آموزش ابتدایی

تحول نو در رشد ابتدایی

+ اشاره های کلیدی برای معلمان چند پایه

«آموزش چندپایه فرصت یادگیری برای همه»

مقدمه

        آموزش و پرورش یک حق عمومی است و هر کودکی حق دارد که از آموزش بهره مند گردد. لذا ایجاد کلاس های چندپایه فرصت یادگیری برای بسیاری از کودکان مناطق روستایی و عشایری را فراهم می سازد.

        توسعه مدارس با کلاس های چندپایه بنابه دلایلی همچون کاهش جمعیت دانش آموزی، موقعیت جغرافیایی و ... اجتناب ناپذیر است. کلاس های چندپایه بعنوان ابزاری جهت خدمت به انسان های محروم و مراکزی جهت ایجاد آگاهی اجتماعی، پیشرفت اقتصادی و ... به شمار می آید. تدریس کلاس های چندپایه یکی از روش های آموزشی است که می تواند نیازهایی بسیاری از واجب التعلیم را در مناطق محروم تامین نماید.

        نگاههای مختلفی به کلاس های درسی چندپایه وجود دارد. برخی این کلاس ها را جزو معضلات آموزشی می دانند. برخی دیگر وجود این کلاس ها را به مثابه فرصتی برای یک عمل آموزشی و پرورشی بهینه به شمار می آورند.

        بررسی ها و تحقیقات انجام گرفته نشان می دهد که میان دانش آموزان کلاس های چندپایه و دانش آموزان کلاس های تک پایه از حیث توانایی شناختی تفاوت معنی داری وجود ندارد. افزون بر این دانش آموزان کلاس های چندپایه نسبت به دانش آموزان کلاس های تک پایه از نظر رشد اجتماعی، سازگاری محیطی، بیان عواطف، روحیه همکاری، بهداشت روانی، پختگی رفتار و ... برتری نشان می دهند.

        تدریس در کلاس های درس چندپایه و دانشِ آموزی در این کلاس ها، تجارب فراوانی به بار می آورد. تجارب برآمده از کلاس های درس چندپایه برای معلمان، افزایش توانایی حرفه ای و دلبستگی به دانش آموزان است.

فعالیت های یادگیری

        مجموعه فعالیت های منظم و مرتّب یک درس و انواع فعالیت هایی که معلم برای انجام در کلاس انتخاب می کند ارتباط مسقیم با پیشرفت تحصیلی دانش آموزان دوره ابتدایی دارد. برای آن که معلم در انتخاب یا تدوین فعالیت های یادگیری موثر تر عمل کرده و آن ها را به گونه ای اثربخش عرضه کند نیاز به در نظرآوری 3 دسته کار عمده دارد:

1- تهیه چارچوب درس

        پیش از آغاز درس، معلم باید چارچوبی برای آموزش تنظیم کند، این کار به دانش آموز کمک می کند تا با شیوه ارائه درس آشنا شوند. در این زمینه، پژوهش های انجام یافته در باره ی تدریس شش رفتار خاص را برای معلم معین کرده اند:

1/1) سازماندهی پیشاپیش مواد یادگیری

2/1) تعیین روندی روشن برای انجام کار در کلاس

3/1) صحبت با یادگیرندگان در باره آنچه باید یاد بگیرند و بحث با آنان در باره روش های مناسب برای یادگیری محتوای دانش و مهارتی

4/1) انجام آزمون در آغاز درس و ارائه توضیحات روشن کننده و بحث در باره هدف درس

5/1) ارائه تصویر کلی از درس (ارائه تصویر کلی از درس در کلاس های چندپایه نهایت فعالیت های یادگیری پایه بالاتر را نشان می دهد.)

6/1) ارتباط دادن پیش دانسته ها یا پیش آموخته های دانش آموزان با پس آموخته ها

2) تنظیم ارتباطات بین معلم و دانش آموز

        متخصصان آموزش و پرورش و پژوهشگران حوزه روان شناسی تربیتی بر این باورند که تعامل میان معلم و دانش آموزان در دو مرحله اصلی شکل می گیرد:

مرحله اول: معلم در این مرحله مهارت یا مفهوم مورد نظر برای یادگیری را به صورت عینی و از طریق ارائه نمونه های عملی و مثال ها از محتوای کتاب درسی عرضه می کند.

مرحله دوم: معلم در این مرحله دانش آموزان را به بازخوانی ترغیب میکند. او این کار را برای اطمینان از میزان درک و فهم دانش آموزان انجام می دهد.

3)مراقبت از دانش آموزان برای دست یابی به یادگیری

        مراقبت از دانش آموزان برای دست یابی به یادگیری یاری به آنان برای کسب دانش، مهارت و نگرش مورد انتظار است. «مراقبت» را بعضی با «پایش» مترادف دانسته اند. در واقع در کلاس درس یکی از کارهای معلمان «پایش» است. معنای دقیق «پایش» را می توان در شعر معروف «مادر» لمس کرد:

یک حرف و دو حرف نهاد بر زبانم                        تا شیوه گفتن آموخت

دستم  بگرفت  و پا به پا  برد                    تا شیوه راه رفتن آموخت

«پایش» از سوی معلم، مسئولیت در برابر یادگیری را برای دانش آموزان به ارمغان می آورد. در مدت «پایش» معلم باید اقدامات زیر را انجام دهد:

- آماده سازی یادگیرندگان برای کار کلاسی و نظارت بر کارها

- حفظ موقعیت مثبت خود در ارائه بازخورد و کمک اختصاصی

- تدارک بازخورد برای فعالیت های یادگیری دانشی، مهارتی و اصلاح نگرش و تقویت آن ها.

       

اشاره های کلیدی برای معلمان چندپایه

1- به کارگیری راهبردهای تدریس باید همراه با انعطاف پذیری باشد. در برخی مواقع نیاز است برای اثرگذاری بیشتر راهبردهای تدریس با توجه به نوع محتوا و نیازمندی دانش آموزان مورد بازنگری قرار گیرد.

2- فضای یادگیری باید به گونه ای طراحی شود که پیشرفت مداوم را برای یادگیرندگان زمینه ساز کند.

3- برای سازگار شدن دانش آموزان با مدرسه، لازم است ارتباط نزدیکی بین خانه و مدرسه به وجود آید.

4- در کنار فعالیت های مربوط به ایجاد انگیزه در دانش آموزان شایسته است تلاش گردد مهارت ها و عادت ویژه گوش دادن، سخن گفتن و یادگیری در آنان پرورش یابد. فعالیت های مبتنی بر بازی و فعالیت های مبتنی بر گروه همتایان می تواند راهی برای ایجاد آمادگی بیشتر در دانش آموزان برای حضور در مدرسه باشد.

