آموزش ابتدایی
تحول نو در رشد ابتدایی
صفحه نخست            پروفایل مدیر سایت            پست الکترونیک   
یکشنبه ٢٤ آبان ۱۳٩٤ :: ٥:٥٩ ‎ق.ظ ::  نويسنده : مجید

باسمه تعالی

 ، نخستین نهاد اجتماعی است که فرد در آن پا به عرصه زندگی می گذارد واولین پایه های تربیت و تعلیم در آن گذراده می شود . وجود محبت و عاطفه در خانواده رمز سعادت و خوشبختی انسان است و کلید بسیاری از مشکلات و راه جلب احترام و رعایت حقوق دیگران است . عاطفه ، عشق و محبت به فرزندان ، می تواند اراده متزلزل و روح آشفته آنان را درمان کند و آنان را به زندگی سعادتمند و موفق امیدوار سازد . لذا برای تربیت و پرورش درست فرزندان ، باید محیطی ایجاد کرد که در آن درگیری و اختلافی نباشد . محبت و صداقت ،ایمان و عشق به خوبی ها ، صمیمیت ،وحدت و اتحاد می تواند راهگشای بسیاری از مشکلات باشد . آموزش و پرورش هر کشوری مهمترین و موثرترین نظام پرورش و رشد شخصیت نوجوانان و جوانان است: ضرورت توجه به رشد شخصیت آدمی و اهمیت پرورش تن و روان دانش آموزان موجب شده است که این مساله مهم به عنوان یکی از کارکردهای اساسی نظام آموزش و پرورش به حساب آید ، و در صورتی اهداف عالی آموزش و پرورش تحقق می یابد که هماهنگی با دیگر نهادهای اجتماعی از جمله خانواده بوجود آید. دانش آموزان در خانه و میان اعضای خانواده زندگی می کنند و در بطن خانواده روابطی با پدر ، مادر ،خواهر، برادر و... ایجاد می کنند . خانواده نیز تعلق به اجتماع دارد و متاثر از آن ، ولی به عنوان یک نهاد اجتماعی ویژگی هایی برای خود دارد و در صورتی ناهمگنی میان ویژگی های خانواده با ویژگی های کلی اجتماع ،کارکرد مدرسه با مشکلاتی مواجه می شود . بسیاری از مربیان تعلیم و تربیت ، روان شناسان ، جامعه شناسان و.... منشاء بسیاری از مشکلات رفتاری و اجتماعی دانش آموزان را ناشی از مسایل موجود در خانه می دانند. روابط نادرست عاطفی پدر و مادر ، ناسازگاری میان اعضای خانواده ، افراط و تفریط در حمایت و مراقبت ، عدم توجه و نظارت بر دوستان و معاشران فرزندان و.... از مسایل مهمی هستند که نقش اساسی در شکست تحصیلی آنان دارد . نقش خانواده در رشد فرزندان بسیار موثر است و به عنوان منبع اصلی انتقال مهارت ها به شمارمی رود: خانواده منبع اصلی انتقال مهارت اساسی ، رفتار ها ، عادت ها و میراث فرهنگی به فرزندان است . در حقیقت آینده و تقدیر کودکان بستگی به شرایط وطرز عمل خانواده ها دارد . فقیر و غنی ، تحصیل کرده وبیسواد ، مذهبی و غیر مذهبی بودن خانواده و خیلی از مسایل دیگر در شخصیت کودکان تاثیر می گذارد . سند تحول بنیادین در ابتدای فصل دوم خود اینگونه آورده است: وزارت آموزش و پرورش مهمترین نهاد تعلیم و تربیت رسمی عمومی ، متولی فرآیند تعلیم و تربیت در همه ساحتهای تعلیم و تربیت ، قوام بخش فرهنگ عمومی و تعالی بخش جامعه اسلامی براساس نظام معیار اسلامی ، با مشارکتها خانواده ، نهادها و سازمانهای دولتی و غیر دولتی است . واضح است که نقش مشارکت خانواده در این بند جدی گرفته شده است چرا که هستند خانواده هایی که تمام بار تعلیم و تربیت فرزند را بردوش مدرسه گذاشته و خود را جدا از مدرسه می دانند بارها و بارها از زبان برخی والدین گرامی