آموزش ابتدایی
تحول نو در رشد ابتدایی
صفحه نخست            پروفایل مدیر سایت            پست الکترونیک   
شنبه ۳٠ خرداد ۱۳٩٤ :: ٤:٠٧ ‎ق.ظ ::  نويسنده : مجید

سال تحصیلی با رفتن 12.5 میلیون دانش آموز به مدارس آغاز شد اما کارشناسان و والدین نسبت به فضاهای آموزشی خشک و بی روح ابراز نگرانی می کنند و شور و نشاط را لازمه یادگیری بهتر می دانند و حال سوال اساسی این است که چگونه می توان برای بروز خلاقیت و یادگیری بهتر، فضاهای آموزشی را پرشور و نشاط کرد.

 

نبود جذابیت و تنوع

مدرسه مکانی است که می تواند احساس شادی، لذت و شور وشوق را در بین دانش آموزان به وجود آورد. دکتر مهرداد ناظری مدرس دانشگاه آزاد اسلامی با بیان این مطلب به ایسنا گفته است: اساساً آموزش بدون شور و شوق هیچ معنایی ندارد و در فرآیند یادگیری- یاددهی نیز اثر منفی خواهد داشت.

وی افزود: با توجه به این که دنیای جدید، عصر تنوع و انتخاب های بی شمار نامیده شده است، لازم است در مدارس به این موضوعات توجه جدی و اساسی شود. یکی از مشکلات مدارس ایران، وجود نداشتن جذابیت و تنوع و وجود جبر در انتخاب های از پیش تعیین شده است. به عنوان مثال دانش آموزان ملزم اند در یک کلاس مشخص که از قبل توسط برنامه ریزان تعیین شده است، حضور یابند و ادامه تحصیل دهند یا در مورد انتخاب کلاس، دانش آموزان نقشی ندارند و همیشه آن ها توسط مربیان مدرسه تعیین می شوند.

به گفته وی، جبری بودن برنامه ریزی های آموزشی مهم ترین عامل بی علاقگی دانش آموزان به فضاهای آموزشی است.

این جامعه شناس ضمن انتقاد از این که طرح شاداب سازی مدارس در ایران هیچ گاه مورد توجه قرار نگرفته، ادامه داد: در اکثر مدارس ایران به لحاظ فیزیکی فضاها خسته کننده، امکانات محدود و رنگ آمیزی ها تیره و کسل کننده است که در هر فرد احساس افسردگی و دلزدگی ایجاد می کند.

ناظری، معتقد است: کمبود فضاهای سبز مدارس در بی علاقگی دانش آموزان به مدرسه نقش پررنگی داشته است و این موضوع در مدارس دخترانه بیشتر مشاهده می شود.

این جامعه شناس اجرای برخی طرح های غیرکارشناسی به ویژه در مدارس دخترانه را عامل افسردگی در دانش آموزان دختر دانست و ادامه داد: با توجه به این که تلاش می شود این قبیل مدارس با حفاظ ها و دیوارهای بلندتری مستتر شود، به باوربسیاری از دختران دانش آموز حضور در مدرسه مانند یک زندان می ماند که از آرامش روحی وروانی فرد می کاهد.

به گفته وی، با توجه به این که در مباحث روان شناسی اجتماعی، سلامت روانی و احساس خوشبختی و شادی از مهم ترین شاخص های توسعه یافتگی یک کشور محسوب می شود، لازم است در ایجاد آن برای شهروندان ایرانی تلاش شود که به نظر می رسد مدارس با توجه به نقش آموزشی خود می توانند در این باره نقش پررنگی داشته باشند.

این جامعه شناس در ادامه گفت وگو اظهار کرد: در برخی از کشورهای اروپایی مدارسی با هدف تکثیر و تولید شادی و سرور در جامعه ایجاد شده است؛ در این مدرسه ها دانش آموزان و معلم ها به شیوه های گوناگون به شادی و خنده روی می آورند. به گونه ای که تحقیقاتی که در مورد این گونه مدارس انجام شده نشان می دهد که دانش آموزان هنگام تعطیلی و پایان ساعت تحصیلی حاضر به ترک مدرسه نیستند و بعضی اوقات والدین، دانش آموزان را با گریه از مدرسه جدا می کنند در حالی که در ایران این شرایط برعکس است و بچه ها به محض تعطیلی کلاس درس با جیغ و شیون و فریاد کلاس ها راترک می کنند.

وی تاکید کرد: فضای فیزیکی، رنگ دیوارها، شادابی معلم ها و مربیان آموزشی نقش موثری در پذیرش یا تحمل نکردن یک مدرسه دارد؛ حتی باید در نظر داشت روش هایی برای یادگیری دروسی نظیر ریاضی و علوم وجود دارد که توام با شادی و لذت است، مثلاً می توان ریاضی را با سرگرمی همراه کرد یا علوم را با هنر آموزش داد.

ناظری توصیه  کرد: برای آن که شادی و هیجان را در مدارس ایجاد کنیم، می توانیم به برنامه ریزی دقیق و همه جانبه برای تغییرات اساسی در فضاهای آموزشی رو آوریم؛ باید فضای سرد و یخ زده آموزشی را به محیطی گرم و دلچسب و شیرین مبدل کنیم، چرا که در جامعه ای که شادی وجود دارد، بیماری روانی، احساس ناکامی و بدبختی بسیار کمتر از سطح هنجارها خواهد بود و حس زندگی در میان شهروندان آن جامعه موج می زند.

 

آموزش خانواده

کارشناسان بر این باورند که ایجاد انگیزه علم آموزی در دانش آموزان باید از محیط خانه و خانواده آغاز شود و پدر ومادر اولین معلم و مربی به شمار می روند در این راستا آموزش خانواده اولین گام برای ایجاد شور و شوق و انگیزه آموزش در دانش آموزان به شمار می رود. شاهسون عضو انجمن اولیا و مربیان یکی از دبیرستان های مشهد در این خصوص می گوید: یکی از مصوبات انجمن اولیا و مربیان مدارس برگزاری کلاس های «آموزش خانواده» است. دراین کلاس ها به خانواده ها آموزش داده می شود که محیط خانه را برای دانش آموز به گونه ای فراهم کنند که دانش آموز امنیت روانی برای مطالعه داشته باشد.

وی افزود: در کلاس هایی که برای اولیا برگزار می شود، کارشناسان تاکید می  کنند که خانه باید از حداقل های تغذیه ای، بهداشتی و روانی برخوردار باشد تا حضور دانش آموز در مدرسه به منزله فرار از خانه تلقی نشود مفهوم این آموزش این است که شور و شوق دانش آموختن در دانش آموزان از خانه شروع می شود و تا مدرسه و محیط آموزشی ادامه خواهد داشت و در این مسیر اگر خللی پیش بیاید روند آموزشی دانش آموز مشکل ساز و فرآیند «دانش آموزی» دچار چالش می شود.

شاهسون از اولیای دانش آموزان خواست تا با حضور در کلاس های آموزش خانواده با کمک به روند تحصیلی فرزندان خود همچون معلم و پابه پای مربی در روند آموزش دانش آموزان مشارکت کنند.

 

نظام آراستگی

چندی پیش هیئت دولت با تصویب آیین نامه ای با عنوان نظام آراستگی(5S) پروژه تعالی سازمانی را در فضای فیزیکی کار کارمندان دولت و دستگاه های دولتی اجراکرد.

بر اساس این طرح که در ۵ مرحله اجرا شد، کارمندان باید در محیط کار نظم و ترتیب سازمانی، آراستگی فردی و مدیریت زمان را به گونه ای اجرا کنند که بیشترین بهره وری از نیروی کار کارمند، امکانات اداری و ساعات کار به دست آید.

فضای اجرایی این طرح بیشتر در وزارت خانه هایی نمود دارد که بالاترین فضای اداری و بیشترین تعداد کارمند را در ساختار سازمانی و فضای فیزیکی اداری در اختیار داشته و نیز آموزش وپرورش که سالانه متولی آموزش 12.5 میلیون دانش آموز با حدود ۹۲۰ هزارکادر رسمی و آزمایشی است.

«نرگس تقیه» کارشناس ارشد برنامه ریزی درسی و رابط پژوهشی وزارت آموزش وپرورش در تارنمای خود می نویسد: فضاهای آموزشی به دلیل محدودیت های خاص خود، برای خشک و بی روح شدن مستعد است اما باید تمام تلاش ها را به کار گرفت تا از وقوع این حادثه جلوگیری کرد. اهمیت دادن به فضاهای آموزشی و رعایت اصول و استانداردهای مربوط به آن در طراحی این مراکز منجر به ایجاد محیطی مناسب با خواسته های روانی دانش آموزان می شود.

وی می افزاید: ریشه علاقه هر دانش آموز با آموختن در مدرسه و قرار گرفتن در محیط آموزشی شکل می گیرد و درصورت ناهماهنگ بودن محیط با انتظارات فرد، حس دافعه و نبود علاقه به یادگیری در فراگیر شکل می گیرد. شکل و چیدمان کلاس ها، رنگ، نور و تهویه، امکانات آموزشی و دکوراسیون داخلی در آموزش پذیری و ایجاد علاقه و رغبت در دانش آموزان موثر است.

تقیه همچنین براین باور است که هم اکنون کمتر ساختمان آموزشی را می توان دید که دارای تمام اسلوب ها و استانداردهای مطلوب باشد.

دکتر مرادی مدیر کل روابط عمومی وزارت آموزش و پرورش نیز معتقد است که بیش از ۹۰ درصد از بودجه عمرانی و پژوهشی وزارت آموزش وپرورش برای بهبود فضای آموزشی و نوسازی و به سازی آموزشگاه ها هزینه می شود.

وی به خراسان افزود: به نظر من تامین بهترین معلم و دبیر و تدوین بهترین سرفصل های آموزشی فقط ۵۰ درصد نیاز دانش آموزان را برآورده می کند و ۵۰ درصد باقی مانده به فضای فیزیکی مدارس، فضای کارگاهی و آزمایشگاهی، فضای فیزیکی ورزشگاهی، فضای سبز مدارس و دبیرستان ها و ترکیب فیزیکی چیدمان محیط آموزشی مربوط می شود و البته بخش دوم از اهمیت ویژه ای برخوردار است و در سال های اخیر تلاش هایی را برای هدایت بودجه عمرانی برای بهسازی فضای فیزیکی آموزشگاه ها آغاز کرده ایم و اجرای این برنامه در سال ۹۳-۹۲ هم ادامه دارد، اگرچه در سال تحصیلی ۹۲-۹۱ نیز بیش از ۵۰ درصد به سازی و نوسازی فضاهای آموزشی به اتمام رسید و مدارس سراسر کشور به صورت کاملاً محسوس زیباسازی شدند.

