آموزش ابتدایی
تحول نو در رشد ابتدایی
صفحه نخست            پروفایل مدیر سایت            پست الکترونیک   
چهارشنبه ٢۸ امرداد ۱۳۸۸ :: ٩:٥٥ ‎ب.ظ ::  نويسنده : مجید

الف) دانستنی های معلم

 

 

 

          بخشی از محتوای برنامه ی درسی هنر، قصه و قصه گویی است. برای اجرای این بخش در کلاس، آشنایی اجمالی با ادبیات کودکان، چگونگی انتخاب قصه و آشنایی با هنر قصه گویی لازم است. گفتنی است که در این بخش، قصه، ابزاری برای انتقال فرهنگ شفاهی و ایجاد ارتباط کلامی و غیرکلامی موثر بین دانش آموزان است که با هدایت معلم شکل می گیرد و جریان می یابد. هم چنین ، محملی است که با تقویت زمینه ی تخیل، بستر تلفیق سایر رشته های هنری برنامه را فراهم می آورد.

 

 

1- اهمیت قصه و جایگاه آن

 

          قصه و قصه گویی، موضوعی آشنا برای همه ی انسان ها در همه ی روزگاران و جوامع است. انسان ها در سفر و حضر، در غم و شادی، در تنهایی و  جمع و حتی در گیر و دار جنگ ها و بحران های زندگی با قصه همراه و مایوس بوده اند؛ به همین علت، قصه را هم زاد انسان و زمان شکل گیری نخستین قصه ها را روزهای آغازین زندگی انسان در زمین، می دانند.

 

          قصه، تنها ، فاتح دنیای کودکان نیست بلکه بزرگسالان نیز در لحظه ی شنیدن یا خواندن قصه، درست مثل کوکان، با قصه جاری و همراه می شوند و صمیمیت و صفای کودکانه می یابند. پادشاهان ایرانی قصه گویانی داشته اند که در لحظه ی اندوه یا شادی و به ویژه هنگام خواب به آن ها آرامش می بخشیده اند. شهرزاد قصه گو در «هزار و یک شب» نمونه ای از این قصه گویان است.

 

          « در کتاب های آسمانی با شیوه ای خاص،‌داستان هایی برای عبرت ،‌ تذکر، هدایت و انذار مطرح شده است؛ تورات ، انجیل و قرآن سرشار از داستان هایی هستند از انبیا، اقوام و تمدن هایی که آمده اند و رفته اند و زندگی آن ها چراغ راه دیگر انسان ها شده است.» (محمدرضا سنگری، 1373)

 

          اصطلاح «قصه» در این نوشتار شامل همه ی اصطلاحات دیگر چون افسانه، حکایت و داستان نیز می شود. گاه عنوان داستان، افسانه، حکایت و قصه را به جای هم به کار می برند. در این نوشتار، قصه، عنوانی کلی برای همه ی سخنان یا نوشته هایی است که ساختنی روایی همراه با حوادث و ماجراهای خیالی یا واقعی دارند.

 

          «در تعریف قصه می توان گفت: سخن یا نوشته ای است از روزگاران قدیم که در آن شخصیت های گوناگون خیالی یا واقعی ، ماجراهایی می آفرینند. قصه ها از روزگاران قدیم برای آموزش ، انتقال تجربه ها و تاریخ هر قوم از نسلی به نسل دیگر پدید آمده اند». (فرهنگنامه ی ادبیات کودکان و نوجوانان،‌1376)

 

          «منظور از افسانه، داستانی است که در آن انسان ها، جانوران، اشیا یا موجودات تخیلی،‌ ماجراهای گوناگون باور نکردنی به وجود می آورند؛ برای نمونه، در بعضی از افسانه ها،‌از قالیچه یا تخت یا بال هایی سخن گفته شده است که انسان به کمک آن ها به پرواز درآمده است. اگر چه پرواز انسان با این وسیله ها واقعیت ندارد ولی بیانگر آرزوی انسان برای کاستن از رنج سفر و گاهی پاسخ گویی کنجکاوی های اوست». (فرهنگ نامه ی ادبیات کودکان و نوجوانان،‌1376)

 

          «داستان به نوشته ای گفته می شود که در آن ، نویسنده فکر اصلی خود را در قالب حکایتی به خواننده ارائه دهد؛ خواه این داستان کاملاً جنبه ی تخیلی و غیرواقعی داشته باشد و خواه واقعیات زندگی در آن با رنگ و روغن تخیل و پرداخت نویسنده، آرایش دیده باشد». (لیلی ایمن و توران خمارلو، 1356)

 

          در ادبیات سنتی ما ، ماجراهایی کوتاه، به نثر و نظم ، مستقل یا در ضمن موضوعات،‌ در کتاب ها ذکر می شده است که به آن ها «حکایت» می گفته اند. در کتاب هایی چون گلستان و بوستان سعدی ، مثنوی مولانا و بهارستان جامی از این حکایات فراوان می توان یافت.

 

 

 

2- کارکردهای قصه برای کودکان

 

          کودکان شیفته ی قصه و قصه گویی هستند و قصه ، تاثیری عمیق بر روان ، زبان ،‌ رفتار و شخصیت کودک می گذارد. برخی تاثیرات قصه بر کودکان عبارت اند از:

 

1- زبان آموزی: قصه ها،‌ کودک را با واژگان، اصطلاحات ،‌ نام ها، ضرب المثل ها و ... آشنا می سازند و از این راه ،‌ علاوه بر ایفای نقش مهم و جدی در زبان آموزی،‌ فرصت خوبی برای  اصلاح لغزش ها و اشکالات زبانی ایجاد می کنند.

 

          در کنار قصه گویی می توان از کودکان خواست تا مثلاً بگویند که نام قهرمان چه بوده ، از کجا حرکت کرده، چه دیده، چه گفته و چه انجام داده است. در قصه چه عناصر دیگری وجود داشته و ... و قصه گو چه ویژگی ها و قصه چه روندی داشته است. با طرح این سوال ها در پایان قصه، می توان به کودکان کمک کرد تا درباره ی فضای قصه ، قهرمانان قصه و حوادث قصه گفت و گو کنند.

 

2- انتقال مفاهیم: قصه به علت کشش ، زیبایی و نقشی که در برانگیختن حس کنجکاوی دارد، می تواند بسیاری از مفاهیم را به کودکا منتقل کند. هم چنین با انتقال مفاهیم ، به روش غیرمستقیم، نه تنها باعث جذب بهتر و سریع تر مفاهیم به ذهن و زبان کودک می شود بلکه فهم آن ها را عینی تر و ساده تر می سازد، به همین دلیل، قصه گویی از جدی ترین و بنیادی ترین روش های انتقال مفاهیم به دنیای مخاطبان، به ویژه کودکان ، به شمار می آید. مفاهیم ساده ی علمی ، طبیعی و حتی معنا و مفهوم واژگان را طی قصه و گاه بدون نیاز به توضیح ، می توان منتقل کرد.

 

3- تقویت حس کنجکاوی: قصه ها به علت دربرداشتن زنجیره ی حوادث ، کودک را وا می دارند که به تعقیب حوادث بپردازد یا آن چه را در قصه می شنود، در دنیای بیرون جست و جو کند. کودک پس از شنیدن قصه، انگیزه های بیشتر و کنجکاوی افزون تری برای چنین کاری پیدا می کند. گفتنی است که ما باید از نیرو و انگیزه ای که قصه در کودکان ایجاد می کند، بهره گیری و استفاده کنیم.

 

4- پرورش قدرت تخیل و خلاقیت: در قصه ها عنصر تخیل بسیار قوی و موثر است ؛ در بسیاری از قصه ها، عناصر تخیلی حضوری برجسته دارند. تخیل کودک با شنیدن و خواندن داستان پرورش می یابد. گاه دیده شده است که کودک هنگام بازگو کردن داستانی که شنیده است ، به دخل و تصرف در آن می پردازد یا داستانی بر همان مبنا می اسد. اگر این تخیل جهت داده شود، راه برای کشف استعداد کودکان است.

 

          از منظر دیگر، کودکان هنگام گوش دادن به قصه، عناصر ، فضا و حوادث آن را در ذهن خویش می آفرینند و معمولاً خود را در قالب قهرمان قصه قرار می دهند؛ به این ترتیب حداقل تا پایان قصه غرق تخیل در آن اند. با طرح پرسش هایی در پایان قصه ، می توان این فضای تخیل و تجسم خلاق را وسعت و عمق بخشید. همراهی یک نغمه ی مناسب نیز به وسعت دامنه و عمق بخشید . همراهی یک نغمه ی مناسب نیز به وسعت دامنه و عمق تخیل کمک می کند. برای ثبت این فضا که خود زمینه ساز بروز استعدادها و خلاقیت کودکان است، می توان نقاشی برای قصه،‌ کاردستی مناسب قصه و نمایش آن قصه را در زمره ی فعالیت های هنری پس از قصه قرار داد.

 

5- آشنایی با واقعیت های زندگی: کودک با شرکت کردن در تجربه های تلخ و شیرین قهرمانان قصه، با واقعیت ها آشنا می شود و روش های مواجهه با مشکلات را در می یابد. به قول شارل پرو:‌«کودکان را می توان از طریق قصه های دل چسب و دوست داشتنی متناسب با توانایی های آنان با واقعیت های زندگی آشنا کرد. آن ها در موقع گوش دادن به قصه ، مفاهیم پنهان در لابه لای واژه ها را درک می کنند؛ هنگامی که قهرمان داستان در مرداب بدبختی غوطه می خورد، آن ها غمگین و نگران می شوند و وقتی که به جاده ی خوشبختی قدم می گذارد؛ فریادی از شوق برمی آورند و اگر بخت با شخصیت بد داستان یار شود، بی صبرانه انتظار می کشند تا او به سزای کارهای زشتش برسد؛ این ها همه دانه هایی است که در دل کودکانه کاشته می شود و تاثیر آن ، بروز حرکاتی از سر شادی یا غم است که خود، نشان از بارور شدن ذهن آن ها دارد». (فرهنگنامه ی ادبیات کودکان و نوجوانان،‌1376)

 

6- انتقال ارزش ها: همراهی با قهرمانان قصه، باعث می شود که صفات ، فضیلت ها و ارزش های آنان با روح و جان کودک آمیخته شود. وقتی قهرمان به علت خوبی ، صداقت و بخشش مورد حسد یا ستم واقع می شود و سرانجام، همین ویژگی او را نجات می دهد،‌ عشق ورزی به این ارزش ها،‌همچون بذری در نهاد کودک افشانده می شود و میل به گریز و پرهیز از کسانی که زشتی ها و بدی ها را منتشر می کنند؛ نیز در وجود او بارور می گردد.

 

7- اصلاح رفتار: قصه ها می توانند به اصلاح ، بهبود و تغییر رفتار کمک کنند؛ به عبارت دیگر، مقصد قصه، عبرت آموزی بوده است. تردیدی نیست که اگر در پایان قصه،‌باب موعظه و نصیحت باز نشود و قصه خود ، آموزنده و عبرت آموز باشد،‌ چنین تاثیری را به صورت پنهان و پیدا در رفتار کودک خواهد داشت.

 

8- تعامل اجتماعی: اگر کودکان در جریان قصه فعال شوند و حتماً قبل از گفتن قصه،‌از آن ها بخواهیم که در پرسش و پاسخ های بعد از قصه شرکت کنند و نظر خود را در مورد قصه و قصه گو بگویند، توجه و دقت شنوایی آن ها تقویت می شود. هم چنین ، زمینه ای فراهم می شود که آن ها با سخن گفتن و بیان احساسات ، شیوه های ارتباط با دیگران را تمرین کنند. این شیوه ، به ویژه برای کودکان خجالتی و انزواطلب بسیار کارا و موثر است.

