آموزش ابتدایی
تحول نو در رشد ابتدایی
صفحه نخست            پروفایل مدیر سایت            پست الکترونیک   
پنجشنبه ٦ اسفند ۱۳۸۸ :: ۱٠:٢۸ ‎ب.ظ ::  نويسنده : مجید

 برای مطالعه درباره آموزش و پرورش در ایران باستان در درجه اول روایات و گزارشهای مورخان یونانی،اسناد مصریان و بابلیان سودمند به نظر می رسد.چون از خود شاهان هخامنشی سند و اسنادی از این دست باقی نمانده و از خلال کتیبه ها نیز در زمینه این موضوع چیزی عاید پژوهشگران نمی شود،لذا باتوجه به اصول کلی متدوال در نزد آریایی ها و اقوام و ملل آریایی می توان تصویر متعارفی از نظام تعلیم و تربیت در ایران عصر هخامنشی دست یافت.کتیبه ها و الواح عصر هخامنشی و آثار باستانی مانند کاخ ها و سایر بناها طبعا راه گشا در این زمینه هستند،ولی به نحوی که در شیوه های پژوهشی علمی متداول است،پاسخگو نیستند.سابقه بس کهن تمدن ایران بیانگر حاکمیت تشکیلات آموزشی بر جوامع ایران قدیم بوده است که به کمک آن می توان فرزندان خود را به فراگرفتن علوم و فنون وادار نمایند.تحولات سیاسی،نظامی و فرهنگی گسترده ای که در طول تاریخ ایران باستان روی داده است،طبعا بر نظام آموزش و پرورش تاثیر داشته و تغییرات قابل ملاحظه ای را در سازمانهای علمی و تربیتی ایران باستان موجب شده است.

پژوهشگران، ایرانیان باستان را از علاقه مند ترینمردم جهان قدیم به قانون و رعایت آن می دانند.قوانین در کوچکترین بنیادهای اجتماعی ایران باستان به اجرا در می آمده است.

نظام خانواده در عهد قدیم ایران آنگونه که از خلال منابع تاریخی و فرهنگی ایرانیان استنباط می شود،خود تابع ضوابط و قوانین بسیار محکم و قاطعی بوده است که برای فرد فرد افراد خانواده تکلیفی معین کرده و همه ملزم به اجرای آن بوده اند.

آدلف راپ ایران شناس معروف در این باره می گوید:"آنچه در تاریخ ایران پیش از هر چیز جلب توجه می کند و روح معنوی ایرانیان را در زندگی اجتماعی آنان مجسم می کند،شیوه تعلیم و تربیت آنان بوده است-این تعلیم و تربیت از بدو طفولیت در روحیه جوانان ایرانی منشا احساسات و عواطف سودمند و نیکی شده،آنان را در هر کار به مسیر راستی و ترقی راهنمایی می کرده است و به گونه ای تحسین برانگیز قوای جسمانی و روحی آنان را آماده کار و پذیرش سختی ها ساخته که در سایه آن ایرانیان پیوسته می توانستند جامعه صحیح و سالمی داشته باشند.

خوی سلحشوری و دشمن ستیزی ایرانیان نمونه بارزی از بازدهی این چنین شیوه ای در امر آموزش و پرورش ایرانیان بوده است.تاثیر گذاری شیوه های تربیتیاقوام و ملل دیگر بر ایرانیان قابل انکار نیست،ولی ویژگیهای نظام تربیتی ایرانیان پیوسته خدشه ناپذیر مانده است.بی تردید ملاک پژوهش درباره نظام آموزش و پرورش در هر تمدنی، اطلاعات درباره اوضاع جغرافیایی ، اقلیمی،اقتصادی و فرهنگی آن تمدن و سرزمین است.از دیگر شرایط لازم برای انجام چنین پژوهشی داشتن آگاهی درستی درباره نظام حکومتی،سازمانهای اجتماعی و شیوه تولید در یک جامعه است.هرکدام از دو واژه مورد تعریفی"آموزش"و"پرورش"مفاهیم و قلمروگسترده ای در تاریخ علوم انسانی دارند.با بهره گیری از مطالبی در خلال منابع فرهنگی و اجتماعی ایران باستان مانند اندرز نامه ها،کارنامه هاومانند آن می توان به اهمیت این دو اصل مهم و شیوه ها و توصیه های اندیشمندان،آموزگاران در تحقق هدف آموزش و پرورش راحتر پی برد.آریایی ها در بدو ورودشان به ایران دو نشانه مشخص داشتند و درتاریخ تاکنون به نام آنها ثبت شده است یکی اسب و دیگری فلز. در نزد آریایی ها سوارکاری و تیراندازی بدیهی ترین هنری بود که آنان به فرزندان خود می آموختند.این ویژگی به مادها نیز به ارث رسید و به دنبال آنها به هخامنشیان و سایر سلسله های ایرانی پیش از اسلام.مادها از شیوه های جنگیدن و فنون رزمی سکایی نیز بهره وافری داشتند. یونانیان گزارش کرده اند که پارسیان(هخامنشیان) از آغاز سنین نوجوانی،نظم،بی باکی و شهامت را می آموختند و می اندوختند.

ایرانیان قدیم پیوسته از خدایانشان فرزندان سالم آرزو می کردند که هوشیار،وظیفه شناس، وطن پرست و راستین باشند.

گزنفون مورخ یونانی که در اثر خود به نام "کوروپدی"،"سیروپدی" درباره تعلیم و تربیت کوروش سخن گفته است،روایت می کندکه" کوروش بر اساس شیوه زندگی و اخلاق پارسیان پرورش یافته است.این شیوه به سود همه مردم پیش بینی شده بودند.در حالی که در بسیاری از سرزمینها،تربیت خیلی جدی تلقی نمیشد،پارسیان لحظه ای از تربیت فرزندانشان غفلت نمی کردند"

گزنفون بر این باور است که عادات و آداب و سنن و قوانین تربیتی پارسیان بسیار سخت گیرانه بوده و فرزندان را از همان اوان کودکی از ارتکاب اعمال خلاف بر حذر می داشتند.

پارسیان برای تربیت نوجوانان خود مکانی به نام"الوتیرا-Eleuthra " که از نظر لغوی به معنای "خانه اشراف،نجبا و آزادگان" است داشته و این مکان در جوار کاخ شاهی و نزدیک بناهای دولتی قرار دارد. "الویترا" به معنای "خانه آزاد" نیز آمده است.

افلاطون گفته است که تربیت کودکان مادی وپارسی،یا به سخن دیگر کودکان درباری،وظیفه دانایان و روشن اندیشان،معلمان دربار و بانوان درباری بود که ویژه این کار در نظر گرفته شده اند.