5- دانش آموزان در کنار فراگیری نوشتن، خواندن و حساب کردن ، باید در انواعی از فعالیت های خلاقانه، فرهنگی و فعالیت های بدنی درگیر شوند. با این همه، نباید فعالیت هایی که اشاره شد بسیار سخت گیرانه باشد. دانش آموزان باید در انجام فعالیت احساس راحتی کرده و آن ها را با سرعت و توانایی خود را انجام دهند.

6- از دانش آموزان بزرگتر باید درخواست کرد تا به دانش آموزان کم سن و سال یاری کنند. از دانش آموزان بزرگسال ارشد می توان برای تدریس به دانش آموزان پایه های پایین تر استفاده کرد. کودکان پایه های پایین تر می توانند با یاری دانش آموزان پایه های بالاتر به تمرین و فعالیت های بدنی، حفظ کردن اشعار، خواندن متون و ... بپردازند.

7- گروه بندی بر پایه توانمندی را به عنوان یک راهکار در نظر بگیرید. قرار دادن یک دانش آموز قوی، متوسط و دانش آموز ضعیف، فرصت مناسبی برای تدریس دوسویه و انجام تدریس جبرانی فراهم می کند. وقتی دانش آموز ارشد به دانش آموز کم سن و سال تدریس می کند به او یاری می کند که بهتر بیاموزد، و دانش آموز کم سن و سال به دانش آموز ارشد یاری می کند آموخته هایش را عرضه کند.

8- گاهی فعالیت یکسانی را برای همه دانش آموزان کلاس ارائه دهید. شمار زیادی از فعالیت ها را می توان طراحی کرد که دانش آموزان پایه های اول تا پنجم در انجام دادن آن ها شرکت کنند. برای مثال ، فعالیت های مربوط به تربیت بدنی، فعالیت های مربوط به تعلیمات مدنی، فعالیت های مربوط به خواندن و ... حتی تدریس برخی از مفاهیم ریاضیات برای کل کلاس امکان پذیر است.

گروه بندی دانش آموزان در کلاس درس

        در کلاس های درس چندپایه، تقسیم دانش آموزان به گروه های کاری، یکی از راهبردهای اثربخش است. انواع گروه بندی دانش آموزان در زیر آمده است:

الف) گروه بندی بر پایه توانایی مشابه

        در این نوع گروه بندی، دانش آموزان در قالب گروه های قوی، متوسط و ضعیف سازماندهی می شوند. یکی از مزایای این نوع گروه بندی، ایجاد فرصت برای دانش آموزان به منظور کار با همتایان خود است. این گروه بندی برای موضوعاتی چون، ریاضیات ، زبان (خواندن و نوشتن) و تربیت بدنی مناسب است.

ب) گروه بندی کودکان براساس توانایی های متفاوت

        این نوع گروه بندی بر مبنای توانایی های مختلف دانش آموزان شکل می گیرد. گروه بندی کودکان براساس توانایی های مختلف برای انجام «کارهای مشارکتی و انجام واحدهای کار» مناسب است.

پ) گروه بندی سنی

        گروه بندی بر پایه ی سن تقویمی دانش آموزان انجام می گیرد. این نوع گروه بندی بر مبنای این فرض شکل گرفته است که وقتی دانش آموزان با افراد هم سن و سال خودکار می کنند پیشرفت بیشتری به دست می آورند.

ت) گروه بندی کودکان براساس سن های متفاوت

        این نوع گروه بندی برای انجام کارهای گروهی، هنری و انجام فعالیت های یادگیری مناسب است.

ث) گروه بندی داوطلبانه

        در این نوع گروه بندی،‌ دانش آموزان می توانند هم گروهی های خود را انتخاب کنند. این نوع گروه بندی به دوستان و یا خواهران و برادرانی که در کلاس های چندپایه حضور دارند امکان همکاری و مشارکت می دهد.

ج) گروه بندی تصادفی

        این نوع گروه بندی با استفاده از اعداد، نام رنگ ها، فصل ها و ... فرصت همکاری و هم اندیشی کلیه دانش آموزان را با هم فراهم می کند.

فنون تدریس

        فنون تدریس، روش هایی هستند که معلمان از آن ها در انجام فعالیت های یاددهی – یادگیری استفاده می کنند. برای مثال، معلم می تواند از «روش سخنرانی» برای ارائه مورد جدید و از «پرسش و پاسخ» به منظور جمع آوری بازخورد بهره بگیرد.

        به هر حال، باید توجه داشت که هیچ روش میان بر یا ایده آلی برای تدریس وجود ندارد. روش های تدریس مختلف یا راهبردهای گوناگون دارای میزان معینی اثرگذاری برای یادگیری دانش آموزان است. معلم متبحر، راهبردهای متفاوتی را به هم می آمیزد تا نیازهای آموزشی دانش آموزان را برآورده سازد. باید به یاد داشت: « معلم متبحر پرورش می یابد، مادر زاد متبحر نمی شود.»

فن تعامل

الف) تعامل بین معلم و دانش آموز (تعامل یک به یک)

        این تکنیک می طلبد دانش آموزان به صورت زوجی سازماندهی گردند. هر زوج به ایفای نقش می پردازند. یکی از دانش آموزان نقش معلم و دیگری نقش یادگیرنده را ایفا می کند. معلم، سوال می پرسد، ارائه تکلیف کرده یا دستورالعملی صادر می کند، یادگیرنده باید به سوال پاسخ داده یا از دستورالعمل پیروی کند؛ سپس، نقش ها تعویض می شود و دانش آموزی که نقش معلم را ایفا می کند، نقش یادگیرنده را ایفا می کند و دانش آموزی که نقش یادگیرنده را ایفا می کرد، نقش معلم را ایفا می کند. این فن در کلاس های چندپایه کاربرد فراوان دارد.

ب) تدریس همتا (تدریس همشاگردی)

        هدف از کابرد فن تدریس همتا، استفاده از دانش آموز قوی تر برای اعضای ضعیف گروه است. وقتی دانش آموزان به تدریس بپردازند، به یادگیرندگانی برتر تبدیل می شوند . احترام متقابل ، اجتماعی شدن و درک و فهم از طریق فعالیت های همیاری و همکاری افزایش می یابد. دانش آموزان از اینکه بتوانند مطلبی یا مهارتی را آموزش دهند احساس غرور می کنند. دانش آموزان پایه های بالاتر در کلاس می توانند به دانش آموزان پایه های پایین تر تدریس نمایند و بدینوسیله خود نیز بر مطالب درسی مسلط گردند.

پ) یادگیری تیمی

        در یادگیری تیمی، دانش آموزان به گروه های مختلفی تقسیم می شوند. پس از آن که گروه های دانش آموزی شکل گرفت،‌ معلم از گروه ها می خواهد برای خود مسئول و منشی انتخاب کنند. مسئول به هدایت گروه می پردازد؛ و منشی گروه، سوال را می نویسد و نظرات اعضای گروه را ثبت کند، همچنین می تواند به جمع بندی نظرات هم بپردازد.