 

9- پیوند فرهنگی: قصه ها عامل انتقال میراث فرهنگی و پیوند میان امروز و گذشته اند. کودکان با شنیدن قصه ها به آرمان ها، آرزوها، رنج ها و شادی ها، باورها و نوع زندگی گذشتگان پی می برند. گویی، قصه ها پلی هستند که کودکان امروز را به روزگار گذشته می برند. قصه ها نوعی آموزش تاریخی نیز هستند، چون از لابه لای آن ها، تصویری از گذشته فراروی خواننده یا شنونده قرار می گیرد.

 

 

 

3- ما، کودکان و قصه ها

 

          دنیای قصه ، دنیای رنگین ، شیرین و دل پذیر است؛ دنیای آرزوها،‌شادی ها و غم ها. بهتر است بگوییم نبض زندگی و زیبایی در قصه های کودکان می تپد. کودکان قصه ها و قصه گویان را دوست دارند و با اشتیاق و لذت به آن ها گوش می سپارند.

 

          بزرگ ترها به رشد، شکوفایی، سلامت روانی و آینده ای روشن و زیبا برای کودکانشان می اندیشند ولی گاه ، آن چه را در این شکوفایی و بالندگی می تواند موثر باشد، نمی شناسند و به تحمیل دنیای خویش، احساسات و خواسته های خود به کودکان می پردازند. هر قصه ای را نباید برای کودکان تجویز کرد قصه های کودکان باید:

 

1- هم خوان با احساسات و علایق کودکان و هماهنگ با فضای ذهنی آنان باشند. داستان های بزرگسالانه یا کاملاً مبتنی بر منطبق بزرگسالان ،‌کشش و جاذبه ی چندانی برای کودکان ندارند.

 

2- دارای ساخت داستانی مناسب کودکان باشند، در کودک انگیزه ی تعقیب ماجراها را ایجاد کنند، هیجان انگیز باشند و از منطق داستانی تبعیت کنند.

 

3- کوتاه و جذاب باشند؛ درست است که قصه های پر کشش و جذاب،‌طولانی هم می توانند باشند ولی قصه ی کودکانه باید کوتاه باشد.

 

4- ساده باشند و در آن ها از مطرح کردن شخصیت های متعدد ،‌ حوادث تو در تو و طرح پیچیده و مبهم خودداری شود.

 

5- با ظرفیت روانی مخاطب و شرایط زمانی که در آن قصه بیان می شود، هماهنگ باشند.

 

6- با مخاطبان خود هم خوانی فرهنگی داشته باشند، ممکن است در یک قصه عناصری حضور داشته باشند که به علت نا هم خوانی فرهنگی، درک و در نتیجه ،‌جذب ذهن و روان کودک نشوند.

 

7- به گونه ای باشد که کودک، نتواند از همان آغاز،‌انتهای آن را حدس بزند. کودکان معمولاً چنین قصه هایی را دوست ندارند.

 

8- در مخاطب تاثیر مثبت داشته باشند و رفتارهای منفی را در او دامن نزنند؛ مثلاً ترس رابه جای شجاعت ، دشمنی را به جای ایجاد روحیه دوستی و خودخواهی و حسادت را به جای بخشندگی و کمک ،‌در او ایجاد نکنند.

 

          به هر حال ، خلق و حتی انتخاب قصه ی کودکانه – آن گونه برخی انگاشته اند – کاری ساده نیست. در انتخاب قصه برای کودکان، باید جهان مستقل آنان را شناخت و به آن ارج نهاد. در قصه های کودکانه که به مثابه ی آثار هنری هستند، احساسات قلبی، اندیشه های نمونه ، آگاهی و دانش همه جانبه و آرمان های دوراندیشانه ی کودکان در نظر گرفته می شود. موضوع این قصه ها از واقعیت های زندگی نشأت می گیرد. این قصه ها کوتاه،‌ ساده و دارای طرح های هنرمندانه اند. کودکان قصه هایی را می پسندند که شیرین و جذاب، دارای حادثه و شگفت انگیز باشند. آن ها ،‌ هم قصه های خیالی و هم قصه های واقعی را می پسندند؛ قصه های مربوط به موجودات خیالی و نیز اشیاء و حیوانات عجیب و خارق العاده برای آن ها کشش و جذابیت فوق العاده ای دارد. کودکان قصه های عامیانه را نیز دوست دارند. پس، در انتخاب قصه های بومی و منطقه ای ، به این ویژگی ها باید توجه کرد.

 

          اگر کتاب قصه ای را برای قصه گویی برمی گزینیم یا آن را در اختیار کودک قرار می دهیم تا بخواند، لازم است که به تناسب تصویر ،‌ خط، اندازه ی حروف ،‌ اندازه ی کتاب و دیگر ویژگی هایی که کتاب کودک باید از آن ها برخوردار باشد،‌توجه کنیم. متاسفانه،‌ کتاب هایی که حداقل معیارها را مراعات نمی کنند و به سودای کسب سود بیشتر، ناسازگارترین کتاب ها از نظر محتوا و ساخت را به نام کودک عرضه می کنند ، کم نیستند.

 

          تصاویر یک کتاب قصه باید بار فرهنگی آن ، نوع ، زمان و موقعیت قصه را رعایت کنند. رنگ ها و سبک نقاشی نیز باید با بافت و ساخت قصه هم خوانی و هماهنگی داشته باشد.

 

          اگر قرار است که بعد از قصه برنامه ی نقاشی برای قصه اجرا شود، نباید کودکان کتاب قصه ،‌ جلد و تصاویر آن را ببینند؛ زیرا از نقاشی های روی جلد و داخل کتاب الگو می گیرند و این امر،‌تخیل و خلاقیت آن ها را محدود می کند.

 

 

 

4- مقدمات و شرایط قصه گویی

 

          اگر قصه پردازی و داستان آفرینی هنر باشد، قصه خوانی و قصه گویی به شکل درست، زیبا و موثر نیز به هماند اندازه هنری و هنرمندانه است. چه بسیار قصه های موفق که قربانی عرضه ی بد می شوند و چه بسیار قصه های متوسط که اجرای موفق و بیان هنرمندانه، تصویری دیگر از آن ها در ذهن ایجاد می کند. شاید مهم تر از قصه،‌قصه گو یا کسی است که قصه را می خواند. بنابراین، تمرین قصه گویی و تسلط بر آن ، دوست داشتن قصه و قصه گویی ،‌ قصه شناسی و شناخت دنیای کودک از ضرورت های کار قصه گویی هستند. هنگامی که قصه گو برای قصه گفتن آماده می شود، به ارکان قصه و قصه گویی توجه می کند. این ارکان عبارت اند از:

 

1- انتخاب قصه ی مناسب

 

2- زمان و فضای مناسب قصه گویی

 

3- شنوندگان قصه

 

4- قصه گو و آمادگی روانی و ظاهری او

 

5- ابزار و لوازم قصه گویی

 

 

 

* قصه گو باید:

 

1- قصه را خواند باشد؛ اگر قصه را از کتاب می گوید، حتماً از قبل با آن آشنا شود تا هنگام قصه گویی، درنگ ها،‌زیر و بم ها و فضاهای مناسب کلامی را برای قصه خلق کند.

 

2- قصه ای که انتخاب می کند، کوتاه و ساده باشد؛ چون کودک قدرت تمرکز دراز مدت ندارد و به قصه ی طولانی گوش نمی دهد.

 

3- قصه ای را که خود نیز دوست دارد، بگوید. کودک از خطوط چهره ی قصه گو، علاقه مندی او را می خواند. احساسات قصه گو باید آن چنان باشد که کودک ،‌ علاقه ، درک و فهم و لذت قصه گو را از بیان قصه احساس کند.

 

4- در حین گفتن قصه، از فضای قصه بیرون نرود. قطع کردن قصه، گفت و گو با دیگران، خوردن و انجام دادن هر کار دیگری جزء قصه گویی ،‌سوء ظن کودک را به این که قصه گو به قصه بی علاقه یا کم توجه است، بر می انگیزد.

 

5- صبور و با حوصله باشد؛ شتاب برای تمام کردن قصه به معنای بی علاقگی و بی توجهی به احساسات کودکان است.اگر کودکان در لابه لای قصه پرسشی طرح کنند،‌قصه گو نباید بی حوصله یا عصبانی شود. در عین حال،‌او باید از پاسخ دادن به پرسش هایی که در طول قصه به آن ها پاسخ داده می شود، بپرهیزد. اما اگر دریابد که کودکان نکته ای را متوجه نشده اند، باید آن را به شکل کوتاه و رسا توضیح دهد.

 

6- با تغییر صدا و حرکات سر، دست ها و بدن به تناسب شخصیت های قصه، قصه را برای شنوندگان خود هر چه جالب تر، شیرین تر و دل پذیرتر کند. در عین حال، لازم است از حرکات اضافی که در جریان قصه وقفه ایجاد می کنند، بپرهیزد.

 

7- از به کار بردن تکیه کلام های نابه جا که در جریان قصه گویی نوعی «عایق» به حساب می آیند ، بپرهیزد. تکرار این تکیه کلام ها، ذهن را به جای تعقیب قصه، به تعقیب تکیه کلام ها می کشاند.

 

8- با کودک رابطه ی عاطفی برقرار کند و فاصله ی خود را با او به حداقل برساند، نگاه، لبخند، ارتباط و حالات قصه گو، بار سنگینی را در انتقال و القای بهتر قصه به دوش می کشند.

 

9- لحن و حرکات قصه گو در اوج قصه قوی باشد اما هر چه به انتهای قصه نزدیک می شود، باید لحن و حرکاتی آرامش بخش داشته باشد. در انتهای قصه نیز باید مراقب تاثیر قصه در روح و ضمیر کودکان باشد و به پرسش های احتمالی آن ها، پاسخ های مناسب بدهد.

 

10- زبان و بیانی رسا – بدون لهجه و عیوبی چون، لکنت زبان و صدای تودماغی – داشته باشد؛ زیرا در غیر این صورت، ممکن است به قصه و مخاطبان آن لطمه وارد شود. البته صاحبان لهجه در مناطق خود ممکن است با استفاده از زبان محلی برای قصه گویی، فضایی بهتر و موثرتر بسازند.

 

11- لباس مناسب بپوشد و ظاهری دل چسب و آراسته داشته باشد.

 

12- از گفتن و خواندن قصه هایی که بدآموزی دارند و به خصلت های ناپسندی چون حسادت، حساسیت ، دروغ گویی، آزار و اذیت دیگران دامن می زنند یا در اعتقادات درست، تردید و تزلزل ایجاد می کنند ، بپرهیزد.

 

13- در گزینش قصه ، به زمان و فضایی که در آن قصه می گوید، توجه کند. در این جا منظور از زمان ، محدودیت زمان کلاس درس و منظور از فضا، کلاس، حیاط مدرسه یا هر جای دیگری است که قصه در آن جا گفته می شود.

 

14- قصه را به شکلی مناسب شروع و تمام کند. در سنت قصه گویی ما، «یکی بود، یکی نبود» یا «روزی بود،‌روزگاری بود» جمله های ورودی به قصه اند. پایان قصه ها نیز مهم است. معمولاً «قصه ی ما به سر رسید ، کلاغه به خونه ش نرسید» حسن ختام بسیاری از قصه های کودکانه ی ایرانی است. قصه به ابتکار خود می تواند از این جمله ها یا هر جمله ای که مناسب باشد، بهره بگیرد.

 

15- با درنگ و سکوتی کوتاه مدت، پس از عبور از یک حادثه ی داستان یا در موقعیت مناسب، به نوعی ذهن کودک را فعال کند. سکوت، لحظه ی بیهودگی برای کودک نیست بلکه لحظه ی فعال شدن ذهن است تا به آن چه شنیده است یا خواهد شنید، بیندیشد و آن چه را دوست داشتنی است، مزه مزه کند.

