آموزش ابتدایی
تحول نو در رشد ابتدایی
صفحه نخست            پروفایل مدیر سایت            پست الکترونیک   
دوشنبه ٢٩ فروردین ۱۳٩٠ :: ۱٢:٥٠ ‎ق.ظ ::  نويسنده : مجید

این روزها اکثر پدر و مادرها به جایی رسیده اند که در جدال بین خواسته های خود و فرزندان، این فرزندان آنها هستند که پیروز شده اند; با این حال هنوز بسیاری از والدین، مهارت های کنترل مناسب این شرایط را نیاموخته اند. شکی نیست که منطقی بودن با کودک لجباز کار سختی است و گاهی اوقات صبر شما به پایان می رسد، اما راه های موثری برای حل مشکل لجبازی بچه ها وجود دارد تا خانه شما را از یک منطقه جنگی به بهشتی آرام تبدیل کند. آگاه باشید که اجرای این راهکارهای از اوان کودکی نتایجی کارآمدتر به همراه خواهد داشت. لذا بهتر است پیش از بچه دار شدن با همسرتان در مورد اهدافتان از روش های تربیتی صحبت کنید.
 آگاهی از لجبازی کودکان
لجبازی در کودک کاملا طبیعی است. هر کودکی تا حدی لجبازی می کند، چون این طبیعت آنهاست که اطرافشان را آزمایش کنند و بفهمند که تا کجا می توانند پیشروی کنند. با این حال، بچه ها حد و مرز خود را نمی شناسند و این وظیفه والدین آنهاست که محدودیت ها را برای آنها مشخص کند. اینجاست که نقش مدیریتی پدر و مادر شروع می شود که هرچه زودتر باشد، بهتر است.
 راه حل چیست؟
«نظم موثر»، بهترین راه پیشگیری و همکاری با یک کودک لجباز است. برای به کار بردن این روش می باید از دو قانون  استفاده کرد.
-  قانون اول: در رفتار با کودک باید ثابت قدم بود. یعنی اینکه شما و همسرتان باید از قبل، در مورد اینکه فرزندتان مجاز به انجام چه کارهایی است و چه کارهایی را نباید انجام دهد، هماهنگ باشید. و نیز باید بدانید، در صورتیکه فرزندتان ازحد خود تجاوز کرد چگونه با او برخورد کنید که در این مورد نیز نیاز به هماهنگی قبلی دارد. وقتی کودک کار خطایی انجام می دهد نباید یکی از شما کودک را دعوا کند و دیگری از او حمایت کند. همچنین نباید در مورد یک عمل کودک یک روز بی توجه باشید ولی روز دیگر بخاطر همان کار او را دعوا کنید. نتیجه آنکه روش شما باید مداوم ، مشابه، و هماهنگ باشد.
- قانون دوم: وقتی کودکی لجبازی می کند، آرام اما محکم و ثابت قدم باشید. اگر این دو قانون را درست اجرا کنید، حد و حدود خود را درک می کند. داشتن برنامه ریزی روزانه برای کودک باعث می شود تا شرایطی که باعث تنش شده کم شود و کودک بفهمد که شما چه توقعاتی از او دارید. مثلا بهتر است که برنامه غذا، ساعت خواب و دیگر مسائلی که برای شما اهمیت دارد از قبل مشخص شود تا کودک بداند که شما چه توقعی از او دارید. البته همانگونه که بچه ها موظف هستند که بدون سوال، برنامه مورد نظر شما را اجرا کنند، شما نیز باید وقتی برای کارهای مورد علاقه کودک در نظر بگیرید. باید بدانید که کودکان دارای نظرات خاص خود هستند و می توانند برای خود تصمیم بگیرند. این مسئله بخش مهمی از شکل گیری شخصیت کودک را شامل می شود. حتی گاهی اوقات زمانی را با در نظر گرفتن نظر او و مشورت با او برای انجام فعالیت تنظیم کنید .پس این شما هستید که مسائل قابل بحث و غیرقابل بحث را مشخص کنید.
   تا چه حد سخت گیر باشیم؟
والدین نباید در مورد تنبیه کودکشان خیلی سهل انگار یا خیلی خشن عمل کنند. هر دو عملکرد نتایج ناخوشایندی خواهد داشت. اگر کودکی بدون آنکه فرصت کافی برای تصمیم گیری داشته باشد، جواب منفی بشنود هرگز قادر نخواهد بود که برای خود تصمیم بگیرد یا نظر بدهد. بهترین راه برای مهار کودکی که بر سر مسئله ای پافشاری می کند، اجرای سه راه حل زیر است:
- اول: آرام اما محکم و قاطع به فرزندتان بگویید که به رفتارش خاتمه دهد و دوست ندارید که این کار تکرار شود چون به هیچ وجه آن را نمی پذیرند.
- دوم: اگر از کار خود دست برنداشت به کودکتان بگویید اگر به کارش ادامه دهد، تنبیه خواهد شد. اخطار و آگاهی دادن از مراحل مهمی بشمار می رود.
- سوم: در آخرین مرحله اگر کودک به خواسته شما عمل نکرد باید تنبیه شود. اما بهتره در مورد چگونگی تنبیه هم اطلاعاتی کسب کنید که خود جای بحث دارد. کنترل همیشگی از سوی والدین شخصیت کودک را ضعیف می کند. از سوی دیگر اگر کودک به حال خود رها شود یا به ندرت از سوی والدینش راهنمایی شود و همیشه راه خودش را برود نتیجه آن کودکی خواهد بود غیرقابل کنترل، که حرف والدینش هیچ تاثیری بر او ندارد.



