آموزش ابتدایی
تحول نو در رشد ابتدایی
صفحه نخست            پروفایل مدیر سایت            پست الکترونیک   

روشهایی برای بهبود نوشتن

اهمیت نوشتن ونیاز به صحیح نوشتن در ایجاد ارتباط با دیگران بر کسی پوشیده نیست . در همین ارتباط از ابتدای آموزش رسمی خواندن و نوشتن به کودکانمان می آموزیم که چگونه بنویسند و چه اقداماتی در این باره انجام بدهند تا بتوانند آموخته های خود را در موقعیت های مختلف به کار گیرند .

مهمترین ماده ی درسی که این وضعیت را بر عهده دارد املای فارسی است . املا در لغت به معنی بر کردن و بر سر جمع گفتن و تقریر کردن مطلبی برای دیگران است . در زبان فارسی کلمه ای معادل املا و دیکته نداریم ولی می توانیم "از بر نویسی "یا "گفتار نویسی " را جایگزین کلمه املا کنیم . منظور این است که شخص گفته های دیگران را بدون دیدن آن ها بنویسد با توجه به اینکه درس املا مبنای علمی در یاد گیری سایر دروس است و توجه به این مهم یکی از ضروریات نظام آموزشی ماست و از طرفی روشهای متداول املا نمی تواند راه گشای مشکلات آموزشی در این درس باشد لذا در این مجموعه سعی شده است چند روش متنوع و جالب برای املا و تصحیح آن ارائه شود تا با یاری خدا و همکاری شما در افزایش توانمندی دانش آموزان تلاش شود .

 

۱- املا به صورت گروهی :به این شکل که بچه ها را به گروههای ۵ یا ۶ نفره تقسیم می کنیم و در هر گروه هر خط را یک نفر از اعضای گروه می نویسد و در انتها نمره گروهی می دهیم و آن املا در ژوشه کارها قرار می گیرد .

۲-هر گروه یک متن املا با کمک تمام اعضای گروه خود می نویسد و ما املای همه گروهها را جمع آوری کرده و می خوانیم و سپس با بهترین متن یک املا به کل کلاس می گوییم و یا از هر گروه یک ژاراگراف انتخاب کرده و املائ تلفیقی تهیه کرده و به کل کلاس می گوییم در این صورت متن املا را بچه ها تهیه کرده اند .

۳- بچه ها را گروه بندی می کنیم و سپس هر گروه یک متن املا را می نویسد و برای گروه دیگر می خواند تا آن گروه بنویسد که املائ گروه به گروه نام دیگر این املا است .

۴- در روشی دیگر ۱۰ کلمه ی مهم از درس انتخاب می کنیم و از بچه ها در گروهها می خواهیم که هر کدام جمله ای را در ارتباط با درس بنویسند و از کلمات مهم مورد نظر استفاده کنند و هر گروه جملات خود را در کنار هم گذاشته و یک متن کوتاه و زیبا بسازند .

۵-در مواقعی که شاگردی ضعیف است و در  املا پیشرفت چندانی ندارد می توان د ر هنگام املا دانش آموز ضعیف را کنار دانش آموز قوی نشاند تا بعضی از لغات را که برایش مشکل است با مشورت بنویسد در نتیجه دانش آموز ضعیف هم آن لغات را به خوبی به ذهن می سپارد و هم با افت نمره مکرر مواجه نمی شود . البته این روش نباید مکرر و همیشگی باشد .

۶- در هنگام تصحیح املا معلم شکل صحیح لغات را نمی نویسد و دانش آموز خودش لغت صحیح را از کتاب پیدا می کند و بعد ما به آن نمره می دهیم یعنی ابتدا دور کلمات اشتباه خط می کشیم و صحیح آن را بچه ها می نویسند و ما به صحیح نوشتن مجدد آن ها نمره می دهیم .

 

۷- روش دیگر این است که معلم متن املا را از قبل برای بچه ها بخواند ولی بچه ها چیزی ننویسند و فقط گوش کنند .

۸- بعد از املا هم متن املا دوباره خوانده شود تا چنانچه دانش آموزی کلمه ای را ننوشته بتواند آن را بنویسد .

۹- در روش دیگر می توان به صورت شفاهی املا گفت تا فرا گیران لغات مهم آن را در هوا هجی کنند و بنویسند .

۱۰ - نوع دیگر املا می تواند چنین باشد که هر فراگیر لغاتی را که خوانده می شود  پشت لباس فرد جلو یی بنویسد و دانش آموز جلویی از حرکت انگشت فرد عقبی بتواند لغات را بفهمد و بنویسد که این یک نوع بازی و املا است .

۱۱-در روش دیگر به بچه ها می گوییم روز نامه با خود به کلاس بیاورند و لغات را ببرند و از لغات بریده شده یک بند املا برای ما درست کنند و بر روی ورقه بچسبانند (این روش می تواند به صورت گروهی هم انجام پذیرد .

۱۲- می توان املایی را به صورت پلی کپی بدون نقطه یا بدون تشدید و یا به صورت لغات ناقص به دانش آموزان داد تا آن ها در جای مناسب نقطه یا تشدید بگذارند یا کلمه ی ناقص را کامل کنند .

 ۱۳- روش دیگر املا می تواند به صورت تصویری باشد به این صورت که یک تصویر به فراگیران نشان می دهیم واز آنان می خواهیم که نام آن را بنویسند .

۱۴-املای تقویت حافظه : بدین صورت که معلم متنی را روی تخته می نویسد و سپس متن را برای دانش آموزان می خواند و سپس روی نوشته هایش را پرده می کشد و بچه ها باید هر آنچه از متن فهمیده اند را بنویسند . سپس معلم پرده را از روی نوشته ها کنار می زند و بچه ها متن خود را با متن تخته مقایسه می کنند و به خود اتیاز می دهند .

۱۵- روش دیگر می تواند استفاده از آینه باشد . به این ترتیب که کلمات را بر عکس بنویسیم و بچه ها با آینه درست آن ها را ببینند و بنویسند و یا صحیح آن ها را بخوانند .

۱۶-املای آبکی :روش دیگر استفاده از آب و حیاط مدرسه است . در این روش بچه ها کلماتی را که معلم می گوید (به صورت انفرادی ) با آب پاش روی زمین می نویسند .

