آموزش ابتدایی

تحول نو در رشد ابتدایی
نویسنده: مجید - دوشنبه ٢٦ امرداد ۱۳۸۸

چکیده

 

درس ریاضی در مدارس ابتدایی برای برخی از دانش آموزان درس مشکل‌آفرین شده است تا جایی که دانش آموزان نسبت به حل مسایل به دیگران تکیه می کنند . که تکرار این کار برای این عده از دانش آموزان باعث عدم علاقه ، عدم انجام تکالیف درست ، اضطراب عدم اعتماد به نفس و ... در برخی از دانش آموزان شده که بعد از بررسی مسایل فوق به نتیجه رسیدم که کلاس درس ، نحوه‌ی تفهیم مسایل ، روش تدریس و امکانات و وسایل لازم برای تدریس باید طوری باشد که دیدگاه های مثبتی در نظر دانش آموزان ایجاد کند و دانش آموزان با اعتماد به نفس بالاتر ، علاقه ، انجام تکالیف به موقع و از همه مهم‌تر کاربرد ریاضی در زندگی روزمره کمک کند .

 

 

 

مقدمه

 

چرا اسم این علم را ریاضی گذاشته اند ؟

 

ریاضیات به معنی علمی است که با ریاضیت به آن می رسند . در حالی که خود ریاضیات اصلاً به معنای ریاضیت کشیدن نیست ریاضیات علم نظم است و موضوع آن یافتن توصیف هر درک نظمی است که در وضعیت‌های ظاهراً پیچیده نهفته است و ابزارهای اصولی این مفاهیمی هستند که ما را قادر می سازند تا این نظم را توصیف کنیم . علم ریاضی قانون مند کردن تجربیات طبیعی که در گیاهان و بقیه مخلوقات مشاهده می کنیم علوم ریاضیات این تجربیات را دسته بندی و قانون مند کرده و همچنین توسعه می دهند.

 

ریاضیات بزرگترین میراث بشریت می باشند ، و ایجاد و ابداع آن صرفنظر از قواعد علمی و موارد استعمار از نظمی فکری همانند ادبیات و موسیقی که از مهمترین افتخارات آدمی است در جامعه امروزی به هر شاخه‌ای از علوم که بنگریم به طور مستقیم یا غیر مستقیم تأثیر و دخالت ریاضی را می بینیم و کمترین تأثیری که می توان داشته باشد ایجاد نظم افراد است . این شاخه از علوم نیز همانند تعلیم احتیاج به یادگیری مفاهیم ابتدایی و پایین دارد . امروزه اگر علمی را نتوان به زبان ریاضی بیان کرد علم نمی باشد . و این علم چه از لحاظ اقتصادی و اخلاقی حق علوم فراگیران می باشد پس به نظر می رسد با یهره‌مندی از امکانات و به کار بستن شیوه‌های مناسب آموزش توسط آموزگاران و با روش‌های متنوع و جذاب کودکان را به ارزش و اهمیت این درس علاقمند و مطلع نمود .

 

بیان مسئله

 

از زمانی که دانش آموز بوده ام و معنی کتابهای درسی و درس خواندن را فهمیده‌ام در اکثر پایه‌ها و حتی در دوره‌ راهنمایی و ... می دیدم که وقتی کسی به بازدید کلاس هایمان می آمد بیشتر و یا به راحتی می توانم بگویم حتماً از درس ریاضی ارزشیابی می کرد و معلم‌ها نیز وقتی پیشرفت تحصیلی را اندازه گیری می کردند . بیشتر روی درس ریاضی تأکید می کردند و من با وجود اینکه در دوران تحصیلم خیلی به این درس علاقه داشتم ولی همیشه در انجام تکالیف این درس و در موقع امتحان دادن ( جواب ) اشتباهات جزئی داشتم و باعث می شد که نمره‌ام را پایین بیاید و این را نتیجه اهمیتی می دیدم که به این درس می دادند . و باعث به وجود آمدن اضطراب در وجودمان می شد . هنگامی که شغل معلمی را برگزیدم احساس کردم این مشکل فقط مشکل من است . ولی در طی این چند سالی که خدمت کرده ام بطور واضح این مشکل را هر سال در دانش آموزان خودم مشاهده کرده و می کنم و این سؤال برایم پیش می آمد که این مشکل در دروس اجتماعی ، علوم و ... پیش نمی آید یا خیلی کمتر است و دانش آموزان بدون دلهره و اضطرابی و با اعتماد به نفس کامل سعی در جواب دادن یا حل آنها دارند . اما درس ریاضی درسی دلهره‌آور و اضطرابی بوده و در همین راستا چند سؤال به ذهنم خطور کرد ؟

 

الف : چرا بعضی از دانش آموزان در مورد حل مسایل ریاضی اعتماد به نفس کافی ندارند و اضطراب دارند ؟

 

ب: چرا بیشتر دانش آموزان درس ریاضی را نمی توانند به راحتی در موقعیتهای مشابه زندگی به کار ببرند ؟

 

ج : چرا بیشتر دانش آموزان به انجام تکالیف ریاضی علاقه‌ای ندارند و انجام این تکالیف حالت اجبار را به خود گرفته است ؟

 

چگونه اعتماد به نفس دانش‌آموزان را تقویت کنیم ؟

 

کارهایی را که معلم باید در این راستا انجام دهد:

 

تشویق دانش‌آموزان به کارکردن و فکر کردن به طور مستقل راهی برای پیشرفت و رشد مهارتهای حل مسئله و موفقیت در انجام تمرینات و امتحانات است .

 

تقریباً تمام معلم‌ها دانش‌آموزانی دارند که می‌توانند مسائل ریاضی را به خوبی در کلاس حل کنند . اما در ارزشیابی‌‌های رسمی نمی‌توانند همه فهم و درک خود را نشان بدهند . بعضی ها در سر امتحان مشکل‌شان مشخص می‌شود  بعضی‌ها تا سئوال را می‌بینند دستشان را بالا می‌گیرند تا سئوال کنند و کسی کمکشان کند و بعضی‌ها توضیحات نامفهومی می‌نویسند که کوچکترین نشانی از معلوماتشان ندارد . خبر خوش اینکه !

 

با چند تکنیک ساده می‌توانیم سطح اعتماد به نفس بچه‌ها را بالا ببریم ، عادت به انجام دادن کارهای مستقل آنها را افزایش بدهیم و به دانش‌آموزان‌مان کمک کنیم مهارتهای ارتباطی‌شان را برای روز امتحان زندگی آینده‌شان بهتر کنند .

 

« در کلاس محیطی حمایت کننده به وجود بیاوریم »

 

برای ایجاد اعتماد به نفس ریاضی در بچه‌ها سعی کنیم جو کلاس به جای رقابتی ، حمایتی باشد . که بهترین راهش این است از بچه‌ها بخواهیم در گروههای کوچک و با هم کار کنند ولی با استراتژی‌های متفاوت . مثلاً در هر گروه یک دانش‌آموز می‌تواند از مکعب‌های بازی استفاده کند ، یکی دیگر نمودار بکشد ، دیگری از محاسبات استفاده کند و نفر دیگر تمام مراحل را بنویسد نه اینکه در عین حال بچه‌ها را تشویق کنیم به طور منظم از همدیگر کمک و راهنمایی بگیرند و مدام منتظر ما باشند تا کمک‌شان کنیم این جمله را در کلاس مد کنیم که قبل از اینکه از معلم بپرسید از سه نفر دیگر بپرس ! این جمله ساده را به دانش‌آموزان یادآوری کنیم که آنها دانش‌ لازم برای کمک کردن به هم را دارند و به آنها می گوید بچه – و نه فقط معلم‌ها می توانند درست جواب بدهند و بالاتر از این در کلاس ( جو اعتماد – همکاری – مشارکت ) به وجود می‌آید و استقلال دانش‌آموزان را تشویق می‌کند .

 

بیشتر کردن آگاهی دانش‌آموزان از خودشان به عنوان یادگیرندها توانایی در جهت موفقیت در امتحان است  . این کار را با در دسترس قرار دادن تمام منابع درسی شروع کنیم . به بچه‌ها یاد بدهیم که ابزارها ( لغت‌نامه‌ها ماشین حساب ، وسایل کمک درسی
و ...) به همه تعلق دارد و باید در زمان لازم مصرف شوند . به این ترتیب به بچه‌ها اجازه می‌دهیم بفهمند که ما مطمئنیم آنها می توانند مسائل را حل کنند و منابع مورد نیازشان را فراهم بیاورند .

 

به بچه‌ها یا بدهیم دوری کردن از آنچه قبلاً می‌دانسته‌اند مثلاً به آنها نشان بدهیم چطور با استفاده از کتاب درسی به دالان حافظه‌شان سفر کنند این کار به خصوص وقتی با موضوع درسی جدیدی دست به گریبانند ، مفید واقع می‌‌شود . فعلاً اگر تفریق اعداد بزرگ ایجاد مشکل کرده است از بچه‌ها بخواهیم صفحاتی را پیدا کنند که برای اولین بار تفریق دو رقمی در آنجا تدریس شده است . ما می خواهیم بچه‌ها را تشویق کنیم که به تدریج به عقب برگشتن را خودشان انجام دهند این عمل بچه ها را به موفقیت‌های گذشته‌شان در یادگرفتن می‌اندازد و معلومات گذشته و جدید را به نحوی به هم وصل می‌کند ، تفکر روشن و واضح را به بار می‌آورد .