موضوع مطلب : آموزش و پرورش
پنجشنبه ٩ مهر ۱۳۸۸ :: ۸:۱۳ ‎ب.ظ ::  نويسنده : مجید

اگر هر روز سر میز صبحانه می نشینید تا صبحانه لذیذی صرف کنید، بدون شک فرزند شما نیز چنین خواهد کرد.

پس اگر فرزند شما صبحانه نمی خورد،اشکال را خود شما باید رفع کنید.

اما اگر با وجود نشان دادن یک الگوی خوب ، هنوز کودک شما از خوردن صبحانه امتناع می کند، می توانید از راه حل های زیر استفاده کنید:

 

1 - صبحانه را برای کودک جذاب کنید.

 

سعی کنید زمان کافی را برای یک صبحانه مفرح در نظر بگیرید.
صبحانه نباید صرفا موقعیتی باشد که موادغذایی را به زور فرو دهید.
به عنوان مثال کودکان خردسال از این که لیوان و فنجان مخصوص خودشان را داشته باشند، لذت می برند.

آنها از این که با تزیین قسمتی از نان با مقداری پنیر و درست کردن یک شکل خنده دار در آراستن سفره شرکت کنند، سرگرم می شوند.

 

2 - به کودکمان اجازه دهیم تا در برنامه ریزی صبحانه کمکمان کند:

 

اگر به کودک خود اجازه دهید که در تنظیم برنامه هفتگی صبحانه کمک کند و یا این که هنگام خریدن لوازم صبحانه شما را همراهی کند، با علاقه بیشتری سر میز صبحانه حاضر خواهد شد.

 

3 - صبحانه را مختصر کنیم:

 اگر کودک شما ناهار را به صبحانه ترجیح می دهد، به او یک صبحانه مختصر و یک ناهار مفصل بدهید.

این برنامه در حالتی که صبحانه انرژی کافی را برای تمام مدت صبح فراهم کرده است و تا هنگام صرف ناهار، کودک از نظر انرژی کمبود ندارد، مشکلی ایجاد نمی کند.

 

4 - رسم و رسوم کهنه را کنار بگذاریم:

 

 اگر کودک شما غذاهای معمول را نمی خورد، غذای دیگری را امتحان کنید.

شیر برای کودک تهیه کنید و به او اجازه دهید که فقط غذای مایع بخورد.
مقداری کره روی قطعات سیب بمالید و یا این که یک برش پیتزا یا سیب زمینی سرخ شده با پنیر را با یک لیوان شیر به او بدهید.

وقتی کودک از نظر تغذیه ای تامین شود، شکل غذای داده شده چه اهمیتی دارد؟

 

5 - تنوع در نوع غذاهای کودکمان:

 

غذاهای جدیدی را هرچند وقت یکبار به برنامه صبحانه اضافه کنید تا از یکنواختی جلوگیری شود.

اگر کودک ناگهان از خوردن غذایی که قبلا دوست داشت ، امتناع می کند، به زور آن را به او ندهید.

برای مدتی آن را کنار بگذارید و سپس بتدریج و با ظرافت دوباره آن را به برنامه غذایی او اضافه کنید. برای صبحانه روی غذاهای مشخصی تعصب نداشته باشید.

 

6 - هنگام صرف صبحانه با کودکمان بیشتر دوست باشیم:

 

کودکان خردسال نباید هنگام صبحانه تنها رها شوند.

حتی کودکان بزرگتر نیز دوست دارند همراهی داشته باشند. اگر نمی توانید هنگامی که کودک صبحانه می خورد با او سر سفره بنشینید، در اتاق بمانید و به او یک «همراه صبحانه خوردن» بدهید تا سر سفره با او بنشیند.

معمولا یک عروسک یا حیوان پارچه ای برای این کار مناسب است؛ ولی حتی وسایل جالبی نظیر رادیو، تلویزیون یا کتاب مصور نیز ممکن است همین تاثیر را داشته باشد.

 

7 - تشویق کنید، جایزه بدهید:

 

 یک خوراکی (حتی یک ذرت بو داده ) را با کمک کودک خود انتخاب کنید و سپس آن را به اندازه های مناسب در داخل کیسه های پلاستیکی تمیز بریزید.
کودک هنگامی جایزه را می برد که تمام غذا با مقدار معینی از آن را که قبلا روی آن توافق شده است ، بخورد.

8 - همراه کودک ، ساختمان سازی کنید:

 

 در ازای هر لقمه ای از صبحانه که کودک شما می خورد، به او یک تکه ساختمان اسباب بازی بدهید.

هنگامی که کودک صبحانه اش را خورد، می تواند از این تکه ها برای ساختن یک قلعه استفاده کند یا این که اگر کودک دوست دارد، اجازه دهید که موقع صرف صبحانه تکه تکه ، قلعه را بسازد.

 

9 - هم غذا، هم نقاشی:

 

به کودک اجازه دهید هر بار که یک لقمه غذا می خورد، با ماژیک روی یک تکه کاغذ بکشد.

او را تشویق کنید در حالی که غذایش را می خورد، یک منظره را تمام کند.
روی یک تکه کاغذ، منظره خورشید بکشد و با هر لقمه ، یک شعاع نورانی به خورشید اضافه کنید. اگر این عمل را به صورت پیوسته انجام دهید، می توانید هر روز شعاعهای بیشتری را به خورشید اضافه کنید و هنگامی که خورشید بسیار تابان شد، کودک شما یک جایزه مانند رفتن به پارک را خواهد برد.

 

10 - زمان بگیرید:

 برای این که به کودکانی که کند غذا می خورند انگیزه بدهید، ساعت را روی زمانی که کودک باید صبحانه اش را تمام کند، تنظیم کنید و او را برانگیزید که پیش از به صدا درآمدن زنگ ، صبحانه اش را تمام کند.

سپس بتدریج زمان را کوتاهتر کنید و برای این منظور هر روز یک تا 2دقیقه زمان را کوتاهتر کنید تا این که به یک زمان پذیرفتنی برای تمام کردن صبحانه دست پیدا کنید.



موضوع مطلب : تربیتی
چهارشنبه ۱۱ شهریور ۱۳۸۸ :: ۱٠:٢۳ ‎ب.ظ ::  نويسنده : مجید

آشنایی

 

  • دانش آموزان خلاق اغلب با آب وتاب حرف می زنند.

     

  • جزییات را می‌گویند و رفتارهایشان را به نمایش می‌گذارند.

     

  • می‌خواهند مطرح شوند.

     

  • دنبال سوژه می‌گردند تا برنامه ریزی بکنند.

     

خصوصیات دانش آموزان خلاق

 

  • دقت و توجه شدید در گوش دادن ، مشاهده کردن یا انجام دادن کاری

     

  • استفاده از قیاس در صحبت کردن

     

  • ابراز هیجان در اثر یک اکتشاف

     

  • عادت به پرسیدن سوال و آزمودن نتایج

     

  • یادگیری از روی ابتکار شخصی

     

  • عادت به گلچین و وارسی منابع مختلف (کتاب، تلویزیون، سوال از استاد، رایانه و...)