یکی از معاونان وزارت آموزش وپرورش نیز از گلایه ادارات کل آموزش و پرورش استان ها مبنی بر اختصاص همه بودجه عمرانی به آموزشگاه ها به خبرنگار ما می گوید: در سال گذشته به دلیل این که ردیف اعتباری برای نوسازی فضای اداری ادارات کل آموزش وپرورش استان ها اختصاص نداده و همه بودجه را برای نوسازی و به سازی و زیباسازی مدارس اختصاص داده بودیم، با گلایه های مدیران سراسر کشور مواجه شدیم.

وی که خواست نامش افشا نشود ،افزود: اولویت آموزش وپرورش، «دانش آموز» است و از این نظر، وزارت آموزش و پرورش در فشار روانی قرار دارد زیرا «تامین اعتبار دانش آموزی» همواره از چالش های اعتباری است لذا از توان مالی خیران مدرسه ساز برای جبران این خلاء استفاده شده و خوشبختانه «خیرین مدرسه ساز» بسیار فعالانه و دلسوزانه به این عرصه ورود پیدا کرده اند و وزارت آموزش وپرورش هم به گونه ای کمک های مالی این خیرین را ساماندهی کرده که به طور مستقیم به بهبود فضای تدریس و دانش آموختن منجر شده است.

 

دینی در مسجد، ورزش در ورزشگاه

«عزیز وند» معلمی با سابقه ۱۸ سال که ۳ سال از کارنامه کاری خود را در مدارس خارج از کشور گذرانده است از تجربه موفق برخی کشورها در ایجاد شور و نشاط در دانش آموزان به خراسان می گوید: نگاه به دانش آموز باید به عنوان سرمایه ملی تلقی شود و از این رو بیشترین سرمایه گذاری های فرهنگی و آموزشی را برای قشر دانش آموز اختصاص می دهند.

وی افزود: تجربیات موفق در برخی از کشورها نشان می دهد که «دانش آموزی» باید در عرصه دانش انجام شود تا در محیط بسته مدرسه.

وی توضیح می دهد: واقعیت تلخی است که برخی از دروس که عمدتاً درس های نظری و تئوری است، مقبولیت دانش آموزان را در پی نداشته است. دلیل عمده آن نیز تئوری بودن و نامانوس بودن مباحث نظری و مشکل بودن درک مفاهیم این دروس است لذا برای تسریع در فهم و درک مطلب بهتر است متناسب با هر درس محیط آن را نیز فراهم کنیم و در محیط آموزشی متناسب با درس به تدریس پرداخت.

عزیزوند توضیح می دهد: معتقدم برای تدریس معارف دینی بهترین فضا را می توان در مساجد یافت و حتی می توان از روحانی مسجد برای تدریس برخی سرفصل ها هم استفاده کرد تا هم دانش آموزان با محیط مسجد آشنا شوند و هم مفاهیم درس معارف را در فضای معنوی مسجد فرا بگیرند و آن گاه خواهیم دید که دانش آموزان بارغبت و شور وشوق درس های دینی، آیین زندگی و قرآن را فرا می گیرند و به خاطر می سپارند.

این معلم با سابقه، برگزاری کلاس های ورزش در ورزشگاه ها را عامل تشویق دانش آموزان به ورزش دانسته و ادامه می دهد: با توجه به فضای محدود آموزشگاه ها می توان برای برگزاری کلاس های تربیت بدنی در ورزشگاه ها برنامه ریزی کرد و دانش آموزان را برای استعدادیابی و تشویق به ورزش به باشگاه ها معرفی کرد و این خود عامل مهمی در شور و اشتیاق دانش آموزان به درس تربیت بدنی است.

عزیزوند برگزاری کلاس های علوم تجربی در آزمایشگاه ها، کلاس های بهداشت در بیمارستان ها و درمانگاه ها و درس های اجتماعی در بوستان ها و فضاهای شهری نظیر میدان ها و... را عامل ایجاد انگیزه و اشتیاق دانش آموزان به درک مفاهیم علوم مختلف می داند و تاکید می کند: تجربه موفق برخی از کشورها نشان می دهد که حتی برخی از کلاس ها در سطح دانش آموزی را در قطار، فرودگاه، موزه، شهرداری و... برگزار می کنند و با استقبال دانش آموزان هم مواجه می شوند و ما نیز می توانیم در یک برنامه مشخص برای خلق شور واشتیاق و بالا بردن توان یادگیری طرح های این چنینی را اجرا کنیم.

 

برخورداری از کتابخانه

یکی از زمینه هایی که می تواند به شور و شوق دانش آموزی در محیط مدرسه منجر شود برخورداری مدرسه از کتابخانه غنی و بزرگ برای استفاده دانش آموزان است.

عضو انجمن اولیا و مربیان یک مدرسه ابتدایی پیشنهاد تشکیل کتابخانه در مدارس با استفاده از کتاب های شخصی دانش آموزان را مطرح می کند و می گوید: بیشتر کتابخانه های مدارس و حتی دبیرستان ها کتاب های جدید را ندارند و از کتاب های قدیمی استفاده می کنند پیشنهاد می کنم که ابتدای سال تحصیلی از دانش آموزان خواسته شود تا کتاب های شخصی خود را به صورت امانت به کتابخانه مدرسه تحویل دهند تا در طول سال تحصیلی همه دانش آموزان از این کتاب ها استفاده کنند و سطح علمی خود را بالا ببرند و پس از پایان سال تحصیلی نیز کتاب ها را از کتابخانه تحویل بگیرند و به خانه بازگردانند.

وی که سابقه ۲۱ سال عضویت در انجمن اولیا و مربیان مدارس فرزندان خود را دارد، افزود: تجربه نشان داده که کتابخانه غنی که کتاب های متنوع علمی و کتاب های داستانی و تاریخی را دارد در بالا بردن انگیزه دانش آموختن و احساس مسئولیت و اعتماد به نفس دانش آموزان تاثیر زیادی دارد و در بالا بردن روحیه دانش آموزان نیز هیچ جایگزینی مثل مطالعه و کتاب خوانی وجود ندارد لذا مدیران مدرسه می توانند در ابتدای سال به شیوه ای که توضیح دادم و در برخی آموزشگاه ها هم تجربه موفقی دارد، به تشکیل کتابخانه و تشویق دانش آموزان به مطالعه در محیط مدرسه بپردازند.

 

دانش آموزان باغبانان مدرسه

یکی از تجربیات موفق که منجر به تقویت اعتماد به نفس و مسئولیت پذیری دانش آموزان می شود واگذاری امور مدرسه به دانش آموزان در قالب خدمات آموزشی و فعالیت های فوق برنامه دانش آموزی است.عزیزوند معلم با سابقه مدارس خارج از کشور از واگذاری «نگهداری فضای سبز» به دانش آموزان می گوید: در تمامی کشورهای اروپایی نگهداری فضای سبز مدرسه و دبیرستان به شورای دانش آموزی واگذار می شود و دانش آموزان با احساس مسئولیت نسبت به این موضوع روزهای تعطیل(شنبه و یکشنبه) نیز به مدرسه رفته و به فضای سبز مدرسه رسیدگی می کنند.

وی درباره تاثیر فوق العاده این موضوع در ایجاد شور و نشاط و مسئولیت پذیری در دانش آموزان اظهار نظر می کند و می گوید: در هر کلاس به تعداد دانش آموزان گلدان در کلاس ها وجود دارد که بیشتر دانش آموزان آن را از خانه به مدرسه می آورند و رسیدگی به آن را به عهده می گیرند بسیاری از دانش آموزان هرس درختان مدرسه و نهال کاری فضای سبز مدرسه را نیز داوطلبانه انجام می دهند و بعدازظهرها قبل از خروج از مدرسه آبیاری گلدان ها و باغ مدرسه را انجام می دهند و به این ترتیب دانش آموز مسئولیت پذیر می شود و احساس مفید بودن و موثر بودن در رفتارهای اجتماعی را دارد.

به هر حال به نظر می رسد اکنون که در ابتدای سال تحصیلی قرار داریم مدیران مدارس باید با استفاده از امکانات دانش آموزان محیط مناسب روانی برای ایجاد شور و شوق در دانش آموزان را فراهم کنند تا حس مسئولیت پذیری، امید به آینده و اعتماد به نفس در دانش آموزان رشد کند و خود را برای پذیرش مسئولیت های بزرگ تر در آینده آماده کنند.



موضوع مطلب : دانستی معلم / نقش آموزش و پرورش / کودکان
پنجشنبه ۱٤ خرداد ۱۳٩٤ :: ٧:٢٢ ‎ب.ظ ::  نويسنده : مجید

مقدمه:

 

خرد هر کجا گنجی آرد پدید

زنام خدا سازد آنرا کلید

خدای خرد بخش بخرد نواز

همان ناخردمند را چاره ساز

این گفتار مشتمل بر چهار فصل است (1) : فصل اول در بیان جایگاه خاص مراکز آموزشی در رهنمودهای حضرت امام (ره) . فصل دوم در بیان اینکه آموزش و پرورش در دیدگاه حضرت امام به منزله یک فرآیند است. فصل سوم در ابعاد مختلف نقش مراکز

آموزشی در ارتقاء فرهنگ عمومی، فصل چهارم در بیان توصیه های کلیدی امام در بهینه سازی نهاد آموزش و پرورش.

 

الف - جایگاه خاص مراکز آموزشی در رهنمودهای حضرت امام (ره)

حضرت امام خمینی (ره) با بصیرت پیامبرانه خویش همه ارگانها و نهادهای اجتماعی کشور، اعم از نهادهای اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و... را مشفقانه مورد راهنمایی و هدایت نورانی خویش قرار می دادند. اما، در این میان نهاد مهم آموزشی که هرگز نباید از عنصر تزکیه و تربیت خالی باشد، در کلام ایشان جایگاه ویژه ای دارد. سیری هر چند اجمالی، در آثار مکتوب و کلام حضرت امام (ره) نشان می دهد که نهاد آموزش و پرورش به معنای عام کلمه و بویژه مراکز آموزشی کشور از سایر نهادهای اجتماعی به لحاظ

 

اهمیت، تمایز اساسی دارد.

