آموزش ابتدایی
تحول نو در رشد ابتدایی
صفحه نخست            پروفایل مدیر سایت            پست الکترونیک   
سه‌شنبه ۱۱ بهمن ۱۳٩٠ :: ۱۱:۱٢ ‎ب.ظ ::  نويسنده : مجید

کشور آرژانتین

از سال ۱۹۸۹ وضع درسی دانش آموزان با نمرات ۱ تا ۳ سنجیده می شود ( عالی ، رضایت بخش ، غیر رضایت بخش ) و اعتقاد کلی آن است که این روش موجب پایین آمدن استانداردهای آموزش شده است . و بسیاری معتقدند که شیوه نمره گذاری گذشته که با اعداد ۱ تا ۱۰ مشخص می شد ،‌ نتیجه بهتری داشت و شیوه جدید باید مورد تجدید نظر قرار گیرد . 

کشور آلمان

ارزشیابی از دانش آموزان توسط معلمین مربوطه و بر اساس امتحانات کتبی ، شفاهی ، انجام دادن تکالیف درسی و مشارکت فعال دانش آموزان در کلاس صورت می گیرد . که نتیجه بصورت گزارش کتبی (بویژه در دوره ابتدایی) و یا بر اساس نمره گزاری در مقیاس ۶ نمره ای به اطلاع خانواده ها می رسد ..
<!--[if !supportLineBreakNewLine]-->
<!--[endif]-->

کشور اسپانیا

بر اساس مقررات جدید ، ارزشیابی در مقطع پیش دبستانی بصورت مستمر و ارتقاء بصورت اتوماتیک خواهد بود . در دوره ابتدایی و متوسطه ، اطلاعات لازم برای ارزیابی پیشرفت تحصیلی دانش آموزان با روشهای مختلف از قبیل مشاهده منظم ، تحلیل تکالیف درسی ، آزمونهای کتبی ، شفاهی و عملی جمع آوری خواهد شد . د رصورتی که بررسی ها نشان دهند که دانش آموز به هدفهای مورد نظر نائل نشده است ، باید سال تحصیلی را تکرار کند . تکرار پایه در هر دوره فقط یکبار و در مجموع در طی ۱۰ سال آموزش اجباری ، دو بار امکان خواهد داشت .


کشور بلغارستان

در بلغارستان ، دانش آموزان دوره ابتدایی بطور اتوماتیک و بر اساس سن به کلاس بالاتر ارتقاء می یابند . در دوره های پیش متوسطه ، متوسطه و دانشگاهی ، وضعیت تحصیلی دانش آموزان با نمرات ۲تا ۶ مشخص می شود . نمره ۲ به معنای ضعیف است و دانش آموز باید مجددآ در امتحان شرکت کند ، نمره ۳ ، به معنای رضایتبخش ، نمره ۴ خوب ، نمره۵ خیلی خوب و نمره ۶ به معنای عالی می باشد . دانش آموزان ضعیف باید پایه تحصیلی را تکرار کنند

 

کشور سوئد

در مدارس سوئد هیچگونه امتحان نهایی وجود ندارد . در دوره آموزش اجباری بجز تعداد معدودی از دانش آموزان بقیه به کلاس بالاتر ارتقاء می یابند و قبولی یا مردودی در واقع مفهومی ندارد . در سال دوبار ( آخر پاییز وبهار ) به دانش آموزان کلاسهای هشتم و بالاتر نمره داده می شود . نمرات با اعداد ۱تا ۵ مشخص می شود .


کشور ژاپن

در ژاپن هیچگونه امتحان نهایی وجود ندارد . ارتقاء به کلاس بالاتر بر اساس ارزشیابی داخلی انجام می گیرد و در عمل ارتقاء از کلاسی به کلاس بالاتر در مرحله آموزش اجباری ( تا کلاس نهم ) بصورت اتوماتیک و قطعی می باشد


کشور روسیه

برای نمره دادن به دانش آموزان از نمرات ۱ تا ۵ استفاده می شود که ۵ بیشترین و ۱ کمترین نمره است . نمره قبولی ۳ می باشد . اگر دانش آموزی دردو یا سه درس نمره ۲ بیاورد ،هنوز اجازه ارتقاء به کلاس بالاتر را خواهد داشت . اگر دانش آموزی در سال پایانی یک نمره ۲ داشته باشد ، گواهی نامه پایان تحصیلات به وی داده می‌شود ولی این نمره ممکن مانع از ورود وی به مراکز آموزش عالی در برخی از رشته های تحصیلی شود .



موضوع مطلب : دانستی معلم
سه‌شنبه ۳ خرداد ۱۳٩٠ :: ٩:۱۱ ‎ق.ظ ::  نويسنده : مجید

قدرت و نفوذ معنوی معلم را میتوان در ساحه عمل مشاهده نمود. از اینکه معلم پروسه تدریس را فرا گرفت و در جریان کار فعالیت خویش از کدام میتود ها و وسایل درسی استفاده مینماید و همچنان چگونه موارد درسی را برای شاگردان افهام و تفهیم مینماید، نخست برای شاگردان وانمود میگردد که معلم شان تا چه اندازه با علم و دانش، اندوخته علمی و تجارب علمی آراسته اند.

اما باید گفت قدرت و نفوذ معنوی معلم را باید مراجع جذب کننده کادر ها بخصوص دیپارتمنت ها و شورا های علمی فاکولته ها، پوهنتون ها و مکاتب خیلی دقیق در نظر داشته باشند. زیرا در قدم نخست مراجع فوق الذکر از سویه علمی و نفوذ معنوی معلمان با خبر نباشند نه تنها موسسه خویش را بلکه تماماً جامعه را به باد فنا میدهند. قسمیکه مراجع جذب کننده معلمان دارای یک اصول میباشند، یعنی چگونه معلم جذب گردد در این عرصه نخست نمرات اوسط، امتحان کادری و اندوخته های علمی در نظر میباشد. همچنان برخورد و اخلاق اجتماعی شخص مورد نظر اولتر از همه ویژه گی های آن، در نظر گرفته شود.