موضوع مطلب : تربیتی / کودکان
دوشنبه ٢٩ فروردین ۱۳٩٠ :: ۱٢:٤٩ ‎ق.ظ ::  نويسنده : مجید
روانشناسی - کودک و نوجوان

● به وضعیت تغذیه کودک خود توجه کنید. 
کودکان در حال رشد هستند و باید نیازهای تغذیه‌ای آنها به خوبی برآورده شود. کمبود برخی موارد در بدن تحرک‌پذیری کودک را افزایش می‌دهد و در این صورت ما ممکن است تعجب کنیم که چرا با وجود اعمال شیوه‌های تربیتی خوب و مناسب ، نتیجه خوبی نمی‌گیریم. برای این کار حتما از متخصصین کمک بگیرید. 
● خواب کودک را تنظیم کنید. 
اغلب کودکان زمانی که احساس خواب می‌کنند، بی‌قرار و تحریک‌پذیر می‌شود. پدران و مادران باید به این نکته آگاه باشند و اینگونه رفتارهای کودک خود را حمل بر عصبانیت و خشم و بی‌قراری نکنند. در چنین مواقعی ، طرح یک برنامه خوب خواب و ترغیب او به استراحت و خواب رفتن به شیوه‌های خوب ، مشکل را حل خواهد کرد و لازم نیست شما زیاد نگران شده و سخت بگیرید. 
● الگوی مناسبی برای فرزندان خود باشید. 
کودکان بسیاری از رفتارهایی را که دارند از بزرگترها یاد می گیرند، حتی رفتاری را که به نظر ما چندان مهم نبوده و باور کردنی نمی رسد که کودک با این سرعت آن را فرا گرفته باشد. کودکان از ما یاد می‌گیرند که در مواقع ناراحتی چگونه مساله خود را مطرح کنند. والدینی که ناراحتی خود با هیجانات منفی و ناراحتی زیاد نشان می‌دهند، همین الگو را به فرزندان خود منتقل می‌کنند. برای جلوگیری از خشونت و بدرفتاری کودکان خود باید پدر و مادری آرام باشیم. 
● فیلم‌ها ، کارتون‌ها و بازی‌های خشن ، عامل بدرفتاری کودکان است. 
تماشای فیلم های خشن ، کارتونهای نامناسب و بازی‌های کامپیوتری با تاثیری که در فعالیت بخش‌هایی از مغز می‌گذارند، بدرفتاری را در کودکان سبب می‌شوند. کودکان را از تماشای فیلم‌های بزرگسالان منع کنیم و اگر قرار است دیگر اعضا خانواده چنین فیلم‌هایی را تماشا کنند، در ساعاتی باشد که یا کودک در منزل نیست یا در خواب است. حضور کودک در خانه در حالی که دیگر اعضا مشغول تماشای یک فیلم هیجانی هستند و او را از تماشای آن منع می‌کنند راهکار مناسبی نیست. 
● روش‌های تنبیهی مناسبی داشته باشید. 
زمانی که کودک شما عصبانی است و شما با اعمال یک تنبیه بدنی یا تنبیه سخت دیگری می‌خواهید او را آرام کنید، نه تنها به او کمک نکرده‌اید بلکه مشکل او را بیشتر نیز کرده‌اید و به این ترتیب کار شما در دفعات بعدی که او عصبانی می‌شود سخت‌تر شده است. برای آرام کردن کودک لازم نیست همان اول از روش تنبیه استفاده کنید. با امتحان کردن سایر روش‌ها اگر به نتیجه نرسیدند تنبیه مناسبی را در نظر بگیرید و اجرا کنید. این تنبیه نباید زیاد شدید باشد، نباید بدنی باشد و نباید خیلی طولانی باشد. چنانکه حضرت علی علیه‌السلام به مردی که از رفتار ناپسند فرزند خود شکایت کرد فرمودند: او را نزن بلکه از او قهر کن و قهر را طول نده. 
● زبان کودک خود یاد بگیرید 
کودکان از لحاظ زبانی نیز در حال رشد هستند و درک آنها از زبان و گفتار به اندازه درکی نیست که ما بزرگترها داریم. برای اینکه بتوانیم ارتباط خوبی با کودک خود داشته باشیم، باید شیوه صحبت کردن خود را با او عوض کنیم و در سطح فهم و درک او صحبت کنیم. پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم می‌فرمایند: کسی که کودکی نزد اوست باید در برخورد با او کودکانه رفتار کند. زمانی که واضح ، کوتاه و دلنشین صحبت می‌کنیم، تن صدای ما آرام است و از کلمات مناسبی استفاده می‌کنیم راحت‌تر می‌توانیم کودک خود را آرام کنیم. البته منظور استفاده از الفاظ کودکانه که اغلب کودکان به طور نادرست کلمات را به کار می‌برند نیست. والدین باید کلمات را درست ، ولی واضح ، آرام و دلنشین ادا کنند. 
● عزت نفس کودک را افزایش دهید. 
افرادی که عزت نفس بالایی دارند، بهتر می‌توانند رفتارهای خود را کنترل کنند. حتی وقتی در شرایط هیجانی شدیدی هستند. آنها به لحاظ ارزش و کرامتی که به خود قائل هستند در تمامی لحظات ، مراقب رفتار و گفتار خود هستند تا ارزش و احترام آنها را زیر سوال نبرد. علی علیه‌السلام می‌فرمایند:کسی که عزت نفس خود را بزرگ و باکرامت بداند، زشتی‌ها در مقابل او کوچک و حقیر می‌شوند. ارزش نهادن به خود و احترام گذاشتن به خود را به کودکان خود یاد دهیم و به این ترتیب به آنها کمک کنیم رفتار خود را تحت کنترل خود داشته باشند. 
● حقه لاک پشتی را به کودک خود یاد بدهید. 
برای کودک خود توضیح دهید یک لاک پشت زمانی که احساس خطر می‌کند، چه می‌کند. او به راحتی سر خود را در لاک خود فرو می برد و به این ترتیب از خود محافظت می‌کند. او در لاک خود آرام و امن است. به کودک خود کمک کنید از یک تصویر سازی لاک پشتی استفاده کند. می‌توانید این کار را در شرایط عادی چندین بار تمرین کنید تا در مواقع ناراحتی کودک ، به راحتی بتوانید آنرا یادآوری کنید و از آن استفاده نمایید. این روش به ویژه برای کودکان کم سن و سال مفید است. 
● به او کمک کنید در شرایط هیجانی ، صحبت کند. 
صحبت کردن باعث تخلیه هیجانی می‌شود. این کار را با آرامش انجام دهید و او را تقویت کنید با کنترل بیشتری روی رفتار خود ناراحتی خود و علت آنرا توضیح دهید. کمک کنید از جملات مناسبی استفاده کند تا تخلیه شود و دیگر لزومی برای انجام رفتارهای خشن نباشد. در واقع بدرفتاری کودک برای تخلیه هیجانات منفی او صورت می‌گیرد و اگر با روش درست به او کمک کنیم این کار را انجام دهد دیگر لزومی به رفتارهای خشن نخواهد بود.