 

وقتی مسائل را حل می‌کند به بچه‌ها جرات بدهیم تا ایده‌هایشان را به روشنی اول شفاهی و بعد کتبی بیان کنند . این فعالیت مهمی است و کمک می کند مهارتهای تفکر بحرانی دانش‌آموزان گسترش پیدا کند . علاوه بر این آنها کم‌کم زبان و ساختار سئوالات را تشخیص می دهند و با آنچه موفقیت آنها را می‌رساند آشنا می‌شوند . این رویه را قدم به قدم باید امتحان کنیم .

 

قدم اول : فکر کنند

 

از بچه ها بخواهیم در سکوت به راهی که برای مسایل دارند فکر کنند بعد استراتژی‌هایشان را برای پیدا کردن راه‌حل در گروه به بحث بگذارند . از آنها بخواهیم از اعداد در استراتژی‌هایشان استفاده نکنند  این کار باعث می‌شود به جای حل یک مسئله ریاضی روی فرایند حل مسئله تمرکز کنند .

 

قدم دوم بنویسند

 

بعد از انجام قدم اول از بچه‌ها بخواهیم به طور انفرادی با توضیح دادن مراحل کارشان شرحی درباره درستی جوابشان بنویسند . مطمئن شویم که بچه ها می‌فهمند . از آنها بخواهیم که به محاسباتی که انجام داده‌اند رجوع کنند .

 

 




نویسنده: مجید - دوشنبه ٢٦ امرداد ۱۳۸۸

رسانه آموزشی ترجمهinstruction media

 است که در لغت به واسطه ، وسیله ، ماده وسط ، رابط دو چیز ، حد فاصل و بالاخره وسیله نقل و انتقا ل تعریف شده است . تمام این معانی با آنچه اصطلا حا رسانه آموزشی نامیده می شود مطابقت دارد . «رسانه آموزشی ابزاری برای ارائه آموزش به فراگیر وطبیعتاجزیی از فریند آموزش و تکنولوژی است ، نه تمام آن .»

 

 

مثال : فراگیر را به عنوان مصرف کننده ، و آموزش را کالای مصرفی بدانید. رسانه همان وسیله ای است که کالا را از محل تولید یا توزیع به دست مصرف کننده می رساند. رسانه ، وسیله ا نتقال و ارائه کالا به مصرف کننده یا آموزش به فراگیر است . پس رسانه آموزشی وسیله یا عاملی است که آموزش از طریق آن به فراگیر ارائه می شود .

 

 

          در کلاس درس عامل اصلی آموزش معلم است، رسانه آموزشی همان معلم است،ویا اگر فراگیر تمام مطا لب را از تلویزیون دریافت کند ، در این صورت رسانه آموزشی تلویزیون است.

 

 

 

 از زمانی که آموزش شروع شده است  رسانه ها نیز وجود داشته است و یکی ازاولین رسانه ها معلم بوده است .  رسانه های آموزشی برای برقراری ارتباط موثر در تدریس درکلا س که بصورت گروهی انجام می گیردلازم و ضروری بشمار می آیند .

 

 

در حال حاضر رسانه های آموزشی جزئی تفکیک ناپذیر از فرایند آموزش یادگیری هستند . رسانه های آموزشی دیگر، وسایل و موادی در حمایت از آموزش نیستند . بلکه رسانه ها خود نیز داده های آموزشی می باشند . بنابراین : «رسانه آموزشی به کلیه امکاناتی اطلاق می شود که می توانند شرایطی را در کلاس به وجود آورند که تحت آن شرایط شاگردان قادرند ، اطلاعات ، رفتار و مهارت های جدیدی را با درک کامل به دست آورند .»

 

 

          تجارب متعد د نشان داده است که استفاده از رسانه ها در میزان یادگیری شاگردان اثر می گذارد و از طرف دیگر از طول زمان لازم برای آموزش می کاهد .

 

 

 

وسایل آموزشی

 

 

 

اصطلاح وسایل آموزشی یا وسایل کمک آموزشی اغلب ا شتباها مترادف رسانه های آموزشی بکار برده می شود.  این وسایل کلیه ادوات وا شیائی است که درکنار رسانه های آموزشی برای تفهیم بهتر یا بیشتر موضوع برای فرا گیران بکارمی روند .

 

 

          مثال(1): استفاده از نقشه برای تفهیم بهتر جغرافیا توسط معلم در کلاس د رس .در ابن مثال : رسانه آموزشی ، معلم ووسیله کمک آموزشی، نقشه است.

 

 

 

مثال (2 ): چنا نچه در برنامه آموزشی تلویزیونی ، تخته و گچ هم استفاده شود : در این مثال رسانه آموزشی : تلویزیون و وسیله کمک آموزشی ، تخته و گچ است.

 

 

پس : رسانه آموزشی به عوامل ، وسا یل یا ابزاری گفته می شود که کل محتوای آموزش را به فراگیران منتقل می کند . در حالی که وسایل کمک آموزشی شامل ا شیا ، وسایل و ا بزاری است که تنها در بخش آموزش از آنها استفاده می شود .

 

 

 

دلایل کاربرد مواد و وسایل کمک آموزشی:

 

انتخاب وکاربرد صحیح وسایل کمک آموزشی می تواند نقش مهمی درفعالیتهای یادگیری داشته باشد. اما گاهی این سوال پیش می آید که چرا باید از وسایل کمک آموزشی استفاده کرد ؟

 

 

پاسخ :

 

·        معضلات و مشکلات آموزشی

 

 

 

·       

نقش حواس در یاد گیری

 

·       

نقش مواد و وسایل آموزشی در تدریس و یادگیری

 

 

 

نقش حواس در یاد گیری 

 

 

علت دیگر استفاده ازوسایل کمک آموزشی نقشی است که حواس مختلف در یادگیری دارا هستند . حواس مختلف نقش واحدی در یادگیری دارا نیستند .

 

 

 

     75% یادگیری از طریق کاربرد    حس بینائی صورت می گیرد .

 

    

13%    یادگیری از طریق کاربرد  حس شنوائی صورت می گیرد .

 

 

     6%   یادگیری از طریق کاربرد    حس لامسه صورت می گیرد .

 

 

     3%    یادگیری از طریق کاربرد   حس بویائی صورت می گیرد .

 

 

 

     3%    یادگیری از طریق کاربرد   حس چشائی صورت می گیرد .    

 

 

          قسمت اعظم یادگیری در انسان از طریق حس بینائی است .   12% مجموع حواس بویائی – چشائی –لامسه است ، با این حال هنوز معلمان برکاربری 13% حس شنوائی تاکید میکنند . تحقیقات نشان می دهد تقریبا 60% از وقت فراگیران در مدارس ابتدائی و 90% در مدارس متوسطه و دانشگاهها صرف گوش دادن می شود .

 

 

اصول انتخاب رسانه های آموزشی :

 

 

 

براون ، لوایزر و هارکلرود در سال 1995 به طور خلاصه چند اصل عمومی را برای راهنمائی در انتخاب و استفا ده از رسانه های  معرفی کرده اند:

 

 

     هیچ رسانه ، رویه یا تجربه خا صی نمی تواند به تنهائی برای یادگیری بهترین باشد.

 

 

 

     در موقع انتخاب رسانه با یستی اطمینان یافت که  رسانه منتخب، با اهداف رفتاری آموزشی هماهنگی دارد .

 

     بخاطر داشته باشید که استفاده موثر از یک رسانه در امر آموزش یک موضوع خاص، مستلزم شناخت کافی آن رسانه و دا شتن مهارت لازم برای آن کارمی باشد . 

 

 

موقع انتخاب رسانه های آموزشی، رسانه ا نتخابی با روش تدریس مورد استفاده نیز باید متناسب باشد.

 

 

 

تمایلات و علاقمند یهای شخصی نباید در انتخاب رسانه آموزشی اثرگذارد .

 

 

«باید آگاه با شیم که یک رسانه عالی برای یک هدف رفتاری تدریس ، نمی تواند برای اهداف دیگر نیز عالی باشد . و یک رسانه عالی ممکن است در محیط آموزشی ضعیف خوب نتیجه ندهد .»

 

 اطمینان داشته باشید که تجارب، تمایلات ، توانمندی و شیوه یادگیری فراگیران ممکن است روی نتایج به کارگیری رسانه تاثیر داشته باشد .ازآنجا که رسانه ها بود نشان یعنی ا نتقال محتوای آموزشی از فرستنده به گیرنده  با هم تفاوتی ندارند ، باید ساده ترین و ارزانترین آنها رابرای هر آموزش انتخاب کرد . گاهی خصوصیات فراگیران ، نوع خاصی از رسانه را طلب می کند . و بهمین دلیل میبایست درانتخاب رسانه به گرایش فراگیران به رسانه مورد نظرشان و برداشت آنها از نظر میزان یادگیری از طریق آن رسانه توجه داشت. در انتخاب رسانه باید به نکات ضعف و قوت رسانه نیز توجه داشت .

 

 

اصول انتخاب رسانه

 

 

 

     انتخاب ساده ترین ، ارزانترین رسانه برای هر آموزش یک اصل کلی است  .

 

 

     رسانه با توجه به خصوصیات ویژه گروه هدف و براساس حیطه های رفتاری – دانشی و نگرشی انتخاب گردند.

 

     رسانه با توجه به ویژگی های خاص فراگیران انتخاب گردد .(مانند: استفاده از تصاویر برای بیسوادان ) 

 

 

 

      به گرایش گروه هدف به رسانه مورد نظر توجه شود.