۱۷ روش دیگر در تصحیح املا این است که فرا گیران با شکل صحیح غلط هایشان جمله بسازند و یا از لغات مهم ومشکل درس جمله بسازند .

۱۸- کلمات مهم یا مشکل درس را با خمیر بازی درست کنند .

۱۹-با کلمات مشکل هم خانواده یا هم معنی درست کنند .

۲۰-برای جلو گیری از ایجاد عادت در شنیدن صدای معلم آموزگار از همکار خود بخواهد تا گاهی اوقات متن املا را برای غراگیرانش بخواند.

۱- دانش آموزان می توانند برای اولیای خود یا هر فرد با سواد دیگر در خانه املا بگویند و آن املا را تصحیح کنند تا تمرین و تکرار بیشتری برایشان باشد .

۲۲-روش قبل را می توانند برای هم کلاسی های خود نیز انجام دهند

۲۳- دانش آموزانی که والدین بی سواد دارند می توانند صدای خود را ضبط کنند و سپس از نوار کاست املا بنویسند .

۲۴- معلم لغاتی را بر روی مقوا می نویسد و آن را به تخته نصب می کند و زمان کوتاهی وفت می دهد تا فراگیران کلمات را به دقت نگاه کنند سپس مقوا را برداشته و بچه ها هر چند تا کلمه که در ذهنشان مانده می نویسند و سپس معلم به صحت و دقت فراگیران وتعداد لغاتی که نوشته اند نمره می دهد .

۲۵- روش دیگر نوشتن املا با گچ کف حیاط مدرسه است که این کار می تواند هم انفرادی و هم گروهی انجام پذیرد .(البته برای آموزش نظافت به فرا گیران باید حیاط مدرسه به صورت گروهی تمیز شود. )

معلم می تواند املا را بر روی چندین  کارت بنویسد و این کارتها را بین گروهها تقسیم کند تا تمام گروهها کارتها را ببینند و سپس کارتها را جمع کرده و املا بگوید .

لازم به ذکر است که این روشها پیشنهادی بوده و نباید هیچ روشی بیش از حد و به صورت تکراری در کلاس استفاده شود چون ارزش آموزشی خود را از دست می دهد و فراموش نکنیم که هدف ما از املا آموختن است نه مچ گیری از دانش آموزان .

                             "  بر گرفته از کتاب اختلالات دیکته نویسی مصطفی تبریزی "

 

 

طراحی مدل آموزشی املا براساس نظری های برنامه ریزی درسی

 

 مولف : یحیی بیات

مقدمه

 

املا یکی از مواد درسی مهم در برنامه ی آموزش رسمی کشور بوده واز ارکان مهم زبان آموزی در دوره ی ابتدایی است ،و مهمترین هدف آن آموزش صحیح نوشتاری کلمه ها وجمله هاست.از آموخته های املا فراگیران در سراسر زندگی در قالب ارتباط نوشتاری استفاده می کنند. چنانچه ارتباط نوشتاری بین افراد با غلط املایی همراه باشد ارتباط زبانی  بین آنها به خوبی بر قرار نخواهد شد.

نظام نوشتاری فارسی به جهت ویژگی ها و خصوصیات خاص خود از جمله حروف مختلف در مقابل یک صدا،دندانه ،نقطه و اتصال و انفصال.... نیازمند توجه خاص برای آموزش نوشتن (املا) می باشد. املا نیز همانند درس های دیگر دارای دو بعد می باشد:

الف- بعد آموزشی             ب-   بعد آزمونی

بعد آموزشی املا در کلاس ها کمتر مورد توجه معلمان است وتاکید عمده آنها بر آزمون املا است. این مشکل از این ناشی می شود که به  روش های آموزشی املا در کتاب های مراکز تربیت معلم به صورت گذرا اشاره شده است، ودر دوره های آموزشی معلمان نیز به آموزش املا توجه نشده است. در این مقاله سعی بر این است که بااستفاده از نظریه های برنامه ریزی درسی  مدل های مؤثرآموزشی املا طاحی شود،تا از این طریق به معلمان در آموزش املا کمک گردد. 

 

 

 

 

چکیده

نظریه های برنامه ریزی در تجزیه و تحلیل برنامه های درسی و راهنمای کلی در تدوین برنامه های آموزشی به منظور کمک به یاد گیرندگان و مربیان مورد استفاده قرار

می گیرند. هر راهکار اجرایی، بر مبنای آنها می تواند معنا و مفهوم خاص خودرا پیدا کند .بدین معنی ، داشتن پشتوانه نظری برای هر برنامة اجرایی در نظام آموزشی آن راقابل دفاع می کند. توجه به نظریه ها ودیدگاه ها در نظام آموزشی یک مسأ له ضروری است و به عنوان یک تکلیف همیشگی است. زیرا بدون تکیه بر نظریه ها رسیدن به اهداف مطلوب تا حدی نا ممکن خواهد بود. چون دامنةو گسترة علم در حال گسترش است و به تبع آن فلسفة آموزش و پرورش نیز تغییر می کند ، بنابراین لازم است از هر چند گاهی به ارزیابی جایگاه خود در بین دیدگاهها بپردازیم تا از این طریق وفاق وهمسویی بین عملکردهای خود و نظریه ها ایجاد نماییم .در این مقاله کاربرد های آموزشی هفت نظریه مطرح در برنامه ریزی درسی به اختصار توضیح داده می شود ودر پایان ، نظریه ها را در حوزة یک درس مهم (املا) مورد بررسی قرار داده و الگوی آموزشی آن ارایه شده است .بکارگیری الگو می تواند معلمان و دانش آموزان را در یاد گیری و آموزش املا کمک نماید. بررسی دید گاههای مطرح شده در حیطه برنامه ریزی زمینه ی طراحی مدل آموزشی املا را فراهم می کند. دید گاهها مبنایی برای تدوین و شیوه ی اجرای برنامه هاست .

دیکته یکی ازمواد درسی مهم در مقطع ابتدایی است با این حال هیچ برنامه ا ی منسجم وعلمی به آن ارائه نشده است.مدل آموزشی املادراین مقاله عبارت از:

شنیدن             ادراک                 باز شناسی                       نوشتن

بررسی اجمالی نظریه های برنامه ریزی درسی

نظریه رفتاری:

نظریه رفتاری دردهه های گذشته تاثیرزیادی درآموزش وپرورش داشته است . معروفترین نظریه پردازاین دیدگاه اسکینر1است . این نظریه ازسه مؤلفة شرطی کنشگر2 ، شرطی متقابل3 وآموزش وپرورش قابلیت مدارتشکیل گردیده است،که به اختصار هریک توضیح داده می شود.