 

 

 

ب ـ فعالیت های یادگیری

 

 

          مجموعه فعالیت هایی که دانش آموزان در ساعت درس هنر انجام می دهند تا به اهداف کلی درس هنر در بخش «قصه و قصه گویی» برسند با عنوان فعالیت های یادگیری آمده است. برای سهولت اجرای این برنامه ، به معلم توصیه هایی می شود تا او بتواند فرصت های یادگیری مناسبی را برای کلاس فراهم آورد.

 

توصیه هایی برای اجرای فعالیت های یادگیری بخش قصه و قصه گویی

 

1-در انتخاب قصه،ویژگی های قصه ی منا سب را برای کودکان در نظر داشته باشید .

 

2- در هنگام قصه گویی،‌مقدمات و شرایط قصه گویی را فراهم آورید.

 

3- در هر جلسه ی قصه گویی، اجزای فقط یک قصه کافی است . پس از پایان قصه با طرح چند سوال ، دانش آموزان را به گفت و گو در باره ی آن تشویق کنید.

 

4- وقتی کودکی قصه می گوید، به رفتارهای کلامی و غیرکلامی او دقت کنید و با تشویق و راهنمایی های به موقع ، این رفتارها را قوت بخشید.

 

5- هر یک از دانش آموزان را حداقل یک مرتبه برای اجرا دعوت کنید.

 

6- مراقب باشید که همه ی دانش آموزان ، در پرسش و پاسخ های بعد از قصه فعالانه شرکت کنند.

 

7- در هر موقع از سال تحصیلی که آمادگی های لازم برای بازی های تقلیدی در دانش آموزان به وجود آمد، به آن ها توصیه کنید که قصه را به صورت گروه کوچک و با ایفای نقش اجرا کنند.

 

 

 

فعالیت های یادگیری پایه اول

 

 1- قصه گویی:  در اجرای این برنامه ، دانش آموزان باید قصه گویی را یاد بگیرند؛ بنابراین، معلم می تواند فقط در اوایل سال قصه بگوید و پس از آن ، از دانش آموزان بخواهد قصه های کوتاهی را که از مادر بزرگ یا پدر بزرگ خود یا افراد دیگر شنیده اند، در کلاس برای دوستان خود تعریف کنند.

 

مراحل اجرا

 

1- دانش آموزان را برای گوش دادن به قصه آماده کنید .

 

2- در ابتدای سال تحصیلی ،‌قصه ی مناسبی را انتخاب کنید و آن را با رعایت حالت های

 

عاطفی ( با ایجاد تغییرات مناسب در صدا و حرکات صورت ، دست ها و بدن )‌ برای دانش آموزان بگویید .

 

3- در هر قسمت از قصه ، از کودکان بخواهید که فضا و عناصر قصه را در خیال خود بسازند. گرما یا سرما ی هوا ، وزش باد و ... را در ذهن تجسم کنند و به تناسب قصه، بوی علف یا دریا و ... را به خاطر بیاورند .

 

4- در هر جلسه ، از یکی از دانش آموزان دعوت کنید که قصه ای بگوید.

 

5- پس از پایان قصه ، دانش آموزان را به پرسش و پاسخ و گفت وگو در باره ی فضا ، عناصر و اتفاقات قصه تشویق کنید .

 

6- قصه گویی را می توان با نمایش ، تقلید صدا و حرکات عناصر آن ، تلفیق کرد.

 

 

 

2- تعریف خاطره: خاطره اتفاقی است که برای فردی رخ داده و به علتی – مثلاً مهم بودن آن ـ به یاد او مانده است. کودکان معمولاً دوست دارند خاطره های خود را تعریف کنند. حتی ممکن است در تعریف خاطره ،‌غلو کنند یا خیال پردازی های خود را با خاطراتشان بیامیزند. خاطره می تواند در باره ی بازی ،‌خرید رفتن با بزرگ ترها،‌مهمانی ،‌مسافرت و ... باشد.

 

مراحل اجرا

 

1- دانش آموزان را برای گوش دادن به خاطره آماده کنید.

 

2- در ابتدای سال تحصیلی ،‌ خاطره ی مناسبی را با رعایت حالت های عاطفی (با ایجاد تغییرات مناسب در صدا و حرکات صورت، دست ها و بدن ) برای دانش آموزان تعریف کنید.

 

3- در هر قسمت از خاطره ،‌از کودکان بخواهید که فضا و عناصر خاطره را در خیال خود بسازند. گرما یا سرمای هوا، وزش باد و ... را تجسم کنند و به تناسب خاطره ، بوی علف یا دریا و ... را به خاطر بیاورند.

 

4- در هر جلسه،‌از یکی از دانش آموزان دعوت کنید که خاطره ای تعریف کند.

 

5- در پایان خاطره، دانش آموزان را به پرسش و پاسخ و گفت و گو درباره ی فضا ،‌عناصر و اتفاقات آن خاطره تشویق کنید.

 

6- تعریف کردن خاطره را می توان با نمایش، تقلید صدا و حرکات عناصر آن ،‌تلفیق کرد.

 

 

 

3- تصویر خوانی: یکی از تجربه هایی که دانش آموزان کسب می کنند، توانایی برقراری ارتباط با تصویرها و درک مفاهیم آن هاست. برای این منظور، کتاب های تصویری، تصویرهای یک کتاب قصه ، کارت ها و لوحه های تصویری مناسب اند. آن چه را نیاز دارید، قبلاً به تعداد گروه ها آماده کنید.

 

 

 

- تصویر خوانی با مشاهده ی یک تصویر

 

مراحل اجرا

 

1- دانش آموزان را به گروه های سه یا چهار نفری تقسیم کنید.

 

2- تصویر آماده را در اختیار هر گروه بگذارید؛

 

3- هر گروه تصویری را که در اختیار دارد، با دقت مشاهده ، و برای آن یک داستان بسازد؛

 

4- هر یک از اعضای گروه آماده ی تعریف کردن داستان باشد؛

 

5- در پایان فراگیران را به گفتگو در باره ی قصه ها، بهترین قصه، بهترین قصه گو و ویژگی های او تشویق کنید.

 

 

 

4- تلفیق قصه یا خاطره با نمایش: هنگام گوش دادن به قصه ـ وقتی معلم یا یکی از دانش آموزان قصه می گویدـ سایر دانش آموزان می توانند با تقلید حرکات و صداهای عناصر قصه یا خاطره،‌به همراهی با قصه گو بپردازند. این موارد، هم می تواند به صورت بداهه باشد و به نوعی نمایش خلاق تبدیل شود و هم با هماهنگی قبلی بین قصه گو و همراهان او انجام گیرد.

 

 

5- تلفیق قصه یا خاطره با نقاشی:دانش آموزان می توانند یکی از صحنه های جالب خاطره یا قصه ای را که به آن گوش داده اند، نقاشی کنند. گفتنی است که اگر از کتاب قصه استفاده می کنید، آن را به بچه ها نشان ندهید تا آن ها با تکیه بر تخیل و خلاقیت خود نقاشی بکشند.

 

 

 

6- تلفیق قصه یا خاطره با کاردستی: هنگام تعریف کردن خاطره یا قصه،‌نغمه ی زیبا و مناسبی را پخش کنید. پس از پایان خاطره یا قصه نیز بچه ها می توانند شعر یا سرود مناسبی بخوانند و با دست زدن ریتم آن را نگه دارند.

 

 

 

- فعالیت های یادگیری در پایه ی دوم : در پایه ی دوم قصه گویی، تعریف کردن خاطره، تلفیق قصه و خاطره با نمایش، نقاشی، کاردستی و تربیت شنوایی مانند پایه ی اول ابتدایی اجرا می شود. اما قصه ها و خاطره ها کمی طولانی تر و پیچیده تر خواهند بود. دو فعالیت دیگر نیز به بخش قصه اضافه می شوند که به ترتیب زیرند.

 

 

- کامل کردن قصه ی ناقص: کودکان اغلب با قهرمانان قصه همانند سازی می کنند؛ خود را در فضای قصه قرار می دهند و درباره ی آن چه قهرمان یا قهرمانان قصه انجام می دهند، به تخیل می پردازند و به این ترتیب ،‌ ماجراهای قصه را پیش بینی می کنند . به این ترتیب، آن ها می توانند قصه ناتمامی را به میل و سلیقه یخود کامل کنند.

 

مراحل اجرا

 

1- دانش آموزان را برای گوش دادن به قصه آماده کنید.

 

2- قصه گفتن را شروع کنید و بخش کوچکی از ابتدای قصه را تعریف کنید.

 

3- دانش آموزان را به گروه های کوچک تقسیم کنید.

 

4- هر گروه، قصه را به میل خود ادامه دهد تا تمام شود.

 

5- نماینده هر گروه، ادامه ی قصه ی خود را برای سایرین تعریف کند.

 

6- همه ی دانش آموزان در مورد بهترین قصه تصمیم بگیرند و آن را انتخاب کنند.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 



موضوع مطلب : دانستی معلم
دوشنبه ٢٦ امرداد ۱۳۸۸ :: ۸:٥٤ ‎ب.ظ ::  نويسنده : مجید

چکیده:

 این روش که یکی از قویترین روش های یادگیری است در سال 1996 توسط فردی به نام رابینسون ابداع شد. در این روش سعی بر این است تا با ایجاد زمینه ای در ذهن قبل از مطالعه، روند یادگیری فعال تر و آسان تر گردد. (SQ3R) مخفف این کلمات است: پیش خوانی (Survey)، سؤال سازی (Question)، خواندن (Read)، بازگویی و تعریف (Recite) و مرور (Review).در ادامه به مراحل مختلف این روش اشاره می‌‌کنیم:

پیش خوانی:

درسی را که می‌‌خواهید بخوانید، ابتدا پیش خوانی کنید. سعی کنید برای پیش خوانی از روش زیر استفاده نمایید:

- نگاهی سریع و گذرا به متن بیندازید.

- نکات مهم و کلیدی را بیابید.

- سؤالات و تمرین های آخر درس را مرور کنید.

- پاراگراف اول و آخر و خلاصه درس را به شیوه ای گذرا بخوانید.


سؤال سازی:

در ذهن خود سؤالاتی راجع به موضوع درس بسازید. برای این کار می‌‌توانید:
- عناوین و تیترها را بصورت سؤال درآورید.

- از خود بپرسید: "راجع به این موضوع چه می‌‌دانم؟"، "معلم راجع به این موضوع چه چیزهایی می‌‌گفت؟" و سؤالاتی از این قبیل.

 

خواندن:

متن درس را بطور کامل بخوانید. در هنگام خواندن:

- به دنبال جواب سؤالاتی باشید که در ذهن خود ساخته بودید.

- به سؤالات آخر درس جواب بدهید.

- زیر نکات مهم خط بکشید.

- اگر مطلبی را درست نفهمیده اید، دوباره آن را بخوانید.

 

بازگویی و تعریف مطالب:

بعد از آنکه خواندن یک بخش به پایان رسید، به بازگویی مطالب آن بپردازید.

- مطالب درسی را از حفظ برای خود تکرار کنید و یا خلاصه نویسی کنید.

- در تکرار مطالب از روشی که متناسب با تکنیک یادگیری تان است، استفاده کنید و به خاطر داشته باشید که هر چه بیشتر از حواس پنجگانه خود استفاده کنید، مطالب بهتر در حافظه تان جای می‌‌گیرد.

قدرت یادگیری سه برابر می‌‌شود با: دیدن، بیان کردن، شنیدن.
و این قدرت چهار برابر می‌‌شود با: دیدن، بیان کردن، شنیدن و نوشتن!