برای تائید سخن می توان به این نکته اشاره کرد که رهنمودهای ایشان در خصوص نهاد آموزش و پرورش محدود به دیدارهایی نیست که مسئولین این نهاد با حضرت ایشان داشته اند و نیز منحصر به ایام و مناسبتهای ویژه مربوط به مراکز آموزشی (مانند سیزده آبان، شانزده آذر، هفته معلم و...) نیست بلکه حضرت امام، در موارد متعدد از آثار مکتوب مانند کشف الاسرار و چهل حدیث و در مواضع مختلف از پیام و کلام خویش در تاکید بر اهمیت و نقش مراکز آموزشی و رهنمود در این زمینه فروگذار نشده اند. به همین جهت است که در پیام بسیار مهم ایشان به مناسبت پنجمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی (22/11/1362) و نیز در وصیت نامه الهی - سیاسی ایشان، نهاد آموزش و پرورش به عنوان یکی از مهمترین محورهای مورد تاکید، طرح شده است. این مسئله، ظاهرا، خاص مسائل فرهنگی به ویژه مراکز آموزشی است. سایر نهادهای اجتماعی، غالبا در ایام و مناسبتهای خاص خود از رهنمودهای امام (ره) بهره مند می شدند، در حالی که رهنمودهای خطاب به مراکز آموزشی و پرورشی، به زمان خاص و یا مناسبت و موقعیت ویژه ای منحصر نیست. در بیانات امام راحل در جمع اعضای ستاد انقلاب فرهنگی (23/3/1360) با همین

مسئله (جایگاه خاص مراکز آموزشی در پیام و کلام امام) مواجه هستیم:

"من با اینکه در روز شنبه بنای صحبت نبوده است و نداشته ام ولکن برای اینکه آقایان دانشگاهی هستند و دنبال مسائل

دانشگاهی و انقلاب فرهنگی صحبت کردند، من هم به سهم خودم چند کلمه ای عرض کنم." (2)

 

ب - آموزش و پرورش به منزله یک فرآیند

یکی از بارزترین نکاتی که از کلام نورانی حضرت امام درباره نهادهای آموزشی به دست می آید، این است که مراکز آموزشی در دیدگاه امام راحل (ره) به منزله یک فرآیند (Process) مطرح است. حقیقتی که امروزه در پرتو تحقیقات وسیع روانشناسان

 

آموزش و پرورش قابل فهمتر است. (3)

به عبارتی روشنتر، نهاد آموزش و پرورش از نظر حضرت امام (ره) مهمترین رکن حیات فرهنگی و موثرترین عامل رشد اجتماعی است. هیچ عنصری از پدیدارهای اجتماعی بی تاثیر از آثار سازنده و یا مخرب مراکز آموزشی نیست. نقش مراکز آموزشی در حیات جامعه از نظر امام (ره) در حدی از دقت ترسیم شده است که تصریح می فرمایند: "دانشگاه یک کشوری اگر اصلاح بشود، آن

کشور اصلاح می شود و با انحراف دانشگاه، کشور منحرف می شود." (4)

حضرت امام (ره) به همین دلیل، در مقام انتقاد از وضعیت اجتماعی اسف بار دوره ستم شاهی بر این نکته تاکید دارند که فساد

جامعه در آن دوران از طریق تباه کردن دانشگاهها و مدارس انجام شد:

"همان طور که آنها انگشت روی دانشگاه می گذاشتند و با تمام قدرت دنبال این بودند که دانشگاه را به دست خودشان بیاورند." (5)

از جهت آسیب شناسی فرهنگی، قابل تامل است که حضرت امام (ره) در بیاناتی که پس از فاجعه کشتار نوزدهم دی سال پنجاه و

شش داشته اند، بر انحطاط دانشگاه توسط زمامداران حکومت ستم شاهی به منزله عامل اساسی انحطاط جامعه تاکید کرده اند:

"اگر دانشگاه ما یک دانشگاه صحیح استقلالی بود، مستقل بود، و اشخاصی که در آنجا (اگر صالحی هم در آنجا باشد) می توانستند کاری را که می خواهند و صلاح است انجام بدهند، روزگار مملکت ما به اینجا نمی رسید.. دانشگاه ما را اشخاصی قبضه کردند که

اینها خودشان انگل هستند و خودشان استعماری هستند..." (6)

به زبان تمثیلی، اگر جامعه را مانند ارگانیسم بدانیم، نهاد آموزش و پرورش به منزله قلب آن است و پویایی و سلامت مسیر اعضاء و جوارح به پویایی و سلامت آن وابسته است. به همین دلیل است که امام راحل می فرماید: "دانشگاه در راس امور هست و تقدیرات

یک کشوری مقدرات یک کشوری بسته به وجود آنهاست." (7)

حضرت امام (قدس سره) با صریح ترین بیان، نقش حیاتی مراکز آموزشی را تبیین فرموده اند بیانی که در خصوص سایر نهادهای اجتماعی با آن مواجه نیستیم: "آنچه که دانشگاه در یک کشوری نقش دارد، از امور مهمه ای است و نقش بزرگی دارد که این نقش

بزرگ را اگر ایفا کند، به طور صحیح ایفا کند، کشور را به مقصد اعلاء خودش می رساند." (8)

 

ج - ابعاد گوناگون نقش مراکز آموزشی در ارتقاء فرهنگ عمومی

سر این همه تاکید بر اهمیت نهاد آموزش و پرورش در جامعه، این است که تاثیر مراکز آموزشی و تربیتی در ارتقاء فرهنگ عمومی اضلاع و ابعاد گوناگونی دارد. غالب ساده انگاران در تحلیل مطالب تنها به آثار مستقیم این نهاد توجه دارند: مراکز آموزشی تربیت کننده آینده سازان هستند و رقم زنندگان تفکر و فرهنگ جامعه. اما آنچه در کلام و پیام امام راحل اهمیت می یابد، ابعاد دیگر تاثیر

 

است که غالبا غیر مستقیم، تدریجی و ناپیدا هستند.

مهمترین بعد تاثیر مراکز آموزشی، نقش الگویی آنهاست. توده مردم با غریزه فطری خویش اهل علم را ارج می نهند و برای تحصیل کردگان و دانشمندان منزلت خاصی قائلند به گونه ای که خواسته و ناخواسته از آنها تاثر می پذیرند. این امر در خصوص مراکز آموزشی با شدت و پیچیدگی بیشتری صدق می کند. دانشجو بیش از آنکه نکته ای علمی را از استاد اخذ کند و پیش از آنکه

تحقیقی نظری را از معلم اقتباس کند، خلق و خوی و منش و فرهنگ او را می پذیرد.

به گونه ای که به تعبیر حضرت امام معلم غیرمهذب اگر هم درس اخلاق بدهد، تاثیر سوء اخلاقی خواهد داشت. اگر معلمین و

اساتید مهذب باشند، دانشگاه اصلاح می شود و اگر مراکز آموزشی اصلاح شود، جامعه رستگار می گردد:

"همه معلمین در فکر این باشند که خودشان را تهذیب کنند. باید خود را مهذب کنند تا حرفشان در دیگران اثر کند. معلمین و همه کسانی که در شغل معلمی بسر می برند باید بدانند که شغلشان بسیار مهم است. باید توجه کنند که بچه ها را از ابتدا خوب بار بیاورند که دانشگاه دیر است. معلمین باید احساس کنند که پیش خدا مسئول اند، اگر بچه ها بد تربیت بشوند، اینها هم مسئولند

اگر در این مورد من و شما هم سکوت کنیم، مسئولیم." (9)

این امر، در جهت تخریبی هم صدق می کند: انحراف در جامعه علمی و انحطاط در اخلاق معلمین آغاز انحطاط اخلاقی و فرهنگی کشور است. به همین جهت یکی از رهنمودهای کلیدی حضرت امام، برخورد قاطع و بدون مسامحه است با کسانی که به

دلیل تربیت های غیردینی و یا غرض ورزی ها در کمین آن نشسته اند تا ذهن و روان دانشجو را به انحراف بکشانند:

"حتی اگر یک استاد هم منحرف باشد، ممکن است اثرش برای یک کشور چشمگیر باشد و جمعی از جوانان را منحرف کند و در

دراز مدت یک غائله ای بزرگ درست شود." (10)

به دلیل نقش کلیدی و تاثیر گذاری الگویی معلم در جامعه است که هر گونه تسامحی در اخلاق معلمان، تسامح در اخلاق جامعه است. به همین جهت است که حضرت امام (قدس سره) به عنوان پدری دلسوز، فقیهی اسلام شناس و رهبری مشفق با تاکید،

تمام مسئولین را از تسامح در این باب بر حذر می فرماید:

"باید سعی کنیم تا کسانی را که فرزندان ما را فاسد بار می آورند به مدارس و دانشگاهها وارد نشوند و در این امر مسامحه نباید کرد.

ممکن است الان کاری نتوانند بکنند ولی تا ده سال دیگر کارشان را انجام می دهند." (11)

در مبحث توصیه های حضرت امام در این باب به تفصیل سخن خواهیم گفت و نشان خواهیم داد که بر مساله اخلاق معلمی که نزد محققین و پژوهشگران مسائل اخلاقی به صورت اسفباری مغفول عنه واقع شده است، تا چه اندازه ای مورد تاکید حضرت امام

(ره) بوده است.

بیان حضرت امام از جهت دیگری نیز قابل تامل است: در مدیریت آموزشی غالبا دو نظریه اصالت فرد و اصالت جمع مورد نزاع واقع می شود. از کلام امام می توان برداشت کرد که در مقام داوری بین این دو نظریه باید بین مقام اصلاح و مقام تخریب تمایز قائل شد. اخلال و تخریب در نظام آموزشی و در نتیجه تباه ساختن فرهنگ عمومی کشور با اصالت فرد نیز قابل تفسیر است. "حتی اگر

یک استاد هم منحرف باشد..."

اشاره به همین حقیقت دارد. بنابراین، نباید به دلیل اصالت جمع نگریستن در مدیریت آموزشی، بر چنین انحرافهای فردگرایانه

بی توجه بود.

ابعاد مختلف نقش نهاد آموزش و پرورش در جامعه، در این کلمه قصار حکیمانه حضرت امام که امروز به صورت شعار مقدس و

زیبای معلمین (از آموزگار گرفته تا استاد دانشگاه) در آمده است، تجلی دارد:

"معلمی شغل انبیاء است". بیان حضرت امام در اینجا، بیان بسیار ظریفی است. اگر بخواهیم مدلی ارائه دهیم که ابعاد مختلف نقش معلم را تبیین کند، کاملترین و گویاترین آنها، نبوت خواهد بود. جایگاه معلم در جامعه و نقش او، مانندجایگاه انبیاء است. اگر بخواهیم برای نبوت نیز مدلی ارائه کنیم، سخن حضرت امام تفسیر روشنی خواهد داشت و برای تبیین ابعاد مختلف نقش نبی در

جامعه از چه مدلی می توان استفاده کرد؟

آیا نبی چوپان است و امت رمه و وحی ابزار چوپان؟

آیا نبی سلطان است و امت شهروند و وحی قانون اساسی؟

آیا نبی طبیب است و امت مریض (بالقوه و یا بالفعل) و وحی داروی درمان و یا پیش گیری؟

آیا نبی مادری است مهربان و امت فرزندی است نونهال و وحی تغذیه کودک؟

آیات قرآن کریم مبین این واقعیت است که گویاترین مدل برای تفسیر نبوت این است که بگوئیم:

نبی سراج روشنی است و امت چشمانی هستند محتاج روشنایی و وحی نور است. (12)

بنابراین می توان گفت همان گونه که انبیاء سراج منیر هستند، معلمین نیز نقش روشنگری و نورافکنی دارند و این نقش غالبا به

صورت ناپیدا عمل می کند.