موضوع مطلب : تربیتی / کودکان / دانستی معلم
دوشنبه ٢٩ فروردین ۱۳٩٠ :: ۱٢:٤۸ ‎ق.ظ ::  نويسنده : مجید

یکى از مسائل مهم و پیچیده تربیتى که اکثر پدران و مادران در آن دچار تردیدند، چگونگى برخورد با آنان با کارهاى نادرست کودکان است، به طورى که بیشتر اوقات والدین متحیر مى مانند که در مقابل خطاها و کجروى هاى فرزندانشان و روى برتافتن آنان از توصیه ها و راهنمایى ها چه واکنشى نشان دهند.

اگر در مقابل کارهاى زشت و ناپسند آنان سکوت کنند کودکان بر خطاهاى خود افزوده و جسارت بیشترى پیدا مى کنند، و اگر عکس العمل نشان داده و فرزندان را تنبیه کنند چه بسا که مشکلات دیگرى هم بیافرینند.

در این بخش، در پرتو کلام نورانى معصومین علیهم السلام نخست به موارد منع و جواز تنبیه و سپس به بهترین راه حل ها در این زمینه اشاره مى کنیم و در خاتمه به سیره معصومین علیهم السلام نظر مى افکنیم.

موارد منع تنبیه بدنى کودکان

در روایات به چند مورد اشاره شده که نباید در آن موارد کودکان را زد.

ذکر این مورد، براى آن نیست که در سایر موارد کتک زدن بى اشکال است، بلکه به طور کلى اصل اساسى و عمومى و اولیه ى اسلامی- که نقش تربیتى و اصلاحى بس عظیمى دارد – همان تشویق و تحریک مثبت و اشتیاق انگیز در کارهاى خوب است. تنبیه جز در موارد خاص – که به برخى از آنها اشاره خواهد شد – غالبا تأثیر منفى دارد و اگر گفته مى شود در موارد زیر تنبیه بدنى کنار گذاشته شود از باب تأکید بر ترک آن است، نه تأیید آن در موارد دیگر.

1. یکى از مواردى که نباید کودکان را کتک زد آن جاست که نام هاى پاک و مقدسى بر کودکان نهاده شده باشد. در بخش نامگذارى کودکان اشاره کردیم که اهل بیت علیهم السلام تأکید فراوانى داشتند بر این که مبادا کودکان همنام پیامبر اکرم صلى الله علیه و اله و سلم و حضرت فاطمه ى زهرا علیها السلام و ائمه ى معصومین علیهم السلام مورد آزار و تنبیه بدنى قرار گیرند.

2. فرزند را قبل از ده سالگى براى نماز نباید زد پیامبر فرمود:

أدب صغار أهل بیتک بلسانک على الصلاه و الطهور، فاذا بلغوا عشر سنین، فاضرب و لا تجاوز ثلاثا؛(1)

فرزندان خردسالت را با زبان بر نماز و وضو انس و عادت دهید و آن گاه که به ده سالگى رسیدند آنها را به خاطر سستى و سهل انگارى در نماز بزن، ولى از سه ضربه فراتر نرو.

از این روایت استفاده مى شود که قبل از ده سالگى، زدن کودک براى نماز جایز نیست. البته سنى که بدین منظور مشخص شده، در روایات، متفاوت ذکر شده است (هفت، هشت، نه و سیزده سالگى) بنابراین، لزوم رعایت جانب احتیاط اقتضا دارد که تا آن جا که ممکن است از زدن اجتناب کرده و از روش هاى مناسب تر استفاده کرد.

موارد جواز

1. براى جلوگیرى از انحراف:

از امام صادق درباره کودک که به مرحله ى جوانى رسد و مسیحیت را برگزیند – در حالى که یکى از پدر و مادرش یا هر دو مسلمان بوده باشند – فرمود: جوان به حال خود رها نمى شود بلکه براى قبول اسلام او را تنبیه مى کنند»(2)

2.براى تربیت:

رسول خدا صلى الله علیه و اله و سلم در بخشى از توصیه هاى خود به امیر مؤمنان على علیه السلام فرمود: براى تأدیب و تربیت بیش از سه ضربه (به کودک) نزن».(3)

هم چنان که در این روایت ملاحظه مى شود، تنها در موارد خاصى که براى کودک سرنوشت ساز است – و نه براى هر عملى که از فرزند سر مى زند واحیانا مورد رضاى والدین نیست – اجازه داده شده که والدین از شیوه تنبیه استفاده کنند.

حدود تنبیه بدنى

از روایات گذشته روشن شد که زدن فرزندان در مواردى – حتى براى تربیت و تأدیب – بلامانع است؛ اما باید دید که حدود تنبیه بدنى تا کجاست؟ و پدر و یا مادر تا چه مقدار و با چه وسیله اى مى توانند کودک را تنبیه کنند؟ آیا آنان مجاز هستند که با چوب یا شلاق، وحشیانه کودکان را به اصطلاح خود ادب و در حقیقت شکنجه کنند و بدن آنان را کبود و زخمى نمایند؟

آیا والدین اجازه دارند در هر سنى کودک را تنبیه بدنى کنند؟

آیا مى توانند هر گاه که از نافرمانى فرزندانشان به خشم آمدند، دیوانه وار به جان کودکان معصوم بیفتند و علاوه بر دشنام و ناسزاگویى، آنان را به باد کتک بگیرند؟ بى تردید پاسخ منفى است و چنین تصورى که برخى والدین ناآگاه درباره ى تأدیب و تربیت فرزند خود دارند، به کلى غلط است، روایاتى که از پیامبر و ائمه هدى رسیده حد و مرز تنبیه را کاملا روشن مى کند.