 

مرور مطالب:

بعد از آنکه مطالب را بطور کامل خواندید و برای خود بازگو کردید، نوبت به مرور مطالب می‌‌رسد.
- روز اول: بلافاصله بعد از مرحله تعریف و بازگویی، 5 دقیقه سریع مطالب را مرور کنید.
- 24 ساعت بعد: کتاب را ورق بزنید و به نکات مهم نگاهی بیندازید، به مدت 5 دقیقه این کار را انجام دهید.

- یک هفته بعد: به مدت 5 دقیقه مطالب درسی را مرور کنید. برای مطالبی که به نظرتان سخت تر است بیشتر وقت بگذارید.

- و به همین ترتیب هر چند وقت یکبار مطالب را مرور کنید تا هنگام امتحان به مشکلی برخورد نکنید.

 

به خاطر داشته باشید:

کسانیکه مطلبی را 6 بار پیاپی می‌‌خوانند در مقایسه با کسانی که در 6 نوبت و هر بار 5 دقیقه. این کار را می‌‌کنند، درصد یادگیری کمتری دارند. چرا که در فواصل زمانی قدرت پردازش ذهن بالاتر می‌‌رود.



موضوع مطلب : یادگیری
دوشنبه ٢٦ امرداد ۱۳۸۸ :: ۸:٥٢ ‎ب.ظ ::  نويسنده : مجید

  خوش‌خطی از جمله صفاتی است که برخی آن را ارثی می‌دانند. می‌توان شواهدی برای اثبات این مدعا یافت. اما ذاتی بودن خط‌خوش به آن معنا نیست که این صفت قابل یادگیری نباشد. در واقع می‌توان از ابتدا که بچه‌ها دبستان می‌روند، با توجه به یک رشته ملاحظات و انجام تمرین‌هایی چند، دانش‌آموزان را به اهمیت خط خوش واقف و این قابلیت را در آنان تقویت کرد. در مطلبی که در پی می‌آید، آموزگاری توصیه‌هایی را برای واداشتن دانش‌آموزان از بدخطی و تشویق آنان به خوش‌خطی عرضه می‌کند. مخاطب برخی از این توصیه‌ها آموزگاران و  والدین و برخی دیگر خود دانش‌آموزان است. نویسنده معتقد است توجه به نگارش دانش‌آموزان از همان سال‌های اولیه دبستان مورد توجه قرار بگیرد.

 

پرورش قابلیت خو‌شنویسی در بچه‌ها می‌تواند امتیازی چشمگیر در بزرگسالی برای آنان به همراه داشته باشد. هر چه باشد، خوش‌خطی از جمله صفاتی است که همواره مورد توجه بسیاری  قرار می‌گیرد. پس اگر می‌خواهید فرزندتان خوش‌خط شود، به این نکات توجه کنید:

 

علل بدخطــــی

 

* توجه نکردن دانش‌آموزان به خط زمینه دفتر و تخته کلاس.

 

* اضطراب و نگرانی دانش‌آموزان هنگام نوشتن.

 

* نداشتن اعتماد به نفس هنگام نوشتن.

 

* نداشتن آ‌مادگی جسمانی، روانی، روحی.

 

* وجود اختلالات یادگیری در دانش‌آموزان.

 

* نداشتن هدف و انگیزه برای زیبانویسی.

 

* مواجه شدن دانش‌آموزان با حجم زیاد تکالیف.

 

* تندنویسی تکالیف.

 

* استفاده از خودکار، روان‌نویس و وسایل مشابه آن.

 

* آشنا شدن دانش‌آموزان در کلاس اول با خط نسخ ماشینی، این امر سبب می‌شود در کلاس‌های بالاتر به سختی بتواند خط نستعلیق را جایگزین خط نسخ کند.

 

* خط نسخ  کتاب‌های درسی دوره ابتدایی.

 

* اتلاف وقت هنگام نوشتن خط نسخ مانند کلمه (محمد) اگر همین کلمه را دانش‌آموز با خط نستعلیق بنویسد سرعت بیشتری خواهد داشت.

 

* بی‌توجهی به هنر.

 

* خط نسخ روی کاغذ حجم بیشتری می‌گیرد، اما واژگان در خط نستعلیق جای کمتری اشغال می‌کنند.

 

* خط نسخ به سبب نداشتن سیرهای دایره‌ای و انحناها و قوسهای موجود در مفردات و کلمات صرفاً یادگیری در خواندن و نوشتن را تسهیل میکند و تأثیری در خوشنویسی ندارد.

 

* فشردگی برنامه کلاسی در یک نیمروز و فشار بر دانش‌آموزان به سبب دو یا چند نوبتی بودن مدرسه.

 

* استفاده از ابزار نامناسب از جمله مداد کوتاه و کاغذ بدون خط به خصوص در پایه‌های اولیه ابتدایی.

 

* بی‌‌دقتی هنگام نوشتن و رعایت نکردن هم شکلی، هم اندازه و هم فاصله بودن واژگان.

 

* بی‌دقتی برای تمیز و مرتب نوشتن.

 

* تراکم بیش از حد شاگردان در کلاس و نداشتن فضای مناسب و کافی برای نوشتن.
* دادن تکالیف نامناسب و بدون تناسب با توانایی کودکان.

 

* بی‌اعتنایی اغلب معلمان ابتدایی به استفاده از خط‌ نستعلیق و  آموزش آن.

 

* واکنش‌های منفی و نامناسب بعضی معلمان در برخورد با نوشته‌های دانش‌آموزان.
* جدی نگرفتن یادگیری خط از طرف خانواده و مدرسه و نبود مراقبت‌های لازم.

 

* نبود انگیزه، حوصله و دانش لازم نزد برخی معلمان ابتدایی برای آموزش خط به دانش‌آموزان.

 

* بدخطی بعضی از والدین، سرمشق نامناسبی برای کودکان است.

 

* دادن سرمشق‌هایی با رسم‌الخط نامناسب به دانش‌آموزان.

 

* ندانستن روش‌ و راهکارهای، خوشنویسی و اجرا نکردن تمرین‌های لازم.

 

* قرار دادن چپ دست و راست دست در کنار هم هنگام نوشتن.

 

* بی‌توجهی به زیبایی هنری خط که باعث تقویت روح لطیف در کودکان می‌شود.

 

* نبود دستورالعمل مشخص و روشنی برای آموزش خط نستعلیق به منظور تکرار و تمرین دانش‌آموزان.

 

 

 

راهکـــارهای رفـــع بدخطـــی

 

برای رفع بدخطی دانش‌آموزان، از سوی معلمان و پژوهشگران راهکارهای فراوانی معرفی شده است که به ذکر برخی از آنها می‌پردازیم:

 

* در کلاس اول ابتدایی از مجرب‌ترین و علاقه‌مند‌ترین معلمان استفاده شود.

 

* تمهیداتی به عمل آید که معلم درس اول بتواند در حین آموزش از ابزارهای سمعی بصری استفاده کند.

 

* معلمان با اصول صحیح نوشتن آشنا و دارای خط خوش باشند.

 

* برای معلمان در زمینه خط نستعلیق دوره‌های کارآموزی آموزش ضمن خدمت گذاشته شود تا پس از دیدن دوره‌های لازم، در کلاس حضور یابند.

 

* انگیزه آموزش خط زیبا به دانش‌آموزان در معلمان تقویت شود.

 

* معلمان در مورد خط بچه‌ها را توبیخ نکنند.

 

*‌معلم با رفتار خود در میان دانش‌آموزان تبعیض قایل نشود.

 

* با رسیدگی انفرادی به نوشته‌های کودکان ضعیف دلیل بدخطی بررسی و برای برطرف کردن آن تمهیدات لازم اندیشیده شود.

 

* علاقه و انگیزه برای صحیح نوشتن و زیبانویسی را در کودکان تقویت کنند.

 

* به تفاوت‌های فردی و نقاط قوت و ضعف دانش‌آموزان توجه شود.

 

* مقدار تکالیف با توانایی کودکان تناسب داشته باشد.

 

* تکالیف هدفدار باشد و باعث تقویت قوای ذهنی کودک شود.

 

* تکالیف به گونه‌ای باشد تا تمرین و تکرار آنها باعث تثبیت یادگیری شود.

 

* تکالیف به صورت مستمــــر مورد رسیدگــی معلم قرار گیرد و او از تشویق و تذکر استفاده کند.

 

* اهمیت انجام دادن تکالیف نوشتنی برای کودک مشخص باشد.

 

* از الفاظ مناسب و زیبا مانند بسیار خوب، عالی، آفرین فرزندم و ... در تأیید نوشته‌های کودکان استفاده شود.

 

* هرگز نباید تکالیف دانش‌آموزان را خط زد، زیرا انگیزه زیبا نوشتن را در آنها از بین می‌برد.

 

* در نوع تکالیف تنوع وجود داشته باشد تا رغبت انجام دادن آن در دانش‌آموز ایجاد شود.

 

* بعضی اشتباهات دانش‌آموزان چشم‌پوشی شود و او مورد راهنمایی قرار گیرد.

 

* هدف از نوشتن به صورت خط نستعلیق برای دانش‌آموزان روشن باشد.

 

* دانش‌آموزان به خط زمینه دفتر و تخته کلاس توجه کنند.

 

* دانش‌آموزان به جهت‌های حرکت در نوشتن مانند بالابه پایین، راست به چپ و زیر خط دقت کنند.

 

* کودک مداد را به طور صحیح در دست بگیرد و برای نوشتن، از ابزار مناسب استفاده کند.

 

* با رعایت نظم و پاکیزگی صفحه دفتر خود را کثیف نکند.

 

* زیاد درشت و زیاد ریز ننویسد و به یک اندازه نوشتن عادت کند.

 

* در آغاز نوشتن از دفاتر خط‌دار استفاده کند تا بتواند در مراحل بعدی بدون استفاده از خط زمینه مطلب خود را در خطی مستقیم و درست بنویسد.

 

* دانش‌آموزان عادت کنند واژگان را یک‌سره و یک باره بنویسند و سپس نقطه‌های حروف هر کلمه را بگذارند.

 

* بهتر است تا زمانی که شاگردان به درست نوشتن عادت کنند، تکالیف خود را در کلاس و زیر نظر مستقیم معلم انجام دهند.

 

* دانش‌آموزان نوشتن واژگان دیگر را نیز تمرین کنند و نوشتن کلمات و رونویسی مختص به کتاب نباشد تا درست نوشتن کلمات دیگر را نیز یاد بگیرند.

 

* از وضع خانوادگی، مالی، فرهنگی، توانایی‌ها، حالات روحی روانی، عاطفی و بهداشتی دانش‌آموزان اطلاعات کافی در دست باشد، زیرا گاهی انگیزه‌های بدخطی ناراحتی‌های روحی  عاطفی و فرهنگی است.

 

*‌ یک رسم‌الخط یک دست و یکسان به خط ریز نستعلیق یا شبیه آن برای سال اول در نظر گرفته شود.

 

* کتب درسی با رسم‌الخط تلطیف شده خط نستعلیق چاپ شود.

 

* نگاه کردن به خط نستعلیق(مشق نظری) تأثیر زیادی در خوش‌نویسی دارد. بنابر این بهتر است از پایه اول دانش‌آموز با این خط آشنا شود.

 

* به ساعت خوشنویسی اهمیت بیشتری داده شود.

 

* از رسم‌الخط‌های تحریری برای تقویت مهارت دانش‌آموزان در نوشتن استفاده شود(مانند تمرین‌هایی برای پر رنگ‌کردن کلمات تحریری، کپی کردن از روی آنها جهت تمرین، شبیه‌سازی به طور مستقیم از طریق نگاه کردن(مشق نظری) و عمل سایه‌زدن).

 

* برای استفاده از خط نستعلیق به صورت مداوم و مستمر تأ‌کید شود.