البته معلمان است که با همه محدویت ها بخصوص در جامعه افغانی با قلب مملو از عشق به مسلک و شاگردانش پیشه معلمی را در برابر تماماً نا ملایمت ها به پیش میبرند و از خویش مقاومت، ثبات و پایمردی نشان میدهند.

البته سخن معلم در نزد شاگردانش از اعتبار و نفوذ خاصی برخور دار است. لیکن تماماً سخنان معلمان باید سودمند باشد، در آنصورت قدرت و نفوذ معنوی معلم اثرات مفید بالای دانش شاگردان و رشد و تکامل جامعه میگذارد.

دانشمندان را عقیده بر این است و در این نکته تأکید دارند که تمام انسان های روی زمین همه در پرتو قدرت و نفوذ معنوی معلم به سعادت دارین رسیده اند و نیز معتقد اند که اگر این نفوذ معنوی و سخنان با ارزش معلم نمی بود هرگز انسان به این درجه عالی سعادت رشد و تکامل تکنالوژی نمیرسید.

در اخیر گفته های فوق را در نظر گرفته به این نتیجه میرسیم که قدرت و عظمت معلم چون قدرت اقیانوس و آسمان ها است و دیگران خویش را چون قطرات و اجرام در بین آسمان ها و اقیانوس ها احساس میکنند. البته به یک مصرع شعری از فرخی در زمینه متوصل میشویم:

شرف و قیمت و قدر تو به فضل و هنر است      نه به دیدار و به دینار و به سود و به زیان

 

دانش و مهارتهای پیداگوژیکی معلم:

      یکی دیگر از ویژگیهای مسلکی معلم، دانش و مهارتهای پیداگوژیکی اوست. این ویژه گی که بیشتر جنبه تطبیقی و هنری داشته، معلم را در شناخت و به کار برد روشها و فنون تدریس، نحوه استفاده از وسایل و مواد کمکی آموزشی در جریان تدریس، فضا و محیط درسی مناسب، طرح و تطبیق پلان های درسی و چگونگی ارزیابی از آموزش شاگردان، کمک میکند...

      آشنائی معلم از انواع روشهای تدریس و به کار گیری مهارتهای پیداگوژیکی او در جریان آموزش، سبب میشود، که هدف های تعلیم و تربیه با سهولت بیشتر و در مدت زمانی کوتاه تر تحقُق یابند. چرا که زمانی عقیده بر این بودند، که فردی چیزی را بداند میتواند آنرا به دیگران یاد بدهد. یعنی شرط تدریس را داشتن معلومات معلم میدانستند. در حالیکه تنها داشتن معلومات برای تدریس کافی نبوده بلکه شرایط دیگری نیز باید وجود داشته باشد،آن شرایط عبارت از دانش و مهارتهای پیداگوژیکی معلم است. بنابر این بیشترین تاثیر در موثریت کار معلمان، مهارت در تدریس و اطلاع از دانش تدریس است.

آگاهی معلم از انواع میتود های تدریس  یکی از نیاز های همیشگی و پایدار هر انسان یاد گرفتن است، که برای رسیدن به این نیاز باید همواره کوشش و تلاش نماید. انسان ها باید بدانند که نیاز به یادگرفتن از کجا شروع می شود، و به کجا خاتمه می یابد؟ جواب اینست که نیاز به یاد گرفتن از همان آغاز تولد شروع و الی زمان مرگ ادامه دارد. یعنی ز گهوار تا گور دانش بجوی! چنانچه معمول ترین یاد گرفتن این است که از یاد دهندگان چون مادران، پدران، نزدیکان، معلمان و تمامی کسانیکه به نحوی در امر یاد گیری موثر اند، استفاده بعمل آید. اما باید در نظر داشت که در میان تمامی کسانی که از آنها نام برده شد، نقش معلم والاتر از همه است. زیرا معلمان از یکطرف بزرگترین گروه یاد دهنده گان هستند و از جانب دیگر یاد دادن، حرفه و پیشه آنهاست و در این راه به مهارت رسیده اند.

قابل یاد آوریست تحصیل علم و کمال از دو راه برای آدمهای معمولی مسیر است اول تفکر  مطالعه و درس و دوم تقوا. بدین منظور در این عرصه دانش پیداگوژیکی معلم نقش برازنده و موثر را دارا میباشد. تا برای دیگران این دو اصل عمده فوق را بفهماند.

 

عمده ترین اهداف معلم:

اگر چه اهداف معلمان به اندازه ای زیاد است به قدر ثانیه های وقت و زمان. اما به طور عمده میتوان از جمله اهداف عمده معلمان تربیه سالم اولاد جامعه، انکشاف و ترقی جامعه میباشد. ولی عموماً معلمان کوشش مینمایند هر چه زود تر و خوبتر اولاد جامعه به فیض و کمال علم و دانش آراسته شوند. چرا که اولاد جامعه چشم امید جامعه میباشند. ولی جهت عملی کردن اهداف خویش معلمان به یک سلسله مشکلات رو برو میشوند، و به کمک همگانی ضرورت دارند. وقتیکه در یک جامعه صلح و آرامش حکمفرما نبود، و به شخصیت و به نهاد تحصیلی همچون معارف و تربیه معلم ها احترام و دلبستگی نبود، اهداف معلم هیچگاه عملی نمی شود. و به اهداف آنان از طرف عده معدود، و مغرض هتک حرمت میشود. و باید آنها را به دست قانون بسپارند تا مجازات شوند.

