و انتظاراتی در ما می شود که چون معمولاً برآورده نمی شوند، روابط ما را با فرزندانمان تیره می کنند.

آزادی فرزندان باید با تدبیر والدین آگاه هدایت شود تا به انحراف کشیده نشود اما سرکوب آزادی فرزندان نیز خطای تربیتی بزرگی است.

 

پدران و مادران آگاه و روشن بین، از همان دوران کودکی فرصت هایی را برای فرزندان خود فراهم می کنند تا اندیشیدن، انتخاب کردن و تصمیم گرفتن را تجربه کنند؛ در این میان اگر فرزندان اشتباهاتی داشته باشند ، این اشتباهات را برای رشد طبیعی آنها لازم می شمرند و خود به عنوان راهنما در کنارشان قرار می گیرند.

این مطلب به این معنا نیست که فرزندان در انجام آنچه می خواهند آزاد باشند بی گمان چنین برخوردی با موضوع نادرست است. آزادی فرزندان باید با تدبیر والدین آگاه هدایت شود تا به انحراف کشیده نشود اما سرکوب آزادی فرزندان نیز خطای تربیتی بزرگی است.

در تربیت لازم است نصیحت و انتقاد را به حداقل رسانید و از خطاهای جزیی و کم اهمیت صرف نظر کرد و هر ایراد جزیی را بلافاصله مورد انتقاد و اعتراض قرار نداد؛ بلکه با بلند نظری و بزرگواری از کنار آنها گذشت تا بتوان موارد مهم تر را با قاطعیت جلوگیری کرد.

زیاده روی نکردن در انتقاد

تذکرات و یادآوری های زیاد و پی در پی از نظر تربیتی شیوه ی درستی نیست و منتهی به پیدایش لجاجت و مقاومت منفی در کودک و نوجوان می شود.لجوج بار آمدن برخی کودکان و نوجوانان اغلب در نتیجه ی مراعات نکردن این اصل است.

در تربیت لازم است نصیحت و انتقاد را به حداقل رسانید و از خطاهای جزیی و کم اهمیت صرف نظر کرد و هر ایراد جزیی را بلافاصله مورد انتقاد و اعتراض قرار نداد؛ بلکه با بلند نظری و رگواری از کنار آنها گذشت تا بتوان موارد مهم تر را با قاطعیت جلوگیری کرد. از این روش در تعلیم و تربیت اسلامی به «تغافل» تعبیر می شود.

«تغافل» یعنی اینکه خطاهای کسی را نادیده بگیریم و دانسته چنین وانمود کنیم که این اشتباهات را ندیده ایم. این روش سبب می شود که احساسات فرزند با تذکرهای پی در پی ما جریحه دار نشده و لجاجت وگستاخی در او پدید نیاید.

روشی که طی آن کودک بویژه نوجوان پیوسته از چپ و راست با سیل انتقاد ، سرزنش و نصیحت روبرو می شود ، روشی نادرست است.

لازم است پدر یا مادر خطاهای جزیی را در ذهن خود جمع آوری کند و بموقع و در شرایط مساعد تذکر لازم را به نوجوان بدهد. در برابر هر خطا به تذکر و سرزنش پرداختن ارزش سخن را نیز از بین می برد و سبب می شود فرزند به این گونه سرزنش ها و انتقادها خو بگیرد و دیگر از آنها متأثر نشود.

در این جا باید به یک روش نادرست دیگر نیز اشاره کنیم و آن، روش پدران و مادرانی است که در برابر تخلفات فرزندان خود بیش از حد بی تفاوت، بی اعتنا و خونسرد هستند. در بعضی خانواده می بینیم که فرزندان با داشتن آزادی بی قید شرط به خطاهایی دست می زنند و والدین در برابر این خطاها سکوت و خونسردی بیش از حد نشان می دهند. چنین روشی اغلب به انحطاط فرزندان منتهی می شود و از آنان افرادی لاقید ، خیره سر ، لوس ، غیر منضبط و سرکش بار می آورد.

برای آموزش و اصلاح عیبهای فرزندان، بهتر است در درجه اول از روش های غیرمستقیم استفاده کنیم و آنها را به طور مستقیم مورد خطاب قرار ندهیم و اگر لازم شد که به طور مستقیم با آنها درباره خطا و لغزش شان صحبت کنیم، بهتر است این کار علنی و آشکار نباشد تا شخصیت او در نزد دیگران خورد نشود.

گرامی داشتن شخصیت فرزند

اگر با فرزندان خود رفتاری تحقیر آمیز و آمیخته به طعن و ملامت داشته باشیم یا پیوسته آنها را سرزنش کنیم و در حضور دیگران به آنها بها ندهیم، این روش ما سبب می شود که آنها بتدریج خود را به عنوان موجودی بی ارزش و بیمقدار بپذیرند و احساس کرامت و شخصیت را از دست بدهند. این احساس سرآغاز سقوط و انحطاط آنهاست.

در برخی خانواده ها می بینیم که پدر یا مادر با به کار بردن الفاظ طعن آلود و گاهی زشت و رکیک فرزندان خود را در حضور خویش و بیگانه تحقیر می کنند. آنها نمی داند که با به کار بردن این گونه الفاظ و نسبت دادن آنها به فرزندان خود، عملاً این خصوصیات پست را به آنها تلقین و تزریق می کنند و از فرزندان خود موجودات بی مقداری می سازند که آمادگی همه گونه پستی و انحراف را دارند. آنها به دست خود شالوده ی شخصیت فرزندان خودرا ویران می کنند و در وادی انحراف و انحطاط رها می سازند.

برای آموزش و اصلاح عیبهای فرزندان، بهتر است در درجه اول از روش های غیرمستقیم استفاده کنیم و آنها را به طور مستقیم مورد خطاب قرار ندهیم و اگر لازم شد که به طور مستقیم با آنها درباره خطا و لغزش شان صحبت کنیم، بهتر است این کار علنی و آشکار نباشد تا شخصیت او در نزد دیگران خورد نشود. این روش علاوه بر این که او را در حفظ عزت و کرامت شخصیتش یاری می کند، بر اعتماد او نسبت به ما نیز افروده می شود. گاه لازم می شود ما عذر او را در دست زدن به کاری خلاف براحتی بپذیریم یا حتی خود ، آن را توجیه کنیم. در حقیقت ما با استفاده از این روش به او تلقین می کنیم که وی برتر از آن است که به چنین خطایی دست زند و اگر هم دست به کاری خلاف بزند تصادفی و از روی غفلت و اشتباه است. این گونه شخصیت قایل شدن برای کودکان و نوجوانان سبب می شود که آنها احساس شخصیت اخلاقی را از دست ندهند.



موضوع مطلب : تربیتی
چهارشنبه ٢۸ امرداد ۱۳۸۸ :: ۱٠:٠٦ ‎ب.ظ ::  نويسنده : مجید

نقاشی هایی از جنس احساس

نقاشی بچه ها را چگونه تفسیر کنیم

تفسیر نقاشی بچه ها

 

نقاشی زبان کودک است. کودکان برخلاف بزرگسالان هستند. آنها از طریق نقاشی کشیدن، قصه گویی، بازی کردن و… شناخته می شوند.

 

نقاشی به ما کمک می کند تا به دنیای درونی و روح کودک پی ببریم، بدانیم چه نیازهایی دارد، آیا کودک ناسازگار یا بیمار است؟ در بزرگسالی می خواهد چه کاره شود و… به دلیل علاقه ی بسیار ی از خانواده های عزیز و اهمیت نقاشی کودکان در این مقاله مفهوم خورشید، ماه، آسمان، زمین، اتومبیل و حیوانات رابا هم بررسی می کنیم، لطفاً توجه داشته باشید که شما به کودک، موضوع نقاشی نمی دهید و خودش آزادانه نقاشی می کند.

 

1ـ خورشید و ماه

در اغلب نقاشیهای کودکان، خورشید دیده می شود. خورشید نشانه ی امنیت، خوشحالی، گرما، قدرت و به قول روانشناسان خورشید به معنی پدر است. وقتی رابطه کودک و پدر خوب است کودک خورشید را در حال درخشیدن می کشد و وقتی رابطه ی آن دو مطلوب نیست کودک خورشید را در پشت کوه ناپدید می کند.

 

ترس کودک از پدر به رنگ قرمز تند و یا سیاه در نقاشی دیده می شود. البته با یک نقاشی ما به قضاوت نمی پردازیم بلکه باید چندین نقاشی کودک را بررسی کرد. ماه نشانه ی نیستی است. اغلب کودکان ماه را کنار قبر و قبرستان می کشند. کودکان در نقاشی خود ماه را با مرگ معنی می بخشند.

 

2ـ آسمان و زمین

آسمان به معنی الهام و پاکی است. ولی زمین به معنی ثبات و امنیت می باشد. کودکان خیلی کوچک هیچ وقت خطی برای نشان دادن زمین ترسیم نمی کنند، ولی در سن 5 یا 6 سالگی که آغاز به درک دلایل منطقی می کنند به کشیدن زمین نیز می پردازند.

 

3ـ اتومبیل

درجامعه ی امروزی ماشین نشانه قدرت است، به همین دلیل در نقاشیهای کودکان مخصوصاً پسر بچه ها ماشین زیاد دیده می شود. وقتی یکی از اعضای خانواده که اغلب پدر و گاهی خود کودک است، رانندگی می کنند، از دیدگاه برون فکنی اهمیت پیدا می کند. بیشتر نوجوانان به بهانه ی اینکه کشیدن تصویر آدم حوصله شان را سرمی برد یا سخت است، از کشیدن شکل آدم خودداری می کنند اما به اعتقاد پژوهشگران ترجیح دادن کشیدن ماشین در این دوره خود به خود نشان دهنده ی وابسته بودن شخص به دنیای خارج و زندگی ماشینی است. البته این مسائل بستگی به سن، فرهنگ و عوامل ذهنی و… نوجوان دارد.

 

4ـ حیوانات

اگر در نقاشی کودک شما تصاویر حیوانات دیده می شود ، ممکن است دلایل مختلفی وجود داشته باشد که شما با صحبت کردن با کودک پی به آن می برید. کودکی که در روستا زندگی می کند و یا حیوانات خانگی دارد و یا عاشق حیوانات باشد و یا حتی زیاد به باغ وحش برود طبیعی است که حیوان بکشد. پس فرهنگ و طرز زندگی کودک در خانواده از اهمیت زیادی برخوردار است. اگر کودک به نوعی با حیوانات رابطه نداشته باشد و حیوان برای او در دسترس نباشد تصویر حیوان در نقاشی او اهمیت خاصی پیدا می کند. گاهی ممکن است کودک احساس گناه و تقصیری را که تجربه کرده و جرأت نکرده آن را ابراز کند در نقاشی و در قالب حیوان نشان دهد.

 

مثلاً کودکی ممکن است به دلیل اینکه دیشب درجایش خرابکاری کرده و سرزنش شده ، احساس گناه کرده باشد و در نقاشی اش شکل حیوان خاصی را مثل مارمولک بکشد. کشیدن حیوانات درنده نشانه ی فشارهای درونی مخفی کودک است. مثلاً کودکی که نسبت به برادر کوچکتر تازه به دنیا آمده اش حسادت می کند، در نقاشی ممکن است گرگ بکشد که این نشان دهنده ی ترس و دلهره ی کودک از تازه وارد کوچولو است.دوستان خوبم، توجه داشته باشید که در تجزیه و تحلیل نقاشی کودکان که کاری بسیار ظریف و حساس است چون یک کار تخصصی و تجربی است شما رأی قطعی نمی دهید. کودک شما باید خودش به میل خودش موضوع نقاشی را اتنخاب کند.

 

شما نباید بالای سر او بنشینید و به او مداد رنگی به میل خودتان بدهید. او در نقاشی کردن باید آزادی کامل داشته باشد. در پایان نقاشی از کودک بخواهید که در مورد تصاویر کشیده شده برای شما حرف بزند. این گونه اطلاعات به شما در تجزیه و تحلیل نقاشی کودک کمک می کند. کودکان را به کشیدن تشویق کنید اما آنها را مجبور نکنید که همین الان برای شما نقاشی بکشند.



موضوع مطلب : کودکان
چهارشنبه ٢۸ امرداد ۱۳۸۸ :: ٩:٥٥ ‎ب.ظ ::  نويسنده : مجید

الف) دانستنی های معلم

 

 

 

          بخشی از محتوای برنامه ی درسی هنر، قصه و قصه گویی است. برای اجرای این بخش در کلاس، آشنایی اجمالی با ادبیات کودکان، چگونگی انتخاب قصه و آشنایی با هنر قصه گویی لازم است. گفتنی است که در این بخش، قصه، ابزاری برای انتقال فرهنگ شفاهی و ایجاد ارتباط کلامی و غیرکلامی موثر بین دانش آموزان است که با هدایت معلم شکل می گیرد و جریان می یابد. هم چنین ، محملی است که با تقویت زمینه ی تخیل، بستر تلفیق سایر رشته های هنری برنامه را فراهم می آورد.

 

 

1- اهمیت قصه و جایگاه آن

 

          قصه و قصه گویی، موضوعی آشنا برای همه ی انسان ها در همه ی روزگاران و جوامع است. انسان ها در سفر و حضر، در غم و شادی، در تنهایی و  جمع و حتی در گیر و دار جنگ ها و بحران های زندگی با قصه همراه و مایوس بوده اند؛ به همین علت، قصه را هم زاد انسان و زمان شکل گیری نخستین قصه ها را روزهای آغازین زندگی انسان در زمین، می دانند.

 

          قصه، تنها ، فاتح دنیای کودکان نیست بلکه بزرگسالان نیز در لحظه ی شنیدن یا خواندن قصه، درست مثل کوکان، با قصه جاری و همراه می شوند و صمیمیت و صفای کودکانه می یابند. پادشاهان ایرانی قصه گویانی داشته اند که در لحظه ی اندوه یا شادی و به ویژه هنگام خواب به آن ها آرامش می بخشیده اند. شهرزاد قصه گو در «هزار و یک شب» نمونه ای از این قصه گویان است.

 

          « در کتاب های آسمانی با شیوه ای خاص،‌داستان هایی برای عبرت ،‌ تذکر، هدایت و انذار مطرح شده است؛ تورات ، انجیل و قرآن سرشار از داستان هایی هستند از انبیا، اقوام و تمدن هایی که آمده اند و رفته اند و زندگی آن ها چراغ راه دیگر انسان ها شده است.» (محمدرضا سنگری، 1373)

 

          اصطلاح «قصه» در این نوشتار شامل همه ی اصطلاحات دیگر چون افسانه، حکایت و داستان نیز می شود. گاه عنوان داستان، افسانه، حکایت و قصه را به جای هم به کار می برند. در این نوشتار، قصه، عنوانی کلی برای همه ی سخنان یا نوشته هایی است که ساختنی روایی همراه با حوادث و ماجراهای خیالی یا واقعی دارند.

 

          «در تعریف قصه می توان گفت: سخن یا نوشته ای است از روزگاران قدیم که در آن شخصیت های گوناگون خیالی یا واقعی ، ماجراهایی می آفرینند. قصه ها از روزگاران قدیم برای آموزش ، انتقال تجربه ها و تاریخ هر قوم از نسلی به نسل دیگر پدید آمده اند». (فرهنگنامه ی ادبیات کودکان و نوجوانان،‌1376)

 

          «منظور از افسانه، داستانی است که در آن انسان ها، جانوران، اشیا یا موجودات تخیلی،‌ ماجراهای گوناگون باور نکردنی به وجود می آورند؛ برای نمونه، در بعضی از افسانه ها،‌از قالیچه یا تخت یا بال هایی سخن گفته شده است که انسان به کمک آن ها به پرواز درآمده است. اگر چه پرواز انسان با این وسیله ها واقعیت ندارد ولی بیانگر آرزوی انسان برای کاستن از رنج سفر و گاهی پاسخ گویی کنجکاوی های اوست». (فرهنگ نامه ی ادبیات کودکان و نوجوانان،‌1376)

 

          «داستان به نوشته ای گفته می شود که در آن ، نویسنده فکر اصلی خود را در قالب حکایتی به خواننده ارائه دهد؛ خواه این داستان کاملاً جنبه ی تخیلی و غیرواقعی داشته باشد و خواه واقعیات زندگی در آن با رنگ و روغن تخیل و پرداخت نویسنده، آرایش دیده باشد». (لیلی ایمن و توران خمارلو، 1356)

 

          در ادبیات سنتی ما ، ماجراهایی کوتاه، به نثر و نظم ، مستقل یا در ضمن موضوعات،‌ در کتاب ها ذکر می شده است که به آن ها «حکایت» می گفته اند. در کتاب هایی چون گلستان و بوستان سعدی ، مثنوی مولانا و بهارستان جامی از این حکایات فراوان می توان یافت.

 

 

 

2- کارکردهای قصه برای کودکان

 

          کودکان شیفته ی قصه و قصه گویی هستند و قصه ، تاثیری عمیق بر روان ، زبان ،‌ رفتار و شخصیت کودک می گذارد. برخی تاثیرات قصه بر کودکان عبارت اند از:

 

1- زبان آموزی: قصه ها،‌ کودک را با واژگان، اصطلاحات ،‌ نام ها، ضرب المثل ها و ... آشنا می سازند و از این راه ،‌ علاوه بر ایفای نقش مهم و جدی در زبان آموزی،‌ فرصت خوبی برای  اصلاح لغزش ها و اشکالات زبانی ایجاد می کنند.

 

          در کنار قصه گویی می توان از کودکان خواست تا مثلاً بگویند که نام قهرمان چه بوده ، از کجا حرکت کرده، چه دیده، چه گفته و چه انجام داده است. در قصه چه عناصر دیگری وجود داشته و ... و قصه گو چه ویژگی ها و قصه چه روندی داشته است. با طرح این سوال ها در پایان قصه، می توان به کودکان کمک کرد تا درباره ی فضای قصه ، قهرمانان قصه و حوادث قصه گفت و گو کنند.

 

2- انتقال مفاهیم: قصه به علت کشش ، زیبایی و نقشی که در برانگیختن حس کنجکاوی دارد، می تواند بسیاری از مفاهیم را به کودکا منتقل کند. هم چنین با انتقال مفاهیم ، به روش غیرمستقیم، نه تنها باعث جذب بهتر و سریع تر مفاهیم به ذهن و زبان کودک می شود بلکه فهم آن ها را عینی تر و ساده تر می سازد، به همین دلیل، قصه گویی از جدی ترین و بنیادی ترین روش های انتقال مفاهیم به دنیای مخاطبان، به ویژه کودکان ، به شمار می آید. مفاهیم ساده ی علمی ، طبیعی و حتی معنا و مفهوم واژگان را طی قصه و گاه بدون نیاز به توضیح ، می توان منتقل کرد.

 

3- تقویت حس کنجکاوی: قصه ها به علت دربرداشتن زنجیره ی حوادث ، کودک را وا می دارند که به تعقیب حوادث بپردازد یا آن چه را در قصه می شنود، در دنیای بیرون جست و جو کند. کودک پس از شنیدن قصه، انگیزه های بیشتر و کنجکاوی افزون تری برای چنین کاری پیدا می کند. گفتنی است که ما باید از نیرو و انگیزه ای که قصه در کودکان ایجاد می کند، بهره گیری و استفاده کنیم.

 

4- پرورش قدرت تخیل و خلاقیت: در قصه ها عنصر تخیل بسیار قوی و موثر است ؛ در بسیاری از قصه ها، عناصر تخیلی حضوری برجسته دارند. تخیل کودک با شنیدن و خواندن داستان پرورش می یابد. گاه دیده شده است که کودک هنگام بازگو کردن داستانی که شنیده است ، به دخل و تصرف در آن می پردازد یا داستانی بر همان مبنا می اسد. اگر این تخیل جهت داده شود، راه برای کشف استعداد کودکان است.

 

          از منظر دیگر، کودکان هنگام گوش دادن به قصه، عناصر ، فضا و حوادث آن را در ذهن خویش می آفرینند و معمولاً خود را در قالب قهرمان قصه قرار می دهند؛ به این ترتیب حداقل تا پایان قصه غرق تخیل در آن اند. با طرح پرسش هایی در پایان قصه ، می توان این فضای تخیل و تجسم خلاق را وسعت و عمق بخشید. همراهی یک نغمه ی مناسب نیز به وسعت دامنه و عمق بخشید . همراهی یک نغمه ی مناسب نیز به وسعت دامنه و عمق تخیل کمک می کند. برای ثبت این فضا که خود زمینه ساز بروز استعدادها و خلاقیت کودکان است، می توان نقاشی برای قصه،‌ کاردستی مناسب قصه و نمایش آن قصه را در زمره ی فعالیت های هنری پس از قصه قرار داد.

 

5- آشنایی با واقعیت های زندگی: کودک با شرکت کردن در تجربه های تلخ و شیرین قهرمانان قصه، با واقعیت ها آشنا می شود و روش های مواجهه با مشکلات را در می یابد. به قول شارل پرو:‌«کودکان را می توان از طریق قصه های دل چسب و دوست داشتنی متناسب با توانایی های آنان با واقعیت های زندگی آشنا کرد. آن ها در موقع گوش دادن به قصه ، مفاهیم پنهان در لابه لای واژه ها را درک می کنند؛ هنگامی که قهرمان داستان در مرداب بدبختی غوطه می خورد، آن ها غمگین و نگران می شوند و وقتی که به جاده ی خوشبختی قدم می گذارد؛ فریادی از شوق برمی آورند و اگر بخت با شخصیت بد داستان یار شود، بی صبرانه انتظار می کشند تا او به سزای کارهای زشتش برسد؛ این ها همه دانه هایی است که در دل کودکانه کاشته می شود و تاثیر آن ، بروز حرکاتی از سر شادی یا غم است که خود، نشان از بارور شدن ذهن آن ها دارد». (فرهنگنامه ی ادبیات کودکان و نوجوانان،‌1376)

 

6- انتقال ارزش ها: همراهی با قهرمانان قصه، باعث می شود که صفات ، فضیلت ها و ارزش های آنان با روح و جان کودک آمیخته شود. وقتی قهرمان به علت خوبی ، صداقت و بخشش مورد حسد یا ستم واقع می شود و سرانجام، همین ویژگی او را نجات می دهد،‌ عشق ورزی به این ارزش ها،‌همچون بذری در نهاد کودک افشانده می شود و میل به گریز و پرهیز از کسانی که زشتی ها و بدی ها را منتشر می کنند؛ نیز در وجود او بارور می گردد.

 

7- اصلاح رفتار: قصه ها می توانند به اصلاح ، بهبود و تغییر رفتار کمک کنند؛ به عبارت دیگر، مقصد قصه، عبرت آموزی بوده است. تردیدی نیست که اگر در پایان قصه،‌باب موعظه و نصیحت باز نشود و قصه خود ، آموزنده و عبرت آموز باشد،‌ چنین تاثیری را به صورت پنهان و پیدا در رفتار کودک خواهد داشت.

 

8- تعامل اجتماعی: اگر کودکان در جریان قصه فعال شوند و حتماً قبل از گفتن قصه،‌از آن ها بخواهیم که در پرسش و پاسخ های بعد از قصه شرکت کنند و نظر خود را در مورد قصه و قصه گو بگویند، توجه و دقت شنوایی آن ها تقویت می شود. هم چنین ، زمینه ای فراهم می شود که آن ها با سخن گفتن و بیان احساسات ، شیوه های ارتباط با دیگران را تمرین کنند. این شیوه ، به ویژه برای کودکان خجالتی و انزواطلب بسیار کارا و موثر است.

 

9- پیوند فرهنگی: قصه ها عامل انتقال میراث فرهنگی و پیوند میان امروز و گذشته اند. کودکان با شنیدن قصه ها به آرمان ها، آرزوها، رنج ها و شادی ها، باورها و نوع زندگی گذشتگان پی می برند. گویی، قصه ها پلی هستند که کودکان امروز را به روزگار گذشته می برند. قصه ها نوعی آموزش تاریخی نیز هستند، چون از لابه لای آن ها، تصویری از گذشته فراروی خواننده یا شنونده قرار می گیرد.

 

 

 

3- ما، کودکان و قصه ها

 

          دنیای قصه ، دنیای رنگین ، شیرین و دل پذیر است؛ دنیای آرزوها،‌شادی ها و غم ها. بهتر است بگوییم نبض زندگی و زیبایی در قصه های کودکان می تپد. کودکان قصه ها و قصه گویان را دوست دارند و با اشتیاق و لذت به آن ها گوش می سپارند.

 

          بزرگ ترها به رشد، شکوفایی، سلامت روانی و آینده ای روشن و زیبا برای کودکانشان می اندیشند ولی گاه ، آن چه را در این شکوفایی و بالندگی می تواند موثر باشد، نمی شناسند و به تحمیل دنیای خویش، احساسات و خواسته های خود به کودکان می پردازند. هر قصه ای را نباید برای کودکان تجویز کرد قصه های کودکان باید:

 

1- هم خوان با احساسات و علایق کودکان و هماهنگ با فضای ذهنی آنان باشند. داستان های بزرگسالانه یا کاملاً مبتنی بر منطبق بزرگسالان ،‌کشش و جاذبه ی چندانی برای کودکان ندارند.

 

2- دارای ساخت داستانی مناسب کودکان باشند، در کودک انگیزه ی تعقیب ماجراها را ایجاد کنند، هیجان انگیز باشند و از منطق داستانی تبعیت کنند.

 

3- کوتاه و جذاب باشند؛ درست است که قصه های پر کشش و جذاب،‌طولانی هم می توانند باشند ولی قصه ی کودکانه باید کوتاه باشد.

 

4- ساده باشند و در آن ها از مطرح کردن شخصیت های متعدد ،‌ حوادث تو در تو و طرح پیچیده و مبهم خودداری شود.

 

5- با ظرفیت روانی مخاطب و شرایط زمانی که در آن قصه بیان می شود، هماهنگ باشند.

 

6- با مخاطبان خود هم خوانی فرهنگی داشته باشند، ممکن است در یک قصه عناصری حضور داشته باشند که به علت نا هم خوانی فرهنگی، درک و در نتیجه ،‌جذب ذهن و روان کودک نشوند.

 

7- به گونه ای باشد که کودک، نتواند از همان آغاز،‌انتهای آن را حدس بزند. کودکان معمولاً چنین قصه هایی را دوست ندارند.

 

8- در مخاطب تاثیر مثبت داشته باشند و رفتارهای منفی را در او دامن نزنند؛ مثلاً ترس رابه جای شجاعت ، دشمنی را به جای ایجاد روحیه دوستی و خودخواهی و حسادت را به جای بخشندگی و کمک ،‌در او ایجاد نکنند.

 

          به هر حال ، خلق و حتی انتخاب قصه ی کودکانه – آن گونه برخی انگاشته اند – کاری ساده نیست. در انتخاب قصه برای کودکان، باید جهان مستقل آنان را شناخت و به آن ارج نهاد. در قصه های کودکانه که به مثابه ی آثار هنری هستند، احساسات قلبی، اندیشه های نمونه ، آگاهی و دانش همه جانبه و آرمان های دوراندیشانه ی کودکان در نظر گرفته می شود. موضوع این قصه ها از واقعیت های زندگی نشأت می گیرد. این قصه ها کوتاه،‌ ساده و دارای طرح های هنرمندانه اند. کودکان قصه هایی را می پسندند که شیرین و جذاب، دارای حادثه و شگفت انگیز باشند. آن ها ،‌ هم قصه های خیالی و هم قصه های واقعی را می پسندند؛ قصه های مربوط به موجودات خیالی و نیز اشیاء و حیوانات عجیب و خارق العاده برای آن ها کشش و جذابیت فوق العاده ای دارد. کودکان قصه های عامیانه را نیز دوست دارند. پس، در انتخاب قصه های بومی و منطقه ای ، به این ویژگی ها باید توجه کرد.

 

          اگر کتاب قصه ای را برای قصه گویی برمی گزینیم یا آن را در اختیار کودک قرار می دهیم تا بخواند، لازم است که به تناسب تصویر ،‌ خط، اندازه ی حروف ،‌ اندازه ی کتاب و دیگر ویژگی هایی که کتاب کودک باید از آن ها برخوردار باشد،‌توجه کنیم. متاسفانه،‌ کتاب هایی که حداقل معیارها را مراعات نمی کنند و به سودای کسب سود بیشتر، ناسازگارترین کتاب ها از نظر محتوا و ساخت را به نام کودک عرضه می کنند ، کم نیستند.

 

          تصاویر یک کتاب قصه باید بار فرهنگی آن ، نوع ، زمان و موقعیت قصه را رعایت کنند. رنگ ها و سبک نقاشی نیز باید با بافت و ساخت قصه هم خوانی و هماهنگی داشته باشد.

 

          اگر قرار است که بعد از قصه برنامه ی نقاشی برای قصه اجرا شود، نباید کودکان کتاب قصه ،‌ جلد و تصاویر آن را ببینند؛ زیرا از نقاشی های روی جلد و داخل کتاب الگو می گیرند و این امر،‌تخیل و خلاقیت آن ها را محدود می کند.

 

 

 

4- مقدمات و شرایط قصه گویی

 

          اگر قصه پردازی و داستان آفرینی هنر باشد، قصه خوانی و قصه گویی به شکل درست، زیبا و موثر نیز به هماند اندازه هنری و هنرمندانه است. چه بسیار قصه های موفق که قربانی عرضه ی بد می شوند و چه بسیار قصه های متوسط که اجرای موفق و بیان هنرمندانه، تصویری دیگر از آن ها در ذهن ایجاد می کند. شاید مهم تر از قصه،‌قصه گو یا کسی است که قصه را می خواند. بنابراین، تمرین قصه گویی و تسلط بر آن ، دوست داشتن قصه و قصه گویی ،‌ قصه شناسی و شناخت دنیای کودک از ضرورت های کار قصه گویی هستند. هنگامی که قصه گو برای قصه گفتن آماده می شود، به ارکان قصه و قصه گویی توجه می کند. این ارکان عبارت اند از:

 

1- انتخاب قصه ی مناسب

 

2- زمان و فضای مناسب قصه گویی

 

3- شنوندگان قصه

 

4- قصه گو و آمادگی روانی و ظاهری او

 

5- ابزار و لوازم قصه گویی

 

 

 

* قصه گو باید:

 

1- قصه را خواند باشد؛ اگر قصه را از کتاب می گوید، حتماً از قبل با آن آشنا شود تا هنگام قصه گویی، درنگ ها،‌زیر و بم ها و فضاهای مناسب کلامی را برای قصه خلق کند.