شنیده ایم که هنگامی که ازیک رفتار فرزند خود ناراحت می شوندمیگویند " در مدرسه همین چیزها را یاد میدهند که اینگونه شده اید " غافل از اینکه کودک تنها یک پنج روزش را در مدرسه می گذراند و باقی روز را در کنار خانواده است واین خانواده که باید تکمیل کننده آموخته های تربیتی مدرسه باشد و این خانواده است که آموخته های کودک را در آزمایشگاه واقعی آن یعنی جامعه دیده و مورد ارزیابی قرار می دهد بدیهی است اگر خانواده ای رفتار کودک را در جامعه تا حد امکان به معلم فرزندش منعکس نماید معلم می تواند اثر تدریسش را مورد ارزیابی قر ارداده و در تقویت نکات مثبت و حذف نکات منفی تدریس خود بکوشد . سند تحول در فصل چهارم با عنوان " هدفهای کلان " در بند 5 اینگونه می گوید: افزایش مشارکت و اثر بخشی همگانی بویژه خانواده در تعالی نظام تعلیم و تربیت رسمی عمومی در این بند تاکید ویژه بر مشارکت خانواده در تعالی نظام تعلیم و تربیت شده منظور از مشارکت را شاید عده ای همکاری مالی با مدرسه بدانند واضح است که این نظری اشتباه است چراکه تعلیم و تربیت همگانی در قانون اساسی جمهوری اسلامی رایگان بوده و نیازی به مشارکت مالی خانواده نمی باشند حال هستند خانواده هایی که از تمکن مالی کافی برخوردارندو دوست دارند در امر تعلیم و تربیت فرزند خود مشارکت مالی نمایند که در جای خود کاری نیکو و خداپسندانه است ولی مشارکتی که در این بند قید شده مشارکت فکری و تعامل بین مدرسه و خانواده مد نظر تدوین کنندگان بوده امید است اولیای گرامی آینده سازان نظام در مشارکت فکری و معنوی خود با مدرسه کوتاهی نکرده و مربیان را در تربیت هر چه بهتر فرزندان این مرز وبوم یاری نمایند . با نگاهی گذرا به سند تحول بنیادین آموزش و پرورش مشخص می شود این سند 21 بار کلمه خانواده را در خود گنجانده است و خود دلیل روشنی بر اهمیت خانواده در سند تحول بنیادین است . مشارکتهای خانواده ها چنانچه بر مبنایی صحیح پایهگذاری شوند، نتایج مثبت به بار خواهد آورد که از آن جمله : ٭معنویت و اخلاق بر جامعه حاکمیت میگردد. بهره وری در کار افزایش مییابد، از تمامی منابع محلی به صورت بهینه بهره گرفته میشود. ٭ ٭ حمایتهای ملی از مدرسهها تحقق مییابد. ٭سرخوردگی از کار و افسردگی کاهش مییابد. ٭ دگرگونی و تحول در امور اجتماعی و فرهنگی پرشتاب میشود. ٭ایستادگیها و مقاومتها کاهش پیدا میکند. ٭ اعتماد مردم به یکدیگر زیاد میشود. مردمسالاری و بالندگی انسانها تحقق مییابد. ٭ ٭ انسانها مفعول جهان دیگران نمیشوند، بلکه فاعل جهان خود میگردند. ٭ انسانها در تعیین سرنوشت خود شرکت میکنند. ٭ شنیدن صدای دیگران برای انسانها آسان میشود. ٭ حاشیهنشینی که نوعی استعمارزدگی است، از میان میرود. ٭ انسانها توان و نیروی بیشتری مییابند و ترس و وحشت ناشی از تنهایی رخت بر میبندد. ٭ فرهنگ سکوت در هم میشکند و آگاهیها افزایش پیدا میکند. ٭خلاقیتها شکوفا میشود و توسعه ی همهجانبه ایجاد و عدالت در نظام تربیتی محقق می گردد . ویژگیهای مشارکت موفقیتآمیز 1- همهجانبه است.( ابعاد فکری، عاطفی، علمی، مالی و.... ) 2ــ داوطلبانه است و اختیاری 3ــ آگاهانه است نه غریزی 4ــ براساس علاقهها، نیازها و توانمندیهای افراد وبرنامه های مدرسه شکل میگیرد. 