آموزش ابتدایی
تحول نو در رشد ابتدایی
صفحه نخست            پروفایل مدیر سایت            پست الکترونیک   
پنجشنبه ۱۳ آبان ۱۳۸٩ :: ٩:٥٦ ‎ب.ظ ::  نويسنده : مجید

جای‌ تعجب‌ نیست‌ که‌ والدین‌ می‌ توانند در دعوای‌ فرزندان‌ نقش‌ مهمی‌ داشته‌ باشند. روشن‌ است‌ که‌ همیشه‌ نمی ‌توان‌ بچه‌ها را به‌ طور یکسان‌ مورد توجه‌ قرار داد؛ گاهی‌ بچه ‌ای‌ نیاز به‌ توجه‌ بیشتری‌ دارد.به‌ هر حال، هیچ‌ پدر و مادری‌ نمی‌ خواهند در محیطی‌ پر کشمکش‌ زندگی‌ کنند.به کارگیری‌ این‌ روش‌ها به‌ شما کمک‌ می ‌کند بین‌ بچه ‌هایی‌ که‌ با هم‌ اختلاف‌ دارند، صلح‌ و صفا به‌ وجود آورید.

 

۱. بــر رفتارهای‌ مثبت‌ کــــودکان‌ تاکید کنید .

بچه‌ها خیلی‌ زود درمی ‌یابند که‌ دعوا و مشاجره‌ باعث‌ جلب‌ توجه‌ بزرگترها می‌ شود؛ و این‌ در حالی‌ است‌ که‌ همکاری‌ آنها با یکدیگر، اغلب‌ مورد توجه‌ قرار نمی ‌گیرد. پس‌ وقتی‌ کودکان‌ به‌ طور مسالمت‌آمیز با هم‌ کنار می‌آیند، آنها را تشویق‌ کنید.

 

به دنیا آمدن فرزند جدید احساسات خاصی را در فرزندان قبلی بوجود می آورد. بروز نوعی حسادت در این موقعیت می تواند طبیعی باشد اما عملکرد شما و عدم غفلت از فرزند قبلی همهء اعضاء خانواده را در گذر از این موقعیت یاری می کند. نقش شما اساسی است. بیشتر بدانید...

 

برای کودکان اضافه شدن یک عضو جدید به خانواده ممکن است چندان خوشایند نباشد. واقعیت این است که اکثر کودکان در چنین موقعیتی احساس حسادت می کنند و به راحتی این احساس را در رفتارشان نشان می دهند. پذیرفتن فرزند جدیدی در خانواده برای کودکان سنین 1 تا 3 سال و نیمه مشکلتر است زیرا هنوز خیلی به والدینشان وابسته هستند. حتی گاهی عکس العملهای شدیدی از خود نشان می دهند که دقت شما را می طلبد. البته اگر حساسیتها خیلی بحرانی شد بهتر است نزد مشاور بروید. اما والدین برای آماده کردن فرزند بزرگتر چه اقداماتی می توانند به عمل آورند؟ آمادگی برای ورود عضو جدید، به حفظ آرامش طی این دوره انتقالی کمک می کند. خانم سارا ف. که یک پسر سه ساله و یک نوزاد دختر دارد تجربهء خود را برای ما نقل کرده است:

 

وقتی به دخترم شیر می دادم، سامان (پسرم) از من خواست با او توپ بازی کنم. او از دست کودک جدید خیلی ناراحت شد چون احساس کرد من درخواستش را رد کرده ام، و شروع به گریه کرد. لازم بود تا کاری کنم که غصه نخورد و بین او و خواهرش کینه بوجود نیاید. به او گفتم: وقتی خواهرت شیرش را خورد می توانی با او بازی کنی. بعد توپ کوچکی را که برای دخترم خریده بودم به او دادم تا بعد از شیر، به آرامی با او بازی کند. دراینجا حس کردم که از خوشحالی چشمانش برق زد و احساس یک برادر بزرگتر به او دست داد. ضمنا عکسی از اولین بازی دونفرهء آنها گرفتم و در اتاقشان قاب کردم.
در اینجا به ذکر چند نکته می پردازیم که شما می توانید به کودکتان کمک کنید فرد جدید را راحتتر بپذیرد:


۱. با هم نقش مـــــادر را بازی کنید. 

برای فرزند بزرگتر عروسک یا خرس مورد علاقه اش را بخرید و او را مامان عروسک بکنید. برایش توضیح دهید که نوزاد جدید خیلی ظریف و حساس است. بگذارید غذا دادن، بغل کردن و تمیز کردن نوزاد را با عروسکش امتحان کند. اجرای نقش مادر باعث می شود به هردوی شما خوش بگذرد .وقتی خوب از عهدهء کارش برآمد تشویقش کنید.

 

۲. اتاق نـــــوزاد را با هـــم تــــزئین کنید.

بگذارید فرزند بزرگتر یک نقاشی قشنگ مخصوص این اتاق بکشد و آن را همانجا نصب کنید. این کار باعث می شود احساس کند از گردونهء فعالیتهای خانه خارج نشده و در احساس خوشحالی ورود فرزند جدید سهیم است.

 

۳. از او بخواهیـــد در ماجــــــرا سهیـــــم باشد.

وقتی نوزاد را به منزل آوردید اجازه دهید کودک بزرگتر به شما کمک کند و از او یاری بخواهید. گرچه شما تلاش کرده اید ذهن او را برای ورود فرزند جدید آماده کنید ولی هنوز احتمال دارد از خود مقاومت نشان دهد. ممکن است دوباره مانند سالهای قبل بچگانه حرف بزند یا شیشه شیرش را بخواهد. این یک رفتار طبیعی است و زیاد طول نخواهد کشید. بگذارید این رفتار را داشته باشد و با او برخورد نکنید. حتما او را مانند قبل بغل کنید و نوازش نمائید و ببوسید و ابراز محبت به او را از قبل نیز بیشتر کنید. اوقات خاصی را فقط به او اختصاص دهید و با یکدیگر خلوت کنید. می توانید با هم بازی کنید یا برایش اختصاصا داستان بخوانید یا با او غذا بخورید.

 

۴. با هــــم کتاب بخـــوانید.

کودکان عاشق داستان خواندن شما هستند، مخصوصا اگر ماجرای کتاب در مورد آنها باشد. با هم به سمت یک کتابفروشی یا کتابخانه قدم بزنید و کتاب یا داستانی درمورد "برادر یا خواهر بزرگتر شدن" برایش بگیرید. از اوقاتی که تنها با هم هستید لذت ببرید و کتاب را برایش بخوانید. ملاحظه می کنید که راههای مختلفی برای آماده کردن فرزندان بزرگتر جهت قبول فرزند جدید وجود دارد. درک و آگاهی شما از فشارهائی که ورود فرد تازه به خانواده وارد می کند اعضاء خانه را در گذر از این دوره یاری خواهد کرد.  

 

۲. نقاط‌ شــــروع‌ درگیــــــری‌ را شناسایــــی‌ کنید.

 

هر مشاجره‌ و برخورد را ارزیابی‌ کنید و به‌ دنبال‌ عوامل‌ و انگیزه‌ها باشید. بچه‌ ها معمولاً وقتی‌ خسته‌ و گرسنه‌ می‌شوند یک‌ به ‌دو می ‌کنند. بعضی‌ اوقات‌ هم‌ احساس‌ می ‌کنند مورد بی ‌اعتنایی‌ والدین‌ قرار گرفته‌ اند و به‌ همین‌ علت‌ برای‌ جلب‌ توجه‌ به‌ دعوا پناه‌ می ‌برند. اگر عوامل‌ دعوا و اختلاف‌ را بشناسید و مورد توجه‌ قرار دهید، می ‌توانید از وقوع‌ آن‌ پیشگیری‌ کنید.

 

۳. به‌ علایق‌ و توانایی‌های‌ بچه‌ها احتــــرام‌ بگذارید و هر یک‌ را جداگانه‌ تشویق‌ کنید.