     

  • صداقت و میل شدید به اطلاع یافتن از امور

     

  • طرح سوالات عجیب و غیر معمول بالاتر از سطح علمی و سن دانش آموزان

     

  • نگاه کردن با دقت به اشیا

     

  • اشتیاق در صحبت کردن در مورد کشفیات دیگران

     

  • مستقل عمل کردن و حس استقلال طلبی بالا

     

  • شور و نشاط و مشغولیتهای شدید جسمانی

     

  • ادامه کار بعد از تمام شدن وقت (نقاشی کردن بعد از زنگ تفریح ، گوش دادن به موسیقی و ...)

     

  • دقت نظر فوق‌العاده و الگو برداری در نگاهها

     

  • استفاده از نظرات و اشیا برای دستیابی به یک هدفی معین

     

  • پی بردن به روابط در اموری که به ظاهر از هم بی‌ارتباطند.

     

  • طرح رابطه‌ها مانند اینکه وقتی برف آب می‌شود رنگ سفید آن کجا می‌رود.

     

  • میل به اطلاع یابی و کشف احتمالات

     

  • علاقه مندی به چیستان و معماها و یافتن پاسخشان

     

  • فکر کردن به چیزی که در تلویزیون ، رایانه و سایر رسانه‌ها نشان داده می‌شود.

     

  • استفاده از اکتشاف یا تجربه

     

  • بررسی و مطالعه الگوهای اختراعی دانشمندان

     

  • مطالعه خاطرات و سخنان دانشمندان و بزرگان

     

  • معاشرت و صحبت با بزرگان و دبیران و احساس لذت از این صحبتها

     

  • دست کاری روابط ریاضی برای ایجاد رابطه جدید

     

  • علاقه‌مندی به فشرده‌سازی و خلاصه‌نویسی مطالب


موضوع مطلب : خلاقیت
چهارشنبه ٢۸ امرداد ۱۳۸۸ :: ۱٠:۳۸ ‎ب.ظ ::  نويسنده : مجید

وقتی می میریم چی میشه؟

کودک و مرگ

 مرده یعنی چی؟              

            چرا آدما و حیوونا می‌میرن؟

 آیا من هم باید بمیرم؟

             آدما وقتی می میرن کجا میرن؟

 چطور می‌شه فهمید یه نفر مرده؟

             من کی می‌میرم؟

اکثر کودکان نسبت به موضوع مرگ حساس‌اند، شاید فقط به این خاطر که ما هنگام صحبت کردن درباره آن صدای خود را پایین می‌آوریم. اما این مسئله ممکن است موجب سردرگمی و اضطراب آنها شود. بنابراین پرهیز کردن از صحبت درباره این موضوع نه به نفع کودک شما است و نه به نفع خود شما به عنوان پدر یا مادر؛ تا آنجا که می‌توانید در این مورد با کودکان روراست باشید، زیرا با این کار به تمام خانواده کمک می‌کنید که بر غم ناشی از مرگ عزیزان چیره شوند.

کودکان خردسال نمی‌توانند تصور کنند که زندگی روزی به پایان می‌رسد. حتی اشاره‌ای کوچک به چنین سرانجامی نه تنها موجب تحریک شدن آنها به پرسیدن انبوهی از پرسش‌ها می‌شود (عمدتا در مورد خودشان و کسانی که برای محبت و مراقبت به آنها نیاز دارند)، بلکه ترس از مرگ ناگهانی خود یا از دست دادن یکی از اعضای خانواده، آنها را به وحشت می‌اندازد. کودکان معمولا علاوه بر نزدیکان، هر کس را که به‌طور منظم ببینند عضوی از خانواده محسوب می‌کنند. اگر فردی از خانواده گسترده کودک بیمار یا مجروح شود او نگران و مضطرب می‌شود.

از مثال‌هایی که کودکتان تجربه کرده است برای توضیح دادن مرگ استفاده کنید. به عنوان مثال، درباره جوجه پرنده‌ای که به علت بیرون افتادن از لانه مرده بود یا درباره مرگ حیوان خانگی‌تان یا حتی درباره مرگ برگ درختان در پاییز، صحبت کنید.

شما باید درباره موضوع مرگ از ابتدا صریح و شفاف سخن بگویید. هرگز از تعابیر استعاری مثل «مادربزرگ فقط به خواب رفته است»، استفاده نکنید. این کار ممکن است کودکتان را از خوابیدن بترساند و کابوس‌ها و مشکلات زمان خواب را به وجود آورد. همچنین نباید بگویید «پدربزرگ جایی رفته است». زیرا اگر پدربزرگ باز نگردد کودکتان اعتمادش را به شما از دست می‌دهد. مطابق با اعتقاداتتان از توضیحات مذهبی استفاده کنید، اما آماده پاسخ‌ دادن به تراوشات منطق کودکانه او هم باشید. مانند: «اگر خدا ما رو دوست داره، چرا گذاشت بچه ما بمیره؟» صادق باشید اما سعی کنید احساسات خودتان را کنترل کنید، زیرا ممکن است کودک را بترسانید. اما این بدان معنا نیست که اگر در سوگ عزیزی نشسته‌اید، غم و اندوه خود را با کودک مطرح نکنید. بگذارید کودکتان بداند چرا اشک می‌ریزید. به او توضیح دهید که در آن لحظه دلتان برای فرد از دنیا رفته تنگ شده بود، اما تاکیدتان بیشتر بر خاطرات خوبی باشد که از آن فرد دارید. از مثال‌هایی که کودکتان تجربه کرده است برای توضیح دادن مرگ استفاده کنید. به عنوان مثال، درباره جوجه پرنده‌ای که به علت بیرون افتادن از لانه مرده بود یا درباره مرگ حیوان خانگی‌تان یا حتی درباره مرگ برگ درختان در پاییز، صحبت کنید. به این طریق به او نشان می‌دهید که همه چیز میراست و این امر طبیعی است. دقت کنید کودکتان پاسخ شما را بفهمد و اگر نیاز بود آن را تکرار کنید. مثلا اگر یک حیوان خانگی بمیرد، اکثر کودکان سنین پیش از دبستان فقط کنجکاوند که بفهمند چه بر سر آن حیوان آمده است و یک پاسخ کوتاه برای آنها کافی است.

                آیا او به خاطر اینکه کار بدی کرده بود، مرد؟

                                                         مراسم تشییع جنازه چیست؟

                                                                             در قبر چه اتفاقی برای مرده‌ها می‌افتد؟

کودک و مرگ

 پاسخ برای سنین 4-2

وقتی انسان یا حیوانی دیگر نفس نکشد و بدنش کار نکند به او مرده می‌گویند. معمولاً آدم‌ها و حیوانات  وقتی که خیلی پیر شوند می‌میرند.