 

 

 

 

 



موضوع مطلب : روش تدریس
دوشنبه ٢٦ امرداد ۱۳۸۸ :: ۸:٤٩ ‎ب.ظ ::  نويسنده : مجید

خلاقیت چیست؟ بیشتر اوقات، مردم کلمه خلاق را مترادف کلمه پراستعداد و باهوش می دانند و تصور آنان این است که کودک بااستعداد و باهوش، خلاق نیز است یا این که کودک خلاق از هوش بالایی برخوردار است. هر چند کودکان باهوش، استعداد بالقوه بیشتری دارند که در راه های خلاق به کار ببرند، اما خلاقیت، همان استعداد و هوش نیست. خلاقیت فرآیندی است که بر مبنای استعداد، آموزش و تفکر استوار است. «خلاقیت گستره وسیعی از مسائل کوچک روزانه تا پیشرفت های مهم تاریخی در علوم و ادبیات و هنر را دربرمی گیرد و برخلاف نظر عمومی، هر فرد با توانایی های شناختی معمولی با مقداری تلاش می تواند از خود خلاقیت به خرج دهد. کودکان در سنین گوناگون انواع متفاوتی از رفتارهای خلاق را نشان می دهند.» چگونه می توانیم خلاقیت را در کودکان تشخیص دهیم؟ هر انسان طبیعی می تواند کاری خلاق در زمینه ای انجام دهد. ما اگر بخواهیم بزرگسالانی خلاق داشته باشیم، باید به کودکان خلاق توجه کنیم. به همین دلیل باید به پرورش مهارت ها و انگیزه خلاقیت توجه کنیم. فضاهایی که کودکان در آن خلاقیت خود را بروز می دهند و میزان خلاقیتی را که از خود نشان می دهند، بستگی به آموزش آنها، تجربه و سطح پرورش فکری و جسمی آنان دارد. هر عملی که کودک انجام می دهد، می تواند خلاق باشد، به شرطی که دو اصل در آن رعایت شده باشد. ۱- با آنچه که قبلا انجام داده، متفاوت باشد. ۲- صحیح و جذاب و معنی دار باشد. برای پرورش و حفظ خلاقیت در کودکان چه کارهایی باید انجام داد؟ مهم ترین مسأله بعد از تشخیص خلاقیت در کودکان، حفظ و چگونگی پرورش آن است. باید انگیزه ذاتی خلاقیت، پرورش پیدا کند. بهترین روش برای حفظ خلاقیت در کودکان این است که به آنها کمک کنیم تا استعدادها و مهارت ها و علایق آنها به یکدیگر مرتبط شوند. درک و شناخت اصل انگیزه درونی خلاقیت مرحله بسیار مهمی برای تشویق خلاقیت در کودکان است. باید زمینه ایجاد خلاقیت یعنی لذت و رضایت خاطر را در کودکان فراهم کنیم. یادآوری شایستگی ها و ایجاد استقلال برای تصمیم گیری در کودکان، باعث بروز خلاقیت می شود. کودکان از فعالیت هایی که احساس مسلط بودن به آن دارند، بیشتر لذت می برند و اگر احساس کنند که کار متعلق به آنهاست، بیشتر روی آن وقت می گذارند. تحقیقات نشان داده دانش آموزانی که استقلال بیشتری در تصمیم گیری دارند و به آنان حق انتخاب داده می شود، از انگیزه درونی بیشتری برای انجام کار برخوردارند و پیشرفت خلاقیت در آنان قابل ملاحظه است. محیط مدرسه و خانه، چگونه می توانند خلاقیت کودکان را رشد دهند یا از بین ببرند؟ «بررسی اجزای خلاقیت روشن می کند که خلاقیت یک ویژگی ثابت شخصیتی نیست که بدون هیچ تغییر و تحول در وجود انسان نهفته باشد، بلکه از جمله مواردی است که کاملاً تحت تاثیر عوامل یا موانعی تقویت یا تضعیف و حتی نابود می شود. بعضی شرایط، زمینه های ظهور و گسترش خلاقیت را فراهم می آورند، در حالی که بعضی موقعیت ها رشته های خلاقیت را در وجود آدمی خشک می کند. » در بسیاری از خانواده ها والدین، کودکان خود را مجبور به یادگیری می کنند. متأسفانه این امر نه در خانواده، بلکه در محیط های آموزشی، یعنی مدارس نیز، کاملا مصداق دارد. گاه شرایط موجود در مدرسه به گونه ای است که نه تنها به پرورش خلاقیت کمک نمی کند، بلکه این موهبت الهی را سرکوب می کند. مدیران و معلمان ما با این نیت خیرخواهانه که قرار است استعدادهای بالقوه دانش آموزان کشف شود، آنها را مجبور می کنند تا مطالبی را که دانش آموز، هدف از یادگیری آن را نیز نمی داند، یاد بگیرند. البته همیشه تنبیه و تهدید از طریق اجبار صورت نمی گیرد؛ گاهی اوقات پاداش های بی مورد نیز حکم تنبیه و اجبار را دارد. بزرگ ترین مانع برای رشد خلاقیت، ارزیابی از آن است. این ارزیابی چه مثبت چه منفی، می تواند کودک را به سمت خلاقیت کمتر هدایت کند. آزمایش ها نشان داده که حتی احساس مشاهده شدن در حین انجام کار، می تواند تأثیر منفی روی خلاقیت بگذارد. عامل مهم دیگر برای از بین بردن خلاقیت، پاداش است. اکثر مردم این تصور را دارند که پاداش باعث بهبود عملکرد می شود، اما همیشه این طور نیست. استفاده از مشوق های بیرونی باعث می شود میل و انگیزه های درونی و انگیزه ها و محرک هایی را که موجب خلاقیت و اعتماد به نفس می شود از بین برود. «صاحب نظران، اعتقاد دارند که پاداش خصوصاً در مواردی که به خوبی استفاده نشود انگیزه های درونی افراد را به ویژه در انجام فعالیت های بدیع و خلاق از بین می برد.» استفاده مکرر از پاداش باعث می شود که کودکان از مثلاً ورزشی که پیروزی به همراه نداشته باشد، لذت نبرند و یا از درس خواندنی که به همراه دریافت نمره خوب نباشد، رضایت نخواهند داشت و به طور کلی از انجام کاری که تعریف دیگران را به دنبال نداشته باشد، راضی نخواهند شد. با پاداش های بیرونی، عشق به آموختن و انگیزه های خلاقیت را در دانش آموزان از بین می بریم. از طرفی دیگر، اگر این پاداش ها قطع شود، ممکن است احساس تنبیه شدن را در کودک به وجود بیاورد. تعریف و ستایش نیز گاهی اوقات، آثار مخربی بر دانش آموزان می گذارد. کودکانی که به طور مداوم از طرف خانواده یا معلمان مورد تعریف و تشویق قرار می گیرند، یاد می گیرند که فقط کارهایی را انجام دهند که مورد توجه والدین یا معلمان آنها است. اگر چه این رفتار مورد تأیید بزرگترها است، اما این دانش آموز در آینده از خلاقیت کمتری برخوردار خواهد شد. آنها یاد می گیرند که در زندگی آینده به جای خلاقیت و ابتکار، خود را با شرایط سازگار کنند و تنها به دنبال اموری باشند که تعریف و ستایش برای آنها به ارمغان بیاورد. از دیگر موانع رشد خلاقیت، رقابت است. رقابت مجموعه ای از ارزیابی و پاداش است. غالباً رقابت زمانی به وجود می آید که مردم احساس کنند کار آنها در مقابل کار دیگران مورد ارزیابی قرار خواهد گرفت و به بهترین آنها پاداش تعلق می گیرد.(همان) امری که ما هر روز در مدارسمان شاهد آن هستیم؛ میدانی را آماده می کنیم و گروهی از دانش آموزان را انتخاب کرده، وادارشان می کنیم برای به دست آوردن جایزه، حریفان قدر خود را از میدان بیرون بیندازند تا پاداش طلایی مربوطه را به دست بیاورند. آشکارترین شکل رقابت در سیستم آموزشی، برگزاری امتحان است و ملاحظه شده که دانش آموزان برای کسب نمره بالاتر و پیروزی بر حریف یا حریفان به تلاش هایی که تجلی آن به صورت های گوناگون مانند تقلب، کپی کردن، نوشتن مطالب بر روی دسته صندلی قبل از شروع امتحان، درس خواندن فقط شب امتحان و... ظهور می کند، دست می زنند. تعداد زیادی از والدین، فرزندان خود را به سمتی هدایت می کنند که فکر می کنند آنان در آن زمینه موفق می شوند، هرچند که آن مسیر مورد علاقه کودکشان نباشد؛ البته شاید کودک به موفقیت هم برسد، اما به رضایت نخواهد رسید و واقعاً خلاق نخواهد شد. معلمان و مربیان ما نیز با ارزیابی دائمی خود، باعث کاهش انگیزه در دانش آموزان می شوند؛ زیرا نظام نمره دهی در مدارس ما باعث می شود که کودکان ما به جای توجه به افزایش معلومات و بهبود مهارتهایشان، تنها حرص و ولع برای کسب نمره داشته باشند. اگر خانواده و مدرسه نتواند در شناسایی و رشد خلاقیت دانش آموز موفق شوند و با ایجاد مانع(ارزیابی، پاداش، رقابت و محدودیت در انتخاب) سبب از بین رفتن آن شوند، ما باید شاهد دانش آموزانی افسرده و بی انگیزه برای خلاقیت باشیم؛ همان گونه که تاکنون شاهد بوده ایم! ارزشیابی توصیفی چیست؟ « ارزشیابی توصیفی»الگوی جدیدی است که تلاش می کند زمینه ای را فراهم سازد تا دانش آموزان در کلاس درس با شادابی و نشاط بهتر و بیشتر و عمیق تر مطالب درسی را یاد بگیرند. بنابراین، به جای توجه افراطی به آزمون های پایانی و نمره، روند یاددهی و یادگیری را در طول سال تحصیلی مورد توجه قرار می دهد و در راستای این توجه، رشد عاطفی و اجتماعی و حتی جسمانی دانش آموز را نیز در نظر می گیرد. این طرح با هدف بهبود کیفیت یادگیری و یاددهی و افزایش بهداشت روانی محیط یاددهی و یادگیری، تغییرات اساسی را در نظام ارزشیابی فعلی پیشنهاد کرده است. از جمله تغییر مقیاس فاصله ای(۰تا۲۰)به مقیاس ترتیبی، تغییر ساختار کارنامه و تبدیل آن به کارنامه توصیفی تحت عنوان گزارش پیشرفت تحصیلی، تغییر و تنوع بخشی به ابزارها و روش های جمع آوری اطلاعات از وضعیت تحصیلی دانش آموز، مانند: پوشه کار، آزمون های عملکردی، فهرست وارسی و برگ ثبت مشاهدات، تغییر در رویکرد کلی ارزشیابی از ارزشیابی پایانی به ارزشیابی تکوینی و فرآیندی تغییر در مرجع تصمیم گیرنده در ارتقای دانش آموزان. در این طرح، به جای امتحانات پایانی، معلم و شورای مدرسه، مرجع صاحب صلاحیت تصمیم گیری تعیین شده اند. ارزشیابی توصیفی چگونه می تواند در بروز و رشد خلاقیت دانش آموزان مؤثر واقع شود؟ برای ایجاد خلاقیت، هوش، استعداد، مهارت و تلاش لازم است؛ اما کافی نیست. انگیزه درونی نیز باید به آنها اضافه شود تا خلاقیت شکل گیرد. ما باید برای کودکانمان فرصتهایی را به وجود بیاوریم و مهارتهایی را به آنها آموزش دهیم تا استعدادهایشان را گسترش دهند و این محقق نخواهد شد مگر اینکه بین مهارتها و علایق آنها وجه مشترکی را بیابیم و آنها را رشد دهیم. در روش آموزش سنتی که مبتنی بر یادگیری مطالب بدون تفکر و توجه به معنی آن است، دانش آموزان به گونه ای تربیت می شوند که بدون توجه به چگونگی ارتباط مطالب و بدون تفکر، برای به دست آوردن نمره خوب آنها را می آموزند. اما این نوع آموزش و یادگیری برای انجام یک کار خلاق، واقعاً بی فایده است.» شیوه های سنتی با ساختار انعطاف ناپذیر و محدودیت زیادی که برای دانش آموزان قائل می شود، همچنین با تکیه بر انتقال معلومات و محفوظات، امکان هر گونه رشد فکری، ابتکار و اکتشاف را از یاد گیرنده سلب می کند. چنانکه دانش آموز نمی تواند بین آموخته هایش و مسائل بیرونی ارتباط برقرار کند در حالی که سبک آموزش و پرورش باز یا روش فعال تدریس با دادن آزادی به دانش آموز و عدم نظارت دائمی بر کارها و برنامه ها به او فرصت می دهد تا به جست وجو و کشف مسائل بپردازد. بدین ترتیب دانش آموز خود در فرآیند یادگیری دخیل می شود و انگیزه های درونی و به دنبال آن امکان بروز خلاقیت در او افزایش می یابد. این مهم در طرح ارزشیابی توصیفی مورد توجه و عنایت خاص قرار گرفته است. معلمین این طرح با ارزشیابی دانش آموز به شکل نامحسوس، فضای باز و فعالی را برای رشد خلاقیت ایجاد کرده اند. ارزشیابی توصیفی سعی کرده با تغییر در ساختار نظام ارزشیابی آن را به قدری انعطاف پذیر کند که با شیوه ها و علائق یادگیری متفاوت، انطباق پیدا کند. در کلاس ارزشیابی توصیفی، کودکان در یادگیری فعال هستند و احساس غرور و مالکیت نسبت به کلاس درس خود دارند. آنها در این کلاس آزاد هستند تا انتخاب کنند. راهنمایی می شوند و اختیار دارند تا در محیط کلاس، آن گونه که دوست دارند، یاد بگیرند. معلمین طرح ارزشیابی توصیفی با ایجاد جوی صمیمی و مطمئن در کلاس درس فضایی مساعد را برای رشد خلاقیت دانش آموزان فراهم کرده اند تا آنها بتوانند با آسودگی در کلاس به اظهار نظر بپردازند و بدون نگرانی هر سؤالی را که در ذهن دارند، مطرح کنند. آنها یاد گرفته اند که چگونه مهارتهای یادگیری را در قلمرو خاص به کودکان بیاموزند. آنها روش تفکر درباره مسائل و قوانین علمی را به دانش آموزان آموزش می دهند. «تحقیقات نشان داده است روابط صمیمانه و توأم با علاقه و احترام، نقش مؤثری در خلاقیت دانش آموز دارد.» در ارزشیابی توصیفی، یادگیری مهم و تفریح است. کودکان در کلاس تشویق می شوند که علائق، تجارب و ایده های خود را به کلاس درس بیاورند و اجازه دارند درباره هدفهای کار روزانه خود با معلمان بحث کنند. به آنها استقلال کاری داده می شود تا تصمیم بگیرند. احساس آرامش می کنند و تنشها و فشارهای کسب نمره را ندارند. در تحقیقی که اخیراً از طرف خانم حقیقی، دانشجوی کارشناسی ارشد، صورت پذیرفته، نشان داده شده است که محیط های خالی از استرس، به ویژه استرس امتحان، شرایط مساعدتری را برای بروز خلاقیت ایجاد می کند. همچنین در این تحقیق از طریق آزمون ۳۵ سؤالی پیشرفت تحصیلی در سه سطح دانش، ادراک- کاربرد و قوه خلاقه (نوآوری- سیالی- اصالت) و همچنین از طریق مشاهده کنش متقابل در کلاسهای درسی، سنجیده شد و تفاوت معنی داری بین گروه آزمایشی (کلاس مجری طرح ارزشیابی توصیفی) و گروه کنترل (کلاس مجری ارزشیابی سنتی) مشاهده شد. «آمابیل (۱۹۸۹) معتقد است معلمان با بیان آزاد احساس خود، مانند عشق و شادی و کنجکاوی به امور می توانند الگوی مناسبی برای کودکان باشند. در کلاس ارزشیابی توصیفی، معلمان به جای« من»،« ما »می گوید. آنها منبع اطلاعات و هدایت هستند. در این کلاس، همیشه«همکاری » بر« رقابت » ارجحیت دارد. زمانی که راه های گوناگون انجام یک فعالیت را مورد توجه قرار می دهند، اجازه می دهند که دانش آموزان صدای بلند فکر کردن آنها را بشنوند و هدایت شوند. آنها نه تنها از ایجاد هرگونه زمینه رقابت در کلاس درس، خودداری می کنند بلکه جوی را در کلاس ایجاد می کنند که دانش آموزان در انجام وظایف به همدیگر کمک کنند، در ایده ها با هم سهیم شوند و به نتیجه نهایی کار افتخار کنند و این یعنی خلاقیت.