 

 

گاهی مسائل اقتصادی ، اجتماعی ، فرهنگی وغیره نوع رسانه را نیزتعیین می کنند. رادیو رسانه ای است مناسب برای پوشش دادن آموزش به گروه هد ف وسیع می باشد که امکانات مالی برای تا مین آموزش از طریق مربی وجود ندارد . راد یو رسانه ای مناسب برای پوشش دادن آموزش به گروه هدف وسیع می باشد که امکانات مالی برای تا مین آموزش از طریق مربی وجود ندارد .

 

 

 

 «یک تکنولوژیست آموزشی باید : با توجه به حقایق ، نیازها ، اهداف ارا ئه شده بهترین- با صرفه ترین و کارآمدترین رسانه را انتخاب و پیشنهاد کند.»

 

 

جذابیت ، زیبائی ، تازگی و حتی شایع شدن یک رسانه در سایر کشورها ، نباید توجیهی برای استفاده از آن در کشور باشد جذابیت رسانه های جدید برای فراگیرانی که اولین بار با آن روبرو می شوند امر دائمی و پایدار نیست و این جذابیت به مرور زمان ( حدود 8 هفته ) از بین می رود .پس :« روی جدید و نو بودن رسانه نباید بیش از ا ندازه تمرکز شود .»

 

رسانه و کانال ارتباطی

 

 

 

در طول طراحی پیام ، تعیین کانالهای ارتباطی و رسانه ها که بیشترین اثر بخشی را در گروه هدف دارند ، ضروری است .

 

 

 

کانالهای ارتباطی :

 

 

 

همان روشهائی هستند که برای رسیدن به گروه هدف استفاده می شوند مثل : روشهای ارتباط بین فردی  ( مشاوره ) – رسانه ها 

 

 

 

رسانه های ارتباطی :      

 

 

 مواد آموزشی هستند که برای رسیدن به گروه هدف استفاده می شوند .مثل ( پمفلت ، بروشور و...) گاهی اوقات : رسانه و کانال یکی هستند مثل رادیوی محلی .

 

 

راههای دستیابی به گروه هدف شامل :

 

 

 

1-از طریق روشهای ارتباط بین فردی که شامل: مشاوره فردی و مشاوره گروهی می باشد.اختصاص خط تلفن و آموزش زوجین نیزاز این نوعند .

 

 

2- رسانه های کوچک : مانند : فیلیپ چارت ، بروشور ،اسلاید، پوستر، نوار ویدیوئی ونوار کاست

 

 

 

3- رسانه های جمعی: رادیو، تلویزیون، فیلم ،مجله، روزنامه، تئاتر، موسیقی، رسانه سنتی .

 

4- مهارت آموزی                   

 

 

 

 5- حوادث خاص ( بازیهای المپیک- روزجهانی ایدز - تعطیلات )

 

 

« موثرترین راه دستیابی به گروه هدف استفاده تلفیقی از چندین رسانه است زیرا هریک اثر یکدیگر را تقویت می کنند .»

 

خلاصه :

 

 

 

طوفان افکار داشته باشید برای : - بهترین راه انتقال پیام - انتخاب یکی از راههای دستیابی به گروه هدف بارش افکار داشته باشید . برای پیدا کردن یک هنرمند ( هنرپیشه ) گرافیست –نویسنده – عکاس و تولید کننده  جستجو کنید تا ایده های موجود را به موقعیت های واقعی تبدیل کند - از اعضای گروه در باره رنگ ، اندازه و احساسات هیجا نی و عاطفی آنها سئوال کنید .  از جدا ول راهنما برای انتخاب موا د آموزشی مناسب انتخاب و توالی  محتوای آ موزشی استفاده کنید .

 

 

محتوای آموزشی :

 

 

 دانش، نگرش، مهارت ، نسبت به موضوعاتی است که بصورت جزئی و مشخص ا زعناوین آموزشی بدست آ مده و سبب رسیدن به اهداف آ موزشی می شوند.  برای تهیه محتوای آ موزشی0از منابع مختلف می توان استفاده نمود مانند: تجارب شخصی فردوسایرین، ازموا د آ موزشی نوشته شده در ارتباط با موضوع ( کتب – مجلات – گزارشات و ....) .

 

 

دو معیار برای انتخاب محتوای آموزشی:

 

 

 

1-از معیارهای مستنداستفاده کنیم ، مانند کتب درسی – مقالات – مدارک جد ید و گزارشات ) که می بایست از صحت آنها مطمئن بود ،معتبر با شند ومنابع متعددرا نیز مرور کنید. 

 

2- معیارهای شغلی : محتوای آ موزشی کارکنان مستقیما درارتباط با اجرای وظایف حرفه ای آنان باشد .
کیفیت محتوای آموزشی برای ارتقای فعالیتهای شغلی بسیار مهم است زیرا بدون دا نش مورد نیاز و مهارت شغلی وظایف خود را بخوبی انجام نخواهند دا د .

 

 

 

اهمیت معیار شغلی :

 

در انتخاب محتوای آموزشی برای کارشناسان توجه خاص نمود زیرا آ موزش دهندگان ، برنامه آموزشی خود را از این نقطه ( محتوای آ موزشی ) آغاز میکنند ، بنابراین دقت درانتخاب هدف آ موزشی موجب دقیق ترشدن محتوا می شود و با این کار مسئولیت آموزش دهندگان سا ده تر وا زحد س وگمان جلوگیری خواهد شد .

 

مفهوم توالی و یا سازماندهی محتوای آموزشی چیست ؟

 

 

 

 تعیین توالی برای آ ن است که بتوان روند یادگیری را به گونه ای هدایت نمود که بیشترین یادگیری در کوتاهترین زمان امکان یابد .

 

 

یادگیری : فرایندی است که در نهایت باید منجر به تغییر رفتار شود و این تغییر بتدریج ایجاد خواهد شد .

 

 

دستورالعمل اجرای کار:

 

     ابتدا گروه هدف را مشخص کنید .

 

 

     سپس بر اساس نوع شغل آنان و مطالبی که باید یاد بگیرند . محتوی، انتخاب و توالی را بشکل زیر در سه عنوان رعایت نمائید :

 

     باید بداند (MUST

)

 

 

     مفید (خوب ) است بدا ند (shold usefull

)

 

     عالی یا خیلی خوب است بداند (could nice

)

 

 

MUST

 

 

مهارت ، دانش و یا نگرشی است که آموزش گیرنده برای انجام وظایف اصلی خود به آ نها نیاز دا رد و معمولا به صورت چه ؟ ( WHAT ) و چگونه ؟ (HOW

) عنوان می شود.

 

 

Should- useful

 

مهارت دانش و یا نگرشی است که مرتبط با زمینه  کلی شغل می باشد. به عنوان یک دستورالعمل ضروری نیست ولی مفید( خوب )  است که فراگیر بداند .

 

 

 

Could – nice

 

مهارت دانش و نگرشی است که مرتبط با زمینه کلی شغل است . اما دا نستن یاانجام آن مستقیما برای انجام این کارضروری نیست . اما جالب است یا خیلی خوب است که فراگیر بداند . ممکن است آ نچه برای شغلی must  باشد برای حرفه ای دیگر could

 با شد .

 

 

 

راهنمای تهیه محتوای رسانه

 

 

باید بصورت مختصر و سریع ا ولویت بندی محتوای آموزشی را انجام داد . راهکار اساسی : انجام بحث گروهی با اعضای گروه هدف گروه هدف چه محتوا ؟ و چه مواد آموزشی را دریافت خواهد کرد ؟ تصمیم بگیرید مواد آموزشی موجود را دوباره استفاده می کنید یا مواد آموزشی اضافی نیاز دارید؟

 

 

 

سئوالات راهنمائی که می توان از گروه هدف پرسید :

 

 

     نظرتان در باره محتوای رسانه و هدف آن ( قصد انتقا ل مطلب ) چیست ؟

 

 

     آیا پیامها نظر شما را جلب نموده است ؟

 

    

آیا آنچه در باره موضوع می خواستید بدانید به شما گفته شده است ؟

 

 

     آیا فکر می کنید کسانی را که می شناسید نیز مطالب را مناسب دانسته اند ؟

 

 

     اگر بنظر شما محتوا مناسب نیست چگونه باشد بهتر است؟ و آیا مطالب شما را خسته و د لزده کرده است ؟

 

 

 

بعد از جمع بندی پا سخها :

 

 

تصمیم بگیرید آیا مواد آموزشی و محتوای قبلی و موجود را تغییر دهید یا نه ؟ پس این سئوالا ت را از خود بپرسید : مواد آموزشی چگونه مورد استفاده قرار می گیرد ؟واکنش گروه هد ف نسبت به آ نها چیست؟

 

 

 

 آیا مجوز تغییر دادن یا استفا ده از این مواد آموزشی را دارید ؟   چگونه می توانید محتوای جد ید را جا یگزین محتوای موجود کنید ؟

 

 

رهنمودهائی برای طراحی محتوای رسانه:

 

 

 

     مشخص کنید که اگر تغییر رفتار دهند چه فوایدی عا یدشان می شود ؟

 

مثال : کاندوم ، شما و همسرتان را از بیماریهای مقاربتی محافظت می کند .

 

 

    

اطلاعات مناسب در حمایت سودمندی رفتار مناسب را ارائه دهد .

 

مثال : بیماریهای مقاربتی در زنان می تواند باعث نازائی نیز شود .

 

 

 

     یک پیام روشن و سا ده را تولید کند .