 

2- قصه ای که انتخاب می کند، کوتاه و ساده باشد؛ چون کودک قدرت تمرکز دراز مدت ندارد و به قصه ی طولانی گوش نمی دهد.

 

3- قصه ای را که خود نیز دوست دارد، بگوید. کودک از خطوط چهره ی قصه گو، علاقه مندی او را می خواند. احساسات قصه گو باید آن چنان باشد که کودک ،‌ علاقه ، درک و فهم و لذت قصه گو را از بیان قصه احساس کند.

 

4- در حین گفتن قصه، از فضای قصه بیرون نرود. قطع کردن قصه، گفت و گو با دیگران، خوردن و انجام دادن هر کار دیگری جزء قصه گویی ،‌سوء ظن کودک را به این که قصه گو به قصه بی علاقه یا کم توجه است، بر می انگیزد.

 

5- صبور و با حوصله باشد؛ شتاب برای تمام کردن قصه به معنای بی علاقگی و بی توجهی به احساسات کودکان است.اگر کودکان در لابه لای قصه پرسشی طرح کنند،‌قصه گو نباید بی حوصله یا عصبانی شود. در عین حال،‌او باید از پاسخ دادن به پرسش هایی که در طول قصه به آن ها پاسخ داده می شود، بپرهیزد. اما اگر دریابد که کودکان نکته ای را متوجه نشده اند، باید آن را به شکل کوتاه و رسا توضیح دهد.

 

6- با تغییر صدا و حرکات سر، دست ها و بدن به تناسب شخصیت های قصه، قصه را برای شنوندگان خود هر چه جالب تر، شیرین تر و دل پذیرتر کند. در عین حال، لازم است از حرکات اضافی که در جریان قصه وقفه ایجاد می کنند، بپرهیزد.

 

7- از به کار بردن تکیه کلام های نابه جا که در جریان قصه گویی نوعی «عایق» به حساب می آیند ، بپرهیزد. تکرار این تکیه کلام ها، ذهن را به جای تعقیب قصه، به تعقیب تکیه کلام ها می کشاند.

 

8- با کودک رابطه ی عاطفی برقرار کند و فاصله ی خود را با او به حداقل برساند، نگاه، لبخند، ارتباط و حالات قصه گو، بار سنگینی را در انتقال و القای بهتر قصه به دوش می کشند.

 

9- لحن و حرکات قصه گو در اوج قصه قوی باشد اما هر چه به انتهای قصه نزدیک می شود، باید لحن و حرکاتی آرامش بخش داشته باشد. در انتهای قصه نیز باید مراقب تاثیر قصه در روح و ضمیر کودکان باشد و به پرسش های احتمالی آن ها، پاسخ های مناسب بدهد.

 

10- زبان و بیانی رسا – بدون لهجه و عیوبی چون، لکنت زبان و صدای تودماغی – داشته باشد؛ زیرا در غیر این صورت، ممکن است به قصه و مخاطبان آن لطمه وارد شود. البته صاحبان لهجه در مناطق خود ممکن است با استفاده از زبان محلی برای قصه گویی، فضایی بهتر و موثرتر بسازند.

 

11- لباس مناسب بپوشد و ظاهری دل چسب و آراسته داشته باشد.

 

12- از گفتن و خواندن قصه هایی که بدآموزی دارند و به خصلت های ناپسندی چون حسادت، حساسیت ، دروغ گویی، آزار و اذیت دیگران دامن می زنند یا در اعتقادات درست، تردید و تزلزل ایجاد می کنند ، بپرهیزد.

 

13- در گزینش قصه ، به زمان و فضایی که در آن قصه می گوید، توجه کند. در این جا منظور از زمان ، محدودیت زمان کلاس درس و منظور از فضا، کلاس، حیاط مدرسه یا هر جای دیگری است که قصه در آن جا گفته می شود.

 

14- قصه را به شکلی مناسب شروع و تمام کند. در سنت قصه گویی ما، «یکی بود، یکی نبود» یا «روزی بود،‌روزگاری بود» جمله های ورودی به قصه اند. پایان قصه ها نیز مهم است. معمولاً «قصه ی ما به سر رسید ، کلاغه به خونه ش نرسید» حسن ختام بسیاری از قصه های کودکانه ی ایرانی است. قصه به ابتکار خود می تواند از این جمله ها یا هر جمله ای که مناسب باشد، بهره بگیرد.

 

15- با درنگ و سکوتی کوتاه مدت، پس از عبور از یک حادثه ی داستان یا در موقعیت مناسب، به نوعی ذهن کودک را فعال کند. سکوت، لحظه ی بیهودگی برای کودک نیست بلکه لحظه ی فعال شدن ذهن است تا به آن چه شنیده است یا خواهد شنید، بیندیشد و آن چه را دوست داشتنی است، مزه مزه کند.

 

 

 

ب ـ فعالیت های یادگیری

 

 

          مجموعه فعالیت هایی که دانش آموزان در ساعت درس هنر انجام می دهند تا به اهداف کلی درس هنر در بخش «قصه و قصه گویی» برسند با عنوان فعالیت های یادگیری آمده است. برای سهولت اجرای این برنامه ، به معلم توصیه هایی می شود تا او بتواند فرصت های یادگیری مناسبی را برای کلاس فراهم آورد.

 

توصیه هایی برای اجرای فعالیت های یادگیری بخش قصه و قصه گویی

 

1-در انتخاب قصه،ویژگی های قصه ی منا سب را برای کودکان در نظر داشته باشید .

 

2- در هنگام قصه گویی،‌مقدمات و شرایط قصه گویی را فراهم آورید.

 

3- در هر جلسه ی قصه گویی، اجزای فقط یک قصه کافی است . پس از پایان قصه با طرح چند سوال ، دانش آموزان را به گفت و گو در باره ی آن تشویق کنید.

 

4- وقتی کودکی قصه می گوید، به رفتارهای کلامی و غیرکلامی او دقت کنید و با تشویق و راهنمایی های به موقع ، این رفتارها را قوت بخشید.

 

5- هر یک از دانش آموزان را حداقل یک مرتبه برای اجرا دعوت کنید.

 

6- مراقب باشید که همه ی دانش آموزان ، در پرسش و پاسخ های بعد از قصه فعالانه شرکت کنند.

 

7- در هر موقع از سال تحصیلی که آمادگی های لازم برای بازی های تقلیدی در دانش آموزان به وجود آمد، به آن ها توصیه کنید که قصه را به صورت گروه کوچک و با ایفای نقش اجرا کنند.

 

 

 

فعالیت های یادگیری پایه اول

 

 1- قصه گویی:  در اجرای این برنامه ، دانش آموزان باید قصه گویی را یاد بگیرند؛ بنابراین، معلم می تواند فقط در اوایل سال قصه بگوید و پس از آن ، از دانش آموزان بخواهد قصه های کوتاهی را که از مادر بزرگ یا پدر بزرگ خود یا افراد دیگر شنیده اند، در کلاس برای دوستان خود تعریف کنند.

 

مراحل اجرا

 

1- دانش آموزان را برای گوش دادن به قصه آماده کنید .

 

2- در ابتدای سال تحصیلی ،‌قصه ی مناسبی را انتخاب کنید و آن را با رعایت حالت های

 

عاطفی ( با ایجاد تغییرات مناسب در صدا و حرکات صورت ، دست ها و بدن )‌ برای دانش آموزان بگویید .

 

3- در هر قسمت از قصه ، از کودکان بخواهید که فضا و عناصر قصه را در خیال خود بسازند. گرما یا سرما ی هوا ، وزش باد و ... را در ذهن تجسم کنند و به تناسب قصه، بوی علف یا دریا و ... را به خاطر بیاورند .

 

4- در هر جلسه ، از یکی از دانش آموزان دعوت کنید که قصه ای بگوید.

 

5- پس از پایان قصه ، دانش آموزان را به پرسش و پاسخ و گفت وگو در باره ی فضا ، عناصر و اتفاقات قصه تشویق کنید .

 

6- قصه گویی را می توان با نمایش ، تقلید صدا و حرکات عناصر آن ، تلفیق کرد.

 

 

 

2- تعریف خاطره: خاطره اتفاقی است که برای فردی رخ داده و به علتی – مثلاً مهم بودن آن ـ به یاد او مانده است. کودکان معمولاً دوست دارند خاطره های خود را تعریف کنند. حتی ممکن است در تعریف خاطره ،‌غلو کنند یا خیال پردازی های خود را با خاطراتشان بیامیزند. خاطره می تواند در باره ی بازی ،‌خرید رفتن با بزرگ ترها،‌مهمانی ،‌مسافرت و ... باشد.

 

مراحل اجرا

 

1- دانش آموزان را برای گوش دادن به خاطره آماده کنید.

 

2- در ابتدای سال تحصیلی ،‌ خاطره ی مناسبی را با رعایت حالت های عاطفی (با ایجاد تغییرات مناسب در صدا و حرکات صورت، دست ها و بدن ) برای دانش آموزان تعریف کنید.

 

3- در هر قسمت از خاطره ،‌از کودکان بخواهید که فضا و عناصر خاطره را در خیال خود بسازند. گرما یا سرمای هوا، وزش باد و ... را تجسم کنند و به تناسب خاطره ، بوی علف یا دریا و ... را به خاطر بیاورند.

 

4- در هر جلسه،‌از یکی از دانش آموزان دعوت کنید که خاطره ای تعریف کند.

 

5- در پایان خاطره، دانش آموزان را به پرسش و پاسخ و گفت و گو درباره ی فضا ،‌عناصر و اتفاقات آن خاطره تشویق کنید.

 

6- تعریف کردن خاطره را می توان با نمایش، تقلید صدا و حرکات عناصر آن ،‌تلفیق کرد.

 

 

 

3- تصویر خوانی: یکی از تجربه هایی که دانش آموزان کسب می کنند، توانایی برقراری ارتباط با تصویرها و درک مفاهیم آن هاست. برای این منظور، کتاب های تصویری، تصویرهای یک کتاب قصه ، کارت ها و لوحه های تصویری مناسب اند. آن چه را نیاز دارید، قبلاً به تعداد گروه ها آماده کنید.

 

 

 

- تصویر خوانی با مشاهده ی یک تصویر

 

مراحل اجرا

 

1- دانش آموزان را به گروه های سه یا چهار نفری تقسیم کنید.

 

2- تصویر آماده را در اختیار هر گروه بگذارید؛

 

3- هر گروه تصویری را که در اختیار دارد، با دقت مشاهده ، و برای آن یک داستان بسازد؛

 

4- هر یک از اعضای گروه آماده ی تعریف کردن داستان باشد؛

 

5- در پایان فراگیران را به گفتگو در باره ی قصه ها، بهترین قصه، بهترین قصه گو و ویژگی های او تشویق کنید.

 

 

 

4- تلفیق قصه یا خاطره با نمایش: هنگام گوش دادن به قصه ـ وقتی معلم یا یکی از دانش آموزان قصه می گویدـ سایر دانش آموزان می توانند با تقلید حرکات و صداهای عناصر قصه یا خاطره،‌به همراهی با قصه گو بپردازند. این موارد، هم می تواند به صورت بداهه باشد و به نوعی نمایش خلاق تبدیل شود و هم با هماهنگی قبلی بین قصه گو و همراهان او انجام گیرد.

 

 

5- تلفیق قصه یا خاطره با نقاشی:دانش آموزان می توانند یکی از صحنه های جالب خاطره یا قصه ای را که به آن گوش داده اند، نقاشی کنند. گفتنی است که اگر از کتاب قصه استفاده می کنید، آن را به بچه ها نشان ندهید تا آن ها با تکیه بر تخیل و خلاقیت خود نقاشی بکشند.

 

 

 

6- تلفیق قصه یا خاطره با کاردستی: هنگام تعریف کردن خاطره یا قصه،‌نغمه ی زیبا و مناسبی را پخش کنید. پس از پایان خاطره یا قصه نیز بچه ها می توانند شعر یا سرود مناسبی بخوانند و با دست زدن ریتم آن را نگه دارند.

 

 

 

- فعالیت های یادگیری در پایه ی دوم : در پایه ی دوم قصه گویی، تعریف کردن خاطره، تلفیق قصه و خاطره با نمایش، نقاشی، کاردستی و تربیت شنوایی مانند پایه ی اول ابتدایی اجرا می شود. اما قصه ها و خاطره ها کمی طولانی تر و پیچیده تر خواهند بود. دو فعالیت دیگر نیز به بخش قصه اضافه می شوند که به ترتیب زیرند.

 

 

- کامل کردن قصه ی ناقص: کودکان اغلب با قهرمانان قصه همانند سازی می کنند؛ خود را در فضای قصه قرار می دهند و درباره ی آن چه قهرمان یا قهرمانان قصه انجام می دهند، به تخیل می پردازند و به این ترتیب ،‌ ماجراهای قصه را پیش بینی می کنند . به این ترتیب، آن ها می توانند قصه ناتمامی را به میل و سلیقه یخود کامل کنند.

 

مراحل اجرا

 

1- دانش آموزان را برای گوش دادن به قصه آماده کنید.

 

2- قصه گفتن را شروع کنید و بخش کوچکی از ابتدای قصه را تعریف کنید.

 

3- دانش آموزان را به گروه های کوچک تقسیم کنید.

 

4- هر گروه، قصه را به میل خود ادامه دهد تا تمام شود.

 

5- نماینده هر گروه، ادامه ی قصه ی خود را برای سایرین تعریف کند.

 

6- همه ی دانش آموزان در مورد بهترین قصه تصمیم بگیرند و آن را انتخاب کنند.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 



موضوع مطلب : دانستی معلم
دوشنبه ٢٦ امرداد ۱۳۸۸ :: ۸:٥٤ ‎ب.ظ ::  نويسنده : مجید

چکیده:

 این روش که یکی از قویترین روش های یادگیری است در سال 1996 توسط فردی به نام رابینسون ابداع شد. در این روش سعی بر این است تا با ایجاد زمینه ای در ذهن قبل از مطالعه، روند یادگیری فعال تر و آسان تر گردد. (SQ3R) مخفف این کلمات است: پیش خوانی (Survey)، سؤال سازی (Question)، خواندن (Read)، بازگویی و تعریف (Recite) و مرور (Review).در ادامه به مراحل مختلف این روش اشاره می‌‌کنیم:

پیش خوانی:

درسی را که می‌‌خواهید بخوانید، ابتدا پیش خوانی کنید. سعی کنید برای پیش خوانی از روش زیر استفاده نمایید:

- نگاهی سریع و گذرا به متن بیندازید.

- نکات مهم و کلیدی را بیابید.

- سؤالات و تمرین های آخر درس را مرور کنید.

- پاراگراف اول و آخر و خلاصه درس را به شیوه ای گذرا بخوانید.


سؤال سازی:

در ذهن خود سؤالاتی راجع به موضوع درس بسازید. برای این کار می‌‌توانید:
- عناوین و تیترها را بصورت سؤال درآورید.

- از خود بپرسید: "راجع به این موضوع چه می‌‌دانم؟"، "معلم راجع به این موضوع چه چیزهایی می‌‌گفت؟" و سؤالاتی از این قبیل.

 

خواندن:

متن درس را بطور کامل بخوانید. در هنگام خواندن:

- به دنبال جواب سؤالاتی باشید که در ذهن خود ساخته بودید.

- به سؤالات آخر درس جواب بدهید.

- زیر نکات مهم خط بکشید.

- اگر مطلبی را درست نفهمیده اید، دوباره آن را بخوانید.

 

بازگویی و تعریف مطالب:

بعد از آنکه خواندن یک بخش به پایان رسید، به بازگویی مطالب آن بپردازید.

- مطالب درسی را از حفظ برای خود تکرار کنید و یا خلاصه نویسی کنید.

- در تکرار مطالب از روشی که متناسب با تکنیک یادگیری تان است، استفاده کنید و به خاطر داشته باشید که هر چه بیشتر از حواس پنجگانه خود استفاده کنید، مطالب بهتر در حافظه تان جای می‌‌گیرد.

قدرت یادگیری سه برابر می‌‌شود با: دیدن، بیان کردن، شنیدن.
و این قدرت چهار برابر می‌‌شود با: دیدن، بیان کردن، شنیدن و نوشتن!

 

مرور مطالب:

بعد از آنکه مطالب را بطور کامل خواندید و برای خود بازگو کردید، نوبت به مرور مطالب می‌‌رسد.
- روز اول: بلافاصله بعد از مرحله تعریف و بازگویی، 5 دقیقه سریع مطالب را مرور کنید.
- 24 ساعت بعد: کتاب را ورق بزنید و به نکات مهم نگاهی بیندازید، به مدت 5 دقیقه این کار را انجام دهید.

- یک هفته بعد: به مدت 5 دقیقه مطالب درسی را مرور کنید. برای مطالبی که به نظرتان سخت تر است بیشتر وقت بگذارید.

- و به همین ترتیب هر چند وقت یکبار مطالب را مرور کنید تا هنگام امتحان به مشکلی برخورد نکنید.

 

به خاطر داشته باشید:

کسانیکه مطلبی را 6 بار پیاپی می‌‌خوانند در مقایسه با کسانی که در 6 نوبت و هر بار 5 دقیقه. این کار را می‌‌کنند، درصد یادگیری کمتری دارند. چرا که در فواصل زمانی قدرت پردازش ذهن بالاتر می‌‌رود.



موضوع مطلب : یادگیری
دوشنبه ٢٦ امرداد ۱۳۸۸ :: ۸:٥٢ ‎ب.ظ ::  نويسنده : مجید

  خوش‌خطی از جمله صفاتی است که برخی آن را ارثی می‌دانند. می‌توان شواهدی برای اثبات این مدعا یافت. اما ذاتی بودن خط‌خوش به آن معنا نیست که این صفت قابل یادگیری نباشد. در واقع می‌توان از ابتدا که بچه‌ها دبستان می‌روند، با توجه به یک رشته ملاحظات و انجام تمرین‌هایی چند، دانش‌آموزان را به اهمیت خط خوش واقف و این قابلیت را در آنان تقویت کرد. در مطلبی که در پی می‌آید، آموزگاری توصیه‌هایی را برای واداشتن دانش‌آموزان از بدخطی و تشویق آنان به خوش‌خطی عرضه می‌کند. مخاطب برخی از این توصیه‌ها آموزگاران و  والدین و برخی دیگر خود دانش‌آموزان است. نویسنده معتقد است توجه به نگارش دانش‌آموزان از همان سال‌های اولیه دبستان مورد توجه قرار بگیرد.

 

پرورش قابلیت خو‌شنویسی در بچه‌ها می‌تواند امتیازی چشمگیر در بزرگسالی برای آنان به همراه داشته باشد. هر چه باشد، خوش‌خطی از جمله صفاتی است که همواره مورد توجه بسیاری  قرار می‌گیرد. پس اگر می‌خواهید فرزندتان خوش‌خط شود، به این نکات توجه کنید:

 

علل بدخطــــی

 

* توجه نکردن دانش‌آموزان به خط زمینه دفتر و تخته کلاس.

 

* اضطراب و نگرانی دانش‌آموزان هنگام نوشتن.

 

* نداشتن اعتماد به نفس هنگام نوشتن.

 

* نداشتن آ‌مادگی جسمانی، روانی، روحی.

 

* وجود اختلالات یادگیری در دانش‌آموزان.

 

* نداشتن هدف و انگیزه برای زیبانویسی.

 

* مواجه شدن دانش‌آموزان با حجم زیاد تکالیف.

 

* تندنویسی تکالیف.

 

* استفاده از خودکار، روان‌نویس و وسایل مشابه آن.

 

* آشنا شدن دانش‌آموزان در کلاس اول با خط نسخ ماشینی، این امر سبب می‌شود در کلاس‌های بالاتر به سختی بتواند خط نستعلیق را جایگزین خط نسخ کند.

 

* خط نسخ  کتاب‌های درسی دوره ابتدایی.

 

* اتلاف وقت هنگام نوشتن خط نسخ مانند کلمه (محمد) اگر همین کلمه را دانش‌آموز با خط نستعلیق بنویسد سرعت بیشتری خواهد داشت.

 

* بی‌توجهی به هنر.

 

* خط نسخ روی کاغذ حجم بیشتری می‌گیرد، اما واژگان در خط نستعلیق جای کمتری اشغال می‌کنند.

 

* خط نسخ به سبب نداشتن سیرهای دایره‌ای و انحناها و قوسهای موجود در مفردات و کلمات صرفاً یادگیری در خواندن و نوشتن را تسهیل میکند و تأثیری در خوشنویسی ندارد.

 

* فشردگی برنامه کلاسی در یک نیمروز و فشار بر دانش‌آموزان به سبب دو یا چند نوبتی بودن مدرسه.

 

* استفاده از ابزار نامناسب از جمله مداد کوتاه و کاغذ بدون خط به خصوص در پایه‌های اولیه ابتدایی.

 

* بی‌‌دقتی هنگام نوشتن و رعایت نکردن هم شکلی، هم اندازه و هم فاصله بودن واژگان.

 

* بی‌دقتی برای تمیز و مرتب نوشتن.

 

* تراکم بیش از حد شاگردان در کلاس و نداشتن فضای مناسب و کافی برای نوشتن.
* دادن تکالیف نامناسب و بدون تناسب با توانایی کودکان.

 

* بی‌اعتنایی اغلب معلمان ابتدایی به استفاده از خط‌ نستعلیق و  آموزش آن.

 

* واکنش‌های منفی و نامناسب بعضی معلمان در برخورد با نوشته‌های دانش‌آموزان.
* جدی نگرفتن یادگیری خط از طرف خانواده و مدرسه و نبود مراقبت‌های لازم.

 

* نبود انگیزه، حوصله و دانش لازم نزد برخی معلمان ابتدایی برای آموزش خط به دانش‌آموزان.

 

* بدخطی بعضی از والدین، سرمشق نامناسبی برای کودکان است.

 

* دادن سرمشق‌هایی با رسم‌الخط نامناسب به دانش‌آموزان.

 

* ندانستن روش‌ و راهکارهای، خوشنویسی و اجرا نکردن تمرین‌های لازم.

 

* قرار دادن چپ دست و راست دست در کنار هم هنگام نوشتن.

 

* بی‌توجهی به زیبایی هنری خط که باعث تقویت روح لطیف در کودکان می‌شود.

 

* نبود دستورالعمل مشخص و روشنی برای آموزش خط نستعلیق به منظور تکرار و تمرین دانش‌آموزان.

 

 

 

راهکـــارهای رفـــع بدخطـــی

 

برای رفع بدخطی دانش‌آموزان، از سوی معلمان و پژوهشگران راهکارهای فراوانی معرفی شده است که به ذکر برخی از آنها می‌پردازیم:

 

* در کلاس اول ابتدایی از مجرب‌ترین و علاقه‌مند‌ترین معلمان استفاده شود.

 

* تمهیداتی به عمل آید که معلم درس اول بتواند در حین آموزش از ابزارهای سمعی بصری استفاده کند.

 

* معلمان با اصول صحیح نوشتن آشنا و دارای خط خوش باشند.

 

* برای معلمان در زمینه خط نستعلیق دوره‌های کارآموزی آموزش ضمن خدمت گذاشته شود تا پس از دیدن دوره‌های لازم، در کلاس حضور یابند.

 

* انگیزه آموزش خط زیبا به دانش‌آموزان در معلمان تقویت شود.

 

* معلمان در مورد خط بچه‌ها را توبیخ نکنند.

 

*‌معلم با رفتار خود در میان دانش‌آموزان تبعیض قایل نشود.

 

* با رسیدگی انفرادی به نوشته‌های کودکان ضعیف دلیل بدخطی بررسی و برای برطرف کردن آن تمهیدات لازم اندیشیده شود.

 

* علاقه و انگیزه برای صحیح نوشتن و زیبانویسی را در کودکان تقویت کنند.

 

* به تفاوت‌های فردی و نقاط قوت و ضعف دانش‌آموزان توجه شود.

 

* مقدار تکالیف با توانایی کودکان تناسب داشته باشد.

 

* تکالیف هدفدار باشد و باعث تقویت قوای ذهنی کودک شود.

 

* تکالیف به گونه‌ای باشد تا تمرین و تکرار آنها باعث تثبیت یادگیری شود.

 

* تکالیف به صورت مستمــــر مورد رسیدگــی معلم قرار گیرد و او از تشویق و تذکر استفاده کند.

 

* اهمیت انجام دادن تکالیف نوشتنی برای کودک مشخص باشد.

 

* از الفاظ مناسب و زیبا مانند بسیار خوب، عالی، آفرین فرزندم و ... در تأیید نوشته‌های کودکان استفاده شود.

 

* هرگز نباید تکالیف دانش‌آموزان را خط زد، زیرا انگیزه زیبا نوشتن را در آنها از بین می‌برد.

 

* در نوع تکالیف تنوع وجود داشته باشد تا رغبت انجام دادن آن در دانش‌آموز ایجاد شود.

 

* بعضی اشتباهات دانش‌آموزان چشم‌پوشی شود و او مورد راهنمایی قرار گیرد.

 

* هدف از نوشتن به صورت خط نستعلیق برای دانش‌آموزان روشن باشد.

 

* دانش‌آموزان به خط زمینه دفتر و تخته کلاس توجه کنند.

 

* دانش‌آموزان به جهت‌های حرکت در نوشتن مانند بالابه پایین، راست به چپ و زیر خط دقت کنند.

 

* کودک مداد را به طور صحیح در دست بگیرد و برای نوشتن، از ابزار مناسب استفاده کند.

 

* با رعایت نظم و پاکیزگی صفحه دفتر خود را کثیف نکند.

 

* زیاد درشت و زیاد ریز ننویسد و به یک اندازه نوشتن عادت کند.

 

* در آغاز نوشتن از دفاتر خط‌دار استفاده کند تا بتواند در مراحل بعدی بدون استفاده از خط زمینه مطلب خود را در خطی مستقیم و درست بنویسد.

 

* دانش‌آموزان عادت کنند واژگان را یک‌سره و یک باره بنویسند و سپس نقطه‌های حروف هر کلمه را بگذارند.

 

* بهتر است تا زمانی که شاگردان به درست نوشتن عادت کنند، تکالیف خود را در کلاس و زیر نظر مستقیم معلم انجام دهند.

 

* دانش‌آموزان نوشتن واژگان دیگر را نیز تمرین کنند و نوشتن کلمات و رونویسی مختص به کتاب نباشد تا درست نوشتن کلمات دیگر را نیز یاد بگیرند.

 

* از وضع خانوادگی، مالی، فرهنگی، توانایی‌ها، حالات روحی روانی، عاطفی و بهداشتی دانش‌آموزان اطلاعات کافی در دست باشد، زیرا گاهی انگیزه‌های بدخطی ناراحتی‌های روحی  عاطفی و فرهنگی است.

 

*‌ یک رسم‌الخط یک دست و یکسان به خط ریز نستعلیق یا شبیه آن برای سال اول در نظر گرفته شود.

 

* کتب درسی با رسم‌الخط تلطیف شده خط نستعلیق چاپ شود.

 

* نگاه کردن به خط نستعلیق(مشق نظری) تأثیر زیادی در خوش‌نویسی دارد. بنابر این بهتر است از پایه اول دانش‌آموز با این خط آشنا شود.

 

* به ساعت خوشنویسی اهمیت بیشتری داده شود.

 

* از رسم‌الخط‌های تحریری برای تقویت مهارت دانش‌آموزان در نوشتن استفاده شود(مانند تمرین‌هایی برای پر رنگ‌کردن کلمات تحریری، کپی کردن از روی آنها جهت تمرین، شبیه‌سازی به طور مستقیم از طریق نگاه کردن(مشق نظری) و عمل سایه‌زدن).

 

* برای استفاده از خط نستعلیق به صورت مداوم و مستمر تأ‌کید شود.