بدین منظور معلمان مکلف اند در مقابل آنچنان اشخاص بی احساس و دشمن صفت مبارزه کنند و جهت شگوفایی و ترقی جامعه نخست اولاد جامعه را تربیت سالم نمایند. تا باشد توسط آنان مشکلات جامعه مرفوع گردد.

از جانب دیگر اهداف معلمان را تربیه سالم و کسب دانش برای اولاد جامعه می پنداریم. درست درک کرده ایم، زیرا اگر در جامعه داکتر، انجنیر، ساینسیت، ژورنالست، و امثال آنها ضرورت میباشد، همه و همه در مدت دوازده سال مکتب به  تربیه معلم ضرورت دارند. پس معلمان اهداف قابل ستایش و ستودنی دارند، به مقام و اهداف آنها باید ارج گذاشت.

 

پی بردن به راز های موفقیت معلم :

راز های موفقیت معلمان خیلی زیاد اند در اینجا در چند مورد، آنرا مطالعه میکنیم:

1- داشتن صبر: نخست باید گفت حضرت رسول الله « ص » فرموده اند « صبور باش که صبوری ترازوی عقل و نشانه توفیق است. » پس معلم صبر را پیشه ی خود نسازد عقل آن تعادل خود را از دست میدهد. و هیچ گاه توفیق را نصیب نمی شود. زیرا در مسیر زنده گی همه انسان ها به مشکلات زیادی رو برو میشوند، اما معلمان نسبت به دیگران زیادتر، چون آنها پیروان و تطبیق کننده گان رسالت انبیاء اند. و در همه حالت ها صبر را چاره نسازند. به حیث معلم واقعی شناخته نمی شوند.

2-داشتن حوصله: حوصله هیچگاه مانند سکوت اشتباه نمی کند. شخص حوصله مند همیشه کامیاب است. زیرا در کار های معلمی مشکلات و موانع زیادی دیده میشود. اگر معلم حوصله نداشت. نمی تواند تدریس کند و یا خدمت نماید. و در مقابل سختی روزگار و تقاضا های نا معقول زمان باید حوصله کند. و در تربیه شاگردان خود از حوصله کار بگیرد.

3-داشتن نو آوری: معلمان موفق در صدد کشف قوانین و مطالب جدید میباشند، زیرا دریافت مطالب جدید و احوالات جدید جامعه را جامه ی جدید میپوشاند.

4- داشتن ابتکار: معلمان باید متبکر باشند، زیرا تربیه سالم اولاد جامعه ضرورت به معلومات جدید دارد. و در اجرای وظیفه از موضوعات روز و جدید با خبر باشند. و مطالب جدید را ضم پروگرام درسی خویش بسازند.  

 

مفاد ارتباط معلم با اولیای شاگردان

معلمان واقعی همیشه در صدد آن اند چگونه و از کدام راه ها شاگردان خویش را تربیت سالم نمایند. آنها کوشش مینمایند در مدت که شاگردان در موسسه آموزشی مصروف ایفای وظیفه اند دروس خویش را به خوبی یاد بگیرند و بخاطر ارتقاء دانش و تقویت سطح دانش شاگردان معلمان با درک و با احساس با اولیای شاگردان نیز مطابق دستورات آموزش و پرورش ارتباط میگیرند.

البته ارتباط معلمان با اولیای شاگردان مفاد زیاد را دارا میباشد، که در نتیجه با عث تعلیم و تربیت صحیح شاگردان این کار معلمان میگردد. زیرا پدران و مادران نسبت به معلمان مسوولیت زیاد در مقابل عملکرد، تحصیل و فعالیت های آموزشی فرزندان شان دارا میباشند چرا که شاگردان با معلمان مدت کمی از وقت خویش را سپری میکنند اما با والدین شان بیشترین وقت خویش را میگذرانند. پس والدین مطمئن باشند که فرزندان شان بعد از فراغت از مکتب مصروف کدام کار ها اند در نتیجه نظارت و کنترول والدین فعالیت ها و اهداف معلمانرا جهت انکشاف دانش شاگردان تقویت میبخشد.