 

د - توصیه های کلیدی حضرت امام در جهت بخشی به نقش مراکز آموزشی

توصیه های حضرت امام (قدس سره) در مواضع متعدد برای اصلاح و هدایت و جهت یابی مراکز آموزشی از چند جهت حائز اهمیت است. اولا از جهت کاربردی که گرانبهاترین یادگار حضرت امام برای مسئولین این نهاد است. ثانیا از جهت شناخت اهمیت و ابعاد نقش نهاد آموزش و پرورش ثالثا از جهت اینکه، همین توصیه ها از مهمترین عناصر و عوامل ارتقاء فرهنگ عمومی جامعه است. به

 

اجمال، اهم توصیه های حضرت امام را گزارش می کنیم:

یک - "دانشگاه را درستش کنید. دانشگاه را اسلامی اش کنید." مهمترین توصیه امام، همین نکته است: اسلامی کردن دانشگاه. "

مگر می شود با دانشگاه اسلامی، اسلام را شکست داد."

مراد از اسلامی کردن در درجه اول به روح دانشگاهها مربوط است. آرمانها، اهداف و خلق و خوی دانشگاهها باید اسلامی گردد. امروز ما دانشگاهیان باید عوامل اصلاح و یا افساد اخلاق در جامعه علمی را بشناسیم حضرت امام در مواضع مختلفی بر اخلاق اهل علم تاکید کرده اند. متاسفانه امروزه معرفت مستقل و مدونی به نام اخلاق معلمی نداریم. بر پژوهشگران علم اخلاق است که در این باب سعی خود را بذل کنند. امام (قدس سره) در کتاب شریف چهل حدیث در ذیل حدیث هشتم به یکی از آسیب های

مخرب اخلاق معلمی یعنی "عصبیت در اهل علم"، اشاره کرده و می فرماید:

"... پس بر اهل علم خیلی لازم است که این مقامات را حفظ کنند و خود را کاملا از این مفاسد، پاک کنند تا هم اصلاح آنها شود و

هم اصلاح جامعه را کرده... فساد عالم موجب فساد امت شود" (13)

دو - جامعه اسلامی، جامعه ای است که با شتاب تمام در جهت کمال و تعالی در تحول مستمر است. مراکز آموزشی باید با این تحول هماهنگ باشد. به همین دلیل، حضرت امام خمینی (ره) در عید سعید قربان بر این نکته تاکید کرده اند که دانشگاه باید

هماهنگ با تحول همه جانبه ای که به برکت انقلاب اسلامی به وجود آمده است متحول باشد. (14)

سه - استقلال شخصیتی امت و عدم وابستگی جامعه اسلامی معلول استقلال جامعه علمی است به همین جهت حضرت امام

دانشگاه مطلوب را دانشگاه مستقل می دانند. (15)

چهار - علاوه بر استقلال، محیط علم باید محیط آزاد باشد. (16) این توصیه حضرت امام، هم شامل آزادی جامعه علمی از جبر بیرون

می شود و هم شامل آزادی عالمان در درون خویش و رهایی از اسارتهای درونی، دگمهای نقابدار روانی می باشد.

پنج - طبیعی ترین توقع از دانشگاه در جامعه اسلامی، تربیت اسلامی است. در باب این کارکرد اصلی مراکز آموزشی توجه به چند

دیدگاه حضرت امام ره گشا است:

1- تربیت اسلامی این است که در مقابل اجرای احکام خدا هیچ ملاحظه از کسی نکند. (17)

2- در صدد این باشید که منحرفین را اصلاح کنید و نه راضی کنید. (18) این نکته بسیار مهمی است که حضرت امام بر آن تاکید دارند. متاسفانه در برخی از مراکز آموزشی به دلیل ضعف مدیریت، راضی نگه داشتن جای ارائه طرحهای اصلاحی و تربیتی را

گرفته است. و این یکی از آفتهای مهلک در فرهنگ جامعه می تواند باشد.

3- حضرت امام روش اصلاح انحرافات از طریق مراکز آموزشی را با این جمله بیان

کرده اند. انحرافات را با نور هدایت اصلاح کنید. (19) قبلا اشاره شد که مفاد جمله معروف حضرت امام که معلمی شغل انبیاء است به

معنای سراج منیر بودن آنهاست.

4- همچنین می فرمایند: "با محبت می شود منحرفها را مستقیم کرد." (20) زیرا "در مسائل، ملایمت و جهت رحمت بیشتر از

خشونت تاثیر می کند." (21)

شش - حضرت امام (ره) به منزله یک عامل مهم در تحول هماهنگ دانشگاه با تکامل جامعه اسلامی توصیه کرده اند که "باید در دانشگاه همانطوری که علوم مادی تدریس می شود، علوم معنوی نیز تدریس بشود." (22) از نظر ایشان تدریس چنین دروسی باید "

به دست اشخاصی باشد که بدانند تربیت اسلامی یعنی چه و بدانند اسلام چه هست... متخصص لازم است." (23)

هفت - مراکز آموزشی، ظاهری دارند و باطنی. اصلاح ظاهر اگر شرط لازم تحول دانشگاهها است اما به هیچ وجه کافی نیست. اگر دانشگاه باطن بارور و آکنده از ایمان نداشته باشد، چنین دانشگاهی به هر گونه ظاهری که آراسته باشد، در عمل موجب

گمراهی و تباهی فرهنگ جامعه است.

"آن چیزی که ملت را می سازد، فرهنگ صحیح است. آن چیزی که دانشگاه را بارور می کند که برای ملت مفید است، برای کشور مفید است، آن عبارت از آن محتوی دانشگاه است نه درس است. صنعت ماعدای ایمان فساد می آورد. علم ماعدای ایمان فساد

می آورد." (24)

بنابراین باید به این نکته مهم توجه کرد که صرفا تدریس معارف اسلامی در دانشگاهها، مشکل را حل نمی کند اگر تدریس معارف اسلامی و اخلاق اسلامی توام با ایمان نباشد و صرفا به صورت واحدهایی طرح بشود که مدرس را از تدریس آنها حق التدریسی حاصل می گردد و دانشجو را از ارتقایی در مدرک، این همان است که امام می فرماید علم ماعدای ایمان فساد می آورد، اگر چه علم

توحید و یا علم اخلاق باشد.

مولوی در مثنوی داستان نیکویی را مطرح کرده است که متضمن همین نکته است داستان پادشاهی در جهودان که دشمن عیسی بود و نصرانی گداز و به بهانه این که پناه دین موسی هستم صد هزاران مومن مظلوم را از دم تیغ گذرانید. وی وزیر مکار

نیرنگ سازی داشت که گفت دین از مقوله ای نیست که با شمشیر بتوان با آن مبارزه کرد:

گفت ترسایان پناه جان کنند

دین خود را از ملک پنهان کنند

کم کش ایشان را که کشتن سود نیست

دین ندارد بوی مشک و عود نیست

وزیر مکار به پادشاه جبار آموخت که ایمان را با شمشیر نمی توان از بین برد بلکه ایمان را با تبلیغ و ترویج (در ظاهر) و توام با نفاق و بی اعتقادی (در باطن) می توان تباه کرد. وی پیشنهاد کرد که پادشاه گوش و دست و بینی وی را ببرد و به اعدام محکوم کند و به نصرانی بودن متهم سازد و چون وزیر از دست پادشاه فرار کند، عیسویان به او دل می بندند و او را قطب خویش می کنند و چون

گرد او آیند و او تبلیغ دین عیسی کند، این تبلیغ مبتنی بر نفاق، دین عیسی را تباه خواهد کرد:

ناصح دین گشته آن کافر وزیر

کرده او از مکر در لوزینه سیر

نکته ها می گفت او آمیخته

در جلاب قند زهری ریخته

ظاهرش می گفت در ره جست شو

وز اثر می گفت جانرا سست شو (25)

این بیت مثنوی از نظر روانشناسی و جامعه شناسی آموزش و پرورش یکی از شاهکارهای مولوی است درس معارف و اخلاق اسلامی اگر توام با ایمان، خلوص و تهذیب نباشد، علی رغم ظاهرش که تحریک بر تهذیب و ایمان است در عمل اثری جز سستی

قدم و ناتوانی نفس در مقام تهذیب نخواهد بود.

هشت - توصیه هشتم در خصوص اعتماد به نفس و استغناء است که مهمترین ممیزها رشد و تعالی جامعه است و این چیزی است که دانشگاه و مراکز آموزشی آن را به فرهنگ عمومی می دهد. بنابراین مراکز آموزشی، پیش از همه باید به این خودباوری برسند

که می توانند، به تعبیر حضرت امام (ره):

"به خواست خداوند تعالی در سایه کوشش و به کارانداختن افکار عالیه خود و اعتماد به نفس احتیاج علمی دانشجویان عزیز را آن

گونه برآورند که از رفتن به خارج مستغنی شوند و این امری است شدنی." (26)

توصیه های حضرت امام را به نحو اجمالی مورد تحلیل روانشناختی قرار می دهیم تا روشن شود که حضرت امام بر اساس چه مبانی و از چه منظری به مساءله مراکز آموزشی نظر می کنند. برونر از متخصصان روانشناسی آموزش و پرورش معتقد است: " آموزش موضوعی به فرد، به معنای انبار کردن نتایج در مغز او نیست، بلکه آموختن این نکته است که با شرکت در این فرآیند استقراء دانش امکان پذیر است. آموزش یک موضوع برای این نیست که کتابخانه زنده کوچکی از موضوع درست کنیم. بلکه برای این است که دانش آموز برای خود تفکر منطقی پیدا کند و موضوعات را مانند یک مورخ بررسی کند و در جریان کسب دانش

شرکت داشته باشد. یک فرآیند است و نه نتیجه. (27)

امروزه، متخصصان آموزش و پرورش به این نتیجه رسیده اند که مراکز آموزشی باید خلاقیت و آفرینندگی را هدف خود قرار دهند. غالب این متخصصان در عصر حاضر، مراکز آموزشی مغرب زمین را مورد انتقاد جدی قرار داده اند: "یک نیاز مبرم اجتماعی جهت ایجاد رفتار آفریننده برای افراد آفریننده وجود دارد. بسیاری از انتقادهای جدی درباره فرهنگ ما و جریانهای مربوط به آن را

می توان به بهترین وجهی از لحاظ کمیابی آفرینندگی فرمول بندی کرد." (28)

مقایسه توصیه های حضرت امام و به طور کلی دیدگاه ایشان در خصوص مراکز آموزشی با آنچه منتقدین نظامهای آموزشی مغرب زمین در این باب گفته اند، به خوبی نشان می دهد که حضرت امام با دریافت الهام آمیز خویش از آینده مراکز آموزشی مقلد از مغرب زمین، سعی داشته اند مراکز آموزشی را از همه آن خطرات و نقصانها نجات دهند. از جمله می توان انتقادهایی که حضرت امام در حدود بیست الی سی سال پیش از مراکز دانشگاهی ایران داشته اند را با انتقادهایی که امروز متخصصان مراکز آموزشی از

نظامهای آموزشی مغرب زمین دارند، (29) مقایسه کرد. راجرز می گوید:

"پاره ای از این کمبودها به اختصار چنین هستند: گرایش ما در آموزش و پرورش، تبدیل افراد به اشخاص همرنگ متحجری است

که تحصیلاتشان تکمیل شده است نه افرادی که دارای آفرینندگی آزاد بوده و یااندیشمندانی اصیل باشند".