 

 

 

 

 



موضوع مطلب : روش تدریس
دوشنبه ٢٦ امرداد ۱۳۸۸ :: ۸:٤٩ ‎ب.ظ ::  نويسنده : مجید

خلاقیت چیست؟ بیشتر اوقات، مردم کلمه خلاق را مترادف کلمه پراستعداد و باهوش می دانند و تصور آنان این است که کودک بااستعداد و باهوش، خلاق نیز است یا این که کودک خلاق از هوش بالایی برخوردار است. هر چند کودکان باهوش، استعداد بالقوه بیشتری دارند که در راه های خلاق به کار ببرند، اما خلاقیت، همان استعداد و هوش نیست. خلاقیت فرآیندی است که بر مبنای استعداد، آموزش و تفکر استوار است. «خلاقیت گستره وسیعی از مسائل کوچک روزانه تا پیشرفت های مهم تاریخی در علوم و ادبیات و هنر را دربرمی گیرد و برخلاف نظر عمومی، هر فرد با توانایی های شناختی معمولی با مقداری تلاش می تواند از خود خلاقیت به خرج دهد. کودکان در سنین گوناگون انواع متفاوتی از رفتارهای خلاق را نشان می دهند.» چگونه می توانیم خلاقیت را در کودکان تشخیص دهیم؟ هر انسان طبیعی می تواند کاری خلاق در زمینه ای انجام دهد. ما اگر بخواهیم بزرگسالانی خلاق داشته باشیم، باید به کودکان خلاق توجه کنیم. به همین دلیل باید به پرورش مهارت ها و انگیزه خلاقیت توجه کنیم. فضاهایی که کودکان در آن خلاقیت خود را بروز می دهند و میزان خلاقیتی را که از خود نشان می دهند، بستگی به آموزش آنها، تجربه و سطح پرورش فکری و جسمی آنان دارد. هر عملی که کودک انجام می دهد، می تواند خلاق باشد، به شرطی که دو اصل در آن رعایت شده باشد. ۱- با آنچه که قبلا انجام داده، متفاوت باشد. ۲- صحیح و جذاب و معنی دار باشد. برای پرورش و حفظ خلاقیت در کودکان چه کارهایی باید انجام داد؟ مهم ترین مسأله بعد از تشخیص خلاقیت در کودکان، حفظ و چگونگی پرورش آن است. باید انگیزه ذاتی خلاقیت، پرورش پیدا کند. بهترین روش برای حفظ خلاقیت در کودکان این است که به آنها کمک کنیم تا استعدادها و مهارت ها و علایق آنها به یکدیگر مرتبط شوند. درک و شناخت اصل انگیزه درونی خلاقیت مرحله بسیار مهمی برای تشویق خلاقیت در کودکان است. باید زمینه ایجاد خلاقیت یعنی لذت و رضایت خاطر را در کودکان فراهم کنیم. یادآوری شایستگی ها و ایجاد استقلال برای تصمیم گیری در کودکان، باعث بروز خلاقیت می شود. کودکان از فعالیت هایی که احساس مسلط بودن به آن دارند، بیشتر لذت می برند و اگر احساس کنند که کار متعلق به آنهاست، بیشتر روی آن وقت می گذارند. تحقیقات نشان داده دانش آموزانی که استقلال بیشتری در تصمیم گیری دارند و به آنان حق انتخاب داده می شود، از انگیزه درونی بیشتری برای انجام کار برخوردارند و پیشرفت خلاقیت در آنان قابل ملاحظه است. محیط مدرسه و خانه، چگونه می توانند خلاقیت کودکان را رشد دهند یا از بین ببرند؟ «بررسی اجزای خلاقیت روشن می کند که خلاقیت یک ویژگی ثابت شخصیتی نیست که بدون هیچ تغییر و تحول در وجود انسان نهفته باشد، بلکه از جمله مواردی است که کاملاً تحت تاثیر عوامل یا موانعی تقویت یا تضعیف و حتی نابود می شود. بعضی شرایط، زمینه های ظهور و گسترش خلاقیت را فراهم می آورند، در حالی که بعضی موقعیت ها رشته های خلاقیت را در وجود آدمی خشک می کند. » در بسیاری از خانواده ها والدین، کودکان خود را مجبور به یادگیری می کنند. متأسفانه این امر نه در خانواده، بلکه در محیط های آموزشی، یعنی مدارس نیز، کاملا مصداق دارد. گاه شرایط موجود در مدرسه به گونه ای است که نه تنها به پرورش خلاقیت کمک نمی کند، بلکه این موهبت الهی را سرکوب می کند. مدیران و معلمان ما با این نیت خیرخواهانه که قرار است استعدادهای بالقوه دانش آموزان کشف شود، آنها را مجبور می کنند تا مطالبی را که دانش آموز، هدف از یادگیری آن را نیز نمی داند، یاد بگیرند. البته همیشه تنبیه و تهدید از طریق اجبار صورت نمی گیرد؛ گاهی اوقات پاداش های بی مورد نیز حکم تنبیه و اجبار را دارد. بزرگ ترین مانع برای رشد خلاقیت، ارزیابی از آن است. این ارزیابی چه مثبت چه منفی، می تواند کودک را به سمت خلاقیت کمتر هدایت کند. آزمایش ها نشان داده که حتی احساس مشاهده شدن در حین انجام کار، می تواند تأثیر منفی روی خلاقیت بگذارد. عامل مهم دیگر برای از بین بردن خلاقیت، پاداش است. اکثر مردم این تصور را دارند که پاداش باعث بهبود عملکرد می شود، اما همیشه این طور نیست. استفاده از مشوق های بیرونی باعث می شود میل و انگیزه های درونی و انگیزه ها و محرک هایی را که موجب خلاقیت و اعتماد به نفس می شود از بین برود. «صاحب نظران، اعتقاد دارند که پاداش خصوصاً در مواردی که به خوبی استفاده نشود انگیزه های درونی افراد را به ویژه در انجام فعالیت های بدیع و خلاق از بین می برد.» استفاده مکرر از پاداش باعث می شود که کودکان از مثلاً ورزشی که پیروزی به همراه نداشته باشد، لذت نبرند و یا از درس خواندنی که به همراه دریافت نمره خوب نباشد، رضایت نخواهند داشت و به طور کلی از انجام کاری که تعریف دیگران را به دنبال نداشته باشد، راضی نخواهند شد. با پاداش های بیرونی، عشق به آموختن و انگیزه های خلاقیت را در دانش آموزان از بین می بریم. از طرفی دیگر، اگر این پاداش ها قطع شود، ممکن است احساس تنبیه شدن را در کودک به وجود بیاورد. تعریف و ستایش نیز گاهی اوقات، آثار مخربی بر دانش آموزان می گذارد. کودکانی که به طور مداوم از طرف خانواده یا معلمان مورد تعریف و تشویق قرار می گیرند، یاد می گیرند که فقط کارهایی را انجام دهند که مورد توجه والدین یا معلمان آنها است. اگر چه این رفتار مورد تأیید بزرگترها است، اما این دانش آموز در آینده از خلاقیت کمتری برخوردار خواهد شد. آنها یاد می گیرند که در زندگی آینده به جای خلاقیت و ابتکار، خود را با شرایط سازگار کنند و تنها به دنبال اموری باشند که تعریف و ستایش برای آنها به ارمغان بیاورد. از دیگر موانع رشد خلاقیت، رقابت است. رقابت مجموعه ای از ارزیابی و پاداش است. غالباً رقابت زمانی به وجود می آید که مردم احساس کنند کار آنها در مقابل کار دیگران مورد ارزیابی قرار خواهد گرفت و به بهترین آنها پاداش تعلق می گیرد.(همان) امری که ما هر روز در مدارسمان شاهد آن هستیم؛ میدانی را آماده می کنیم و گروهی از دانش آموزان را انتخاب کرده، وادارشان می کنیم برای به دست آوردن جایزه، حریفان قدر خود را از میدان بیرون بیندازند تا پاداش طلایی مربوطه را به دست بیاورند. آشکارترین شکل رقابت در سیستم آموزشی، برگزاری امتحان است و ملاحظه شده که دانش آموزان برای کسب نمره بالاتر و پیروزی بر حریف یا حریفان به تلاش هایی که تجلی آن به صورت های گوناگون مانند تقلب، کپی کردن، نوشتن مطالب بر روی دسته صندلی قبل از شروع امتحان، درس خواندن فقط شب امتحان و... ظهور می کند، دست می زنند. تعداد زیادی از والدین، فرزندان خود را به سمتی هدایت می کنند که فکر می کنند آنان در آن زمینه موفق می شوند، هرچند که آن مسیر مورد علاقه کودکشان نباشد؛ البته شاید کودک به موفقیت هم برسد، اما به رضایت نخواهد رسید و واقعاً خلاق نخواهد شد. معلمان و مربیان ما نیز با ارزیابی دائمی خود، باعث کاهش انگیزه در دانش آموزان می شوند؛ زیرا نظام نمره دهی در مدارس ما باعث می شود که کودکان ما به جای توجه به افزایش معلومات و بهبود مهارتهایشان، تنها حرص و ولع برای کسب نمره داشته باشند. اگر خانواده و مدرسه نتواند در شناسایی و رشد خلاقیت دانش آموز موفق شوند و با ایجاد مانع(ارزیابی، پاداش، رقابت و محدودیت در انتخاب) سبب از بین رفتن آن شوند، ما باید شاهد دانش آموزانی افسرده و بی انگیزه برای خلاقیت باشیم؛ همان گونه که تاکنون شاهد بوده ایم! ارزشیابی توصیفی چیست؟ « ارزشیابی توصیفی»الگوی جدیدی است که تلاش می کند زمینه ای را فراهم سازد تا دانش آموزان در کلاس درس با شادابی و نشاط بهتر و بیشتر و عمیق تر مطالب درسی را یاد بگیرند. بنابراین، به جای توجه افراطی به آزمون های پایانی و نمره، روند یاددهی و یادگیری را در طول سال تحصیلی مورد توجه قرار می دهد و در راستای این توجه، رشد عاطفی و اجتماعی و حتی جسمانی دانش آموز را نیز در نظر می گیرد. این طرح با هدف بهبود کیفیت یادگیری و یاددهی و افزایش بهداشت روانی محیط یاددهی و یادگیری، تغییرات اساسی را در نظام ارزشیابی فعلی پیشنهاد کرده است. از جمله تغییر مقیاس فاصله ای(۰تا۲۰)به مقیاس ترتیبی، تغییر ساختار کارنامه و تبدیل آن به کارنامه توصیفی تحت عنوان گزارش پیشرفت تحصیلی، تغییر و تنوع بخشی به ابزارها و روش های جمع آوری اطلاعات از وضعیت تحصیلی دانش آموز، مانند: پوشه کار، آزمون های عملکردی، فهرست وارسی و برگ ثبت مشاهدات، تغییر در رویکرد کلی ارزشیابی از ارزشیابی پایانی به ارزشیابی تکوینی و فرآیندی تغییر در مرجع تصمیم گیرنده در ارتقای دانش آموزان. در این طرح، به جای امتحانات پایانی، معلم و شورای مدرسه، مرجع صاحب صلاحیت تصمیم گیری تعیین شده اند. ارزشیابی توصیفی چگونه می تواند در بروز و رشد خلاقیت دانش آموزان مؤثر واقع شود؟ برای ایجاد خلاقیت، هوش، استعداد، مهارت و تلاش لازم است؛ اما کافی نیست. انگیزه درونی نیز باید به آنها اضافه شود تا خلاقیت شکل گیرد. ما باید برای کودکانمان فرصتهایی را به وجود بیاوریم و مهارتهایی را به آنها آموزش دهیم تا استعدادهایشان را گسترش دهند و این محقق نخواهد شد مگر اینکه بین مهارتها و علایق آنها وجه مشترکی را بیابیم و آنها را رشد دهیم. در روش آموزش سنتی که مبتنی بر یادگیری مطالب بدون تفکر و توجه به معنی آن است، دانش آموزان به گونه ای تربیت می شوند که بدون توجه به چگونگی ارتباط مطالب و بدون تفکر، برای به دست آوردن نمره خوب آنها را می آموزند. اما این نوع آموزش و یادگیری برای انجام یک کار خلاق، واقعاً بی فایده است.» شیوه های سنتی با ساختار انعطاف ناپذیر و محدودیت زیادی که برای دانش آموزان قائل می شود، همچنین با تکیه بر انتقال معلومات و محفوظات، امکان هر گونه رشد فکری، ابتکار و اکتشاف را از یاد گیرنده سلب می کند. چنانکه دانش آموز نمی تواند بین آموخته هایش و مسائل بیرونی ارتباط برقرار کند در حالی که سبک آموزش و پرورش باز یا روش فعال تدریس با دادن آزادی به دانش آموز و عدم نظارت دائمی بر کارها و برنامه ها به او فرصت می دهد تا به جست وجو و کشف مسائل بپردازد. بدین ترتیب دانش آموز خود در فرآیند یادگیری دخیل می شود و انگیزه های درونی و به دنبال آن امکان بروز خلاقیت در او افزایش می یابد. این مهم در طرح ارزشیابی توصیفی مورد توجه و عنایت خاص قرار گرفته است. معلمین این طرح با ارزشیابی دانش آموز به شکل نامحسوس، فضای باز و فعالی را برای رشد خلاقیت ایجاد کرده اند. ارزشیابی توصیفی سعی کرده با تغییر در ساختار نظام ارزشیابی آن را به قدری انعطاف پذیر کند که با شیوه ها و علائق یادگیری متفاوت، انطباق پیدا کند. در کلاس ارزشیابی توصیفی، کودکان در یادگیری فعال هستند و احساس غرور و مالکیت نسبت به کلاس درس خود دارند. آنها در این کلاس آزاد هستند تا انتخاب کنند. راهنمایی می شوند و اختیار دارند تا در محیط کلاس، آن گونه که دوست دارند، یاد بگیرند. معلمین طرح ارزشیابی توصیفی با ایجاد جوی صمیمی و مطمئن در کلاس درس فضایی مساعد را برای رشد خلاقیت دانش آموزان فراهم کرده اند تا آنها بتوانند با آسودگی در کلاس به اظهار نظر بپردازند و بدون نگرانی هر سؤالی را که در ذهن دارند، مطرح کنند. آنها یاد گرفته اند که چگونه مهارتهای یادگیری را در قلمرو خاص به کودکان بیاموزند. آنها روش تفکر درباره مسائل و قوانین علمی را به دانش آموزان آموزش می دهند. «تحقیقات نشان داده است روابط صمیمانه و توأم با علاقه و احترام، نقش مؤثری در خلاقیت دانش آموز دارد.» در ارزشیابی توصیفی، یادگیری مهم و تفریح است. کودکان در کلاس تشویق می شوند که علائق، تجارب و ایده های خود را به کلاس درس بیاورند و اجازه دارند درباره هدفهای کار روزانه خود با معلمان بحث کنند. به آنها استقلال کاری داده می شود تا تصمیم بگیرند. احساس آرامش می کنند و تنشها و فشارهای کسب نمره را ندارند. در تحقیقی که اخیراً از طرف خانم حقیقی، دانشجوی کارشناسی ارشد، صورت پذیرفته، نشان داده شده است که محیط های خالی از استرس، به ویژه استرس امتحان، شرایط مساعدتری را برای بروز خلاقیت ایجاد می کند. همچنین در این تحقیق از طریق آزمون ۳۵ سؤالی پیشرفت تحصیلی در سه سطح دانش، ادراک- کاربرد و قوه خلاقه (نوآوری- سیالی- اصالت) و همچنین از طریق مشاهده کنش متقابل در کلاسهای درسی، سنجیده شد و تفاوت معنی داری بین گروه آزمایشی (کلاس مجری طرح ارزشیابی توصیفی) و گروه کنترل (کلاس مجری ارزشیابی سنتی) مشاهده شد. «آمابیل (۱۹۸۹) معتقد است معلمان با بیان آزاد احساس خود، مانند عشق و شادی و کنجکاوی به امور می توانند الگوی مناسبی برای کودکان باشند. در کلاس ارزشیابی توصیفی، معلمان به جای« من»،« ما »می گوید. آنها منبع اطلاعات و هدایت هستند. در این کلاس، همیشه«همکاری » بر« رقابت » ارجحیت دارد. زمانی که راه های گوناگون انجام یک فعالیت را مورد توجه قرار می دهند، اجازه می دهند که دانش آموزان صدای بلند فکر کردن آنها را بشنوند و هدایت شوند. آنها نه تنها از ایجاد هرگونه زمینه رقابت در کلاس درس، خودداری می کنند بلکه جوی را در کلاس ایجاد می کنند که دانش آموزان در انجام وظایف به همدیگر کمک کنند، در ایده ها با هم سهیم شوند و به نتیجه نهایی کار افتخار کنند و این یعنی خلاقیت.



موضوع مطلب : خلاقیت
دوشنبه ٢٦ امرداد ۱۳۸۸ :: ۸:٤٧ ‎ب.ظ ::  نويسنده : مجید

چکیده

 

درس ریاضی در مدارس ابتدایی برای برخی از دانش آموزان درس مشکل‌آفرین شده است تا جایی که دانش آموزان نسبت به حل مسایل به دیگران تکیه می کنند . که تکرار این کار برای این عده از دانش آموزان باعث عدم علاقه ، عدم انجام تکالیف درست ، اضطراب عدم اعتماد به نفس و ... در برخی از دانش آموزان شده که بعد از بررسی مسایل فوق به نتیجه رسیدم که کلاس درس ، نحوه‌ی تفهیم مسایل ، روش تدریس و امکانات و وسایل لازم برای تدریس باید طوری باشد که دیدگاه های مثبتی در نظر دانش آموزان ایجاد کند و دانش آموزان با اعتماد به نفس بالاتر ، علاقه ، انجام تکالیف به موقع و از همه مهم‌تر کاربرد ریاضی در زندگی روزمره کمک کند .

 

 

 

مقدمه

 

چرا اسم این علم را ریاضی گذاشته اند ؟

 

ریاضیات به معنی علمی است که با ریاضیت به آن می رسند . در حالی که خود ریاضیات اصلاً به معنای ریاضیت کشیدن نیست ریاضیات علم نظم است و موضوع آن یافتن توصیف هر درک نظمی است که در وضعیت‌های ظاهراً پیچیده نهفته است و ابزارهای اصولی این مفاهیمی هستند که ما را قادر می سازند تا این نظم را توصیف کنیم . علم ریاضی قانون مند کردن تجربیات طبیعی که در گیاهان و بقیه مخلوقات مشاهده می کنیم علوم ریاضیات این تجربیات را دسته بندی و قانون مند کرده و همچنین توسعه می دهند.

 

ریاضیات بزرگترین میراث بشریت می باشند ، و ایجاد و ابداع آن صرفنظر از قواعد علمی و موارد استعمار از نظمی فکری همانند ادبیات و موسیقی که از مهمترین افتخارات آدمی است در جامعه امروزی به هر شاخه‌ای از علوم که بنگریم به طور مستقیم یا غیر مستقیم تأثیر و دخالت ریاضی را می بینیم و کمترین تأثیری که می توان داشته باشد ایجاد نظم افراد است . این شاخه از علوم نیز همانند تعلیم احتیاج به یادگیری مفاهیم ابتدایی و پایین دارد . امروزه اگر علمی را نتوان به زبان ریاضی بیان کرد علم نمی باشد . و این علم چه از لحاظ اقتصادی و اخلاقی حق علوم فراگیران می باشد پس به نظر می رسد با یهره‌مندی از امکانات و به کار بستن شیوه‌های مناسب آموزش توسط آموزگاران و با روش‌های متنوع و جذاب کودکان را به ارزش و اهمیت این درس علاقمند و مطلع نمود .

 

بیان مسئله

 

از زمانی که دانش آموز بوده ام و معنی کتابهای درسی و درس خواندن را فهمیده‌ام در اکثر پایه‌ها و حتی در دوره‌ راهنمایی و ... می دیدم که وقتی کسی به بازدید کلاس هایمان می آمد بیشتر و یا به راحتی می توانم بگویم حتماً از درس ریاضی ارزشیابی می کرد و معلم‌ها نیز وقتی پیشرفت تحصیلی را اندازه گیری می کردند . بیشتر روی درس ریاضی تأکید می کردند و من با وجود اینکه در دوران تحصیلم خیلی به این درس علاقه داشتم ولی همیشه در انجام تکالیف این درس و در موقع امتحان دادن ( جواب ) اشتباهات جزئی داشتم و باعث می شد که نمره‌ام را پایین بیاید و این را نتیجه اهمیتی می دیدم که به این درس می دادند . و باعث به وجود آمدن اضطراب در وجودمان می شد . هنگامی که شغل معلمی را برگزیدم احساس کردم این مشکل فقط مشکل من است . ولی در طی این چند سالی که خدمت کرده ام بطور واضح این مشکل را هر سال در دانش آموزان خودم مشاهده کرده و می کنم و این سؤال برایم پیش می آمد که این مشکل در دروس اجتماعی ، علوم و ... پیش نمی آید یا خیلی کمتر است و دانش آموزان بدون دلهره و اضطرابی و با اعتماد به نفس کامل سعی در جواب دادن یا حل آنها دارند . اما درس ریاضی درسی دلهره‌آور و اضطرابی بوده و در همین راستا چند سؤال به ذهنم خطور کرد ؟

 

الف : چرا بعضی از دانش آموزان در مورد حل مسایل ریاضی اعتماد به نفس کافی ندارند و اضطراب دارند ؟

 

ب: چرا بیشتر دانش آموزان درس ریاضی را نمی توانند به راحتی در موقعیتهای مشابه زندگی به کار ببرند ؟

 

ج : چرا بیشتر دانش آموزان به انجام تکالیف ریاضی علاقه‌ای ندارند و انجام این تکالیف حالت اجبار را به خود گرفته است ؟

 

چگونه اعتماد به نفس دانش‌آموزان را تقویت کنیم ؟

 

کارهایی را که معلم باید در این راستا انجام دهد:

 

تشویق دانش‌آموزان به کارکردن و فکر کردن به طور مستقل راهی برای پیشرفت و رشد مهارتهای حل مسئله و موفقیت در انجام تمرینات و امتحانات است .

 

تقریباً تمام معلم‌ها دانش‌آموزانی دارند که می‌توانند مسائل ریاضی را به خوبی در کلاس حل کنند . اما در ارزشیابی‌‌های رسمی نمی‌توانند همه فهم و درک خود را نشان بدهند . بعضی ها در سر امتحان مشکل‌شان مشخص می‌شود  بعضی‌ها تا سئوال را می‌بینند دستشان را بالا می‌گیرند تا سئوال کنند و کسی کمکشان کند و بعضی‌ها توضیحات نامفهومی می‌نویسند که کوچکترین نشانی از معلوماتشان ندارد . خبر خوش اینکه !

 

با چند تکنیک ساده می‌توانیم سطح اعتماد به نفس بچه‌ها را بالا ببریم ، عادت به انجام دادن کارهای مستقل آنها را افزایش بدهیم و به دانش‌آموزان‌مان کمک کنیم مهارتهای ارتباطی‌شان را برای روز امتحان زندگی آینده‌شان بهتر کنند .

 

« در کلاس محیطی حمایت کننده به وجود بیاوریم »

 

برای ایجاد اعتماد به نفس ریاضی در بچه‌ها سعی کنیم جو کلاس به جای رقابتی ، حمایتی باشد . که بهترین راهش این است از بچه‌ها بخواهیم در گروههای کوچک و با هم کار کنند ولی با استراتژی‌های متفاوت . مثلاً در هر گروه یک دانش‌آموز می‌تواند از مکعب‌های بازی استفاده کند ، یکی دیگر نمودار بکشد ، دیگری از محاسبات استفاده کند و نفر دیگر تمام مراحل را بنویسد نه اینکه در عین حال بچه‌ها را تشویق کنیم به طور منظم از همدیگر کمک و راهنمایی بگیرند و مدام منتظر ما باشند تا کمک‌شان کنیم این جمله را در کلاس مد کنیم که قبل از اینکه از معلم بپرسید از سه نفر دیگر بپرس ! این جمله ساده را به دانش‌آموزان یادآوری کنیم که آنها دانش‌ لازم برای کمک کردن به هم را دارند و به آنها می گوید بچه – و نه فقط معلم‌ها می توانند درست جواب بدهند و بالاتر از این در کلاس ( جو اعتماد – همکاری – مشارکت ) به وجود می‌آید و استقلال دانش‌آموزان را تشویق می‌کند .

 

بیشتر کردن آگاهی دانش‌آموزان از خودشان به عنوان یادگیرندها توانایی در جهت موفقیت در امتحان است  . این کار را با در دسترس قرار دادن تمام منابع درسی شروع کنیم . به بچه‌ها یاد بدهیم که ابزارها ( لغت‌نامه‌ها ماشین حساب ، وسایل کمک درسی
و ...) به همه تعلق دارد و باید در زمان لازم مصرف شوند . به این ترتیب به بچه‌ها اجازه می‌دهیم بفهمند که ما مطمئنیم آنها می توانند مسائل را حل کنند و منابع مورد نیازشان را فراهم بیاورند .

 

به بچه‌ها یا بدهیم دوری کردن از آنچه قبلاً می‌دانسته‌اند مثلاً به آنها نشان بدهیم چطور با استفاده از کتاب درسی به دالان حافظه‌شان سفر کنند این کار به خصوص وقتی با موضوع درسی جدیدی دست به گریبانند ، مفید واقع می‌‌شود . فعلاً اگر تفریق اعداد بزرگ ایجاد مشکل کرده است از بچه‌ها بخواهیم صفحاتی را پیدا کنند که برای اولین بار تفریق دو رقمی در آنجا تدریس شده است . ما می خواهیم بچه‌ها را تشویق کنیم که به تدریج به عقب برگشتن را خودشان انجام دهند این عمل بچه ها را به موفقیت‌های گذشته‌شان در یادگرفتن می‌اندازد و معلومات گذشته و جدید را به نحوی به هم وصل می‌کند ، تفکر روشن و واضح را به بار می‌آورد .

 

وقتی مسائل را حل می‌کند به بچه‌ها جرات بدهیم تا ایده‌هایشان را به روشنی اول شفاهی و بعد کتبی بیان کنند . این فعالیت مهمی است و کمک می کند مهارتهای تفکر بحرانی دانش‌آموزان گسترش پیدا کند . علاوه بر این آنها کم‌کم زبان و ساختار سئوالات را تشخیص می دهند و با آنچه موفقیت آنها را می‌رساند آشنا می‌شوند . این رویه را قدم به قدم باید امتحان کنیم .

 

قدم اول : فکر کنند

 

از بچه ها بخواهیم در سکوت به راهی که برای مسایل دارند فکر کنند بعد استراتژی‌هایشان را برای پیدا کردن راه‌حل در گروه به بحث بگذارند . از آنها بخواهیم از اعداد در استراتژی‌هایشان استفاده نکنند  این کار باعث می‌شود به جای حل یک مسئله ریاضی روی فرایند حل مسئله تمرکز کنند .

 

قدم دوم بنویسند

 

بعد از انجام قدم اول از بچه‌ها بخواهیم به طور انفرادی با توضیح دادن مراحل کارشان شرحی درباره درستی جوابشان بنویسند . مطمئن شویم که بچه ها می‌فهمند . از آنها بخواهیم که به محاسباتی که انجام داده‌اند رجوع کنند .

 

 



موضوع مطلب : روش تدریس
دوشنبه ٢٦ امرداد ۱۳۸۸ :: ۸:٤٤ ‎ب.ظ ::  نويسنده : مجید

رسانه آموزشی ترجمهinstruction media

 است که در لغت به واسطه ، وسیله ، ماده وسط ، رابط دو چیز ، حد فاصل و بالاخره وسیله نقل و انتقا ل تعریف شده است . تمام این معانی با آنچه اصطلا حا رسانه آموزشی نامیده می شود مطابقت دارد . «رسانه آموزشی ابزاری برای ارائه آموزش به فراگیر وطبیعتاجزیی از فریند آموزش و تکنولوژی است ، نه تمام آن .»

 

 

مثال : فراگیر را به عنوان مصرف کننده ، و آموزش را کالای مصرفی بدانید. رسانه همان وسیله ای است که کالا را از محل تولید یا توزیع به دست مصرف کننده می رساند. رسانه ، وسیله ا نتقال و ارائه کالا به مصرف کننده یا آموزش به فراگیر است . پس رسانه آموزشی وسیله یا عاملی است که آموزش از طریق آن به فراگیر ارائه می شود .

 

 

          در کلاس درس عامل اصلی آموزش معلم است، رسانه آموزشی همان معلم است،ویا اگر فراگیر تمام مطا لب را از تلویزیون دریافت کند ، در این صورت رسانه آموزشی تلویزیون است.

 

 

 

 از زمانی که آموزش شروع شده است  رسانه ها نیز وجود داشته است و یکی ازاولین رسانه ها معلم بوده است .  رسانه های آموزشی برای برقراری ارتباط موثر در تدریس درکلا س که بصورت گروهی انجام می گیردلازم و ضروری بشمار می آیند .

 

 

در حال حاضر رسانه های آموزشی جزئی تفکیک ناپذیر از فرایند آموزش یادگیری هستند . رسانه های آموزشی دیگر، وسایل و موادی در حمایت از آموزش نیستند . بلکه رسانه ها خود نیز داده های آموزشی می باشند . بنابراین : «رسانه آموزشی به کلیه امکاناتی اطلاق می شود که می توانند شرایطی را در کلاس به وجود آورند که تحت آن شرایط شاگردان قادرند ، اطلاعات ، رفتار و مهارت های جدیدی را با درک کامل به دست آورند .»

 

 

          تجارب متعد د نشان داده است که استفاده از رسانه ها در میزان یادگیری شاگردان اثر می گذارد و از طرف دیگر از طول زمان لازم برای آموزش می کاهد .

 

 

 

وسایل آموزشی

 

 

 

اصطلاح وسایل آموزشی یا وسایل کمک آموزشی اغلب ا شتباها مترادف رسانه های آموزشی بکار برده می شود.  این وسایل کلیه ادوات وا شیائی است که درکنار رسانه های آموزشی برای تفهیم بهتر یا بیشتر موضوع برای فرا گیران بکارمی روند .

 

 

          مثال(1): استفاده از نقشه برای تفهیم بهتر جغرافیا توسط معلم در کلاس د رس .در ابن مثال : رسانه آموزشی ، معلم ووسیله کمک آموزشی، نقشه است.

 

 

 

مثال (2 ): چنا نچه در برنامه آموزشی تلویزیونی ، تخته و گچ هم استفاده شود : در این مثال رسانه آموزشی : تلویزیون و وسیله کمک آموزشی ، تخته و گچ است.

 

 

پس : رسانه آموزشی به عوامل ، وسا یل یا ابزاری گفته می شود که کل محتوای آموزش را به فراگیران منتقل می کند . در حالی که وسایل کمک آموزشی شامل ا شیا ، وسایل و ا بزاری است که تنها در بخش آموزش از آنها استفاده می شود .