بهترین‌ روش‌ برای‌ این‌ که‌ بچه‌ ها از چشم‌ وهمچشمی‌ و رقابت‌ نادرست‌ بپرهیزند، این‌ است‌ که‌ اجازه‌ دهید شخصاً علایقشان‌ را دنبال‌ کنند. در این‌ صورت‌ آنها هر کدام‌ برای‌ خود سرگرمی‌های‌ جداگانه ‌ای‌ خواهند داشت. در ضمن، فعالیت‌های‌ آنان‌ باید با توانایی‌ هایشان‌ سازگاری‌ داشته‌ باشد؛ مثلاً در کار نظافت‌ حیاط، اگر بچه ‌ای‌ برای‌ زیر و رو کردن‌ خاک‌ باغچه، خیلی‌ کوچک‌ است‌ می ‌تواند در جمع‌آوری‌ برگ‌ های‌ خشک‌ کمک‌ کند. به‌ این‌ ترتیب‌ فرزند شما می‌ آموزد که‌ هر شخص‌ وظیفه ‌ای‌ دارد؛ حتی‌ اگر کارش‌ مهم‌ جلوه‌ نکند و کانون‌ توجه‌ دیگران‌ واقع‌ نشود.

 

۴. آنها را به‌ حــــرف ‌زدن‌ تشـــــویق‌ کنید.

وقتی‌ دعوای‌ بچه ‌ها شروع‌ می ‌شود، با آغاز کردن‌ یک‌ گفت‌ و گو به‌ آنها کمک‌ کنید که‌ با صلح‌ و صفا به‌ بحث‌ و مشاجره‌ پایان‌ دهند؛ مثلاً اگر بر سر یک‌ مداد شمعی‌ با هم‌ جدال‌ می‌ کنند، بگویید: نمی ‌دانم؛ هر دوی‌ شما همین‌ مداد شمعی‌ را می ‌خواهید. ببینید چطور می ‌توانید این‌ مشکل‌ را حل‌ کنید که‌ هر دو راضی‌ و خوشحال‌ شوند. بچه‌ ها برای‌ این‌ که‌ بتوانند با موفقیت‌ مشکل‌ را حل‌ کنند، لازم‌ است‌ صحبت‌ های‌ طرف‌ مقابل‌ را بشنوند و راه‌ حلی‌ پیدا کنند که‌ مورد توافق‌ هر دوی‌ آنها باشد. پیوسته‌ از طریق‌ صحبت، آنها را به ‌آرامی‌ راهنمایی‌ کنید. در نهایت‌ بچه‌ها می‌آموزند که‌ مشکلاتشان‌ را خودشان‌ حل ‌و فصل‌ کنند.

 

۵. قــــانــــون‌ وضــــع‌ کنید.

گاهی‌ نمی ‌توان‌ جلوی‌ دعوای‌ بچه‌ ها را گرفت، اما بیشتر اوقات‌ می ‌توانید خودتان‌ را درگیر ماجرا نکنید. شاید مشکل ‌ترین‌ درس‌ برای‌ تمام‌ والدین‌ این‌ باشد که‌ چه‌ مواقعی‌ باید بحث‌ های‌ کودکان‌ را نادیده‌ بگیرند. در این‌ زمینه، بایستی‌ از قبل‌ رفتارهای‌ غیرقابل‌ پذیرش‌ را صریحاً مشخص‌ کنید؛ مثلاً « زد و خورد » رفتاری‌ غیر قابل‌ قبول‌ است. در صورت‌ قانون ‌شکنی، قوانین‌ انضباطی‌ را اجرا کنید.

پیش‌ از تـــولد نــــوزاد

۱- با کـــــــــودک‌ صحبــــــت ‌کنید :

مثلاً توضیح‌ دهید که‌ خانواده‌ شامل‌ پدر، مادر و خواهر و برادرهاست؛ و در بسیاری‌ از خانواده‌ها تعداد فرزندان‌ بیش‌ از یکی‌ است. سه‌ چهار ماه‌ پیش‌ از ورود نوزاد، آماده‌ سازی‌ کودک‌ را شروع‌ کنید. اگر کودک‌ در سن‌ پیش ‌دبستان‌ یا دبستان‌ است‌ این‌ آماده‌ سازی‌ را زودتر آغاز کنید. به‌ کودک‌ نگویید برایش‌ یک‌ دوست‌ یا همبازی‌ می ‌آورید، زیرا او به‌ علت‌ خوابیدن‌ طولانی‌ مدت‌ نوزاد و یا ناتوانی‌اش‌ در بازی‌ کردن‌ با وی،‌ ناراحت‌ می‌شود.

 

۲- به‌ کـــودک‌ آگاهــی‌ بدهید:

درباره‌ انتظار خود برای‌ ورود نوزاد، زیاد خوابیدن‌ شیرخوار، گریه‌ کردن‌ و ناتوانی‌ او در‌ بازی ‌کردن‌ با کودک،‌ صحبت‌ کنید. همچنین‌ عکس‌های‌ دوران‌ نوزادی‌ خودش‌ را به‌ او نشان‌ دهید. کودکان‌ بزرگتر گاهی‌ درباره‌ نحوه‌ به ‌وجودآمدن‌ نوزاد و این‌ که‌ از کجا می ‌آید از شما سؤال‌ می ‌کنند. با توجه‌ به‌ سن‌ آنها، درباره‌ تولد و جنسیت‌ برایشان‌ توضیح‌ دهید؛ اما اگر نمی ‌دانید چه‌ پاسخی‌ بدهید، جواب‌ ندادن‌ بسیار بهتر از ارائه‌ توضیحات‌ نادرست‌ است.

 

۳- کـــــودک‌ را با خود همــــراه‌ کنید:

اجازه‌ دهید او حرکات‌ جنین‌ داخل‌ شکمتان‌ را احساس‌ کند. از همکاری‌ کودک‌ در آماده ‌کردن‌ اتاق‌ نوزاد نیز تشکر کنید. با همدیگر برای‌ فرزند جدید هدیه‌ بخرید. به‌ علاوه، می ‌توانید از طرف‌ نوزاد برای‌ کودک‌ بزرگتر هدیه‌ بخرید.

 

۴- تغییـــــــرات‌ لازم‌ را به ‌تدریج‌ انجام‌ دهید:

پیش‌ از ورود نوزاد به‌ مرور تغییرات‌ لازم‌ را انجام‌ دهید؛ زیرا این‌ کار فرصت‌ سازگار شدن‌ با شرایط‌ تازه‌ را برای‌ کودک‌ فراهم‌ می ‌کند. اتاق‌ خواب‌ کودک‌ را جدا کنید و به‌ جای‌ تختخواب‌ بچگانه‌ از تختخواب‌ بزرگ‌ استفاده‌ کنید. به‌ کودک‌ نگویید علت‌ تغییرات‌ ورود فرزند جدید است؛ زیرا در او احساس‌ حسادت، خشم‌ یا طردشدن‌ به‌ وجود می ‌آید. به‌ او بگویید تو بزرگتر شده‌ای‌ و باید در اتاق‌ خواب‌ مخصوص‌ خودت‌ بخوابی.

 

از ایجاد تغییرات‌ اساسی‌ درست‌ در بدو ورود نوزاد جداً خودداری‌ کنید!

بـــرای‌ کــودک‌ توضیح‌ دهید:

به‌ او بگویید که‌ بچه‌ چه‌ وقت‌ به‌ دنیا خواهد آمد و هنگام‌ حضور نداشتن‌ شما در خانه‌ چه‌ کسی‌ از او مراقبت‌ خواهد کرد. هنگام‌ رفتن‌ به‌ بیمارستان‌ از کودک‌ خداحافظی‌ کنید و او را از بازگشت‌ خود مطمئن‌ سازید. اگر در شرایط‌ نامناسب‌ هستید و یا کودک‌ خواب‌ است، باید یادداشتی‌ آماده‌ کنید که‌ در آن‌ در باره‌ زمان‌ برگشت‌ شما و احساستان‌ نسبت‌ به‌ او نوشته‌ شده‌ باشد تا کودک‌ خود آن را بخواند یا توسط‌ پدر و یا یک‌ بزرگتر بتواند از آن‌ آگاه‌ شود.

 

هنگــــام‌ تولد فـــــرزند جدید

برنامه ‌ای‌ ترتیب‌ دهید تا کودک‌ شما نوزاد را ملاقات‌ کند؛ این‌ کار موجب‌ کاهش‌ احساس‌ نگرانی‌ او درباره‌ سلامت‌ مادر خواهد شد. با برگزار کردن‌ یک‌ مراسم‌ کوچک،‌ تولد نوزاد را جشن‌ بگیرید. گاهی‌ کودکان‌ هنگام‌ ملاقات‌ مجدد مادر، ساکت‌ و نگران‌ هستند یا تمایلی‌ به‌ در آغوش ‌گرفتن‌ مادر یا بوسیدن‌ او ندارند. خود را برای‌ این‌ گونه‌ واکنش‌ها آماده‌ کنید و آنها را بپذیرید. اگر چند روز از کودک‌ دور هستید، از طریق‌ تلفن‌ و یادداشت‌ با او در تماس‌ باشید.

