آموزش ابتدایی
تحول نو در رشد ابتدایی
صفحه نخست            پروفایل مدیر سایت            پست الکترونیک   
دوشنبه ٢٩ فروردین ۱۳٩٠ :: ۱٢:٤٥ ‎ق.ظ ::  نويسنده : مجید

تشویق یکى از ابزار مهم تربیت است که مربى مى‏تواند از آن بهره گیرد و کودک را به کارهاى نیک علاقه‏مند سازد. کودک در سایه تشویق، از بسیارى از خواسته‏هاى خود چشم مى‏پوشد و به راهى که مورد نظر مربى است، قدم مى‏گذارد.

تشویق به معناى به شوق آوردن، کار کسى را ستودن و او را دلگرم ساختن است.(1)

نیاز به تشویق از تمایلات فطرى هر انسان است که تا پایان عمر در او باقى مى‏ماند. این خطاست که تصور کنیم شخص از آن جهت که بزرگ شده است و خوب و بد را مى‏فهمد، احتیاج به تشویق ندارد، زیرا بسیارى از تلاشها و رقابتهاى بزرگسالان به منظور به دست آوردن تشویق و تحسین دیگران است.

 

شیوه تشویق

تشویق گاهى زبانى است که مربى با دلجویى و بیان جملات محبت‏آمیز، رفتار و گفتار کودک را مورد تشویق قرار مى‏دهد و او را به کار و راهش دلگرم و امیدوار مى‏کند و گاهى عملى که مربى با به آغوش گرفتن کودک و نوازش او و نگاه توأم با لبخند و خرید شکلات، اسباب‏بازى، لباس و گردش او را به خاطر عملى که انجام داده است، مى‏ستاید.

نکته لازم به تذکر این است که در نوع و شیوه تشویق باید سن و درک کودک را مورد توجه قرار داد و تشویق را به موازات نوع عمل و درک او تغییر داد. به عنوان مثال یک کودک 3 ـ 4 ساله بهترین تشویق براى او، یک شکلات است و براى یک نوجوان 14 ـ 15 ساله، یک گردش علمى و دیدار از موزه‏ها و شخصیتهاى اجتماعى ارزنده‏ترین تشویق است.

 

آثار تشویق

1ـ تشویق، خستگى و نومیدى را از کودک دور مى‏سازد و او را نسبت به هدف و راهى که انتخاب کرده است، امیدوار مى‏سازد.

2ـ کودک با تحسین و تشویق، در صدد اصلاح ناسازگاریها و نقاط منفى اخلاقى خود برمى‏آید و بسیارى از شیوه‏هاى غلط رفتارى خود را اصلاح مى‏کند.

3ـ تحسین رفتار و گفتار کودک باعث مى‏شود که در سر دو راهیها سرگردان نشود و در کارى که انجام مى‏دهد، کوشاتر و جدى‏تر باشد.

 

نکاتى پیرامون تشویق

1ـ هنگام تشویق، کودک باید بفهمد که به چه جهت مورد تحسین قرار گرفته است.

2ـ تشویق باید هر چند وقت یک بار و در برابر کارهاى برجسته کودک باشد، نه به صورت همیشگى و براى هر کارى؛ زیرا در این صورت، تشویق تأثیر خود را از دست خواهد داد.

3ـ تشویق نباید از حد اعتدال تجاوز کند، زیرا ممکن است کودک را به خودبینى و خودستایى گرفتار کند.

4ـ تشویق نباید شکل رشوه به خود بگیرد، که در این صورت اثر مثبت و سازنده نخواهد داشت.

5ـ باید عمل یا اخلاق نیک کودک را تحسین کرد نه خود او را. او باید بفهمد که کارش ارزش دارد و او جداى از کارش ارزنده نیست.

 

جایگاه تنبیه در تربیت:

تنبیه به معناى بیدار کردن و آگاه کردن کسى بر امرى است. از این‏رو تنبیه همیشه به صورت کتک زدن، ملامت کردن و اعمال فشار نیست، بلکه این هدف (آگاه کردن شخص) ممکن است با نصیحت، ارشاد و موعظه حاصل شود و او متوجه خطاى خود بشود. پس تنبیه به خاطر هدایت است نه فرو نشاندن خشم مربى.

در نظام تربیتى اسلام اصل تنبیه به عنوان عاملى بازدارنده، پذیرفته شده است زیرا جامعه و مردمى که در برابر اعمال و رفتار خود کنترلى نبینند و با نصیحت و گاه اعمال فشار و کیفر محدود نگردد، طغیان خواهند کرد.

 

شیوه تنبیه

شیوه عاطفى بهترین و موفقترین شیوه‏هاى تربیتى است. کودک باید با مفهوم جملاتى از قبیل «دوست دارم و دوست ندارم» والدین آشنا شود و آثار مطلوب و نامطلوب آن را دریابد. تخلفات کودک باید با چهره ناراضى والدین روبه‏رو شود و از برخورد مربیان خود راه و روش صحیح و مورد نظر آنها را پیدا کند. او باید همیشه مورد مهرورزى و خوشرفتارى والدین قرار گیرد تا نصیحتهاى آنها را مانند تابلویى در مقابل خود تجسم کند.