الف-شرطی کنشگر:

کاربردهای آموزشی شرطی کنشگر:

اهداف آموزش وپرورش :شکل دادن به رفتارمطلوب و کاستن از رفتارنا مطلوب

تلقی نسبت به فرآیند یادگیری:

کسب رفتارهای تازه توسط فراگیران بنابراین معلم با تغییر برنامه تقویت کننده ها به رفتارهای فراگیران شکل می دهد.

تلقی نسبت به یاد گیرنده : یادگیرنده در ارتباط با کنترل محیطی معنی می یابد.   

تلقی نسبت به فرآیندآموزش : معلم با دستکاری تقویت کننده ها به رفتار دانش آموزان شکل می دهد. تأکید بر تقویت کننده های مثبت است .

تلقی نسبت به محیط یادگیری: محیط یادگیری دارای ساختار بسته و غیر منعطف است و کلیه مراحل و توالی آن از قبل تعیین شده است.

نقش معلم : معلم صرفاً  در جریان یاددهی-  یادگیری نقش طراحی برنامه ارائة تقویت کنندها را بر عهده دارد.

تلقی نسبت به شیوة ارزشیابی از آموخته ها : ارزشیابی متمرکز بر رفتارهای مشخصی است که از قبل تعیین شده اند. لذا در جریان ارزشیابی توجه به اهداف، آغاز وپایان برنامه است.

ب- شرطی متقابل:

  کاربردهای آموزشی آموزش و پرورش قابلیت مدار:

اهداف آموزش و پرورش : کسب قابلیت های خاص در حیطة شناختی ، عاطفی و روانی – حرکتی توسط دانش آموزان است.

تلقی نسبت به یادگیری : یاد گیری شامل واکنش نشان دادن در مقابل محرکها ست که قابلیت های مورد نظر را شامل می شود. یعنی به سطح مورد نظر در توانائیها و قابلیت های مشخص شده برسد. چون قابلیت ها از قبل تعیین می شوند پس براحتی می توان در مورد یادگیری فضاوت نمود.

تلقی نسبت به یادگیرنده: فراگیر فردی است که قادر است در کسب قابلیت های گوناگون موفق شود.

تلقی نسبت به محیط یادگیری : محیط یادگیری از قبل تعیین شده و ساخت بسته ای دارد.

ودراکثرموقعیتها برای آموزش انفرادی سازمان دهی می گردد. محیط بایستی به شیوه ای طراحی شود که مشوق رشد تواناییها باشد.

تلقی نسبت به فرآیند ‏آموزش به به توالی آموزش شامل:

1-      شناسایی قابلیت های مطلوب و نتایج رفتاری .

2-      طراحی آموزش به منظور انتقال برنامه و دستیابی به هدفها .

3-      ارزشیابی از طریق آزمونهای مبتنی بر معیار به منظور تعیین ذستیابی به قابلیتها.

نقش معلم: معلم در جریان یاددهی – یاد گیری قابلیتها را تعریف کرده و طراحی آموزشی خود را به براساس آنها تدوین می کند. تا بتواند به سطح مطلوب قابلیت دست یابد. هدف دیگر معلم ایجاد قابلیتهای متفاوت در دانش آموزان است.

تلقی نسبت به شیوة ارزشیابی : برای ارزشیابی قابلیت های ایجاد شده از آزمونهای استاندارد استفاده می شود.

 

نظریة موضوعی (دیسپلینی )       

کاربرد های آموزشی نظریه ی موضوعی

هدف های آموزش وپرورش: تسلط فراگیران به مهارتهای پایه مثل: خواندن ،نوشتن و حساب کردن در دورة ابتدایی و موضوع هایی نظیر ادبیات ،علوم تجربی ،ریاضیات ، تاریخ و زبان دردورة منوسطه

تلقی نسبت به فرآیند یادگیری: به خاطر سپردن دانش و یادگیری در حد تسلط بر مهارتها است.

تلقی نسبت به یادگیرنده : یادگیرنده بایستی خود را یادگیری موضوع سازکار نماید. چون دروس بر اساس ماهیت وتوالی خویش عرضه می شوند.بنابراین به نیازها و علایق دانش آموزان چندان توجهی نمی شود.

نلقی نسبت به فرآیند آموزش: آموزش آشکار سازی[1] از طریق سخنرانیها و تمرین ومباحثه به فراگیران .

نلقی نسبت به محیط یادگیری: محیط یادگیری تحت کنترل معلم است پس دارای ساخت بسته واز پیش نعیین شده است.

نقش معلم: معلم در جریان آموزش مرجع اصلی است و بایستی در رشته تدریس خویش تسلط لازم و کافی به موضوع درسی داشته باشد.

ارزشیابی از آموخته ها : هدف ارزشیابی سنجش میزان تسلط فراگیران به موضوع درسی است ، بنابراین آزمونها معمولا تکیه بر به خاطرآوردن معلومات دارند.

نظریة اجنماعی

این دیدگاه به تجربه ی اجتماعی تأ کید می کند وفراگیران در بستر اجتماعی آموزش داده می شوند. بنابراین برنامه ها و شرایط متناسب با این بستر تدوین می گردد. در این نظریه رویکردها ی فرعی مثل انتقال فرهنگی ،دمکرانیک و تغییر اجتماعی مطرح است که در هر رویکرد حیطه و دامنه عمل با هم فرق می کند.

کاربردهای آموزشی نظریة اجتماعی

الف- انتقال فرهنگی :

1-      هدفهای آموزش و پرورش :تلقین ارزشها و نقش هایی که در یک فرهنگ خاص  اهمیت اساسی دارد.

2-      تلقی نسبت به فرآیند یادگیری: یاد گیری جریانی است که درطی آن فراگیران خود را با انتظارات مدرسه و جامعه تطبیق می دهند. وآنچه را می آموزند که از آنها انتظار می رود.

3-      تلقی نسبت به یاد گیرنده: فراگیر در نقش انفعالی است و بایستی ارزشها ومسا یل ارایه شده به او را یاد بگیرد. 