 

 

کاندوم ، یکی از روشهای ضد بارداری است و دسترسی به آن آسان است .

 

 

 

* نکات اصلی را برجسته کند  .    مثال :استفاده از کاندوم عوارض ندا رد 0

 

 

با ارا ئه اطلاعات مناسب یک احساس خوب و لذ ت بخش و رضایت را ایجاد کند .
مثال : با استفاده مناسب و صحیح از کاندوم می توانید از انتقال بیماریهای آمیزشی جلوگیری نمود .  منابع قابل اعتماد و معتبر برای دریافت اطلاعات را شناسائی کنید . مثال : پیام را از زبان یکی از شخصیتها و یا یک منبع قابل قبول گروه هدف بیان کنید .

 

 

 

پیام اثر بخش به گروه هدف کمک می کند تا :

 

     نسبت به تغییر رفتار در خود احساس تعهد ایجاد نماید .

 

 

    

مهارت مورد نیاز برای بکار گیری تغییر رفتار را کسب کند .

 

انتخاب تکنیکها ، روشها و وسایل کمک آموزشی

 

 

 

     با انتخاب و تعیین هدف آموزشی می توان تکنیک و روش آ موزشی را انتخاب نمود .

 

1- وقتی هدف آموزشی انتقا ل معلومات است . استفاده از راههای زیر موثر است :

 

بحث گروهی  -   سخنرانی - تمرین گروهی و انفرا دی - مجمع – پانل – فیلم – نوار وید یوئی  و غیره

     

 

 

2- وقتی هدف آموزشی حل مشکل است ،استفاده از روشهای زیر توصیه می گردد :
مطالعات موردی – بحث گروهی – فرافکنی افکار – تمرین

 

 

3- وقتی هدف آ موزشی ارتقاء مهارت کارکنان است ، روشهای زیر توصیه می گرد د :
نمایش عملی مهارتها -  مشاهده ( آ موزش از طریق نگاه کردن ) ایفای نقش – دستورالعملهای برنامه ریزی شده

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 




نویسنده: مجید - دوشنبه ٢٦ امرداد ۱۳۸۸

  انشاء به معنی ایجاد کردن، پرورش دادن، ابداع و خلق کردن است و آنچه را که امروزه فن انشاء گفته میشود از نخستین معنای آن(ایجاد)گرفته شده است. انشاء به معنی نظم دادن به فکر به معنی ایجاد کلام و سخن و نگارش آن است. معادل فارسی انشاء دبیری است که به معنی منشیگری و کتابت میباشد.در اصطلاح ادبیات انشاء عبارت از نگارش جملات و عباراتی است که افکار نویسنده را به صورتی روشن و زیبا بیان کند که خواننده آنها را به سهولت بفهمد و برایش خوشایند و مطلوب باشد.

 

 

 

هدفهــــای آمـــوزش انشـــا

 

1)دانش‌آموزان بتوانند آنچه را که می‌اندیشند و می‌خوانند به دیگری بگویند و بنویسند.

 

2)دانش‌آموزانی که تخیل قوی و استعدادی بیشتر در نویسندگی دارند بشناسیم و در مسیری صحیح هدایت کنیم.

 

3) پرورش قوه استدلال،تفکر و دقت دانش‌آموزان و وادار کردن آنها به درست دیدن و شنیدن،سپس دیده و شنیده خود را به طرز ساده و روشن بیان کردن و نوشتن است.

 

 

 

روش آمـــوزش انشا

 

         زمینه یادگیری انشاء مانند کودکی می‌ماند برای سخن گفتن،غذا خوردن،راه رفتن از ساده به مشکل نیاز به کمک بسیار ما دارد این دانش‌آموز و یا نوآموز برای اینکه بهتر بنویسد و بهتر بیان کند و مطالب را آنچه که هست بازگو کند نیاز به کمک و راهنمایی و هدایت ما دارد.

 


* پایه نوشتن صحیح و مستقل از همان کلاسهای اولیه گذاشته میشود. دانش‌آموزان از سال اول تحصیل می‌آموزند که چگونه منظور خود را درست بیان کنند در کلاس دوم علاوه بر جمله‌سازی و تکمیل جمله‌های ناقص،با کلمه‌های آشنا جواب سؤالات را به صورت کتبی می‌نویسند و از کلاس سوم نوشتن انشاء عملاً آغاز می‌گردد و دانش‌آموزان ابتدا برای هر انشاء طرح‌ریزی می‌نمایند و این طراحی در مرحله اول به طور شفاهی انجام می‌گیرد و بعد به صورت کتبی درمی‌آید.

 

* برای دانش‌آموزان انشاء آموزگاران باید دانش‌آموزان را هدایت و راهنمایی کنند که شاگردان نظم فکری داشته و در مشاهدات خود دقیق باشند،درست بیندیشند،خوب بیان کنند و به قاعده بنویسند. تنها دادن موضوع برای نوشتن انشاء کافی نیست دانش‌آموزان لازم است که بیاموزند که قبلاً فکر کنند و ریزه‌کاریها را دقیق مشاهده نمایند و پس از آنکه فکر و مایه‌ای برای نوشتن پیدا کردند ما به کارگیری اصول نگارشی را که از آموزگار خود فرا گرفته‌اند شروع به نوشتن انشاء نمایند.

 

* یکی از شرایط نوشتن انشاء تسلط و مهارت یافتن در خواندن است برای این کار یکی از بهترین روشها جمع کردن کتاب داستان دانش‌آموزان و دادن کتابها به دانش‌آموزان که آن کتابها را نخوانده‌اند و به همین ترتیب تا همه دانش‌آموزان در مدت یکی دو هفته متوالی بتوانند تمامی کتاب داستانها را بخوانند و خلاصه‌ی آن را در دفتر خود بنویسند.گاهی اوقات نوآموز نمی‌تواند فکر خود را روی موضوعی متمرکز کند و یا مایه ذهنی لازم و کافی در آن زمینه ندارد.در این صورت معلم می‌تواند معانی و مفاهیم را به او القاء کند و شاگرد به آن معانی لباس مناسب بپوشاند و به صورت مکتوب درآورد.

 

یک تذکـــــر مهــــم در نوشتن انشــــا

 

            دانش‌آموزان باید بدانند همان‌طوری که در صحبت کردن نباید از موضوع خارج شد بی‌مورد سخن گفت و یا زیاد حرف زد،در نوشتن هم باید از حاشیه‌رویهای بی‌موقع و آوردن جمله‌های پرلفظ و بی‌معنی خودداری کرد. امروزه نوشته‌ای پسندیده است که دارای جمله‌های کوتاه و رعایت مساوات در کلام باشد.
* در نوشتن انشاء باید از بازی داستان‌سازی نیز استفاده کرد داستانهای نیمه تمام که دانش‌آموز باید ادامه داستان را خود از فکر و ذهن خود بسازد و یا این روش را به صورت بازی دربیاوریم یکی از دانش‌آموزان داستانی را شروع می‌کند و پس از گفتن یکی دو جمله نوبت به دانش‌آموز دیگر می‌رسد که دنباله‌ی داستان را بگوید همین‌طور تا آخر،تا داستان تمام شود در این بازی علاوه بر تقویت سرعت انتقال و تخیل اطفال،قدرت حفظ،رشته منطقی کلام نیز در آنها پرورش می‌یابد.
* در درس انشاء به رغبت و علاقه دانش‌آموزان و مفید بودن آنچه آموخته میشود باید توجه بیشتری داشت داشتن روزنامه دیواری،تهیه لوحه‌های مختلف کمک مؤثری به انشاء دانش‌آموزان می‌کند،چون موضوعات توصیفی با محسوسات و مشاهدات و تجربه‌های کودکان بستگی پیدا می‌کند با علاقه و رغبت بیشتری می‌نویسند.

 

محل مناسب نوشتن انشا (کلاس یا منزل)
         معلمینی که تنها به تعیین موضوع انشاء بسنده می‌کنند و از دانش‌آموزان می‌خواهند که در منزل انشاء بنویسند و در جلسه بعد در کلاس بخوانند و مجدداً موضوعی دیگر برای جلسه آینده معین می‌کنند باعث می شوند که تعدادی از دانش‌آموزان از اولیای خود کمک بگیرند و تعدادی اصلاً ننویسند و یا تنها به نوشتن چند جمله تکراری و بی‌سر و ته اکتفا کنند. بهترین راه‌حل برای نوشتن انشاء ابتدا هر درسی که داده میشود معلم باید هم خانواده و مخالف و هم معنی کلماتی که در آن درس وجود دارد برای دانش‌آموزان یاد بدهد بعد از چند درس دانش‌آموز دیگر مثل قبل از معلم تقلید نمی‌کند بلکه جلوتر از معلم این کلمات را پیدا کرده و سعی در یادگیری این کلمات میشود و این کار به صورت بازی درمی‌آید.بعد از چند جلسه بعضی از کلمات هر درس را مشخص کرده و به صورت جمله در کلاس می‌نویسند و برای بقیه دانش‌آموزان آنها را می‌خوانند و یا احیاناً در پای تخته می‌نویسند تا با کلمات و جملات بیشتری آشنا بشوند در جلسات بعدی موضوعی به دانش‌آموز گفته میشود که در کلاس در مورد آن موضوع فقط به صورت جمله‌های کوتاه بنویسند و بعد از چهار ماه به دانش‌آموز کلمه انشاء را بیان می‌کنیم و در مورد انشاء بیشتر صحبت می‌کنیم و نکاتی که در مورد موضوعی خاص مربوط میشود مشخص می‌کنیم و به نوشته‌های جمله‌سازی خود نظمی منطقی داده و به صورت یک نوشته کامل درمی‌آوریم و مطالب دانش‌آموزان باید در قالب جملات کوتاه و کامل در مورد آن موضوع بیان شود.