 

 

 

دلایل کاربرد مواد و وسایل کمک آموزشی:

 

انتخاب وکاربرد صحیح وسایل کمک آموزشی می تواند نقش مهمی درفعالیتهای یادگیری داشته باشد. اما گاهی این سوال پیش می آید که چرا باید از وسایل کمک آموزشی استفاده کرد ؟

 

 

پاسخ :

 

·        معضلات و مشکلات آموزشی

 

 

 

·       

نقش حواس در یاد گیری

 

·       

نقش مواد و وسایل آموزشی در تدریس و یادگیری

 

 

 

نقش حواس در یاد گیری 

 

 

علت دیگر استفاده ازوسایل کمک آموزشی نقشی است که حواس مختلف در یادگیری دارا هستند . حواس مختلف نقش واحدی در یادگیری دارا نیستند .

 

 

 

     75% یادگیری از طریق کاربرد    حس بینائی صورت می گیرد .

 

    

13%    یادگیری از طریق کاربرد  حس شنوائی صورت می گیرد .

 

 

     6%   یادگیری از طریق کاربرد    حس لامسه صورت می گیرد .

 

 

     3%    یادگیری از طریق کاربرد   حس بویائی صورت می گیرد .

 

 

 

     3%    یادگیری از طریق کاربرد   حس چشائی صورت می گیرد .    

 

 

          قسمت اعظم یادگیری در انسان از طریق حس بینائی است .   12% مجموع حواس بویائی – چشائی –لامسه است ، با این حال هنوز معلمان برکاربری 13% حس شنوائی تاکید میکنند . تحقیقات نشان می دهد تقریبا 60% از وقت فراگیران در مدارس ابتدائی و 90% در مدارس متوسطه و دانشگاهها صرف گوش دادن می شود .

 

 

اصول انتخاب رسانه های آموزشی :

 

 

 

براون ، لوایزر و هارکلرود در سال 1995 به طور خلاصه چند اصل عمومی را برای راهنمائی در انتخاب و استفا ده از رسانه های  معرفی کرده اند:

 

 

     هیچ رسانه ، رویه یا تجربه خا صی نمی تواند به تنهائی برای یادگیری بهترین باشد.

 

 

 

     در موقع انتخاب رسانه با یستی اطمینان یافت که  رسانه منتخب، با اهداف رفتاری آموزشی هماهنگی دارد .

 

     بخاطر داشته باشید که استفاده موثر از یک رسانه در امر آموزش یک موضوع خاص، مستلزم شناخت کافی آن رسانه و دا شتن مهارت لازم برای آن کارمی باشد . 

 

 

موقع انتخاب رسانه های آموزشی، رسانه ا نتخابی با روش تدریس مورد استفاده نیز باید متناسب باشد.

 

 

 

تمایلات و علاقمند یهای شخصی نباید در انتخاب رسانه آموزشی اثرگذارد .

 

 

«باید آگاه با شیم که یک رسانه عالی برای یک هدف رفتاری تدریس ، نمی تواند برای اهداف دیگر نیز عالی باشد . و یک رسانه عالی ممکن است در محیط آموزشی ضعیف خوب نتیجه ندهد .»

 

 اطمینان داشته باشید که تجارب، تمایلات ، توانمندی و شیوه یادگیری فراگیران ممکن است روی نتایج به کارگیری رسانه تاثیر داشته باشد .ازآنجا که رسانه ها بود نشان یعنی ا نتقال محتوای آموزشی از فرستنده به گیرنده  با هم تفاوتی ندارند ، باید ساده ترین و ارزانترین آنها رابرای هر آموزش انتخاب کرد . گاهی خصوصیات فراگیران ، نوع خاصی از رسانه را طلب می کند . و بهمین دلیل میبایست درانتخاب رسانه به گرایش فراگیران به رسانه مورد نظرشان و برداشت آنها از نظر میزان یادگیری از طریق آن رسانه توجه داشت. در انتخاب رسانه باید به نکات ضعف و قوت رسانه نیز توجه داشت .

 

 

اصول انتخاب رسانه

 

 

 

     انتخاب ساده ترین ، ارزانترین رسانه برای هر آموزش یک اصل کلی است  .

 

 

     رسانه با توجه به خصوصیات ویژه گروه هدف و براساس حیطه های رفتاری – دانشی و نگرشی انتخاب گردند.

 

     رسانه با توجه به ویژگی های خاص فراگیران انتخاب گردد .(مانند: استفاده از تصاویر برای بیسوادان ) 

 

 

 

      به گرایش گروه هدف به رسانه مورد نظر توجه شود.

 

 

گاهی مسائل اقتصادی ، اجتماعی ، فرهنگی وغیره نوع رسانه را نیزتعیین می کنند. رادیو رسانه ای است مناسب برای پوشش دادن آموزش به گروه هد ف وسیع می باشد که امکانات مالی برای تا مین آموزش از طریق مربی وجود ندارد . راد یو رسانه ای مناسب برای پوشش دادن آموزش به گروه هدف وسیع می باشد که امکانات مالی برای تا مین آموزش از طریق مربی وجود ندارد .

 

 

 

 «یک تکنولوژیست آموزشی باید : با توجه به حقایق ، نیازها ، اهداف ارا ئه شده بهترین- با صرفه ترین و کارآمدترین رسانه را انتخاب و پیشنهاد کند.»

 

 

جذابیت ، زیبائی ، تازگی و حتی شایع شدن یک رسانه در سایر کشورها ، نباید توجیهی برای استفاده از آن در کشور باشد جذابیت رسانه های جدید برای فراگیرانی که اولین بار با آن روبرو می شوند امر دائمی و پایدار نیست و این جذابیت به مرور زمان ( حدود 8 هفته ) از بین می رود .پس :« روی جدید و نو بودن رسانه نباید بیش از ا ندازه تمرکز شود .»

 

رسانه و کانال ارتباطی

 

 

 

در طول طراحی پیام ، تعیین کانالهای ارتباطی و رسانه ها که بیشترین اثر بخشی را در گروه هدف دارند ، ضروری است .

 

 

 

کانالهای ارتباطی :

 

 

 

همان روشهائی هستند که برای رسیدن به گروه هدف استفاده می شوند مثل : روشهای ارتباط بین فردی  ( مشاوره ) – رسانه ها 

 

 

 

رسانه های ارتباطی :      

 

 

 مواد آموزشی هستند که برای رسیدن به گروه هدف استفاده می شوند .مثل ( پمفلت ، بروشور و...) گاهی اوقات : رسانه و کانال یکی هستند مثل رادیوی محلی .

 

 

راههای دستیابی به گروه هدف شامل :

 

 

 

1-از طریق روشهای ارتباط بین فردی که شامل: مشاوره فردی و مشاوره گروهی می باشد.اختصاص خط تلفن و آموزش زوجین نیزاز این نوعند .

 

 

2- رسانه های کوچک : مانند : فیلیپ چارت ، بروشور ،اسلاید، پوستر، نوار ویدیوئی ونوار کاست

 

 

 

3- رسانه های جمعی: رادیو، تلویزیون، فیلم ،مجله، روزنامه، تئاتر، موسیقی، رسانه سنتی .

 

4- مهارت آموزی                   

 

 

 

 5- حوادث خاص ( بازیهای المپیک- روزجهانی ایدز - تعطیلات )

 

 

« موثرترین راه دستیابی به گروه هدف استفاده تلفیقی از چندین رسانه است زیرا هریک اثر یکدیگر را تقویت می کنند .»

 

خلاصه :

 

 

 

طوفان افکار داشته باشید برای : - بهترین راه انتقال پیام - انتخاب یکی از راههای دستیابی به گروه هدف بارش افکار داشته باشید . برای پیدا کردن یک هنرمند ( هنرپیشه ) گرافیست –نویسنده – عکاس و تولید کننده  جستجو کنید تا ایده های موجود را به موقعیت های واقعی تبدیل کند - از اعضای گروه در باره رنگ ، اندازه و احساسات هیجا نی و عاطفی آنها سئوال کنید .  از جدا ول راهنما برای انتخاب موا د آموزشی مناسب انتخاب و توالی  محتوای آ موزشی استفاده کنید .

 

 

محتوای آموزشی :

 

 

 دانش، نگرش، مهارت ، نسبت به موضوعاتی است که بصورت جزئی و مشخص ا زعناوین آموزشی بدست آ مده و سبب رسیدن به اهداف آ موزشی می شوند.  برای تهیه محتوای آ موزشی0از منابع مختلف می توان استفاده نمود مانند: تجارب شخصی فردوسایرین، ازموا د آ موزشی نوشته شده در ارتباط با موضوع ( کتب – مجلات – گزارشات و ....) .

 

 

دو معیار برای انتخاب محتوای آموزشی:

 

 

 

1-از معیارهای مستنداستفاده کنیم ، مانند کتب درسی – مقالات – مدارک جد ید و گزارشات ) که می بایست از صحت آنها مطمئن بود ،معتبر با شند ومنابع متعددرا نیز مرور کنید. 

 

2- معیارهای شغلی : محتوای آ موزشی کارکنان مستقیما درارتباط با اجرای وظایف حرفه ای آنان باشد .
کیفیت محتوای آموزشی برای ارتقای فعالیتهای شغلی بسیار مهم است زیرا بدون دا نش مورد نیاز و مهارت شغلی وظایف خود را بخوبی انجام نخواهند دا د .

 

 

 

اهمیت معیار شغلی :

 

در انتخاب محتوای آموزشی برای کارشناسان توجه خاص نمود زیرا آ موزش دهندگان ، برنامه آموزشی خود را از این نقطه ( محتوای آ موزشی ) آغاز میکنند ، بنابراین دقت درانتخاب هدف آ موزشی موجب دقیق ترشدن محتوا می شود و با این کار مسئولیت آموزش دهندگان سا ده تر وا زحد س وگمان جلوگیری خواهد شد .

 

مفهوم توالی و یا سازماندهی محتوای آموزشی چیست ؟

 

 

 

 تعیین توالی برای آ ن است که بتوان روند یادگیری را به گونه ای هدایت نمود که بیشترین یادگیری در کوتاهترین زمان امکان یابد .

 

 

یادگیری : فرایندی است که در نهایت باید منجر به تغییر رفتار شود و این تغییر بتدریج ایجاد خواهد شد .

 

 

دستورالعمل اجرای کار:

 

     ابتدا گروه هدف را مشخص کنید .

 

 

     سپس بر اساس نوع شغل آنان و مطالبی که باید یاد بگیرند . محتوی، انتخاب و توالی را بشکل زیر در سه عنوان رعایت نمائید :

 

     باید بداند (MUST

)

 

 

     مفید (خوب ) است بدا ند (shold usefull

)

 

     عالی یا خیلی خوب است بداند (could nice

)

 

 

MUST

 

 

مهارت ، دانش و یا نگرشی است که آموزش گیرنده برای انجام وظایف اصلی خود به آ نها نیاز دا رد و معمولا به صورت چه ؟ ( WHAT ) و چگونه ؟ (HOW

) عنوان می شود.

 

 

Should- useful

 

مهارت دانش و یا نگرشی است که مرتبط با زمینه  کلی شغل می باشد. به عنوان یک دستورالعمل ضروری نیست ولی مفید( خوب )  است که فراگیر بداند .

 

 

 

Could – nice

 

مهارت دانش و نگرشی است که مرتبط با زمینه کلی شغل است . اما دا نستن یاانجام آن مستقیما برای انجام این کارضروری نیست . اما جالب است یا خیلی خوب است که فراگیر بداند . ممکن است آ نچه برای شغلی must  باشد برای حرفه ای دیگر could

 با شد .

 

 

 

راهنمای تهیه محتوای رسانه

 

 

باید بصورت مختصر و سریع ا ولویت بندی محتوای آموزشی را انجام داد . راهکار اساسی : انجام بحث گروهی با اعضای گروه هدف گروه هدف چه محتوا ؟ و چه مواد آموزشی را دریافت خواهد کرد ؟ تصمیم بگیرید مواد آموزشی موجود را دوباره استفاده می کنید یا مواد آموزشی اضافی نیاز دارید؟

 

 

 

سئوالات راهنمائی که می توان از گروه هدف پرسید :

 

 

     نظرتان در باره محتوای رسانه و هدف آن ( قصد انتقا ل مطلب ) چیست ؟

 

 

     آیا پیامها نظر شما را جلب نموده است ؟

 

    

آیا آنچه در باره موضوع می خواستید بدانید به شما گفته شده است ؟

 

 

     آیا فکر می کنید کسانی را که می شناسید نیز مطالب را مناسب دانسته اند ؟

 

 

     اگر بنظر شما محتوا مناسب نیست چگونه باشد بهتر است؟ و آیا مطالب شما را خسته و د لزده کرده است ؟

 

 

 

بعد از جمع بندی پا سخها :

 

 

تصمیم بگیرید آیا مواد آموزشی و محتوای قبلی و موجود را تغییر دهید یا نه ؟ پس این سئوالا ت را از خود بپرسید : مواد آموزشی چگونه مورد استفاده قرار می گیرد ؟واکنش گروه هد ف نسبت به آ نها چیست؟

 

 

 

 آیا مجوز تغییر دادن یا استفا ده از این مواد آموزشی را دارید ؟   چگونه می توانید محتوای جد ید را جا یگزین محتوای موجود کنید ؟

 

 

رهنمودهائی برای طراحی محتوای رسانه:

 

 

 

     مشخص کنید که اگر تغییر رفتار دهند چه فوایدی عا یدشان می شود ؟

 

مثال : کاندوم ، شما و همسرتان را از بیماریهای مقاربتی محافظت می کند .

 

 

    

اطلاعات مناسب در حمایت سودمندی رفتار مناسب را ارائه دهد .

 

مثال : بیماریهای مقاربتی در زنان می تواند باعث نازائی نیز شود .

 

 

 

     یک پیام روشن و سا ده را تولید کند .

 

 

کاندوم ، یکی از روشهای ضد بارداری است و دسترسی به آن آسان است .

 

 

 

* نکات اصلی را برجسته کند  .    مثال :استفاده از کاندوم عوارض ندا رد 0

 

 

با ارا ئه اطلاعات مناسب یک احساس خوب و لذ ت بخش و رضایت را ایجاد کند .
مثال : با استفاده مناسب و صحیح از کاندوم می توانید از انتقال بیماریهای آمیزشی جلوگیری نمود .  منابع قابل اعتماد و معتبر برای دریافت اطلاعات را شناسائی کنید . مثال : پیام را از زبان یکی از شخصیتها و یا یک منبع قابل قبول گروه هدف بیان کنید .

 

 

 

پیام اثر بخش به گروه هدف کمک می کند تا :

 

     نسبت به تغییر رفتار در خود احساس تعهد ایجاد نماید .

 

 

    

مهارت مورد نیاز برای بکار گیری تغییر رفتار را کسب کند .

 

انتخاب تکنیکها ، روشها و وسایل کمک آموزشی

 

 

 

     با انتخاب و تعیین هدف آموزشی می توان تکنیک و روش آ موزشی را انتخاب نمود .

 

1- وقتی هدف آموزشی انتقا ل معلومات است . استفاده از راههای زیر موثر است :

 

بحث گروهی  -   سخنرانی - تمرین گروهی و انفرا دی - مجمع – پانل – فیلم – نوار وید یوئی  و غیره

     

 

 

2- وقتی هدف آموزشی حل مشکل است ،استفاده از روشهای زیر توصیه می گردد :
مطالعات موردی – بحث گروهی – فرافکنی افکار – تمرین

 

 

3- وقتی هدف آ موزشی ارتقاء مهارت کارکنان است ، روشهای زیر توصیه می گرد د :
نمایش عملی مهارتها -  مشاهده ( آ موزش از طریق نگاه کردن ) ایفای نقش – دستورالعملهای برنامه ریزی شده

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 



موضوع مطلب : دانستی معلم
دوشنبه ٢٦ امرداد ۱۳۸۸ :: ۸:٤٢ ‎ب.ظ ::  نويسنده : مجید

  انشاء به معنی ایجاد کردن، پرورش دادن، ابداع و خلق کردن است و آنچه را که امروزه فن انشاء گفته میشود از نخستین معنای آن(ایجاد)گرفته شده است. انشاء به معنی نظم دادن به فکر به معنی ایجاد کلام و سخن و نگارش آن است. معادل فارسی انشاء دبیری است که به معنی منشیگری و کتابت میباشد.در اصطلاح ادبیات انشاء عبارت از نگارش جملات و عباراتی است که افکار نویسنده را به صورتی روشن و زیبا بیان کند که خواننده آنها را به سهولت بفهمد و برایش خوشایند و مطلوب باشد.

 

 

 

هدفهــــای آمـــوزش انشـــا

 

1)دانش‌آموزان بتوانند آنچه را که می‌اندیشند و می‌خوانند به دیگری بگویند و بنویسند.

 

2)دانش‌آموزانی که تخیل قوی و استعدادی بیشتر در نویسندگی دارند بشناسیم و در مسیری صحیح هدایت کنیم.

 

3) پرورش قوه استدلال،تفکر و دقت دانش‌آموزان و وادار کردن آنها به درست دیدن و شنیدن،سپس دیده و شنیده خود را به طرز ساده و روشن بیان کردن و نوشتن است.

 

 

 

روش آمـــوزش انشا

 

         زمینه یادگیری انشاء مانند کودکی می‌ماند برای سخن گفتن،غذا خوردن،راه رفتن از ساده به مشکل نیاز به کمک بسیار ما دارد این دانش‌آموز و یا نوآموز برای اینکه بهتر بنویسد و بهتر بیان کند و مطالب را آنچه که هست بازگو کند نیاز به کمک و راهنمایی و هدایت ما دارد.

 


* پایه نوشتن صحیح و مستقل از همان کلاسهای اولیه گذاشته میشود. دانش‌آموزان از سال اول تحصیل می‌آموزند که چگونه منظور خود را درست بیان کنند در کلاس دوم علاوه بر جمله‌سازی و تکمیل جمله‌های ناقص،با کلمه‌های آشنا جواب سؤالات را به صورت کتبی می‌نویسند و از کلاس سوم نوشتن انشاء عملاً آغاز می‌گردد و دانش‌آموزان ابتدا برای هر انشاء طرح‌ریزی می‌نمایند و این طراحی در مرحله اول به طور شفاهی انجام می‌گیرد و بعد به صورت کتبی درمی‌آید.

 

* برای دانش‌آموزان انشاء آموزگاران باید دانش‌آموزان را هدایت و راهنمایی کنند که شاگردان نظم فکری داشته و در مشاهدات خود دقیق باشند،درست بیندیشند،خوب بیان کنند و به قاعده بنویسند. تنها دادن موضوع برای نوشتن انشاء کافی نیست دانش‌آموزان لازم است که بیاموزند که قبلاً فکر کنند و ریزه‌کاریها را دقیق مشاهده نمایند و پس از آنکه فکر و مایه‌ای برای نوشتن پیدا کردند ما به کارگیری اصول نگارشی را که از آموزگار خود فرا گرفته‌اند شروع به نوشتن انشاء نمایند.

 

* یکی از شرایط نوشتن انشاء تسلط و مهارت یافتن در خواندن است برای این کار یکی از بهترین روشها جمع کردن کتاب داستان دانش‌آموزان و دادن کتابها به دانش‌آموزان که آن کتابها را نخوانده‌اند و به همین ترتیب تا همه دانش‌آموزان در مدت یکی دو هفته متوالی بتوانند تمامی کتاب داستانها را بخوانند و خلاصه‌ی آن را در دفتر خود بنویسند.گاهی اوقات نوآموز نمی‌تواند فکر خود را روی موضوعی متمرکز کند و یا مایه ذهنی لازم و کافی در آن زمینه ندارد.در این صورت معلم می‌تواند معانی و مفاهیم را به او القاء کند و شاگرد به آن معانی لباس مناسب بپوشاند و به صورت مکتوب درآورد.

 

یک تذکـــــر مهــــم در نوشتن انشــــا

 

            دانش‌آموزان باید بدانند همان‌طوری که در صحبت کردن نباید از موضوع خارج شد بی‌مورد سخن گفت و یا زیاد حرف زد،در نوشتن هم باید از حاشیه‌رویهای بی‌موقع و آوردن جمله‌های پرلفظ و بی‌معنی خودداری کرد. امروزه نوشته‌ای پسندیده است که دارای جمله‌های کوتاه و رعایت مساوات در کلام باشد.
* در نوشتن انشاء باید از بازی داستان‌سازی نیز استفاده کرد داستانهای نیمه تمام که دانش‌آموز باید ادامه داستان را خود از فکر و ذهن خود بسازد و یا این روش را به صورت بازی دربیاوریم یکی از دانش‌آموزان داستانی را شروع می‌کند و پس از گفتن یکی دو جمله نوبت به دانش‌آموز دیگر می‌رسد که دنباله‌ی داستان را بگوید همین‌طور تا آخر،تا داستان تمام شود در این بازی علاوه بر تقویت سرعت انتقال و تخیل اطفال،قدرت حفظ،رشته منطقی کلام نیز در آنها پرورش می‌یابد.
* در درس انشاء به رغبت و علاقه دانش‌آموزان و مفید بودن آنچه آموخته میشود باید توجه بیشتری داشت داشتن روزنامه دیواری،تهیه لوحه‌های مختلف کمک مؤثری به انشاء دانش‌آموزان می‌کند،چون موضوعات توصیفی با محسوسات و مشاهدات و تجربه‌های کودکان بستگی پیدا می‌کند با علاقه و رغبت بیشتری می‌نویسند.

 

محل مناسب نوشتن انشا (کلاس یا منزل)
         معلمینی که تنها به تعیین موضوع انشاء بسنده می‌کنند و از دانش‌آموزان می‌خواهند که در منزل انشاء بنویسند و در جلسه بعد در کلاس بخوانند و مجدداً موضوعی دیگر برای جلسه آینده معین می‌کنند باعث می شوند که تعدادی از دانش‌آموزان از اولیای خود کمک بگیرند و تعدادی اصلاً ننویسند و یا تنها به نوشتن چند جمله تکراری و بی‌سر و ته اکتفا کنند. بهترین راه‌حل برای نوشتن انشاء ابتدا هر درسی که داده میشود معلم باید هم خانواده و مخالف و هم معنی کلماتی که در آن درس وجود دارد برای دانش‌آموزان یاد بدهد بعد از چند درس دانش‌آموز دیگر مثل قبل از معلم تقلید نمی‌کند بلکه جلوتر از معلم این کلمات را پیدا کرده و سعی در یادگیری این کلمات میشود و این کار به صورت بازی درمی‌آید.بعد از چند جلسه بعضی از کلمات هر درس را مشخص کرده و به صورت جمله در کلاس می‌نویسند و برای بقیه دانش‌آموزان آنها را می‌خوانند و یا احیاناً در پای تخته می‌نویسند تا با کلمات و جملات بیشتری آشنا بشوند در جلسات بعدی موضوعی به دانش‌آموز گفته میشود که در کلاس در مورد آن موضوع فقط به صورت جمله‌های کوتاه بنویسند و بعد از چهار ماه به دانش‌آموز کلمه انشاء را بیان می‌کنیم و در مورد انشاء بیشتر صحبت می‌کنیم و نکاتی که در مورد موضوعی خاص مربوط میشود مشخص می‌کنیم و به نوشته‌های جمله‌سازی خود نظمی منطقی داده و به صورت یک نوشته کامل درمی‌آوریم و مطالب دانش‌آموزان باید در قالب جملات کوتاه و کامل در مورد آن موضوع بیان شود.

 

* در کلاسهای چهارم و پنجم شاگردان را به استفاده از تشبیهات زیبا تشویق می‌کنیم.در کلاس اول و دوم انشاء شامل جمله‌نویسی درباره کلمه یا تصویر میباشد و گاه کامل کردن جمله و انشاء از کلاس سوم شروع میشود.دانش‌آموزانی که نمی‌توانند انشاء را بنویسند و نمی‌دانند چگونه شروع کنند معلم می‌تواند به آنها کمک کند تا در کار نوشتن راه بیفتند که برای موضوع تعدادی سؤال به آنها بدهد تا پاسخ به آن سؤالات مطلب نوشته‌ی ایشان باشد در نوشته باید قواعد درست‌نویسی رعایت گردد.هر مطلب انشاء را در بند یا پاراگرافی جداگانه بنویسند خوب است اگر نوشته یا ابیات مناسب و یا ضرب‌المثل همراه باشد.

 

 

موضوع اول: ساده‌ترین موضوع،انشایی است که زیاد احتیاج به تفکر و تعقل نباشد مثل یک توصیف کلاس،در این حالت شاگرد آنچه را که به چشم خود می‌بیند به صورت جملات کوتاه به روی کاغذ می‌آورد.اگر این موضوع برای بعضی از دانش‌آموزان مشکل بود و ندانستند که از کجا و به چه ترتیب شروع کنند معلم می‌تواند با توصیف شفاهی آنها را راهنمایی کنند تا بتوانند بنویسند .
موضوع دوم: تبدیل شعر به نثر است که به زبانی ساده و به زبان امروزی نوشته شود که در کلاس سوم به دانش‌آموزان داده میشود.
موضوع سوم: موضوعات اجتماعی مثل وظیفه پلیس و خیابان که علاوه بر چشم بینا،به قوه فکر و استدلال نیاز هست در پایه چهارم به دانش‌آموزان گفته میشود.
کم‌کم باید از محسوسات کاست و به محتویات افزود و از موضوعهای اجتماعی به سوی موضوعهای اخلاقی رفت و به تدریج آنها را به اندیشیدن و مدد گرفتن از تجمل واداشت البته مسایل اخلاقی و آنگونه که خود احساس کرده‌اند می‌نویسند که در اوایل کلاس پنجم به دانش‌آموزان گفته میشود.
در اواخر کلاس پنجم موضوعات ادبی فلسفی و موضوعهای جامعه مانند قصه‌نویسی و رمان‌نویسی به دانش‌آموز گفته میشود اما نگارش این موضوعهای جامع،کار هر شاگردی نیست،علاوه بر آموختن فنون نگارش و تعقل و استدلال و توصیف،استعدادی خاص می‌خواهد. در پایه سوم خلاصه‌نویسی که میتوان یک درس یا متنی را به صورت خلاصه بنویسند گاهی میتوان یک تصویر یا سلسله تصاویر موضوع انشاء قرار داد و از شاگردان خواست که در مورد این تصاویر مطلب بنویسند. نکات بهداشتی را از کودکان بخواهیم مثل(چرا مسواک می‌زنید؟)
در پایه سوم به دانش‌آموز یادآور می‌شویم که بهتر است نوشته خود را با یک جمله بهتر تمام کنیم و اگر دانش‌آموزان مطالب جالبی بیان کرده اما جمله‌های او ناصحیح است می‌توانیم تذکر لازم را در پایین صفحه بنویسیم و به فکر و اندیشه او نمره بدهیم.

 

یک نکتــــــــه مهــــم
در تمامی پایه‌ها برای این که دانش‌آموزان با نوشتن بیشتر آشنا بشوند باید به کتاب بنویسیم بیشتر اهمیت بدهیم چون تمامی نکاتی که در بنویسیم وجود دارد علائم و نشانه‌هایی هستند که در نوشتن انشاء به ما کمک می‌کنند و به تک تک تمرینات اهمیت داده و به دانش‌آموزان یاد دهیم.مثل موضوعهایی در مورد رعایت علائم دستوری در نوشتن.

 

·         در جمله و انشا علامت‌گذاری باید مراعات شود.

 

·         نقطه در پایان جمله‌های کامل به کار می‌رود.

 

·         دو نقطه ( علامت نقل قول است و گفته دیگران را در گیومه می‌گذاریم.

 

·         علامت سؤال ( ؟) در پرانتز نویسنده راجع‌به آن صحبت شک و تردید دارد.

 

·         علامت تعجب (!) در آخر جملات عاطفی مثل به‌به! آفرین!

 

·         هر جا ( و ) بگذاریم نیازی به ویرگول نداریم.

 

·         آخر جمله‌های کامل به صورت پرسشی نوشته شود.

 

·         و علامتهای دیگری که در پایه‌های مختلف به دانش‌آموز گفته میشود تا نوشته‌ آنها کامل‌تر شود.

 

نکات مهــــم در نوشتن انشــــا
در مورد کلمه‌ی ایجاز(مختصرگویی) را بیشتر توضیح دهیم باید مختصر نوشتن را در نوشته مراعات کنیم و کلمه‌ها و جمله‌های زائد را حذف کنیم و به درازا کشیدن کلام یا به کار بردن کلمات زائد خودداری کنیم و علامت‌گذاری را در نوشته مراعات کنیم. وجود مقدمه در نتیجه‌گیری در تمامی انشاءها الزامی نیست. کلمات را در نوشتن خود به صورت کتابی به کار ببریم و از نوشتن به صورت محاوره‌ای و شکسته خودداری بکنیم.

 

انــــــــواع انشــــا

 

1) توصیفــــی یا وصفــــی:
ساده‌ترین نوع انشاء است دانش‌آموز چیزهایی را که در اطراف خود می‌بیند یا می‌شنود یا احساس می‌کند وصف و تعریف می‌نماید.

 

 

 

2) گزارش‌نویســـی:
برخی گزارش‌نویسی را نوعی انشای نقلی به حساب می‌آورند.
وقتی دانش‌آموزان به گردش علمی می‌روند معلم می‌تواند از آنها بخواهد که گزارش از آن روز تهیه کند.غالباً برای تهیه گزارش نیاز به تحقیق،سؤال و جستجو میباشد.

 

 

 

3) انشای نقلــــی:

 

برای بیان سرگذشت خود یا دیگران به کار میرود یا معلم میتواند برای آموزش انشای نقلی تمرینات زیر را انجام دهد داستان‌گویی،نوشتن خلاصه متن خوانده شده نوشتن خلاصه کارهایی که در زمان معینی انجام شد مثلاً روز جمعه چه کار کرده.