پاسخ برای سنین 6-4

هر چیزی که بمیرد، مانند آن جوجه پرنده مرده که تابستان گذشته دیدیم، دیگر باز نمی‌گردد. اکثر آدم‌ها و حیوانات نمی‌دانند چه موقع می‌میرند. هنگام مرگ قلب آنها می‌ایستد یا نفسشان به آرامی قطع می‌شود.

پاسخ برای سنین 8-6

هیچ‌کس واقعا به طور دقیق نمی‌داند موقع مرگ چه اتفاقی رخ می‌دهد، اما بدن ما از کار می‌افتد؛ دیگر نفس نمی‌کشیم، قلب نمی‌تپد، عضلات کار نمی‌کنند و مغز برای همیشه از تفکر باز می‌ایستد. اکثر آد‌م‌ها به‌طور طبیعی و به این علت که خیلی پیر شده‌اند و بدنشان فرسوده شده است، می‌میرند. آنها معمولا درد نمی‌کشند، بلکه به تدریج هوشیاری خود را از دست می‌دهند و به آرامی می‌میرند. اما بعضی از افراد به علت بیماری‌های سخت یا حوادث می‌میرند. بعد از مرگ نگرانی و دردی وجود نخواهد داشت و این خوب است. خیلی بعید است که من تا زمانی که کاملاً پیر نشده‌ام، بمیرم. پس لازم نیست درباره این موضوع نگران باشی، زیرا تا آن زمان خود تو دیگر بزرگ شده‌ای.

بگذارید کودکتان بداند چرا اشک می‌ریزید. به او توضیح دهید که در آن لحظه دلتان برای فرد از دنیا رفته تنگ شده بود، اما تاکیدتان بیشتر بر خاطرات خوبی باشد که از آن فرد دارید.

 

 

پاسخ برای سنین 11- 8

 

تو هم یک روز خواهی مرد، مثل همه آدم‌ها، اما تا آن زمان آنقدر مانده است که لازم نیست به آن فکر کنی. مردن امری طبیعی است، هر چند از دست دادن کسانی که دوستشان داریم ما را بسیار غمگین می‌کند، اما باید این را بپذیریم که افراد پیر مثل مادربزرگ و پدربزرگ روزی خواهند مرد. ما آنها و خاطرات خوشی را که از آنها داریم فراموش نخواهیم کرد. هیچ‌کس به عنوان تنبیه و مجازات نمی‌میرد مگر اینکه دادگاه چنین تصمیمی گرفته باشد. وقتی آدم‌ها می‌میرند، آنها را در قبری قرار می‌دهند و دفن می‌کنند. هیچ‌کس در قبر بیدار نمی‌شود، زیرا قبل از آنکه کسی را در قبر بگذارند یک پزشک شخص را معاینه می‌کند تا مطمئن شود که او مرده است. مردم بعضی از کشورها مرده‌های خود را می‌سوزانند و خاکستر آنها را در مکان مخصوصی نگهداری می‌کنند یا اینکه آن را بر زمین پخش می‌کنند. مراسم تشییع جنازه زمانی است که فرد مرده را دفن می‌کنند یا می‌سوزانند و طی آن مردم می‌توانند آخرین خداحافظی را با او بکنند و خاطرات خوبی را که در طول زندگی از او داشته‌اند مرور کنند.

 

برگرفته از کتاب " پرسشهای کودکانه"



موضوع مطلب : کودکان
چهارشنبه ٢۸ امرداد ۱۳۸۸ :: ۱٠:۳٤ ‎ب.ظ ::  نويسنده : مجید

شیوه های جدید آموزشی در اروپا

 

 

همه ما برای آن که دیگری سخنمان را بشنود، باور کند، بپذیرد و یا رد کرده و به بحث و گفت وگو با ما بنشیند نیازمند کلامی شیوا و روشی مناسب برای بیان احساسات، عقاید و تفکرات مان هستیم؛ شیوه و کلامی که نه تنها ویژه ما است بلکه با احساسات، عواطف و عقاید طرف مقابل نیز همخوانی دارد، که اگر جز این باشد، برقراری ارتباط ناممکن است.

 

 

  آموزش نیز نوعی برقراری ارتباط میان آموزگار و دانش آموز است و تا زمانی که ارتباطی منطقی چه از جهت کلامی و چه از جهت منطقی بین آموزگار و دانش آموز برقرار نشود، فرایند آموزش و آموختن محال و غیرممکن بوده و بی تردید به شکست می انجامد..

آن چه در پی می آید شیوه های جدید آموزشی به منظور برقراری ارتباط بیشتر و بهتر میان آموزگار و دانش آموز است؛ این شیوه ها اکنون یکی از رایج ترین شیوه های آموزشی در کشورهای اروپایی و آمریکا است.

 

 

روانشناسان معتقدند آن چه کودک را به فراگیری بیشتر و بهتر تشویق می کند، اشتیاق او برای حضور در کلاس درس و اطمینان از آزادی عمل در حین فراگیری است، به این معنی که دانش آموز حضور فعال در کلاس را نوعی آزادی تلقی کرده و این آزادی او را برای حضور در کلاس مشتاق می کند.

 

 

پژوهشگران مرکز مطالعات آموزشی یونیسف (Unicef)  با مطالعه برروی شیوه های مختلف آموزشی دریافتند بهترین شیوه های آموزشی که می تواند به نحو مؤثری ارتباط بین آموزگار، دانش آموز و مباحث درسی را تداوم بخشد عبارت است از:

 

 

 

آموزش گروهی، آموزش مستقیم، آموزش مستقل یا غیروابسته و آموزش ترکیبی یا مختلط.

 

 

انتخاب هریک از این شیوه ها بسته به استقبال دانش آموزان و توانایی اجرای صحیح برنامه آموزشی توسط آموزگاران داشته و بهترین ملاک برای تشخیص شکست یا پیروزی طرح، راندمان کاری و فراگیری دانش آموزان است.

 

 

 

 

با گروه بندی فراگیران به گروه های کوچک، برقراری ارتباط بین افراد یک گروه و ارتباط آنها با آموزگار بهتر و دقیق بوده و امکان فراگیری دقیق آموزه ها میسر می شود. تشریک مساعی و کنترل دقیق عملکرد هر دانش آموز توسط اعضای هر گروه، تسریع فعالیت ها را به دنبال داشته و از سردرگمی و کلافگی دانش آموزان و آموزگار به طرز چشمگیری می کاهد.