محدودیت تنبیه بدنى

تنبیه مجاز شرایط خاصى دارد که با در نظر گرفتن آنها مى بینیم این اصل، یک اصل حکیمانه است، نه شیوه ى خشونت آمیزى براى جبران ناتوانى هاى والدین در تربیت و هدایت کودکان. تنبیه بدنى کودکان پیش از ده سالگى، مجاز نیست و مقدار زدن نیز کاملا محدود است، و اگر بیش از آن باشد، یا منجر به سرخى و کبودى یا نقص عضو گردد، کیفر دارد و...

الف) حماد بن عثمان مى گوید: از امام صادق علیه السلام درباره ى تأدیب و زدن کودک و بنده زر خرید، پرسیدم ؟ حضرت فرمود: پنج یا شش ضربه بیشتر نزن و در همین اندازه نیز نرمش نشان ده.

2. بیش از سه ضربه زدن قصاص دارد.(4) از جمله وصایاى پیامبر به على علیه السلام این بود که فرمود: «براى تأدیب بیش از سه ضربه نزن زیرا اگر چنین کردى روز قیامت قصاص خواهى شد».(5)

3.على علیه السلام به کودکانى که نوشته هاى خود را نزد آن حضرت آورده بودند – تا بهترینشان را برگزیند – فرمود: به معلم خود بگویید که اگر براى تأدیب، بیش از سه ضربه به شما بزند، از او قصاص خواهد شد.(6)

ثبوت دیه بر پدر

هر گاه تأدیب و تنبیه فرزند جز با زدن او میسر نباشد، اگر چه با رعایت شرایط ضرورى آن بى اشکال به نظر مى رسد، اما پدر باید به این نکته متوجه باشد که اگر در اثر زدن، بدن فرزند سرخ یا کبود و یا زخمى گردد یا آسیب ببیند و یا احیانا فرزند زیر ضربات پدر، فوت کند، اگر چه بدین منظور پدر قصاص نمى شود (این حکم فقط مختص به پدر است) اما یقینا باید دیه بپردازد، گرچه زدن فرزند به قصد دیگرى جز تأدیب هم نبوده باشد.(7)

فتواى حضرت آیه الله العظمى اراکى (ره) در این باره چنین است:

سؤال: هر گاه پدر، فرزند خود را به قصد تأدیب مورد ضرب قرار دهد آیا دیه دارد یا نه؟ جواب: هرگاه تأدیب طفل متوقف باشد بر ضرب، جایز است، ولى باید سرخ و کبود نشود و در فرض جواز، حکم تکلیفى با حکم وضعى منافات ندارد، مثل اکل در مخمصه... که با ضمان منافات ندارد، پس هر گاه سرخ یا کبود یا سیاه شود دیه مقرره را دارد.(8)

یادآورى

1. روایات اسلامى تنبیه بدنى را فقط در موردى تجویز مى کند که جنبه ى تربیتى و هدایتى داشته باشد، نه این که هرگاه فرزند به دلخواه پدر و مادر و طبق سلیقه هاى شخصى یا تمایلات نفسانى آنان عمل نکرد، مجاز باشند او را تنبیه بدنى بکنند؛ زیرا دیگر تنبیه به عنوان عامل بازدارنده ى از کارهاى بد و وادار شدن به کارهاى خوب مطرح نیست، بلکه فقط وسیله اى است براى فرونشاندن خشم و غضب والدین.

2. والدین مجاز نیستند کودکان کمتر از هفت سال (و بلکه براى رعایت احتیاط، کودکان کمتر از سیزده سال) خود را براى وادار کردن به نماز خواندن کتک بزنند.

3. حداکثر تنبیه بدنى کودکان شش ضربه است. البته معلم و مربى حق ندارد بیش از سه ضربه بزند(9) و اگر بیشتر از این اندازه بزند، علاوه بر این که مرتکب حرام شده، بلکه باید قصاص هم بشود.

پدر اگر چه تا زدن شش ضربه مجاز است، اما در صورتى که از این حد تجاوز کند در روز قیامت قصاص خواهد شد و قصاص خداوندى، بسیار شدیدتر و دردناک تر از قصاصى است که در دنیا به دست بشر انجام مى گیرد.

روش هاى تنبیه

تنبیه ممکن است به صور گوناگون انجام گیرد و منحصر به کتک زدن نیست؛ زیرا ترش رویى و اخم نیز نوعى تنبیه است، هم چنان که محروم کردن کودکان از بعض امور خوشایند و پر جاذبه نیز تنبیه دیگرى است؛ اما در تنبیه جسمانى نیز مراد توسل به شیوه هاى خشن و وحشیانه و ضربه زدن با ترکه انار و شیلنگ و شلاق و... نیست. مثلا در مورد وسیله تنبیه زن به وسیله شوهر که قرآن در آیه «و اضربوهن...» به آن اشاره کرده، مرحوم طبرسى در مجمع البیان از امام باقر علیه السلام نقل مى کند که مقصود «زدن با مسواک» (10) است.

بنابراین، اگر در باب تنبیه زن توسط شوهر بدین گونه برخورد شود. شیوه ى خاص تنبیه کودک نیز معلوم است. به اولیا و مربیان توصیه مى شود که

اولا: تنبیه و به ویژه تنبیه بدنى را به عنوان شیوه اى عمومى و اصل اولیه ى برخورد با خطاهاى کودکان به کار نگیرند.

ثانیا: بر اعصاب و احساسات خود مسلط باشند و در صورت لزوم از تنبیه استفاده کنند تا جلو کجروى کودک را بگیرند، نه این که خشم خود را بر کودک خالى کنند.

ثالثا: به حداقل تنبیه اکتفا کنند و از آن فراتر نروند.

رابعا: براى تنبیه کودک از هر وسیله اى استفاده نکنند، هم چنین بر صورت و مواضع آسیب پذیر کودک نزنند و از شدت عمل و تنبیهات خشن جدا پرهیز کنند.