موضوع مطلب : دانستی معلم
دوشنبه ٢٩ فروردین ۱۳٩٠ :: ۱٢:٥٠ ‎ق.ظ ::  نويسنده : مجید

این روزها اکثر پدر و مادرها به جایی رسیده اند که در جدال بین خواسته های خود و فرزندان، این فرزندان آنها هستند که پیروز شده اند; با این حال هنوز بسیاری از والدین، مهارت های کنترل مناسب این شرایط را نیاموخته اند. شکی نیست که منطقی بودن با کودک لجباز کار سختی است و گاهی اوقات صبر شما به پایان می رسد، اما راه های موثری برای حل مشکل لجبازی بچه ها وجود دارد تا خانه شما را از یک منطقه جنگی به بهشتی آرام تبدیل کند. آگاه باشید که اجرای این راهکارهای از اوان کودکی نتایجی کارآمدتر به همراه خواهد داشت. لذا بهتر است پیش از بچه دار شدن با همسرتان در مورد اهدافتان از روش های تربیتی صحبت کنید.
 آگاهی از لجبازی کودکان
لجبازی در کودک کاملا طبیعی است. هر کودکی تا حدی لجبازی می کند، چون این طبیعت آنهاست که اطرافشان را آزمایش کنند و بفهمند که تا کجا می توانند پیشروی کنند. با این حال، بچه ها حد و مرز خود را نمی شناسند و این وظیفه والدین آنهاست که محدودیت ها را برای آنها مشخص کند. اینجاست که نقش مدیریتی پدر و مادر شروع می شود که هرچه زودتر باشد، بهتر است.
 راه حل چیست؟
«نظم موثر»، بهترین راه پیشگیری و همکاری با یک کودک لجباز است. برای به کار بردن این روش می باید از دو قانون  استفاده کرد.
-  قانون اول: در رفتار با کودک باید ثابت قدم بود. یعنی اینکه شما و همسرتان باید از قبل، در مورد اینکه فرزندتان مجاز به انجام چه کارهایی است و چه کارهایی را نباید انجام دهد، هماهنگ باشید. و نیز باید بدانید، در صورتیکه فرزندتان ازحد خود تجاوز کرد چگونه با او برخورد کنید که در این مورد نیز نیاز به هماهنگی قبلی دارد. وقتی کودک کار خطایی انجام می دهد نباید یکی از شما کودک را دعوا کند و دیگری از او حمایت کند. همچنین نباید در مورد یک عمل کودک یک روز بی توجه باشید ولی روز دیگر بخاطر همان کار او را دعوا کنید. نتیجه آنکه روش شما باید مداوم ، مشابه، و هماهنگ باشد.
- قانون دوم: وقتی کودکی لجبازی می کند، آرام اما محکم و ثابت قدم باشید. اگر این دو قانون را درست اجرا کنید، حد و حدود خود را درک می کند. داشتن برنامه ریزی روزانه برای کودک باعث می شود تا شرایطی که باعث تنش شده کم شود و کودک بفهمد که شما چه توقعاتی از او دارید. مثلا بهتر است که برنامه غذا، ساعت خواب و دیگر مسائلی که برای شما اهمیت دارد از قبل مشخص شود تا کودک بداند که شما چه توقعی از او دارید. البته همانگونه که بچه ها موظف هستند که بدون سوال، برنامه مورد نظر شما را اجرا کنند، شما نیز باید وقتی برای کارهای مورد علاقه کودک در نظر بگیرید. باید بدانید که کودکان دارای نظرات خاص خود هستند و می توانند برای خود تصمیم بگیرند. این مسئله بخش مهمی از شکل گیری شخصیت کودک را شامل می شود. حتی گاهی اوقات زمانی را با در نظر گرفتن نظر او و مشورت با او برای انجام فعالیت تنظیم کنید .پس این شما هستید که مسائل قابل بحث و غیرقابل بحث را مشخص کنید.
   تا چه حد سخت گیر باشیم؟
والدین نباید در مورد تنبیه کودکشان خیلی سهل انگار یا خیلی خشن عمل کنند. هر دو عملکرد نتایج ناخوشایندی خواهد داشت. اگر کودکی بدون آنکه فرصت کافی برای تصمیم گیری داشته باشد، جواب منفی بشنود هرگز قادر نخواهد بود که برای خود تصمیم بگیرد یا نظر بدهد. بهترین راه برای مهار کودکی که بر سر مسئله ای پافشاری می کند، اجرای سه راه حل زیر است:
- اول: آرام اما محکم و قاطع به فرزندتان بگویید که به رفتارش خاتمه دهد و دوست ندارید که این کار تکرار شود چون به هیچ وجه آن را نمی پذیرند.
- دوم: اگر از کار خود دست برنداشت به کودکتان بگویید اگر به کارش ادامه دهد، تنبیه خواهد شد. اخطار و آگاهی دادن از مراحل مهمی بشمار می رود.
- سوم: در آخرین مرحله اگر کودک به خواسته شما عمل نکرد باید تنبیه شود. اما بهتره در مورد چگونگی تنبیه هم اطلاعاتی کسب کنید که خود جای بحث دارد. کنترل همیشگی از سوی والدین شخصیت کودک را ضعیف می کند. از سوی دیگر اگر کودک به حال خود رها شود یا به ندرت از سوی والدینش راهنمایی شود و همیشه راه خودش را برود نتیجه آن کودکی خواهد بود غیرقابل کنترل، که حرف والدینش هیچ تاثیری بر او ندارد.



موضوع مطلب : تربیتی / کودکان
دوشنبه ٢٩ فروردین ۱۳٩٠ :: ۱٢:٤٩ ‎ق.ظ ::  نويسنده : مجید
روانشناسی - کودک و نوجوان