 

تغییــــــرات‌ پس‌ از ورود نــــــــــــوزاد

توجه‌ کنید که‌ برنامه‌های‌ روزانه‌ کودک‌ را طبق‌ روال‌ گذشته‌ ادامه‌ دهید. او را در فعالیت‌های‌ مربوط‌ به‌ شیرخوار شرکت‌ دهید تا احساس‌ طرد شدن‌ نکند. رفتارهای‌ مناسب‌ کودک‌ را تشویق‌ کنید؛ مثلاً بگویید: «از این‌ که‌ در عوض‌ کردن‌ لباس‌ ِ کوچولو به‌ من‌ کمک‌ کردی‌ متشکرم. تو خیلی‌ خوب‌ کمک‌ می‌ کنی.» به‌ او یاد بدهید چگونه نوزاد را بغل ‌کند و در طول روز به او اجازه بدهید نوزاد را در آغوش بگیرد. واکنش‌ های‌ نوزاد را برایش‌ توصیف‌ کنید. مثلاً بگویید: او دوست‌ دارد تو به‌ آرامی‌ با او رفتار کنی. این‌ توضیحات‌ موجب‌ بهتر شدن‌ روابط‌ بین‌ آنان‌ و لذت‌ بردن‌ از وجود یکدیگر خواهد شد. به ‌علاوه زمانی‌ که‌ خانواده‌ و بستگان‌ شما فرزند جدید را ملاقات‌ می‌ کنند به‌ آنها یادآوری کنید که به کودک بزرگتر نیز توجه کنند. زمانی‌ را در طول‌ روز به‌ کودک‌ اختصاص‌ دهید و حتی سعی‌ کنید چند دقیقه‌ با او تنها باشید. احساس‌ خود را به‌ کودک‌ نشان‌ دهید و به‌ او بگویید که‌ دوستش‌ دارید تا او نیز احساسات‌ خود را برای‌ شما بیان‌ کند.

 

هنگــــام‌ شیـــــــردهـــی‌ به‌ نــــوزاد

هنگام‌ شیردادن‌ به‌ نوزاد، پاسخگویی‌ به‌ رفتارهای‌ کودک‌ بزرگتر دشوار است. پیش‌ از برنامه‌ شیردهی، کودک‌ را سرگرم‌ کنید. مثلاً از اسباب ‌بازی‌های‌ جالب‌ برای‌ سرگرم ‌کردن‌ او استفاده‌ نمایید. همچنین‌ می‌ توانید به‌ کودک‌ نوشیدنی‌ یا غذایی‌ ساده‌ بدهید. در صورت‌ وجود رفتار مطلوب‌ در حین‌ شیردهی، او را تشویق‌ کنید. برخی‌ کودکان‌ به‌ دیدن‌ نوزاد هنگام‌ شیردهی‌ و یا در کنار مادر بودن‌ تمایل‌ دارند. کودک‌ را با دست دیگر در آغوش‌ بگیرید یا دستتان‌ را به‌ دور گردن‌ یا کمر او حلقه‌ کنید.

 

مشکلات‌ رفتــــاری‌ بـــرخی‌ کــــودکان‌ بعد از به‌ دنیا آمدن‌ فــــرزند جدید

کودکان‌ در مقابل‌ ورود بچه‌ جدید واکنش‌های‌ متفاوتی‌ نشان‌ می‌ دهند. مشکلات‌ شایع‌ آنها عبارت‌ است‌ از لجبازی، قشقرق‌ به‌ پا کردن، تحریک ‌پذیری، رفتار خشن‌ با شیرخوار، چسبیدن‌ به‌ مادر و اضطراب‌ جدایی، مشکلات‌ مربوط‌ به‌ دستشویی رفتن‌ و شب ‌ادراری، مشکلات‌ خواب‌ و تغذیه، رفتارهای‌ بچگانه‌ مثل‌ درخواست‌ پستانک‌ و شیشه‌ شیر و یا کودکانه‌ صحبت‌ کردن. باید توجه‌ داشت‌ که‌ کودک‌ برای‌ سازگاری‌ با شرایط‌ تازه‌ نیاز به‌ زمان‌ دارد. رابطه‌ او با والدین‌ به‌ دلیل‌ ورود خواهر یا برادر جدید تغییر خواهد کرد و شاید در این‌ هنگام‌ نسبت‌ به‌ نوزاد احساس‌ رنجش‌ کند. حتی‌ ممکن‌ است‌ به‌ علت‌ کم ‌شدن‌ توجه، کودک‌ احساس‌ کند که‌ والدین‌ دیگر او را دوست‌ ندارند و در این‌ هنگام‌ رفتارهای‌ بچگانه‌ از خود بروز دهد؛ از جمله‌ مکیدن‌ شست، با شیشه‌ شیر خوردن‌ و درخواست‌ این‌ که‌ مادر در دهان‌ او غذا بگذارد. این‌ رفتارها نشانگر تمایل‌ کودک‌ برای‌ کسب‌ توجه‌ پدر و مادر است. توجه‌ اضافی‌ در این‌ موارد باعث‌ تشویق‌ این‌ گونه‌ اعمال‌ و تداوم‌ آنها خواهد شد. از توجه‌ کردن‌ خارج‌ از حد به‌ رفتارهای‌ بچگانهِ کودک‌ جداً بپرهیزید.

 

چگــــونه‌ با این‌ مشکـــلات‌ رو به‌ رو شـــویم ؟

۱- احساس‌ کـــودک‌ را درک‌ کنید:

اگر می‌ گوید نوزاد را دوست‌ ندارم، به‌ او نگویید این‌ احساس‌ بد است. بلکه‌ اجازه‌ ابراز این‌ احساس‌ را بدهید و مجادله‌ نکنید؛ حتی‌ گاهی‌ با احساس‌ او همراه‌ شوید و نامطلوب ‌بودن‌ حضور یک‌ فرزند تازه‌ در جمع‌ خانوادگی‌ را تصدیق‌ کنید.

 

۲- آرامــــش‌ کــــودک‌ را تحسیــن‌ کنید:

اگر کودک‌ بیش‌ از 30 دقیقه‌ آرام‌ مانده‌ است، به‌ کنارش‌ بروید و با او باشید. برای‌ تشویق‌ وی‌ برنامه‌ ریزی‌ کنید.

 

۳- در رفتــارهایتان‌ باثبات‌ باشید:

عقیده‌ خود را نسبت‌ به‌ وجود انضباط‌ در کودک‌ مشخص‌ کنید. هنگام‌ مشاهده‌ رفتار نامناسب،‌ واکنش‌ سریع‌ نشان‌ دهید. با کودک‌ بحث‌ نکنید و غر نزنید بلکه‌ عمل‌ کنید. او باید بداند که‌ چه‌ رفتاری‌ از نظر والدینش‌ مطلوب‌ و مورد انتظار است. پدر و مادر باید در رفتار تربیتی‌ با کودک‌ هماهنگ‌ باشند.

 

۴- بعضی‌ از رفتـــارهای‌ نامناسب‌ کـــودک‌ را نادیده‌ بگیرید:

بعضی‌ از رفتارها مانند کودکانه‌ صحبت‌ کردن‌ را نادیده‌ بگیرید. هنگام‌ انجام‌ رفتارهای‌ بچگانه‌ با کودک‌ صحبت‌ نکنید و به‌ او نگاه‌ نکنید. در این‌ زمان‌ از اتاق‌ خارج‌ شوید یا به‌ کار خود بپردازید. رفتار مطلوب‌ کودک‌ را تشویق‌ کنید.

 

۵- در بــرابـــر بد رفتاری‌های‌ جدی‌ کــودک‌ واکنش‌ ســـریع‌ نشان‌ دهید:

رفتارهایی‌ مانند صدمه‌ زدن‌ به‌ نوزاد باید سریع‌ پاسخ‌ داده‌ شود. کودک‌ بایستی‌ بفهمد که‌ آسیب‌ رساندن‌ به‌ نوزاد پذیرفتنی‌ نیست‌ و با انضباط‌ خاصی‌ با او برخورد خواهد شد.