وی در ارتباط همین مساله با فرهنگ عمومی تاکید می کند:

"چنانچه انسان نتواند با همان سرعتی که علوم می توانند محیط را دگرگون سازند، سازگاریهای نوین و اصیل را ایجاد کنند، فرهنگ ما نابود خواهد شد. افزون بر ناسازگاریهای فردی و تنشهای اجتماعی، نابودی بین المللی نیز بهایی خواهد بود که برای

نبود آفرینندگی خواهیم پرداخت." (30)

 

اختتام سخن

آنچه بیان شد، برداشتی از سیره نظری یعنی آثار مکتوب، پیامها و کلام حضرت امام خمینی قدس سره القدسی است در اهمیت و نقش مراکز آموزشی در ارتقاء فرهنگ عمومی و نکاتی از توصیه های حضرت امام در بهبود چگونگی آن. آنچه گفتنی است هماهنگی سیره عملی ایشان است. حضرت امام در عمل، با اعتقاد به اینکه تحول جامعه مرهون تحول مراکز آموزشی است، خود به روش پیامبر، تحول اجتماعی را از پی ریزی تعلیم و تربیت راستین آغاز کرد. ابتدا با تربیت و تعلیم شاگردانی توانست برای حوزه های علمیه و دانشگاهها، اساتید فاضل و مهذب تربیت کند و از این طریق حوزه های علمیه و آنگاه جامعه اسلامی را به لحاظ فرهنگی متحول سازد. انقلاب اسلامی ایران در واقع محصول همین انقلاب فرهنگی است که حضرت امام در طول بیست سال

 

تلاش مستمر، به تدریج ایجاد کرد. روحش شاد و راهش مستدام و پر رهرو باد.

والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته

پی نوشت ها:

1- بدون تردید، این بحث نیازمند طرح دو سوال اساسی است. نهاد آموزش و پرورش چیست؟ و مراد از فرهنگ چیست؟ ولی

بدلیل اختصار از طرح آن دو صرف نظر شده است.

2- دیدگاهها و رهنمودهای امام خمینی قدس سره درباره مسائل فرهنگی، ص 168

3- در این زمینه مراجعه شود به مقاله پر سود راجا رایسینگ متخصص آموزش و پرورش هندوستان در:

Raja Raysingh, Education AS a Process, occasinal papers. No17, Bangkok, 1989.

4- بیانات امام در جمع هیئت امنای روسای دانشکده های دانشگاه ملی (22/9/60)

5- دیدگاهها و رهنمودهای امام خمینی (ره) درباره مسائل فرهنگ، ص 169

6- دیدگاهها و رهنمودهای امام خمینی (ره) درباره مسائل فرهنگی، ص 154 و 155

7- بیانات امام در جمع گروهی از کارکنان صنایع دفاع ملی (26/10/1361)

8- بیانات امام در جمع گروهی از دانشجویان عضو دفتر تحکیم وحدت انجمنهای اسلامی دانشجویان سراسر کشور (6/9/61)

9- بیانات امام در جمع مسئولین آموزش و پرورش... (28/12/63)

10- بیانات امام در جمع هیئت امناء روسای دانشکده های دانشگاه ملی و... (22/9/60)

11- بیانات امام در جمع مسئولین آموزش و پرورش (28/12/1363)

12- تفصیل این نکته را مراجعه کنید به: قراملکی، دروس کلام عالی، دانشگاه امام صادق، 73- 1372

13- حضرت امام خمینی، چهل حدیث، مرکز نشر فرهنگی رجاء، تهران، 1368، ص 131

14- رجوع کنید به بیانات امام در جمع روسای مجلس شورای اسلامی و دیوان عالی کشور 5/6/1364

15 و 16- دیدگاههای فرهنگی امام، ص 155

17- اخلاق کارگزاران در کلام و پیام امام خمینی، دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین قم، 1372، ص 709

18- اخلاق کارگزاران در کلام و پیام امام خمینی، دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین قم 1372 ص 712

19- اخلاق کارگزاران در کلام و پیام امام خمینی، دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین قم، ص 713

20- اخلاق کارگزاران در کلام و پیام امام خمینی، ص 714

21- اخلاق کارگزاران در کلام و پیام امام خمینی، ص 715

22- بیانات امام در جمع ستاد برگزاری نماز جمعه تهران 18/9/60

23- بیانات امام در جمع ستاد برگزاری نماز جمعه تهران 18/9/60

24- بیانات امام در دیدار با فرماندهان سرپرست مربیان و... 28/9/61

25- مولوی، مثنوی، دفتر اول بیت های 324- 726

26- پیام امام خمینی (ره) به مناسبت پنجمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی 22/11/62

27. See: Robert Biehler, Psychology APplied to Teaching, Houghton Mifin comany,

1954.

28- کارل راجرز، درآمدی بر انسان شدن، ترجمه قاسم قاضی، ص 371

29- برای آشنایی با اهم این انتقاد ما از جمله مراجعه کنید به ارگان سازمان بین المللی پژوهشی - یونسکو:

IBKO News, volume 23 Number 1 1995.

30- کارل راجرز، درآمدی بر انسان شدن، ترجمه قاسم قاضی، مرکز انتشارات علمی دانشگاه آزاد اسلامی، تهران ص 371- 372



موضوع مطلب : دانستی معلم / نقش آموزش و پرورش / سخن بزرگان
جمعه ۸ خرداد ۱۳٩٤ :: ٧:٤٠ ‎ب.ظ ::  نويسنده : مجید



موضوع مطلب : عکس
جمعه ۸ خرداد ۱۳٩٤ :: ۱:۳٤ ‎ق.ظ ::  نويسنده : مجید

یکی از کارهای واجب ما این است که آحاد ملت ما از کوچک و بزرگ ، از مقامات عالی تا آحاد مردم قدر معلم را بدانند ، اهمیت معلم را درک کنند ، حرمت معلم را بشناسند، این از کارهای بسیار اساسی است .

(مقام معظم رهبری )

 

مقدمه :

نقش معلم در تربیت دانش آموز بر هیچ کس پوشیده نیست ، تماس نزدیک بین معلم و دانش آموز و نفوذی که معلم بر دانش آموز دارد نقش مهمی در علامت فکری و روانی ایشان ایفا می کند و ممکن است به شیوه های گوناگون مثل تقلید الگوسازی و گاهی اوقات همانندسازی بروز کند . معلم باید علاوه بر نقش تربیتی و پرورشی که در مدارس انجام می دهد الگودهی را به عنوان یک ابزار تربیتی مورد استفاده قرار دهد . معلم به دقت ، تفکر دانش آموزان را تحت نظر قرار می دهد در مواقع مناسب توجه آنان را به کل هستی و مبدا خلقت جلب نماید و همچنین با رفتار خود ارزش ها را در دانش آموزان درونی سازد . 

 

روانشناسان و مربیان تعلیم و تربیت معلم را مرجع واقعیت برای کودک می دانند ، در این حیطه از آنان انتظار می رود رفتار فعالیت های معمولی خویش را براساس اصول و ضوابط سلامت روان مورد آزمون و ارزشیابی قرار دهند و با آزمون نگرش ها و احساسات ، ارزشها و رفتار خویش از سویی و مشاهده ی کودکان و تعبیر و تفسیر رفتار آنان و کشف مشکلاتشان می توانند موفقیت های آموزشی را در جهت مثبت ، پیشگیری و یا درمانی از نو سازمان دهند. 

 

شناخت توانائیها ، نیازها ، ناسازگاریها و ویژگیهای رفتار و خصوصیات روانی کودکان و نوجوانان از اهمیت ویژه ای برخوردار است . این شناخت باعث درک کودکان می شود و همچنین زمینه ای برای برنامه ریزی و به کار بردن امکانات آموزشی و پرورشی می شود ، مادامی که کودکان نتوانند تحمل کردن مدرسه را یاد بگیرند کوشش در زمینه ی یادگیری آنان بی ثمر خواهد بود . کودکان آسیب پذیر از لحاظ عاطفی را نمی توان مجبور به شرکت در فعالیتهای مدرسه کرد مگر آن که بتوانند معلم و مدرسه را بپذیرند و به آن اطمینان و اعتماد کنند ، فشار بر چنین کودکانی تنها براساس تهدید در آنان می افزاید و این افزایش به نوبه ی خود اضطراب نفرت و اشکال مختلف رفتار منفی گرایانه را در آنان تشدید می کند. 

 

نقش معلمان در سلامت روان دانش آموزان

برای سلامت روان دانش آموزان باید اقدامات زیر در مدرسه انجام شود .

 

  1. مساعدت به دانش آموز در شناخت بهتر اجتماع خود
  2. شناخت مشکلات روانی و عاطفی دانش آموزان و ارجاع آن به مراکز درمانی
  3. هماهنگ کردن مطالعه ی دانش آموزان با برنامه های والدین در خانه
  4. ارائه کمک های مختلف روانی و تربیتی به دانش آموزانی که به آنها نیاز دارند .
  5. کمک به کارکنان مدرسه در فراگرفتن هرچه بیشتر درباره رشد ، یادگیری ، شخصیت ، کسب بینش بیشتر درباره ی نیازهای آنان از طریق کلاس های آموزش ضمن خدمت .

 

روان شناسان و مربیان تعلیم و تربیت معلم را مرجع واقعیت برای کودک می دانند ، در مدرسه کودکان باید بیاموزند که با زندگی آن چنان که هست مواجه شوند ، باید بیاموزند که با آداب و رسوم و ارزشهای موجود در جامعه خود را منطبق سازند و به نیازهای دیگران توجه داشته باشند ، در این حیطه نیاز نیست که معلمان از نقش واقعی خویش که آموزشی هست فراتر بروند بلکه از آنان انتظار می رود رفتار و فعالیت های معمولی خویش را براساس اصول و ضوابط سلامت روان مورد آزمون و ارزشیابی قرار گیرند .

 

معلمان با آزمون نگرش ها ، احساسات ، ارزشها و رفتار خویش از سوئی و مشاهده ی کودکان و تعبیر و تفسیر رفتار آنان و کشف مشکلاتشان از سوی دیگر می توانند موقعیت های آموزشی را در جهت مثبت ، پیشگیری و یا درمان ، از نو سازمان دهند.  