4-      تلقی نسبت به فرآیند آموزش: آموزش به صورت مستقیم ((از معلم به فراگیر)) بوده و فراگیر تحت کنترل و فرمان یاد دهنده است .همچنین در جریان آموزش بر الگوبرداری تأکید زیاد می شود .       

5-      تلقی نسبت به محیط یادگیری: محیط یادگیری انعطاف لازم را ندارد وتمام جریان آمو.زش و محیط آن تحت کنترل شدید معلم است .

6-      نقش معلم : وظیفه اصلی معلم انتقال  دانش، ارزش ها و به عنوان الگو برای دانش آموزان است، بنابراین دارای منش و شخصیت مطلوب از نظر جامعه باشد.

7-      تلقی نسبت به ارزشیابی آموخته ها : امتحان و ارزشیابی وسیله ای است برای  پی بردن به میزان  دستیابی فراگیران به مهارتها و معلومات، بنابراین ارزشیابی شامل مواردی باشد که مهارتهای اجتماعی را ارزشیابی کند.

ب- شهروندی دمکراتیک :

1-      هد فهای آموزش و پرورش : احترام به ارزشهای دمکراتیک و مهارت در تجزیه و تحلیل تضادهای ارزشی ، مهارت گفتگو ومفاهمه.

2-      تلقی نسبت به فرآیند یادگیری: یاد گیری به صورت یک فرآیند تعاملی است و زمانی بهتر انجام می گیرد که یاد گیرنده در تضادها و مسائل معما گونه اجتماعی

غوطه ور گردد.کلاس درس آماده برای بررسی مسائل و مناظره دربارة سیاستهای جامعه باشد.   

 تلقی نسبت به یادگیرنده: توان به کارگیری استعداد عقلانی خویش در برخورد با مسائل مربوطه به سیاستهای اجتماعی

1-      تلقی نسبت به فرآیند آموزش :آموزش طی یک جریان خاص انجام می گیرد که عبارت از:

1-      1-معرفی مطالعه موردی

2-      1-مشخص کردن تضادهای ارزشی و حقایق و اطلاعات و راههای برخورد با آنها

3-      1-اتخاذ تصمیم دربارة موانع و مشکلات

4-      1- با بکارگیری روش مباحثه هر یک از دانش آموزان دربارة مدافع خود تفکر می کنند .

5-      1-تجزیه نظر در مواضع خود و یا تحکیم آن

2-      تلقی نسبت به محیط یادگیری: در محیط یاد گیری بایستی از فیلم, روزنامه و .... برای دانش آموزاستفاده گردد.

3-      نقش معلم : ایجاد فضای عاطفی در کلاس برای ترغیب دانش آموزان به مباحثه

4-      تلقی نسبت به ارزشیابی آموخته ها: سنجش میزان تبیین مسایل از سوی دانش آموز

تغییر اجتماعی

1-      هدفهای آموزش وپرورش : درگیر ساختن دانش آموز با مباحث و موضوعات اجتماعی و پرورش مهارتهای مربوطه به حضور مؤثر در تغییر اجتماعی

2-      تلقی نسبت به فرآیند یاد گیری:یاد گیری بایستی به طور مستقیم با مسائل اجتماعی ارتباط پیدا کند و به فراگیر آموزش داده شود که در تغییر اجتماعی ایفای نقش نماید.

3-      تلقی نسبت به یادگیرنده: یاد گیرنده عامل و کار گزار تغییر است.

4-      تلقی نسبت به فرآیند آموزش :آموزش  در این دیدگاه طی توالی زیر انجام می گیرد:

1-4 - شناسایی مسائل توسط دانش آموز

2-4 – ارائه راه حل های مختلف

3-4- آوردن دلالتهای اخلاقی ، اجتماعی و حقوقی برای هر یک از راه حل ها

4-4- گزینش یک راه حل

5-4- اجرای راه حل در مدرسه یا محله

6-4- ارائه گزارش نهایی از نتایج راه حل اجرا شده و تجزیه و تحلیل اثر بخش آن

5- نقش معلم :     یاری دانش آموزان در انجام فعالیت ها و فراهم ساختن امکانات لازم از وظایف اصلی معلم بوده همچنین رابط بین مدرسه و جامعه است.

6-تلقی نسبت به ارزشیابی :مشاهدة دانش آموزان در حین انجام فعالیت ها و

قضاوت در مورد میزان مهارتهای کسب شده

نظریة رشد گرا

کاربرد آموزشی نظریة رشد گرا

1-      هدفهای آموزش وپرورش : حرکت تدریجی به سطح بالاتر رشد، پرهیز از توقف یا سکون در یک مرحله تلفیق ابعاد مختلف رشد مانند شناختی ، اخلاقی و شخصیتی

2-      تلقی نسبت به فرآیند یاد گیری : یاد گیری به رشد مرتبط است .یادگیری زمانی اتفاق می افتد که تکلیف ها یا مسائلی که محرک دستیابی دانش آموز به الگوی جدید تفکر است  به او عرضه شود . یاد گیری شامل فرآیندی است که در آن تعامل بین یاد گیرنده و محیط اتفاق می افتد .

3-      تلقی نسبت به یاد گیرنده : یاد گیرنده عنصرفعالی است که به طور مستمر به ساختار بخشی و تجدید ساختار تفکر خود مشغول است .

4-      تلقی نسبت به فرآیند آموزش :

1-4- آگاهی معلم و درک و فهم او از سطح رشد دانش آموزان

2-4- ارائه تکلیف یا معما به دانش آموزان

3-4-تکامل  دانش آموزبا تکلیف یا معما با کمک معلم

5-      تلقی نسبت به محیط یادگیری : محیط یاد گیری باید با سطح رشد دانش آموزان سازگازی داشته باشد . موارد و منابع آموزشی باید با تکلیف های رشدی که مناسب تشخیص داده شده است مرتبط باشد.

6-      نقش معلم :معلم به عنوان یک راهنما بوده و سازمان دهندة محیط یاد گیری است و منابع و موارد مناسب آموزشی بایستی توسط معلم گرد آوری شود. همچنین معلم همواره با طرح سوال دانش آموزان را به تفکر تشویق می کند .

7-      تلقی نسبت به ارزشیابی :یادگیری به صورت تکوینی و تراکمی (پایانی ) ارزشیابی می شود . در شکل تکوینی آن معلم به مشاهده شیوة برخورد فراگیران با تکالیف و معما ها می پردازد. ودر شکل پایانی آن محیط بطورکلی بررسی شده تا مشخص گردد که رشد محقق شده است.