موضوع مطلب : خلاقیت
دوشنبه ٢٦ امرداد ۱۳۸۸ :: ۸:٤٧ ‎ب.ظ ::  نويسنده : مجید

چکیده

 

درس ریاضی در مدارس ابتدایی برای برخی از دانش آموزان درس مشکل‌آفرین شده است تا جایی که دانش آموزان نسبت به حل مسایل به دیگران تکیه می کنند . که تکرار این کار برای این عده از دانش آموزان باعث عدم علاقه ، عدم انجام تکالیف درست ، اضطراب عدم اعتماد به نفس و ... در برخی از دانش آموزان شده که بعد از بررسی مسایل فوق به نتیجه رسیدم که کلاس درس ، نحوه‌ی تفهیم مسایل ، روش تدریس و امکانات و وسایل لازم برای تدریس باید طوری باشد که دیدگاه های مثبتی در نظر دانش آموزان ایجاد کند و دانش آموزان با اعتماد به نفس بالاتر ، علاقه ، انجام تکالیف به موقع و از همه مهم‌تر کاربرد ریاضی در زندگی روزمره کمک کند .

 

 

 

مقدمه

 

چرا اسم این علم را ریاضی گذاشته اند ؟

 

ریاضیات به معنی علمی است که با ریاضیت به آن می رسند . در حالی که خود ریاضیات اصلاً به معنای ریاضیت کشیدن نیست ریاضیات علم نظم است و موضوع آن یافتن توصیف هر درک نظمی است که در وضعیت‌های ظاهراً پیچیده نهفته است و ابزارهای اصولی این مفاهیمی هستند که ما را قادر می سازند تا این نظم را توصیف کنیم . علم ریاضی قانون مند کردن تجربیات طبیعی که در گیاهان و بقیه مخلوقات مشاهده می کنیم علوم ریاضیات این تجربیات را دسته بندی و قانون مند کرده و همچنین توسعه می دهند.

 

ریاضیات بزرگترین میراث بشریت می باشند ، و ایجاد و ابداع آن صرفنظر از قواعد علمی و موارد استعمار از نظمی فکری همانند ادبیات و موسیقی که از مهمترین افتخارات آدمی است در جامعه امروزی به هر شاخه‌ای از علوم که بنگریم به طور مستقیم یا غیر مستقیم تأثیر و دخالت ریاضی را می بینیم و کمترین تأثیری که می توان داشته باشد ایجاد نظم افراد است . این شاخه از علوم نیز همانند تعلیم احتیاج به یادگیری مفاهیم ابتدایی و پایین دارد . امروزه اگر علمی را نتوان به زبان ریاضی بیان کرد علم نمی باشد . و این علم چه از لحاظ اقتصادی و اخلاقی حق علوم فراگیران می باشد پس به نظر می رسد با یهره‌مندی از امکانات و به کار بستن شیوه‌های مناسب آموزش توسط آموزگاران و با روش‌های متنوع و جذاب کودکان را به ارزش و اهمیت این درس علاقمند و مطلع نمود .

 

بیان مسئله

 

از زمانی که دانش آموز بوده ام و معنی کتابهای درسی و درس خواندن را فهمیده‌ام در اکثر پایه‌ها و حتی در دوره‌ راهنمایی و ... می دیدم که وقتی کسی به بازدید کلاس هایمان می آمد بیشتر و یا به راحتی می توانم بگویم حتماً از درس ریاضی ارزشیابی می کرد و معلم‌ها نیز وقتی پیشرفت تحصیلی را اندازه گیری می کردند . بیشتر روی درس ریاضی تأکید می کردند و من با وجود اینکه در دوران تحصیلم خیلی به این درس علاقه داشتم ولی همیشه در انجام تکالیف این درس و در موقع امتحان دادن ( جواب ) اشتباهات جزئی داشتم و باعث می شد که نمره‌ام را پایین بیاید و این را نتیجه اهمیتی می دیدم که به این درس می دادند . و باعث به وجود آمدن اضطراب در وجودمان می شد . هنگامی که شغل معلمی را برگزیدم احساس کردم این مشکل فقط مشکل من است . ولی در طی این چند سالی که خدمت کرده ام بطور واضح این مشکل را هر سال در دانش آموزان خودم مشاهده کرده و می کنم و این سؤال برایم پیش می آمد که این مشکل در دروس اجتماعی ، علوم و ... پیش نمی آید یا خیلی کمتر است و دانش آموزان بدون دلهره و اضطرابی و با اعتماد به نفس کامل سعی در جواب دادن یا حل آنها دارند . اما درس ریاضی درسی دلهره‌آور و اضطرابی بوده و در همین راستا چند سؤال به ذهنم خطور کرد ؟

 

الف : چرا بعضی از دانش آموزان در مورد حل مسایل ریاضی اعتماد به نفس کافی ندارند و اضطراب دارند ؟

 

ب: چرا بیشتر دانش آموزان درس ریاضی را نمی توانند به راحتی در موقعیتهای مشابه زندگی به کار ببرند ؟

 

ج : چرا بیشتر دانش آموزان به انجام تکالیف ریاضی علاقه‌ای ندارند و انجام این تکالیف حالت اجبار را به خود گرفته است ؟

 

چگونه اعتماد به نفس دانش‌آموزان را تقویت کنیم ؟

 

کارهایی را که معلم باید در این راستا انجام دهد:

 

تشویق دانش‌آموزان به کارکردن و فکر کردن به طور مستقل راهی برای پیشرفت و رشد مهارتهای حل مسئله و موفقیت در انجام تمرینات و امتحانات است .

 

تقریباً تمام معلم‌ها دانش‌آموزانی دارند که می‌توانند مسائل ریاضی را به خوبی در کلاس حل کنند . اما در ارزشیابی‌‌های رسمی نمی‌توانند همه فهم و درک خود را نشان بدهند . بعضی ها در سر امتحان مشکل‌شان مشخص می‌شود  بعضی‌ها تا سئوال را می‌بینند دستشان را بالا می‌گیرند تا سئوال کنند و کسی کمکشان کند و بعضی‌ها توضیحات نامفهومی می‌نویسند که کوچکترین نشانی از معلوماتشان ندارد . خبر خوش اینکه !

 

با چند تکنیک ساده می‌توانیم سطح اعتماد به نفس بچه‌ها را بالا ببریم ، عادت به انجام دادن کارهای مستقل آنها را افزایش بدهیم و به دانش‌آموزان‌مان کمک کنیم مهارتهای ارتباطی‌شان را برای روز امتحان زندگی آینده‌شان بهتر کنند .