قهر، بهترین راه حل

بهترین راه حلى که مى توان در این مسأله مهم و پیچیده ارائه کرد و از درس هاى تربیتى اسلام و اهل بیت علیهم السلام است که این حتى اگر نیازى به تنبیه فرزندان باشد، آنها را نزنید؛ آنان غنچه هاى بهشتى هستند که زندگى را شیرین کرده اند، در چنین مواقعى با آنها قهر کنید؛ زیرا این عمل در روحیه ى کودک تأثیر به سزایى دارد و کودک احساس مى کند با قهر کردن پدر یا مادر از او، گویى تمام درها به رویش بسته مى شود و هیچ راهى جز دست کشیدن از کارهاى خلاف خود ندارد، پس مى کوشد از کارهاى زشت خود دست بردارد و از پدر و مادر یا مربى هم پوزش بخواهد، اما نباید قهر کردن خیلى طول بکشد وگرنه بازتاب هاى منفى دیگرى در بر خواهد داشت.

امام موسى بن جعفر علیه السلام به یکى از یاران خود که از دست فرزندش به ستوه آمده بود و شکایت مى کرد فرمود: «لا تضربه واهجره و لا تطل؛(11) او را نزن، بلکه با او قهر کن، اما خیلى طول نکشد».

روش اهل بیت در تنبیه

اما روش اهل بیت علیهم السلام این نبوده که فرزندانشان را تنبیه بدنى کنند، و موردى سراغ نداریم و نقل نشده که چنین کارى کرده باشند. پس باید دید که شیوه ى تربیتى آن بزرگواران چگونه بوده است. با این که بعضى از آنان فرزندان زیادى داشتند، اما هرگز نیازى نمى دیدند بچه هایشان را تنبیه بدنى کنند و این مسأله بسیار مهم و درس آموز است و این ما هستیم که چون با راه و روش تربیت والاى اسلامى آشنایى درست نداریم فکر مى کنیم که زدن تنها راه تربیت فرزند است.

امامان معصوم علیهم السلام نه تنها با کودکان با رأفت و نرمى رفتار مى کردند، بلکه با غلامان خود نیز خوش رفتار و نرم خوى بوده اند، و در آن روزگار که در جامعه با بدترین روش ها یا بردگان رفتار مى شد، آن بزرگواران هرگز نسبت به بردگان خشونت به خرج نمى دادند و جز با نرمى و ملایمت با آنان رفتار نمى کردند.

پى نوشت:

1. مجموعه ى ورام، ص 358.

2. «عن أبى عبدالله فى الصبى: اذا شب فاختار النصرانیه و أحد أبویه نصرانى أو مسلمین قال: لا یترک ولکن یضرب على الاسلام». وسائل الشیعه، ج 18، ص 546.

3. عن النبى فیما أوصى به أمیرالمؤمنین «لا تضربن أدبا فوق ثلاث.» مجموعه ى ورام، ص 358.

4. «قلت لأبى عبدالله فى أدب الصبى و المملوک، فقال: خمسه أو سته و ارفق به» وسائل الشیعه، ج 18، ص 581.

5. عن النبى (صلى الله علیه و اله) فیما أوصى به أمیرالمؤمنین: «لا تضربن فوق ثلاث فانک ان فعلت فهؤ قصاص یوم القیامه». مجموعه ى ورام، ص 358.

6. «قال على علیه السلام لصبیان ألقوا ألواحهم بین یدیه لینظر فیها یخیر بینهم...: أبلغوا معلمکم ان ضربکم فوق ثلاث ضربات فى الأدب اقتص منه» وسائل الشیعه، ج 81، 582.

7. ر.ک. شرایع الاسلام، ج 4، ص 192. (این مسأله جزء مسلمات فقهى است. براى اطلاع بیشتر رجوع کنید به بخش دیات کتب فقه، که مقدار دیه براى هر بخش از بدن در آن جا مشخص شده است.)

8. توضیح المسائل، بخش استفتاءات، ص 571.

9. آیه الله العظمى خویى رحمه الله مى فرماید: «هذا فى غیر المعلم، و أما فیه فالظاهر عدم جواز الضرب بأزید من ثلاثه...» مبانى تکمله المنهاج، ج 1، ص 341.

10.تفسیر صافى، ج 1، ص 354 به نقل از مجمع البیان.

11. عده الداعى، ص 79.

منبع : کتاب حقوق فرزندان در مکتب اهل بیت علیهم السلام به نقل از پایگاه راسخون



موضوع مطلب : تربیتی / دانستی معلم / کودکان
دوشنبه ٢٩ فروردین ۱۳٩٠ :: ۱٢:٤٧ ‎ق.ظ ::  نويسنده : مجید

- نباید با کودک نافرمان خشن برخورد کنیم و یا اینکه با او قهر کنیم.
- اگر به کودک دستور انجام کاری را می دهیم و او سر باز می زند، نباید با تکرار دستور کودک را مجبور به انجام کار کنیم. او باید یاد بگیرد که با یک بار درخواست کردن، کاری که از او خواسته شده را انجام دهد.
- والدین باید در این زمینه با هم هماهنگ باشند.
- نباید در برابر زیاده خواهی کودک تسلیم شد و باید محکم و البته بدون خشونت و با خونسردی در مقابل او ایستاد.
- کودک برای اینکه از خواسته ما نافرمانی کند معمولا بهانه های غیر منطقی می آورد. اصلا آن بهانه ها را نباید بپذیریم.
- خویشاوندان بخصوص پدربزرگ ها و مادربزرگ ها و دیگر اطرافیان نباید در طرز رفتار والدین با کودک دخالتی داشته باشند.
- باید برای هر کار کودک و هر نافرمانی که دارد پیامدی تعیین شود و حتما یکبار یا دو بار به کودک در این زمینه اخطار داده شود، که اگر مثلا فلان کار را تکرار کنی از تفریح و یا تماشای تلویزیون محروم می شوی.
(منبع : چگونه با کودک نافرمان رفتار کنیم. نویسندگان: حسن فرهی و الهه دل آذر)



موضوع مطلب : تربیتی / کودکان
دوشنبه ٢٩ فروردین ۱۳٩٠ :: ۱٢:٤٥ ‎ق.ظ ::  نويسنده : مجید

تشویق یکى از ابزار مهم تربیت است که مربى مى‏تواند از آن بهره گیرد و کودک را به کارهاى نیک علاقه‏مند سازد. کودک در سایه تشویق، از بسیارى از خواسته‏هاى خود چشم مى‏پوشد و به راهى که مورد نظر مربى است، قدم مى‏گذارد.