 

" در صورتیکه‌ با رعایت‌ نکات‌ گفته‌ شده، همچنان‌ با کودک‌ خود درباره‌ فرزند جدید مشکل‌ دارید، بهتر است‌ از مشاوره‌ روانپزشک‌ یا روانشناس‌ کودک‌ بهره‌ بگیرید. "

 

آیا میدانید که وقتی فرزند دومتان به دنیا می آید، چگونه باید فرزند اولتان را آماده ورود او کنید؟ ابتدا باید دقت داشته باشید که فرزند اولتان نیازمند دنیایی از توجه و علاقه است تا اطمینان پیدا کند که بچه دوم و جدید جایگزین او نخواهد شد. در اینجا به ده شیوه مفید و سودمند اشاره می کنیم که با به کار بستن آنها می توانید به راحتی فرزند اولتان را برای ورود بچه دوم آماده سازید.

 

۱- برنامه ای ترتیب دهید که فرزند اولتان اوقات زیادی را با پدرش تنها باشد.

باید بدانید که اختلاف سنی خیلی کم ( کمتر از سه سال ) بین بچه ها، همیشه می تواند باعث به وجود آمدن برخوردها و اختلافاتی بین بچه ها شود، چرا که هر دو نیاز شدید و فراوانی به توجه والدین دارند. پس، در صورتی که اختلاف سن بین فرزند اولتان با فرزند دوم کمتر از سه سال است، اطمینان حاصل نمایید که وقت کافی در اختیار بچه اول قرار می دهید تا او احساس کمبود پیدا نکند. به خصوص، او نیاز خواهد داشت که اوقات زیادی را با پدرش به تنهایی به سر ببرد.

 

۲- کتابهای مربوط به اطفال شیرخواره و کوچک را برای فرزندتان بخوانید.

حتی زمانی که باردار و در انتظار ورود فرزند دومتان هستید، توجه، عشق و علاقه کامل و صددرصد شما معطوف به فرزند اولتان خواهد بود و همین به او کمک می کند که خودش را با آن موقعیت جدید منطبق و سازگار سازد. کتابهایی را برایش بخوانید که با به دنیا آمدن بچه های کوچک و اضافه شدن آنها به جمع خانواده مرتبط هستند و در مورد طفل داخل شکم تان با او صحبت کنید. گرچه، ممکن است فرزند اولتان، به طور کامل صحبت های شما را درک نکند. ولی به این شکل، اطلاعات لازم را کسب می کند و در رابطه با ورود بچه جدید به خانواده توجیه و آماده می شود.

 

۳- زمان تغییر دادن ها را به طور متناوب تنظیم کنید.

اگر لازم می دانید که تخت یا اتاق جدیدی را برای ورود فرزند دومتان تهیه کنید، این تغییرات را دست کم چهار تا شش هفته قبل از به دنیا آمدنش صورت دهید. به این ترتیب، احتمالش خیلی کم خواهد بود که فرزند اولتان در رابطه با این تغییر و تحولات احساس ناراحتی پیدا کند و حس حسادتش تحریک شود. به هر صورت، هر گونه تغییر و تحولی را که لازم می دانید صورت دهید وبه هیچ وجه این تحولات نباید همزمان با به دنیا آمدن بچه جدید انجام شود.

 

۴- فرزند اولتان را تشویق کنید که رابطه ملایم و خوبی با بچه جدید برقرار کند.

به او مفهوم ملایمت در نوازش طفل شیرخواره را یاد بدهید و قبل از به دنیا آمدن بچه دوم، این اعمال ملایم را با او تمرین کنید. به این ترتیب، قبل از آن که خواهر یا برادر بزرگ یک بچه شود، مفهوم برقراری یک ارتباط ملایم را می فهمد.

 

۵- بگذارید که فـــــرزند اولتان یک بچه باقی بماند و دوران خوش و خاطره انگیـــز خردسالــــی اش حفظ شود.

علیرغم این حقیقت که فرزند اولتان تبدیل به خواهر یا برادر بزرگتر میشود، او را از فعالیتهای مختص دوران خردسالی اش محروم نکنید و نشاط وسرخوشی مختص آن زمان را از او نگیرید. تصور نکنید که با به دنیا آمدن بچه جدید، فرزند اولتان مجبور است که به جای خوابیدن در گهواره اش،روی یک تخت دیگر بخوابد،به خصوص اگر احساس میکنید که از خوابیدن در گهواره اش،هنوز لذت میبرد و در آن راحت است. اگر هنوز از پوشک استفاده میکند، بگذارید اوضاع به همان روال پیش برود و اگر به او شیر میدهید آنرا قطع نکنید.چرا که او هنوز خودش یک بچه است و نیازهای خاص خودش را دارد! انتظار این را داشته باشید که او دوست داشته باشد مثل سابق در آغوش گرفته شود و از گرمای تن شما و زمزمه ها و راز و نیازهایی که زیر گوشش نجوا میکردید، برخوردار شود.

 

۶- خودتان را آماده مواجهه با بداخلاقی ها، عصبانیت ها، تندخویی ها، بی حوصلگی ها و ترشرویی های او کنید.

اگرفرزند اولتان نق نقوتر، بداخلاق تر و وابسته تر از همیشه به نظر رسید، غافلگیر و شوکه نشوید. او نیاز دارد که ابراز وجود کند و اطمینان یابد که جایش در خانواده هنوز ایمن است. با گذشت زمان و ملاحظات خاص شما، فرزند اولتان به جای حسادت نشان دادن از خودش، در رابطه با نقش جدیدش در خانواده، حس تسلط و کنترل پیدا می کند و خودش را با وضعیت جدید سازگار و منطبق می سازد.

 

۷- به او یادآوری کنید که زمانی خودش هم یک طفل شیرخواره و کوچک بود.

به او عکسهای دوران نوزادی اش و هدایایی را نشان دهید که وقتی تازه متولد شده بود، دریافت میکرد و علاقه و توجهی را به یادش بیندازید که در آن زمان کسب می کرد.

 

۸- چند اسباب بازی ویژه و مخصوص برایش بخرید.

خریدن اسباب بازی های جدید برای فرزند اولتان هم مفید و سودمند واقع خواهد شد. چرا که وقتی فرزند دومتان به دنیا می آید و دنیای توجه و هدایا معطوف او می شود، فرزند اولتان چیزهایی برای خودش خواهد داشت که سرش با آنها گرم باشد وبه خواهر یا برادر کوچکش حسادت نکند.

 

۹- پیشاپیش فرزند اولتان را تشویق کنید که بعد از به دنیا آمدن بچه دوم،کمکتان کند.

این عمل به او حس توانایی، کاردانی، شایستگی، لیاقت و توانمندی می بخشد. وقتی بچه جدید به دنیا می آید، فرزند اولتان می تواند با آوردن پوشک برای مادرش یا تکان دادن یک اسباب بازی مقابل صورت بچه کمک سودمندی ارائه دهد.

 

۱۰- به او مزایای خواهر یا برادر بزرگتر بودن را نشان دهید.

فرزند اولتان را درگیر فعالیت هایی کنید که قادر به انجامشان است و می تواند او را از بچه تازه متولد شده مجزا کند، و به این ترتیب این پیام را به او برسانید که چون دیگر یک طفل کوچک نیست، می تواند کارهای خاصی را انجام دهد. او را در آغوش بگیرید، درحالی که برایش کتاب می خوانید عکس هایش را به او نشان دهید، یک جدول یا معمای ساده را باهم حل کنید و دیگر فعالیت هایی را با او انجام دهید که لازمه و متناسب با سن و رشدش هستند، به این ترتیب، شور و شوق او از بزرگ شدنش و انجام کارهایی ادامه پیدا می کند که وقتی نوزاد بود قادر به انجامشان نبود، ولی حالا از توانایی انجام آن برخوردار است. خواه بچه جدیدی به جمع خانواده اضافه شود و یا فرزند نوجوانتان به قصد تشکیل زندگی یا ادامه تحصیل، جمع خانواده را ترک کند، همواره تغییر و تحولات در خانواده ها نیازمند سازگاری های بنیادین و ریشه ای روانی، ذهنی، روحی و جسمانی هستند.