● به وضعیت تغذیه کودک خود توجه کنید. 
کودکان در حال رشد هستند و باید نیازهای تغذیه‌ای آنها به خوبی برآورده شود. کمبود برخی موارد در بدن تحرک‌پذیری کودک را افزایش می‌دهد و در این صورت ما ممکن است تعجب کنیم که چرا با وجود اعمال شیوه‌های تربیتی خوب و مناسب ، نتیجه خوبی نمی‌گیریم. برای این کار حتما از متخصصین کمک بگیرید. 
● خواب کودک را تنظیم کنید. 
اغلب کودکان زمانی که احساس خواب می‌کنند، بی‌قرار و تحریک‌پذیر می‌شود. پدران و مادران باید به این نکته آگاه باشند و اینگونه رفتارهای کودک خود را حمل بر عصبانیت و خشم و بی‌قراری نکنند. در چنین مواقعی ، طرح یک برنامه خوب خواب و ترغیب او به استراحت و خواب رفتن به شیوه‌های خوب ، مشکل را حل خواهد کرد و لازم نیست شما زیاد نگران شده و سخت بگیرید. 
● الگوی مناسبی برای فرزندان خود باشید. 
کودکان بسیاری از رفتارهایی را که دارند از بزرگترها یاد می گیرند، حتی رفتاری را که به نظر ما چندان مهم نبوده و باور کردنی نمی رسد که کودک با این سرعت آن را فرا گرفته باشد. کودکان از ما یاد می‌گیرند که در مواقع ناراحتی چگونه مساله خود را مطرح کنند. والدینی که ناراحتی خود با هیجانات منفی و ناراحتی زیاد نشان می‌دهند، همین الگو را به فرزندان خود منتقل می‌کنند. برای جلوگیری از خشونت و بدرفتاری کودکان خود باید پدر و مادری آرام باشیم. 
● فیلم‌ها ، کارتون‌ها و بازی‌های خشن ، عامل بدرفتاری کودکان است. 
تماشای فیلم های خشن ، کارتونهای نامناسب و بازی‌های کامپیوتری با تاثیری که در فعالیت بخش‌هایی از مغز می‌گذارند، بدرفتاری را در کودکان سبب می‌شوند. کودکان را از تماشای فیلم‌های بزرگسالان منع کنیم و اگر قرار است دیگر اعضا خانواده چنین فیلم‌هایی را تماشا کنند، در ساعاتی باشد که یا کودک در منزل نیست یا در خواب است. حضور کودک در خانه در حالی که دیگر اعضا مشغول تماشای یک فیلم هیجانی هستند و او را از تماشای آن منع می‌کنند راهکار مناسبی نیست. 
● روش‌های تنبیهی مناسبی داشته باشید. 
زمانی که کودک شما عصبانی است و شما با اعمال یک تنبیه بدنی یا تنبیه سخت دیگری می‌خواهید او را آرام کنید، نه تنها به او کمک نکرده‌اید بلکه مشکل او را بیشتر نیز کرده‌اید و به این ترتیب کار شما در دفعات بعدی که او عصبانی می‌شود سخت‌تر شده است. برای آرام کردن کودک لازم نیست همان اول از روش تنبیه استفاده کنید. با امتحان کردن سایر روش‌ها اگر به نتیجه نرسیدند تنبیه مناسبی را در نظر بگیرید و اجرا کنید. این تنبیه نباید زیاد شدید باشد، نباید بدنی باشد و نباید خیلی طولانی باشد. چنانکه حضرت علی علیه‌السلام به مردی که از رفتار ناپسند فرزند خود شکایت کرد فرمودند: او را نزن بلکه از او قهر کن و قهر را طول نده. 
● زبان کودک خود یاد بگیرید 
کودکان از لحاظ زبانی نیز در حال رشد هستند و درک آنها از زبان و گفتار به اندازه درکی نیست که ما بزرگترها داریم. برای اینکه بتوانیم ارتباط خوبی با کودک خود داشته باشیم، باید شیوه صحبت کردن خود را با او عوض کنیم و در سطح فهم و درک او صحبت کنیم. پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم می‌فرمایند: کسی که کودکی نزد اوست باید در برخورد با او کودکانه رفتار کند. زمانی که واضح ، کوتاه و دلنشین صحبت می‌کنیم، تن صدای ما آرام است و از کلمات مناسبی استفاده می‌کنیم راحت‌تر می‌توانیم کودک خود را آرام کنیم. البته منظور استفاده از الفاظ کودکانه که اغلب کودکان به طور نادرست کلمات را به کار می‌برند نیست. والدین باید کلمات را درست ، ولی واضح ، آرام و دلنشین ادا کنند. 
● عزت نفس کودک را افزایش دهید. 
افرادی که عزت نفس بالایی دارند، بهتر می‌توانند رفتارهای خود را کنترل کنند. حتی وقتی در شرایط هیجانی شدیدی هستند. آنها به لحاظ ارزش و کرامتی که به خود قائل هستند در تمامی لحظات ، مراقب رفتار و گفتار خود هستند تا ارزش و احترام آنها را زیر سوال نبرد. علی علیه‌السلام می‌فرمایند:کسی که عزت نفس خود را بزرگ و باکرامت بداند، زشتی‌ها در مقابل او کوچک و حقیر می‌شوند. ارزش نهادن به خود و احترام گذاشتن به خود را به کودکان خود یاد دهیم و به این ترتیب به آنها کمک کنیم رفتار خود را تحت کنترل خود داشته باشند. 
● حقه لاک پشتی را به کودک خود یاد بدهید. 
برای کودک خود توضیح دهید یک لاک پشت زمانی که احساس خطر می‌کند، چه می‌کند. او به راحتی سر خود را در لاک خود فرو می برد و به این ترتیب از خود محافظت می‌کند. او در لاک خود آرام و امن است. به کودک خود کمک کنید از یک تصویر سازی لاک پشتی استفاده کند. می‌توانید این کار را در شرایط عادی چندین بار تمرین کنید تا در مواقع ناراحتی کودک ، به راحتی بتوانید آنرا یادآوری کنید و از آن استفاده نمایید. این روش به ویژه برای کودکان کم سن و سال مفید است. 
● به او کمک کنید در شرایط هیجانی ، صحبت کند. 
صحبت کردن باعث تخلیه هیجانی می‌شود. این کار را با آرامش انجام دهید و او را تقویت کنید با کنترل بیشتری روی رفتار خود ناراحتی خود و علت آنرا توضیح دهید. کمک کنید از جملات مناسبی استفاده کند تا تخلیه شود و دیگر لزومی برای انجام رفتارهای خشن نباشد. در واقع بدرفتاری کودک برای تخلیه هیجانات منفی او صورت می‌گیرد و اگر با روش درست به او کمک کنیم این کار را انجام دهد دیگر لزومی به رفتارهای خشن نخواهد بود.


موضوع مطلب : تربیتی / کودکان / دانستی معلم
دوشنبه ٢٩ فروردین ۱۳٩٠ :: ۱٢:٤۸ ‎ق.ظ ::  نويسنده : مجید

یکى از مسائل مهم و پیچیده تربیتى که اکثر پدران و مادران در آن دچار تردیدند، چگونگى برخورد با آنان با کارهاى نادرست کودکان است، به طورى که بیشتر اوقات والدین متحیر مى مانند که در مقابل خطاها و کجروى هاى فرزندانشان و روى برتافتن آنان از توصیه ها و راهنمایى ها چه واکنشى نشان دهند.