 

 

 

در آموزش به شیوه گروهی نتایج مطلوبی به این شرح حاصل می شد:
فراگیران با توانایی های متفاوت آموزشی در یک گروه قرار می گیرند به این ترتیب که مشارکت، فعالیت و دستیابی به هدف با تبادل اطلاعات و سرپرستی یک نفر در هر گروه انجام می گیرد.

 

 

به جهت تفاوت در استعدادها و توانایی های دانش آموزان در هر گروه، هر شخص  می تواند از استعداد و توانایی خود در جهت پیشبرد اهداف گروه استفاده کند. به طور مثال فردی که از جهت نوشتن یا خواندن سرامد افراد گروه است می تواند در این زمینه، گروه را به موفقیت رسانده و فعالیت گروه را هدفمند سازد.

 

 

 

 فراگیران با توانایی های مشابه می توانند در یک گروه جای بگیرند؛ به این ترتیب هر گروه با تمرکز بر فعالیتی که آموزگار به عهده آنها گذاشته، توانایی های خود را نشان داده و می توانند با تبادل نظر با سایر گروه ها به نتیجه مطلوب دست یابند..

 

 

به طور مثال هر گروه می تواند با مطالعه یک داستان در زنگ انشاء به مفاهیم جدیدی دست یافته و نکات تازه را در اختیار کلاس قرار دهد.

 

 

 

          به تازگی در کشورهای اروپایی از شیوه اختلاط دانش آموزان پایه های مختلف آموزشی بهره می برند؛ در این شیوه دانش آموزان مقاطع بالاتر که در یک گروه قرار می گیرند، نکات تازه ای را به دانش آموزان مقاطع پایین تر که در گروه دیگری جای می گیرند، می آموزند. دانش آموزان با علایق مشابه می توانند در یک گروه قرار گرفته و با یکدیگر فعالیت کنند.

 

 

این شیوه گروه بندی به ویژه در دروس عملی بسیار مفید است به طور مثال در درس جغرافی علاقه مندان به پژوهش در زمینه آفریقای جنوبی می توانند در یک گروه جای گرفته و فعالیت عملی درس جغرافی را انجام بدهند.

 

 

 

با گروه بندی دانش آموزان رهبری و هدایت دانش آموزان برای آموزش آسان تر و دقیق تر صورت می گیرد. با این شیوه هر دانش آموز فرصت ابراز وجود، ارائه نظرداشته و دانش آموز به صورت مؤثر و کارا مفاهیم درسی را می آموزد.

 

 

از سوی دیگر دانش آموز می تواند در حین فعالیت گروهی به تجربه های جدیدی نیز دست یابد.روان ناسان معتقدند فعالیت گروهی قدرت تجزیه و تحلیل دانش آموز را نیز تقویت می کند.

 

 

 

 

 ب:آموزش مستقیم 

 

آموزش مستقیم نیز یکی دیگر از شیوه های آموزشی مفید و کارا است.

 

 

 

در این شیوه آموزگار به عملکرد دانش آموزان در گروه های بزرگ تر نظارت دارد.

 

 

برای اجرای بهتر این شیوه آموزشی به این نکات توجه کنید:

 

 

 

 آموزگار با ارائه مطلبی جدید در کلاس به صورت کلی، ذهن دانش آموز را به سوی موضوع جدید سوق داده و بحث را به صورت گروهی در کلاس مطرح و دنبال می کند. به دنبال طرح مسأله دانش آموزان نظرات خود را بیان می کنند و بحث آغاز می شود؛ می توان برای نتیجه گیری بهتر دانش آموزان را گروه بندی کرد تا پس از شروع بحث با تمرکز بیشتر موضوع دنبال شود.

 

 

آموزگار با طرح پرسش با گره افکنی و به چالش کشاندن ذهن دانش آموزان، آنها را برای ورود به بحث آماده می کند. به طور مثال برای درگیر کردن ذهن دانش آموزان با مبحث جدید درس علوم پرسشی را مطرح کرده و مسأله را با دانش آموزان به بحث می کشاند.

 

 

 

طرح معما نیز روش مناسبی برای شروع بحث است. بحث و تبادل نظر درباره موضوع ها، شیوه ای برای ارزیابی آموزه های قبلی و غنای اطلاعاتی دانش آموزان است.

 

 

به عبارتی دانش آموزان با بحث و گفت وگو به آموزه های پیشین خود مراجعه کرده و آنها را بار دیگر مرور می کنند.
-  
 آموزش مستقیم شیوه ای برای حضور فعال دانش آموزان و جلوگیری از خود محوری آموزگار است.
پژوهشگران معتقدند شیوه آموزشی خنثی یا خود محوری آموزگار در کلاس، ناکارآمدترین شیوه آموزشی است؛ چرا که ذهن دانش آموز به هیچ وجه فعال نشده و فرصتی برای شکوفایی ذهن و تصحیح اشتباهات احتمالی جای گرفته در ذهن ندارد.

دانش آموز زمانی به خوبی مطالب درسی را فرا می گیرد که در فعالیت گروهی و یا بحث و گفت وگو شرکت کرده و ذهن خود را فعال کند.

 

 

 

 

ج: آموزش مستقل یا غیروابسته                       

            

 

راگیری مستقل و غیروابسته یکی از نشانه های بلوغ فکری دانش آموزان و نشان دهنده انگیزه آنها برای آموزش به شیوه ای نو، با تمرکز بر شیوه های آموزشی جدید و استفاده از منابع اطلاعاتی جدید در آموزش و فراگیری مفاهیم درسی است.
آموزش مستقل به معنای فراگیری مطالب جدید از کتاب های غیردرسی، نوشتن مطالب جدید و یادداشت برداری از آموزه ها و عکس برداری و یا نقاشی کردن از مفاهیم آموخته شده است. دانش آموز ممکن است با تمرکز بر یکی از دروسی که به آنها علاقه بیشتری دارد، شیوه هایی چون: تمرین های فوق برنامه، پژوهش، جمع آوری اطلاعات، تهیه گزارش و...

را خود به خود انتخاب کرده و با راهنمایی آموزگار، اطلاعات خود را در باره موضوع مورد علاقه اش تکمیل کند.

 

 

در بسیاری از مدارس ابتدایی اروپا، آموزگار با انتخاب زمان مناسبی موسوم به

 

 

 زمان انتخاب در برنامه هفتگی دانش آموز، فرصت مطالعه آزاد را برای او فراهم می کند تا دانش آموز در این فرصت مشخص، علایق خود را با طراحی ماکت(مدل) ، نقاشی، فعالیت های پژوهشی، بازدیدهای علمی و... دنبال کرده و تکمیل کند و در پایان هر ماه دانش آموز شرح کاملی از فعالیت ها، پیشرفت ها، مشکلات و...