 

پژوهشگران و محققان مسایل خانوادگی، پیدایش این تغییر و تحولات در زندگی روزمره اعضای خانواده را تنش زاترین حالت ممکن معرفی کرده اند. پس، اگر فرزندان نوپا و کوچک تان در خلال این چارچوب زمانی، تا حدی سیر قهقرایی را طی کنند، نبایستی نگران شوید و باید آن را امری طبیعی بدانید که بسیار موقتی، گذرا و زود گذر است.

 



موضوع مطلب : کودکان / تربیتی
پنجشنبه ۱۳ آبان ۱۳۸٩ :: ٩:٥٤ ‎ب.ظ ::  نويسنده : مجید

آموزش و پرورش به عنوان یک پدیده‌ی اجتماعی از گذشته تا حال به عنوان یک عنصر اثرگذار در فرآیند تحقق اهداف فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی نقش مؤثری را ایفا می‌کند.

یکی از اهداف رسمی آموزش و پرورش آمادگی برای زندگی آینده از راه یادگیری مؤثر و مفید است. در هزاره‌ی سوم که فناوری اطلاعات عرصه‌ی جهانی را تسخیر کرده، دخالت منابع فیزیکی پیچیده و ورود ابزارهای رایانه‌ای و بالا بودن آگاهی انسان‌ها و تنوع زیستی جوامع، زمینه‌ی اصلاحات را فراهم کرده و برای ایجاد اصلاحات منطقی، هماهنگی شیوه‌های آموزشی با نیازهای جامعه مورد توجه می‌باشد.

در عصر جدید شرایط زندگی اجتماعی اقتصادی افراد زیر و رو شد و فرزندان توانستند شرایط بهتری را برای خود تحصیل کنند. در نتیجه رابطه‌ای تازه میان تحصیل در مدرسه و کار تولیدی و موفقیت اجتماعی و اقتصادی به ظهور رسید.

علوم و فنون پیوسته رو به پیشرفت بوده و جوانان به کسب معرفت و فنون بیشتری نیازمند شدند. توجه به علوم و فنون، ضرورت توسعه مدارس فنی و حرفه‌ای و کاردانش را بیشتر می‌کند. آموزشگاه‌ها هر روز بیشتر و بیشتر عهده‌دار و مسؤول تربیت متخصص و فنی می‌شوند. در چنین دنیایی ناگزیر آموزش و پرورش نیز باید مسؤولیت اقتصادی و اجتماعی بیشتری را به عهده بگیرد. کارشناسان توسعه، اولویت و سرمایه‌گذاری در آموزش و پرورش را روشی مطمئن در رفع بحران‌های اقتصادی و اجتماعی می‌دانند.

آدام اسمیت در کتاب «ثروت و ملل» به‌دست آوردن مهارت‌ها در دوره‌ی تحصیل یا کارآموزی را مستلزم هزینه‌هایی می‌داند که سرمایه‌ی ثابت نامیده می‌شود.

این مهارت‌ها نه فقط قسمتی از ثروت و دارایی هر فرد به حساب می‌آید، بلکه ثروت جامعه‌ای را نیز که فرد بدان تعلق دارد، تشکیل می‌دهد.

در توسعه باید شاخص توسعه را بشناسیم. انسان عامل توسعه می‌باشد و باید در ایجاد توسعه و خلق توسعه شرکت کند و با تسلط بر توسعه، آن را در خدمت زندگی بهتر خود درآورد. در توسعه‌ی اقتصادی، آموزش نیروی انسانی کارآمد و خلاق مورد توجه می‌باشد. (دکتر بیانی، 83)



آموزش و پرورش مصرف است یا سرمایه؟

اگر آموزش و پرورش مصرف باشد، در شرایط بحران اقتصادی و شرایط حاد می‌بایستی مقدار آن کاهش پیدا کند. اگر چنانچه سرمایه‌گذاری است و منجر به افزایش تولید و شکوفایی استعداد می‌شود، در هر شرایطی می‌بایست آموزش و پرورش گسترش پیدا کند. اگر آموزش و پرورش باعث شود که سلیقه، ذوق و استعداد فرد پالایش شود و تنها به افراد خرسندی بدهد، چنین آموزش و پرورشی مصرفی است. اگر با افزایش مهارت، درآمد آنان را افزایش دهد، در این صورت آموزش و پرورش یک سرمایه‌گذار تلقی می‌شود. اگر آموزش و پرورش رضایت را در زمان حال تأمین می‌کند که بعد از آن محو می‌شود، مصرفی است. اگر چنانچه باعث شود در آینده مهارت ما زیاد شود یا در اثر آموزش امکان مطالعه در آینده فراهم شود، سرمایه‌گذاری است. در هر حال اگر چنانچه آموزش و پرورش یک کالای مصرفی تلقی شود، یک کالای مصرفی بادوام است. اما اگر آموزش و پرورش سرمایه‌گذاری به حساب آید می‌توان میزان درآمد و مصرف را در آینده، به وجود آورد و منجر به افزایش مهارت‌ها گردد که نوعی سرمایه‌گذاری تلقی می‌شود.

به طور خلاصه، آموزش و پرورش موجب ایجاد خلاقیت‌ها و بروز استعدادها می‌شود و مهارت را بالا می‌برد لذا هزینه در آموزش و پرورش نه یک هزینه مصرفی بلکه سرمایه‌گذاری تلقی می‌گردد و سرمایه‌ انسانی که در اثر سرمایه‌گذاری از طریق آموزش و پرورش حاصل می‌شود، نظیر سرمایه‌های فیزیکی بهره‌وری را افزایش می‌دهد.



سرمایه‌ی ثابت جامعه

بنا به عقیده‌ی آدام اسمیت، نیروهای مکتسب و مفید تمامی اعضای جامعه قسمتی از سرمایه‌ی ثابت جامعه به حساب می‌آیند.

افزایش امکان تولید افراد از طریق آموزش و پرورش نوعی سرمایه‌گذاری محسوب می‌شود که سود سرشاری عاید سرمایه‌گذار می‌کند زیرا بدین طریق به بسیاری از افراد که ممکن است گمنام از این دنیا بروند فرصت داده می‌شود تا استعدادهای نهایی خود را بروز دهند. بنابراین، باارزش‌ترین نوع سرمایه‌گذاری، در راه آموزش و پرورش است.

از نظر اقتصادی، ارزش تربیت یک صنعت‌کار یا مخترع بزرگ، جبران هزینه‌ی آموزش و پرورش یک شهر را می‌کند.



اثرات مثبت نقش آموزش و پرورش در اقتصاد کشور

1- کاهش میزان باروری- فرزند کمتر زندگی بهتر (کاهش هزینه‌های اولیه- ثانویه).

2- کاهش هزینه‌ی بهداشت و درمان.

3- افزایش نرخ سرمایه‌گذاری و پس‌انداز (کم شدن رشد نقدینگی، استفاده از سرمایه‌های اندک در توسعه‌ی اقتصادی).

4- توجه به اقتصاد خانوار.

شومپیتر (پدر کارآفرین) می‌گوید: عامل اساسی توسعه اقتصادی نوآوری است. هرچه نوآوری‌ها بیشتر باشد اقتصاد پویا و کارآمدتر است. نوآوری موتور توسعه اقتصادی است. بنابراین می‌توان ادعا کرد داشتن نیروی انسانی کارآمد و آموزش‌دیده می‌تواند در پیشرفت اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی مثمرثمر باشد و زمینه‌ی رشد و توسعه همه‌جانبه را فراهم کند و آنچه باعث کیفیت سرمایه‌ی انسانی می‌شود ناشی از قدرت تأثیرگذاری آموزش و پرورش است.

-----------------------------------------

 

به نقل از:http://www.edunews.ir/index.php?view&sid=14982



موضوع مطلب : نقش آموزش و پرورش
پنجشنبه ۱۳ آبان ۱۳۸٩ :: ٩:٥۱ ‎ب.ظ ::  نويسنده : مجید

بدون تردید می توان گفت یکی از محورهای اصلی رشد وتوسعه اقتصادی ، آموزش وپرورش است. حتی برخی عقیده دارند که تکامل این بخش است که موجب تکامل سایر بخشها می گردد.

رشد اقتصادی علاوه بر عوامل تولید ( کاروسرمایه) به بهبود کیفیت نیروی کار ، پیشرفت فنی درتکنولوژی ، صرفه جویی های ناشی ازمقیاس، تخصیص مطلوبتر منابع و نهایتا به آموزش وپروش نیز بستگی دارد.