        وقتی دانش آموزان به یادگیری تیمی می پردازند، معلم باید در میان گروه ها قدم بزند و به صورت خاص به هر یک ازگروه ها کمک کند. ایجاد رقابت بین گروه های همیار می تواند تحریک کننده باشد و در میان آنان ایجاد دوستی کند.

رویکردهای تدریس در آموزش کلاس های چندپایه

        شیوه آموزش در کلاس های چندپایه ممکن است به یکی از روش های زیر اجرا شود:

1- تدریس یک یا چند ماده درسی به صورت جداگانه به 2 پاییه یا بیشتر در یک جلسه (رویکرد محوری – گروهی)

2- تدریس یک ماده درسی براساس موضوع مشابه به تمام پایه ها به طور همزمان در یک جلسه (رویکرد مفهومی – گروهی)

3- تدریس به چند پایه با ماده درسی و موضوع مشترک و چند پایه با ماده های درسی متفاوت در یک جلسه (رویکرد مختلط)

رویکرد محوری گروهی

        این شیوه به این دلیل محوری نامیده می شود که معلم، محور تدریس خود را در یک جلسه 45 دقیقه ای با توجه به پایه های موجود و با اختصاص وقت مناسب برای هر پایه ی محور، به تدریس می پردازد. در هنگام فعالیت پایه ی محور، پایه های دیگر با نظارت غیرمستقیم معلم، به فعالیت های فرعی می پردازد. در این روش، گاهی از دانش آموزان مستعد پایه های بالاتر در جهت نظارت بر گروه «خود آموخت» استفاده می شود که معمولاً به این دانش آموز «معلم یار» گفته می شود.

رویکرد مفهومی – گروهی (موضوع مشترک)

        در این روش معلم یک ماده درسی را با تلفیق و ادغام مشابهات و مشترکات درسی، به تناسب اطلاعات واندوخته های قبلی دانش آموزان شروع و پس از ارائه مشترکات و کلیات، مسائل فرعی و اختصاصی هر پایه را جداگانه تدریس می کند.

        مثلاً برای تمام پایه ها آموزش جمع در درس ریاضی باشد برای کلاس اول جمع اعداد یک رقمی، برای کلاس دوم جمع اعداد دو رقمی، برای کلاس سوم جمع اعداد سه رقمی وکلاس های چهارم و پنجم جمع اعداد کسری ؛ در این حالت بهتر است ابتدا به کلاس های پایین تر تدریس کرد تا یادآوری برای کلاس های بالاتر باشد.

همچنین در این روش استفاده موثری از وسایل آزمایشگاهی و رسانه های آموزشی صورت می گیرد. و دانش آموزان ضعیف کلاس های بالاتر می توانند از برنامه درسی کلاس های پایین تر استفاده کنند و دانش آموزان مستعد کلاس های پایین تر می توانند از برنامه ی درسی کلاس های بالاتر استفاده کنند و مراحل تدریس در حقیقت یک نوع ارزشیابی و آمادگی برای پایه های بالاتر است

نویسنده : مجید ; ساعت ۱٠:۳٠ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ٢۸ امرداد ۱۳۸۸
تگ ها: روش تدریس
comment نظرات () لینک


+ تکنولوژی آموزشی و روشهای جدید تدریس

هر نظام آموزشی در صورتی در انجام رسالت خود موفق خواهد شد که دارای معلمانی برخوردار از صلاحیتهای علمی و آشنا به روشهای آموزشی و مجهز به مهارتهای آموزشی و شغلی و حرفه ای باشد.  پس بنابراین 3 بال معلم جهت پرواز موفقیت آمیز در فضای آموزش را می توان:

 

1- صلاحیتهای علمی مورد نظر

 

2- جزئیات مفید و موثر آموزشی و اطلاعات عمومی

 

3- تلفیق آگاهی های علمی و تجربیات علمی نام برد.

 

 

 

 

تعریف تکنولوژی:

 

تکنولوژی به معنی هر گونه مهارت علمی است که در آن از نتایج دانش و یافته های علمی استفاده می شود.

 

 

 

 

تعریف تکنولوژی آموزشی:

 

اصول و راهبردهایی است که برای حل مسائل آموزشی درسطح کاربردی به کار می رود.

 

ضرورت استفاده از تکنولوژی آموزشی:

 

1- رفع مسائل و مشکلات نظام آموزشی

 

2- نقش بسیار مهم حواس پنجگانه در یادگیری

 

3- ویژگیهای مربوط به یاد گیری مخصوصاً در کودکان دبستانی

 

عوامل موثر در لزوم کاربرد تکنولوژی آموزشی:

 

1- هماهنگی و همکاری نظام آموزشی با پیشرفت سریع علوم و تکنولوزی

 

2- رفع، کاهش و پیشگیری از افزایش مسائل و مشکلات نظام آموزشی

 

3- مشارکت و فعالیت هر چه بیشتر حواس فراگیران در جریان آموزش به منظور تحقق یادگیری بنیادی و موثر عمیق

 

 

تکنولوژی امروز:

 

تکنولوژی امروز عبارت است از فرآیند پیچیده و منسجمی که شامل افراد، فرآیند ها، ایده ها، ابزار و سازمانها که برای تجزیه و تحلیل مشکلات و ایجاد، اجرا، ارزشیابی و کنترل راه حل مشکلاتی که در تمامی جنبه های یاد گیری انسان دخالت دارند، بکار می رود.

 

 

عوامل انتخاب تکنولوژی:

 

1- هدفهای آموزشی                                  

 

2- ویژگیهای دانش آموزان                                            

 

3- فنون تدریس                      

 

4- محرکهای مورد نیاز موضوع درسی                         

 

5- شرایط علمی

 

 

اهداف و فواید تکنولوژی آموزشی:

 

1- تکنولوژی می تواند آموزش و یادگیری را انفرادی کند.

 

2- راه حل لازم را برای طراحی شرایط ارائه دهدکه از همه روش ها نزدیکتر شود.

 

3- دسترسی به فرهنگ آموزش را به طور یکسان برای همه میسر می سازد.

 

4- تکنولوژی مؤثرترین وسیله برای تحقق اهداف است.

 

5- تکنولوژی در جستجوی حلقه های گمشده ای است تا بتواند به وسیله آن ها رشته های وسیع و گسترده ای از علوم و دانش را به هم متصل نماید.

 

6- وسیله ای است مطمئن برای بهره بردن و ایجاد تغییر در وضعیت موجود.

 

 

پیشنهادات:

 

1- توجه مدیران به تکنولوژی آموزش مدارس به منظور ارتقاء کیفیت تدریس معلمان جهت یادگیری آسان و بهتر دانش آموزان.

 

2- استفاده از افراد متخصص در پست تکنولوژی یا سمعی بصری مدارس .

 

3- جذب معلمین با مدرک بالاتر در رشته های تخصصی و آشنایی با تکنولوژیهای موجود روز در امر تدریس.

 

4- ارج نهادن به معلمینی که از تکنولوژی آموزشی بهینه استفاده می نمایند.