 

« در کلاس محیطی حمایت کننده به وجود بیاوریم »

 

برای ایجاد اعتماد به نفس ریاضی در بچه‌ها سعی کنیم جو کلاس به جای رقابتی ، حمایتی باشد . که بهترین راهش این است از بچه‌ها بخواهیم در گروههای کوچک و با هم کار کنند ولی با استراتژی‌های متفاوت . مثلاً در هر گروه یک دانش‌آموز می‌تواند از مکعب‌های بازی استفاده کند ، یکی دیگر نمودار بکشد ، دیگری از محاسبات استفاده کند و نفر دیگر تمام مراحل را بنویسد نه اینکه در عین حال بچه‌ها را تشویق کنیم به طور منظم از همدیگر کمک و راهنمایی بگیرند و مدام منتظر ما باشند تا کمک‌شان کنیم این جمله را در کلاس مد کنیم که قبل از اینکه از معلم بپرسید از سه نفر دیگر بپرس ! این جمله ساده را به دانش‌آموزان یادآوری کنیم که آنها دانش‌ لازم برای کمک کردن به هم را دارند و به آنها می گوید بچه – و نه فقط معلم‌ها می توانند درست جواب بدهند و بالاتر از این در کلاس ( جو اعتماد – همکاری – مشارکت ) به وجود می‌آید و استقلال دانش‌آموزان را تشویق می‌کند .

 

بیشتر کردن آگاهی دانش‌آموزان از خودشان به عنوان یادگیرندها توانایی در جهت موفقیت در امتحان است  . این کار را با در دسترس قرار دادن تمام منابع درسی شروع کنیم . به بچه‌ها یاد بدهیم که ابزارها ( لغت‌نامه‌ها ماشین حساب ، وسایل کمک درسی
و ...) به همه تعلق دارد و باید در زمان لازم مصرف شوند . به این ترتیب به بچه‌ها اجازه می‌دهیم بفهمند که ما مطمئنیم آنها می توانند مسائل را حل کنند و منابع مورد نیازشان را فراهم بیاورند .

 

به بچه‌ها یا بدهیم دوری کردن از آنچه قبلاً می‌دانسته‌اند مثلاً به آنها نشان بدهیم چطور با استفاده از کتاب درسی به دالان حافظه‌شان سفر کنند این کار به خصوص وقتی با موضوع درسی جدیدی دست به گریبانند ، مفید واقع می‌‌شود . فعلاً اگر تفریق اعداد بزرگ ایجاد مشکل کرده است از بچه‌ها بخواهیم صفحاتی را پیدا کنند که برای اولین بار تفریق دو رقمی در آنجا تدریس شده است . ما می خواهیم بچه‌ها را تشویق کنیم که به تدریج به عقب برگشتن را خودشان انجام دهند این عمل بچه ها را به موفقیت‌های گذشته‌شان در یادگرفتن می‌اندازد و معلومات گذشته و جدید را به نحوی به هم وصل می‌کند ، تفکر روشن و واضح را به بار می‌آورد .

 

وقتی مسائل را حل می‌کند به بچه‌ها جرات بدهیم تا ایده‌هایشان را به روشنی اول شفاهی و بعد کتبی بیان کنند . این فعالیت مهمی است و کمک می کند مهارتهای تفکر بحرانی دانش‌آموزان گسترش پیدا کند . علاوه بر این آنها کم‌کم زبان و ساختار سئوالات را تشخیص می دهند و با آنچه موفقیت آنها را می‌رساند آشنا می‌شوند . این رویه را قدم به قدم باید امتحان کنیم .

 

قدم اول : فکر کنند

 

از بچه ها بخواهیم در سکوت به راهی که برای مسایل دارند فکر کنند بعد استراتژی‌هایشان را برای پیدا کردن راه‌حل در گروه به بحث بگذارند . از آنها بخواهیم از اعداد در استراتژی‌هایشان استفاده نکنند  این کار باعث می‌شود به جای حل یک مسئله ریاضی روی فرایند حل مسئله تمرکز کنند .

 

قدم دوم بنویسند

 

بعد از انجام قدم اول از بچه‌ها بخواهیم به طور انفرادی با توضیح دادن مراحل کارشان شرحی درباره درستی جوابشان بنویسند . مطمئن شویم که بچه ها می‌فهمند . از آنها بخواهیم که به محاسباتی که انجام داده‌اند رجوع کنند .

 

 



موضوع مطلب : روش تدریس
دوشنبه ٢٦ امرداد ۱۳۸۸ :: ۸:٤٤ ‎ب.ظ ::  نويسنده : مجید

رسانه آموزشی ترجمهinstruction media

 است که در لغت به واسطه ، وسیله ، ماده وسط ، رابط دو چیز ، حد فاصل و بالاخره وسیله نقل و انتقا ل تعریف شده است . تمام این معانی با آنچه اصطلا حا رسانه آموزشی نامیده می شود مطابقت دارد . «رسانه آموزشی ابزاری برای ارائه آموزش به فراگیر وطبیعتاجزیی از فریند آموزش و تکنولوژی است ، نه تمام آن .»

 

 

مثال : فراگیر را به عنوان مصرف کننده ، و آموزش را کالای مصرفی بدانید. رسانه همان وسیله ای است که کالا را از محل تولید یا توزیع به دست مصرف کننده می رساند. رسانه ، وسیله ا نتقال و ارائه کالا به مصرف کننده یا آموزش به فراگیر است . پس رسانه آموزشی وسیله یا عاملی است که آموزش از طریق آن به فراگیر ارائه می شود .

 

 

          در کلاس درس عامل اصلی آموزش معلم است، رسانه آموزشی همان معلم است،ویا اگر فراگیر تمام مطا لب را از تلویزیون دریافت کند ، در این صورت رسانه آموزشی تلویزیون است.

 

 

 

 از زمانی که آموزش شروع شده است  رسانه ها نیز وجود داشته است و یکی ازاولین رسانه ها معلم بوده است .  رسانه های آموزشی برای برقراری ارتباط موثر در تدریس درکلا س که بصورت گروهی انجام می گیردلازم و ضروری بشمار می آیند .

 

 

در حال حاضر رسانه های آموزشی جزئی تفکیک ناپذیر از فرایند آموزش یادگیری هستند . رسانه های آموزشی دیگر، وسایل و موادی در حمایت از آموزش نیستند . بلکه رسانه ها خود نیز داده های آموزشی می باشند . بنابراین : «رسانه آموزشی به کلیه امکاناتی اطلاق می شود که می توانند شرایطی را در کلاس به وجود آورند که تحت آن شرایط شاگردان قادرند ، اطلاعات ، رفتار و مهارت های جدیدی را با درک کامل به دست آورند .»

 

 

          تجارب متعد د نشان داده است که استفاده از رسانه ها در میزان یادگیری شاگردان اثر می گذارد و از طرف دیگر از طول زمان لازم برای آموزش می کاهد .

 

 

 

وسایل آموزشی

 

 

 

اصطلاح وسایل آموزشی یا وسایل کمک آموزشی اغلب ا شتباها مترادف رسانه های آموزشی بکار برده می شود.  این وسایل کلیه ادوات وا شیائی است که درکنار رسانه های آموزشی برای تفهیم بهتر یا بیشتر موضوع برای فرا گیران بکارمی روند .

 

 

          مثال(1): استفاده از نقشه برای تفهیم بهتر جغرافیا توسط معلم در کلاس د رس .در ابن مثال : رسانه آموزشی ، معلم ووسیله کمک آموزشی، نقشه است.

 

 

 

مثال (2 ): چنا نچه در برنامه آموزشی تلویزیونی ، تخته و گچ هم استفاده شود : در این مثال رسانه آموزشی : تلویزیون و وسیله کمک آموزشی ، تخته و گچ است.

 

 

پس : رسانه آموزشی به عوامل ، وسا یل یا ابزاری گفته می شود که کل محتوای آموزش را به فراگیران منتقل می کند . در حالی که وسایل کمک آموزشی شامل ا شیا ، وسایل و ا بزاری است که تنها در بخش آموزش از آنها استفاده می شود .

 

 

 

دلایل کاربرد مواد و وسایل کمک آموزشی:

 

انتخاب وکاربرد صحیح وسایل کمک آموزشی می تواند نقش مهمی درفعالیتهای یادگیری داشته باشد. اما گاهی این سوال پیش می آید که چرا باید از وسایل کمک آموزشی استفاده کرد ؟

 

 

پاسخ :

 

·        معضلات و مشکلات آموزشی

 

 

 

·       

نقش حواس در یاد گیری

 

·       

نقش مواد و وسایل آموزشی در تدریس و یادگیری

 

 

 

نقش حواس در یاد گیری 

 

 

علت دیگر استفاده ازوسایل کمک آموزشی نقشی است که حواس مختلف در یادگیری دارا هستند . حواس مختلف نقش واحدی در یادگیری دارا نیستند .

 

 

 

     75% یادگیری از طریق کاربرد    حس بینائی صورت می گیرد .

 

    

13%    یادگیری از طریق کاربرد  حس شنوائی صورت می گیرد .

 

 

     6%   یادگیری از طریق کاربرد    حس لامسه صورت می گیرد .

 

 

     3%    یادگیری از طریق کاربرد   حس بویائی صورت می گیرد .

 

 

 

     3%    یادگیری از طریق کاربرد   حس چشائی صورت می گیرد .    

 

 

          قسمت اعظم یادگیری در انسان از طریق حس بینائی است .   12% مجموع حواس بویائی – چشائی –لامسه است ، با این حال هنوز معلمان برکاربری 13% حس شنوائی تاکید میکنند . تحقیقات نشان می دهد تقریبا 60% از وقت فراگیران در مدارس ابتدائی و 90% در مدارس متوسطه و دانشگاهها صرف گوش دادن می شود .

 

 

اصول انتخاب رسانه های آموزشی :

 

 

 

براون ، لوایزر و هارکلرود در سال 1995 به طور خلاصه چند اصل عمومی را برای راهنمائی در انتخاب و استفا ده از رسانه های  معرفی کرده اند:

 

 

     هیچ رسانه ، رویه یا تجربه خا صی نمی تواند به تنهائی برای یادگیری بهترین باشد.

 

 

 

     در موقع انتخاب رسانه با یستی اطمینان یافت که  رسانه منتخب، با اهداف رفتاری آموزشی هماهنگی دارد .

 

     بخاطر داشته باشید که استفاده موثر از یک رسانه در امر آموزش یک موضوع خاص، مستلزم شناخت کافی آن رسانه و دا شتن مهارت لازم برای آن کارمی باشد . 

 

 

موقع انتخاب رسانه های آموزشی، رسانه ا نتخابی با روش تدریس مورد استفاده نیز باید متناسب باشد.

 

 

 

تمایلات و علاقمند یهای شخصی نباید در انتخاب رسانه آموزشی اثرگذارد .

 

 

«باید آگاه با شیم که یک رسانه عالی برای یک هدف رفتاری تدریس ، نمی تواند برای اهداف دیگر نیز عالی باشد . و یک رسانه عالی ممکن است در محیط آموزشی ضعیف خوب نتیجه ندهد .»

 

 اطمینان داشته باشید که تجارب، تمایلات ، توانمندی و شیوه یادگیری فراگیران ممکن است روی نتایج به کارگیری رسانه تاثیر داشته باشد .ازآنجا که رسانه ها بود نشان یعنی ا نتقال محتوای آموزشی از فرستنده به گیرنده  با هم تفاوتی ندارند ، باید ساده ترین و ارزانترین آنها رابرای هر آموزش انتخاب کرد . گاهی خصوصیات فراگیران ، نوع خاصی از رسانه را طلب می کند . و بهمین دلیل میبایست درانتخاب رسانه به گرایش فراگیران به رسانه مورد نظرشان و برداشت آنها از نظر میزان یادگیری از طریق آن رسانه توجه داشت. در انتخاب رسانه باید به نکات ضعف و قوت رسانه نیز توجه داشت .

 

 

اصول انتخاب رسانه

 

 

 

     انتخاب ساده ترین ، ارزانترین رسانه برای هر آموزش یک اصل کلی است  .