اگر در مقابل کارهاى زشت و ناپسند آنان سکوت کنند کودکان بر خطاهاى خود افزوده و جسارت بیشترى پیدا مى کنند، و اگر عکس العمل نشان داده و فرزندان را تنبیه کنند چه بسا که مشکلات دیگرى هم بیافرینند.

در این بخش، در پرتو کلام نورانى معصومین علیهم السلام نخست به موارد منع و جواز تنبیه و سپس به بهترین راه حل ها در این زمینه اشاره مى کنیم و در خاتمه به سیره معصومین علیهم السلام نظر مى افکنیم.

موارد منع تنبیه بدنى کودکان

در روایات به چند مورد اشاره شده که نباید در آن موارد کودکان را زد.

ذکر این مورد، براى آن نیست که در سایر موارد کتک زدن بى اشکال است، بلکه به طور کلى اصل اساسى و عمومى و اولیه ى اسلامی- که نقش تربیتى و اصلاحى بس عظیمى دارد – همان تشویق و تحریک مثبت و اشتیاق انگیز در کارهاى خوب است. تنبیه جز در موارد خاص – که به برخى از آنها اشاره خواهد شد – غالبا تأثیر منفى دارد و اگر گفته مى شود در موارد زیر تنبیه بدنى کنار گذاشته شود از باب تأکید بر ترک آن است، نه تأیید آن در موارد دیگر.

1. یکى از مواردى که نباید کودکان را کتک زد آن جاست که نام هاى پاک و مقدسى بر کودکان نهاده شده باشد. در بخش نامگذارى کودکان اشاره کردیم که اهل بیت علیهم السلام تأکید فراوانى داشتند بر این که مبادا کودکان همنام پیامبر اکرم صلى الله علیه و اله و سلم و حضرت فاطمه ى زهرا علیها السلام و ائمه ى معصومین علیهم السلام مورد آزار و تنبیه بدنى قرار گیرند.

2. فرزند را قبل از ده سالگى براى نماز نباید زد پیامبر فرمود:

أدب صغار أهل بیتک بلسانک على الصلاه و الطهور، فاذا بلغوا عشر سنین، فاضرب و لا تجاوز ثلاثا؛(1)

فرزندان خردسالت را با زبان بر نماز و وضو انس و عادت دهید و آن گاه که به ده سالگى رسیدند آنها را به خاطر سستى و سهل انگارى در نماز بزن، ولى از سه ضربه فراتر نرو.

از این روایت استفاده مى شود که قبل از ده سالگى، زدن کودک براى نماز جایز نیست. البته سنى که بدین منظور مشخص شده، در روایات، متفاوت ذکر شده است (هفت، هشت، نه و سیزده سالگى) بنابراین، لزوم رعایت جانب احتیاط اقتضا دارد که تا آن جا که ممکن است از زدن اجتناب کرده و از روش هاى مناسب تر استفاده کرد.

موارد جواز

1. براى جلوگیرى از انحراف:

از امام صادق درباره کودک که به مرحله ى جوانى رسد و مسیحیت را برگزیند – در حالى که یکى از پدر و مادرش یا هر دو مسلمان بوده باشند – فرمود: جوان به حال خود رها نمى شود بلکه براى قبول اسلام او را تنبیه مى کنند»(2)

2.براى تربیت:

رسول خدا صلى الله علیه و اله و سلم در بخشى از توصیه هاى خود به امیر مؤمنان على علیه السلام فرمود: براى تأدیب و تربیت بیش از سه ضربه (به کودک) نزن».(3)

هم چنان که در این روایت ملاحظه مى شود، تنها در موارد خاصى که براى کودک سرنوشت ساز است – و نه براى هر عملى که از فرزند سر مى زند واحیانا مورد رضاى والدین نیست – اجازه داده شده که والدین از شیوه تنبیه استفاده کنند.

حدود تنبیه بدنى

از روایات گذشته روشن شد که زدن فرزندان در مواردى – حتى براى تربیت و تأدیب – بلامانع است؛ اما باید دید که حدود تنبیه بدنى تا کجاست؟ و پدر و یا مادر تا چه مقدار و با چه وسیله اى مى توانند کودک را تنبیه کنند؟ آیا آنان مجاز هستند که با چوب یا شلاق، وحشیانه کودکان را به اصطلاح خود ادب و در حقیقت شکنجه کنند و بدن آنان را کبود و زخمى نمایند؟

آیا والدین اجازه دارند در هر سنى کودک را تنبیه بدنى کنند؟

آیا مى توانند هر گاه که از نافرمانى فرزندانشان به خشم آمدند، دیوانه وار به جان کودکان معصوم بیفتند و علاوه بر دشنام و ناسزاگویى، آنان را به باد کتک بگیرند؟ بى تردید پاسخ منفى است و چنین تصورى که برخى والدین ناآگاه درباره ى تأدیب و تربیت فرزند خود دارند، به کلى غلط است، روایاتى که از پیامبر و ائمه هدى رسیده حد و مرز تنبیه را کاملا روشن مى کند.

محدودیت تنبیه بدنى

تنبیه مجاز شرایط خاصى دارد که با در نظر گرفتن آنها مى بینیم این اصل، یک اصل حکیمانه است، نه شیوه ى خشونت آمیزى براى جبران ناتوانى هاى والدین در تربیت و هدایت کودکان. تنبیه بدنى کودکان پیش از ده سالگى، مجاز نیست و مقدار زدن نیز کاملا محدود است، و اگر بیش از آن باشد، یا منجر به سرخى و کبودى یا نقص عضو گردد، کیفر دارد و...