بی شک اجرای برنامه های توسعه نیازمند بکارگیری نیروی آموزش دیده وافراد متخصص وتحصیل کرده است ونیروهای آموزش دیده بوجود جوانان با استعداد وبا توان بستگی داردونقش آموزش وپرورش دراین میان ، کشف این استعداد ها ونیز بارورنمودن آنها است.

آموزش وپرورش ضمن بهره گیری مناسب ازهوش واستعداد افراد انسانی زمینه را برای رشد وتوسعه کشور فراهم می اورد والبته روشن است که آموزش نیروهای متخصص ورزیده ، نیاز به کادر آموزشی مجرب واستادان کارآمد دارد. لذا نظام آموزش می تواند با جذب اساتید ومعلمان لایق وبا کفایت به امر آموزش ، نیروی انسانی مورد نیاز برنامه توسعه بپردازد.

بنا براین آموزش وپرورش باعث شکوفائی استعدادها وارتقاء کیفیت نیروی انسانی می گردد وافزایش کیفیت نیروی انسانی موجب افزایش بهره وری وتسریع رشد اقتصادی می شود.

آموزش وپرورش از با ثبات ترین بخشهای اقتصادی هرجامعه محسوب می شود . درحالیکه سایر بخشهای اقتصادی غالبا با رکود ورونق مواجه می شوند. بنابراین آموزش وپرورش بدلیل برخورداری ازثبات وتعادل بیشتر می تواند درهنگام رکود اقتصادی وبیکاری ، نیروی کار را جذب کرده وبا آموزش وتجهیز نمودن این نیروها ، درهنگام رونق آنها را به جامعه تحویل دهد.

رمز موفقیت انقلاب صنعتی درکشورهای غربی ، درایجاد مراکز تحقیقاتی وپژوهشی است. اکثر دستاوردهای علمی وتکنولوژی ، حاصل کار محققان وپژوهشگران می باشد.

کار تحقیق وپژوهش نیز به عهده دانشگاهها وسایر مراکز تحقیقاتی است . پس درهرصورت آموزش وپرورش است که کادر تحقیقاتی وپژوهشی را آموزش وتحویل این مراکز می دهدوبدلیل نتایج درخشان مراکز تحقیقاتی ، بودجه موسسات تحقیقاتی وپژوهشی دراکثر کشورها رشد فزاینده ای دارد.

سرمایه گذاری درآموزش وپرورش وتربیت نیروی انسانی یک سرمایه گذاری بلندمدت محسوب می شود زیرا از آغاز سرمایه گذاری تا موقع بهره برداری ازآن، زمان زیادی مورد نیاز است ولی سرمایه گذاری درامر آموزش وپرورش بویژه برای جوامع درحال توسعه فوق العاده سودآوراست .

چراکه در رابطه با جنبه های گوناگون وحساس نظیر فرهنگ، ظرفیت تولید، توزیع درآمد ورشد جمعیت نقش مهمی را می تواند درجریان رشد وتوسعه اقتصادی جوامع بازی کند.زیرا در اثر آموزش وپرورش افراد جامعه دارای مهارت وتخصص خاصی می شوند که این امر با بحث ارتقاء بهبود ظرفیت تولید افراد ونیز سبب افزایش توانائی نیروی کار آنها می شود.

به علاوه آموزش وپرورش باعث می شود درآمد افراد بدلیل مهارتها و تخصصهائی که کسب کرده اند درسطح بالاتری قرارگیرد و نتیجتا ازسطح زندگی بهتری برخوردار شوند .

بنابراین قابل درک است که آموزش وپرورش می تواند به عنوان ابزار ووسیله ای مناسب جهت سیاستهای توزیع مجدد درآمدها به کار رود .

یعنی می تواند دررابطه با مسئله ای کمک کننده باشد که معمولا به عنوان یکی از مشکلات جوامع (توزیع ناعادلانه درآمدها) درحال توسعه درمسیر رشد وتوسعه آنها مطرح است. همچنین آموزش وپرورش دراثر ایجاد نظم فکری درافراد سبب افزایش توانائی انتخاب بهتر ، افزایش توانائی ابداع ونوآوری و... می گردد. وبالاخره ازلحاظ روحی سبب تغییر نگرش به زندگی وایجاد ویا افزایش احساس لذت بردن از زندگی و... می شود.

تاثیر آموزش وپرورش ازبعد فرهنگی واجتماعی نیز قابل طرح است. بدین معنا که آموزش وپرورش درجوامع سبب تغییر نگرشهای فرهنگی واجتماعی می شود که این تغییرات به نوبه خود سبب هموارترشدن راه رشد وبه ویژه توسعه اقتصادی خواهد شد.

توضیح بیشتر اینکه، آموزش وپرورش موجب می شود نگرشهای سنتی وخرافاتی جای خودرا به نگرشهای علمی دهند .افراد جامعه به واسطه آموزش وپرورش از نظم فکری وقدرت تجزیه وتحلیل برخوردار می شوند ، ازاین رو کوته بینی های اجتماعی ازبین خواهد رفت ویا برای مثال مسئله رشد جمعیت یکی از موانع ومشکلات اساسی در رشد اقتصادی درکشورهای درحال توسعه است که می بایست کنترل شود .

کنترل جمعیت درکوتاه مدت وبا طراحی سیاستهای تنظیم خانواده وغیره صورت می گیرد وبه علاوه موفقیت این سیاستها به فرهنگ طرز فکر افراد جامعه بستگی دارد .

بنابراین ، مهار رشد جمعیت دربلندمدت آنهم ازطریق تغییر ساختار فرهنگی جوامع امکانپذیر است. بدین معناکه می بایست نگرش افراد جامعه به مسائلی چون رفاه، خانواده وسلامت آن ، نقش والدین درتربیت کودکان و... به آن چنان تغییر کند که نهایتا زندگی بهتر را درداشتن بچه کمتر دریابند وخود معتقد به کنترل جمعیت شوند وبه این امرمهم بپردازند . آموزش وپرورش در تغییر ساختار فرهنگی جوامع بویژه در زمینه مورد بحث نقش بسیار بارزی را می تواند داشته باشد.

بهرحال امروزه حجم سرمایه گذاری درآموزش وپرورش رشد قابل توجهی داشته است ونرخ رشد سرمایه انسانی بیش از نرخ رشد سرمایه فیزیکی ومادی است . حتی امروزه سرمایه گذاری دراین امر نه تنها توسط دولت بلکه توسط خانواده بدلایلی نظیر افزایش بهره وری، افزایش قدرت کسب درآمد بیشتر، آثار مثبت تشخصی واجتماعی و... ، ازافزایش چشمگیری برخوردار است.



موضوع مطلب : نقش آموزش و پرورش
پنجشنبه ۱۳ آبان ۱۳۸٩ :: ٩:٤٥ ‎ب.ظ ::  نويسنده : مجید

آموزش و پرورش نهادى ارزشى محسوب مى‌شود که جامعه‌ از آن انتظار دارد همواره یادگیرى را بهبود ببخشد. مدرسه باید ارزش‌هاى اسلامى را به کودکان، نوجوانان و جوانان آموزش دهد و عشق به یادگیری، همکارى در ارتباطات روزانه، مهارت در کسب دانش و بینش و مهارت‌هاى زندگى و تفکر خلاق را مورد تاکید قرار دهد. پیدا کردن راهکارهایى براى غنى‌سازى فرهنگ آموزش در مدارس و در کلاس‌هاى درس و افزایش میزان تحقق هدف‌هاى آموزش و پرورش، سرمایه‌گذارى مهمى است که باید بدان پرداخت.

 

تقویت آداب و مهارت زندگی، تقویت آموزه‌هاى مربوط به فرهنگ و تمدن اسلام و ایران، پژوهش محورى و سازماندهى امور پژوهشى و کاربست یافته‌هاى ‌پژوهشى و پروژه‌هاى غنى‌سازى فکرى از دیگر رویکردهاى کوتاه‌مدت در سطح آموزش و پرورش مى‌باشد. مدرسه باید فضایى مناسب براى زندگى کردن دانش‌آموزان و لذت بردن از خود و زندگى باشد. دانش‌آموزان باید بتوانند در آینده با هر مقام و مسئولیت و شان اجتماعى به یک زندگى فعال و با نشاط دست یابند.