 

* در کلاسهای چهارم و پنجم شاگردان را به استفاده از تشبیهات زیبا تشویق می‌کنیم.در کلاس اول و دوم انشاء شامل جمله‌نویسی درباره کلمه یا تصویر میباشد و گاه کامل کردن جمله و انشاء از کلاس سوم شروع میشود.دانش‌آموزانی که نمی‌توانند انشاء را بنویسند و نمی‌دانند چگونه شروع کنند معلم می‌تواند به آنها کمک کند تا در کار نوشتن راه بیفتند که برای موضوع تعدادی سؤال به آنها بدهد تا پاسخ به آن سؤالات مطلب نوشته‌ی ایشان باشد در نوشته باید قواعد درست‌نویسی رعایت گردد.هر مطلب انشاء را در بند یا پاراگرافی جداگانه بنویسند خوب است اگر نوشته یا ابیات مناسب و یا ضرب‌المثل همراه باشد.

 

 

موضوع اول: ساده‌ترین موضوع،انشایی است که زیاد احتیاج به تفکر و تعقل نباشد مثل یک توصیف کلاس،در این حالت شاگرد آنچه را که به چشم خود می‌بیند به صورت جملات کوتاه به روی کاغذ می‌آورد.اگر این موضوع برای بعضی از دانش‌آموزان مشکل بود و ندانستند که از کجا و به چه ترتیب شروع کنند معلم می‌تواند با توصیف شفاهی آنها را راهنمایی کنند تا بتوانند بنویسند .
موضوع دوم: تبدیل شعر به نثر است که به زبانی ساده و به زبان امروزی نوشته شود که در کلاس سوم به دانش‌آموزان داده میشود.
موضوع سوم: موضوعات اجتماعی مثل وظیفه پلیس و خیابان که علاوه بر چشم بینا،به قوه فکر و استدلال نیاز هست در پایه چهارم به دانش‌آموزان گفته میشود.
کم‌کم باید از محسوسات کاست و به محتویات افزود و از موضوعهای اجتماعی به سوی موضوعهای اخلاقی رفت و به تدریج آنها را به اندیشیدن و مدد گرفتن از تجمل واداشت البته مسایل اخلاقی و آنگونه که خود احساس کرده‌اند می‌نویسند که در اوایل کلاس پنجم به دانش‌آموزان گفته میشود.
در اواخر کلاس پنجم موضوعات ادبی فلسفی و موضوعهای جامعه مانند قصه‌نویسی و رمان‌نویسی به دانش‌آموز گفته میشود اما نگارش این موضوعهای جامع،کار هر شاگردی نیست،علاوه بر آموختن فنون نگارش و تعقل و استدلال و توصیف،استعدادی خاص می‌خواهد. در پایه سوم خلاصه‌نویسی که میتوان یک درس یا متنی را به صورت خلاصه بنویسند گاهی میتوان یک تصویر یا سلسله تصاویر موضوع انشاء قرار داد و از شاگردان خواست که در مورد این تصاویر مطلب بنویسند. نکات بهداشتی را از کودکان بخواهیم مثل(چرا مسواک می‌زنید؟)
در پایه سوم به دانش‌آموز یادآور می‌شویم که بهتر است نوشته خود را با یک جمله بهتر تمام کنیم و اگر دانش‌آموزان مطالب جالبی بیان کرده اما جمله‌های او ناصحیح است می‌توانیم تذکر لازم را در پایین صفحه بنویسیم و به فکر و اندیشه او نمره بدهیم.

 

یک نکتــــــــه مهــــم
در تمامی پایه‌ها برای این که دانش‌آموزان با نوشتن بیشتر آشنا بشوند باید به کتاب بنویسیم بیشتر اهمیت بدهیم چون تمامی نکاتی که در بنویسیم وجود دارد علائم و نشانه‌هایی هستند که در نوشتن انشاء به ما کمک می‌کنند و به تک تک تمرینات اهمیت داده و به دانش‌آموزان یاد دهیم.مثل موضوعهایی در مورد رعایت علائم دستوری در نوشتن.

 

·         در جمله و انشا علامت‌گذاری باید مراعات شود.

 

·         نقطه در پایان جمله‌های کامل به کار می‌رود.

 

·         دو نقطه ( علامت نقل قول است و گفته دیگران را در گیومه می‌گذاریم.

 

·         علامت سؤال ( ؟) در پرانتز نویسنده راجع‌به آن صحبت شک و تردید دارد.

 

·         علامت تعجب (!) در آخر جملات عاطفی مثل به‌به! آفرین!

 

·         هر جا ( و ) بگذاریم نیازی به ویرگول نداریم.

 

·         آخر جمله‌های کامل به صورت پرسشی نوشته شود.

 

·         و علامتهای دیگری که در پایه‌های مختلف به دانش‌آموز گفته میشود تا نوشته‌ آنها کامل‌تر شود.

 

نکات مهــــم در نوشتن انشــــا
در مورد کلمه‌ی ایجاز(مختصرگویی) را بیشتر توضیح دهیم باید مختصر نوشتن را در نوشته مراعات کنیم و کلمه‌ها و جمله‌های زائد را حذف کنیم و به درازا کشیدن کلام یا به کار بردن کلمات زائد خودداری کنیم و علامت‌گذاری را در نوشته مراعات کنیم. وجود مقدمه در نتیجه‌گیری در تمامی انشاءها الزامی نیست. کلمات را در نوشتن خود به صورت کتابی به کار ببریم و از نوشتن به صورت محاوره‌ای و شکسته خودداری بکنیم.

 

انــــــــواع انشــــا

 

1) توصیفــــی یا وصفــــی:
ساده‌ترین نوع انشاء است دانش‌آموز چیزهایی را که در اطراف خود می‌بیند یا می‌شنود یا احساس می‌کند وصف و تعریف می‌نماید.

 

 

 

2) گزارش‌نویســـی:
برخی گزارش‌نویسی را نوعی انشای نقلی به حساب می‌آورند.
وقتی دانش‌آموزان به گردش علمی می‌روند معلم می‌تواند از آنها بخواهد که گزارش از آن روز تهیه کند.غالباً برای تهیه گزارش نیاز به تحقیق،سؤال و جستجو میباشد.

 

 

 

3) انشای نقلــــی:

 

برای بیان سرگذشت خود یا دیگران به کار میرود یا معلم میتواند برای آموزش انشای نقلی تمرینات زیر را انجام دهد داستان‌گویی،نوشتن خلاصه متن خوانده شده نوشتن خلاصه کارهایی که در زمان معینی انجام شد مثلاً روز جمعه چه کار کرده.

 

 

 

4)  برگرداندن شعــــر به زبان ساده و نثــــر امروز:
معلم می‌تواند شعرهای مناسبی را از کتاب فارسی یا خارج از کتاب به دانش‌آموزان داده و بخواهد که اشعار را به نثر ساده امروز بنویسند شاگردان باید توجه کنند در این نوع نوشته از حاشیه رفتن خودداری کنند و تنها مفهوم را به زبان ساده و گویا و کوتاه بنویسند.

 

 

 

5) انشای تخیلـــی:

 

محصول ذهن و ساخته و پرداخته افکار دانش‌آموز است و غالباً اساس خارجی ندارد این نوع انشاء فرصتی است برای شناخت افکار دانش‌آموز و گرایشات درونی او که در چه دنیایی و آرزوهای درست و غلط او چگونه است.معلم می‌تواند شروع داستانی را بگوید و دانش‌آموزان آن را تمام کنند یا از شاگردان بخواهیم قلم،کاغذ،دفتر یا تخته سیاه و سرگذشت اشیاء را بیان کند.

 

 

 

6) خلاصه‌نویســـــی:

 

موجب پرورش قدرت نویسندگی و گسترش از کودکان میشود و آنها را آماده می‌کند که در موقع لزوم بخوانند اصل مقصود یک درسی یا یک مقاله را استخراج نمایند.

 

7) نامه ‌نگـــــاری:

 

نامه بیان کتبی موضوعی است برای مخاطبی که حضور ندارد نامه‌ای را که ما می‌نویسیم معرف شخصیت فرهنگ،ادب و ذوق و سلیقه ماست و باید همان اثر را در مخاطب بگذارد که شخصیت خود ما می‌گذارد.

 

8) انواع نامه:
نامه‌های خصوصی-نامه‌های رسمی و اداری
داشتن حاشیه سفید نامه‌ها الزامی است حاشیه سمت راست بیشتر از سمت چپ است.
در نامه‌های اداری گذاشتن تاریخ در بالا گوشه سمت چپ لازم است.
نامه‌های خصوصی باید ساده و بیان‌کننده روح صمیمیت و یکرنگی باشد.اما در نامه‌های اداری جنبه رسمی بودم مراعات میشود و نامه‌های اداری نباید خودمانی نوشته شود.
برای نوشتن نامه نباید از مداد استفاده کنند.
نامه‌های اداری یا رسمی را میتوان تایپ کرد اما اگر نامه دوستانه را تایپ کنیم نشانه بی‌صمیمیتی ما نسبت به گیرنده نامه خواهد بود.