 

 

 

خود را به صورت کتبی به آموزگار ارائه می کند تا آموزگار به نقاط ضعف و قوت دانش آموز دست یافته و دانش آموز را برای دستیابی به هدف یاری کند.

 

 

برای دستیابی به نتایج بهتر در شیوه آموزش مستقل به این نکات توجه کنید:
ـ محیطی را برای آموزش فراهم کنید که به برانگیخته شدن حس کنجکاوی دانش آموزان کمک کند.
 
ـ با جمع آوری منابع اطلاعاتی و یا تجهیزات کمک آموزشی در دسترس ترین مکان ممکن چون کلاس درس، کتابخانه مدرسه، آزمایشگاه و..دانش آموزان را به پژوهش تشویق کنید.

 

 

 

ـ در دسترس بودن منابع اطلاعاتی چون انواع دایره المعارف ها، بازی ها و سرگرمی های علمی، کتب کمک آموزشی و...

 

 

راهی برای تحریک ذهن کنجکاو کودک به سوی تحقیق و پژوهش است. ـ
. راهی برای برقراری ارتباط بین آموزه های قبلی و جدید دانش آموزان فراهم کنید  
 
فعالیت ها و پژوهش های فوق برنامه را همسو با مباحث درسی انتخاب کنید.    ـ کلیه مهارت هایی که فراگیران را برای آموزش مستقل و انفرادی آماده و آزموده می کند. زمینه ساز حضور آنها در جمع و فعالیت های گروهی است.

 

د ـ آموزش ترکیبی یا مختلط  :  
نوع آموزش استشیوه آموزشی ترکیبی، شیوه ای شامل مجموع شیوه های آموزشی پیشین با تمرکز با نیاز فراگیران به  این معنی که گاه نیاز است تا برای آموزش بهتر دو یا سه شیوه آموزشی اتخاذ شود تا آموزش به بهترین شیوه صورت گیرد.
برای آن که از این شیوه به نحو احسن استفاده کنید، ابتدا به این پرسش ها در ذهن خود پاسخ دهید؛
 
ـ کدام یک از شیوه های آموزشی برای شروع، ادامه و خاتمه کلاس درس کارآمد است؟
 
ـ سطح فراگیری دانش آموزان در چه سطحی بوده و برای آموزش به کدام شیوه نیاز دارند؟
 
ـاستفاده از چه نوع وسایل و تجهیزات کمک آموزشی برای آموزش مفاهیم درسی مورد نیاز بوده و پاسخگوی نیاز دانش آموزان است؟
 
ـ فراگیران با چه شیوه ای درگیر نکات درسی شده و به فراگیری مباحث درسی علاقه مند می شوند؟
 
ـ چه شیوه ای می تواند شیرینی و لذت ابتدای بحث را تداوم بخشیده و ذهن فراگیران را به کنکاش وادارد؟

 

 

 

پس از پاسخ به این پرسش ها، طرح آموزشی یا طرح های آموزشی را در ذهن خود انتخاب کرده و به مرحله اجرا گذارید.

 

 

گاه لازم است ابتدای بحث را به یک شیوه آغاز کرده و برای تداوم بحث از شیوه های دیگر استفاده کنید.

 

 

 

 و کلام پایانی؛ پژوهشگران معتقدند انتخاب شیوه صحیح و مطابق با نیازهای ذهنی-

آموزشی دانش آموزان مهم ترین نکته در آموزش صحیح و علاقه مند کردن دانش آموزان به فراگیری و تداوم فراگیری آموزه ها است.

 

 

 

 



موضوع مطلب : آموزش و پرورش
چهارشنبه ٢۸ امرداد ۱۳۸۸ :: ۱٠:۳٠ ‎ب.ظ ::  نويسنده : مجید

«آموزش چندپایه فرصت یادگیری برای همه»

مقدمه

        آموزش و پرورش یک حق عمومی است و هر کودکی حق دارد که از آموزش بهره مند گردد. لذا ایجاد کلاس های چندپایه فرصت یادگیری برای بسیاری از کودکان مناطق روستایی و عشایری را فراهم می سازد.

        توسعه مدارس با کلاس های چندپایه بنابه دلایلی همچون کاهش جمعیت دانش آموزی، موقعیت جغرافیایی و ... اجتناب ناپذیر است. کلاس های چندپایه بعنوان ابزاری جهت خدمت به انسان های محروم و مراکزی جهت ایجاد آگاهی اجتماعی، پیشرفت اقتصادی و ... به شمار می آید. تدریس کلاس های چندپایه یکی از روش های آموزشی است که می تواند نیازهایی بسیاری از واجب التعلیم را در مناطق محروم تامین نماید.

        نگاههای مختلفی به کلاس های درسی چندپایه وجود دارد. برخی این کلاس ها را جزو معضلات آموزشی می دانند. برخی دیگر وجود این کلاس ها را به مثابه فرصتی برای یک عمل آموزشی و پرورشی بهینه به شمار می آورند.

        بررسی ها و تحقیقات انجام گرفته نشان می دهد که میان دانش آموزان کلاس های چندپایه و دانش آموزان کلاس های تک پایه از حیث توانایی شناختی تفاوت معنی داری وجود ندارد. افزون بر این دانش آموزان کلاس های چندپایه نسبت به دانش آموزان کلاس های تک پایه از نظر رشد اجتماعی، سازگاری محیطی، بیان عواطف، روحیه همکاری، بهداشت روانی، پختگی رفتار و ... برتری نشان می دهند.

        تدریس در کلاس های درس چندپایه و دانشِ آموزی در این کلاس ها، تجارب فراوانی به بار می آورد. تجارب برآمده از کلاس های درس چندپایه برای معلمان، افزایش توانایی حرفه ای و دلبستگی به دانش آموزان است.

فعالیت های یادگیری

        مجموعه فعالیت های منظم و مرتّب یک درس و انواع فعالیت هایی که معلم برای انجام در کلاس انتخاب می کند ارتباط مسقیم با پیشرفت تحصیلی دانش آموزان دوره ابتدایی دارد. برای آن که معلم در انتخاب یا تدوین فعالیت های یادگیری موثر تر عمل کرده و آن ها را به گونه ای اثربخش عرضه کند نیاز به در نظرآوری 3 دسته کار عمده دارد:

1- تهیه چارچوب درس

        پیش از آغاز درس، معلم باید چارچوبی برای آموزش تنظیم کند، این کار به دانش آموز کمک می کند تا با شیوه ارائه درس آشنا شوند. در این زمینه، پژوهش های انجام یافته در باره ی تدریس شش رفتار خاص را برای معلم معین کرده اند:

1/1) سازماندهی پیشاپیش مواد یادگیری

2/1) تعیین روندی روشن برای انجام کار در کلاس

3/1) صحبت با یادگیرندگان در باره آنچه باید یاد بگیرند و بحث با آنان در باره روش های مناسب برای یادگیری محتوای دانش و مهارتی

4/1) انجام آزمون در آغاز درس و ارائه توضیحات روشن کننده و بحث در باره هدف درس

5/1) ارائه تصویر کلی از درس (ارائه تصویر کلی از درس در کلاس های چندپایه نهایت فعالیت های یادگیری پایه بالاتر را نشان می دهد.)