 

5- اختصاص بودجه های خاص در وزارتخانه به امر تکنولوژی مدارس و مراکز تربیت معلم.

 

6- تشکیل کنفرانسها و میزگردها برگزاری کلاسهای ضمن خدمت کوتاه مدت برای اساتید و معلمان با موضوعات تکنولوژی آموزشی.

 

7- اطلاع رسانی به معلمان و اساتید در رابطه با آخرین یافته های مربوط به تکنولوژی و روشهای جدید تدریس.

 

8- جهت استفاده ی مطلوب از کلاسها و بالا بردن کیفیت آموزش در سطوح مختلف با به کار گیری تکنولوژی آموزشی در امر تدریس بهتر است سقف دانش آموزان کلاسها بیش از 20 نفر نباشد.

 

 

تکنولوژی آموزشی در منظر بزرگان علم

 

1- تکنولوژی آموزشی ، طراحی، اجرا و ارزیابی نظام یافته تمام فرایند یادگیری و آموزش همراه با تعیین هدفهای مشخص تر و نیز استفاده از تجربه تحقیقات در زمینه های یادگیری، ارتباط جمعی و به کار گرفتن مجموعه ای از منابع انسانی و غیرانسانی جهت فراهم آوردن شرایط آموزش موثر.(الن ویلیام)

 

2-  تکنولوژی آموزشی در مفهوم ساده و مقدماتی به سخت افزارهایی مانند کامپیوتر، پروژکتور، اورهد و سایر وسایل سمعی و بصری اطلاق می شود که معلمان در امر آموزش از آنها آستفاده می کنند. (اصطلاحات آموزش علوم و تکنولوژی- انتشارات یونسکو)

 

3- تکنولوژی آموزشی  کاربرد نظری و علمی تکنولوژی در نظام آموزشی.)ویژه نامه تکنولوژی آموزشی مجله دانشمند)

 

4- تکنولوژی آموزشی عبارت است ازکاربرد یافته های علمی درباره یادگیری و شرایط یادگیری. )مرکز عالی برنامه ای بریتانیا(

 

 

 

  استفاده از ابزار و تکنولوژی جدید در امر آموزش و پرورش

 

          برای اولین بار درسال1900آموزش وپرورش آمریکا اصطلاحاتی مثل «کمک دیداری» و«وسایل کمک تدریس» را وارد جریان  آموزش  و  پرورش  نمود  و  همچنین  در  دانشگاه ها  و  دوره های تربیت معلم آمریکا اولین بار درس وسایل دیداری ـ شنیداری و تکنولوژی سمعی وبصری متداول شد.

 

عکس العمل روانشناسان درمقابل این پدیده نوین این بود که:آن را با رویکرد فناورانه نپذیرفتند بلکه بیشتر به رویکرد فردگرایانه آموزش و رغبت و توانایی یادگیری فراگیران توجه نمودند .       

 

بنیاد فورد درسال 1954تلویزیون آموزشی را راه اندازی و وارد مدارس کرد و سنای آمریکا طرح دفاع ملی تعلیم و تربیت را از تصویب گذراند و مدارس بلافاصله شروع به خرید ابزارآموزشی نمودند.

 

ازآن تاریخ تا امروز ابزار تکنولوژی آموزشی توسط مدارس خریداری می شود وپس از گذشت سال ها هنوز شاهد خرید بی رویه این ابزاربرای مدارس ودرپی آن پرشدن جیب سهامداران شرکت های ابزارساز هستیم با کمال تأسف با اینکه بعضی از مدارس ما از ابزارتکنولوژی آموزشی غنی هستند ولی درآزمایشگاه های این مدارس کمتر کسی از معلمان ودانش آموزان فناورشده است واین یعنی شکست ومهمترین دلایل این شکست را « عدم توجه مسئولین به مفهوم واقعی تکنولوژی آموزشی بیان  کرده اند» . هدف تکنولوژی آموزشی ترویج تلویزیون ،رادیو ، ماشین آلات آموزشی ، کامپیوتر ودستگاه های الکترونیکی نیست ولی به معنای نفی آنها هم نیست .

 

تکنولوژی آموزشی عبارت است از روش سیستما تیک ، طراحی ، اجرا وارزیابی کلی فرآیند یاددهی – یادگیری که درآن هدف ها معین باشد واز یافته های روانشناسان وعلوم ارتباطات استفاده گردد تاآموزش مؤثرتر وپایدارتر ارایه گردد. طبق این تعریف تکنولوژی آموزشی نرم افزاری است که ابزار رابه خدمت می گیرد، هرچه زمان به پیش می رود ابزار مدرنتری پدید می آید اگر دیروز باتایپ سربی کتاب های درسی دراختیار فراگیران قرارگرفته می شد امروز کتاب الکترونیکی با قابلیت تغییر فونت های مختلف دراختیار آنان قرار می گیرد.

 

اگر ابزار وتجهیزات کلاس درس دیروز ( متأسفانه درایران امروز ) میز وتخته ای سیاه رنگ یا سبزرنگ و چند قطعه گچ بود امروز برنامه های رایانه ای یا طرح درس رایانه ای  می تواند با هدایت و نظارت معلمان ، امر آموزش وپرورش را تسهیل ببخشد .

 

ابزارهای تکنولوژی درطول تاریخ همواره برای آموزش وتسهیل بخشیدن به فرایندیاددهی – یادگیری مفید وکار آمد بوده اند نکته مهم نوع نگاه مدیران ومسئولان به طرز استفاده ازاین ابزارها است امروز در دوره عمومی( ابتدایی و راهنمایی) با توجه به رویکرد تولید کتاب های درسی، طبیعت به عنوان کارگاه واقعی دانش آموزان معرفی شده است و علی رغم این نگرش بعضی  از  مدیران  تلاش  می کنند  که  دانش آموزان را در اتاقک های شیشه ای به نام آزمایشگاه گرفتار نمایند با این باور که دانش آموزان را تکنولوژیست کنند حال آنکه با وضعیتی که آزمایشگاه ها ی کنونی مدارس دارند دانش آموزان می توانند  تنها به شناخت بعضی از ابزار شیشه ای آزمایشگاه ها برسند وعملاً‌ به هیچ فناوری خاصی دست پیدا نکنند .

 

آن چه مهم است این است که معلمان درطبیعت یا کارگاه یا آزمایشگاه یا حتی کلاس درس بتوانند دانش آموزان را در دنیای ذهن خود با محیط زندگی درگیر کنند وزمینه رابرای  تولید فکر آنان ایجاد نمایند .

 

 

از این منظر :

 

- اگر دبیرادبیات بتواند دانش آموزان خود را جوری پرورش دهدکه خوب مطالعه کنند و قصه بنویسند و شعر بسرایند فن آوری آموزشی به کاربسته است.

 

- اگر دبیر علوم کاری کند که دانش آموزان او خود دست به‌آزمایش بزنند تکنولوژی آموزشی به کارگرفته است.