 

اکثر کودکان به خوبی می دانند که اگر رفتاری بر خلاف ارزشهای مجاز در جامعه انجام دهند باید تنبیه و مجازات شوند اول با این حال چرا عده ای از کودکان و نوجوانان برای والدین و مدرسه مشکل می آفریند و علی رغم پند و اندرزهایی که به آنها داده می شود باز هم به این کار اصرار می ورزند این کار چند دلیل دارد . 

 

  1. رفتارهای اجتماعی مناسب توسط والدین به آنها آموزش داده نشده است ؛ به طوری که والدین کینه توز فرزندان کینه توز و والدین مضطرب فرزندان مضطرب خواهند داشت . مدرسه می تواند با ارئه ارزشهای صحیح و منطقی بزرگسالان بیشترین کمک را به آنان بنمایند کودک منزوی که اغلب نیز تنبیه می شود بی شک انگیزه ی کمی برای پذیرش ارزشهای صحیح مدرسه دارد . 

 

  1. تعارض نقش ها در زندگی کودک باعث می شود که کودک در شناخت نقش خود دچار مشکل شود ، هرگاه این نقش ها با یکدیگر در تعارض باشند این سوال مطرح می شود که کدام یک از این نقش باید بیشتر مورد تاکید واقع شود . بدیهی است کودک به نقشی که بتواند بیشترین پاداش را به رفتار او بدهد گرایش خواهد داشت . مثلا در بعضی خانواده ها فحش دادن تقریبا مرسوم است و به آن چندان اهمیتی نمی دهند. 

 

  1. شرایط مدرسه : کودکی که نتواند به رضایت کافی از مدرسه یابد اغلب در همانند سازی با اولیا مدرسه شکست می خورد و با مشکلات انظباطی و تحصیلی مواجه خواهد شد و اغلب چنین کودکانی ترک تحصیل می کنند و کودکان با هوش نیز تکالیف مدرسه را پوچ و بی معنی می یابند و عده ای دیگر خود را در رسیدن به موفقیت درسی عاجز و ناتوان می بینند و بالاخره گروهی بی عدالتی و رفتار غیر منصفانه ی معلم را مسئول شکست خود می پندارند و به دنبال راههایی جهت خالی کردن کینه و دشمنی خویش بر می آیند.

مشکلاتی چون پر جمعیتی کلاسها ، نبودن وسائل و امکانات لازم اعم از درسی و بازی و غیره نامناسب بودن تکالیف درسی ، عدم شناخت معلم از دانش آموزان و عدم توانایی وی در تدریس و تفهیم مطالب درسی ، از جمله مواردی است که شرایط نامطلوب و نامناسب را در مدرسه فراهم می سازد و باعث بدرفتاری دانش آموزان می شود . 

 

  1. رفتار معلم ، معلمی که پیوسته با کودکان در مبارزه بر سر قدرت است و بر رفتاری چون تمسخر ، سرزنش ، تحقیر و... دست می زند . نفرت را به جایی می رساند که اکثر دانش آموزان و حتی بچه های خوب کلاس را به شورش رفتار خصمانه می کشاند این گونه معلمان هیچ توجهی به احساسات دانش آموزان نمی کنند ، بدیهی است که مسئولان در حد امکان افراد شایسته و سالم را از نظر روانی استخدام و تربیت کنند تا بتوانند از عهده ی رسالت این حرفه ی تخصصی مهم آموزش و پرورش برآیند.

معلم باید کودک را بپذیرد هرچند که نمی تواند رفتار کودک را بپذیرد و تنها به خاطر شکل ظاهری دانش آموز از جهت این که مثلا لباس های نامنظم دارد یا دست و صورتی نشسته دارد دانش اموز را طرد نکند و سعی کند که این خلاء ها را پر کند مثلا به او آموزش دهد که نظافت سر و صورت  و لباس ها باعث زیبایی ظاهری و سلامت جسمانی روحی شود یا اینکه به دانش آموز یاد بدهد که بعد از رفتن به دست شویی از صابون استفاده کند و مشکلاتی که در صورت نشستن دست برای او رخ می دهد را برای او تشریح کند . مثلا در مورد رشد انگل ها و میکروب ها در حد شناخت کودک برای او بیان کند .

 

همچنین در خصوص بهداشت محیط در خانه و مدرسه به او آموزش بدهد که از کثیف کردن خانه ، مدرسه ، کلاس خود ، خودداری کند چون همه ی این عوامل در سلامت و رشد اجتماعی و تربیتی دانش آموز تاثیر دارد .

معلم باید کودک را به عنوان یک شخص احترام نمود به عنوان انسانی با تواناییهای بالقوه برای آینده ارج نهد ، معلم نباید کوشش خویش را صرف حکمرانی بر کودک کند بلکه باید سعی در جهت دادن اعمال کودک به سوی پیشرفت . 

 

معلم باید قادر به بیان و ابراز احساسات واقعی خویش باشد تا آن که کودک بتواند او را به عنوان یک انسان شریف و قابل اعتماد ببیند چنین مهمی در عین حال که در صدد ایجاد تغییر مطلوب در رفتار کودک است هرگز برای او تهدیدآمیز نیست . 

 

همکاری متقابل خانه و مدرسه 


همخوانی و هماهنگی خانه و مدرسه در تربیت کودک او را در نیل به تماس و درک بهتر واقعیت و همچنین در تثبیت شخصیت یاری می دهد و در حالی که ناهمخوانی در فعالیت های خانه و مدرسه احتمالا به تعارض و حتی اضطراب رفتاری در کودک می انجامد .

مدرسه باید والدین را در درک و شناخت فرزندانشان کمک کنند یکی از این اقدامات جلساتی است که با حضور والدین ، فرزندان و معلمان تشکیل می شود 

.

هدف های جلسات بین والدین و معلمان 


  1. ایجاد یک رابطه ی دوستانه و صمیمانه بین معلمان و والدین
  2. کمک به والدین برا یدرک بهتر فرزندان خود
  3. شناخت عملکرد مدرسه برای دانش آموز و تشریح آن برای والدین
  4. آشنا شدن معلم با وضع خانوادگی دانش آموز
  5. قادر ساختن معلم و والدین برای برنامه ریزی برای دانش آموز

 

خانواده و نقش آن در تربیت فرزند خود 


اولین محیطی که کودک پیش روی خود می بیند مدرسه است ، نوع روابط والدین با یکدیگر ، ارتباط والدین و فرزندان و نیز روابط فرزندان با هم در تربیت اجتماعی آنان نقش مهمی ایفا می نماید . خانواده می تواند الگوهای سالم دوست یابی ، آداب و سنن اجتماعی را به کودکان معرفی کند . این نهاد تربیتی می تواند آموزنده و سازنده باشد و آثار سوء بر روی کودک بگذارد و بعضا باعث به وجود آمدن مشکلاتی برای کودک در اجتماع و همچنین در مواردی وقوع جرم و جنایت توسط این قبیل کودکان در سطح جامعه است . 

 

محیط خانواده شخصیت فرزندان را شکل می دهد از این رو تعامل بین معلم و  والدین باعث شناخت این وضعیت ها برای والدین می شود و از بروز احتمالی این قبیل رفتار جلوگیری می کند .

در خانواده های از هم گسیخته یعنی خانواده هایی که روابط اعضاء در آن به نحو بارزی از هم پاشیده و روابط بین اعضای آن قطع شده است  مانند خانواده های طلاق آثار سویی بر فرزندان خواهد گذاشت . فرزندان در این چنین خانواده هایی ممکن است به صورت های مختلف آسییب خورده و یا آسیب زا شوند .

 

 

روش هایی برای کمک به دانش آموز توسط معلم 


  1. برای دانش آموزان خود وقت کافی در نظر بگیرند و دقیقا توضیح دهند که چه رفتاری پذیرفتنی نیست و هنگام سرزنش کودک رفتار او را مورد خطاب قرار دهد نه شخصیت کودک را .
  2. بعضی از مواقع عدم وجود مهارتی خاص موجب اضطراب می شود مثلا قرار گرفتن دانش آموز در جمع دوستان فرد که نمی تواند به راحتی این کار را انجام دهد . معلم باید این ایراد را شناسایی و از او دور نماید . 

 

  1. وقتی دانش آموز هنگام آموختن درس خود دچار مشکل است به او کمک کند تا مشکل خود را تشخیص دهد و برطرف نماید
  2. وقتی دانش آموز اشتباهی را مرتکب می شود  معلم باید تا جایی که امکان دارد برای اصلاح آن اشتباه وقت کافی بگذارد. 

 

  1. دادن آموزش های اجتماعی ـ تربیتی ـ بهداشتی و ... به دانش آموز
  2. تشویق و تنبیه در وقت و زمان مناسب البته نه تشویق اغراق آمیز و بی جا و بیش از حد .

امید است که با این کار کوچک جهت مثبتی در معلم و والدین ایجاد شود تا دانش آموزان و فرزندان خود را بیشتر درک و بشناسند و رفتار و فعالیت های معمولی خویش را براساس اصول و ضوابط سلامت روان مورد آزمون و ارزشیابی قرار دهند تا دانش آموز معلم خود را به عنوان یک الگوی مناسب بشناسد  تا از این طریق بتوانیم یک آموزش و پرورش خوب و سالم و عاری از هرگونه اعمال قدرت و تمسخر ، سرزنش و تحقیر داشته باشیم .

 

      

 

منابع

  1. رفتارهای بهنجار و نابهنجار کودکان و نوجوانان ، دکتر شکوه نوابی نژاد ، چاپ 1383.
  2. ماهنامه رشد ، مدیریت مدرسه ، دوره ی پنجم ، مهرماه 1385.
  3. ماهنامه پیوند ، مهر ماه 1390، شماره 384.
  4. خانواده و فرزندان ، تالیف استادان طرح جامع ، آموزش خانواده ، جلد دوم ، چاپ 1385.
  5. خانواده و فرزندان ، تالیف استادان طرح جامعه آموزش خانواده ، جلد چهارم ] چاپ 1385.


موضوع مطلب : دانستی معلم / نقش آموزش و پرورش
چهارشنبه ٦ خرداد ۱۳٩٤ :: ٥:٥٢ ‎ق.ظ ::  نويسنده : مجید

“منظور از گزارش پیشرفت تحصیلی در دوره ابتدایی ( پایه اول تا ششم )، همان بازخورد پایانی است که معلم با عنایت به سالت خطیر شغلی، در دو یا سه نوبت از سال تحصیلی (دی ماه و خردادماه و در صورت لزوم شهریورماه) با توجه به تفاوت های فردی دانش آموز و با استفاده از شواهد و اطلاعات جمع آوری شده در پوشه کار و سایر مستندات مثل رویدادنگاری دفتر کلاسی، جهت ارائه به ذی نفعان (والدین، دانش آموز و مدیرمدرسه) تکمیل می نماید.”

توصیه ها :

به واحد آموزشی توصیه می شود که:

* نمون برگ الف (گزارش پیشرفت تحصیلی – تربیتی) به صورت دستی توسط معلم نوشته می شود و به خانواده ارائه می گردد؛ لذا تایپ سیستمی آن توسط مدرسه ضروری نیست.