نظریة فرآیند شناختی

کاربرد های آموزشی نظریة فرآیند شناختی :

1-      اهداف آموزش و پرورش : پرورش مهارتهای فکری نظیر استنباط کردن , تفکر نقاد، فرضیه سازی ،تفکر جانبی

2-      تلقی نسبت به فرآیند یاد گیری :  فرآیند یاد گیری به صورت استقرایی و تفکر جانبی است .

3-      تلقی نسبت به یاد گیرنده : یاد گیرنده فردی است که فعالانه اطلاعات را دستکاری می کند و با استفاده از اطلاعاتی که با آن مواجه می شود در جستجوی معناست .

1-      تلقی نسبت به فرآیند آموزشی : آموزش بر اساس فراگیر محوری واز جزء به کل می باشد .

2-      تلقی نسبت به محیط یادگیری : محیط حاوی مواد و منابع آموزشی است که مشوق فرآیند های شناختی گوناگون باشد .

3-      نقش معلم : وظیفه اصلی معلم ایجاد فرصت در کلاس برای فراگیران جهت تفکر است

4-      تلقی نسبت به ارزشیابی از آموخته ها :در این نظریه فرآیند ها و مهارتهای شناختی در کانون ارزشیابی قرار دارد . لذا ارزشیابی در بر گیرندة مسائلی است که دانش آموزان برای حل آنها باید از مهارتهای گوناگون فکری استفاده کنند .

نظریة انسان گرایانه

 

کاربردهای آموزشی نظریة انسان گرایانه

1-      اهداف آموزش و پرورش : رشد خود پنداری مثبت و مهارتهای میان فردی

2-      تلقی نسبت به فرآیند یاد گیری : یاد گیری در اکثر موقعیت ها جهت گیری شخصی دارد یعنی مفاهیم و مطالب آموزشی می بایست فرا خور حال فراگیران بوده و به طور فردی با ویژگیهای آنها متناسب سازی شده باشد. 

3-      تلقی نسبت به یادگیرنده : فراگیران عناصری قادر و قابل اعتماد هستند چنانچه شرایط تسهیل کنندة لازم فراهم شود .آنها قادرند استعداد های خود را به فعلیت در آورند  .

4-      تلقی نسبت به فرآیند آموزش : در این نظریه گاهی مفاهیم آموزشی ساخت از قبل مشخص  شده دارد ودر برخی موارد نیز دارای ساخت از قبل تعیین شده نیست. در فرآیند آموزش دانش آموزان دربارة آنچه در کلاس اتفاق می افتد حق انتخاب دارند.

5-      تلقی نسبت به  محیط یادگیری بایستی بدور ازهر گونه خطر و تهدید برای دانش آموز باشد و فضای سرشار از اعتماد در کلاس ایجاد شود.

6-      نقش معلم : در این نظریه معلم بخشی از جریان یادگیری درکلاس بوده و خود یک یادگیرنده نیز می باشد .همچنین معلم در مهارتهای ارتباطی به عنوان الگو برای دانش آموزان است .

7-      تلقی نسبت به ارزشیابی آموخته ها : هد ف عمدةارزشیابی ارائه بازخورد به دانش آموزو یاری رساندن وی می باشد.

نظریه ماورای فردی

کاربردهای آموزشی نظریةماورای فردی

1-      اهداف آموزش وپرورش :استعلا , پرورش مهارتهای شهود و تفکر خلاق است.

2-      تلقی نسبت به فرآیند  یاد گیری : یاد گیری به هشیاری ((آگاهی )) به ویژه به خود آگاهی مربوط است . بطور کلی آموزش وپرورش ماورای فردی در تلاش برای هشیار کردن فرد دربارة نحوة نگاه او به جهان هستی است .

3-      تلقی نسبت به یاد گیرنده :چو نگاه به یاد گیری کل گرایانه است .بنابراین یاد گیرنده به منزله فردی نگریسته می شود که دارای مجموعه ای از نیازهای مرتبط با یکدیگر است (فیزیکی ,شناختی , عاطفی , روحانی ) این ابعاد هر کدام به منزلة جزئی از یک کل است و به یاد گیرنده  به مشابه جزئی از محیط بزرگتر که در     تقابل با آن است توجه می شود .

4-      تلقی نسبت به فرآیند آموزش : در این دیدگاه الگوی خاص مورد توجه نیست و فرآیند آموزش به تبع رویکرد های مختلف تغییر می کند . ولی بطور عمومی روشهای مانند تجسم , تمرکز یابی و فعالیتهای حرکتی برای کمک و تشویق دانش آموزان در جهت به کارگیری استعداد و ظرفیت درونی آنها استفاده می شود.

5-      تلقی نسبت به محیط یاد گیری : محیط یادگیری باید پشتیبان رشد شهود در ارتباط با قابلیتهای  عقلانی باشد . بنابراین بسیاری از محیط های مساعد آموزش وپرورش ماورای فردی از هنر های مختلف به صورت درهم تنیده استفاده  می کنند .

6-      نقش معلم : ابتدا معلمان بایستی ظرفیت های درونی خود را تقویت نمایند تا بدین ترتیب دانش آموزان نسبت به ابعاد ماورای فردی با گشودگی و پذیرش بیشتری مواجه شوند. .پس معلم از فنونی مانند تجسم ، تمرکز یابی استفاده می نمایند ،نقش دیگر معلم آفرینش محیط سرشار از همدلی و محبت در کلاس است.

7-      تلقی نسبت به ارزشیابی آموخته ها : گرایش ارزشیابی به سوی رویکرد های تکوینی , باز پاسخ و کل گراست.

نظریة فرا دیدگا هها

 

کاربردهای آموزشی نظریة فرادیدگاهها

1-      اهداف آموزش و پرورش : پرورش مهارتهای مربوط به نغییر اجتماعی،خود پندارندة مثبت و تفکر خلاق

2-      تلقی نسبت به یادگیری : یادگیری کل گرایانه بوده و با ادراک دانش آموزان ارتباط دارد .

3-      فرآیند آموزش : در گیر ساختن فراگیران با مسائل و تمرکز یابی بر روی مسائل و موضوعات

4-      ارزشیابی : ارزشیابی مستمر و انعطاف پذیراست یعنی از الگوی خاصی به تنهایی و به دفعات مختلف استفاده نمی گردد بلکه در شرایط و موقعیتها الگوی آنها تفاوت می کند .