 

 

     رسانه با توجه به خصوصیات ویژه گروه هدف و براساس حیطه های رفتاری – دانشی و نگرشی انتخاب گردند.

 

     رسانه با توجه به ویژگی های خاص فراگیران انتخاب گردد .(مانند: استفاده از تصاویر برای بیسوادان ) 

 

 

 

      به گرایش گروه هدف به رسانه مورد نظر توجه شود.

 

 

گاهی مسائل اقتصادی ، اجتماعی ، فرهنگی وغیره نوع رسانه را نیزتعیین می کنند. رادیو رسانه ای است مناسب برای پوشش دادن آموزش به گروه هد ف وسیع می باشد که امکانات مالی برای تا مین آموزش از طریق مربی وجود ندارد . راد یو رسانه ای مناسب برای پوشش دادن آموزش به گروه هدف وسیع می باشد که امکانات مالی برای تا مین آموزش از طریق مربی وجود ندارد .

 

 

 

 «یک تکنولوژیست آموزشی باید : با توجه به حقایق ، نیازها ، اهداف ارا ئه شده بهترین- با صرفه ترین و کارآمدترین رسانه را انتخاب و پیشنهاد کند.»

 

 

جذابیت ، زیبائی ، تازگی و حتی شایع شدن یک رسانه در سایر کشورها ، نباید توجیهی برای استفاده از آن در کشور باشد جذابیت رسانه های جدید برای فراگیرانی که اولین بار با آن روبرو می شوند امر دائمی و پایدار نیست و این جذابیت به مرور زمان ( حدود 8 هفته ) از بین می رود .پس :« روی جدید و نو بودن رسانه نباید بیش از ا ندازه تمرکز شود .»

 

رسانه و کانال ارتباطی

 

 

 

در طول طراحی پیام ، تعیین کانالهای ارتباطی و رسانه ها که بیشترین اثر بخشی را در گروه هدف دارند ، ضروری است .

 

 

 

کانالهای ارتباطی :

 

 

 

همان روشهائی هستند که برای رسیدن به گروه هدف استفاده می شوند مثل : روشهای ارتباط بین فردی  ( مشاوره ) – رسانه ها 

 

 

 

رسانه های ارتباطی :      

 

 

 مواد آموزشی هستند که برای رسیدن به گروه هدف استفاده می شوند .مثل ( پمفلت ، بروشور و...) گاهی اوقات : رسانه و کانال یکی هستند مثل رادیوی محلی .

 

 

راههای دستیابی به گروه هدف شامل :

 

 

 

1-از طریق روشهای ارتباط بین فردی که شامل: مشاوره فردی و مشاوره گروهی می باشد.اختصاص خط تلفن و آموزش زوجین نیزاز این نوعند .

 

 

2- رسانه های کوچک : مانند : فیلیپ چارت ، بروشور ،اسلاید، پوستر، نوار ویدیوئی ونوار کاست

 

 

 

3- رسانه های جمعی: رادیو، تلویزیون، فیلم ،مجله، روزنامه، تئاتر، موسیقی، رسانه سنتی .

 

4- مهارت آموزی                   

 

 

 

 5- حوادث خاص ( بازیهای المپیک- روزجهانی ایدز - تعطیلات )

 

 

« موثرترین راه دستیابی به گروه هدف استفاده تلفیقی از چندین رسانه است زیرا هریک اثر یکدیگر را تقویت می کنند .»

 

خلاصه :

 

 

 

طوفان افکار داشته باشید برای : - بهترین راه انتقال پیام - انتخاب یکی از راههای دستیابی به گروه هدف بارش افکار داشته باشید . برای پیدا کردن یک هنرمند ( هنرپیشه ) گرافیست –نویسنده – عکاس و تولید کننده  جستجو کنید تا ایده های موجود را به موقعیت های واقعی تبدیل کند - از اعضای گروه در باره رنگ ، اندازه و احساسات هیجا نی و عاطفی آنها سئوال کنید .  از جدا ول راهنما برای انتخاب موا د آموزشی مناسب انتخاب و توالی  محتوای آ موزشی استفاده کنید .

 

 

محتوای آموزشی :

 

 

 دانش، نگرش، مهارت ، نسبت به موضوعاتی است که بصورت جزئی و مشخص ا زعناوین آموزشی بدست آ مده و سبب رسیدن به اهداف آ موزشی می شوند.  برای تهیه محتوای آ موزشی0از منابع مختلف می توان استفاده نمود مانند: تجارب شخصی فردوسایرین، ازموا د آ موزشی نوشته شده در ارتباط با موضوع ( کتب – مجلات – گزارشات و ....) .

 

 

دو معیار برای انتخاب محتوای آموزشی:

 

 

 

1-از معیارهای مستنداستفاده کنیم ، مانند کتب درسی – مقالات – مدارک جد ید و گزارشات ) که می بایست از صحت آنها مطمئن بود ،معتبر با شند ومنابع متعددرا نیز مرور کنید. 

 

2- معیارهای شغلی : محتوای آ موزشی کارکنان مستقیما درارتباط با اجرای وظایف حرفه ای آنان باشد .
کیفیت محتوای آموزشی برای ارتقای فعالیتهای شغلی بسیار مهم است زیرا بدون دا نش مورد نیاز و مهارت شغلی وظایف خود را بخوبی انجام نخواهند دا د .

 

 

 

اهمیت معیار شغلی :

 

در انتخاب محتوای آموزشی برای کارشناسان توجه خاص نمود زیرا آ موزش دهندگان ، برنامه آموزشی خود را از این نقطه ( محتوای آ موزشی ) آغاز میکنند ، بنابراین دقت درانتخاب هدف آ موزشی موجب دقیق ترشدن محتوا می شود و با این کار مسئولیت آموزش دهندگان سا ده تر وا زحد س وگمان جلوگیری خواهد شد .

 

مفهوم توالی و یا سازماندهی محتوای آموزشی چیست ؟

 

 

 

 تعیین توالی برای آ ن است که بتوان روند یادگیری را به گونه ای هدایت نمود که بیشترین یادگیری در کوتاهترین زمان امکان یابد .

 

 

یادگیری : فرایندی است که در نهایت باید منجر به تغییر رفتار شود و این تغییر بتدریج ایجاد خواهد شد .

 

 

دستورالعمل اجرای کار:

 

     ابتدا گروه هدف را مشخص کنید .

 

 

     سپس بر اساس نوع شغل آنان و مطالبی که باید یاد بگیرند . محتوی، انتخاب و توالی را بشکل زیر در سه عنوان رعایت نمائید :

 

     باید بداند (MUST

)

 

 

     مفید (خوب ) است بدا ند (shold usefull

)

 

     عالی یا خیلی خوب است بداند (could nice

)

 

 

MUST

 

 

مهارت ، دانش و یا نگرشی است که آموزش گیرنده برای انجام وظایف اصلی خود به آ نها نیاز دا رد و معمولا به صورت چه ؟ ( WHAT ) و چگونه ؟ (HOW

) عنوان می شود.

 

 

Should- useful

 

مهارت دانش و یا نگرشی است که مرتبط با زمینه  کلی شغل می باشد. به عنوان یک دستورالعمل ضروری نیست ولی مفید( خوب )  است که فراگیر بداند .

 

 

 

Could – nice

 

مهارت دانش و نگرشی است که مرتبط با زمینه کلی شغل است . اما دا نستن یاانجام آن مستقیما برای انجام این کارضروری نیست . اما جالب است یا خیلی خوب است که فراگیر بداند . ممکن است آ نچه برای شغلی must  باشد برای حرفه ای دیگر could

 با شد .

 

 

 

راهنمای تهیه محتوای رسانه

 

 

باید بصورت مختصر و سریع ا ولویت بندی محتوای آموزشی را انجام داد . راهکار اساسی : انجام بحث گروهی با اعضای گروه هدف گروه هدف چه محتوا ؟ و چه مواد آموزشی را دریافت خواهد کرد ؟ تصمیم بگیرید مواد آموزشی موجود را دوباره استفاده می کنید یا مواد آموزشی اضافی نیاز دارید؟

 

 

 

سئوالات راهنمائی که می توان از گروه هدف پرسید :

 

 

     نظرتان در باره محتوای رسانه و هدف آن ( قصد انتقا ل مطلب ) چیست ؟

 

 

     آیا پیامها نظر شما را جلب نموده است ؟

 

    

آیا آنچه در باره موضوع می خواستید بدانید به شما گفته شده است ؟

 

 

     آیا فکر می کنید کسانی را که می شناسید نیز مطالب را مناسب دانسته اند ؟

 

 

     اگر بنظر شما محتوا مناسب نیست چگونه باشد بهتر است؟ و آیا مطالب شما را خسته و د لزده کرده است ؟

 

 

 

بعد از جمع بندی پا سخها :

 

 

تصمیم بگیرید آیا مواد آموزشی و محتوای قبلی و موجود را تغییر دهید یا نه ؟ پس این سئوالا ت را از خود بپرسید : مواد آموزشی چگونه مورد استفاده قرار می گیرد ؟واکنش گروه هد ف نسبت به آ نها چیست؟

 

 

 

 آیا مجوز تغییر دادن یا استفا ده از این مواد آموزشی را دارید ؟   چگونه می توانید محتوای جد ید را جا یگزین محتوای موجود کنید ؟

 

 

رهنمودهائی برای طراحی محتوای رسانه:

 

 

 

     مشخص کنید که اگر تغییر رفتار دهند چه فوایدی عا یدشان می شود ؟

 

مثال : کاندوم ، شما و همسرتان را از بیماریهای مقاربتی محافظت می کند .

 

 

    

اطلاعات مناسب در حمایت سودمندی رفتار مناسب را ارائه دهد .

 

مثال : بیماریهای مقاربتی در زنان می تواند باعث نازائی نیز شود .

 

 

 

     یک پیام روشن و سا ده را تولید کند .

 

 

کاندوم ، یکی از روشهای ضد بارداری است و دسترسی به آن آسان است .

 

 

 

* نکات اصلی را برجسته کند  .    مثال :استفاده از کاندوم عوارض ندا رد 0

 

 

با ارا ئه اطلاعات مناسب یک احساس خوب و لذ ت بخش و رضایت را ایجاد کند .
مثال : با استفاده مناسب و صحیح از کاندوم می توانید از انتقال بیماریهای آمیزشی جلوگیری نمود .  منابع قابل اعتماد و معتبر برای دریافت اطلاعات را شناسائی کنید . مثال : پیام را از زبان یکی از شخصیتها و یا یک منبع قابل قبول گروه هدف بیان کنید .

 

 

 

پیام اثر بخش به گروه هدف کمک می کند تا :

 

     نسبت به تغییر رفتار در خود احساس تعهد ایجاد نماید .

 

 

    

مهارت مورد نیاز برای بکار گیری تغییر رفتار را کسب کند .

 

انتخاب تکنیکها ، روشها و وسایل کمک آموزشی

 

 

 

     با انتخاب و تعیین هدف آموزشی می توان تکنیک و روش آ موزشی را انتخاب نمود .

 

1- وقتی هدف آموزشی انتقا ل معلومات است . استفاده از راههای زیر موثر است :

 

بحث گروهی  -   سخنرانی - تمرین گروهی و انفرا دی - مجمع – پانل – فیلم – نوار وید یوئی  و غیره

     

 

 

2- وقتی هدف آموزشی حل مشکل است ،استفاده از روشهای زیر توصیه می گردد :
مطالعات موردی – بحث گروهی – فرافکنی افکار – تمرین

 

 

3- وقتی هدف آ موزشی ارتقاء مهارت کارکنان است ، روشهای زیر توصیه می گرد د :
نمایش عملی مهارتها -  مشاهده ( آ موزش از طریق نگاه کردن ) ایفای نقش – دستورالعملهای برنامه ریزی شده

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 



موضوع مطلب : دانستی معلم
صفحات سایت
RSS Feed