* توصیف عملکرد و تعیین رتبه ی درس تربیت بدنی یا دروس دیگر که توسط مربی متخصص غیر از آموزگار مربوط تدریس می شود به عهده ی آن مربی خواهد بود.

* نمون برگ الف (گزارش پیشرفت تحصیلی – تربیتی)پس از رؤیت خانواده توسط مدرسه صحافی و به عنوان سند در آموزشگاه نگهداری می گردد.

* نمون برگ الف (گزارش پیشرفت تحصیلی – تربیتی)در سه نوبت مجزا ( دی ، خرداد و شهریور – برای دانش آموزان نیاز به تلاش خردادماه – )تکثیر و در اختیار معلم جهت تکمیل گذاشته می شود

* قبل از تحویل نمون برگ الف (گزارش پیشرفت تحصیلی – تربیتی) به اولیا، جلسه ای توسط معلم تشکیل شود تا اقداماتی که لازم است اولیا بعد از دریافت گزارش، انجام دهند به اطلاع آن ها رسانده شود.

* به اولیا یادآوری گردد با توجه به اینکه توصیف عملکردها درنمون برگ الف (گزارش پیشرفت تحصیلی – تربیتی)کلی است برای درک درست میزان یادگیری و تشخیص صحیح تکلیف خود در جهت یاری بخشی به فرزندشان به پوشه کار دانش آموز که در طول سال تحصیلی و به شکل فرایندی تهیه گردیده است مراجعه نمایند.

* نمون برگ ب( کارنامه تحصیلی -تربیتی) بعد از تائید مدرسه در پرونده تحصیلی دانش آموز بایگانی و نگهداری می گردد.

طبقات

تعریف هر طبقه

هدف کلی آموزشی (نتایج یادگیری

        فعلهای رفتاری

(به صورت زمان حال ساده و سوم شخص مفرد)

دانش

در این طبقه از دانش آموز انتظار  می رود تا چیزهایی را که آموخته است عینا پاسخ دهد و شامل یادآوری بازشناسی آموخته ها      می شود

اصطلاحات متداول را     می داند. مفاهیم اصلی را می داند. روشها را می داند

تعریف می کند . نام می برد. بازگو می کند . فهرست می کند . نسخه برداری می کند . بیان می کند. تکرار می کند. فکر   می کند. مشخص می کند . جور می کند . توصیف می کند.

درک و فهم

(فهمیدن)

 آن دسته از هدف ها ، رفتار ها یا پاسخ هایی است که با فهمیدن و درک کردن همراه است و لازمه آن فهم معنی ظاهری یا تحت اللفظی پیام ها یا منظورهای موجود در سوالات است مانند ترجمه کردن ، تفسیر کردن ،استخراج (درک اطلاعات ناشناخته از اطلاعات شناخته شده) خواندن نقشه ، جدول ، نمودار ، فرمول های ریاضی و ...

اصول را می فهمد

تئوریها را می فهمد

قوانین را می فهمد

مثال می زند .حل می کند .ترجمه می کند .تخمین می زند .توضیح می دهد .خلاصه می کند .تمیز میدهد .برگردان      می کند .بسط می دهد مطابقت میکند. پیش بینی می کند. تعمیم می دهد. بازنویسی می کند

کاربرد

کاربرد یعنی استفاده از آموخته های پیشین در موقعیتهای جدید و حل مسایل جدید

مفاهیم و اصول را در موقعیت جدید به کار      می برد . قوانین و نظریه ها را در موقعیتهای عملی به کار می برد.

تغییر می دهد. محاسبه می کند . نمایش می دهد . کشف می کند . اندازه گیری می کند .کنترل می کند . با مهارت انجام می دهد . اصلاح می کند . به کار می برد . تهیه می کند . تولید می کند . نشان می دهد . تولید می کند . آماده  می کند .

تجزیه و تحلیل

به معنی تقسیم مطالب کلی به اجزا تشکیل دهنده آن و تجزیه و تحلیل یعنی تعین اجزا و کشف و بیان روابط بین قسمتهای مختلف یک مطلب و نحوه سازمان بندی آنها و شناخت اصول حاکمبر ساخت مطالب

ساختار یک اثر هنری را تجزیه و تحلیل می کند . جداول و نمودارها را تجزیه و تحلیل می کند . یک متن ادبی را تجزیه و تحلیل    می کند .

به اجزا تقسیم می کند . با نمودار نشان می دهد . مجزا می کند . تجزیه می کند . تفکیک می کند . هجی می کند . به تصویر در    می آورد . استفاده نمی نماید . می شکافد.

ترکیب

توانایی به هم پیوسته عناصر و اجزا به منظور تهیه یک صورت یا کل جدید ترکیب را   می توان توانایی آفرینندگی و تولید دانست که با استفاده از دانسته های پیشین انجام می گیرد.

اصول و قواعد را با یکدیگر ترکیب می کند . طرح جدیدی ابداع  می کند . مطالب را با یکدیگر ترکیب می کند .

طبقه بندی می کند . درهم می آمیزد . انشا می کند . تجدید نظر می کند . سخنرانی می کند . داستان می نویسد . شعر  می سراید. تجدید سازمان می کند . مدون می کند . نمودار تهیه می کند .  گروه بندی می کند . ترکیب می کند .

ارزشیابی

بالاترین هدف فرآیند ذهنی است که در آن شخص قضاوتی مبتنی بر هدف و منظوری خاص درباره ارزشها ، عقاید ،کارها،راه حل ها ، روش ها .مواد و غیره

یک اثر هنری را ارزشیابی می کند . روشهای تدریس را ارزشیابی می کند . قوانین یادگیری را ارزشیابی      می کند

ارزیابی می کند . مقایسه می کند . نتیجه گیری می کند . مقابله   می کند . انتقاد می کند. تفسیر می کند

ربط می دهد. قضاوت می کند.داوری می کند.

  بر اساس بخشنامه دفتر آموزش دبستانی فرم جدید تحت عنوان گزارش الف- عملکرد تحصیلی و تربیتی دانش آموزان در بخش مدارک تحصیلی جایگزین فرم گزارش ارزشیابی کیفی توصیفی و فرم گزارش تربیتی شده است.به این منظور در هر نوبت یک برگ گزارش عملکرد تحصیلی و تربیتی توسط معلم مربوطه تکمیل میشود و جهت درج در سامانه و چاپ کارنامه به دفتر مدرسه تحویل میگردد.معاون مربوطه صرفا ستون نتیجه هر درس رادرسیستم مدرسه درج می نماید.لذا نیازی به درج نتیجه هدفها و انتظارات هر درس به صورت جداگانه نمی باشد.

·       لازم به ذکر است پس از تکمیل فرم الف- عملکرد تحصیلی و تربیتی دانش آموزان توسط معلم گرامی نتیجه آن در سیستم درج و فرم مربوطه به اطلاعه اولیای محترم می رسد..توجه نمایید نیازی به درج توضیحات معلم و درج هریک از انتظارات به طور  جداگانه در سامانه نیست.



موضوع مطلب : دانستی معلم
یکشنبه ۳ خرداد ۱۳٩٤ :: ٥:۱۸ ‎ق.ظ ::  نويسنده : مجید

 

آموزش و پرورش از بدو تشکیل زندگی گروهی انسان و در پاسخ به نیاز انسان ها در روابط متقابل شکل ابتدایی خود وجود داشته است و بنابراین یکی از قدیمی ترین نهادهای اجتماعی است. در شرایط جدید و پیچیده تحولات جهانی، آموزش و پرورش به صورت یک نظام فراگیر، ابتدا جوامع پیشرفته و توسعه یافته و متعاقب آن سراسر جوامع در حال پیشرفت را فرا گرفته است و امروزه جامعه ای نیست که این نظام نقشی در تحول و پویایی و پیشرفت آن نداشته باشد.

 

 در جهان امروز، رابطه آموزش و پرورش با جامعه و در جهت پاسخگویی به نیازهای متنوع و پیچیده آن، اهمیتی مضاعف و روز افزون یافته است. خاصه که با توجه به فرآیند جهانی شدن و تاثیراتی که این فرایند بر ساختارهای اجتماعی دارند، مطالعه و بررسی نظام های آموزشی از اولویت های مهم و اساسی هر جامعه ای به شمار می آید. یعنی هم حکومت، هم مردم و هم سازمان های آموزشی، برنامه ریزان اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی، همچنین معلمان و مربیان به خوبی از این امر مهم آگاهند. بنابراین لازم می آید جهت پاسخ گویی به نیازهای جدید و به خصوص تاثیرات شگرفی که فرایند جهانی شدن ایجاب می کند، شیوه ها و سبک های نوین آموزشی مورد توجه برنامه ریزان آموزشی قرار گیرد. چرا که برای پاسخ به نیازهای جدید، آموزش کهنه و سنتی قادر نیست خود را با شرایط جدید و بالطبع با نیازهای متنوع و پیچیده امروز تطبیق دهد.

 

در این راستا این نوشتار بر آن است با تبیین مهم ترین مولفه های تاثیرگذار در آموزش و پرورش نوین و با تاکید بر نظریه تفسیری «مایکل یانگ» که مورد توجه عده زیادی از علاقه مندان و صاحبنظران مسائل آموزش و پرورش است، ضمن تبیین گسترده ویژگی های آموزش و پرورش نوین راه کارهای لازم را در جهت رهایی از آموزش و پرورش سنتی مطرح می کند تا بلکه زمینه های پویایی نظام آموزشی و هماهنگی آن با نـــیازهای فزاینده جامعه امروزی فراهم آید.

  

 

آموزش و پرورش و نظریه تفسیری مایکل یانگ

  

به اعتقاد بسیاری از جامعه شناسان، شکاف میان جامعه شناسی آموزش و پرورش جدید و آموزش و پرورش سنتی، نوعی تغییر پارادایم یا انقلاب در جامعه شناسی محسوب می شود. اگرچه نخستین نشانه های پیدایش رهیافت جدید به آغاز اصلاحات مدرسه در دهه 1990 در انگلستان برمی گردد. اما اغلب چنین گفته می شود که ظهور کامل آن رهیافت در اوایل دهه 1970 رخ داد. پیش از این جامعه شناسی آموزش و پرورش در انگلستان به شدت متوجه مساله عدالت اجتماعی و اتلاف استعدادها در مدرسه بوده و تحت تاثیر چارچوب کارکردگرایی ساختاری (پارادایم قدیم) قرار داشت.