5ــ فعالیتها برمبنای اعتماد و همراهی متقابل اعضاست. 6ــ مبتنی بر اعتقاد و ارزشهاست. 7ــ نیازمند فعالیت هماهنگ تمام اعضا است. 8ــ دارای اهداف مشترک، دقیق و بدون ابهام است. 9ــ حق مشارکتکنندگان در تصمیمگیریها محفوظ است. 10ــ آزادی عمل و دفاع از نظر و عملکرد هر فرد مشهود است. پیشنیازهای مشارکت برای کامیابی مشارکت خانواده در یک مدرسه ضرورت دارد که مقدماتی فراهم آید تا معنی و مفهوم مشارکت به خوبی تحلیل شود و افراد درستی و سودبخشی آن را باور کنند. بدین سبب زمینهسازی و بسترسازی فرهنگی برای آماده کردن همۀ کسانی که در پرتو نظام مشارکت قرار میگیرند از ضروریات بنظر می رسد.مدیران مدارس برای رواج نظام مشارکت باید به موارد زیر توجه وافر نمایند. 1- پیش از آغاز رسمی نظام مشارکت، زمان کافی برای آشنایی اولیای دانش آموزان با این شیوة مدیریت فراهم آید. 2- اجرای برنامۀ مشارکت در زمان اضطرار و موقعیتهای فوری هرگز جایز نیست. 3- هزینههای مادی و معنوی نظام مشارکت نباید از سودهای مادی و معنوی آن افزونتر باشد. 4- موضوع مشارکت باید با کار مشارکتکنندگان مربوط باشد تا مشارکتکنندگان از خود علاقه و دلبستگی نشان دهند. 5- برای برقراری ارتباط و داد و ستد اندیشهها و افکار آموزشهای لازم را ببینند. 6- شرکتکنندگان و دستاندرکاران مشارکت توانایی و آگاهی کافی داشته باشند. 7- نوعی یگانگی و وحدت در سراسر مدرسه وجود داشته باشد تا هر واحد جداگانه نتواند تصمیمهایی بگیرد که استراتژی مدرسه، ضرورتهای قانونی و موانعی از این قبیل را زیر پا بگذارد پیش نهادهایی در توسعهی مشارکت خانه و مدرسه: با توجه به اثرات مهم مشارکت و همکاری اولیاء پیش نهادهای زیر در جهت نزدیکتـر شدن خـانه و مدرسه ارائـه می گـردد: این پیش نهادها بر اساس تجربیات موفق برخی از کشورها و با توجه به مطالعات و تحقیقاتی است که در ایران در زمینهی همکاری خانه و مدرسه انجام گرفته است. تشکیل جلسات بر اساس نیازها : برای جلب همکاری اولیاء لازم است جلساتی در طی سال برای آنان ترتیب داده شود که صرفاً به منظور رفع کمبودهای مالی مدرسه طراحی نشده است، بلکه با توجه به نیازهای خاص اولیاء که می تواند در هر مدرسه شرکت فعال داشته باشند طراحی شده- است. چنان چه جو حاکم در این جلسات جو قبول و پذیرش یکایک شرکت کنندگان باشد، اولیاء احساس خواهند کرد وجودشان در جلسات لازم است و نقشی مؤثر در آموزش و پرورش فرزندان خود دارند. 2- تشکیل جلسات توسط معلمان : بر اساس بررسیهای انجام شده، اولیاء از جلسات محدودتر و کم جمعیتتر که توسط معلم کلاس ترتیب می یابد استقبال بیشتری می نمایند. پیش نهاد می شود که دعوت کنندهی جلسات لزوماً مدیر مدرسه نباشد، بلکه معلمان به مناسبتهای مختلف والدین دانش آموزان کلاس خود را به مدرسه دعوت کنند. در این جلسات معلمان فرصتی خواهند یافت تا ضمن گفتگو با اولیاء در زمینهی مسائل خاص مربوط به کلاس با والدینی که کمتر در مدرسه ظاهر می شوند و با توجه به مشکلات فرزندانشان لازم است همکاری بیشتر با مدرسه داشته باشند، به طرح مسائل مورد نیاز بپردازند یا برای ملاقات خصوصی و جلب همکاری آنان قرار بگذارند. 