جمع بندی و ارائه ی مدل های آموزشی املا

در این گزارش علمی 7 نظریة برنامه ریزی درسی مورد بحث وبررسی قرارگرفت در بررسی نظریه ها سعی  بر آن بوده که جنبه های کاربردی آن ها انتخاب گردد . نظریه ها، به فرآیند آموزش و برنامه های درسی از دیدگاه خاصی توجه می کنند. بنابراین از دید هر نظریه عناصر یاددهی – یاد گیری به گونه ای خاص تفسیر می گردند و تأکیدات آنها نیز بر مواردی از عناصر نظام آموزشی است . لذا به تبع هر نظریه روشهای آموزشی ، محتوای درس ها و ارزشیابی به گونه ای خاص تغییر می یابند . در این مقاله تلاش می گردد تظریه ها ی بحث شده را دریکی از برنامه های درسی ((دیکته )) بکار بگیریم . قبل از آن به هفت رویکرد یاد گیری و برنامه درسی به صورت کلی بر اساس نظریه ها پرداخته می شود :

رویکرد اول :تسلط یافتن دانش آموزان به موضوعهای درسی پایه و دیسیپلین ها در برنامة درسی مورد تأکید است . در مقطع ابتدائی  به مهارتهای پایه اولویت اول و تربیت بدنی ، مطالعات اجتماعی و هنر در اولویت دوم توجه می گردد . در دبیرستان دانش آموزان به مطالعة دیسیپلین های پایه مانند ریاضی ، علوم تجربی ، زبان وتاریخ می پردازند   .

رویکرد دوم : این رویکرد متکی بر یک مفهوم پردازی رشد گرایانه بوده و مبتنی بر این فرض است که افرادمراحل مشخصی را در فرآیندرشد پشت سر می گذارند عدم اطلاع معلمان و بر نامه ریزان از مراحل، یاد گیری را دچار مشکل می کند .

رویکرد سوم : در این رویکرد دانش آموز به طوراساسی یک موجود اخلاقی تلقی

می شود و به دانش آموز به منزلة جزئی از بستر اجتماعی  بزرگتر نگریسته می شود .

پس باید مهارتهایی را کسب نماید تا بتواند در این بستر اجتماعی نقش و مشارکت داشته باشد .

رویکرد چهارم : در این رویکرد به کسب قابلیت های خاص به وسیله دانش آموزان تأکید می شود. در این رویکرد یاد گیری برنامه های درسی به واحد های کوچک و قابل دفاع تقسیم می شوند. تا دانش آموزان بتوانند به مهارتهای گوناگون تسلط پیدا کنند .

آموزش برنامه ای و آموزش انفرادی از عمده ترین روشهای یاد گیری است . ارزشیابی از آموخته ها به وسیلة آزمون های ملاک- مرجع امکان پذیر می باشد .چون میزان دستیابی دانش آموزان به قابلیتها را می سنجد . برنامه درسی معمولاً بصورت بسته یا کیت ارائه می شود .

رویکرد پنجم : این رویکرد نگرش کل گرایانه به فراگیران دارد . تلاش می شود تمامیت وجودی فراگیران شامل ابعاد فیزیکی ، عاطفی ، عقلانی ، زیبا شناختی ، اخلاقی و روحانی  رشد و  توسعه یابند . معلمان تلاش می کنند تفکر تحلیلی و تفکر شهودی را به یکدیگر تلفیق نمایند .

رویکرد ششم : تأکید اصلی این رویکرد بر رشد مهارتهای عقلانی است ، این رویکرد فرآیند مدار می باشد . زیرا تلاش می گردد تعدادی ازمهارتهای شناختی را تسهیل نمایند . از مهارتهای حل مسأله جهت اعتماد به نفس در تجزیه و تحلیل مسایل و ارزشیابی استفاده می شود. برنامه های درسی طیف گستردهای از شبیه سازی ها و بازی هاست که تفکر را ترغیب می نمایند .

رویکرد هفتم : پرورش خود پندارمثبت فردی و مهارتهای بر قراری ارتباط با دیگران تکیه اصلی بر رشد شخصی ودرهم تنیدگی فردی است . این رویکرد با استفاده از تجربه های آموزشی و تمرین های گوناگون تلاش می کند احساس سلامت و خوشامد عاطفی را در فرد پرورش دهد . از مدرسه و کلا س به منزلة مکانی جهت فراهم کردن تجربه های حیاتی و غنا بخش استفاده می گردد .

نظریه ها، دیدگاه کلی و ساختاری رادر برنامه های آموزشی مطرح می سازند ،رویکردها

روشهای بکار گرفته در نظریه هاست و سمت وسویی که نسبت به اموردارند را تعیین می کنند. در این گزارش ابتدا نظریه ها  و سپس رویکرد های آنها بررسی شد. در این قسمت  سعی می شود .مفاهیم و مطالب گفته شده به یکی از برنامه های درسی ارتباط داده می شود . از میان فهرستی از برنامه ها ی درسی , املا نقش اساسی در سرنوشت تحصیلی دانش آموزان دارد واز آغاز تحصیل تا پایان به دانش آموزان آموزش داده می شود. بدین جهت این مادة درسی انتخاب می گردد. همچنین برنامة مشخصی برای آموزش آن اعمال نمی گردد . از میان مقاطع تحصیلی دورةابتدایی مد نظر می باشد .و تلاش می گردد که این برنامة درسی باتوجه به نظریه ها ورویکردها نقد وبررسی شود.

 

نظریه ی شرطی کنشگر بر تقویت کننده ها در شروع آموزش تاکید می ورزد. در این نظریه  ، آموزش بایستی به گام های کوچک تقسیم گردد. بنابر این در آموزش املا ابتدا باید از حروف و کلمه برنامه را آغاز کرد یعنی بایستی دانش آموزان در ابتدا به تکمیل حروف افتاده از یک کلمه اقدام نمایند سپس به تکمیل دو حرف کلمه و در  پایان شکل کلی کلمه را بنویسند. در نظریه ی دیسیپلینی روخوانی از روش های اصلی برای آموزش است. بر اساس این نظریه در آموزش املا ابتدا دانش آموزان در خواندن کلمات مهارت لازم را پیدا کنند سپس بتوانند آن کلمه را بنویسند. نظریه ی اجتماعی به آموزش مستقیم مفاهیم از معلم و کتاب به دانش آموزان تاکید می کند دانش آموزان از طریق الگو برداری و تقلید مفاهیم را یاد می گیرند ، برای آموزش املا بر اساس این نظریه بایستی کلمات به دانش آ,وزان ارائه شود و سپس آنها با نگاه کردن و تقلید بتوانند کلمه را بنویسند.