 

 

 

4)  برگرداندن شعــــر به زبان ساده و نثــــر امروز:
معلم می‌تواند شعرهای مناسبی را از کتاب فارسی یا خارج از کتاب به دانش‌آموزان داده و بخواهد که اشعار را به نثر ساده امروز بنویسند شاگردان باید توجه کنند در این نوع نوشته از حاشیه رفتن خودداری کنند و تنها مفهوم را به زبان ساده و گویا و کوتاه بنویسند.

 

 

 

5) انشای تخیلـــی:

 

محصول ذهن و ساخته و پرداخته افکار دانش‌آموز است و غالباً اساس خارجی ندارد این نوع انشاء فرصتی است برای شناخت افکار دانش‌آموز و گرایشات درونی او که در چه دنیایی و آرزوهای درست و غلط او چگونه است.معلم می‌تواند شروع داستانی را بگوید و دانش‌آموزان آن را تمام کنند یا از شاگردان بخواهیم قلم،کاغذ،دفتر یا تخته سیاه و سرگذشت اشیاء را بیان کند.

 

 

 

6) خلاصه‌نویســـــی:

 

موجب پرورش قدرت نویسندگی و گسترش از کودکان میشود و آنها را آماده می‌کند که در موقع لزوم بخوانند اصل مقصود یک درسی یا یک مقاله را استخراج نمایند.

 

7) نامه ‌نگـــــاری:

 

نامه بیان کتبی موضوعی است برای مخاطبی که حضور ندارد نامه‌ای را که ما می‌نویسیم معرف شخصیت فرهنگ،ادب و ذوق و سلیقه ماست و باید همان اثر را در مخاطب بگذارد که شخصیت خود ما می‌گذارد.

 

8) انواع نامه:
نامه‌های خصوصی-نامه‌های رسمی و اداری
داشتن حاشیه سفید نامه‌ها الزامی است حاشیه سمت راست بیشتر از سمت چپ است.
در نامه‌های اداری گذاشتن تاریخ در بالا گوشه سمت چپ لازم است.
نامه‌های خصوصی باید ساده و بیان‌کننده روح صمیمیت و یکرنگی باشد.اما در نامه‌های اداری جنبه رسمی بودم مراعات میشود و نامه‌های اداری نباید خودمانی نوشته شود.
برای نوشتن نامه نباید از مداد استفاده کنند.
نامه‌های اداری یا رسمی را میتوان تایپ کرد اما اگر نامه دوستانه را تایپ کنیم نشانه بی‌صمیمیتی ما نسبت به گیرنده نامه خواهد بود.

 

قواعد علامت‌گذاری:
علامت‌گذاری در نامه مانند هر نوشته دیگری رعایت می شود.
کلماتی را در نوشته خود به کار بریم که معنی آنها را می‌دانیم و اگر معنی کلمه‌ای را نمی‌دانیم بهتر است به فرهنگ لغات مراجعه کنیم و غلط املایی در نوشته نداشته باشیم.اگر برای کسی نامه می‌نویسیم لازم است نشانی ما را داشته باشد.نشانی در زیر متن نامه بنویسیم.در نامه اداری نام و نام خانوادگی و امضا الزامی است.

 

ارکان یک نامه
هر نامه شامل چهار بخش اصلی است:
1) عنوان
2) شروع نامه
3) متن نامه
4) عبارت پایان نامه
نامه اداری حاشیه سفید در سمت راست در نامه اداری گاه اسم دقیق اداره یا سازمان و گاه رئیس که اداره را مخاطب قرار می‌دهند. مثال:ریاست محترم اداره آموزش و پرورش متن نامه اداری کوتاه و ساده باشد.ذکر مطالب اضافی خودداری گردد.

 

مشخصات موضوعات انشاء در دوره ابتدایی

 

1) داشتن علاقه

 

2) داشتن اطلاعات

 

3) محدود و معین بودن موضوع انشاء

 

4) موضوعات باید مربوط به محیط زندگی و مسائل روز باشد.

 

5) وصف یک تصویر

 

6) چند کلمه که معانی آنها به هم نزدیک است.

 

 

 

تهیه و تنظیم طــــــــ-رح انشا
قدمهایی که در مراحل اولیه برای تنظیم طرح و نوشتن انشاء برداشته می شود:
1) انتخاب موضوع
2) یادداشت نکته‌های مختلف درباره آن
3) دسته‌بندی نکات
4) منظم کردن مطالب به ترتیب منطقی
5) صحبت کردن
6) نوشتن انشا

 

 



موضوع مطلب : خلاقیت
دوشنبه ٢٦ امرداد ۱۳۸۸ :: ۸:٤٠ ‎ب.ظ ::  نويسنده : مجید

 یکی از شایع ترین مشکلها، عدم تمرکز حواس در کلاسهای درس، جلسات سخنرانی، سمینارها و کنفرانس هاست. بیشتر افراد با آن که با اشتیاق فراوان و تمرکز خوب سر جلسه حاضر می شوند و به سخنران یا مدرس گوش می سپارند، پس از چند دقیقه حواسشان پرت می شود و وقتی به خود می آیند، می بینند که دقایقی چند گذشته و در این مدت کاملاً در جای دیگری بوده اند. شاید در یک جلسه دو ساعته، شما چهل دقیقه با تمرکز عالی به جذب مشغول باشید و هشتاد دقیقه دیگر را به طور پراکنده مشغول افکار ذهنی خودتان باشید. اگر شما بتوانید در همان کلاس، تمامی مطالب را بگیرید، خود باعث می شود که حجم عمده ای از فعالیت مطالعه شما در منزل کاسته شود. شاید تا به حال با افرادی برخورد کرده باشید که فقط در کلاس حضور می یابند و بسیار کم در منزل مطالعه می کنند. معمولاً شما در این حالت به خود و اطرافیان خود می گویید: نمی دانم چرا با این که من ساعتها در منزل درس می خوانم یک دهم آن را هم نمی خواند، همیشه نمره های من از او کمتر است. شما باید توجه داشته باشید که مدت زمان مطالعه شما مطلقاً مهم نیست بلکه زمان مطالعه مفید و متمرکز شماست که مهم است. بسیاری از اوقات شما ساعتها کتاب به دست دارید و مشغول مطالعه اید اما زمان مطالعه متمرکز و مفید شما از یک ساعت بیشتر تجاوز نمی کند. علاوه بر این، درصد مهم و عمده ای از یادگیری در کلاس درس صورت می گیرد. شاید خودتان تجربه کرده باشید که آموختن درسی که زمان تدریس آن، شما در کلاس حاضر نبوده اید، چقدر دشوار است. اما حضور در کلاس از نظر فیزیکی چندان مهم نیست بلکه شما باید حضور مؤثر و متمرکزی در کلاس داشته باشید. ما هم اکنون می خواهیم تکنیکهایی را ارائه دهیم که شما با عمل کردن به آنها و فقط با عمل کردن به آنها بتوانید دانش آموز و دانشجویی فعال و درگیر باشید

 

 

 

تکنیکهای حضور فعال در کلاس

 

۱. همراهی با مدرس:

 

بسیار مهم است که خودتان را با سرعت، نحوه و شیوه تدریس معلم یا استاد خود هماهنگ سازید و با او حرکت کنید. هم شتاب بیش از مدرس داشتن ذهن را آشفته و مغشوش می کند و هم سرعت کند شما و عقب ماندن از او. هماهنگ نبودن با سرعت و روش و بیان مدرس، شما را او جذب مطالب بعدی محروم می کند. آنچه که در همراهی با مدرس مهم است، در وهله اول، خوب شنیدن است. اغلب شما با آنکه صدای معلم را به وضوح نمی شنوید یا گفتار سخنران را متوجه نمی شوید از این که از او بخواهید درباره آن مطلب را رساتر و واضح تر بیان کند، واهمه دارید. گاهی صدای سخنران به انتهای کلاس نمی رود، گاهی تند و گذرا صحبت می کند گاهی صحبتش نامفهوم است و برخی اوقات نیز به مطلبی در گذشته استناد می کند که شما از آن هیچ اطلاعی ندارید. یادتان باشد شما برای این به کلاس یا جلسه سخنرانی آمده اید که مطلبی را فرا بگیرید و معلم هم دقیقاً همین را می خواهد. بنابراین اگر کوچکترین ابهام یا عدم وضوحی را در مطلب یا صدای معلم احساس کردید، باید شهامت از او بخواهید که مطلب را دوباره بگوید. 

 

سؤال کردن از معلم گناه نیست و نباید احساس گناهی را هم به دنبال داشته باشد. به ویژه دانش آموزان دوره ابتدایی خیلی از سؤال کردن بیم دارند. بسیاری از وقتها پیش می آید که مثلاً معلم تکلیفی را به بچه ها می گوید که برای فردا انجام دهند و دانش آموز درست متوجه این تکلیف نمی شود، با وجود این چون می ترسد که سؤال کند، چیزی نمی گوید و چه بسا که فردا به خاطر انجام ندادن آن تکلیف مؤاخذه و تنبیه شود. دوباره تأکید می کنیم که اگر نکته ای را متوجه نشدید یا نشنیدید، حتماً بپرسید چه بسا که آن نکته کلیدی بوده، تمام درس آن روز وابسته به همان نکته باشد. 

 

۲. شنونده ای فعال باشید:

 

شما بارها به این عبارت تأکیدی برخورد کرده اید: شنونده ای فعال باشید، اما مفهوم این عبارت چیست؟ یعنی باید چگونه باشیم؟ شنونده فعال چه خصوصیات و ویژگیهایی دارد؟ بهترین و مؤثرترین راه برای این که شما یک شنونده فعال باشید این است که یادداشت بردارید. چه، نیاز به یادداشت برداری را سر کلاس احساس می کنید چه نمی کنید، حتماً از صحبت مدرس یا سخنران، یادداشت بردارید. اما منظور ما از یادداشت برداری در اینجا با آنچه که در روش مطالعه متمرکز گفتیم فرق می کند که اکنون به شرح آن می پردازیم. 

 

یادداشت برداری داخل کلاس 

 

قلم و کاغذ به دست می گیرید و در کلاس حاضر می شوید. یادتان هست که گفتیم شب قبل از کلاس یک مطالعه اجمالی و یک بررسی ابتدایی از درس، انجام دهید؟ این کار را برای کسب اطلاعات اولیه و هشیاری ذهنی در کلاس انجام داده اید. اگر شما بدون هیچ مطالعه ای سر کلاس شیمی حاضر شوید، وقتی معلم می گوید امروز درس ما هیبریداسیون است و شما هم نه از قبل درباره هیبریداسیون چیزی می دانید نه نگاهی اجمالی به کتاب انداخته اید، تا چند لحظه خود را در کلاس بیگانه احساس می کنید. خود را کاملاً گیج می بینید و این حالت، خود باعث می شود که نسبت به این درس بی علاقه شوید و به سرعت تمرکز حواستان را از دست بدهید و ذهنتان را به سیر در جاهای دیگر مشغول سازید. 

 

درست بر عکس، اگر شما با مطالعه اولیه سر کلاس حاضر شوید، احساس خیلی خوبی در کلاس خواهید داشت، ذهنتان مشتاق است، می خواهید هرچه سریعتر از راز هیبریداسیون سر در بیاورید و در نتیجه تمرکحواسی عالی پیدا می کنید. اهمیت مطالعه اولیه را پیش از این هم توضیح داده بودیم. حالا که شما با این آمادگی ذهنی و کنجکاوی و علاقمندی، دارید به صحبتهای معلم گوش می کنید، هر نکته ای را که فرا می گیرید یادداشت کنید. هم اکنون شما می گویید فلان معلم یا استاد به ما اصلاً اجازه یادداشت برداری نمی دهد. به شما می گوییم که او کاملاً کار درستی می کند. چرا که شما معمولاً به شیوه سنتی خود، “جمله” های معلم را یادداشت می کنید و نوشتن یک جمله از صحبتهای معلم عملاً شما را از گوش دادن و درک جمله بعدی باز می دارد. شما به هیچ عنوان نباید جمله ای یادداشت کنید بلکه باید به صورت اشاره ای و مختصر از واژه های کلیدی استفاده کنید که چون جرقه ای تمام موضوع را به یاد شما می آورد. این گونه می توانید همزمان با تدریس استاد، یادداشت کنید و پشت سر هم یادداشت بردارید در حالی که نه وقت شما گرفته می شود نه از درک مطلب بعدی باز می مانید و نه مدرس را ناراضی می کنید. 

 

 

 

به جای همه اینها چند کار مهم انجام دهید: 

 

اول این که بارذهنی خود را در کلاس لحظه به لحظه تخلیه می کنید و نکته ای را که فرا می گیرید یادداشت می کنید و ذهن خود را همچنان باز و گسترده و خالی نگاه می دارید. یعنی شکل حضور شما در پایان کلاس با شروع کلاس چندان تفاوتی نمی کند.

 

دوم این که چون خودتان را ملزم می دانید هرچه را که فرا می گیرید به سرعت بر روی کاغذ بیاورید، ذهن شما در یک حالت آماده باش قرار می گیرد و شما از تمرکز حواسی عالی برخودار می شوید و کاملاً از خود مراقبت می کنید که چیزی را جا نیندازید. فقط کافی است که یک بار این عمل یادداشت برداری را به شیوه درستی که گفتیم تجربه کنید تا ببینید که چقدر برایتان لذت بخش است. حتی کم کم به شکل یک بازی مهیج برایتان در می آید. این شیوه یادداشت برداری به صورت کمی حرفه ای تر و ماهرانه تر در خبرنگاران دیده می شود که در مصاحبه های خود از گفته های سخنران یادداشت برداری می کنند و سپس خود از گفته های سخنران یادداشت برداری می کنند و سپس از روی آن، متن را تصحیح می کنند و اما سومین فایده یادداشت برداری این است که باعث می شود شما سر کلاس خواب آلوده نشوید و چرت نزنید به ویژه در اوقاتی که معلم یا سخنران بسیار آرام و ملایم و حتی کمی خسته کننده درس می دهد و شیوه تدریس او برای شما درگیری ذهنی لازم را ایجاد نمی کند. شما با یادداشت برداری، حضور خودتان را در کلاس مهیج تر و مؤثرتر می کنید. 

 

بسیار بعید است که کسی به این شیوه در کلاس یادداشت برداری کند و خوابش بگیرد. شما وقتی سر کلاس خوابتان می گیرد که ذهنتان ساکت و ساکن شود. معلم در شما درگیری ذهنی ایجاد می کند و خود به خود به این کار مشغول می شوید. به ویژه وقتی سخنران از نوع سخنرانان آرام و ساکن است، شما باید یادداشت برداری را جدی تر بگیرید. نگویید: من این مطلب را بلدم و نیازی به یادداشت کردن ندارم. نگویید: من همه این مطالب را هم اکنون به حافظه ام می سپارم و نیازی نیست که یادداشت کنم و . . .

 

شما می دانید که یکی از مهمترین اهداف یادداشت برداری در کلاس، همین زنده و هشیار بودنتان سر کلاس است. یک مانع بزرگ مطالعه اجمالی قبل از کلاس و کسب اطلاعات پیش از حضور در کلاس می تواند یک اشکال بسیار بزرگ تولید کند و آن: رقابت با استاد است. به عبارت بهتر: به مبارزه طلبیدن استاد. به این شکل شما ذهن خود را مدام متوجه دانسته های خود می کنید و منتظرید تا در اولین فرصت آنها را بیان کنید و یا این که عمداً سؤالی می کنید که فقط نشان دهید مطلب را پیشاپیش می دانید. یادتان باشد که هدف از کسب اطلاعات اولیه فقط ایجاد یک نوع کنجکاوی و علاقمندی و تمرکز حواس است برای گوش دادن و یاد گرفتن بیشتر نه برای صحبت کردن و خودنمایی بیشتر. برای این که ذهنتان خالی باشد اطلاعات خود را قبل از کلاس بر روی کاغذ بیاورید و بالای آن هم بنویسید: هدف من این است که با گوش دادن به درس امروز، این اطلاعات ناقص خود را کامل تر کنم. وقتی این را می نویسید در خود میل بیشتری را برای فراگیری ایجاد می کنید و با خود تعهد می کنید که سخن نگویید. قرار است ما در کلاس، یک شنونده فعالی باشیم نه یک سخنران مبارز.

 



موضوع مطلب : دانستی معلم
دوشنبه ٢٦ امرداد ۱۳۸۸ :: ۸:۳۸ ‎ب.ظ ::  نويسنده : مجید

بعضی ها آینده تدریس را به گونه ای تصور می کنند که کلاس ها به محیطی مناسب جهت مشارکت فعال و بدیهه گویی تبدیل شده است. این نوع کلاس ها نیاز به افزایش مهارت معلمان و شاگردان خواهد داشت. عده ای دیگر این کلاس ها را بسیار بغرنج خواهند یافت. در تصور آنها جوانب غیرضروری باعث افزایش کار و زحمت آنها خواهد شد. در این میان به نظر می رسد که دولت ها نیز طرفدار ترقی و بهبود کیفیت تدریس هستند. به عنوان مثال از طرف دولت انگلیس اعلام شده که قرار است تا سال ۲۰۰۶ مبلغ ۹۰۰ میلیون یورو برای ارتقای تکنولوژی اطلاعات و ارتباطات (ICT) هزینه شود. در این میان مبلغ ۲۵ میلیون یورو صرف تبدیل تخته های سفید (وایت بورد)ها به صفحات نمایشی خواهد شد که می توانند کامپیوتر، تصویر، صدا، فیلم و لینک های اینترنتی را به هم ربط دهند. از همین حالا می توانید نامی برای این وایت بورد پیدا کنید. با استفاده از این روش جدید، کلاس درس در کانون تکنولوژی قرار می گیرد.

 

در حالی که زمانی تنها وسیله آموزشی، تخته سیاه بود که فقط امکان نوشتن را ایجاد می کرد. اما آیا این تکنیک های جدید به واقع در امر یادگیری سودمند هستند؟ کریس دراگ (Chris Drage) معلم در شمال لندن بر این باور است که تکنولوژی می تواند بسیار سودمند باشد. این معلم که از سال ۱۹۸۳ درگیر ICT است، می گوید: سئوال اساسی که معلمان قبل از شروع تدریس باید از خود بپرسند، این است که چگونه می توان با استفاده از ICT فرآیند تدریس را به نحو بهتری انجام داد. ما باید تکنولوژی را در خدمت معلمان قرار دهیم نه معلم را در خدمت تکنولوژی. امروزه بسیاری از مردم مزیت و روش استفاده از سرعت بالای کامپیوترها را نمی دانند. در گذشته تکنولوژی چندان قابل اعتماد نبود و همین عامل باعث می شد بسیاری از معلمان نسبت به استفاده از فناوری بی میل باشند.

 

تکنولوژی می تواند رابطه صمیمی و اعتماد سنتی میان معلم و شاگرد را برهم زند. با این وجود استفاده از تکنولوژی مزایایی دارد که در کل آن را سودمند می نماید. برای استفاده از روش های جدید باید به تعداد کافی کامپیوتر در دسترس باشد تا دانش آموزان بتوانند در امر یادگیری مشارکت فعال داشته باشند. از طرف دیگر باید آموزش های لازم برای کسب مهارت توسط معلمان فراهم شود. در این میان معلمان جوان تر اعتماد به نفس بیشتری دارند ولی معلمان مسن تر در تمام دنیا به نوعی دنبال آن هستند که از ICT استفاده نکنند. دلیل آنها عمدتاً این است که برخی اوقات کامپیوترها کار نمی کنند یا اینکه پرینترها اغلب اوقات خراب می شوند.

 

بعضی از مردم چون اعتقاد دارند که تکنولوژی باعث ایجاد پیچیدگی و مشکل می شود، از آن استفاده نمی کنند. باید برای معلمان دوره های کوتاه مدتی برگزار شود تا با روش های استفاده از کامپیوتر در تدریس آشنا شوند. این دوره های مداوم این امکان را فراهم می کند که معلمان مهارت لازم را کسب کنند و به تدریج نسبت به روش های جدید اعتماد پیدا کنند.

 

البته در این دوره ها بعضاً معلمانی هستند که مربیان خود را تحت تاثیر قرار می دهند. یکی از این معلمان، درسی را که قرار بود سر کلاس ارائه دهد قبلاً در مکان مناسب دیگری برگزار می کرد و دستیارش از نحوه تدریس فیلمبرداری می کرد. این فیلم، پس از تدوین در کلاس برای بچه ها با استفاده از کامپیوتر پخش می شد. در ضمن پخش فیلم، معلم سئوالاتی از قبیل اینکه توپ به چه سمتی خواهد رفت، می پرسد. سپس ایده هایی درباره نیروهای وارد برتوپ ارائه می کند. با استفاده از این روش این معلم، روشی ابتکاری در استفاده از ICT ابداع کرده بود.

 

البته توجه به این نکته ضروری است که وقتی تنها یک تخته سیاه در اختیار معلم باشد، چنین روشی غیرممکن است. با وجودی که وایت بوردها پیشرفت خوبی داشته اند اما آنها تنها ابزار مدرن جهت استفاده از تکنولوژی نیستند. به نظر می رسد که تا دو سال آینده این امکان فراهم خواهد شد که دانش آموزان بتوانند از پشت نیمکت خود، ایده هایشان را در وایت بورد کلاس پیاده کنند.با وجود آنکه با استفاده از عوامل مختلف می توان کلاس را به محیطی پرفعل و انفعال تبدیل کرد اما نباید فراموش کرد که در کلاس درس، معلم بیشترین نقش و اهمیت را داراست.

 

دکتر براگ درباره بهترین ایام تدریس خود می گوید: در سال ۱۹۸۴ شش هفته تدریس برای کودکان ۱۰ ساله داشتم و در این روش، کودکان با استفاده از کامپیوتر، فقط مشغول یک بازی بودند و اسم بازی جزیره اسرارآمیز نام داشت. البته این بازی گرافیکی نبود و تنها از متن نوشتاری استفاده می شد. برای انجام بازی، دانش آموزان به گروه های ۴ نفره تقسیم شدند. هر گروه تنها ۲۰ دقیقه زمان داشت که در جزیره بماند. تمام وقت کلاس برای بازی بچه ها در این جزیره اختصاص یافته بود. استفاده از این روش روح تازه ای را در کالبد دانش آموزان دمیده بود، طوری که پس از آن دانش آموزان داستان هایی تخیلی از زمان در جزیره بودنشان نوشتند.

 

تأثیر این روش روی دانش آموزان به حدی بود که باعث شد دانش آموزان بهترین نوشته هایشان را درباره جزیره خلق کنند. در پس این ۲۰ دقیقه بازی کامپیوتری سعی شده بود که علوم ریاضیات، تکنولوژی، تاریخ و جغرافی گنجانده شود. این روش هم یکی از بهترین مثال های استفاده از تکنولوژی در تدریس بود که باعث افزایش فوق العاده یادگیری شد. اگر دانش آموزان را هنگام بازی، مدت زمان خاص در مقابل کامپیوتر تنها رها میکردیم قطعاً شکست حاصل می شد و نتیجه ای مثبت به بار نمی آورد. البته بعضی از تجارب و مهارتها هستند که باید بطور مستقیم کسب شوند و هیچ جایگزینی نمی تواند جای تجارب بنیادی را بگیرد.

 

تمام روش های نوین برای بهبود و افزایش کارایی است نه به عنوان جایگزینی برای روش های سنتی. صرف تماشای ویدئو باعث بروز خلاقیت نمیشود، اما استفاده از این وسیله میتواند در عملی ساختن ایده های نوین موثر باشد.

 

اگر معلمان امکانات لازم را در اختیار داشته باشند می توانند از روش های موثرتری در تدریس بهره بگیرند و تنها در این حالت است که می توانیم تکنولوژی را در خدمت علم و تدریس و آموزش قرار دهیم.

 

 



موضوع مطلب : دانستی معلم
دوشنبه ٢٦ امرداد ۱۳۸۸ :: ۸:۳٤ ‎ب.ظ ::  نويسنده : مجید

فراگیری علوم تجربی به کودکان کمک می کند تا روش های شناخت دنیای اطراف خود را بهبود بخشند. برای این منظور آن ها باید مفاهیمی کسب کنند که به آن ها کمک کند تا تجارب خود را با یکدیگر مرتبط سازند مثلاً : «نگاه کن گیاهی که در نزدیک پنجره بوده، خوب رشده کرده ولی گیاهی که در آن اتاق تاریک بوده پژمرده شده است، چون گیاه به نور احتیاج دارد تا رشد کند.» آن ها باید روش های کسب اطلاعات، سازماندهی ، کاربرد و آزمایش کرده را بیاموزند. این فعالیت ها توانایی آن ها را در درک دنیای اطراف تقویت می کند و آنان را برای تصمیم گیری های هوشمندانه و حل مسایل زندگیشان یاری می دهد. «گلدان را از اتاق کم نور به پشت پنجره ی روبه آفتاب بگذارم، ببینم چه می شود.»

 

          امروزه آموختن علوم تجربی همچون سوادآموزی و حساب کردن امری اساسی و ضروری است که با زندگی روزمره ی ما در ارتباط است و با پیشرفت تکنولوژی اهمیت آن بیشتر شده است. به عبارت دیگر آموزش علوم بیشتر به آموزش راه یادگیری می پردازد که آگاهی از آن برای هر کودکی لازم است،‌چرا که او در دنیایی زندگی می کند که سریعاً در حال تغییر است و وی باید قادر باشد خود را دایم با آن تغییرات هماهنگ سازد. گفته اند که در 20 سال دیگر سرعت رشد اطلاعات آن قدر سریع است که کمتر از 75 روز میزان اطلاعات و دانش بشر دو برابر می شود و بنابراین آنچه مهم است یادگیری شیوه کسب اطلاعات و به روز کردن و پردازش آنهاست و نه کسب اطلاعات به مثابه یک بسته ی دانشی. به این دلیل فراگیری علوم تجربی دو جنبه ی مثبت دارد. هم فرایند است و هم فراورده.

 

 

 

          فرایند علوم: روش یافتن اطلاعات،‌آزمایش نظریات و توضیح و تفسیر آن هاست.«از دو گلدان کاملاً مشابه ، یک گلدان را در جای کم نور و دیگری را در جای پر نور می گذارم به اندازه ای هم آب می دهم تا ببینم آیا واقعاً میزان تابش نور بر رشد گیاه اثر دارد؟»

 

 

          فراورده ی علوم: نیز آراء و عقایدی است که می تواند در تجارب آتی به کار گرفته شود. این که می گوییم«می تواند» به این معنی است که آموزش علوم فقط زمانی فواید بالا را دارد که مراحل صحیح و مناسب خود را طی کند و گرنه هیچ تضمینی برای دستیابی به آن ها نیس. و چون این دو،‌ یعنی فرایند علوم و فراورده ی علوم شدیداً به یکدیگر وابسته اند، بسط و پرورش آن ها نیز باید همراه هم تحقق پذیرد. این موضوع در انتخاب انواع فعالیت های آموزشی دانش آموزان از اهمیت ویژه ای برخوردار است. مثلاً آموزش مفهوم «گرما باعث افزایش حجم مواد می شود.» یک (فراورده ی علم)، باید از طریق مسیر مناسب و انجام فعالیت مناسب ، (فرایند علم) ، طی شود تا آموزش به واقع اتفاق افتد. قبل از توجه به این مورد، به دو نکته ی مهم دیگر که بر اهمیت آموزش علوم تاکید دارد می پردازیم. اول این که چه ما علوم را به کودکان آموزش دهیم،‌چه ندهیم، آنان، خود، از اولین سال های کودکیشان، عقاید و نظریاتی در باره ی دنیای اطراف خود کسب می کنند. مثلاً بسیاری معتقدند«اگر در کتری را ببندید، آب در دمای کم تری می جوشد» ، یا «جریان الکتریسیته زمانی که سیم ها تاب نخورده بیشتر است» و بسیاری تصورات غلط دیگر که بر تصورات کودکان در مورد تجاربشان اثر می گذارد. مسئله ی دیگر این که اگر کودکان به خود گذاشته شوند با تصوراتشان عقاید خلق می کنند که بیشتر غیرعلمی اند؛ مثلاً «برای به حرکت درآوردن اجسام نیرو لازم است حال آن که برای متوقف ساختن آن ها نیرویی لازم نیست».از آن جا که این عقاید را می شود آزمایش کرد، وظیفه ی آموزش علوم این است که به کودکان اولاً علاقه مندی و ثانیاً مهارت کافی برای انجام این آزمایش ها داده شود. انجام آزمایش ها نه تنها باعث اصلاح عقاید آن ها می شود،‌ بلکه به آنان می آموزد که در علوم تجربی نسبت به آنچه «حقیقت» نامیده می شود شک کنند مگر آن که صحت آن را از طریق آزمایش تجربه کنند. از این طریق به راحتی می توان فرایند «فرضیه سازی» را برای آنان توضیح داد و به این ترتیب آن ها در می یابند که گاه عقاید و نظریاتی وجود دارند که صحت آن ها از طریق آزمایش ها و تجارب سازگارند، مفید ند.

 

 

 

          فراگیری این آموزش در اوایل دوران کودکی از دو نظر اهمیت دارد، یکی آن که کودکان در می یابند که عقایدی صحیح است که مستدل باشد و دوم این که احتمال پذیرش نظریات غیرمستدلی که با مفاهیم علمی در تضاد مستقیم است کم می شود. آنچه مهم است این است که بررسی های متعدد نشان داده که هر چه طول مدت زمانی که فرد عقیده ی غلطی را کسب کرده زیادتر باشد امکان تغییر آن مشکل تر است در عمل دیده ایم فرایند تغییر نظر دانش آموزان دبیرستانی هنگامی که نظر غیرعلمی را پذیرفته اند بسیار مشکل تر از این فرایند در دانش آموز ابتدایی است. بزرگسالان در مقابل تغییر عقیده مقاومت می کنند و این خود مانعی بزرگ در آموزش علوم به دانش آموزان بزرگسال است. به این دلیل اگر آموزش علوم در دوره ی دبستان مسیر منطقی خود را طی کند، مانع پیدایش بحران در دوره ی دبیرستان خواهد شد. هنگامی که دانش آموز دبستانی یاد می گیردکه پذیرش این نظریه که «بستن در قابلمه ی آبی که روی شعله است باعث می شود آب در دمای کم تری بجوشد» باید با آزمایش کردن همراه باشد، و زمانی که آزمایش این نظریه را رد کرد او به سادگی قبول می کند که باید انعطاف پذیر باشد و اشتباهات را بپذیرد. به این دلیل این دانش آموز در دوره ی دبیرستان در دروس علوم تجربی نظریات غیرعلمی خود را ساده تر کنار می گذارد.