تشویق به معناى به شوق آوردن، کار کسى را ستودن و او را دلگرم ساختن است.(1)

نیاز به تشویق از تمایلات فطرى هر انسان است که تا پایان عمر در او باقى مى‏ماند. این خطاست که تصور کنیم شخص از آن جهت که بزرگ شده است و خوب و بد را مى‏فهمد، احتیاج به تشویق ندارد، زیرا بسیارى از تلاشها و رقابتهاى بزرگسالان به منظور به دست آوردن تشویق و تحسین دیگران است.

 

شیوه تشویق

تشویق گاهى زبانى است که مربى با دلجویى و بیان جملات محبت‏آمیز، رفتار و گفتار کودک را مورد تشویق قرار مى‏دهد و او را به کار و راهش دلگرم و امیدوار مى‏کند و گاهى عملى که مربى با به آغوش گرفتن کودک و نوازش او و نگاه توأم با لبخند و خرید شکلات، اسباب‏بازى، لباس و گردش او را به خاطر عملى که انجام داده است، مى‏ستاید.

نکته لازم به تذکر این است که در نوع و شیوه تشویق باید سن و درک کودک را مورد توجه قرار داد و تشویق را به موازات نوع عمل و درک او تغییر داد. به عنوان مثال یک کودک 3 ـ 4 ساله بهترین تشویق براى او، یک شکلات است و براى یک نوجوان 14 ـ 15 ساله، یک گردش علمى و دیدار از موزه‏ها و شخصیتهاى اجتماعى ارزنده‏ترین تشویق است.

 

آثار تشویق

1ـ تشویق، خستگى و نومیدى را از کودک دور مى‏سازد و او را نسبت به هدف و راهى که انتخاب کرده است، امیدوار مى‏سازد.

2ـ کودک با تحسین و تشویق، در صدد اصلاح ناسازگاریها و نقاط منفى اخلاقى خود برمى‏آید و بسیارى از شیوه‏هاى غلط رفتارى خود را اصلاح مى‏کند.

3ـ تحسین رفتار و گفتار کودک باعث مى‏شود که در سر دو راهیها سرگردان نشود و در کارى که انجام مى‏دهد، کوشاتر و جدى‏تر باشد.

 

نکاتى پیرامون تشویق

1ـ هنگام تشویق، کودک باید بفهمد که به چه جهت مورد تحسین قرار گرفته است.

2ـ تشویق باید هر چند وقت یک بار و در برابر کارهاى برجسته کودک باشد، نه به صورت همیشگى و براى هر کارى؛ زیرا در این صورت، تشویق تأثیر خود را از دست خواهد داد.

3ـ تشویق نباید از حد اعتدال تجاوز کند، زیرا ممکن است کودک را به خودبینى و خودستایى گرفتار کند.

4ـ تشویق نباید شکل رشوه به خود بگیرد، که در این صورت اثر مثبت و سازنده نخواهد داشت.

5ـ باید عمل یا اخلاق نیک کودک را تحسین کرد نه خود او را. او باید بفهمد که کارش ارزش دارد و او جداى از کارش ارزنده نیست.

 

جایگاه تنبیه در تربیت:

تنبیه به معناى بیدار کردن و آگاه کردن کسى بر امرى است. از این‏رو تنبیه همیشه به صورت کتک زدن، ملامت کردن و اعمال فشار نیست، بلکه این هدف (آگاه کردن شخص) ممکن است با نصیحت، ارشاد و موعظه حاصل شود و او متوجه خطاى خود بشود. پس تنبیه به خاطر هدایت است نه فرو نشاندن خشم مربى.

در نظام تربیتى اسلام اصل تنبیه به عنوان عاملى بازدارنده، پذیرفته شده است زیرا جامعه و مردمى که در برابر اعمال و رفتار خود کنترلى نبینند و با نصیحت و گاه اعمال فشار و کیفر محدود نگردد، طغیان خواهند کرد.

 

شیوه تنبیه

شیوه عاطفى بهترین و موفقترین شیوه‏هاى تربیتى است. کودک باید با مفهوم جملاتى از قبیل «دوست دارم و دوست ندارم» والدین آشنا شود و آثار مطلوب و نامطلوب آن را دریابد. تخلفات کودک باید با چهره ناراضى والدین روبه‏رو شود و از برخورد مربیان خود راه و روش صحیح و مورد نظر آنها را پیدا کند. او باید همیشه مورد مهرورزى و خوشرفتارى والدین قرار گیرد تا نصیحتهاى آنها را مانند تابلویى در مقابل خود تجسم کند.

گاه پیش مى‏آید که رفتار خلاف کودک با پند و اندرز اصلاح نمى‏شود و در شیوه رفتارى خود تغییرى نمى‏دهد. در این صورت والدین با استفاده از روشهاى مناسب با توجه به نوع و زمان جرم به بازداشتن و تنبیه بدنى او با شرایطى اقدام کنند. مربى اگر ناچار از تنبیه بدنى شد، کافى است ضربه‏اى به باسن یا پشت دست کودک بزند و در مواردى که تخلفش بزرگتر و سنگین‏تر باشد تنبیه شدیدترى را اعمال کند.

تنبیه بدنى به عنوان یک عامل بازدارنده ـ در صورت عدم کارآیى دیگر ابزار تربیتى ـ به حساب مى‏آید و چندان سازنده نیست؛ زیرا کودک ممکن است از ترس کتک، به ظاهر مرتکب خلاف نشود، اما عادت زشت خود را از دست ندهد.

امیر مؤمنان علیه‏السلام مى‏فرماید:

«اِنَّ العاقِلُ یَتَّعِظُ بِالاَدَبِ وَ البَهائِمُ لا یَتَّعِظُ الاّ بِالضّربِ»(2)

خردمند، با ادب پند مى‏آموزد و حیوانات با کتک و زدن تربیت مى‏شوند.