 

یک معلم باید علاوه بر دانش درسى با کسب مهارت‌هاى حرفه‌اى از جمله روش‌هاى آموزشى و یادگیری، ابزارهاى مفید و فناورى‌هاى جدید نظام ارزشیابى خلاقیت و نوآورى را در دانش‌آموزان رشد دهد و با ارتقاى کیفیت یادگیری، کلاس‌هاى کارآمد و موثر در مدارس افزایش یابد.

 

آزاداندیشى آغاز و اساس خلاقیت است. عصر حاضر به دلیل ویژگى هاى خاص خود عصر خلاقیت و نوآورى است و لذا رهبر معظم انقلاب، سال 87 را سال شکوفایى و نوآورى نامیده‌اند.

 

این نامگذارى بدین معنا نیست که در گذشته هیچ اثرى از خلاقیت و نوآورى نبوده است. زیرا از واپسین روزهاى حیات (عصر سنگ) تا تمدن پیچیده امروزى همواره انسان مرهون خلاقیت و نوآورى است و تمامى کشفیات و نظریه‌هاى علمی، اختراعات و ابداعات و آثار بدیع هنرى و ادبى جلوه‌هایى ا ز خلاقیت است.

 

امروزه بحث در مورد خلاقیت در کشور ما تازگى دارد و این مقوله با رویکردهاى مختلف روانشناسی، زیست‌شناسى و جامعه‌شناسى و ... مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته و آموزش و پرورش نیز باتوجه به نقش موثرش در ایجاد تفکر خلاق و انسان خلاق، نگاهى جامع به این مقوله دارد زیرا معلمان باتوجه به نقش کلیدى خود مى‌توانند خلاقیت را در دانش‌آموزان شکوفا یا پژمرده کنند. یعنى اگر در کلاس فضا و شرایطى ایجاد و تفاوت‌هاى فردى شاگردان در نظر گرفته شود و شیوه‌هاى یاددهى موثر استفاده گردد، حتما زمینه لازم جهت ظهور خلاقیت فراهم مى‌شود و خلاقیت رشد مى‌یابد.

 

در حالى که در سیستم سنتی، آموزش کودکى که در خلقت او خلاقیت لحاظ شده است و سوالات مکرر در خردسالى نشانه این خلاقیت مى‌باشد، به فردى تبدیل مى‌شود که نه تنها سوال ندارد بلکه به طور منفعل فقط مى‌پذیرد زیرا هدف در این نوع آموزش فقط انتقال ساده‌ دانش است و دانش‌آموز در این انتقال هیچ فعالیت موثرى انجام نمى‌دهد و دانش‌آموز خوب کسى است که آنچه را به او مى‌گویند تکرار کند و سوال نکند و فقط اطاعت کند و از هرگونه تفکر خلاقانه به دور باشد.

 

پس حال که برآنیم شیوه‌هاى سنتى را کنار بگذاریم این سوال مطرح است که شیوه‌‌هاى آموزش خلاق در محیط‌هاى آموزشى کدام است و آیا مى‌توان خلاقیت و تفکر را به دانش‌آموزان آموزش داد؟ پس ناچاریم با خلاقیت بیشتر آشنا گردیم.

 

 

 

تعریف خلاقیت:

 

در لغتنامه دهخدا خلاقیت به معناى خلق کردن و به وجود آوردن است و خلاق ، شخصى است که داراى عقاید و ایده‌هاى نو مى‌باشد.

 

اکثر صاحب نظران، خلاقیت را خلق کردن چیزى تازه و نو مى‌دانند که موجب حل مسئله به گونه‌‌اى مناسب و مفید گردد.

 

رشد خلاق در کودکان شامل موارد زیر مى‌باشد:

 

یادگیرى اکتشافى در محیط، تشویق پرسشگری، خیال‌پردازى هدایت شده

 

 

 

روش تدریس خلاق:

 

آغازگری، مهندسى سوال، باور تفاوت‌ها، چگونه فکر کردن ، فعال بودن کلاس

 

 

 

روش خلاق:

 

ارتباط موثر دانش‌آموز در آموزش‌، معناسازى و سمبل‌سازی، تنوع‌بخشی، آموزش از طریق بازی، جدول و مسابقه، طنزپردازی، آموزش از طریق تصویرسازى ذهنى و عینى در کلاس درس، آموزش مشارکتی، آموزش از طریق یادگیرى اکتشافی، درگیر شدن با مسئله، ایجاد و ارتباط بین ذهن و مفهوم،‌ توصیف وضعیت جدید، کارگروهی، انجام آزمایش، طبقه‌بندى و تعمیم یافته‌ها.

 

پس مى‌توان به مسئله جدایى یا فاصله افتادن پژوهش در عمل چیره شد و در نتیجه عملیات پژوهش در جهت بهبود کیفیت تعلیم و تربیت (تدریس) را به خدمت گرفت. پس راهبرد مطلوب و اساسى در حل‌یابى مشکل، ایجاد ‌آشتى میان پژوهش و کلاس درس است.

 

 

 

منابع:

 

- آموزش و پرورش اسلامی، عزتی، ناشر، نشریه نگاه

 

- شیوه‌نامه تشکیل گروه‌هاى آموزشى دوره‌هاى عمومى در سال تحصیلى 86-87

 

- همایش نوآورى‌هاى آموزشى، سال 87

 



موضوع مطلب : نقش آموزش و پرورش
پنجشنبه ٦ آبان ۱۳۸٩ :: ٩:٠٥ ‎ق.ظ ::  نويسنده : مجید

دبیر انجمن روان پزشکــی کودک و نوجوان ایران گفت مطالعات نشان می دهد که، اختلال نقص توجه یا بیش فعالـــی (‪(ADHD‬و کم تمرکزی یکی از شایعترین اختلالات روانپزشکـــی در کـــودکان است. دکتـــــر "مهدی تهــرانـــی دوست" فوق تخصص روان پزشکـــی کودک و نوجوان در حاشیه برپایی سمینار رویکرد شناختی در روان پزشکی کـــودک و نوجوان در گفت و گوی اختصاصی با خبرنگار گروه علمــــی ایرنا با بیان این مطلب افزود: این اختلال روانی تا چهار برابر در پســـرها شایع تر است. وی افزود : رفتارهای مقابله جویانه در دخترها کمتر از پسران است و به عبارتی علامت عمده این بیماری در دختران حواسپرتی است در صورتی که پسرها بیشتر به علت "بیش فعالی" به کلینیک ها ارجاع می‌شوند. دبیر علمی سمینار رویکرد شناختی روانپزشکی کودک و نوجوان یادآور شد:
آنچه در بیش فعالی مورد توجه است ،پرتحرکی و بی‌قراری کودک است به گونه‌ای که این بیش فعالی باعث مزاحمت برای دیگران می‌شود. وی گفت: کــــودکان مبتلا به این اختلال با وجود اینکه از هـــوش خوبی برخوردار هستند در تمرکز مشکل دارند و تکالیف خود را یا به سختی انجام می‌دهند و یا اینکه مدت زمان زیادی را صرف آن می‌کنند.

 

دکتر تهرانی دوست با اشاره به اینکه میزان دقت این کودکان پایین است افزود:کودکانی که دچار اختلال بیش فعالی یا ‪ ADHD‬هستند در مدرسه معمولا برای همسالان و معلمان خود مشکل آفرین هستند.فوق تخصص روان پزشکی کودک و نوجوان یادآورشد: بیش فعالی حدود ‪ ۵‬تا‪۷ ‬ درصد کودکان در سنین مدرسه را در برمی‌گیرد اما شدت آن در کودکان مختلف متفاوت است. وی با بیان اینکه بیش فعالی،جمعیت زیادی از کودکان و حتی نوجوانان را در برمی‌گیرد تصریح کرد: این اختلال در حال حاضر یک مساله مهم بهداشت روانی جامعه محسوب می‌شود. فوق تخصص روانپزشکی کودک و نوجوان اضافه کرد: این بیماری با زندگی کودک در خانواده ،مدرسه و اجتماع تداخل می‌کند به طوریکه ناتوانی‌های کودک می‌تواند حتی تا سنین بلوغ تداوم یابد. وی با بیان اینکه بیشتر کودکان مبتلا به بیش فعالی نشانه‌های رفتار پرخاشگری و نافرمانی را از خود نشان می‌دهند افزود:اهمیت درمان کودکان مبتلا به این اختلال با بالاتر بودن خطر بزهکاری در این کودکان بارزتر می‌شود. وی اضافه کرد:درمان دارویی در کنار آموزش ،مشاوره‌های روانشناسی و آگاهی رساندن به والدین بهترین و موثرترین راهکار درمانی کودکان مبتلا به اختلال روانی بیش فعالی یا عدم تمرکز است.