نظریه ی فرا شناختی آموزش را به صورت فرایند محوری و از جز به کل طراحی می کند بنابراین در آموزش املا به کوچکترین عنصر آن یعنی حروف تاکید کرد و سپس با ترکیب آنها به کلمات رسید. در نظریه ی انسان گرایانه بر انگیزه های درونی تاکید می شود و مطالب و موضوعات باید در فرا خور حال دانش آوزان باشند بنابراین در آموزش املا از کلمات آشنا و آسان برنامه را آغاز کرد .

نظریه ی ماورای فردی به تجسم و تمرکز یابی فعالیت های حرکتی تاکید می کنند بنابراین در آموزش املا ابتدا دانش آموزان کلمه را در ذهن خود تجسم کنند و سپس با چشمان بسته آن را در هوا بنویسند سپس به تمرین نوشتن در دفتر خود بپردازند.

بر اساس توضیحات داده شده مدل کلی آموزش املا مبتتی بر نظریه های یادگیری به شرح زیر ارائه می گردد:

مدل کلی آموزش املا مبتتی بر نظریه های یادگیری

 

 

 

 


 

از جز به کل                                                                            کلی          

 

 

 


 

نظریه ی شرطی کنشگر                                                        نظریه ی اجتماعی

 

 

 


 

نظریه ی فرایندشناختی                                                      نظریه ی فرا دیدگاهها 

 

 

 


 

نظریه ی رشد گرا                                                              نظریه ی دیسیپلینی 

        

 

نظریه ی انسان گرایانه                                                         نظریه ی ما ورای فردی

 

 

مدل از جز به کل:

 

این مدل  براساس نظریه های یادگیری فرایند شناختی،رشدگرا، انسانگرایانه ،شرطی کنشگر طراحی شده است .در این نظریه ها روند آموزش از جز به کل بوده وهر برنامه آموزشی بایستی از عناصر و اجزا شروع و به هیات کلی منجر گردد.لذا مراحل این مدل به شرح زیر است:

الف – تکمیل یک حرف در کلمه (حرف مورد نظر در کلمه کم رنگ نوشته شده باشد)

ب – نوشتن یک حرف حذف شده از یک کلمه(در اوایل کار ،بهتراست حرف حذف شده در آخر کلمه باشد)

ج- نوشتن یک بخش یا سیلاب حذف شده از یک کلمه،در این مرحله ابتدا با کلماتی که هر بخش آن به صورت جدا از هم نوشته می شوند کار آغاز می گردد مثل:

(آـ مد) (باـدام)و.....

دـ ارائه دو نوع نگارش از یک کلمه که یکی درست و دیگری نادرست در یک کارت و  تشخیص آن توسط دانش آموزان ،کلمه نادرست می تواند در تعداد دندانه، نوع حرف ونقطه به صورت غلط نوشته شود.

 

         تاب – طاب                                                       بست ـ ثست

 

 

    سسارا  - سارا                                           مدرسع - مدرسه

 

                       

 

 

 

مدل کلی:

 

رویکرد اساسی در این مدل ( نگاه کن،یاد بگیر ،بنویس) می باشد.بر اساس این مدل در آموزش مفاهیم و موضوعات درسی نبایستی آن را به اجزای کوچکتر تقسیم کرد ،  بلکه آموزش بصورت مستقیم و کلی صورت گیرد(گشتالتی).

مراحل مدل کلی:

الف – ارائه ی کارت هایی به دانش آموزان که هم تصویر و هم نوشته در آن  باشد.

 

 


 

ب- خواندن کلمه به کمک تصویر (سه بار)

ج – حذف تصویر و ارائه شکل نوشته ای کلمه و خواندن آن

      

                                                 درخت

 

د – نوشتن کلمه از طریق تجسم ذهنی ( نوشتن کلمه در هوا با چشمان بسته )

ه – نوشتن کلمه در دفتر و تمرین و تکرار آن

تعریف املا:  ((املا به معنی جانشین ساختن صحیح صورت نوشتاری کلمات حروف به جای صورت آوای آنهااست. )) (زند , 1378 ص 149 )

اهداف درس املا در دوره ی ابتدایی :

1-      آموزش نوشتن کلماتی که مورد احتیاج دانش آمو.ز است

2-      ارزشیابی از آموخته های دانش آموزان

3-      افزایش خزانه لغات دانش آموزان

4-      آموزش شیوه نگارش حروف وکلمات

 با توجه به اهداف در یاد گیری املا ی  یک کلمه سه عامل موثرمی باشد :

الف- شنیدن  ب- دیدن وتجسم ذهنی کلمه  ج- نوشتن کلمه

باتوجه به این سه عامل زمانی دانش آموز کلمه را به درستی خواهد نوشت که آن کلمه را خوب بشنود , بتواند در ذ هن خود آن را تجسم کند و در نهایت کلمه را بنویسد (حرکتی)

 در زیر توالی آن توضیح داده می شود:

الف – شنیدن کلمه            تشخیص دقیق کلمه                            تدراک کلمه

ب- تشخیص کلمه           یادآوری و مجسم ساختن تصاویر             بازشناسی کلمه صحیح در ذهن

ج- نوشتن درست کلمه               نوشتن صحیح حروف سازنده کلمه             بازنویسی کلمه و توالی مناسب آنها

بطور خلاصه مدل نگارش کلمات دراملا عبارت از:

ادراک کلمه                      باز شناسی کلمه                                  باز نویسی کلمه

هر یک از این توالی در مدل، مربوط به یک یا چند فرآیند ذهنی است،

 ادراک کلمه مربوط به حافظه شنیداری و تمیز شنیداری است . بازشناسی کلمه مربوط به حافظة دیداری وتوالی دیداری است. و باز نویسی کلمه مربوط به حافظه حرکتی است. باتوجه به مطالب ارائه شده مدل آموزشی املا به شرح زیر ارائه معرفی می گردد:

 

 

 

 

 

 

 

 


 

                                                                                                                         

 

 

بر اساس مدل ارائه شده کلیه برنامه های آموزشی املا بایستی به سه رکن آن یعنی ادراک , بازشناسی و بازنویسی توجه کنند . بررسی نقادانه برنامة درسی املا در دورة ابتدایی مؤید این نکته است که برنامه های درسی تنها برباز نویسی محدود بوده و دو بعد دیگر چندان مورد توجه نیست لذا برنامه های درسی املا از وجه آموزشی به وجه آزمونی تبدیل شده است . برنامة درسی مبتنی بر این مدل که هر سه رکن را شامل شود . براساس الگوی معرفی می شود :

الگوی برنامة درسی املا

1-      انتخاب متن املا و نوشتن آن روی تخته کلاس و خواندن آن توسط دانش آموزان

2-      پاک کردن متن از تخته و قرائت آن توسط معلم ونوشتن آن توسط دانش آموزان

3-      تصحیح املا به صورت گروهی (( توسط خود دانش آموزان ))

4-      استخراج فهرست خطاهای دیکته ای

5-      تمرین , توضیح و آموزشی بر مبنای عمده ترین غلطهای املایی , توضیح اینکه غلطهای املایی هر جلسه مبنای آموزشی برای جلسه بعدی املا قرار می گیرد .

مهمترین محاسن این الگو عبارت از:

1-      توجه به بعد آموزشی املا ، چون در مراحل پنجگانه بالا هدف آزمون نیست

2-      انعطاف پذ یری در متن املا

3-      توجه به سه رکن برنامه درسی املا از طریق دیدن متن , خواندن آن و بازشناسی و یاد آوری

4-      کاهش مشکلات و خطاهای دیکته ای دانش آموزان , بتدریج با اجرای کامل برنامه

5-      کاهش اضطراب و ترس دانش آموزان از برنامه های درسی دیکته

6-      ایجاد اعتماد به نفس در دانش آموزان برای نگارش کلمات

7-      چون خطاهای دیکته ای توسط خود دانش آموزان با راهنمایی معلم استخراج می شوند . لذا دانش آموزان در رفع آن مصمم می شوند

لازم به توضیح است که از تعداد جلسات اختصاص یافته در طول هفته به عنوان مثال 3جلسه می توان 2 جلسة آن را برای آموزش و 1 جلسة آن برای ارزشیابی و آزمون اختصاص داد. اجرای این الگودر سال تحصیلی 83 –1382 در بیش از6 کلاس دورة ابتدایی مدارس روستایی که عمده تا ً دارای مشکلات خاصی دراملا بودند نشان داد که الگو در کاهش مشکلات املای بشی از 80 درصد موفق بوده است. متن املا بایستی از کلمات آشنای دانش آموزان انتخاب شود و به تدریج درجلسات بعدی به کلمات دشوار بینجامد . مرحله اول این الگو نسبت به سایر مراحل آن از اهمیت بیشتری برخوردار است

زیرا برای درست نویسی کلمه لازم است که دانش آموز بتواند کلمه را بدرستی بخواند و تلفظ آن بدرستی یاد بگیرد ،تا آن را درک نماید. نوشتن متن املا و خواندن آن توسط معلم و دانش آموزان کلاس در بازشتاسی و حافظه دیداری برای بازخوانی کلمه بسیار مؤثر می باشد . چون الگو بر پایه آموزش املا طراحی شده است لذا توصیه می شود که از نمره دادن به دانش آموزان خودداری شود و ارزشیابی از کمی و عددی به کیفی تغییر یابد . واین فرآیند تا زمانی ادامه یابد که غلط های املایی به حداقل برسد. نمره دادن به املا بر اساس این الگو تنها در املای امتحانی پیشنهاد می شود . نکتة قابل توجه دیگر کلاس بایستی از حالت سنتی خود به کارگاه آموزشی تبدیل شود و همة فراگیران در نقش یاد گیرنده و یاد دهنده باشند وتعامل های بین فردی گسترش یابد .

برای قرائت متن املا با توجه به اینکه متن چندین بار خوانده شده و توضیحاتی توسط معلم بر آن داده شده است . توصیه می شود هر بند از متن املا فقط دوبار تکرار شده و مدت زمان تقریرمتن حداکثر 25 دقیقه باشد ، حداکثر متن املا در هر جلسه بر اساس توان دانش آموزان و نوع متن از لحاظ دشواری کلمات و عبارات، متغیر می باشد . ولی به جهت هماهنگی مقدار متن املا در پایه های مختلف بدین شرح پیشنهاد می شود :

1-      برای کلاس اول ابتدایی – در نیمسال اول 8 جمله حداکثر 35 کلمه ودر نیمسال دوم 10 جمله حداکثر 40 کلمه

2-      برای کلاس دوم ابتدایی حد اکثر10 سطر حدود 100 کلمه

3-      برای کلاس سوم ابتدایی حداکثر 12 سطر حدود 120 کلمه

4-      برای کلاس چهارم و پنجم ابتدایی  حداکثر 15 سطر حدود 150 کلمه

برای درک بهتر کلمات , گاهی نیاز است که کلمه برای دانش آموزان به همراه تصویر آموزش داده شود. همچنین برای تجسم ذهنی یک کلمه بهتر است دانش آموزان آن را با انگشت خود در هوا بنویسند. برای یاد گیری بهتر می توان تمرینات فرعی دیگری همچون دنباله نویسی و کامل کردن کلمات ناقص نوشته شده ، تعیین تعداد حروف کلمه، تعیین تعداد نقطه ها ، دندانه ها و..... انجام داد. برای تصحیح املا در این الگو بایستی کلمات مشکل در تخته نوشته شود و سپس دانش آموزان با کنترل و نظارت معلم متن خود دا با آن مطابقت نموده و غلط های خود را استخراج نمایند. این مورد می تواند با عوض کردن دفاتر دیکته و یا تصحیح توسط یک عدة خاص از دانش آموزان انجام شود.

در پایان معلم به کمک دانش آموزان مهمترین مشکلات دیکته ای آن جلسه را در تخته کلاس نوشته و به دانش آموزان در آن مورد آموزش می دهد.چنانچه وقت آن جلسه اجازه ندهد می توان آموزش را به جلسه بعدی موکول کرد .



صفحات سایت
RSS Feed