تنبیه کودک در سخن امام صادق علیه‏السلام:

با توجه به مطالبى که گذشت و با عنایت به اینکه سراسر وجود کودک سرشار از عاطفه است و بسیارى از رفتار و گفتارهاى خود را بر اساس برخوردهاى عاطفى والدین خویش قرار مى‏دهد؛ امامان علیهم‏السلام در بیان شیوه‏هاى تربیتى بویژه در مورد کودکان، مربیان را به استفاده از این شیوه تشویق کرده‏اند.

مربیانى که با فرزندان خود با خوشرفتارى و محبت برخورد مى‏کنند، مى‏توانند از «قهرکردن» با کودک به عنوان یک وسیله اصلاحى بهره‏بردارى کنند.

فردى خدمت امام صادق(ع) شرفیاب شد و از فرزندش شکایت کرد. امام(ع) در پاسخ او فرمود:

«لا تَضْرِبْهُ وَاهْجُرْهُ و لا تُطِلْهُ»(3)

او را نزن، با او قهر کن ولى این قهر را طولانى نکن.

 

نکات مهم در تنبیه کودک:

1ـ در تنبیه، پدر و مادر با هم اقدام نکنند، اگر یکى طفل را تنبیه کرد، دیگرى به عنوان پشتوانه روحى او باقى بماند.

2ـ پیش از تنبیه باید ریشه تخلف را کشف کرد و سپس به رفع آن اقدام نمود.

3ـ تنبیه به عنوان آخرین ابزار تربیتى مورد استفاده قرار گیرد.

4ـ باید عمل کودک را تنبیه کرد، نه شخصیت و تمام وجود او را.

5ـ تنبیه با جرم و خطاى کودک متناسب باشد.

6ـ تنبیه چند جانبه نباشد؛ یعنى به این صورت نباشد که طفل هم کتک بخورد، هم سرزنش شود و هم مورد تمسخر قرار گیرد.

 

ملامت کودک

بیشتر والدین در برخورد با خطاهاى کودکان، آنها را تنبیه نمى‏کنند، اما بیش از آن کودکانشان را مورد سرزنش خود قرار مى‏دهند، که این شیوه موجب گستاخى کودک در برابر والدین خود مى‏شود و زمینه اصلاح او را از بین مى‏برد.

در تربیت، از ملامت به عنوان یک وسیله اصلاحى حساب شده مى‏توان استفاده کرد.

ملامت لازم نیست که به صورت غلیظ و همراه با خشونت باشد بلکه ممکن است به صورت سؤالاتى از کودک باشد که او را وادار به اندیشیدن در رفتار خود مى‏کند. براى مثال مى‏توان به دور از عصبانیت با جملاتى از قبیل: آیا در خطاهاى خود فکر آبروى خود و ما را نکردى؟ آیا نمى‏خواهى در رفتار و گفتار خود تغییرى ایجاد کنى؟ و ... او را متوجه خطایش کرد.

 

افراط در ملامت

مربیانى که براى تربیت کودکان خویش با ابزار سرزنش جلو مى‏روند و او را به خاطر کوچکترین لغزش و بدون در نظر گرفتن نوع جرم و سن کودک، مورد سرزنش قرار مى‏دهند، بزرگترین اشتباه را مرتکب مى‏شوند.

افراط در سرزنش، کودک را لجباز و ناامید بار مى‏آورد، به طورى که او خود را قابل اصلاح نمى‏داند و به تدریج تعادل روانى خود را از دست مى‏دهد و براى خود آینده‏اى تاریک تصور مى‏کند، از این‏رو براى آرام کردن خویش، به خرابکارى، فریبکارى، سیگار، فرار از خانه و مدرسه روى مى‏آورد و گرفتار ناآرامى عصبى مى‏شود. حضرت على(ع) مى‏فرماید:

«الاِفراطُ فى المَلامَةِ یَشُبُّ میزانَ اللِّجاجِ»(4)

زیاده‏روى در سرزنش، آتش لجاجت را شعله‏ور مى‏سازد.

 

پاورقى

1ـ فرهنگ عمید.

2ـ غررالحکم، ترجمه محمدعلى انصارى، ج1، ص236.

3ـ بحارالانوار، ج104، ص99.

4ـ بحارالانوار، ج23، ص114.



موضوع مطلب : تربیتی / کودکان
دوشنبه ٢٩ فروردین ۱۳٩٠ :: ۱٢:٤۱ ‎ق.ظ ::  نويسنده : مجید

چرا قهر می‌کنیم؟

فردی که قهر می‌کند هدفی دارد و در واقع با قطع ارتباط می‌خواهد مطلب خود را به اطرافیان یا به فرد مقابل بیان کند. بعضیها بیشتر از بقیه قهر می‌کنند و برخی افراد هرگز علاقه‌ای به قهر ندارند. بطور کلی هدفی که در این رابطه مورد نظر فرد است معمولا برای بیان یک ناراحتی یا یک هیجان منفی است. فرد می خواهد به طرف مقابل بگوید که ناراحت است، یا می‌خواهد کاری کند رفتار او را تغییر دهد و ... . در هر حال قهر کردن به صورت یک وسیله و یک مکانیزم در آمده است که در مواقع ناراحتی از فرد سر می‌زند. یک روش تخلیه ناراحتی است که در واقع چنین کاری را نیز انجام می‌دهد و فقط فرد به این روش عادت کرده است و معمولا قبل از اینکه فکر بهتری به ذهنش برسد که در آن لحظه فایده بهتری داشته باشد به این روش اقدام می‌کند.

برخی‌ها این روش را از دوران کودکی یاد گرفته‌اند. ممکن است کودک با مشاهده رفتار اطرافیان و بویژه والدین در مواقع ناراحتی از یک فرد دیگر رفتار آنها را الگو برداری کند. چنین کودکی یاد می‌گیرد پیام خود را با قطع ارتباط بیان کند و به روشی غیر از گفتار کلامی مفهوم ناراحتی خود را به اطرافیان برساند. بطور کلی این روش چه در کودکی یاد گرفته شده باشد و چه در بزرگسالی فرقی نمی‌کند. فرد از یک شیوه نادرست برای تنظیم رفتار خود استفاده می‌کند و در واقع نمی‌تواند به روش مناسبتری مطلب خود را بگوید، یا از خود دفاع کند.