6/1) ارتباط دادن پیش دانسته ها یا پیش آموخته های دانش آموزان با پس آموخته ها

2) تنظیم ارتباطات بین معلم و دانش آموز

        متخصصان آموزش و پرورش و پژوهشگران حوزه روان شناسی تربیتی بر این باورند که تعامل میان معلم و دانش آموزان در دو مرحله اصلی شکل می گیرد:

مرحله اول: معلم در این مرحله مهارت یا مفهوم مورد نظر برای یادگیری را به صورت عینی و از طریق ارائه نمونه های عملی و مثال ها از محتوای کتاب درسی عرضه می کند.

مرحله دوم: معلم در این مرحله دانش آموزان را به بازخوانی ترغیب میکند. او این کار را برای اطمینان از میزان درک و فهم دانش آموزان انجام می دهد.

3)مراقبت از دانش آموزان برای دست یابی به یادگیری

        مراقبت از دانش آموزان برای دست یابی به یادگیری یاری به آنان برای کسب دانش، مهارت و نگرش مورد انتظار است. «مراقبت» را بعضی با «پایش» مترادف دانسته اند. در واقع در کلاس درس یکی از کارهای معلمان «پایش» است. معنای دقیق «پایش» را می توان در شعر معروف «مادر» لمس کرد:

یک حرف و دو حرف نهاد بر زبانم                        تا شیوه گفتن آموخت

دستم  بگرفت  و پا به پا  برد                    تا شیوه راه رفتن آموخت

«پایش» از سوی معلم، مسئولیت در برابر یادگیری را برای دانش آموزان به ارمغان می آورد. در مدت «پایش» معلم باید اقدامات زیر را انجام دهد:

- آماده سازی یادگیرندگان برای کار کلاسی و نظارت بر کارها

- حفظ موقعیت مثبت خود در ارائه بازخورد و کمک اختصاصی

- تدارک بازخورد برای فعالیت های یادگیری دانشی، مهارتی و اصلاح نگرش و تقویت آن ها.

       

اشاره های کلیدی برای معلمان چندپایه

1- به کارگیری راهبردهای تدریس باید همراه با انعطاف پذیری باشد. در برخی مواقع نیاز است برای اثرگذاری بیشتر راهبردهای تدریس با توجه به نوع محتوا و نیازمندی دانش آموزان مورد بازنگری قرار گیرد.

2- فضای یادگیری باید به گونه ای طراحی شود که پیشرفت مداوم را برای یادگیرندگان زمینه ساز کند.

3- برای سازگار شدن دانش آموزان با مدرسه، لازم است ارتباط نزدیکی بین خانه و مدرسه به وجود آید.

4- در کنار فعالیت های مربوط به ایجاد انگیزه در دانش آموزان شایسته است تلاش گردد مهارت ها و عادت ویژه گوش دادن، سخن گفتن و یادگیری در آنان پرورش یابد. فعالیت های مبتنی بر بازی و فعالیت های مبتنی بر گروه همتایان می تواند راهی برای ایجاد آمادگی بیشتر در دانش آموزان برای حضور در مدرسه باشد.

5- دانش آموزان در کنار فراگیری نوشتن، خواندن و حساب کردن ، باید در انواعی از فعالیت های خلاقانه، فرهنگی و فعالیت های بدنی درگیر شوند. با این همه، نباید فعالیت هایی که اشاره شد بسیار سخت گیرانه باشد. دانش آموزان باید در انجام فعالیت احساس راحتی کرده و آن ها را با سرعت و توانایی خود را انجام دهند.

6- از دانش آموزان بزرگتر باید درخواست کرد تا به دانش آموزان کم سن و سال یاری کنند. از دانش آموزان بزرگسال ارشد می توان برای تدریس به دانش آموزان پایه های پایین تر استفاده کرد. کودکان پایه های پایین تر می توانند با یاری دانش آموزان پایه های بالاتر به تمرین و فعالیت های بدنی، حفظ کردن اشعار، خواندن متون و ... بپردازند.

7- گروه بندی بر پایه توانمندی را به عنوان یک راهکار در نظر بگیرید. قرار دادن یک دانش آموز قوی، متوسط و دانش آموز ضعیف، فرصت مناسبی برای تدریس دوسویه و انجام تدریس جبرانی فراهم می کند. وقتی دانش آموز ارشد به دانش آموز کم سن و سال تدریس می کند به او یاری می کند که بهتر بیاموزد، و دانش آموز کم سن و سال به دانش آموز ارشد یاری می کند آموخته هایش را عرضه کند.

8- گاهی فعالیت یکسانی را برای همه دانش آموزان کلاس ارائه دهید. شمار زیادی از فعالیت ها را می توان طراحی کرد که دانش آموزان پایه های اول تا پنجم در انجام دادن آن ها شرکت کنند. برای مثال ، فعالیت های مربوط به تربیت بدنی، فعالیت های مربوط به تعلیمات مدنی، فعالیت های مربوط به خواندن و ... حتی تدریس برخی از مفاهیم ریاضیات برای کل کلاس امکان پذیر است.

گروه بندی دانش آموزان در کلاس درس

        در کلاس های درس چندپایه، تقسیم دانش آموزان به گروه های کاری، یکی از راهبردهای اثربخش است. انواع گروه بندی دانش آموزان در زیر آمده است:

الف) گروه بندی بر پایه توانایی مشابه

        در این نوع گروه بندی، دانش آموزان در قالب گروه های قوی، متوسط و ضعیف سازماندهی می شوند. یکی از مزایای این نوع گروه بندی، ایجاد فرصت برای دانش آموزان به منظور کار با همتایان خود است. این گروه بندی برای موضوعاتی چون، ریاضیات ، زبان (خواندن و نوشتن) و تربیت بدنی مناسب است.

ب) گروه بندی کودکان براساس توانایی های متفاوت

        این نوع گروه بندی بر مبنای توانایی های مختلف دانش آموزان شکل می گیرد. گروه بندی کودکان براساس توانایی های مختلف برای انجام «کارهای مشارکتی و انجام واحدهای کار» مناسب است.

پ) گروه بندی سنی

        گروه بندی بر پایه ی سن تقویمی دانش آموزان انجام می گیرد. این نوع گروه بندی بر مبنای این فرض شکل گرفته است که وقتی دانش آموزان با افراد هم سن و سال خودکار می کنند پیشرفت بیشتری به دست می آورند.