 

قواعد علامت‌گذاری:
علامت‌گذاری در نامه مانند هر نوشته دیگری رعایت می شود.
کلماتی را در نوشته خود به کار بریم که معنی آنها را می‌دانیم و اگر معنی کلمه‌ای را نمی‌دانیم بهتر است به فرهنگ لغات مراجعه کنیم و غلط املایی در نوشته نداشته باشیم.اگر برای کسی نامه می‌نویسیم لازم است نشانی ما را داشته باشد.نشانی در زیر متن نامه بنویسیم.در نامه اداری نام و نام خانوادگی و امضا الزامی است.

 

ارکان یک نامه
هر نامه شامل چهار بخش اصلی است:
1) عنوان
2) شروع نامه
3) متن نامه
4) عبارت پایان نامه
نامه اداری حاشیه سفید در سمت راست در نامه اداری گاه اسم دقیق اداره یا سازمان و گاه رئیس که اداره را مخاطب قرار می‌دهند. مثال:ریاست محترم اداره آموزش و پرورش متن نامه اداری کوتاه و ساده باشد.ذکر مطالب اضافی خودداری گردد.

 

مشخصات موضوعات انشاء در دوره ابتدایی

 

1) داشتن علاقه

 

2) داشتن اطلاعات

 

3) محدود و معین بودن موضوع انشاء

 

4) موضوعات باید مربوط به محیط زندگی و مسائل روز باشد.

 

5) وصف یک تصویر

 

6) چند کلمه که معانی آنها به هم نزدیک است.

 

 

 

تهیه و تنظیم طــــــــ-رح انشا
قدمهایی که در مراحل اولیه برای تنظیم طرح و نوشتن انشاء برداشته می شود:
1) انتخاب موضوع
2) یادداشت نکته‌های مختلف درباره آن
3) دسته‌بندی نکات
4) منظم کردن مطالب به ترتیب منطقی
5) صحبت کردن
6) نوشتن انشا

 

 




نویسنده: مجید - دوشنبه ٢٦ امرداد ۱۳۸۸

 یکی از شایع ترین مشکلها، عدم تمرکز حواس در کلاسهای درس، جلسات سخنرانی، سمینارها و کنفرانس هاست. بیشتر افراد با آن که با اشتیاق فراوان و تمرکز خوب سر جلسه حاضر می شوند و به سخنران یا مدرس گوش می سپارند، پس از چند دقیقه حواسشان پرت می شود و وقتی به خود می آیند، می بینند که دقایقی چند گذشته و در این مدت کاملاً در جای دیگری بوده اند. شاید در یک جلسه دو ساعته، شما چهل دقیقه با تمرکز عالی به جذب مشغول باشید و هشتاد دقیقه دیگر را به طور پراکنده مشغول افکار ذهنی خودتان باشید. اگر شما بتوانید در همان کلاس، تمامی مطالب را بگیرید، خود باعث می شود که حجم عمده ای از فعالیت مطالعه شما در منزل کاسته شود. شاید تا به حال با افرادی برخورد کرده باشید که فقط در کلاس حضور می یابند و بسیار کم در منزل مطالعه می کنند. معمولاً شما در این حالت به خود و اطرافیان خود می گویید: نمی دانم چرا با این که من ساعتها در منزل درس می خوانم یک دهم آن را هم نمی خواند، همیشه نمره های من از او کمتر است. شما باید توجه داشته باشید که مدت زمان مطالعه شما مطلقاً مهم نیست بلکه زمان مطالعه مفید و متمرکز شماست که مهم است. بسیاری از اوقات شما ساعتها کتاب به دست دارید و مشغول مطالعه اید اما زمان مطالعه متمرکز و مفید شما از یک ساعت بیشتر تجاوز نمی کند. علاوه بر این، درصد مهم و عمده ای از یادگیری در کلاس درس صورت می گیرد. شاید خودتان تجربه کرده باشید که آموختن درسی که زمان تدریس آن، شما در کلاس حاضر نبوده اید، چقدر دشوار است. اما حضور در کلاس از نظر فیزیکی چندان مهم نیست بلکه شما باید حضور مؤثر و متمرکزی در کلاس داشته باشید. ما هم اکنون می خواهیم تکنیکهایی را ارائه دهیم که شما با عمل کردن به آنها و فقط با عمل کردن به آنها بتوانید دانش آموز و دانشجویی فعال و درگیر باشید

 

 

 

تکنیکهای حضور فعال در کلاس

 

۱. همراهی با مدرس:

 

بسیار مهم است که خودتان را با سرعت، نحوه و شیوه تدریس معلم یا استاد خود هماهنگ سازید و با او حرکت کنید. هم شتاب بیش از مدرس داشتن ذهن را آشفته و مغشوش می کند و هم سرعت کند شما و عقب ماندن از او. هماهنگ نبودن با سرعت و روش و بیان مدرس، شما را او جذب مطالب بعدی محروم می کند. آنچه که در همراهی با مدرس مهم است، در وهله اول، خوب شنیدن است. اغلب شما با آنکه صدای معلم را به وضوح نمی شنوید یا گفتار سخنران را متوجه نمی شوید از این که از او بخواهید درباره آن مطلب را رساتر و واضح تر بیان کند، واهمه دارید. گاهی صدای سخنران به انتهای کلاس نمی رود، گاهی تند و گذرا صحبت می کند گاهی صحبتش نامفهوم است و برخی اوقات نیز به مطلبی در گذشته استناد می کند که شما از آن هیچ اطلاعی ندارید. یادتان باشد شما برای این به کلاس یا جلسه سخنرانی آمده اید که مطلبی را فرا بگیرید و معلم هم دقیقاً همین را می خواهد. بنابراین اگر کوچکترین ابهام یا عدم وضوحی را در مطلب یا صدای معلم احساس کردید، باید شهامت از او بخواهید که مطلب را دوباره بگوید. 

 

سؤال کردن از معلم گناه نیست و نباید احساس گناهی را هم به دنبال داشته باشد. به ویژه دانش آموزان دوره ابتدایی خیلی از سؤال کردن بیم دارند. بسیاری از وقتها پیش می آید که مثلاً معلم تکلیفی را به بچه ها می گوید که برای فردا انجام دهند و دانش آموز درست متوجه این تکلیف نمی شود، با وجود این چون می ترسد که سؤال کند، چیزی نمی گوید و چه بسا که فردا به خاطر انجام ندادن آن تکلیف مؤاخذه و تنبیه شود. دوباره تأکید می کنیم که اگر نکته ای را متوجه نشدید یا نشنیدید، حتماً بپرسید چه بسا که آن نکته کلیدی بوده، تمام درس آن روز وابسته به همان نکته باشد. 

 

۲. شنونده ای فعال باشید:

 

شما بارها به این عبارت تأکیدی برخورد کرده اید: شنونده ای فعال باشید، اما مفهوم این عبارت چیست؟ یعنی باید چگونه باشیم؟ شنونده فعال چه خصوصیات و ویژگیهایی دارد؟ بهترین و مؤثرترین راه برای این که شما یک شنونده فعال باشید این است که یادداشت بردارید. چه، نیاز به یادداشت برداری را سر کلاس احساس می کنید چه نمی کنید، حتماً از صحبت مدرس یا سخنران، یادداشت بردارید. اما منظور ما از یادداشت برداری در اینجا با آنچه که در روش مطالعه متمرکز گفتیم فرق می کند که اکنون به شرح آن می پردازیم. 

 

یادداشت برداری داخل کلاس 

 

قلم و کاغذ به دست می گیرید و در کلاس حاضر می شوید. یادتان هست که گفتیم شب قبل از کلاس یک مطالعه اجمالی و یک بررسی ابتدایی از درس، انجام دهید؟ این کار را برای کسب اطلاعات اولیه و هشیاری ذهنی در کلاس انجام داده اید. اگر شما بدون هیچ مطالعه ای سر کلاس شیمی حاضر شوید، وقتی معلم می گوید امروز درس ما هیبریداسیون است و شما هم نه از قبل درباره هیبریداسیون چیزی می دانید نه نگاهی اجمالی به کتاب انداخته اید، تا چند لحظه خود را در کلاس بیگانه احساس می کنید. خود را کاملاً گیج می بینید و این حالت، خود باعث می شود که نسبت به این درس بی علاقه شوید و به سرعت تمرکز حواستان را از دست بدهید و ذهنتان را به سیر در جاهای دیگر مشغول سازید. 

 

درست بر عکس، اگر شما با مطالعه اولیه سر کلاس حاضر شوید، احساس خیلی خوبی در کلاس خواهید داشت، ذهنتان مشتاق است، می خواهید هرچه سریعتر از راز هیبریداسیون سر در بیاورید و در نتیجه تمرکحواسی عالی پیدا می کنید. اهمیت مطالعه اولیه را پیش از این هم توضیح داده بودیم. حالا که شما با این آمادگی ذهنی و کنجکاوی و علاقمندی، دارید به صحبتهای معلم گوش می کنید، هر نکته ای را که فرا می گیرید یادداشت کنید. هم اکنون شما می گویید فلان معلم یا استاد به ما اصلاً اجازه یادداشت برداری نمی دهد. به شما می گوییم که او کاملاً کار درستی می کند. چرا که شما معمولاً به شیوه سنتی خود، “جمله” های معلم را یادداشت می کنید و نوشتن یک جمله از صحبتهای معلم عملاً شما را از گوش دادن و درک جمله بعدی باز می دارد. شما به هیچ عنوان نباید جمله ای یادداشت کنید بلکه باید به صورت اشاره ای و مختصر از واژه های کلیدی استفاده کنید که چون جرقه ای تمام موضوع را به یاد شما می آورد. این گونه می توانید همزمان با تدریس استاد، یادداشت کنید و پشت سر هم یادداشت بردارید در حالی که نه وقت شما گرفته می شود نه از درک مطلب بعدی باز می مانید و نه مدرس را ناراضی می کنید. 