 

 



موضوع مطلب : دانستی معلم / روش تدریس
یکشنبه ٢٥ امرداد ۱۳۸۸ :: ۸:٢٥ ‎ب.ظ ::  نويسنده : مجید

ارزشیابی تحصیلی، فعالیتی است که معلم، در جریان تدریس خود انجام می دهد. این فعالیت، شامل جمع آوری اطلاعات و داوری درباره وضعیت یادگیری و پیشرفت دانش آموز است. جمع آوری این اطلاعات  از طریق شیوه های مختلف صورت می پذیرد و نیازمند کسب مهارت و دانش کافی در این زمینه است. معلم باید با استفاده از نتایج حاصل از سنجش و ملاحظه اهداف و انتظارات آموزشی درباره وضعیت فرد، داوری کرده، ضعفها و قوتهای دانش آموز را مشخص کند و برای بهبود فعالیتهای یادگیری به او توصیه هایی را ارائه دهد.

متأسفانه فرآیند سنجش و ارزشیابی در کشور ما، مطابق عرف، فقط شامل ارزیابی مجموعی یا نهایی است که در پایان دوره آموزشی به منظور تشخیص پیشرفت تحصیلی و رتبه بندی صورت می گیرد. در این روش تمامی تلاش معلم، دانش آموز، والدین و کل نظام آموزشی معطوف به آزمونهای نهایی و نمره آنهاست و ماحصل همه زحمتها در یک عدد یک یا دو رقمی خلاصه می شود. این نمره، نه تنها ملاک قضاوت وتصمیم گیری درخصوص دانش آموز است، بلکه به نوعی ارزشیابی از عملکرد معلم، مربی، مدیر و والدین و نظام آموزشی، تلقی می شود. تردیدی نیست که نتایج حاصل از این گونه تصمیم گیری ها دقیق نبوده، ممکن است عواقب ناگواری به همراه داشته باشد؛  به عبارت دیگر به جای آنکه نظام ارزشیابی و اندازه گیری در خدمت آموزش و رشد و توسعه دانش فراگیران و معلمان قرار گیرد، فرآیند تدریس و یادگیری در خدمت نظام سنجش و آزمون در آمده است و ملاک قضاوت در مورد عملکرد نظام و دانش آموز در یک مقیاس صفر تا بیست خلاصه می شود.

دفتر ارزشیابی تحصیلی و تربیتی سابق، با توجه به رویکردهای جدید ارزشیابی، پس از مطالعات فراوان و در پاسخ به رأی صادره در جلسه 674 مورخ 2/5/81 شورای عالی درخصوص تبدیل مقیاس کمی (20 _ 0) به مقیاس کیفی، طرح ارزشیابی توصیفی را ارائه داد.

این طرح، الگویی کیفی است که تلاش می کند بر خلاف الگوهای رایج ارزشیابی، به جای کمی نگری از طریق توجه به معیارهای برنامه درسی و آموزشی به عمق و کیفیت یادگیری دانش آموزان توجه کند و توصیفی از وضعیت آنها ارائه دهد و ارزشیابی را در خدمت آموزش و یادگیری قرار دهد.

مهمترین ویژگیهای الگوی ارزشیابی توصیفی عبارت است از:

_ توجه به تنوع و تغییر مقیاس سنجش

_ توجه به یادگیری دانش آموز

_ توجه به تنوع و تغییر ابزارهای ارزشیابی

_ توجه به انتظارات برنامه درسی

_ توجه به اهمیت سازگاری اجتماعی در کنار پیشرفت تحصیلی

_ توجه به اهمیت بهداشت روانی در فرآیند یاددهی _ یادگیری

_ توجه به حیطه های مختلف یادگیری

این طرح با مد نظر قرار دادن ویژگیهای فوق، همراه با ایجاد تغییرات بنیادی در نظام موجود ارزشیابی تحصیلی تهیه شد. این تغییرات عبارتند از:

 

تغییر مقیاس فاصله ای (20 _ 0) به مقیاس ترتیبی (در حد انتظار _ نزدیک به انتظار _ نیازمند به تلاش بیشتر):

در طول سالیان دراز، نمره 20 بسیار مورد احترام و توجه بوده است و معلمان ما نتایج آزمونها را براساس آن به دانش آموزان و والدین بازخورد داده اند. که همین امر باعث رقابت نامطلوب شده است. مقیاسهای ترتیبی کمتر ایجاد رقابت می کند و مشکلات نمره های کمی را ندارد؛ زیرا با مقیاسهای ترتیبی و بازخوردهای توصیفی دانش آموزان، دیگر نگران کسب نمره نیستند. آنها به دنبال شناخت اشتباه خود در فعالیتهای یادگیری هستند. والدین نیز از فرزندانشان نمره نمی خواهند و به جای اینکه از آنان بپرسند امروز چند گرفته ای؟ می پرسند: امروز چه یاد گرفته ای؟ تغییر مقیاس فاصله ای به مقیاس ترتیبی، یعنی حذف یکی از عوامل استرس آور در کلاس درس.

 

تغییر تأکید از ارزشیابی پایانی به ارزشیابی تکوینی

در نظام آموزش سنتی رایج در کشور ما، معلمان سعی می کردند از طریق ارزشیابی پایانی، نتایج یادگیری دانش آموزان را به شکل نمره گزارش دهند و توجهی به چگونگی یادگیری و بهبود آن نداشتند. در ارزشیابی توصیفی معلم، ارزشیابی را در خدمت آموزش قرار می دهد؛ به عبارت دیگر تلاش می کند که ارزشیابیهای او به یادگیری بهتر منجر شود. به همین دلیل در فرآیند یادگیری ضعفها و قوتهای یادگیری دانش آموز برای برطرف کردن و بهبود بخشیدن بررسی می شود.

 

تنوع بخشی به ابزارهای جمع آوری اطلاعات

در شیوه سنتی رایج، اطلاعات عمدتاً از طریق آزمونهای مواد _ کاغذی (امتحان) و پرسشهای کلاسی جمع آوری می شد. اما در طرح ارزشیابی توصیفی، ابزارهای جمع آوری متنوع شده اند و علاوه بر آزمونهای مواد _ کاغذی و پرسشهای کلاسی ابزارهای دیگری مانند پوشه کار، روشهای ثبت مشاهده، تکالیف درسی و آزمونهای عملکردی نیز مورد استفاده قرار می گیرند. اساس کار در تنوع بخشی به ابزارهای گردآوری اطلاعات از وضعیت یادگیری دانش آموز، واقعی تر کردن اطلاعات است که همان مشاهده کودک در حین فعالیت و بررسی آثار و محصولات یادگیری است.

 

تغییر در ساختار کارنامه:

در طرح ارزشیابی توصیفی کارنامه تحصیلی «گزارش پیشرفت» نام گرفته است. در گزارش پیشرفت توضیحات مفصل تر و عمیق تر به شکل توصیفی در خصوص رشد و پیشرفت دانش آموز به والدین ارائه می شود. همچنین در این گزارش تنها به وضعیت درسی صرف توجه نمی شود، بلکه به ابعاد عاطفی، جسمانــی و اجتماعـــی دانش آموز نیز توجه شده است. توصیه های ارائه شده در این گزارش نیز باعث می شود والدین دریابند که کودکشان احتمالاً در چه بخش از انتظارات آموزشی، مشکلاتی دارد و برای بهبود عملکرد تحصیلی فرزندشان چه باید بکنند.

 

تغییر در مرجع تصمیم گیرنده درباره ارتقاء دانش آموزان

در نظام سنتی ارزشیابی تحصیلی، تصمیم گیری درباره ارتقاء دانش آموز به نمره های پایانی او بستگی دارد. در این نظام طبق شرایطی که از پیش تعیین شده است و بر اساس نمره های کسب شده مشخص می شود که آیا دانش آموز می تواند به پایه بالاتر ارتقاء یابد، یا اینکه باید تکرار پایه نماید. این تصمیم گیری را حتی در سالهای اخیر به عهده رایانه گذاشته اند و رایانه به راحتی مشخص می کرد که فردی اجازه ارتقاء دارد یا خیر!!

در الگوی ارزشیابی توصیفی به دلیل اینکه اطلاعات جمع آوری شده متنوع و شامل داده های کمی و کیفی است، تحلیل و ترکیب این داده ها و تصمیم های آموزشی مبتنی بر آن، از جمله تصمیم گیری درباره ارتقاء یا عدم ارتقاء دانش آموزان به عهده معلم و شورای مدرسه است. در این الگوی ارزشیابی، به معلم اختیار تصمیم گیری تفویض می شود؛ زیرا وی لایق ترین فردی است که می تواند درباره دانش آموز تصمیم بگیرد.

 

توجه همه جانبه به تمامی جنبه های رشد

در الگوی ارزشیابی توصیفی، علاوه بر رشد بُعد عقلانی دانش آموز، به جنبه های دیگر رشد، از جمله بعد اجتماعی، عاطفی و جسمانی نیز توجه شده است. معلم در طول سال با مشاهده رفتار و عملکرد دانش آموز گزارشی را از وضعیت او در حیطه های ذکر شده به شکل توصیفی، ارائه می دهد. این گزارش باید دقیق و حساب شده باشد و به دور از اغراق، از الفاظ و کلمات مثبت استفاده شود.

دقت در رعایت نکات بهداشتی _ کسب عادتهای مطلوب جسمانی _ همکاری با دیگران _ عمل به قوانین مدرسه _ احترام گذاشتن به دیگران _ شرکت در مباحث و گفتگوها و... از جمله انتظاراتی است که در الگوی ارزشیابی توصیفی در زمینه توجه به حیطه های گوناگون رشد شخصیتی دانش آموز، مطرح شده است. انتظاراتی که در نظام سنتی، کاملاً نادیده انگاشته شده.

طرح ارزشیابی توصیفی از سال 83 ـ 82 به شکل آزمایشی در سراسر کشور به اجرا در آمد و در سال جاری تعداد 1000 کلاس، تحت پوشش این طرح قرار گرفته است.

        از آغاز اجرای طرح، دوره‌های توجیهی برای مجریان به شکل استانی و قطبی در سراسر کشور برگزار گردید و این دوره‌ها به شکل مستمر تاکنون ادامه داشته است. از جملة‌ مهمترین دوره‌هایی که برگزار شد، دورة‌ تربیت مدرس ارزشیابی توصیفی بود که در تابستان سال  جاری (84) انجام پذیرفت . مدرسان آموزش دیده موظف شدند پس از بازگشت به استانهای خود، سه دورة دیگر را به شرح زیر برگزار نمایند:

1ـ دورة مقدماتی ارزشیابی توصیفی که با توجه به افزایش تعداد کلاسهای مجری طرح در سال تحصیلی 85ـ 84 برای معلمینی که به این طرح می‌پیوندند در نظر گرفته شده است.

2ـ دورة تکمیلی که برای افزایش دانش و مهارت معلمان مجری طرح برگزار می‌شود.

3ـ‌ دورة آشنایی با ارزشیابی توصیفی که برای آشنایی کارشناسان و مدیران مدارس با این طرح در نظر گرفته شده است.

       از آنجا که برای بررسی عملکرد مجریان و میزان تحقق اهداف طرح، نیاز به نظارت دقیق و مستمر می‌باشد، گروه پشتیبانی و نظارت (شامل : معاون آموزش عمومی سازمان معاون پشتیبانی سازمان ـ مدیر گروه ابتدایی سازمان ـ‌کارشناس مسئول ارزشیابی دورة عمومی سازمان ـ ناظر علمی طرح در استان ـ‌ نمایندة‌ معلمان) این مهم را به عهده گرفت و با تشکیل جلسات منظم، حمایتهای لازم را از اجرای طرح به عمل آورده است.

        در زمینة ارزیابی از عملکرد طرح و به دست آوردن نقاط قوت و ضعف اجرای آن ، دفتر ارزشیابی تحصیلی و تربیتی اقدام به جمع‌آوری گزارش ناظرین طرح و نظریات معلمان، مدیران، والدین و کلیة دست‌اندرکاران نمود. جمع بندی گزارش نشان می‌دهد که به طور کلی ارزشیابی کیفی ـ توصیفی با توجه به ویژگیهای آن از جمله : توجه به ویژگیهای اجتماعی ـ عاطفی، توجه به عملکرد واقعی دانش‌آموز، افزایش علاقه به یادگیری، توجه به ارزشیابی مستمر و فرایندی، تعامل بیشتر اولیاء‌ با مدارس در زمینة‌ امور تحصیلی دانش‌‌آموز ، ارائه بازخوردهای پیوسته به‌ دانش‌‌آموز اولیاء برای بهبود عملکرد دانش‌‌آموز تقویت ارتباط عاطفی بین معلم و شاگرد ، از بین رفتن حس حسادت و رقابت کاذب ، افزایش استقلال دانش‌‌آموز، خلاقیت و تفکر خلاق و سرانجام توجه به اهداف و معیارهای تعلیم و تربیت و برنامه‌های درسی دانش‌‌آموزان در ارزشیابی آنها که در مقایسه با ویژگیهای الگوهای رایج ارزشیابی پیشرفت تحصیلی که محور اصلی آنها بر مقایسه دانش‌‌آموزان با توزیع نرمال کلاس درس و وضعیت دیگر دانش‌‌آموزان است و با خود هیجانها و اضطرابهای کاذب و غفلت از اهداف و معیارهای اصلی برنامه‌ها و مواد درسی را به همراه دارد، با استقبال و توجه رو به رو شده، به عنوان یک طرح ضروری و مهم تلقی می‌شود. در گزارش ، به مواردی نیز به عنوان نقاط ضعف طرح اشاره شده است: از جمله وقت گیر بودن و افزایش حجم کاری معلمان در مدرسه و خانه به دلیل تنوع ابزارها و عدم تناسب آن با حجم کتاب درسی، بالا بودن تعداد دانش‌‌آموزان کلاس، کمبود امکانات و تجهیزات متناسب با حجم فعالیت معلمان ، اظهار نظرهای منفی و غیر کارشناسی از سوی برخی از معلمان.

        در عین حال مشاهدات و نظریات نشان می‌دهد که اجرای آزمایشی طرح ارزشیابی کیفی ـ توصیفی در صورت توجه به ابعادی چون اطلاع رسانی و ترویج آموزشهای مستمر و تهیه کتابچه‌ها و راهنماهای آموزشی، تأمین اعتبار و پشتیبانی مناسب مالی و اجرایی طرح و توجه به انگیزه‌های مالی معلمان و دست‌اندرکاران، بهبود ابزارها و آسان سازی و تکمیل گزارش پیشرفت تحصیلی و... می‌تواند در سالهای آینده ودر کلاسهای بالاتر به تدریج به یک الگوی جایگزین تبدیل شود.

        امید است با عنایت به اصول حاکم بر ارزشیابی پیشرفت تحصیلی و اهداف تفضیلی طرح ارزشیابی توصیفی که بنیان آن بر شکوفا شاختن استعدادهای طبیعی دانش‌آموزان و آزادی و انتخاب است، به نتایج قابل توجهی در زمینة‌ اجرای این طرح برسیم.

 در دهه هفتاد هجری شمسی کیفیت آموزش ،تحت تأثیر شرایط جهانی و همچنین چالشهای پیش روی نظام آموزشی ، یکی از مسائل اساسی نظام آموزشی شدوضروری می نمود تصمیمگیرندگان و سیاستگذاران نظام در مواجهه با این مسأله به دو سؤال اساسی زیر پاسخگو باشند و برای آن چارهجویی نمایند:
1 ـ چگونه دانشآموزان بهتر یاد میگیرند؟( این سؤال به بهبود کیفیت جریان یادگیری در مدرسه توجه دارد.)
2 ـ چگونه معلمان میتوانند بهتر آموزش دهند؟ (این سؤال به بهبود کیفیت جریان یاددهی نظر دارد.)
یکی از محورهای اساسی رشته پیوند بین این دو مسأله، یعنی یادگیری و یاددهی، نظام ارزشیابی تحصیلی است. شواهد بسیاری در دست بود که نشان می داد ،ارزشیابی تحصیلی یکی از عوامل مؤثر در بهبود کیفیت این دو باشد. پژوهشها و تحقیقات هم نشان از وجود چنین تأثیری دارد.
از سوی دیگر نارضایتی از نظام ارزشیابی موجود در محافل تربیتی، کاملاً شایع شده بود. بر این اساس نگاه تصمیمگیرندگان، متوجه این حوزه و ایجاد اصلاحات در آن شد. آغاز این توجه در طرح دو نوبتی نمودن امتحانات و برجسته کردن نقش ارزشیابی مستمر بود. در همایش مهندسی اصلاحات در آموزش و پرورش توجهی به این زمینه شد و یک مقاله نیزدر این خصوص ارائه گردید. تشکیل دفتر ارزشیابی تحصیلی و تربیتی در معاونت آموزش عمومی نیز، شاهد دیگری است بر این مدعا که ارزشیابی تحصیلی به موضوعی قابل توجه برای تصمیمگیرندگان و سیاستگذاران تبدیل شده بود.
پیرو این توجه ویژه ،شورای عالی آموزش و پرورش طی رأی صادره در جلسه 674 مورخ 2/5/81 به دفتر ارزشیابی تحصیلی و تربیتی مأموریت داد تا درخصوص تبدیل مقیاس کمی (20 ـ 0) به مقیاس کیفی، مطالعاتی انجام داده، گزارش آن را به شورا ارائه دهد. دفتر ارزشیابی تحصیلی بعد از مطالعات و بررسیهای به عمل آمده، طرحی را تحت عنوان ارزشیابی توصیفی تهیه و به شورای عالی ارائه نمود. این طرح با هدف افزایش کیفیت فرآیند یاددهی ـ یادگیری، کاهش اعتبار آزمونهای پایانی و افزایش بهداشت روانی محیط یاددهی ـ یادگیری همراه با ایجاد تغییرات زیر در نظام موجود ارزشیابی تحصیلی، تهیه شد.
- تغییر مقیاس فاصلهای (20 ـ0) به مقیاس ترتیبی
- تغییر ساختار کارنامه و تبدیل آن به کارنامه توصیفی تحت عنوان گزارش پیشرفت تحصیلی
- تغییر و تنوع بخشی به ابزارها و روشهای جمعآوری اطلاعات از وضعیت تحصیلی دانشآموز، مانند : پوشه کار ، ازمونهای عملکردی ، چک لیست ، برگ ثبت مشاهدات و ...
- تغییر در رویکرد کلی ارزشیابی از ارزشیابی پایانی به ارزشیابی تکوینی و فرآیندی
- تغییر در مرجع تصمیمگیرنده در ارتقاءدانشآموزان که در این طرح به جای امتحانات پایانی،معلم و شورای مدرسه مرجع صاحب صلاحیت تصمیمگیری تعیین شد.
طرح ارزشیابی توصیفی در سال 82 – 81 به صورت پیش آزمایشی در 25 کلاس در 5 استان (سیستان و بلوچستان، اصفهان، زنجان، شهر تهران و آذربایجان شرقی) اجرا شد. بعد از نقد و بررسی تجربه پیش آزمایشی و اصلاح و اعمال تغییرات لازم، طرح برای اجرای آزمایشی در سال 83 – 82 آماده شد.
در تاریخ 12/6/82 کمیسیون معین شورای عالی آموزش و پرورش دستورالعمل ارزشیابی توصیفی دانشآموزان را تصویب نمود. این دستورالعمل برای اجرای آزمایشی در کل کشور (100 مدرسه و 200 کلاس پایه اول ابتدایی) در نظر گرفته شد و بعد از تهیه مقدمات لازم، در شهریور ماه 82دوره توجیهی برای مجریان طرح که شامل معلمان، مدیران مدارس، کارشناس مسئولان استانی، مدیر گروه ابتدایی استان و ناظر علمی طرح در استان بود، در اردوگاه شهید باهنر تهران، برگزار شد. بعد از اجرای دوره و شروع سال تحصیلــی 83 – 82 بنا به درخواست دفتر ارزشیابی تحصیلی، گروه پشیتبانی طرح ارزشیابی توصیفی در استانهای مجری، شکل گرفت که اعضای این گروه عبارتند از:
- معاون آموزش عمومی سازمان
- معاون پشتیبانی سازمان
- مدیر گروه ابتدایی سازمان
- کارشناس مسئول ارزشیابی دوره عمومی سازمان
- ناظر علمی طرح در استان
- نماینده معلمان
این گروه با تشکیل جلسات منظم، ضمن بررسی روند اجرای طرح، حمایتهای لازم را برای اجرای با کیفیت طرح به عمل آوردند. همچنین در دفتر ارزشیابی، ستاد مرکزی طرح، تشکیل شد که در آن سه کمیته علمی، آموزش، توانمندسازی و نظارت، وظایفی را به عهده گرفتند.
در آذر ماه 82 کارگاه آموزشی ارزشیابی توصیفی به صورت قطبی برای معلمان مجری طرح، در پنج استان (آذربایجان شرقی، قزوین، کرمانشاه، خراسان و فارس) برگزار گردید. در این کارگاه معلمان مجری طرح به صورت کارگاهی با مهارتهای مشاهده و ارزشیابی عملکردی و تهیه پوشه کار، آشنا شدند. در راستای غنیسازی مهارتهای معلمان، برنامههای نظارتی و بازدید از مدارس مجری طرح انجام گرفت. گروههای متعدد بازدیده کننده از مدارس مجری طرح در سراسر کشور بازدید مینمایند. یکی از نیروهای محوری طرح، ناظران علمی استانها هستند. ناظران علمی، علاوه بر شرکت در جلسات گروه پشتیبانی با سرکشی به مدارس، مشکلات و مسائل اجرایی طرح را بررسی می نمایند و در صورت نیاز، رهنمودهای لازم را به معلمان ارائه میدهند. برای بررسی عمیقتر روند اجرایی طرح، همایش ناظرین علمی در شهر یزد در تاریخ سوم و چهارم اسفند ماه 82 برگزار گردید. ناظرین علمی استان، طی نشست دو روزه خود با تشکیل سه کمیته کاری با عنوانهای آینده طرح، مشکلات اجرایی طرح، مبانی نظری طرح، طرح ارزشیابی توصیفی را نقد و بررسی نمودند.این نشست در سال 83 با شعار آرامش مسافر کوچک سفر یاد گیری با ارزشیابی توصیفی در شهر قم تکرار شد0
در راستای تقویت و اشاعه طرح ارزشیابی توصیفی و با عنایت به ضرورت اهتمام به رویکردهای جدید ارزشیابی در فرآیند آموزش و کاهش ضررها و زیانهای ناشی از ارزشیابیهای سنتی، دفتر ارزشیابی تحصیلی و تربیتی اقدام به تهیه دو فیلم با عناوین «روی یک خط» و «سفید مثل گچ» نمود که پس از تهیه و تکثیر به کلیه استانها ارسال گردید.
شورای عالی آموزش و پرورش به پیشنهاد دفتر ارزشیابی تحصیلی و تائید پژوهشکده تعلیم و تربیت در مصوبه 710 خود مجوز اجرای سه ساله طرح را صادر نمود. بر این اساس این طرح تا پایان سال تحصیلی 85 - 1384 اجرا خواهد شد.
به دنبال این مصوبه دورههای آموزشی تکمیلی و مقدماتی برای مجریان جدید و قدیم طرح در استانها برگزار شد و با ورود تعداد 300 کلاس پایه اول به طرح، تعداد کلاسهای مجری طرح به 500 افزایش یافت و طبق برنامه پیشبینی شده 500 کلاس دیگر در سال 85 ـ 84، به طرح افزوده میشود.
به همین منظور برای تقویت و بهبود عملکرد نیروهای مجری طرح ارزشیابی توصیفی با هماهنگی دفتر آموزش و ارتقاء مهارتهای حرفهای و تربیت معلم دورههای آموزشی دیگری در نظر گرفته شد که در تابستان سال 84 برگزار میگردد.
این دورهها عبارتند از:
1 ـ دوره تربیت مدرس ارزشیابی توصیفی: این دوره برای تربیت نیروهای مجرب به منظور آموزش مجریان طرح در استانها برنامهریزی شده است.
2 ـ دوره مقدماتی ارزشیابی توصیفی: این دوره با توجه به افزایش تعداد کلاسهــــای مجری طرح در سال 85 ـ 84 برای معلمینی که به این طرح میپیوندند در نظر گرفته شده است.
3 ـ دوره تکمیلی: این دوره برای افزایش دانش و مهارت معلمان مجری طرح در نظر گرفته شده است.
4 ـ دوره آشنایی با ارزشیابی توصیفی: برای آشنایی کارشناسان و مدیران مدارس با ارزشیابی توصیفی

در زمینه ارزیابی از عملکرد کلی طرح به منظور به دست آوردن نقاط قوت و ضعف اجرای آن، دفتر ارزشیابی تحصیلی و تربیتی اقدام به جمعآوری گزارش ناظران طرح و نظریات معلمان، مدیران، والدین و کلیه دستاندرکاران نمود. این گزارش نشان میدهد که به طور کلی طرح ارزشیابی کیفی ـ توصیفی با توجه به ویژگیهای آن از جمله: توجه به ویژگیهای اجتماعی ـ عاطفی، توجه به عملکرد واقعی، افزایش علاقه به یادگیری، توجه به ارزشیابی مستمر و فرآیندی، تعامل بیشتر اولیاء با مدارس در زمینه امور تحصیلی دانشآموز، ارائه بازخوردهای پیوسته به دانشآموز و اولیاء برای بهبود عملکرد دانشآموز ـ تقویت ارتباط عاطفی بین معلم و شاگرد، از بین رفتن حس حسادت و رقابت کاذب ، افزایش استقلال دانشآموز ،حذف استرس و دلهره در دانشآموزان و اولیاء برای کسب نمرههای بالا، حذف اضطراب امتحان، شکوفایی خلاقیت و تفکر خلاق و سرانجام توجه به اهداف و معیارهای تعلیم و تربیت و برنامههای درسی دانشآموزان در ارزشیابی آنها که در مقایسه با ویژگیهای الگوهای رایج ارزشیابی پیشرفت تحصیلی که محور اصلی آنها بر مقایسه دانشآموزان با توزیع نرمال کلاس درس و وضعیت دیگر دانشآموزان است و با خود هیجانها و اضطرابهای کاذب و غفلت از اهداف و معیارهای اصلی برنامهها و مواد درسی را به همراه دارد، با استقبال و توجه روبرو شده، به عنوان یک طرح ضروی و مهم تلقی و خوانده شده است.
در گزارش به مواردی نیز به عنوان نقاط ضعف طرح اشاره شده است. از جمله: وقتگیر بودن و افزایش حجم کاری معلمان در مدرسه و خانه به دلیل تنوع ابزارها و عدم تناسب با حجم کتاب درسی، بالا بودن تعداد دانشآموزان کلاس، کمبود امکانات و تجهیزات متناسب با حجم فعالیت معلمان، اظهارنظرهای منفی و غیر کارشناسی از سوی برخی از معلمان.
در عین حال مشاهدات و نظریات نشان میدهد که اجرای آزمایشی طرح ارزشیابی کیفی ـ توصیفی در صورت توجه به ابعادی چون اطلاعرسانی و ترویج آموزشهای مستمر و تهیه کتابچهها و راهنماهای آموزشی، تأمین اعتبار و پشتیبانی مناسب مالی و اجرایی طرح و توجه به انگیزههای مالی معلمان و دستاندرکاران، بهبود ابزارها و آسانسازی و تکمیل گزارش پیشرفت تحصیلی و... میتواند در سالهای آینده و در کلاسهای بالاتر به تدریج به یک الگوی جایگزین تبدیل گردد.
از آنجا که نتایج و آثار طرحهای آزمایشی خصوصاً طرحهای مرتبط با حوزه تعلیم و تربیت را نمیتوان در یک دوره کوتاه مدت مورد مطالعه و بررسی قرار داد، با تصویب مجوز اجرای سه ساله طرح به وسیله شورای عالی آموزش و پرورش پژوهشکده تعلیم و تربیت موظف شد ارزیابی از طرح ارزشیابی توصیفی را به عهده بگیرد.
امید است با عنایت به اصول حاکم بر ارزشیابی پیشرفت تحصیلی و اهداف تفصیلی طرح ارزشیابی توصیفی که بنیان آن بر شکوفا نمودن استعدادهای طبیعی دانشآموزان وآزادی و انتخاب است به نتایج قابل توجهی در زمینه اجرای این طرح برسیم.