 

دکتر تهرانی دوست یادآور شد:کودکان مبتلا به اختلال بیش فعالی از صبر و تحمل کمی برخوردار هستند و به همین دلیل در امتحانات تحمل پاسخ دادن به سوالات را ندارند و دچار افت تحصیلی می‌شوند. وی گفت:در مدرسه کودکان مبتلا به این اختلال قادر به انجام تکالیف نبوده و نیازمند توجه بیشتری از سوی معلمان و والدین می‌باشند. دبیر انجمن روانپزشکی کودکان و نوجوانان اظهار داشت:تشخیص بیش فعالی یک تشخیص بالینی است و مصاحبه با والدین اولین قدم در فرایند ارزیابی این بیماری است. وی افزود:بسیاری از والدین که کودکان آنها مبتلا به اختلال بیش فعالی هستند با در نظر گرفتن اینکه عدم توجه و تمرکز کودک و فعالیت زیاد آنها ناشی از شیطنت کودکانه است و نیازی به درمان ندارد،از مشاروه با روانپزشک خودداری می‌کنند. وی افزود:این درحالی است که اگر این اختلال مورد توجه قرار نگیرد و در جهت درمان کودکان مبتلا به این اختلال توجهی نشود مشکلات تحصیلی و اجتماعی برای آنها به وجود خواهد آمد.

 

پزشکان بدون مرز



موضوع مطلب : تربیتی
پنجشنبه ٦ اسفند ۱۳۸۸ :: ۱٠:٢۸ ‎ب.ظ ::  نويسنده : مجید

 برای مطالعه درباره آموزش و پرورش در ایران باستان در درجه اول روایات و گزارشهای مورخان یونانی،اسناد مصریان و بابلیان سودمند به نظر می رسد.چون از خود شاهان هخامنشی سند و اسنادی از این دست باقی نمانده و از خلال کتیبه ها نیز در زمینه این موضوع چیزی عاید پژوهشگران نمی شود،لذا باتوجه به اصول کلی متدوال در نزد آریایی ها و اقوام و ملل آریایی می توان تصویر متعارفی از نظام تعلیم و تربیت در ایران عصر هخامنشی دست یافت.کتیبه ها و الواح عصر هخامنشی و آثار باستانی مانند کاخ ها و سایر بناها طبعا راه گشا در این زمینه هستند،ولی به نحوی که در شیوه های پژوهشی علمی متداول است،پاسخگو نیستند.سابقه بس کهن تمدن ایران بیانگر حاکمیت تشکیلات آموزشی بر جوامع ایران قدیم بوده است که به کمک آن می توان فرزندان خود را به فراگرفتن علوم و فنون وادار نمایند.تحولات سیاسی،نظامی و فرهنگی گسترده ای که در طول تاریخ ایران باستان روی داده است،طبعا بر نظام آموزش و پرورش تاثیر داشته و تغییرات قابل ملاحظه ای را در سازمانهای علمی و تربیتی ایران باستان موجب شده است.

پژوهشگران، ایرانیان باستان را از علاقه مند ترینمردم جهان قدیم به قانون و رعایت آن می دانند.قوانین در کوچکترین بنیادهای اجتماعی ایران باستان به اجرا در می آمده است.

نظام خانواده در عهد قدیم ایران آنگونه که از خلال منابع تاریخی و فرهنگی ایرانیان استنباط می شود،خود تابع ضوابط و قوانین بسیار محکم و قاطعی بوده است که برای فرد فرد افراد خانواده تکلیفی معین کرده و همه ملزم به اجرای آن بوده اند.

آدلف راپ ایران شناس معروف در این باره می گوید:"آنچه در تاریخ ایران پیش از هر چیز جلب توجه می کند و روح معنوی ایرانیان را در زندگی اجتماعی آنان مجسم می کند،شیوه تعلیم و تربیت آنان بوده است-این تعلیم و تربیت از بدو طفولیت در روحیه جوانان ایرانی منشا احساسات و عواطف سودمند و نیکی شده،آنان را در هر کار به مسیر راستی و ترقی راهنمایی می کرده است و به گونه ای تحسین برانگیز قوای جسمانی و روحی آنان را آماده کار و پذیرش سختی ها ساخته که در سایه آن ایرانیان پیوسته می توانستند جامعه صحیح و سالمی داشته باشند.

خوی سلحشوری و دشمن ستیزی ایرانیان نمونه بارزی از بازدهی این چنین شیوه ای در امر آموزش و پرورش ایرانیان بوده است.تاثیر گذاری شیوه های تربیتیاقوام و ملل دیگر بر ایرانیان قابل انکار نیست،ولی ویژگیهای نظام تربیتی ایرانیان پیوسته خدشه ناپذیر مانده است.بی تردید ملاک پژوهش درباره نظام آموزش و پرورش در هر تمدنی، اطلاعات درباره اوضاع جغرافیایی ، اقلیمی،اقتصادی و فرهنگی آن تمدن و سرزمین است.از دیگر شرایط لازم برای انجام چنین پژوهشی داشتن آگاهی درستی درباره نظام حکومتی،سازمانهای اجتماعی و شیوه تولید در یک جامعه است.هرکدام از دو واژه مورد تعریفی"آموزش"و"پرورش"مفاهیم و قلمروگسترده ای در تاریخ علوم انسانی دارند.با بهره گیری از مطالبی در خلال منابع فرهنگی و اجتماعی ایران باستان مانند اندرز نامه ها،کارنامه هاومانند آن می توان به اهمیت این دو اصل مهم و شیوه ها و توصیه های اندیشمندان،آموزگاران در تحقق هدف آموزش و پرورش راحتر پی برد.آریایی ها در بدو ورودشان به ایران دو نشانه مشخص داشتند و درتاریخ تاکنون به نام آنها ثبت شده است یکی اسب و دیگری فلز. در نزد آریایی ها سوارکاری و تیراندازی بدیهی ترین هنری بود که آنان به فرزندان خود می آموختند.این ویژگی به مادها نیز به ارث رسید و به دنبال آنها به هخامنشیان و سایر سلسله های ایرانی پیش از اسلام.مادها از شیوه های جنگیدن و فنون رزمی سکایی نیز بهره وافری داشتند. یونانیان گزارش کرده اند که پارسیان(هخامنشیان) از آغاز سنین نوجوانی،نظم،بی باکی و شهامت را می آموختند و می اندوختند.

ایرانیان قدیم پیوسته از خدایانشان فرزندان سالم آرزو می کردند که هوشیار،وظیفه شناس، وطن پرست و راستین باشند.

گزنفون مورخ یونانی که در اثر خود به نام "کوروپدی"،"سیروپدی" درباره تعلیم و تربیت کوروش سخن گفته است،روایت می کندکه" کوروش بر اساس شیوه زندگی و اخلاق پارسیان پرورش یافته است.این شیوه به سود همه مردم پیش بینی شده بودند.در حالی که در بسیاری از سرزمینها،تربیت خیلی جدی تلقی نمیشد،پارسیان لحظه ای از تربیت فرزندانشان غفلت نمی کردند"

گزنفون بر این باور است که عادات و آداب و سنن و قوانین تربیتی پارسیان بسیار سخت گیرانه بوده و فرزندان را از همان اوان کودکی از ارتکاب اعمال خلاف بر حذر می داشتند.

پارسیان برای تربیت نوجوانان خود مکانی به نام"الوتیرا-Eleuthra " که از نظر لغوی به معنای "خانه اشراف،نجبا و آزادگان" است داشته و این مکان در جوار کاخ شاهی و نزدیک بناهای دولتی قرار دارد. "الویترا" به معنای "خانه آزاد" نیز آمده است.

افلاطون گفته است که تربیت کودکان مادی وپارسی،یا به سخن دیگر کودکان درباری،وظیفه دانایان و روشن اندیشان،معلمان دربار و بانوان درباری بود که ویژه این کار در نظر گرفته شده اند.



موضوع مطلب : آموزش و پرورش
صفحات سایت
RSS Feed