 

 

 

به جای همه اینها چند کار مهم انجام دهید: 

 

اول این که بارذهنی خود را در کلاس لحظه به لحظه تخلیه می کنید و نکته ای را که فرا می گیرید یادداشت می کنید و ذهن خود را همچنان باز و گسترده و خالی نگاه می دارید. یعنی شکل حضور شما در پایان کلاس با شروع کلاس چندان تفاوتی نمی کند.

 

دوم این که چون خودتان را ملزم می دانید هرچه را که فرا می گیرید به سرعت بر روی کاغذ بیاورید، ذهن شما در یک حالت آماده باش قرار می گیرد و شما از تمرکز حواسی عالی برخودار می شوید و کاملاً از خود مراقبت می کنید که چیزی را جا نیندازید. فقط کافی است که یک بار این عمل یادداشت برداری را به شیوه درستی که گفتیم تجربه کنید تا ببینید که چقدر برایتان لذت بخش است. حتی کم کم به شکل یک بازی مهیج برایتان در می آید. این شیوه یادداشت برداری به صورت کمی حرفه ای تر و ماهرانه تر در خبرنگاران دیده می شود که در مصاحبه های خود از گفته های سخنران یادداشت برداری می کنند و سپس خود از گفته های سخنران یادداشت برداری می کنند و سپس از روی آن، متن را تصحیح می کنند و اما سومین فایده یادداشت برداری این است که باعث می شود شما سر کلاس خواب آلوده نشوید و چرت نزنید به ویژه در اوقاتی که معلم یا سخنران بسیار آرام و ملایم و حتی کمی خسته کننده درس می دهد و شیوه تدریس او برای شما درگیری ذهنی لازم را ایجاد نمی کند. شما با یادداشت برداری، حضور خودتان را در کلاس مهیج تر و مؤثرتر می کنید. 

 

بسیار بعید است که کسی به این شیوه در کلاس یادداشت برداری کند و خوابش بگیرد. شما وقتی سر کلاس خوابتان می گیرد که ذهنتان ساکت و ساکن شود. معلم در شما درگیری ذهنی ایجاد می کند و خود به خود به این کار مشغول می شوید. به ویژه وقتی سخنران از نوع سخنرانان آرام و ساکن است، شما باید یادداشت برداری را جدی تر بگیرید. نگویید: من این مطلب را بلدم و نیازی به یادداشت کردن ندارم. نگویید: من همه این مطالب را هم اکنون به حافظه ام می سپارم و نیازی نیست که یادداشت کنم و . . .

 

شما می دانید که یکی از مهمترین اهداف یادداشت برداری در کلاس، همین زنده و هشیار بودنتان سر کلاس است. یک مانع بزرگ مطالعه اجمالی قبل از کلاس و کسب اطلاعات پیش از حضور در کلاس می تواند یک اشکال بسیار بزرگ تولید کند و آن: رقابت با استاد است. به عبارت بهتر: به مبارزه طلبیدن استاد. به این شکل شما ذهن خود را مدام متوجه دانسته های خود می کنید و منتظرید تا در اولین فرصت آنها را بیان کنید و یا این که عمداً سؤالی می کنید که فقط نشان دهید مطلب را پیشاپیش می دانید. یادتان باشد که هدف از کسب اطلاعات اولیه فقط ایجاد یک نوع کنجکاوی و علاقمندی و تمرکز حواس است برای گوش دادن و یاد گرفتن بیشتر نه برای صحبت کردن و خودنمایی بیشتر. برای این که ذهنتان خالی باشد اطلاعات خود را قبل از کلاس بر روی کاغذ بیاورید و بالای آن هم بنویسید: هدف من این است که با گوش دادن به درس امروز، این اطلاعات ناقص خود را کامل تر کنم. وقتی این را می نویسید در خود میل بیشتری را برای فراگیری ایجاد می کنید و با خود تعهد می کنید که سخن نگویید. قرار است ما در کلاس، یک شنونده فعالی باشیم نه یک سخنران مبارز.

 




نویسنده: مجید - دوشنبه ٢٦ امرداد ۱۳۸۸

بعضی ها آینده تدریس را به گونه ای تصور می کنند که کلاس ها به محیطی مناسب جهت مشارکت فعال و بدیهه گویی تبدیل شده است. این نوع کلاس ها نیاز به افزایش مهارت معلمان و شاگردان خواهد داشت. عده ای دیگر این کلاس ها را بسیار بغرنج خواهند یافت. در تصور آنها جوانب غیرضروری باعث افزایش کار و زحمت آنها خواهد شد. در این میان به نظر می رسد که دولت ها نیز طرفدار ترقی و بهبود کیفیت تدریس هستند. به عنوان مثال از طرف دولت انگلیس اعلام شده که قرار است تا سال ۲۰۰۶ مبلغ ۹۰۰ میلیون یورو برای ارتقای تکنولوژی اطلاعات و ارتباطات (ICT) هزینه شود. در این میان مبلغ ۲۵ میلیون یورو صرف تبدیل تخته های سفید (وایت بورد)ها به صفحات نمایشی خواهد شد که می توانند کامپیوتر، تصویر، صدا، فیلم و لینک های اینترنتی را به هم ربط دهند. از همین حالا می توانید نامی برای این وایت بورد پیدا کنید. با استفاده از این روش جدید، کلاس درس در کانون تکنولوژی قرار می گیرد.

 

در حالی که زمانی تنها وسیله آموزشی، تخته سیاه بود که فقط امکان نوشتن را ایجاد می کرد. اما آیا این تکنیک های جدید به واقع در امر یادگیری سودمند هستند؟ کریس دراگ (Chris Drage) معلم در شمال لندن بر این باور است که تکنولوژی می تواند بسیار سودمند باشد. این معلم که از سال ۱۹۸۳ درگیر ICT است، می گوید: سئوال اساسی که معلمان قبل از شروع تدریس باید از خود بپرسند، این است که چگونه می توان با استفاده از ICT فرآیند تدریس را به نحو بهتری انجام داد. ما باید تکنولوژی را در خدمت معلمان قرار دهیم نه معلم را در خدمت تکنولوژی. امروزه بسیاری از مردم مزیت و روش استفاده از سرعت بالای کامپیوترها را نمی دانند. در گذشته تکنولوژی چندان قابل اعتماد نبود و همین عامل باعث می شد بسیاری از معلمان نسبت به استفاده از فناوری بی میل باشند.

 

تکنولوژی می تواند رابطه صمیمی و اعتماد سنتی میان معلم و شاگرد را برهم زند. با این وجود استفاده از تکنولوژی مزایایی دارد که در کل آن را سودمند می نماید. برای استفاده از روش های جدید باید به تعداد کافی کامپیوتر در دسترس باشد تا دانش آموزان بتوانند در امر یادگیری مشارکت فعال داشته باشند. از طرف دیگر باید آموزش های لازم برای کسب مهارت توسط معلمان فراهم شود. در این میان معلمان جوان تر اعتماد به نفس بیشتری دارند ولی معلمان مسن تر در تمام دنیا به نوعی دنبال آن هستند که از ICT استفاده نکنند. دلیل آنها عمدتاً این است که برخی اوقات کامپیوترها کار نمی کنند یا اینکه پرینترها اغلب اوقات خراب می شوند.

 

بعضی از مردم چون اعتقاد دارند که تکنولوژی باعث ایجاد پیچیدگی و مشکل می شود، از آن استفاده نمی کنند. باید برای معلمان دوره های کوتاه مدتی برگزار شود تا با روش های استفاده از کامپیوتر در تدریس آشنا شوند. این دوره های مداوم این امکان را فراهم می کند که معلمان مهارت لازم را کسب کنند و به تدریج نسبت به روش های جدید اعتماد پیدا کنند.

 

البته در این دوره ها بعضاً معلمانی هستند که مربیان خود را تحت تاثیر قرار می دهند. یکی از این معلمان، درسی را که قرار بود سر کلاس ارائه دهد قبلاً در مکان مناسب دیگری برگزار می کرد و دستیارش از نحوه تدریس فیلمبرداری می کرد. این فیلم، پس از تدوین در کلاس برای بچه ها با استفاده از کامپیوتر پخش می شد. در ضمن پخش فیلم، معلم سئوالاتی از قبیل اینکه توپ به چه سمتی خواهد رفت، می پرسد. سپس ایده هایی درباره نیروهای وارد برتوپ ارائه می کند. با استفاده از این روش این معلم، روشی ابتکاری در استفاده از ICT ابداع کرده بود.

 

البته توجه به این نکته ضروری است که وقتی تنها یک تخته سیاه در اختیار معلم باشد، چنین روشی غیرممکن است. با وجودی که وایت بوردها پیشرفت خوبی داشته اند اما آنها تنها ابزار مدرن جهت استفاده از تکنولوژی نیستند. به نظر می رسد که تا دو سال آینده این امکان فراهم خواهد شد که دانش آموزان بتوانند از پشت نیمکت خود، ایده هایشان را در وایت بورد کلاس پیاده کنند.با وجود آنکه با استفاده از عوامل مختلف می توان کلاس را به محیطی پرفعل و انفعال تبدیل کرد اما نباید فراموش کرد که در کلاس درس، معلم بیشترین نقش و اهمیت را داراست.