 

 - اگر دبیر علوم اجتماعی کاری کند تا دانش آموزان در انتخابات شورای دانش آموزی به رأی اکثریت احترام کنند و مشارکت فعال داشته باشند فناوری آموزشی به کار بسته است .

 

با این تعریف تکنولوژی آموزشی تجهیزات آموزشی نیست اگر چه تجهیزات وابزار می تواند درخدمت تکنولوژی آموزشی قرارگیرد تکنولوژی آموزشی به تعبیری فن به کارگیری ابزاربرای تسهیل فرآیند یاددهی ـ یادگیری می باشد .

 

سخن این جا است که امروز روش تدریس خطابه ای و سخنرانی روشی بسیار کهنه است اگرچه هنوز به عنوان یکی از روش های آموزشی در ـ بعضی مواقع خیلی هم سودمند ـ  به کارگرفته می شود اما روحیه ی نسل حاضر و حضور رقابتی دیگر رسانه ها در مقابل صدا و لحن معلم ایجاب  می کند که مسئولین ابزار تکنولوژی را به استخدام معلمان درآورند و در این میانه معلم را تنها نگذارند.

 

اگر تجهیزات لازم و متناسب تئوری های تغییر فراهم نگردد ممکن است همه این تلاشها بی نتیجه بماند وقتی ما برای معلمان سمینار وکارگاه برگزار می کنیم و از روش های فعال تدریس سخن می گوییم از طرفی نُرم فراگیران هرکلاس50 تا60 نفر می باشد و وجود میز و نیمکت های خلاقیت کش فرصت حضور چهره به چهره ی دانش آموزان را از دست داده است و در کلاس های غیر استاندارد و کوچک بدون نورکافی تدریس صورت می گیرد ، یعنی  پنبه کردن آن چه ریسه شده است .

 

وقتی که در مراکز تربیت معلم اساتید ضمن خدمت که دوره های روش تدریس فعال را تدریس می کنند ، خود بدون استفاده از کمترین ابزار تکنولوژی آموزشی هنوز از روش سخنرانی استفاده می کنند چگونه باید انتظار داشت دانشجویان در آینده معلمان مجری روش های تدریس مشارکت جویانه باشند .

 

آموزش و پرورش ناگزیر است که برای هماهنگی با تئوری تغییر نگرش و روش نسبت به بکارگیری تجهیزات مناسب و ابزار مدرن تکنولوژی آموزشی اقدام نماید و همچنین نسبت به تهیه مهمترین وسیله و ابزار دنیای فرا صنعتی از تاریخ یعنی رایانه همت بگمارد و تلاش کندکه تکنولوژی و استفاده از آن را نیز به فراگیران بیاموزاند، چرا که اگر دیرتر اقدام نماید دیری نمی پاید که استفاده از رایانه به عنوان یک وسیله سرگرمی در باور فراگیران نهادینه شود مطمئن باشید که اگر رایانه نتواند در خدمت فرآیند یاددهی ـ یادگیری درآید به طوری که معلمان و فراگیران به وسیله آن به اطلاعات جدیدی برسند و خود نیز اطلاعات جدید تری تولید نمایند بی شک یک ابزار افیونی برای نیروی انسانی درآموزش و پرورش  محسوب خواهد شد . 

 

ظرفیت آموزش وپرورش در قالب مدرسه یا دانشگاه مجازی ظرفیتی نیست که به سادگی بتوان از کنارآن گذشت توجه به مدرسه مجازی و راه اندازی آن درایران با توجه به بحث آموزش از راه دور و بچه های لازم التعلیم قطعاً  موجب صرفه جوئی اعتبارات کلانی خواهد شد.

 

از این مبحث که بگذریم بحث آموزش و پرورش مادام العمرLifelonglearning  و استفاده از مهارت های زندگی در طول تدریس و تحصیل های نیمه وقت همه و همه دست به دست هم می دهند تا هرروز مدرسه مجازی معنای کاربردی تری درزندگی بشر فردا پیدا کند.

 

          امروز آمارهای فراگیران مدارس مجازی در ایران تا مرز دومیلیون نفرتخمین زده شده است( گزارش کار شناسان وزارت آموزش و پرورش سال1382 ) و اگر توجه به مدارس مجازی با این سرعت به پیش برود طولی نمی کشد که در شهرهای صنعتی و کلان کشور بازار مدارس رسمی ایران هم کساد شود و دانش آموزان فقط برای کسب مدرک در مدارس ایران ثبت نام نمایند هر چند بسیاری از روشنفکران و صاحب نظران اعتقاد دارند که فراگیران بعضی از مهارت ها را باید در مدارس و در اجتماع دانش آموزان بیاموزند اما بعضی دیگر اعتقاد دارند که دوره ابتدایی به تنهایی می تواند برای کسب این مهارت ها کفایت کند . به هرحال پدیده مدرسه مجازی یک پدیده ای جدی و باور شدنی است و نظام آموزش و پرورش ایران برای رضایت مشتریان خود و از دست ندادن آن ها مجبور به پذیره از این مبحث جدید است

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نویسنده : مجید ; ساعت ۱٠:٢٤ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ٢۸ امرداد ۱۳۸۸
تگ ها: روش تدریس
comment نظرات () لینک


+ چگونه بچه‌ها خوش‌‌خط می‌شوند؟

  خوش‌خطی از جمله صفاتی است که برخی آن را ارثی می‌دانند. می‌توان شواهدی برای اثبات این مدعا یافت. اما ذاتی بودن خط‌خوش به آن معنا نیست که این صفت قابل یادگیری نباشد. در واقع می‌توان از ابتدا که بچه‌ها دبستان می‌روند، با توجه به یک رشته ملاحظات و انجام تمرین‌هایی چند، دانش‌آموزان را به اهمیت خط خوش واقف و این قابلیت را در آنان تقویت کرد. در مطلبی که در پی می‌آید، آموزگاری توصیه‌هایی را برای واداشتن دانش‌آموزان از بدخطی و تشویق آنان به خوش‌خطی عرضه می‌کند. مخاطب برخی از این توصیه‌ها آموزگاران و  والدین و برخی دیگر خود دانش‌آموزان است. نویسنده معتقد است توجه به نگارش دانش‌آموزان از همان سال‌های اولیه دبستان مورد توجه قرار بگیرد.

 

پرورش قابلیت خو‌شنویسی در بچه‌ها می‌تواند امتیازی چشمگیر در بزرگسالی برای آنان به همراه داشته باشد. هر چه باشد، خوش‌خطی از جمله صفاتی است که همواره مورد توجه بسیاری  قرار می‌گیرد. پس اگر می‌خواهید فرزندتان خوش‌خط شود، به این نکات توجه کنید:

 

علل بدخطــــی

 

* توجه نکردن دانش‌آموزان به خط زمینه دفتر و تخته کلاس.

 

* اضطراب و نگرانی دانش‌آموزان هنگام نوشتن.