الف) حماد بن عثمان مى گوید: از امام صادق علیه السلام درباره ى تأدیب و زدن کودک و بنده زر خرید، پرسیدم ؟ حضرت فرمود: پنج یا شش ضربه بیشتر نزن و در همین اندازه نیز نرمش نشان ده.

2. بیش از سه ضربه زدن قصاص دارد.(4) از جمله وصایاى پیامبر به على علیه السلام این بود که فرمود: «براى تأدیب بیش از سه ضربه نزن زیرا اگر چنین کردى روز قیامت قصاص خواهى شد».(5)

3.على علیه السلام به کودکانى که نوشته هاى خود را نزد آن حضرت آورده بودند – تا بهترینشان را برگزیند – فرمود: به معلم خود بگویید که اگر براى تأدیب، بیش از سه ضربه به شما بزند، از او قصاص خواهد شد.(6)

ثبوت دیه بر پدر

هر گاه تأدیب و تنبیه فرزند جز با زدن او میسر نباشد، اگر چه با رعایت شرایط ضرورى آن بى اشکال به نظر مى رسد، اما پدر باید به این نکته متوجه باشد که اگر در اثر زدن، بدن فرزند سرخ یا کبود و یا زخمى گردد یا آسیب ببیند و یا احیانا فرزند زیر ضربات پدر، فوت کند، اگر چه بدین منظور پدر قصاص نمى شود (این حکم فقط مختص به پدر است) اما یقینا باید دیه بپردازد، گرچه زدن فرزند به قصد دیگرى جز تأدیب هم نبوده باشد.(7)

فتواى حضرت آیه الله العظمى اراکى (ره) در این باره چنین است:

سؤال: هر گاه پدر، فرزند خود را به قصد تأدیب مورد ضرب قرار دهد آیا دیه دارد یا نه؟ جواب: هرگاه تأدیب طفل متوقف باشد بر ضرب، جایز است، ولى باید سرخ و کبود نشود و در فرض جواز، حکم تکلیفى با حکم وضعى منافات ندارد، مثل اکل در مخمصه... که با ضمان منافات ندارد، پس هر گاه سرخ یا کبود یا سیاه شود دیه مقرره را دارد.(8)

یادآورى

1. روایات اسلامى تنبیه بدنى را فقط در موردى تجویز مى کند که جنبه ى تربیتى و هدایتى داشته باشد، نه این که هرگاه فرزند به دلخواه پدر و مادر و طبق سلیقه هاى شخصى یا تمایلات نفسانى آنان عمل نکرد، مجاز باشند او را تنبیه بدنى بکنند؛ زیرا دیگر تنبیه به عنوان عامل بازدارنده ى از کارهاى بد و وادار شدن به کارهاى خوب مطرح نیست، بلکه فقط وسیله اى است براى فرونشاندن خشم و غضب والدین.

2. والدین مجاز نیستند کودکان کمتر از هفت سال (و بلکه براى رعایت احتیاط، کودکان کمتر از سیزده سال) خود را براى وادار کردن به نماز خواندن کتک بزنند.

3. حداکثر تنبیه بدنى کودکان شش ضربه است. البته معلم و مربى حق ندارد بیش از سه ضربه بزند(9) و اگر بیشتر از این اندازه بزند، علاوه بر این که مرتکب حرام شده، بلکه باید قصاص هم بشود.

پدر اگر چه تا زدن شش ضربه مجاز است، اما در صورتى که از این حد تجاوز کند در روز قیامت قصاص خواهد شد و قصاص خداوندى، بسیار شدیدتر و دردناک تر از قصاصى است که در دنیا به دست بشر انجام مى گیرد.

روش هاى تنبیه

تنبیه ممکن است به صور گوناگون انجام گیرد و منحصر به کتک زدن نیست؛ زیرا ترش رویى و اخم نیز نوعى تنبیه است، هم چنان که محروم کردن کودکان از بعض امور خوشایند و پر جاذبه نیز تنبیه دیگرى است؛ اما در تنبیه جسمانى نیز مراد توسل به شیوه هاى خشن و وحشیانه و ضربه زدن با ترکه انار و شیلنگ و شلاق و... نیست. مثلا در مورد وسیله تنبیه زن به وسیله شوهر که قرآن در آیه «و اضربوهن...» به آن اشاره کرده، مرحوم طبرسى در مجمع البیان از امام باقر علیه السلام نقل مى کند که مقصود «زدن با مسواک» (10) است.

بنابراین، اگر در باب تنبیه زن توسط شوهر بدین گونه برخورد شود. شیوه ى خاص تنبیه کودک نیز معلوم است. به اولیا و مربیان توصیه مى شود که

اولا: تنبیه و به ویژه تنبیه بدنى را به عنوان شیوه اى عمومى و اصل اولیه ى برخورد با خطاهاى کودکان به کار نگیرند.

ثانیا: بر اعصاب و احساسات خود مسلط باشند و در صورت لزوم از تنبیه استفاده کنند تا جلو کجروى کودک را بگیرند، نه این که خشم خود را بر کودک خالى کنند.

ثالثا: به حداقل تنبیه اکتفا کنند و از آن فراتر نروند.

رابعا: براى تنبیه کودک از هر وسیله اى استفاده نکنند، هم چنین بر صورت و مواضع آسیب پذیر کودک نزنند و از شدت عمل و تنبیهات خشن جدا پرهیز کنند.