 

دکتر براگ درباره بهترین ایام تدریس خود می گوید: در سال ۱۹۸۴ شش هفته تدریس برای کودکان ۱۰ ساله داشتم و در این روش، کودکان با استفاده از کامپیوتر، فقط مشغول یک بازی بودند و اسم بازی جزیره اسرارآمیز نام داشت. البته این بازی گرافیکی نبود و تنها از متن نوشتاری استفاده می شد. برای انجام بازی، دانش آموزان به گروه های ۴ نفره تقسیم شدند. هر گروه تنها ۲۰ دقیقه زمان داشت که در جزیره بماند. تمام وقت کلاس برای بازی بچه ها در این جزیره اختصاص یافته بود. استفاده از این روش روح تازه ای را در کالبد دانش آموزان دمیده بود، طوری که پس از آن دانش آموزان داستان هایی تخیلی از زمان در جزیره بودنشان نوشتند.

 

تأثیر این روش روی دانش آموزان به حدی بود که باعث شد دانش آموزان بهترین نوشته هایشان را درباره جزیره خلق کنند. در پس این ۲۰ دقیقه بازی کامپیوتری سعی شده بود که علوم ریاضیات، تکنولوژی، تاریخ و جغرافی گنجانده شود. این روش هم یکی از بهترین مثال های استفاده از تکنولوژی در تدریس بود که باعث افزایش فوق العاده یادگیری شد. اگر دانش آموزان را هنگام بازی، مدت زمان خاص در مقابل کامپیوتر تنها رها میکردیم قطعاً شکست حاصل می شد و نتیجه ای مثبت به بار نمی آورد. البته بعضی از تجارب و مهارتها هستند که باید بطور مستقیم کسب شوند و هیچ جایگزینی نمی تواند جای تجارب بنیادی را بگیرد.

 

تمام روش های نوین برای بهبود و افزایش کارایی است نه به عنوان جایگزینی برای روش های سنتی. صرف تماشای ویدئو باعث بروز خلاقیت نمیشود، اما استفاده از این وسیله میتواند در عملی ساختن ایده های نوین موثر باشد.

 

اگر معلمان امکانات لازم را در اختیار داشته باشند می توانند از روش های موثرتری در تدریس بهره بگیرند و تنها در این حالت است که می توانیم تکنولوژی را در خدمت علم و تدریس و آموزش قرار دهیم.

 

 




نویسنده: مجید - دوشنبه ٢٦ امرداد ۱۳۸۸

فراگیری علوم تجربی به کودکان کمک می کند تا روش های شناخت دنیای اطراف خود را بهبود بخشند. برای این منظور آن ها باید مفاهیمی کسب کنند که به آن ها کمک کند تا تجارب خود را با یکدیگر مرتبط سازند مثلاً : «نگاه کن گیاهی که در نزدیک پنجره بوده، خوب رشده کرده ولی گیاهی که در آن اتاق تاریک بوده پژمرده شده است، چون گیاه به نور احتیاج دارد تا رشد کند.» آن ها باید روش های کسب اطلاعات، سازماندهی ، کاربرد و آزمایش کرده را بیاموزند. این فعالیت ها توانایی آن ها را در درک دنیای اطراف تقویت می کند و آنان را برای تصمیم گیری های هوشمندانه و حل مسایل زندگیشان یاری می دهد. «گلدان را از اتاق کم نور به پشت پنجره ی روبه آفتاب بگذارم، ببینم چه می شود.»

 

          امروزه آموختن علوم تجربی همچون سوادآموزی و حساب کردن امری اساسی و ضروری است که با زندگی روزمره ی ما در ارتباط است و با پیشرفت تکنولوژی اهمیت آن بیشتر شده است. به عبارت دیگر آموزش علوم بیشتر به آموزش راه یادگیری می پردازد که آگاهی از آن برای هر کودکی لازم است،‌چرا که او در دنیایی زندگی می کند که سریعاً در حال تغییر است و وی باید قادر باشد خود را دایم با آن تغییرات هماهنگ سازد. گفته اند که در 20 سال دیگر سرعت رشد اطلاعات آن قدر سریع است که کمتر از 75 روز میزان اطلاعات و دانش بشر دو برابر می شود و بنابراین آنچه مهم است یادگیری شیوه کسب اطلاعات و به روز کردن و پردازش آنهاست و نه کسب اطلاعات به مثابه یک بسته ی دانشی. به این دلیل فراگیری علوم تجربی دو جنبه ی مثبت دارد. هم فرایند است و هم فراورده.

 

 

 

          فرایند علوم: روش یافتن اطلاعات،‌آزمایش نظریات و توضیح و تفسیر آن هاست.«از دو گلدان کاملاً مشابه ، یک گلدان را در جای کم نور و دیگری را در جای پر نور می گذارم به اندازه ای هم آب می دهم تا ببینم آیا واقعاً میزان تابش نور بر رشد گیاه اثر دارد؟»

 

 

          فراورده ی علوم: نیز آراء و عقایدی است که می تواند در تجارب آتی به کار گرفته شود. این که می گوییم«می تواند» به این معنی است که آموزش علوم فقط زمانی فواید بالا را دارد که مراحل صحیح و مناسب خود را طی کند و گرنه هیچ تضمینی برای دستیابی به آن ها نیس. و چون این دو،‌ یعنی فرایند علوم و فراورده ی علوم شدیداً به یکدیگر وابسته اند، بسط و پرورش آن ها نیز باید همراه هم تحقق پذیرد. این موضوع در انتخاب انواع فعالیت های آموزشی دانش آموزان از اهمیت ویژه ای برخوردار است. مثلاً آموزش مفهوم «گرما باعث افزایش حجم مواد می شود.» یک (فراورده ی علم)، باید از طریق مسیر مناسب و انجام فعالیت مناسب ، (فرایند علم) ، طی شود تا آموزش به واقع اتفاق افتد. قبل از توجه به این مورد، به دو نکته ی مهم دیگر که بر اهمیت آموزش علوم تاکید دارد می پردازیم. اول این که چه ما علوم را به کودکان آموزش دهیم،‌چه ندهیم، آنان، خود، از اولین سال های کودکیشان، عقاید و نظریاتی در باره ی دنیای اطراف خود کسب می کنند. مثلاً بسیاری معتقدند«اگر در کتری را ببندید، آب در دمای کم تری می جوشد» ، یا «جریان الکتریسیته زمانی که سیم ها تاب نخورده بیشتر است» و بسیاری تصورات غلط دیگر که بر تصورات کودکان در مورد تجاربشان اثر می گذارد. مسئله ی دیگر این که اگر کودکان به خود گذاشته شوند با تصوراتشان عقاید خلق می کنند که بیشتر غیرعلمی اند؛ مثلاً «برای به حرکت درآوردن اجسام نیرو لازم است حال آن که برای متوقف ساختن آن ها نیرویی لازم نیست».از آن جا که این عقاید را می شود آزمایش کرد، وظیفه ی آموزش علوم این است که به کودکان اولاً علاقه مندی و ثانیاً مهارت کافی برای انجام این آزمایش ها داده شود. انجام آزمایش ها نه تنها باعث اصلاح عقاید آن ها می شود،‌ بلکه به آنان می آموزد که در علوم تجربی نسبت به آنچه «حقیقت» نامیده می شود شک کنند مگر آن که صحت آن را از طریق آزمایش تجربه کنند. از این طریق به راحتی می توان فرایند «فرضیه سازی» را برای آنان توضیح داد و به این ترتیب آن ها در می یابند که گاه عقاید و نظریاتی وجود دارند که صحت آن ها از طریق آزمایش ها و تجارب سازگارند، مفید ند.

 

 

 

          فراگیری این آموزش در اوایل دوران کودکی از دو نظر اهمیت دارد، یکی آن که کودکان در می یابند که عقایدی صحیح است که مستدل باشد و دوم این که احتمال پذیرش نظریات غیرمستدلی که با مفاهیم علمی در تضاد مستقیم است کم می شود. آنچه مهم است این است که بررسی های متعدد نشان داده که هر چه طول مدت زمانی که فرد عقیده ی غلطی را کسب کرده زیادتر باشد امکان تغییر آن مشکل تر است در عمل دیده ایم فرایند تغییر نظر دانش آموزان دبیرستانی هنگامی که نظر غیرعلمی را پذیرفته اند بسیار مشکل تر از این فرایند در دانش آموز ابتدایی است. بزرگسالان در مقابل تغییر عقیده مقاومت می کنند و این خود مانعی بزرگ در آموزش علوم به دانش آموزان بزرگسال است. به این دلیل اگر آموزش علوم در دوره ی دبستان مسیر منطقی خود را طی کند، مانع پیدایش بحران در دوره ی دبیرستان خواهد شد. هنگامی که دانش آموز دبستانی یاد می گیردکه پذیرش این نظریه که «بستن در قابلمه ی آبی که روی شعله است باعث می شود آب در دمای کم تری بجوشد» باید با آزمایش کردن همراه باشد، و زمانی که آزمایش این نظریه را رد کرد او به سادگی قبول می کند که باید انعطاف پذیر باشد و اشتباهات را بپذیرد. به این دلیل این دانش آموز در دوره ی دبیرستان در دروس علوم تجربی نظریات غیرعلمی خود را ساده تر کنار می گذارد.

 

 




مطالب قدیمی تر » « مطالب جدیدتر