 

* نداشتن اعتماد به نفس هنگام نوشتن.

 

* نداشتن آ‌مادگی جسمانی، روانی، روحی.

 

* وجود اختلالات یادگیری در دانش‌آموزان.

 

* نداشتن هدف و انگیزه برای زیبانویسی.

 

* مواجه شدن دانش‌آموزان با حجم زیاد تکالیف.

 

* تندنویسی تکالیف.

 

* استفاده از خودکار، روان‌نویس و وسایل مشابه آن.

 

* آشنا شدن دانش‌آموزان در کلاس اول با خط نسخ ماشینی، این امر سبب می‌شود در کلاس‌های بالاتر به سختی بتواند خط نستعلیق را جایگزین خط نسخ کند.

 

* خط نسخ  کتاب‌های درسی دوره ابتدایی.

 

* اتلاف وقت هنگام نوشتن خط نسخ مانند کلمه (محمد) اگر همین کلمه را دانش‌آموز با خط نستعلیق بنویسد سرعت بیشتری خواهد داشت.

 

* بی‌توجهی به هنر.

 

* خط نسخ روی کاغذ حجم بیشتری می‌گیرد، اما واژگان در خط نستعلیق جای کمتری اشغال می‌کنند.

 

* خط نسخ به سبب نداشتن سیرهای دایره‌ای و انحناها و قوسهای موجود در مفردات و کلمات صرفاً یادگیری در خواندن و نوشتن را تسهیل میکند و تأثیری در خوشنویسی ندارد.

 

* فشردگی برنامه کلاسی در یک نیمروز و فشار بر دانش‌آموزان به سبب دو یا چند نوبتی بودن مدرسه.

 

* استفاده از ابزار نامناسب از جمله مداد کوتاه و کاغذ بدون خط به خصوص در پایه‌های اولیه ابتدایی.

 

* بی‌‌دقتی هنگام نوشتن و رعایت نکردن هم شکلی، هم اندازه و هم فاصله بودن واژگان.

 

* بی‌دقتی برای تمیز و مرتب نوشتن.

 

* تراکم بیش از حد شاگردان در کلاس و نداشتن فضای مناسب و کافی برای نوشتن.
* دادن تکالیف نامناسب و بدون تناسب با توانایی کودکان.

 

* بی‌اعتنایی اغلب معلمان ابتدایی به استفاده از خط‌ نستعلیق و  آموزش آن.

 

* واکنش‌های منفی و نامناسب بعضی معلمان در برخورد با نوشته‌های دانش‌آموزان.
* جدی نگرفتن یادگیری خط از طرف خانواده و مدرسه و نبود مراقبت‌های لازم.

 

* نبود انگیزه، حوصله و دانش لازم نزد برخی معلمان ابتدایی برای آموزش خط به دانش‌آموزان.

 

* بدخطی بعضی از والدین، سرمشق نامناسبی برای کودکان است.

 

* دادن سرمشق‌هایی با رسم‌الخط نامناسب به دانش‌آموزان.

 

* ندانستن روش‌ و راهکارهای، خوشنویسی و اجرا نکردن تمرین‌های لازم.

 

* قرار دادن چپ دست و راست دست در کنار هم هنگام نوشتن.

 

* بی‌توجهی به زیبایی هنری خط که باعث تقویت روح لطیف در کودکان می‌شود.

 

* نبود دستورالعمل مشخص و روشنی برای آموزش خط نستعلیق به منظور تکرار و تمرین دانش‌آموزان.

 

 

 

راهکـــارهای رفـــع بدخطـــی

 

برای رفع بدخطی دانش‌آموزان، از سوی معلمان و پژوهشگران راهکارهای فراوانی معرفی شده است که به ذکر برخی از آنها می‌پردازیم:

 

* در کلاس اول ابتدایی از مجرب‌ترین و علاقه‌مند‌ترین معلمان استفاده شود.

 

* تمهیداتی به عمل آید که معلم درس اول بتواند در حین آموزش از ابزارهای سمعی بصری استفاده کند.

 

* معلمان با اصول صحیح نوشتن آشنا و دارای خط خوش باشند.

 

* برای معلمان در زمینه خط نستعلیق دوره‌های کارآموزی آموزش ضمن خدمت گذاشته شود تا پس از دیدن دوره‌های لازم، در کلاس حضور یابند.

 

* انگیزه آموزش خط زیبا به دانش‌آموزان در معلمان تقویت شود.

 

* معلمان در مورد خط بچه‌ها را توبیخ نکنند.

 

*‌معلم با رفتار خود در میان دانش‌آموزان تبعیض قایل نشود.

 

* با رسیدگی انفرادی به نوشته‌های کودکان ضعیف دلیل بدخطی بررسی و برای برطرف کردن آن تمهیدات لازم اندیشیده شود.

 

* علاقه و انگیزه برای صحیح نوشتن و زیبانویسی را در کودکان تقویت کنند.

 

* به تفاوت‌های فردی و نقاط قوت و ضعف دانش‌آموزان توجه شود.

 

* مقدار تکالیف با توانایی کودکان تناسب داشته باشد.

 

* تکالیف هدفدار باشد و باعث تقویت قوای ذهنی کودک شود.

 

* تکالیف به گونه‌ای باشد تا تمرین و تکرار آنها باعث تثبیت یادگیری شود.

 

* تکالیف به صورت مستمــــر مورد رسیدگــی معلم قرار گیرد و او از تشویق و تذکر استفاده کند.

 

* اهمیت انجام دادن تکالیف نوشتنی برای کودک مشخص باشد.

 

* از الفاظ مناسب و زیبا مانند بسیار خوب، عالی، آفرین فرزندم و ... در تأیید نوشته‌های کودکان استفاده شود.

 

* هرگز نباید تکالیف دانش‌آموزان را خط زد، زیرا انگیزه زیبا نوشتن را در آنها از بین می‌برد.

 

* در نوع تکالیف تنوع وجود داشته باشد تا رغبت انجام دادن آن در دانش‌آموز ایجاد شود.

 

* بعضی اشتباهات دانش‌آموزان چشم‌پوشی شود و او مورد راهنمایی قرار گیرد.

 

* هدف از نوشتن به صورت خط نستعلیق برای دانش‌آموزان روشن باشد.

 

* دانش‌آموزان به خط زمینه دفتر و تخته کلاس توجه کنند.

 

* دانش‌آموزان به جهت‌های حرکت در نوشتن مانند بالابه پایین، راست به چپ و زیر خط دقت کنند.

 

* کودک مداد را به طور صحیح در دست بگیرد و برای نوشتن، از ابزار مناسب استفاده کند.

 

* با رعایت نظم و پاکیزگی صفحه دفتر خود را کثیف نکند.

 

* زیاد درشت و زیاد ریز ننویسد و به یک اندازه نوشتن عادت کند.