 



موضوع مطلب : روش تدریس
یکشنبه ٢٥ امرداد ۱۳۸۸ :: ۸:٢٤ ‎ب.ظ ::  نويسنده : مجید

آموزش ابتدایی در کشور فرانسه به موجب قانون Guizot (مصوب سال1833) پایه‌گذاری گردید. طبق قانون مذکور، درکلیه روستا‌ها، ابتدا یک دبستان پسرانه و سپس یک دبستان دخترانه تأسیس گردیده است.نظام آموزش ابتدایی کشور فرانسه از ابتدا از نوعی سیاست عدم تمرکز پیروی نموده است. به عبارت دیگر، از یک سو، مسوولیت احداث مدارس در اماکن مناسب، مراقبت و نگهداری از آنها و گزینش معلمین از ‌جمله ی وظایف جوامع محلی به شمار آمده و از سوی دیگر، تضمین یکپارچگی و کارآیی آموزش ابتدایی از طریق ایجاد شبکه مدارس تربیت معلم در سطح بخشی و تعیین برنامه‌های درسی و توزیع کتب آموزشی برعهده دولت می‌باشد.نقش روستاها (جوامع محلی) و تقسیم مسوولیت میان روستاها و دولت در امر آموزش ابتدایی تا اواخر قرن نوزدهم به روال فوق بوده است.طبق قوانین فالو(مصوب1850،Fallou) و ژول فری(مصوب 1881،j.Ferry) به ترتیب،‌ آموزش ابتدایی رایگان و پایه اعلام و به مورد اجرا گذارده می‌شود.

در این اثنا، مسأله جدایی آموزش از دین و سیاست(Laicite) مطرح گردیده و از ژوئیه 1904 تعلیمات ابتدایی پایه، رایگان و لائیک به صورت رسمی به مورد اجرا گذارده شد.

در ارتباط با لائیسیته(Laicite) - که به معنای پاک‌سازی ساحت مدرسه از هر نوع آموزش سیاسی و مذهبی است- نظام آموزشی فرانسه تجربه‌ای ویژه اندوخت که طی آن مخالفت‌های دولت و کلیسا نقش عمده‌ای در آن ایفا می‌نمود. نهایتا نتیجه کشمکش‌های میان کلیسا و دولت طی یک قرن به ایجاد2 نوع مدرسه با عناوین مدارس دولتی و خصوصی منجر گردید.

ساختار آموزشی

دوره‌های آموزش ابتدایی طی دو دوره به شرح ذیل برگزار می‌گردد:

الف) دوره یادگیری پایه که طی سال آخر مقطع آموزش پیش‌دبستانی آغاز و تا دو سال اولیه آموزش ابتدایی ادامه می‌یابد.

ب) دوره عمیق‌سازی آموزشی که طی سه سال آخر مقطع ابتدایی ارائه شده و به کالج منتهی می‌گردد.

گذراندن دوره‌های آموزش ابتدایی برای کلیه کودکان فرانسوی رده سنی6 سال اجباری و رایگان است. مدت آموزش به‌طور متوسط 5 سال تا رده سنی11 سال به طول می‌انجامد.

با توجه به سطح علمی‌ دانش‌آموزان، مدت این دوره با افزایش (تکرار یک کلاس) یا کاهش (آموزش جهشی) تغییرمی‌یابد.مقطع آموزش ابتدایی خود از ( دوره آموزش اصلی که از سال آخر مقطع آموزش پیش دبستانی  آغاز و تا سال  دوم ابتدایی ادامه می‌یابد(CP)، دوره آمادگی،(CE1) دوره مقدماتی کلاس اول، دوره تعمیق آموزشی(آموزش3ساله) (CE2) دوره مقدماتی کلاس دوم، (CM1) دوره میانه کلاس اول و(CM2) دوره میانه کلاس دوم، متشکل می‌گردد.

از سال 1995میلادی برنامه‌های آموزش  ملی جدیدی وضع گردیده است که از آن جمله می‌توان به  زبان فرانسه (9 ساعت در هفته)، ریاضیات (5 ساعت)، تاریخ، جغرافیا، تعلیمات اجتماعی، علوم و فن‌آوری (4 ساعت)، آموزش هنری و ورزش (6 ساعت در هفته ) اشاره نمود. گفتنی است که در حدود یک ساعت و نیم در هفته نیز  به آموزش زبان‌های  زنده اختصاص می‌یابد.آموزش ابتدایی از قانون مصوب10 جولای1989تبعیت نموده و متمم6 سپتامبر1940 نیز به تبیین وتعیین ساختار سازمانی وعملکرد آن می‌پردازد. به طور معمول اولیاء دانش آموزان می‌بایستی به انتخاب مدارسی واقع در منطقه سکونت خود جهت تحصیل فرزندانشان مبادرت نمایند، اما استثنائاتی نیز وجود داشته و مطابق خواسته والدین، کودکان از حق تحصیل درکلیه مدارسی که مد نظر والدین باشد، برخوردار می‌باشند. دانش آموزان مدارس ابتدایی، به فراگیری مهارتها و آموزش‌های مقدماتی و پایه اعم از مهارتهای کتبی و شفاهی،خواندن وریاضیات می‌پردازند.مدارس ابتدایی نیز امکان رشد واستفاده مناسب از هوش، استعداد  وقابلیت‌های هنری وفیزیکی دانش آموزان  را برای آنان فراهم می‌آورند. علاوه بر این ، مدارس ابتدایی در جهت  افزایش سطح آگاهی‌های کودکان  در قبال زمان،فضا،ویژگیهای دنیای جدید و ساختار فیزیکی بدن خود تلاش می‌نمایند.مدارس ابتدایی همچنین امکان کسب تدریجی روش‌های ساختاری را فراهم آورده و به آماده سازی دانش آموزان جهت برخورداری  از تحصیلات بالاتر در مقطع آموزشی کالج مبادرت می‌نمایند.ساختار سازمانی مدارس ابتدایی فرانسه در مناطقی از کشور  که از  جمعیت کمی‌برخوردار می‌باشند  به طور مثال نواحی کوهستانی با مشکل روبرو می‌باشد. به این دلیل ساختار مدارس در مناطق مذکور  تغییر یافته است. واحد اصلی و مرکزی ساختار مدارس  ابتدایی در کشور فرانسه گروه یا کلاس می‌باشد. از اول جولای1992،ساعات آموزش هفتگی مقطع آموزش ابتدایی بر26ساعت آموزشی بالغ می‌گردد. مدارس ابتدایی عموماً  چهارشنبه ها، بعد از ظهرشنبه و یکشنبه ها تعطیل می‌باشد. فعالیت‌های فرهنگی، هنری وورزشی نیز غالباً علاوه بر26ساعت درسی ارائه می‌گردد. فعالیت‌های مذکور خارج ازبرنامه بوده و توسط نهادهای محلی تعیین وارائه میگردد. دراغلب مدارس کشور یک کافه تریا که ازطرف مسئولین محلی در نظر گرفته شده است وجود دارد. خدمات تحصیلی و آموزشی که معمولاً از جانب معلمین ارائه می‌گردد، شامل والدین شاغل کودکان  نیز می‌گردد.از آنجایی‌که مدارس ملی فرانسه بر عقیده  «لائیک» استوار می‌باشند، از این روی، آموزش علوم مذهبی جز در دپارتمانهای Haut-Rhin، Bas-Rhin وMoselle که به حفظ وضعیت خاص به‌جای مانده از گذشته مبادرت نموده اند، در سایرمدارس ارائه نمی‌گردد.

اهداف آموزشی

از جمله اهداف کلی مقطع آموزش ابتدایی می‌توان به موارد ذیل اشاره نمود:

1) فراهم‌سازی عوامل و ابزار اساسی جهت کسب دانش، بیان شفاهی و نوشتاری، قرائت و محاسبه

2) تسهیل رشد ذهنی، حواسی و مهارت‌های ، جسمانی، هنری و ورزشی

3) گسترش آگاهی نسبت به زمان و مکان، اشیاء، جهان مدرن و ساختار بدن خویش

4) دست‌یابی تدریجی به دانش‌های روش شناختی

5) آماده‌سازی دانش‌آموزان جهت ادامه تحصیل در کالج

6) آموزش اخلاق و تعلیمات اجتماعی، به کمک خانواده

برنامه‌های آموزشی و ارزشیابی تحصیلی

برنامه‌های آموزشی جهت تعیین دروس و مهارتهای آموزشی درهر دوره تحصیلی طراحی می‌گردد. برنامه‌های آموزشی زمان بندی شده در خصوص دروس اجباری ودر چارچوب دروس اختیاری نظیر  زبانهای خارجی قابل تغییرمیباشد.گفتنی است که دروس اختیاری،نظیر  زبانهای خارجی از سال1989درمدارس خاص ابتدایی و  به صورت آزمایشی ارائه می‌گردد. شورای معلمین، با پیشنهاد و تأیید معلمین، به تأیید پیشرفت تحصیلی دانش آموزان مبادرت می‌نمایند.والدین نیز می‌بایستی طبق قاعده منظم  از پیشرفت تحصیلی فرزندان خود  اطلاع یابند.گزینش ملی (امتحان جامع) از سال1989، در ابتدای هر سال تحصیلی  برگزار می‌گردد. گفتنی است که طی امتحان مذکورمهارتهای ریاضی،خواندن ونوشتن کلیه دانش آموزان مورد ارزشیابی قرارمی‌گیرد. هدف اصلی  آزمون فوق، برآورد و ارزشیابی کلی وضعیت پیشرفت تحصیلی  دانش آموزان می‌باشد. ارزشیابی مذکور  به معلمین کمک می‌کند که فعالیت‌های آموزشی را با وضعیت تحصیلی دانش آموزان مطابقت دهند. به منظور تطابق یادگیری دانش‌آموزان، دوره زمانی هر چرخه آموزشی، از یک سال بیشتر یا کمتر در نظر گرفته می شود.

 وضعیت تحصیلی  هر دانش آموز ،توسط مشاورین آموزشی  آن چرخه مشخص می‌گردد.پیشنهاد مکتوبی نیز جهت کسب اطلاع  والدین  ارسال می‌گردد که می‌توانند آنرا قبول کرده  یا اینکه با ارجاع به مسئولین  بالاتر از پذیرش آن امتناع ورزند.کلیه دانش آموزان از دفتر گزارش کاری برخوردار می‌باشند که به‌طور منظم  باید مورد رؤیت والدین قرار گیرد. این دفترچه وسیله ای ارتباطی میان  والدین ومعلمین محسوب می‌گردد. 

در این دفترچه، نتایج امتحانات میان ترم  واطلاعاتی در خصوص مهارتهای آموزشی دانش آموزان  ثبت می‌گردد.در دفتر گزارش، همچنین  نتایج ارزشیابی‌های دوره ای آندسته از دانش آموزانی  که روند عادی تحصیلی خود را طی نموده و یا با مشکلات آموزشی مواجه می‌باشند، لحاظ می‌گردد. از والدین دانش آموزان نیز انتظار می‌رود(مگر درموارد استثناء) که به ثبت نام کودکان خود  در مدارس نزدیک  محل سکونت مبادرت نمایند.

آمار وارقام تعداد دانش آموزان ومعلمین ومدارس مقطع آموزش ابتدایی ( طی  سال 1992/1993)

  مدارس عمومی‌ مدارس خصوصی
تعداد دانش آموزان 3462791نفر 897617نفر
تعداد معلمین 279078نفر -
تعداد مدارس 36489مدرسه 5746مدرسه


موضوع مطلب : آموزش و پرورش
یکشنبه ٢٥ امرداد ۱۳۸۸ :: ۸:٢٢ ‎ب.ظ ::  نويسنده : مجید

شاد بودن یکی ازبزرگترین هدایا است که کودک می تواند از والدین خود بگیرد. مطلب زیر به شما می گوید چطور به کودکانتان عزت نفس و رضایتمندی پایدار بدهید.

یکی از بزرگترین هدایایی که والدین می توانند به کودکان خود بدهند توانایی و استعداد شاد شدن است. البته بین خوشحالی و شادی لحظه ای- مثلاً دادن یک اسباب بازی جدید یا یک سبد پراز تنقلات به کودک- و خوشحالی و رضایتمندی پایدار، تفاوت عمده ای وجود دارد. مطمئناً کودکان دوست دارند تفریح کنند و مانند بزرگترها نیازمندند تا عمیقاً احساس خوشبختی کنند. اما شادی واقعی مطلب قابل تعمق تری است و آن روح فرزند شما را تحت تاثیر قرار میدهد و در او این حس را بوجود می آورد که همه چیز دنیا خوب است.

متخصصان معتقدند، کودکان شاد ویژگیهای مشخصی دارند، از جمله: عزت نفس، خوش بینی و خویشتن داری. چنانکه خواهید دید، ایجاد و پرورش این ویژگیها بسیار ساده تر از آنست که تصور کنید، در اینجا 11 روش ذکر شده تا به فرزندتان کمک کنید دید مثبتی به زندگی داشته باشد.

 

1- ازسرگرمیهای سازمان نایافته وقدیمی استفاده کنید

کودکان موفق معمولاً کودکان شادی هستند، اما تلاش شما به منظور آماده سازی فرزندتان در رویارویی با مسائل زندگی، باعث می شود که تمام وقت او را با حجم زیادی از برنامه های مختلف پر کنید. تمامی بچه ها به زمانی برای کاهش فشار نیاز دارند. وقفه ای در زمان بازی و یا درس به آنها بدهید و بگذارید در این زمان تخیلاتشان آنها را هدایت کند و آزادانه بازی کنند. مثلاً سر فرصت حشره شکار کنند، آدم برفی بسازند و یا به عنکبوتی که تارمی تند نگاه کنند. اینها موجب می شود حس تخیل در کودک افزایش یابد و به کودک اجازه می دهد دنیا را با گامهای خودش کشف کند.

بهتر است شما هم برنامه پر مشغله و آشفته خود را کم کنید و کودکانتان را در هنگام تفریح همراهی کنید.

2- کمک کردن به دیگران را به کودکانتان بیاموزید.

برای آنکه بتواند شاد باشد احساس کند که عضو با ارزشی از یک اجتماع بزرگ است و می تواند به زندگی افراد دیگرمعنی ببخشد. با بوجود آوردن موقعیتهای مناسب، این احساس را در او ایجاد کنید. اسباب بازیهای قدیمی او را که دیگر نیازی به آنها ندارد، جمع کنید و از او بخواهید آنها را به خانواده های نیازمند بدهد، یا در فروشگاه از او بخواهید که مقداری مواد غذایی برای اهداء به مستمندان خریداری کند.

کودکان می توانند لذت کمک کردن به دیگران را در سنین پایین یاد بگیرند.

مثلاً چنانچه شما از تکه های اضافی پارچه عروسک درست می کنید، کودک دوساله شما می تواند کمک کند وبگوید چشم و دهان عروسک را در کجا قرار دهید.

3- همراه با کودک خود، فعالیتهای فیزیکی داشته باشید.

همراه با کودک خود گردش بروید ، با او بازی کنید ویا با همدیگر دوچرخه سواری کنید. با این کار نه تنها نیرو و بنیه کودک خود را تقویت می کنید بلکه باعث شادی و خنده اش می شوید. فعال نگهداشتن کودکان، استرس را در آنان کاهش می دهد و موجب می شود آنان انرژیشان را به طریق سالم تخلیه کنند. کودکان سالم از قدرت بدنی بیشتری نیز برخوردارند. کودکان بیشتر ازآنکه نگران ظاهرشان باشند، به کارهایی که انجامی می دهند، افتخار می کنند. چنانچه کودکتان را در انجام کاری که علاقه دارد، تشویق کنید، برای ایجاد شادی در او روشی جدید به کار گرفته اید.

4- با کودکانتان بخندید

برای بچه ها لطیفه تعریف کنید، شعرهای خنده دار بخوانید، خودتان را دست بیاندازید. خندیدن برای کودکتان و نیز برای خود شما مفید است. یک دلیل کاملاً فیزیکی این است که هنگامی که می خندید، تنش (نگرانی) و اضطراب آزاد می شود و اکسیژن بیشتری دریافت می کنید و سبکبال می شوید.

5- در تحسین کودکان خلاق باشید.

هنگامی که فرزند شما درهدفی که دنبال می کند به موفقیتی می رسد یا مهارتی کسب می کند، تنها به گفتن جمله«کارت خوب است» اکتفا نکنید. به جزئیاتی که آنها را موثر یافته اید، اشاره کنید. مثلاً بگویید:«روشی که تو برای توصیف قهرمان در خلاصه کتابت انتخاب کردی، به قدری عالی است که من احساس می کنم او زنده است». یا بگویید:«روشی را که برای کشیدن آن درختها به کاربرده ای، بسیار می پسندم.» این طرز برخورد بسیار پر معنادارتر از آنست که به شکل خیلی رسمی به پشتش بزنید و آفرین بگویید.

به طور کلی درتشویق افراط نکنید. یکی از معلمین کلاس چهارم می گوید:«من سابقاً هر پنج شنبه جوایزی به بچه ها می دادم اما متوجه شدم انگیزه و تلاش آنها بیشتر برای گرفتن جایزه است نه برای انجام صحیح تکالیف.» سعی کنید فرزندتان این مسئله را درک کند که رضایت و خشنودی واقعی، در انجام و اتمام یک کار است.

6- از خوب غذا خوردن کودکتان اطمینان داشته باشید.

چنانچه فرزندتان بد اخلاق یا بهانه گیراست، اگر بیمار نباشد، احتمالاً گرسنه است. اگر زمان غذا خوردن نیست از میان وعده ها استفاده کنید، ولی به خاطر داشته باشید که این میان وعده ها باید حاوی مواد مغذی(دارای ارزش غذایی) باشد و صرفاً شکم پرکن نباشد. خوب خوردن ازتغییرات رفتاری ناگهانی (مانند بهانه گیری) می کاهد و در بوجود آوردن احساس سلامتی و تندرستی موثر است. میان وعده های مفید عبارتند از: ماست کم چربی، میوه تازه یا خشک، یا کره و مربا با نان کامل گندم.

7- لبخند بزن

برای یک کودک هیچ چیز به اندازه یک خنده شیرین اطمینان بخش نیست. این خنده روشی مختصر و مفید برای گفتن «دوستت دارم» می باشد. در حالی که می خندید، سنگین و رسمی او را در آغوش بگیرید. به خاطر داشته باشید تمامی این لبخندها و در آغوش گرفتن ها، به همان اندازه که برای کودکتان خوب است، برای شما نیز مفید است.

8- با دقت به حرفهای کودکتان گوش دهید

برای کودک هیچ چیز به این اندازه مهم نیست که همه توجه تان به او باشد. دراین هنگام او آنچه را که در ذهنش است به شما می گوید. آیا می خواهید شنونده بهتری باشید؟ تمام حواستان را به کودک بدهید . اگر زمانی که شما مشغول پرداخت یا بررسی صورتحساب ها یا انجام کارهای روزمره هستید، فرزندتان با شما صحبت کرد، همه کارهایتان را کنار بگذارید و تمام توجه تان را معطوف او کنید. هیچگاه صحبت او را قطع نکنید و میان افکارش ندوید، حتی اگر تمام آنها را قبلاً شنیده باشید.

فرصتهای طلایی برای گوش سپردن به سخنان کودک با توجه کامل(و بدون این که کلامش را قطع کنید) یکی هنگام رانندگی است در حالیکه کودکتان همراهتان است و زمان مناسب دیگر، شب در رختخوابش می باشد.

9- ایده آل گرایی محض را کنار بگذارید

همه ما می خواهیم فرزندانمان هر کاری را به بهترین نحو انجام دهند. اما هنگامی که ما اقدام به تکمیل یا مرتب کردن کارهای آنها می کنیم ، ناخواسته اعتماد به نفس آنان را تضعیف می کنیم.«کارین ایرلند» نویسنده کتاب «عزت نفس را در کودکان بالا ببرید» و هم درمقام یکمادرمی گوید:«چنانچه ما محلهایی را که او فراموش کرده تمیز کند، دوباره تمیز کنیم یا پیشخوان آشپزخانه را دوباره دستمال بکشیم، در واقع به کودکمان گفته ایم که او به اندازه کافی آن کار را درست و خوب انجام نداده است. متاسفانه کودکان به راحتی باور می کنند به اندازه کافی شایستگی ندارند.

بار دیگر که می خواهید کار کودکتان را اصلاح کنید، از خود بپرسید:

1- آیا این موضوع حیاتی است یا به سلامتی مربوط است؟

2- آیا این موضوع تا 10 سال دیگر به همین نحو باقی خواهد ماند؟

چنانچه جوابهای شما منفی است- یعنی چنانچه آن کار ، مسئله مهمی نیست- بگذارید کارها را به همان نحو انجام دهد. مطمئناً کمک به کودک برای کسب مهارتهای زندگی، قسمت بزرگی از وظیفه والدین است . اما تنها یک قسمت از وظیفه آنان را تشکیل می دهد . ارتباط عاطفی بین شما و کودکتان بسیار مهمتر از این موضوع است که مثلاً وقتی او میز را می چیند، چنگال را در جای درست خود قرار داده است یا نه؟

10- به کودکتان یاد بدهید مشکلاتش را حل کند

از بستن بند کفش گرفته تا عبورایمن ازخیابان، هر مهارتی که کودک شما بدست می آورد، قدمی به سمت استقلال(اتکاء به نفس) وی می باشد. در واقع حتی دانستن این مطلب که او می تواند با این مسائل روبرو شود و آنها را حل کند، کمک می کند که کودک شما احساس خوبی نسبت به خود داشته باشد. هنگامی که او با مشکلی مواجه می شود؛ اعم از اینکه آن مشکل اذیت شدن توسط همبازیش باشد یا شکست در چیدن تکه های پازل در کنار هم، شما می توانید بدین ترتیب به او کمک کنید:

1- مشکل او را بشناسید

2- راه حلی را که او به نظرش می رسد، بپرسید.

3-  مشخص کنید چه کارهایی به حل آن مسئله یا مشکل می انجامد

4- در مورد این که او خودش به تنهایی می تواند پیش برود یا به کمک شما نیاز دارد، تصمیم گیری کنید.

5- چنانچه به کمک شما نیاز داشت، وی را مطمئن کنید که به او کمک خواهید کرد.

11- به فرزندتان فرصتهایی دهید تا خود را نشان دهد.

هر کودکی استعداد یا مهارت ویژه دارد. چرا به او اجازه نمی دهید که کمی از آن را نشان دهد. آیا او کتاب خواندن را دوست دارد؟ از او بخواهید هنگامی که آشپزی می کنید، برایتان کتاب بخواند.آیا او حسابش خوب است؟ هنگامی که به خرید می روید بگذارید او انتخاب کند کدام کالا بیشتر می ارزد. «کارین ایرلند» می گوید:«هنگامی که شما در کارهای مورد علاقه کودکتان شریک می شوید و نشان می دهید که تحت تاثیر انجام آن کارها قرار گرفته اید، مرحله دیگری ازعزت نفس را در او به ظهور رسانده اید.»



موضوع مطلب : تربیتی / کودکان
یکشنبه ٢٥ امرداد ۱۳۸۸ :: ۸:۱٩ ‎ب.ظ ::  نويسنده : مجید

زمانی خواندن یک کتاب برای کودک خوشایند و لذتبخش است که موجودات خیالی داستان به پرواز در آیند ، قطارها به صورت واقعی حرکت کنند و صدا بدهند و خرگوش ها در زیر نورماه به خواب بروند. هنگامی که برای کودک خود کتاب می خوانید فرصت پیدا می کنید تا با صداهای موجودات و شخصیت های داستانی سخن بگویید ، تخیلی رفتار کنید و حتی مانند یک کودک باشید . به عبارت دیگر از شخصیت واقعی خود خارج شده و مانند شخصیت های داستانی رفتار کنید . شما تصمیم می گیرید که چقدر هیجان زده باشید، شادی کنید ، یا غمگین و حتی عصبانی شوید. چقدر باید روی یک شخصیت تأکید کنید و چه اندازه لازم است که بر هیجان قصه بیفزایید، به این ترتیب نتیجه کار منحصر به فرد خواهد بود.

کودک در سنین خیلی پایین ( شیرخوارگی ) که درکی از معانی واژه ها ندارد و تفاوت ظریف موجود بین آنها را نمی فهمد، از شنیدن صداهای متنوع شما و دیدن احساسات و عواطف شما لذت می برد . ادای عبارت های داستان توسط شما حاوی علایم و نشانه های محرمانه است که فقط شما و فرزندتان مفهوم آن ها را درک می کنید.

چگونه برای فرزند خود کتاب می خوانید؟ با صدای آهسته ، با لحنی گرم و دلنشین ، با شور و حرارت یا ...؟ به هر شیوه ای  که برای کودک خود کتاب بخوانید، می توانید بیش از پیش به او نزدیک شده و از کنار یکدیگر بودن لذت ببرید. وقتی که کودک از سنین پایین با کتابخوانی آشنا شود، همراهی شما به او کمک می کند که به تدریج مهارت های فردی خود را گسترش داده و تکامل بخشد. ارزشمندترین دستاورد نیز علاقه مند شدن به کتاب است .

 

انتخاب کردن کتاب برای کودکان

به دنبال کتاب هایی بگردید که داستان های خوب و متنوعی دارند، کتاب ها ی مصور و کتاب هایی که شما نیز از مطالعه آنها لذت می برید و کتاب هایی که با خلق و خوی کودک شما سازگار است .

برای انتخاب کتاب مرحله زندگی کودک خود را در نظر بگیرید، و ببینید در چه دوره تکاملی قراردارد. نخستین دوره کودکی ، دوره ای است که بچه ها مهارت های سرگرم کننده متعددی را فرا می گیرند و با شرایط تازه ای روبه رو می شوند. برای کودکان مختلف و مناسبت های گوناگون ، کتاب های متنوعی موجود است ، تقریباً درباره هر موضوعی کتاب وجود دارد.

به دنیا آمدن فرزند دوم، نگهداری از کودک ، دوست یابی ، دوستان واقعی و غیرواقعی ، به مدرسه رفتن ، اخلاق های خوب ، اخلاق های بد ، عواطف و احساسات ، همکاری کردن ، به دکتر رفتن ، به دندانپزشکی رفتن، تنها بودن با خواهر یا برادر خود، خوابیدن و حتی مراسم مذهبی .

آیا تا به حال پس از خواندن عبارتی از یک کتاب به فکر نیفتاده اید که : " این موضوع همان چیزی است که می خواهم با کودکم در میان بگذارم... "؟  خواندن کتاب کودکان ، به بزرگسالان ( والدین ) کمک می کند تا بتوانند آنچه در ذهن خود دارند ، بیان کنند . چیزهایی که گاه والدین نمی توانند برای ادای آن واژه ای بیابند.

 

 کتابی را برای فرزند خود انتخاب کنید که :

- هر دو از خواندن آن لذت می برید و به موضوع آن علاقه مندید.

-  با خواندن آن ، کودک شما دانستنی هایی درباره جهان پیرامون خود می آموزد.

- به شما کمک می کند که آنچه درذهن خود دارید ، بیان کنید.

-به کودک کمک می کند تا احساس خوب و مثبتی از خود داشته باشد و به قابلیت های تازه خود پی ببرد.

- به کودک کمک کند که بداند در دنیای اطراف او کودکان دیگری هم هستند که شرایط  و احساسات مشابهی با او دارند.

- به کودک کمک کند تا مفاهیم و معانی ارزش ها، سنت ها ، خانواده ، جامعه و... را درک کند.

 

در سنین شیرخوارگی ، کودک از خواندن چه نوع کتاب هایی لذت می برد؟

- کودک از بدو تولد از شنیدن صدای کتاب خواندن شما لذت می برد، برای او شنیدن صدای گرم و دلنشین شما لذتبخش ترین چیز در دنیاست . تا زمانی که کودک با حوصله به سخنان شما گوش می دهد کتابخوانی را ادامه دهید.

- قبل از خواب ، هنگامی که کودک با شیئی بازی می کند و آن را روی زمین می غلتاند زمان مناسبی برای گوش کردن به کتاب خوانی شماست.

- به کودک امکان آشنا شدن با کتاب به شیوه خودش  را بدهید. در این سن ،  کودک دوست دارد اشیاء را بـِجَود، پاره کند، روی آنها بنشیند یا بایستد . بنابراین از کتابهای نرم ، پارچه ای و مقاوم استفاده کنید.

- کتاب هایی که در هر صفحه ، یک تصویر کامل و مشخص دارند.

- کتاب هایی که داستان بسیار کوتاه و درباره موضوع هایی آشنا و مملوس با زندگی کودک دارند .

 

در دوره نوپایی ، مناسب ترین کتاب ها برای کودکان کدامند؟

- داستان های کوتاه در باره موضوع های مختلف و متنوع .

- کتاب های کارتی ( هرصفحه از کتاب یک کارت جداگانه است) و داستان هایی که از زندگی روزمره کودک سرچشمه گرفته اند.

- کتاب هایی که اشعار موزون دارند و بچه ها می توانند آنها را تکرارکنند.

- کتاب هایی که مضمون واحدی دارند . به طور مثال درباره شکل های هندسی، رنگ ها یا حروف الفبا نوشته شده اند.

 

کتاب های مورد علاقه کودکان پیش دبستانی کدامند؟

- کتاب هایی که داستان بلند و کمی پیچیده تردارند.

- کتاب هایی که اشعار موزونی دارند و درباره زندگی روزمره کودکان نوشته شده اند و برای گسترش دنیای آنها و افزایش دانسته هایشان سودمندند.

- لطیفه ، قصه های بلند، قصه های محلی و سنتی که ترسناک نباشند.

در پایان ذکر این نکته ضروری است که هیچ گاه بیش از حد به مطالعه کتاب اصرار نکنید. چون این امر نتیجه ی معکوس دارد و کودک را از کتاب گریزان می سازد.



موضوع مطلب : تربیتی / یادگیری
یکشنبه ٢٥ امرداد ۱۳۸۸ :: ۸:۱٦ ‎ب.ظ ::  نويسنده : مجید

خانه

در نقاشیهای کودکان خانه بیش از هرچیز دیگری کشیده می شود. در شروع کار معمولا خانه به صورت یک مر بع که بر بالای آن یک مثلث قرار دارد، و سپس دیوارهای اطراف خانه کشیده می شود.