3- آموزش مدیران ومعلمان در زمینهی ارتباط با خانواده : از آن جا که موفقیت جلسات اولیاء و مربیان در گرو مهارت ها و توانایی های ارتباطی مجریان و اداره کنندگان این جلسات است پیش نهاد می گردد که مدیران، معلمان و همهی کسانی که مسؤولیت ادارهی این قبیل جلسات را به عهده دارند، در مورد ارتباط با اولیاء و تفاوتهای فرهنگی اجتماعی آنان و چگونگی ارائهی کمک های ضروری به آنان، آموزش جامع دریافت دارند. مراکز تربیت معلم می توانند نقش مهمی در آگاه ساختن دانشجو معلمان در زمینهی ارتباط با اولیاء داشته باشند. 4- انجام تحقیقات در مورد انجمن های اولیاء و مربیان : به منظور بررسی اثر بخشی انجمن- های مدارس و تلاش برای بهبود آن، پیش نهاد می گردد تحقیقات وسیعی از طرف انجمن اولیاء و مربیان وزارت آموزش و پرورش، دانشگاهها و سایر مؤسسات آموزش عالی در زمینهی نحوهی ادارهی جلسات، محتوای برنامه ها، ارزشیابی آن و آزمایش راهها و روشهای جدید ادارهی جلسات انجام گیرد تا مدیران بتوانند با تکیه بر تجربیات خود و بهرهگیری از این نوع پژوهش ها تحولی در انجمنهای اولیاء و مربیان ایجاد نمایند. 5- فضای مدرسه : لازمهی از میان برداشتن مرز میان خانه و مدرسه فراهم نمودن محیطی است که اولیاء بتوانند آزادانه در ساعات مختلف بدون احساس مزاحمت به مدرسه رفت و آمد داشته باشند. معماری مدرسه و ترتیب فضاهای مختلف داخل ساختمان عامل مهمی در فراوانی مراجعهی اولیاء به مدرسه است. پیشنهاد می گردد به هنگام طراحی فضاهای آموزشی و در ترتیب دادن و تقسیم فضا برای فعالیتهای مختلف آموزشی و پرورشی مدرسه، فضاها و مکان های خاصی نیز برای پذیرش اولیاء در نظر گرفته شود تا اولیاء به هنگام مراجعه به مدرسه در محیطی که خصوصی بودن مراجعهی آنان را تضمین نماید، بتوانند با معلم، مشاور یا مدیر مدرسه صحبت کنند یا در ساعاتی از روز بتوانند با حضور در این مکان ها به انجام فعالیت های برنامهریزی شده در جهت تکمیل و تقویت آموزش و پرورش مدرسه بپردازند. 6- مسؤول رابطه با خانواده : از تجربیات مفید در زمینهی بهبود رابطه با اولیاءکه میتوان در ایران به خصوص در مدارس پر جمعیت و پر مسأله اجرا نمود. طرح میانجی یا واسطهی خانه و مدرسه است. میانجیگری، مجموعه فعالیتهایی است که به وسیلهی افرادی با نام میانجی یا مسؤول رابطه با خانواده انجام میگیرد. وظیفه میانجی که لازم است قبل از تصدی این پست آموزش جامعی دریافت کرده باشد، این است که از یک طرف با تنظیم فعالیتهای خاص اولیاء را به درک بهتر قوانین و انتظارات مدرسه و نظارت بیشتر تحصیل و رفتار فرزندانشان تشویق نماید و از طرف دیگر به معلمان در درک بهتر مسائل خانوادگی دانشآموزان و شناخت عمیقتر خصوصیات فرهنگی خانوادهها کمک کند. از وظایف دیگر میانجی که نقشی به مراتب وسیعتر از یک مشاور به عهده دارد، این است که با بررسی مشکلات خاص هر دانش آموز ضمن تماس با معلمان مختلف، با خانواده و در صورت لزوم با تماس و جلب حمایت سازمان های خارج از مدرسه (بنیادهای فرهنگی، مذهبی، درمانی، حقوقی و . . .) دانش آموزان را در رفع مشکلات مختلفی که مانع ادامهی تحصیل ثمر بخش و بهداشت و سلامت روانی آنان می گردد، یاری نماید. و من ا ... التوفیق



موضوع مطلب : دانستی معلم / تربیتی / آموزش و پرورش
صفحات سایت
RSS Feed