قهر، بهترین راه حل

بهترین راه حلى که مى توان در این مسأله مهم و پیچیده ارائه کرد و از درس هاى تربیتى اسلام و اهل بیت علیهم السلام است که این حتى اگر نیازى به تنبیه فرزندان باشد، آنها را نزنید؛ آنان غنچه هاى بهشتى هستند که زندگى را شیرین کرده اند، در چنین مواقعى با آنها قهر کنید؛ زیرا این عمل در روحیه ى کودک تأثیر به سزایى دارد و کودک احساس مى کند با قهر کردن پدر یا مادر از او، گویى تمام درها به رویش بسته مى شود و هیچ راهى جز دست کشیدن از کارهاى خلاف خود ندارد، پس مى کوشد از کارهاى زشت خود دست بردارد و از پدر و مادر یا مربى هم پوزش بخواهد، اما نباید قهر کردن خیلى طول بکشد وگرنه بازتاب هاى منفى دیگرى در بر خواهد داشت.

امام موسى بن جعفر علیه السلام به یکى از یاران خود که از دست فرزندش به ستوه آمده بود و شکایت مى کرد فرمود: «لا تضربه واهجره و لا تطل؛(11) او را نزن، بلکه با او قهر کن، اما خیلى طول نکشد».

روش اهل بیت در تنبیه

اما روش اهل بیت علیهم السلام این نبوده که فرزندانشان را تنبیه بدنى کنند، و موردى سراغ نداریم و نقل نشده که چنین کارى کرده باشند. پس باید دید که شیوه ى تربیتى آن بزرگواران چگونه بوده است. با این که بعضى از آنان فرزندان زیادى داشتند، اما هرگز نیازى نمى دیدند بچه هایشان را تنبیه بدنى کنند و این مسأله بسیار مهم و درس آموز است و این ما هستیم که چون با راه و روش تربیت والاى اسلامى آشنایى درست نداریم فکر مى کنیم که زدن تنها راه تربیت فرزند است.

امامان معصوم علیهم السلام نه تنها با کودکان با رأفت و نرمى رفتار مى کردند، بلکه با غلامان خود نیز خوش رفتار و نرم خوى بوده اند، و در آن روزگار که در جامعه با بدترین روش ها یا بردگان رفتار مى شد، آن بزرگواران هرگز نسبت به بردگان خشونت به خرج نمى دادند و جز با نرمى و ملایمت با آنان رفتار نمى کردند.

پى نوشت:

1. مجموعه ى ورام، ص 358.

2. «عن أبى عبدالله فى الصبى: اذا شب فاختار النصرانیه و أحد أبویه نصرانى أو مسلمین قال: لا یترک ولکن یضرب على الاسلام». وسائل الشیعه، ج 18، ص 546.

3. عن النبى فیما أوصى به أمیرالمؤمنین «لا تضربن أدبا فوق ثلاث.» مجموعه ى ورام، ص 358.

4. «قلت لأبى عبدالله فى أدب الصبى و المملوک، فقال: خمسه أو سته و ارفق به» وسائل الشیعه، ج 18، ص 581.

5. عن النبى (صلى الله علیه و اله) فیما أوصى به أمیرالمؤمنین: «لا تضربن فوق ثلاث فانک ان فعلت فهؤ قصاص یوم القیامه». مجموعه ى ورام، ص 358.

6. «قال على علیه السلام لصبیان ألقوا ألواحهم بین یدیه لینظر فیها یخیر بینهم...: أبلغوا معلمکم ان ضربکم فوق ثلاث ضربات فى الأدب اقتص منه» وسائل الشیعه، ج 81، 582.

7. ر.ک. شرایع الاسلام، ج 4، ص 192. (این مسأله جزء مسلمات فقهى است. براى اطلاع بیشتر رجوع کنید به بخش دیات کتب فقه، که مقدار دیه براى هر بخش از بدن در آن جا مشخص شده است.)

8. توضیح المسائل، بخش استفتاءات، ص 571.

9. آیه الله العظمى خویى رحمه الله مى فرماید: «هذا فى غیر المعلم، و أما فیه فالظاهر عدم جواز الضرب بأزید من ثلاثه...» مبانى تکمله المنهاج، ج 1، ص 341.

10.تفسیر صافى، ج 1، ص 354 به نقل از مجمع البیان.

11. عده الداعى، ص 79.

منبع : کتاب حقوق فرزندان در مکتب اهل بیت علیهم السلام به نقل از پایگاه راسخون



موضوع مطلب : تربیتی / دانستی معلم / کودکان
دوشنبه ٢٩ فروردین ۱۳٩٠ :: ۱٢:٤٧ ‎ق.ظ ::  نويسنده : مجید

- نباید با کودک نافرمان خشن برخورد کنیم و یا اینکه با او قهر کنیم.
- اگر به کودک دستور انجام کاری را می دهیم و او سر باز می زند، نباید با تکرار دستور کودک را مجبور به انجام کار کنیم. او باید یاد بگیرد که با یک بار درخواست کردن، کاری که از او خواسته شده را انجام دهد.
- والدین باید در این زمینه با هم هماهنگ باشند.
- نباید در برابر زیاده خواهی کودک تسلیم شد و باید محکم و البته بدون خشونت و با خونسردی در مقابل او ایستاد.
- کودک برای اینکه از خواسته ما نافرمانی کند معمولا بهانه های غیر منطقی می آورد. اصلا آن بهانه ها را نباید بپذیریم.
- خویشاوندان بخصوص پدربزرگ ها و مادربزرگ ها و دیگر اطرافیان نباید در طرز رفتار والدین با کودک دخالتی داشته باشند.
- باید برای هر کار کودک و هر نافرمانی که دارد پیامدی تعیین شود و حتما یکبار یا دو بار به کودک در این زمینه اخطار داده شود، که اگر مثلا فلان کار را تکرار کنی از تفریح و یا تماشای تلویزیون محروم می شوی.
(منبع : چگونه با کودک نافرمان رفتار کنیم. نویسندگان: حسن فرهی و الهه دل آذر)



موضوع مطلب : تربیتی / کودکان
صفحات سایت
RSS Feed