 

* در آغاز نوشتن از دفاتر خط‌دار استفاده کند تا بتواند در مراحل بعدی بدون استفاده از خط زمینه مطلب خود را در خطی مستقیم و درست بنویسد.

 

* دانش‌آموزان عادت کنند واژگان را یک‌سره و یک باره بنویسند و سپس نقطه‌های حروف هر کلمه را بگذارند.

 

* بهتر است تا زمانی که شاگردان به درست نوشتن عادت کنند، تکالیف خود را در کلاس و زیر نظر مستقیم معلم انجام دهند.

 

* دانش‌آموزان نوشتن واژگان دیگر را نیز تمرین کنند و نوشتن کلمات و رونویسی مختص به کتاب نباشد تا درست نوشتن کلمات دیگر را نیز یاد بگیرند.

 

* از وضع خانوادگی، مالی، فرهنگی، توانایی‌ها، حالات روحی روانی، عاطفی و بهداشتی دانش‌آموزان اطلاعات کافی در دست باشد، زیرا گاهی انگیزه‌های بدخطی ناراحتی‌های روحی  عاطفی و فرهنگی است.

 

*‌ یک رسم‌الخط یک دست و یکسان به خط ریز نستعلیق یا شبیه آن برای سال اول در نظر گرفته شود.

 

* کتب درسی با رسم‌الخط تلطیف شده خط نستعلیق چاپ شود.

 

* نگاه کردن به خط نستعلیق(مشق نظری) تأثیر زیادی در خوش‌نویسی دارد. بنابر این بهتر است از پایه اول دانش‌آموز با این خط آشنا شود.

 

* به ساعت خوشنویسی اهمیت بیشتری داده شود.

 

* از رسم‌الخط‌های تحریری برای تقویت مهارت دانش‌آموزان در نوشتن استفاده شود(مانند تمرین‌هایی برای پر رنگ‌کردن کلمات تحریری، کپی کردن از روی آنها جهت تمرین، شبیه‌سازی به طور مستقیم از طریق نگاه کردن(مشق نظری) و عمل سایه‌زدن).

 

* برای استفاده از خط نستعلیق به صورت مداوم و مستمر تأ‌کید شود.

 

 

 

 

 

نویسنده : مجید ; ساعت ۸:٥٢ ‎ب.ظ ; دوشنبه ٢٦ امرداد ۱۳۸۸
تگ ها: روش تدریس
comment نظرات () لینک


+ راههای فعالی سازی درس ریاضی

چکیده

 

درس ریاضی در مدارس ابتدایی برای برخی از دانش آموزان درس مشکل‌آفرین شده است تا جایی که دانش آموزان نسبت به حل مسایل به دیگران تکیه می کنند . که تکرار این کار برای این عده از دانش آموزان باعث عدم علاقه ، عدم انجام تکالیف درست ، اضطراب عدم اعتماد به نفس و ... در برخی از دانش آموزان شده که بعد از بررسی مسایل فوق به نتیجه رسیدم که کلاس درس ، نحوه‌ی تفهیم مسایل ، روش تدریس و امکانات و وسایل لازم برای تدریس باید طوری باشد که دیدگاه های مثبتی در نظر دانش آموزان ایجاد کند و دانش آموزان با اعتماد به نفس بالاتر ، علاقه ، انجام تکالیف به موقع و از همه مهم‌تر کاربرد ریاضی در زندگی روزمره کمک کند .

 

 

 

مقدمه

 

چرا اسم این علم را ریاضی گذاشته اند ؟

 

ریاضیات به معنی علمی است که با ریاضیت به آن می رسند . در حالی که خود ریاضیات اصلاً به معنای ریاضیت کشیدن نیست ریاضیات علم نظم است و موضوع آن یافتن توصیف هر درک نظمی است که در وضعیت‌های ظاهراً پیچیده نهفته است و ابزارهای اصولی این مفاهیمی هستند که ما را قادر می سازند تا این نظم را توصیف کنیم . علم ریاضی قانون مند کردن تجربیات طبیعی که در گیاهان و بقیه مخلوقات مشاهده می کنیم علوم ریاضیات این تجربیات را دسته بندی و قانون مند کرده و همچنین توسعه می دهند.

 

ریاضیات بزرگترین میراث بشریت می باشند ، و ایجاد و ابداع آن صرفنظر از قواعد علمی و موارد استعمار از نظمی فکری همانند ادبیات و موسیقی که از مهمترین افتخارات آدمی است در جامعه امروزی به هر شاخه‌ای از علوم که بنگریم به طور مستقیم یا غیر مستقیم تأثیر و دخالت ریاضی را می بینیم و کمترین تأثیری که می توان داشته باشد ایجاد نظم افراد است . این شاخه از علوم نیز همانند تعلیم احتیاج به یادگیری مفاهیم ابتدایی و پایین دارد . امروزه اگر علمی را نتوان به زبان ریاضی بیان کرد علم نمی باشد . و این علم چه از لحاظ اقتصادی و اخلاقی حق علوم فراگیران می باشد پس به نظر می رسد با یهره‌مندی از امکانات و به کار بستن شیوه‌های مناسب آموزش توسط آموزگاران و با روش‌های متنوع و جذاب کودکان را به ارزش و اهمیت این درس علاقمند و مطلع نمود .

 

بیان مسئله

 

از زمانی که دانش آموز بوده ام و معنی کتابهای درسی و درس خواندن را فهمیده‌ام در اکثر پایه‌ها و حتی در دوره‌ راهنمایی و ... می دیدم که وقتی کسی به بازدید کلاس هایمان می آمد بیشتر و یا به راحتی می توانم بگویم حتماً از درس ریاضی ارزشیابی می کرد و معلم‌ها نیز وقتی پیشرفت تحصیلی را اندازه گیری می کردند . بیشتر روی درس ریاضی تأکید می کردند و من با وجود اینکه در دوران تحصیلم خیلی به این درس علاقه داشتم ولی همیشه در انجام تکالیف این درس و در موقع امتحان دادن ( جواب ) اشتباهات جزئی داشتم و باعث می شد که نمره‌ام را پایین بیاید و این را نتیجه اهمیتی می دیدم که به این درس می دادند . و باعث به وجود آمدن اضطراب در وجودمان می شد . هنگامی که شغل معلمی را برگزیدم احساس کردم این مشکل فقط مشکل من است . ولی در طی این چند سالی که خدمت کرده ام بطور واضح این مشکل را هر سال در دانش آموزان خودم مشاهده کرده و می کنم و این سؤال برایم پیش می آمد که این مشکل در دروس اجتماعی ، علوم و ... پیش نمی آید یا خیلی کمتر است و دانش آموزان بدون دلهره و اضطرابی و با اعتماد به نفس کامل سعی در جواب دادن یا حل آنها دارند . اما درس ریاضی درسی دلهره‌آور و اضطرابی بوده و در همین راستا چند سؤال به ذهنم خطور کرد ؟

 

الف : چرا بعضی از دانش آموزان در مورد حل مسایل ریاضی اعتماد به نفس کافی ندارند و اضطراب دارند ؟

 

ب: چرا بیشتر دانش آموزان درس ریاضی را نمی توانند به راحتی در موقعیتهای مشابه زندگی به کار ببرند ؟

 

ج : چرا بیشتر دانش آموزان به انجام تکالیف ریاضی علاقه‌ای ندارند و انجام این تکالیف حالت اجبار را به خود گرفته است ؟

 

چگونه اعتماد به نفس دانش‌آموزان را تقویت کنیم ؟

 

کارهایی را که معلم باید در این راستا انجام دهد:

 

تشویق دانش‌آموزان به کارکردن و فکر کردن به طور مستقل راهی برای پیشرفت و رشد مهارتهای حل مسئله و موفقیت در انجام تمرینات و امتحانات است .