چرا آشتی می‌کنیم؟

انسان یک موجود اجتماعی است. وجود وابسته به شبکه اجتماعی است که در آن قرار می‌گیرد و شاید بدون آنکه متوجه باشد چنین وابستگی در او وجود دارد. در واقع بهتر است بگوئیم یک نیاز، انسان به برقراری روابط با دیگران نیازمند است. چنین نیازی نه تنها یک نیاز جسمی بلکه عمیقا یک نیاز روانی است. بنابراین دور ماندن از چنین روابطی برای وی فوق‌العاده دشوار است، مگر افرادی که به اختلالاتی دچارند که دوری از روابط اجتماعی را ترجیح می‌دهند. بر این اساس ماندن در وضعیت قهر برای افراد دشوار است. بویژه اینکه در یک سوی قهر معمولا افرادی قرار داند که به نحوی از لحاظ عاطفی برای فرد دارای اهمیت هستند، مثل قهر دو دوست یا قهر زن و شوهر.

بنابراین بازگشت به وضعیت قبلی و تمایل به آن معمولا وجود دارد، حتی در مواردی که افراد با توجه به ویژگیهای شخصیتی خود به نوعی فقدان چنین تمایلی را نشان می‌دهند. ممکن است شدت ناراحتی از طرف مقابل به قدری زیاد باشد که فرد کاملا از برقراری رابطه مجدد ، به عبارتی آشتی خوداری کند و حتی دلایل و توجیهات منطقی برای آن داشته باشد. ولی جمله ای کاش این اتفاق نمی‌افتاد... به شکلهای مختلف در ذهن افراد وجود دارد. برخی افراد بیشتر از بقیه نیاز روانی و عاطفی خود به روابط با دیگران احساس می‌کنند.

این چنین افرادی هر چند یاد گرفته باشند از روش قهر به عنوان یک روش برای بیان ناراحتی استفاده کنند، اما بزودی تمایل به بازگشت در آنها بوجود می‌آید. برخی افراد به صورت خودکار در حالت هیجانی به این روش اقدام می کنند، اما بعد از مدتی که هیجاناتشان فروکش کرده و قدرت منطق نمو بیشتری یافته ، متوجه مسائلی می‌شوند که تمایل به بازگشت در آنها را بوجود می‌آورد. برخی از افراد دیگر به نظر کینه‌ای تر هستند و شاید به نظر برسد هرگز نمی‌توانند فرد مقابل را ببخشند، حتی به قیمت تحمل ناراحتیهای حاصل از قطع روابط و ... .

بهتر از قهر و آشتی

افرادی که در قهر می‌مانند افرادی هستند که شیوه مناسب ابراز وجود ، دفاع از خود ، قاطعیت و جرات وزری را یاد نگرفته اند، نمی‌توانند هیجانات خود را بخوبی کنترل کنند و مانع از دخالت آنها در تصمیمهای منطقی شان شوند، قدرت چشمپوشی و بخشیدن دیگران را ندارند و یا غرور کاذبی برای خود ایجاد کرده‌اند و ... .

در هر حال هم خود قهر و هم عواملی که به ایجاد و تداوم آن مربوط می‌شوند استرس‌زا هستند. افکار منفی آزاد دهنده در حالت قهر شدیدا فعال می‌شوند. فرد در حال قهر بیشتر از حالتهای عادی به ویژگیها ، گفتار و رفتار منفی فرد مقابل توجه می‌کند، در حالی که در حالت برقراری دوستی این دسته از افکار بسیار کاهش می‌یابند. بر این اساس قهر و آشتیهای مداوم آزار دهنده و بهم ریزنده شرایط آرام زندگی هستند که می‌توان روشهای مناسبتر و ایده‌آل‌تری بجای آنها جایگزین کرد تا فرد بتواند با جرأت ورزی بیشتری در شرایط استرس‌زا حاضر شود، بتواند از خود دفاع کند و با حفظ دوستی و صلح به حل مشکل و اختلاف بوجود آمده مبادرت کنند.

چنین روابطی از پایایی بیشتری برخوردار هستند، آرامش فرد را تداوم می‌بخشند و از همه مهمتر راه اندازی افکار منفی که بسیار آسیب رسان برای افراد و برای روابط او هستند جلوگیری می‌کنند. فرد بهتر است با کنکاشی در خود ، علت اساسی تمایل با استفاده از ابراز بهتر را در خود پیدا کند و به رفع آن اقدام نماید. شیوه‌های جرات ورزی را یاد بگیرد، شیوه‌های کسب آرامش را یاد بگیرد و از بروز افزایش اضطراب و دیگر هیجانات منفی خود جلوگیری کند. به این ترتیب سیستم منطقی فرد نیز فعالتر شده و می‌تواند استدلال درستی داشته باشد و تصمیمهای درستی اتخاذ کند.

قهر تربیتی

گاهی اوقات والدین برای کاهش رفتار نامناسب در خود از ابزار قهر استفاده می‌کنند. و به عبارتی می‌خواهند به این روش ناراحتی را از رفتار کودک بیان کنند و آنرا بهتر از شیوه‌های تنبیه بدنی و ... می‌دانند. در هر حال استفاده از این ابزار نیز برای تربیت کودک می‌تواند هم مفید و هم مضر باشد. استفاده مکرر از این ابزار و برای هر رفتار جزئی و کلی به کودک یاد خواهد داد که از قهر برای بیان ناراحتی خود استفاده کند و از طرف دیگر در صورت تداوم استفاده از قهر ، تأثیر گذاری خود را از دست خواهد داد و دیگر به عنوان شیوه تربیتی مناسب نخواهد بود.

استفاده از قهر می‌تواند مفید باشد، در صورتی که مدت زمان آن بسیار کوتاه و با توجه به سن کودک تنظیم شود. برای خردسالان ، یک قهر 4 - 3 دقیقه‌ای مناسب خواهد بود و معمولا توصیه می‌شود از قهرهای طولانی با کودکان و نوجوانان جدا خودداری شود و دفعات آن مکرر و زیانبار نباشد.



موضوع مطلب : تربیتی / دانستی معلم / کودکان
صفحات سایت
RSS Feed