گاه پیش مى‏آید که رفتار خلاف کودک با پند و اندرز اصلاح نمى‏شود و در شیوه رفتارى خود تغییرى نمى‏دهد. در این صورت والدین با استفاده از روشهاى مناسب با توجه به نوع و زمان جرم به بازداشتن و تنبیه بدنى او با شرایطى اقدام کنند. مربى اگر ناچار از تنبیه بدنى شد، کافى است ضربه‏اى به باسن یا پشت دست کودک بزند و در مواردى که تخلفش بزرگتر و سنگین‏تر باشد تنبیه شدیدترى را اعمال کند.

تنبیه بدنى به عنوان یک عامل بازدارنده ـ در صورت عدم کارآیى دیگر ابزار تربیتى ـ به حساب مى‏آید و چندان سازنده نیست؛ زیرا کودک ممکن است از ترس کتک، به ظاهر مرتکب خلاف نشود، اما عادت زشت خود را از دست ندهد.

امیر مؤمنان علیه‏السلام مى‏فرماید:

«اِنَّ العاقِلُ یَتَّعِظُ بِالاَدَبِ وَ البَهائِمُ لا یَتَّعِظُ الاّ بِالضّربِ»(2)

خردمند، با ادب پند مى‏آموزد و حیوانات با کتک و زدن تربیت مى‏شوند.

تنبیه کودک در سخن امام صادق علیه‏السلام:

با توجه به مطالبى که گذشت و با عنایت به اینکه سراسر وجود کودک سرشار از عاطفه است و بسیارى از رفتار و گفتارهاى خود را بر اساس برخوردهاى عاطفى والدین خویش قرار مى‏دهد؛ امامان علیهم‏السلام در بیان شیوه‏هاى تربیتى بویژه در مورد کودکان، مربیان را به استفاده از این شیوه تشویق کرده‏اند.

مربیانى که با فرزندان خود با خوشرفتارى و محبت برخورد مى‏کنند، مى‏توانند از «قهرکردن» با کودک به عنوان یک وسیله اصلاحى بهره‏بردارى کنند.

فردى خدمت امام صادق(ع) شرفیاب شد و از فرزندش شکایت کرد. امام(ع) در پاسخ او فرمود:

«لا تَضْرِبْهُ وَاهْجُرْهُ و لا تُطِلْهُ»(3)

او را نزن، با او قهر کن ولى این قهر را طولانى نکن.

 

نکات مهم در تنبیه کودک:

1ـ در تنبیه، پدر و مادر با هم اقدام نکنند، اگر یکى طفل را تنبیه کرد، دیگرى به عنوان پشتوانه روحى او باقى بماند.

2ـ پیش از تنبیه باید ریشه تخلف را کشف کرد و سپس به رفع آن اقدام نمود.

3ـ تنبیه به عنوان آخرین ابزار تربیتى مورد استفاده قرار گیرد.

4ـ باید عمل کودک را تنبیه کرد، نه شخصیت و تمام وجود او را.

5ـ تنبیه با جرم و خطاى کودک متناسب باشد.

6ـ تنبیه چند جانبه نباشد؛ یعنى به این صورت نباشد که طفل هم کتک بخورد، هم سرزنش شود و هم مورد تمسخر قرار گیرد.

 

ملامت کودک

بیشتر والدین در برخورد با خطاهاى کودکان، آنها را تنبیه نمى‏کنند، اما بیش از آن کودکانشان را مورد سرزنش خود قرار مى‏دهند، که این شیوه موجب گستاخى کودک در برابر والدین خود مى‏شود و زمینه اصلاح او را از بین مى‏برد.

در تربیت، از ملامت به عنوان یک وسیله اصلاحى حساب شده مى‏توان استفاده کرد.

ملامت لازم نیست که به صورت غلیظ و همراه با خشونت باشد بلکه ممکن است به صورت سؤالاتى از کودک باشد که او را وادار به اندیشیدن در رفتار خود مى‏کند. براى مثال مى‏توان به دور از عصبانیت با جملاتى از قبیل: آیا در خطاهاى خود فکر آبروى خود و ما را نکردى؟ آیا نمى‏خواهى در رفتار و گفتار خود تغییرى ایجاد کنى؟ و ... او را متوجه خطایش کرد.

 

افراط در ملامت

مربیانى که براى تربیت کودکان خویش با ابزار سرزنش جلو مى‏روند و او را به خاطر کوچکترین لغزش و بدون در نظر گرفتن نوع جرم و سن کودک، مورد سرزنش قرار مى‏دهند، بزرگترین اشتباه را مرتکب مى‏شوند.

افراط در سرزنش، کودک را لجباز و ناامید بار مى‏آورد، به طورى که او خود را قابل اصلاح نمى‏داند و به تدریج تعادل روانى خود را از دست مى‏دهد و براى خود آینده‏اى تاریک تصور مى‏کند، از این‏رو براى آرام کردن خویش، به خرابکارى، فریبکارى، سیگار، فرار از خانه و مدرسه روى مى‏آورد و گرفتار ناآرامى عصبى مى‏شود. حضرت على(ع) مى‏فرماید:

«الاِفراطُ فى المَلامَةِ یَشُبُّ میزانَ اللِّجاجِ»(4)

زیاده‏روى در سرزنش، آتش لجاجت را شعله‏ور مى‏سازد.

 

پاورقى

1ـ فرهنگ عمید.

2ـ غررالحکم، ترجمه محمدعلى انصارى، ج1، ص236.

3ـ بحارالانوار، ج104، ص99.

4ـ بحارالانوار، ج23، ص114.



موضوع مطلب : تربیتی / کودکان
صفحات سایت
RSS Feed