خانه نماد پناهگاه و هسته اصلی و گرمی خانواد ه ایست که ممکن است مورد علاقه یا تنفر کودک باشد. خانه هایی که کودکان ترسیم می کنند ممکن است دارای باغچه و گل و درهای بزرگ و پنجره و پرده های رنگین باشد. چنین خانه ای ، نماد یک زندگی سعادتمند است که کودک در آن احساس آرامش می کند. بر عکس اگر، خانه ای بدون در ورودی، با دیوارهایی بلند وبه گونه ای منزوی و دور افتاده ترسیم شود معنای متفاوتی پیدا می کند. مثلاً اگراین خانه بین سنین 5 تا 8 سالگی ترسیم شود نشانگر خجالتی بودن کودک و وابستگی شدید او به مادر است. بعد از 8 سالگی نشانگر احساس خود کوچک بینی و تنهایی کودک ود رنوجوانی نشانگر شرم و حیای بیش ازحد ، و داشتن احساسات رقیق است.

 

 

 

درخت

بسیاری از روانشناسان از درخت به عنوان موضوعی جهت شناخت شخصیت کودک استفاده کرده اند. برای تجزیه و تحلیل نقاشی درخت باید سه قسمت اصلی آن را مشخص کرد که عبارتند از ریشه، تنه، شاخه و برگها.

ریشه که در زمین فرو رفته و درخت از آن غذا دریافت می کند، نماد ناخود آگاه و فشارهای غریزی است تنه پرثبات ترین و مشابه ترین عامل به خود کودک است، بنابر این بیانگر مشخصات دایمی و عمیق شخصیت اوست. شاخه ها و برگها بیانگر طریق ارتباطی او با دنیای خارج است.

مثلاً تنه درخت ممکن است کوتاه یا بلند کشیده شود، بچه ها در سنین قبل از دبستان تنه درخت را بلند ترسیم می کنند، ولی بعد ازاین سن، بلند بودن تنه درخت اغلب نشانگر عقب افتادگی فکری و یا بیماریهای عصبی و یا آرزوی بازگشت به دنیای کوچکی و قبل ازمدرسه است. برعکس اگر تنه درخت کوتاه کشیده شود، نشانگر جاه طلبی و بلند پرواز بودن کودک است . تنه درخت ممکن است صاف یا کج کشیده شود که درحالت دوم نشانگر عدم ثبات کودک است.

شکل شاخه ها و برگها و یا قسمتهای بالای درخت نیز دارای معانی مختلفی است. به عنوان مثال شکل منظم شاخه ها نشان می دهد که کودک کمتر به تمایلاتش متکی است و بیشتر به نتیجه گیریهای منطقی دست می زند و یا بالعکس شکل نامنظم و درهم شاخه ها بیانگر این است که با کودکی بلغمی مزاج و در خود فرو رفته که آمادگی هیچ گونه تغییر و تحولی را ندارد روبرو هستیم. گاهی نیز درختی که کودک ترسیم می کند فاقد شاخه است که این امر نشانگر عدم گسترش استدلال و تفکر منطقی و درگیر بودن فرد با عالم رویاست. برگها نیز برحسب چگونگی ترسیم آن، تعابیر مختلفی دارند. مثلاً ترسیم برگهای منظم ویک شکل مخصوص کودکی است که مسایل را به سادگی می فهمد و قادر به ارتباط با دیگران است. و یا نشان دادن برگها به صورت هاله ای سبز رنگ در اطراف شاخه ها، تمایل کودک به تاثیر گذاری و تسلط بیشتر بر روی محیط را نشان می دهد. برگهای پاییزی و یا برگهای در حال ریخته شدن بیشتر در نقاشیهای نوجوانان و کودکان منزوی دیده می شود. چنین ترسیمی از برگ، مانند هر حرکت پایین رونده دیگر، مبین یاس و سرخوردگی تلقی می شود.

 

 

 

خورشید

خورشید به علت نقش مهمی که بر عهده دارد و نیز تلالو آن ، در نقاشیهای بیشتر کودکان دیده می شود. تصویر خورشید بیانگر امنیت، خوشحالی، گرما، قدرت و به نظر بعضی پژوهشگران نماد پدر مطلوب است. وقتی رابطه پدر و کودک خوب است خورشید به طور کامل و در حال درخشیدن نمایش داده می شود هنگامی که این ارتباط مطلوب نیست خورشید در پشت کوه ناپدید است ویا به صورت قوسی در افق دیده می شود و اگر کودک از پدرش هراس داشته باشد، خورشید به رنگ قرمز تند یا سیاه که مضطرب کننده است ترسیم می شود.

با وجود این نحوه نمایش خورشید – مانند سایر موضوعهای نقاشی ممکن است به حال و حوصله لحظه ای کودک و نه به تفاهم و عدم تفاهم بین کودک و پدر بستگی داشته باشد. بنابراین قبل از هر قضاوت و تعبیری دراین مورد، بهتر است چندین نقاشی یک کودک را مورد بررسی قرار داد تا معلوم شود آیا این پدیده مرتب تکرار می شود یا خیر. وآنگاه به تجزیه و تحلیل آن پرداخت. درتجزیه تحلیل و تفسیر نقاشی کودک باید به نقش آموزش و یاد گیریهای قبلی نیز توجه داشته باشیم .

اگر بدون درنظر گرفتن الگوهای یاد گرفته شده در گذشته بخواهیم نقاشی کودک را تفسیر کنیم، از حقیقت دور شده و به یک تشخیص غلط درباره حالات عاطفی و روانی کودک می رسیم . درثانی، در تفسیر نقاشی کودک، باید جنبه های مختلفی از نقاشی را مد نظر قرار داد که عبارتند از: رنگ، محتوا، فضای به کار گرفته شده و خطوط ( اشکال ) . بدیهی است که تفسیر نقاشی کودک بدون در نظرگرفتن هریک از این جنبه ها، ما را به نتیجه مطلوب نخواهد رساند.

 

 

 

رنگ در نقاشی کودکان

کودک در نقاشیهای خود به دو صورت از رنگ استفاده می کند؛ یکی نمونه سازی عینی (طبیعی ) مثلاً رنگ آبی برای دریا، رنگ سبز برای چمن و رنگ زرد برای خورشید؛ ودیگر استفاده روانشناختی از رنگ، به این صورت که کودک از طریق رنگ به برون ریزی عواطف و احساسات خود می پردازد. مثلاً برای تجسم حوادث و یا موجودات اطراف خود از رنگهایی کمک می گیرد که به طور ناخود آگاه به ذهن متبادر می شوند و قانون و قاعده خاصی ندارند. به عنوان مثال برای نشان دادن مهربانی یک شخص او را به رنگ سبز، رنگ آمیزی می کند و یا عصبانیت شخص دیگر را با رنگهای سیاه و سرخ نشان می دهد .

بسیاربجاست که کودک را به سوی رنگهای قراردادی و طبیعی هدایت نکنیم؛ چرا که از این طریق طبیعت درونی کودک را نادیده گرفته ایم و او را وادار کرده ایم رنگی را که نشان دهنده حالت روانی اوست، تغییر دهد و یا دست بزرگترها زیبایی کار خود را از بین ببرد. البته شناخت رنگ برای بچه ها ضروری است؛ اما تحمیل رنگ به آنان که کدام رنگ را به کارببرند ضرورتی ندارد. چرا که کودکان دیر با زود یاد می گیرد که هرچیز رنگ مخصوص به خود را داراست.

 

 

 

نقاشی از روی مدل

بسیاری از والدین یا معلمین، نقاشی کودکان را به کپی کردن محدود می کنند. برای کودکان کوچکتر معمولاً از آلبومهایی استفاده می شود که کودک باید یک شکل را از روی یک شکل رنگ شده آن رنگ آمیزی کند. و یا از روی شکل دیگری، شکل ناقصی را تکمیل کند. کودکان بزرگتر نیز از منظره یا صورت کپی می کنند و به این صورت است که والدین و معلمان تصور می کنند آموزش واقع گرایانه که بر اساس آن کودک حقیقت بیرونی را با شکل های " منظم " و رنگهای " دقیق " یاد می گیرد، باید تعلیم داده شود.

نقاشی وسیله ای بیانی است که به کودک اجازه می دهد خود را از تنش ها رها کند. این رهایی از دلهره ها و تنش ها هنگامی صورت می گیرد که نقاشی از ناخودآگاه کودک سرچشمه گرفته باشد؛ بنابر این اگر کودک را وادار کنیم نقاشیهایش را براساس تعالیم ما تصحیح کند و او را تشویق به کپی کردن از روی مدلهای نقاشی کنیم اشتباه بزرگی مرتکب شده ایم.

 

 

همچنان که اشاره کردیم، در نقاشی کودک، خطی که بر تصویر صورت برادر کشیده شده است ویا حذف قائل شدن، بکار گیری رنگ، از بین بردن و یا بیش از حد بزرگ جلوه دادن بعضی حوادث همگی حکایت از نشانه ها و علائمی می کنند که دارای معانی روشن هستند و بزرگسالان با کمی دقت قادر به مشاهده و تعبیرآن می شوند.

نادیده گرفتن این ندای کمک و یا سرکوب کردن آن با عمل کسل کننده کپی برداشتن و رسم هندسی کشیدن، به معنی رها کردن کودک به حال خود و یا مجبور کردن او به ورود زود رس به نوعی زندگی ریا کارانه و سرکوبگر است.

 

 

 



موضوع مطلب : کودکان / دانستی معلم
یکشنبه ٢٥ امرداد ۱۳۸۸ :: ۸:۱٤ ‎ب.ظ ::  نويسنده : مجید

بازی یکی از نیازهای اساسی کودکان به شمار می‌رود. مهم‌ترین و اساسی‌ترین فعالیت کودک به شمار می‌رود که در عین سرگرم کردن کودک کارکردهای مهم دیگری را داراست که هر یک از این کارکردها به جنبه‌ای از زندگی کودک مربوط می‌شوند که او را برای ورود به زندگی بزرگسالی آماده می‌سازند. از این لحاظ شرایط بازی ، آزادی کودک در بازی ، اسباب بازیهای مورد استفاده کودک و مدت زمانی که به بازی با کودک اختصاص داده می‌شود اهمیت شایان توجهی دارد.

خیلی از آموزشهای تربیتی را می‌توان در
بازی یکی از نیازهای اساسی کودکان به شمار می‌رود. مهم‌ترین و اساسی‌ترین فعالیت کودک به شمار می‌رود که در عین سرگرم کردن کودک کارکردهای مهم دیگری را داراست که هر یک از این کارکردها به جنبه‌ای از زندگی کودک مربوط می‌شوند که او را برای ورود به زندگی بزرگسالی آماده می‌سازند. از این لحاظ شرایط بازی ، آزادی کودک در بازی ، اسباب بازیهای مورد استفاده کودک و مدت زمانی که به بازی با کودک اختصاص داده می‌شود اهمیت شایان توجهی دارد.

خلال بازیها به کودک نشان داد و به راحتی کودک را در مسیر درست تربیت نمود. همانطور که از خلال بازیهای کودک نیز می‌توان به شرایط عاطفی کودک ، احساسات و افکار کودک می‌توان پی برد. بنابراین بسیار لازم است که مربیان به اهمیت بازی در زندگی کودک توجه داشته و شرایط مناسب را برای بازیهای مناسب فراهم سازند.

اهمیت بازی

با آنکه میل به بازی در سنین بالا کم‌کم کاهش پیدا می‌کند و کارهای مهمی جای آن را می‌گیرد ولی به اعتقاد روان‌شناسان تا سالهای پایانی عمر نیز تمایل به بازی در انسان وجود دارد هر چند شکل و ظاهر و هدف بازی عوض شده باشد. شاید کودک دلیل بازی کردن خود را نداند و یا آنکه نتواند برای آن علتی بیان کند ولی با این همه نتواند از بازی کردن دست بکشد. امروزه ثابت شده است که کودکانی که به اندازه کافی و به درستی بازی نمی‌کنند از رشد ذهنی مناسب ، رشد اجتماعی درست بی‌بهره هستند. ویلیام استون می‌نویسد: بازی غریزه‌ای برای رشد و نمو استعدادها و یا تمرین مقدماتی برای اعمال آتی است.

خداوند نخستین دوره رشد انسان را با بازی همراه کرده است. در اسلام توصیه اکید به این موضوع شده است که کودکان را تا هفت سالگی آزاد بگذارید تا بازی کنند. امام صادق علیه‌السلام فرموده‌اند: بگذار فرزندت تا هفت سال به بازی بپردازد، در هفت سال دوم به اوادب بیاموز و در هفت سال سوم مراقب او باش. در روایتی آمده است که حضرت محمد صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم با جمعی از یاران از محلی عبور می‌کردند کودکان را در حال خاک بازی دیدند برخی از یاران خواستند آنها را از بازی کردن باز دارند. پیامبر فرمودند: بگذارید بازی کنند که خاک محل پرورش کودکان است.

اسلام علاوه بر آنکه از واپس زدن این تمایل در کودکان جلوگیری می‌کند توصیه می‌نماید که پدران و مادران امکانات لازم برای بازی کودک را فراهم کنند و در هر موقعیت و مقام اجتماعی نیز که هستند وقتی را برای بازی با فرزندان خویش اختصاص دهند و خیال نکنند که درصورت بازی کردن با فرزندانشان اقتدار یا متانت آنان خدشه‌دار می‌شود. از دیدگاه ویجیناساکس روان‌شناس بازی و بازی درمانگر معروف ، بازی یکی از فعالیتها و اهداف مهم کودک در زندگی است. او نمی‌تواند از راه دیگری غیر از بازی به کشف محیط پیرامون خود بپردازد. استعدادهای خود و تواناییهایش را شناسایی کند و آنها را بکار بگیرید. کودک در حین بازی به تمرین زندگی بزرگسالی می‌پردازد.

شرکت در بازیهای کودکان

پیاژه روان‌شناس بزرگ کودک معتقد است که در فعالیتهای خود جوش کودک باید او را آزاد گذاشت دخالت نامناسب و بی‌موقع در فعالیتهای او استقلال و خودمختاری و فعالیت را از او سلب می‌کند. با اینهمه تاثیر بزرگترها در بازی کودک را بی‌اهمیت نمی‌شمارد و به حضور مناسب بزرگترها در بازیهای کودکان اشاره می‌کند. شرکت مناسب والدین در بازیهای کودکان موجب مستحکم‌تر شدن رابطه والد و فرزندی می‌شود و در عین حال یک موقعیت مناسبی پیش می‌آید که والدین به تربیت کودک بپردازند و نکات تربیتی را در خلال بازی به او آموزش دهند.

والدین تعیین کننده نوع و شیوه بازی کودک نیستند. بهتر است شرایط سالم برای بازی فراهم سازند و خود به عنوان همبازی شرکت داشته باشند و اجازه بدهند کودک با قدرت خلاقیت خودبازی را اراده کند. در این بازیها والدین نباید خواست و اراده خود را به کودک تحمیل کنند. همپای او و هم‌ردیف او قرار بگیرند و بازی شادی را فراهم کنند. پیامبر اکرم می‌فرمایند: هر کس که کودکی نزد اوست باید برای کودک شود.

انواع بازی در کودکان

اگر به نوع بازیهای کودکان نگاه کنیم تنوع و گوناگونی را در آنها مشاهده می‌کنیم. با تغییر سن کودکان نوع بازیهای آنها نیز تغییر می‌یابد. برخی از بازیها ، بازیهایی هستند که در آنها کودک به تمرین روابط و نقشهای اجتماعی می‌پردازد مثل مهمان بازی. به این ترتیب آنچه را که به عنوان الگو پیرامون خود می‌بیند در بازیهای خود انجام می‌دهد. الگوهای کودک در این نوع بازیها اغلب والدین و یا نزدیکان و یا افرادی هستند که برای کودک مهم هستند. در برخی دیگر از بازیها کودک به تمرین حرفه و مشاغل مختلف می‌پردازد.

بازی نقش دکتر و مریض ، پلیس ، راننده و... از جمله این بازیها هستند. برخی دیگر از بازیها خیالی هستند که تحت تاثیر قدرت تخیل کودک شکل می‌گیرند. این نوع بازیها ممکن است تحت تاثیر تماشای برخی فیلمها و کارتونها ، رنگ و بوی خاصی پیدا کند. بازیهای دیگر از نوع بازیهای فکری هستند و در آنها کودک به
رشد فکری و ذهنی خود می‌پردازد. این نوع بازیها با رشد شناختی و فکری کودک مرتبط هستند. بازیهای دیگر جنبه تمرینات جسمانی و ورزشی دارند. کودک به دلیل انرژی سرشار خود با جست و خیز ساده یا بازیهای جسمانی پیچیده‌تر سرگرم می‌شود.

چه نوع بازیهای مناسب کودک است؟

والدین به عنوان تسهیل کننده مسیر بازی کودک هستند. کودکان خود با توجه به شرایط سنی خود نوع بازی خود را انتخاب می‌کنند. لازم است والدین دقت کنند موقعیت بازی یک موقعیت سالم ، امن و مناسب باشد تا مشکلی کودک را تهدید نکند. مثلا با توجه به علاقه کودکان ، بازیهای اجتماعی در حدود 5 سالگی لازم است والدین با ایجاد چنین بازیهایی در انتخاب همبازی کودک خود دقت نمایند و به صورت غیر مستقیم بر بازی آنها نظارت داشته باشند. همچنین در انتخاب اسباب بازی نهایت دقت و تناسب را مدنظر داشته و اسباب بازیهای مناسب که برای رشد فکری و شناختی کودک مفید هستند را انتخاب نمایند.



موضوع مطلب : دانستی معلم / کودکان / تربیتی
یکشنبه ٢٥ امرداد ۱۳۸۸ :: ۸:۱۳ ‎ب.ظ ::  نويسنده : مجید

قصه گفتن برای تکامل مغز نوزاد لازم است 

 

 


متخصصان روان شناسی ، قصه گفتن را برای تکامل مغز نوزادان و کودکان لازم می دانند و می‌گویند: با قصه‌گویی ، علاوه بر شناساندن صدای والدین ، صحبت کردن برای کودک راحت می‌شود و کلمات را صحیح و کامل ادا می‌کند

 

دکتر"نرگس کچوئی " روان شناس، در گفت و گو با ایرنا گفت: والدین براین باورند که نوزاد هیچ چیز را متوجه نمی‌شود و لازم نیست با او حرف بزنند، این در حالی که مغز نوزاد آماده برای پذیرش و یادگیری است و دوست دارد صدای والدین خود را بشنود و با محیط آشنا شود

وی گفت : والدین حتما باید نام اشیا ، غذا،اسباب‌بازی و یا هرچیز دیگری را که به نوزاد می‌دهند برای او بگویند و زمانی که کودک سعی می‌کند به هر لفظی کلمه را ادا کند صحبت کردن او را قطع نکنند و اجازه دهند آن گونه که راحت است آن را تلفظ کند

 

وی بااشاره به اینکه نوزادان به صدای افراد مونث بهترین پاسخ را می‌دهند ، افزود : مطالعات نشان داده است که صحبت با زبان کودک ، باعث تاخیر در تکامل گفتار نمی‌شود ، اما والدین باید سعی کنند در صحبت با کودک ترکیبی از لغات بزرگسالان را با صدای بچه گانه مورد استفاده قرار دهند

 

کچوئی گفت : در واقع با این عمل بسترسازی مناسبی را برای کودک در ادای صحیح کلمات فراهم کرده‌ایم

دکتر "محمود رسالتی" روان شناس نیز با اشاره به اینکه از چهار ماهگی به بعد، پنج حس نوزاد از تعامل و واکنش بیشتری برخوردار می‌شود، گفت :بینایی کودکان بعد ازچهارماهگی در حال افزایش است به طوری که توانایی پی‌گیری اجسام متحرک را از خود نشان می‌دهد

 

وی افزود : والدین باید بعد از چند ماه فضای اتاق کودک را تغییر دهند و او را با دیگر فضاهای بیرون از خانه و دیگر افراد خانواه آشنا کنند

وی اضافه کرد: کودکان علاقه‌مند به دیدن عکسهایی با رنگهای شاد و پیچیده می باشند بنابر این باید برای آنها کتابهای داستانی تهیه شود که رنگی وبا تصویرهای بزرگ باشد زیرا این عمل باعث افزایش آشنایی و عکس العمل کودک می‌شود

 

رسالتی با اشاره به اینکه حس شنوایی کودک نسبت به تکلم او حساس‌تر است، گفت:کودک دوست دارد صداهای مختلف را بشنود و در مقابل آنها بسته به علاقه عکس العمل نشان می‌دهد به طوری که حتی آنها را تقلید می‌کند و منتظر تشویق والدین می‌ماند

رسالتی گفت: والدین باید حس چشایی فرزندان خود را تحریک کنند و بشناسند زیرا برخی از کودکان نسبت به یک سری از غذاها و طعم‌ها آلرژی دارند که این خود باعث بیماری و بیقراری کودکان می‌شود

 

وی افزود : درباره حس لامسه کودکان باید اجازه داد آنها همه چیز را در خصوص زبری ، نرمی ، گرماو سرما احساس کنند تا بتوانند در مقابل آنها عکس العمل نشان بدهند

وی اضافه کرد : اولین پله برای بیدار و فعال کردن این حس در نوزادان نوازش و در آغوش گرفتن آنها است زیرا با این عمل به او این احساس منتقل می شود که او را دوست دارند و جایش امن است

 

قصه و تأثیر آن در تربیت کودکان

 

 

این مطلب در چهار قسمت ارائه می شود.

 

( قسمت اول )

در کشور ما به رغم وجود گنجینه های علم و معرفت و داستآنها و افسانه های زیبا و آموزنده، اولیا و مربیان بیشترین وقت خود را به مسائل آموزشی کودکان اختصاص می دهند و دانش آموزان نیز در خانه و مدرسه بیشتر اوقات خود را صرف یادگیری های غیر فعال کرده، از سختی و خشکی دروس و اضطراب امتحان و نمره رنج می برند. بدین ترتیب اغلب اولیا و مربیان از هدف اصلی تعلیم و تربیت که پرورش انسان های خلاق، مبتکر و کارآمد است، باز می مانند.

هدف از ذکر این مطالب آشنایی شما با روش های قصه خوانی و قصه گویی برای کودکان دبستانی است که نقش بسزایی در رشد و شکوفایی خلاقیت در کودکان دارد.

ادبیات کودکان چیست؟

ادبیات کودکان شامل قصه، شعر، نمایش، افسانه و داستان است. ادبیات کودکان عبارت است از تلاشی هنرمندانه در قالب کلام، برای هدایت کودک به سوی رشد، با زبان و شیوه ای مناسب و در خور فهم او. به بیانی دیگر، ادبیات عبارت است از چگونگی تعبیر و بیان احساسات، عواطف و افکار به وسیله ی کلمات در اشکال و صورت های گوناگون.

ادبیات، کودک را در همه ی اوقات زندگی پرورش می دهد و باعث مسرت خاطر، وسعت تخیل و قوت تصور او می شود و نیز نیروی ابتکار و ابداع به او می بخشد. داستآنها و اشعاری که کودکان می خوانند و می شنوند اثری عمیق در فکر و روحیه ی آنان می گذارد و ایشان را برای رویارویی با مسائل رشد و معاشرت با دیگران آماده می سازد و نیز در درک و فهم مشکلات زندگی آنان را یاری می کند.

ادبیات کودک، به ویژه در زمینه های زبان آموزی و آموختن کلمات تازه به کودکان، نقش قاطعی دارد.

هدف های برنامه ی ادبیات کودکان در آموزش و پرورش دوره ی ابتدایی عبارت اند از:

1- کمک به پرورش قدرت بیان و عواطف و افکار کودکان.

2- تقویت و پرورش نیروی تخیل در کودکان.

3- تحریک قوه ی ابتکار و ابداع در کودکان.

4- ایجاد عشق و علاقه به ادبیات در کودکان.

در تعریف ادبیات کودکان می توان گفت: مجموعه ی نوشته ها، سروده ها و گفتارهایی است که از طرف بزرگسالان جامعه برای استفاده ی خردسالان فراهم می آید، یا خردسالان خود خالق آن هستند.

5- رشد اعتماد به نفس کودک و علاقه مند ساختن او به آزادی و عدالت اجتماعی.

6- برآورده کردن نیازهای عاطفی کودک و آماده ساختن او برای دریافت پیام های اخلاقی و انسانی و شهروندی خوب بودن.

 تأثیر قصه در کودکان

داستان و قصه نقش بسیار مهمی در تکوین شخصیت کودک دارد. از طریق قصه ها و داستان های خوب، کودک به بسیاری از ارزش های اخلاقی پی می برد. پایداری، شجاعت، نوع دوستی، امیدواری، آزادگی، جوانمردی، طرفداری از حق و حقیقت و استقامت در مقابل زور و ستم ارزش هایی هستند که هسته ی مرکزی بسیاری از قصه ها و داستآنها را تشکیل می دهند.

پرورش حس زیبایی شناسی در کودک، متوجه ساختن کودک به دنیایی که اطرافش را فرا گرفته، پرورش عادات مفید در کودک، تشویق حس استقلال طلبی و خلاقیت کودک هدف های اصلی طرح قصه های خوب برای کودکان است.

انتخاب قصه های مناسب

مسئله ی انتخاب کردن قصه، با توجه به انبوه موادی که در اختیار قصه گوست، به ویژه برای قصه گوهای تازه کار و مبتدی، مشکلی اساسی است. حتی بهترین و برجسته ترین قصه گوهای حرفه ای هم قادر به گفتن هر داستانی نیستند. قصه گو، قهرمانان خود را از قصه هایی می سازد که با شخصیت خاص و سبک او متناسب باشند. قصه گوی تازه کار، ابتدا باید سعی کند که ویژگی های شخصیت و سبک گویش خود را ارزیابی کند. سپس از خودش بپرسد: چه نوع داستان هایی را می توانم مؤثر و خوب بیان کنم؟ چگونه می توانم شخصیت خود را با قصه هماهنگ کنم تا هر دو بتوانیم با شنونده ارتباط برقرار کنیم؟

پس از آن که قصه گو کار انتخاب کردن را تمام کرد، وارد مرحله ی آماده کردن داستان برای گفتن می شود که از مهم ترین گام هایی است که در جهت به کار گرفتن فن قصه گویی برداشته می شود. قصه گو باید به خاطر داشته باشد که کار او از بر کردن یا از رو خواندن نیست، بلکه کار او قصه گفتن است که مانند تجربه ای یگانه باقی می ماند.

از بر کردن قصه اغلب نخستین مانعی است که راه سیر طبیعی و خودانگیخته ی یک قصه گویی موفق را سد می کند. قاعده ی درست این است که هرگز نباید داستانی را برای «گفتن» به خاطر سپرد، بلکه با توجه به ساختمان قصه، به خاطر سپردن طرح آن کافی است.

انتخاب و آماده کردن داستان، نخستین گام ها در راه پیشبرد هنر قصه گویی است و هنر قصه گویی بر آنها استوار می شود. قصه گوهای مبتدی و تازه کار به زودی متوجه می شوند زمانی را که برای رسیدن به این مرحله از رشد سپری کرده اند، سرمایه گذاری مفیدی بوده است.

آماده کردن ذهن و بیان ، در ارائه ی موفقیت آمیز یک قصه مهم ترین مُتغیّر به شمار می آید. بدون این انتخاب و آماده کردن بسیار دقیق، قصه گو نباید انتظار به دست آوردن یک تجربه ی موفق را داشته باشد.

 

 



موضوع مطلب : دانستی معلم / تربیتی / یادگیری
یکشنبه ٢٥ امرداد ۱۳۸۸ :: ۸:۱٠ ‎ب.ظ ::  نويسنده : مجید
همیشه این حرف پستالوتسی را به یاد داشته باشید (کسی که خواندن ونوشتن را سواد می داند

 

بیش از انسان وحشی از تمدن به دور است )حال این سوال پیش میآید راستی کلاس درس وبرنامه ی درسی در عصر کوانتم که تعریف ها با شدت و سرعت در حال تغییر است چگونه باید باشد ؟

بی شک تعریف کلاس نیز می تواند نیز به روز باشد ولیکن اصول کلی که همانا نشاط و پویایی است

وهمچنین کلاس درس باید همچون خانه ودانش آموزان همچون خانواده باشند در این کلاس معلم دوست دانش آموزان است

. کلاس این معلم درس زندگی می آموزد واخلاق در راس امور قرار دارد

بی شک معلم باید هر دانش آموز را با دید یک انسان شریف و از اوصیا الهی ببیند.معلم باید غمش غم دانش آموزان باشد و شادیش رشد آنها



موضوع مطلب :
یکشنبه ٢٥ امرداد ۱۳۸۸ :: ۸:٠٧ ‎ب.ظ ::  نويسنده : پرشین بلاگ
بنام خدا

كاربر گرامي

با سلام و احترام

پيوستن شما را به خانواده بزرگ وبلاگنويسان فارسي خوش آمد ميگوييم.
شما ميتوانيد براي آشنايي بيشتر با خدمات سايت به آدرس هاي زير مراجعه كنيد:

http://help.persianblog.ir براي راهنمايي و آموزش
http://news.persianblog.ir اخبار سايت براي اطلاع از
http://fans.persianblog.ir براي همكاري داوطلبانه در وبلاگستان
http://persianblog.ir/ourteam.aspx اسامي و لينك وبلاگ هاي تيم مديران سايت

در صورت بروز هر گونه مشكل در استفاده از خدمات سايت ميتوانيد با پست الكترونيكي :
support[at]persianblog.ir

و در صورت مشاهده تخلف با آدرس الكترونيكي
abuse[at]persianblog.ir
تماس حاصل فرماييد.

همچنين پيشنهاد ميكنيم با عضويت در جامعه مجازي ماي پرديس از خدمات اين سايت ارزشمند استفاده كنيد:
http://mypardis.com


با تشكر

مدير گروه سايتهاي پرشين بلاگ
مهدي بوترابي

http://ariagostar.com

موضوع مطلب :
صفحات سایت
RSS Feed