ت) گروه بندی کودکان براساس سن های متفاوت

        این نوع گروه بندی برای انجام کارهای گروهی، هنری و انجام فعالیت های یادگیری مناسب است.

ث) گروه بندی داوطلبانه

        در این نوع گروه بندی،‌ دانش آموزان می توانند هم گروهی های خود را انتخاب کنند. این نوع گروه بندی به دوستان و یا خواهران و برادرانی که در کلاس های چندپایه حضور دارند امکان همکاری و مشارکت می دهد.

ج) گروه بندی تصادفی

        این نوع گروه بندی با استفاده از اعداد، نام رنگ ها، فصل ها و ... فرصت همکاری و هم اندیشی کلیه دانش آموزان را با هم فراهم می کند.

فنون تدریس

        فنون تدریس، روش هایی هستند که معلمان از آن ها در انجام فعالیت های یاددهی – یادگیری استفاده می کنند. برای مثال، معلم می تواند از «روش سخنرانی» برای ارائه مورد جدید و از «پرسش و پاسخ» به منظور جمع آوری بازخورد بهره بگیرد.

        به هر حال، باید توجه داشت که هیچ روش میان بر یا ایده آلی برای تدریس وجود ندارد. روش های تدریس مختلف یا راهبردهای گوناگون دارای میزان معینی اثرگذاری برای یادگیری دانش آموزان است. معلم متبحر، راهبردهای متفاوتی را به هم می آمیزد تا نیازهای آموزشی دانش آموزان را برآورده سازد. باید به یاد داشت: « معلم متبحر پرورش می یابد، مادر زاد متبحر نمی شود.»

فن تعامل

الف) تعامل بین معلم و دانش آموز (تعامل یک به یک)

        این تکنیک می طلبد دانش آموزان به صورت زوجی سازماندهی گردند. هر زوج به ایفای نقش می پردازند. یکی از دانش آموزان نقش معلم و دیگری نقش یادگیرنده را ایفا می کند. معلم، سوال می پرسد، ارائه تکلیف کرده یا دستورالعملی صادر می کند، یادگیرنده باید به سوال پاسخ داده یا از دستورالعمل پیروی کند؛ سپس، نقش ها تعویض می شود و دانش آموزی که نقش معلم را ایفا می کند، نقش یادگیرنده را ایفا می کند و دانش آموزی که نقش یادگیرنده را ایفا می کرد، نقش معلم را ایفا می کند. این فن در کلاس های چندپایه کاربرد فراوان دارد.

ب) تدریس همتا (تدریس همشاگردی)

        هدف از کابرد فن تدریس همتا، استفاده از دانش آموز قوی تر برای اعضای ضعیف گروه است. وقتی دانش آموزان به تدریس بپردازند، به یادگیرندگانی برتر تبدیل می شوند . احترام متقابل ، اجتماعی شدن و درک و فهم از طریق فعالیت های همیاری و همکاری افزایش می یابد. دانش آموزان از اینکه بتوانند مطلبی یا مهارتی را آموزش دهند احساس غرور می کنند. دانش آموزان پایه های بالاتر در کلاس می توانند به دانش آموزان پایه های پایین تر تدریس نمایند و بدینوسیله خود نیز بر مطالب درسی مسلط گردند.

پ) یادگیری تیمی

        در یادگیری تیمی، دانش آموزان به گروه های مختلفی تقسیم می شوند. پس از آن که گروه های دانش آموزی شکل گرفت،‌ معلم از گروه ها می خواهد برای خود مسئول و منشی انتخاب کنند. مسئول به هدایت گروه می پردازد؛ و منشی گروه، سوال را می نویسد و نظرات اعضای گروه را ثبت کند، همچنین می تواند به جمع بندی نظرات هم بپردازد.

        وقتی دانش آموزان به یادگیری تیمی می پردازند، معلم باید در میان گروه ها قدم بزند و به صورت خاص به هر یک ازگروه ها کمک کند. ایجاد رقابت بین گروه های همیار می تواند تحریک کننده باشد و در میان آنان ایجاد دوستی کند.

رویکردهای تدریس در آموزش کلاس های چندپایه

        شیوه آموزش در کلاس های چندپایه ممکن است به یکی از روش های زیر اجرا شود:

1- تدریس یک یا چند ماده درسی به صورت جداگانه به 2 پاییه یا بیشتر در یک جلسه (رویکرد محوری – گروهی)

2- تدریس یک ماده درسی براساس موضوع مشابه به تمام پایه ها به طور همزمان در یک جلسه (رویکرد مفهومی – گروهی)

3- تدریس به چند پایه با ماده درسی و موضوع مشترک و چند پایه با ماده های درسی متفاوت در یک جلسه (رویکرد مختلط)

رویکرد محوری گروهی

        این شیوه به این دلیل محوری نامیده می شود که معلم، محور تدریس خود را در یک جلسه 45 دقیقه ای با توجه به پایه های موجود و با اختصاص وقت مناسب برای هر پایه ی محور، به تدریس می پردازد. در هنگام فعالیت پایه ی محور، پایه های دیگر با نظارت غیرمستقیم معلم، به فعالیت های فرعی می پردازد. در این روش، گاهی از دانش آموزان مستعد پایه های بالاتر در جهت نظارت بر گروه «خود آموخت» استفاده می شود که معمولاً به این دانش آموز «معلم یار» گفته می شود.

رویکرد مفهومی – گروهی (موضوع مشترک)

        در این روش معلم یک ماده درسی را با تلفیق و ادغام مشابهات و مشترکات درسی، به تناسب اطلاعات واندوخته های قبلی دانش آموزان شروع و پس از ارائه مشترکات و کلیات، مسائل فرعی و اختصاصی هر پایه را جداگانه تدریس می کند.

        مثلاً برای تمام پایه ها آموزش جمع در درس ریاضی باشد برای کلاس اول جمع اعداد یک رقمی، برای کلاس دوم جمع اعداد دو رقمی، برای کلاس سوم جمع اعداد سه رقمی وکلاس های چهارم و پنجم جمع اعداد کسری ؛ در این حالت بهتر است ابتدا به کلاس های پایین تر تدریس کرد تا یادآوری برای کلاس های بالاتر باشد.

همچنین در این روش استفاده موثری از وسایل آزمایشگاهی و رسانه های آموزشی صورت می گیرد. و دانش آموزان ضعیف کلاس های بالاتر می توانند از برنامه درسی کلاس های پایین تر استفاده کنند و دانش آموزان مستعد کلاس های پایین تر می توانند از برنامه ی درسی کلاس های بالاتر استفاده کنند و مراحل تدریس در حقیقت یک نوع ارزشیابی و آمادگی برای پایه های بالاتر است



موضوع مطلب : روش تدریس
صفحات سایت
RSS Feed