 

 در حالی که جامعه شناسی آموزش و پرورش جدید دیدگاه کارکردگرایانه در مورد جامعه، دانش و رفتار انسان را رد و نسبت به فهم الگوهای ارتباطی که ساخت اجتماعی واقعیت را شکل می دهند، ابراز علاقه کرده است. در این دیدگاه، جامعه یک هویت پویا تصور می شود که روابط اجتماعی ناشی از کنش و واکنش زنان و مردان آن را شکل می دهد. بدین سان، این دیدگاه به انسان به عنوان موجودی فعال می نگرد. در صورتی که در دیدگاه کارکردگرایی مردم صرفاً اجراکنندگان نقش های اجتماعی از قبل تعیین شده، تصور می شوند به علاوه این حوزه بر این موضوع تاکید می کند که ما نیازمند برداشت خود از واقعیتی که مبتنی بر شعور عامیانه (Knowledge and control) است، هستیم. یعنی این که حوادث و موقعیت های اطراف خود را دیده و به آن ها واکنش نشان دهیم. در حوزه آموزش و پرورش این به معنای مطالعه فرآیند تعامل در کلاس درس، استفاده از شناخت، محتوای آموزش، فضای کلاس درس و نظایر آن است.

  

 

 

یانگ توجه محققان را به عوامل ساختاری که در چارچوب مدرسه مورد غفلت واقع شده بودند، جلب کرد. بدین ترتیب این ایده مطرح شد که از آنجا که شناخت دارای ساخت اجتماعی است لذا می تواند براساس نیت آدمی تغییر یابد. به نظر وی، اصلاحاتی که ما در بحث از فرآیندهای آموزشی به کار می بریم، مطلق نیستند بلکه محصول کنش آدمی در شرایط تاریخی خاصی اند. پس انسان، معانی را برای درک دنیای اطراف خود خلق می کند. به عنوان مثال هوش و خلاقیت هر یک مفاهیم و اصطلاحات نسبی هستند.

 

  به اعتقاد یانگ در واقع، جامعه شناسی تفسیری آموزش و پرورش بر ماهیت اجتماعی مقولات آموزشی و فرآیندهای اجتماعی تأکید می کند که از طریق آن ها این مقولات ساخته شده و حفظ می شوند. به تعبیر برنشتاین، دیدگاه جدید بر ویژگی های دانشی مدرسه، تأکید دارد در نتیجه برنامه درسی، نحوه تدریس و اشکال ارزیابی (امتحان) موردتوجه شدید این دیدگاه قرار می گیرند. برای مثال، در مورد عنصر برنامه ریزی درسی، اگر خواهان اعمال روش فعال و خلاّق فرد باشیم، باید الگوی برنامه درسی، الگوی مبتنی بر ـ دانش آموز به عنوان منبع اطلاعات ـ باشد. در چنین الگویی یادگیری واقعی، فقط زمانی رخ می دهد که دانش آموز شخصاً به سازمان دادن محتوای برنامه همت گمارد، تا به ساختن معنی و مفهوم اختصاصی برای محتوا نایل شود. البته با این تأکید که محتوا را باید شخص دانش آموز انتظام دهد.

 

  به عبارت دیگر، در روش های فعل پذیر (آموزش سنتی)، معلم دانش آموز را به برخورد انفعالی و سطحی با یادگیری ترغیب می کند و این بدان سبب است که درک عمیق دانش آموز از محتوا تحت الشعاع کمیت آموزش داده شده قرار می گیرد. این امر سبب می شود که فراگیری مهارت های ارزنده شناختی نیز مورد غفلت قرار گیرد. اما در روش فعال (خلاق)، دانش آموز می آموزد چگونه تعیین کننده جهت تعلیم و تربیت خود باشد و این قابلیتی است که زیربنای آموزش مستمر را تشکیل می دهد.

 

 

موضوع های اصلی مورد توجه در رهیافت تفسیری آموزش و پرورش

 

الف) مطالعه محیط های یادگیری: از آنجا که رهیافت تفسیری بر عوامل اجتماعی مۆثر بر فرایند تولید و کنترل شناخت تأکید دارد، لذا این پارادایم برای مطالعه شرایطی که در آن یادگیری روی می دهد، بسیار مناسب است. از این لحاظ سه جنبه حائز اهمیت است:

  1) رابطه سلسله مراتبی میان معلم و دانش آموز، ارتباط نمادین میان معلم و دانش آموز و شناختی که اساس تعامل میان آنهاست.

 2) تعامل در کلاس درس: در چارچوب رهیافت جدید، پیوند انتظارات معلم و عملکرد دانش آموز موردتوجه قرار می گیرد. طرفداران این دیدگاه معتقدند که بسیاری از ابعاد تعامل در کلاس درس موردغفلت قرار گرفته است. از جمله این که چگونه معلمان آگاهانه یا ناآگاهانه انتظارات خود را به دانش آموزان منتقل می کنند.

 3) زبان مورداستفاده در کلاس درس: اهمیت زبان در مطالعه عملکرد تحصیلی کاملاً آشکار است در این جهت از دستاوردهای رهیافت جدید، کمک به فهم رابطه میان زبان و موفقیت تحصیلی بوده است. زیرا یکی از فرضیات کانونی این دیدگاه این بوده که زبان با نحوه ادراک واقعیت اجتماعی ارتباط دارد. به عبارت دیگر، فرایندهای فکری افراد و تجربه آنها از جهان اجتماعی را شکل می دهد.

4) برنامه درسی: به اعتقاد یانگ، برنامه درسی در کانون توجه پیروان رهیافت جدید قرار دارد زیرا نهادهای تربیتی نه تنها پردازش کننده افراد، بلکه پردازش کننده شناخت نیز هستند. در این معنا، شناخت معنای گسترده تری یافته و هم شامل محتوای سرفصل های رسمی درس می شود و هم شامل ادراکات و اطلاعات در مورد جامعه و نحوه عملکرد آن است و این همان چیزی است که به آن برنامه ی درسی پنهان می گویند. بنابراین امروزه وقتی از تکنولوژی صحبت می شود مقصود آموختن راه و رسم زندگی روزمره نیست، بلکه تأکید بر فرهنگ غنی و قابلیت های دانش آموزان است.

 

 پیشتر مدرسه آشکارا بر حفظ و ارائه مجدد ارزش های سنتی تأکید داشت. لیکن تحولاتی که اخیراً به وقوع پیوسته اند، برای خلاقیت و شخصیت اهمیت خاصی قائل می شوند. زیرا اهدافی که مدنظر هستند، بهتر مشخص شده و در عین حال در سطوح مختلف رقابت را نیز پیش بینی می کنند، این هدف ها جهت ادامه تحصیل مطلوب را در کودکان بااستعداد مشخص می کنند.

 

 تنوع در برنامه ها و اهداف آموزشی بازگو کننده این نکته است که معلمان باید توجه بیشتری به منافع و روحیات کودکان مبذول دارند.چرا که در آموزش و پرورش آنچه که مهم است، بیدار کردن و پرورش دادن تمامی استعدادها و نیروهای ثمربخش انسان و هماهنگ کردن آن نیروهاست یعنی:

الف) هماهنگ کردن نیروهای باطنی یک فرد و رفع تضادها و تناقضاتی که در وی نهفته است، با ایجاد مهارت در رویارویی با این موانع و تضادها و معنادار کردن مشکلات و دشواری های زندگی.

 ب) به فعالیت درآوردن نیروهای هماهنگ، و یکپارچه کردن آن ها برای پیمودن راه.

 پ) هماهنگ کردن دستگاه های فعال تعلیم و تربیت جامعه ضمن هویت مستقل آن ها.

 ت) در این جا، قانون تربیت، همانا تن دادن به طبیعت کودک و فراهم آوردن شرایط و زمینه های مناسب است تا کودک همانگونه که می تواند و نه آنگونه که ما می خواهیم و یا او می خواهد، تربیت شود. در دیدگاهی نوین، آموزش و پرورش نمی تواند به جامعه و افراد تشکیل دهنده آن و همچین خواست ها و انتظارهای آن بی توجه باشد. «مانهایم» معتقد است که تعلیم و تربیت نمی تواند در خلأ صورت گیرد. وی مشتاقانه سعی داشت تا جامعه ای را که در آن به سر می برد، بشناسد. با تجزیه و تحلیل جامعه و طبقه بندی های آن خواهیم توانست برنامه تربیتی خود را برای نیل به جامعه ای جدید و بهتر تدوین کنیم. وی در کتاب انسان و جامعه اظهار می دارد:

 

 

 جامعه شناسان تعلیم و تربیت را صرفاً وسیله تحقق آرمان های انتزاعی فرهنگ؛ نظیر انسانگرایی، یا تخصص گرایی فنی تلقی نمی کنند، بلکه آن را بخشی از فرآیند تأثیرگذاری بر مردان و زنان می دانند. تعلیم و تربیت را فقط زمانی می توان فهمید که بدانیم فراگیران برای چه جامعه ای و برای کدام موقعیت اجتماعی تعلیم می بینند.

دیدگاهی که می تواند در راستای رهیافت تفسیری یانگ، معنا و فهم نوین پیدا کند. در نتیجه و به طور خلاصه می توان ویژگیهای آموزش و پرورش نوین را با توجه به دیدگاه تفسیری یانگ با اندکی تسامح در محورهای زیر خلاصه کرد:

 

1) مفهوم آموزش و پرورش نوین، فرآیندی درونی و فاعلی است که کشف و به کار انداختن نیروی خلاقه انسان و فعلیت بخشیدن به آن را دربر می گیرد.

2) آموزش و پرورش نوین از تنگنا و محدوده زمانی و مکانی (اینجا و اکنون) بیرون می آید و دامنه و گستره خود را در تعامل با ضرورتای جامعه جهانی توسعه و عمق می بخشد.

 3) در منطق تعلیم و تربیت نوین، هر کسی، مشخصاً حاکم و عامل ترقی فرهنگی و اخلاقی خویش خواهد بود و خودآموزی، خودرهبری و خودگرایی در فرآیند یادگیری تقویت می شود. در واقع فرهنگ ها و ارزش ها از نو بازسازی و بازآفرینی می شوند.

4) تعلیم و تربیت نوین و نوآور، تمامی ابعاد شخصیت و لایه های زندگی فردی و اجتماعی را دربر می گیرد. همان مفهومی که اخیراً سازمان یونسکو با عنوان «یادگیری گنج درون» بر چهار ستون: «یادگیری زیستن»، «باز هم زیستن»، «انجام دادن»، و «دانستن» معنا کرده است و اخیراً آن را در سه حیطه موسوم به سه (H) یعنی سر (Head)، قلب (Heart) و دست (Hand)، تعریف کرده است.

 

البته واضح است که بسیاری از مشکلات نظری که آموزش و پرورش سنتی با آن مواجه است در رهیافت تفسیری و جدید نیز وجود دارند. اما آنچه که در ارتباط با این دیدگاه حائز اهمیت است این است که هر الگویی و رهیافتی آنگاه مثمرثمر است که بتواند به رفع موانع و مشکلات نظام آموزش و پرورش در شرایط پیچیده کنونی فائق آید و زمینه را برای شکوفایی و نوآوری در نظام آموزش و پرورش فراهم کند.



موضوع مطلب : دانستی معلم / تربیتی / کودکان / نقش آموزش و پرورش
صفحات سایت
RSS Feed