 

تقریباً تمام معلم‌ها دانش‌آموزانی دارند که می‌توانند مسائل ریاضی را به خوبی در کلاس حل کنند . اما در ارزشیابی‌‌های رسمی نمی‌توانند همه فهم و درک خود را نشان بدهند . بعضی ها در سر امتحان مشکل‌شان مشخص می‌شود  بعضی‌ها تا سئوال را می‌بینند دستشان را بالا می‌گیرند تا سئوال کنند و کسی کمکشان کند و بعضی‌ها توضیحات نامفهومی می‌نویسند که کوچکترین نشانی از معلوماتشان ندارد . خبر خوش اینکه !

 

با چند تکنیک ساده می‌توانیم سطح اعتماد به نفس بچه‌ها را بالا ببریم ، عادت به انجام دادن کارهای مستقل آنها را افزایش بدهیم و به دانش‌آموزان‌مان کمک کنیم مهارتهای ارتباطی‌شان را برای روز امتحان زندگی آینده‌شان بهتر کنند .

 

« در کلاس محیطی حمایت کننده به وجود بیاوریم »

 

برای ایجاد اعتماد به نفس ریاضی در بچه‌ها سعی کنیم جو کلاس به جای رقابتی ، حمایتی باشد . که بهترین راهش این است از بچه‌ها بخواهیم در گروههای کوچک و با هم کار کنند ولی با استراتژی‌های متفاوت . مثلاً در هر گروه یک دانش‌آموز می‌تواند از مکعب‌های بازی استفاده کند ، یکی دیگر نمودار بکشد ، دیگری از محاسبات استفاده کند و نفر دیگر تمام مراحل را بنویسد نه اینکه در عین حال بچه‌ها را تشویق کنیم به طور منظم از همدیگر کمک و راهنمایی بگیرند و مدام منتظر ما باشند تا کمک‌شان کنیم این جمله را در کلاس مد کنیم که قبل از اینکه از معلم بپرسید از سه نفر دیگر بپرس ! این جمله ساده را به دانش‌آموزان یادآوری کنیم که آنها دانش‌ لازم برای کمک کردن به هم را دارند و به آنها می گوید بچه – و نه فقط معلم‌ها می توانند درست جواب بدهند و بالاتر از این در کلاس ( جو اعتماد – همکاری – مشارکت ) به وجود می‌آید و استقلال دانش‌آموزان را تشویق می‌کند .

 

بیشتر کردن آگاهی دانش‌آموزان از خودشان به عنوان یادگیرندها توانایی در جهت موفقیت در امتحان است  . این کار را با در دسترس قرار دادن تمام منابع درسی شروع کنیم . به بچه‌ها یاد بدهیم که ابزارها ( لغت‌نامه‌ها ماشین حساب ، وسایل کمک درسی
و ...) به همه تعلق دارد و باید در زمان لازم مصرف شوند . به این ترتیب به بچه‌ها اجازه می‌دهیم بفهمند که ما مطمئنیم آنها می توانند مسائل را حل کنند و منابع مورد نیازشان را فراهم بیاورند .

 

به بچه‌ها یا بدهیم دوری کردن از آنچه قبلاً می‌دانسته‌اند مثلاً به آنها نشان بدهیم چطور با استفاده از کتاب درسی به دالان حافظه‌شان سفر کنند این کار به خصوص وقتی با موضوع درسی جدیدی دست به گریبانند ، مفید واقع می‌‌شود . فعلاً اگر تفریق اعداد بزرگ ایجاد مشکل کرده است از بچه‌ها بخواهیم صفحاتی را پیدا کنند که برای اولین بار تفریق دو رقمی در آنجا تدریس شده است . ما می خواهیم بچه‌ها را تشویق کنیم که به تدریج به عقب برگشتن را خودشان انجام دهند این عمل بچه ها را به موفقیت‌های گذشته‌شان در یادگرفتن می‌اندازد و معلومات گذشته و جدید را به نحوی به هم وصل می‌کند ، تفکر روشن و واضح را به بار می‌آورد .

 

وقتی مسائل را حل می‌کند به بچه‌ها جرات بدهیم تا ایده‌هایشان را به روشنی اول شفاهی و بعد کتبی بیان کنند . این فعالیت مهمی است و کمک می کند مهارتهای تفکر بحرانی دانش‌آموزان گسترش پیدا کند . علاوه بر این آنها کم‌کم زبان و ساختار سئوالات را تشخیص می دهند و با آنچه موفقیت آنها را می‌رساند آشنا می‌شوند . این رویه را قدم به قدم باید امتحان کنیم .

 

قدم اول : فکر کنند

 

از بچه ها بخواهیم در سکوت به راهی که برای مسایل دارند فکر کنند بعد استراتژی‌هایشان را برای پیدا کردن راه‌حل در گروه به بحث بگذارند . از آنها بخواهیم از اعداد در استراتژی‌هایشان استفاده نکنند  این کار باعث می‌شود به جای حل یک مسئله ریاضی روی فرایند حل مسئله تمرکز کنند .

 

قدم دوم بنویسند

 

بعد از انجام قدم اول از بچه‌ها بخواهیم به طور انفرادی با توضیح دادن مراحل کارشان شرحی درباره درستی جوابشان بنویسند . مطمئن شویم که بچه ها می‌فهمند . از آنها بخواهیم که به محاسباتی که انجام داده‌اند رجوع کنند .

 

 

نویسنده : مجید ; ساعت ۸:٤٧ ‎ب.ظ ; دوشنبه ٢٦ امرداد ۱۳۸۸
تگ ها: روش تدریس
comment نظرات () لینک


+ اهمیت آموزش علوم تجربی در مقطع ابتدایی

فراگیری علوم تجربی به کودکان کمک می کند تا روش های شناخت دنیای اطراف خود را بهبود بخشند. برای این منظور آن ها باید مفاهیمی کسب کنند که به آن ها کمک کند تا تجارب خود را با یکدیگر مرتبط سازند مثلاً : «نگاه کن گیاهی که در نزدیک پنجره بوده، خوب رشده کرده ولی گیاهی که در آن اتاق تاریک بوده پژمرده شده است، چون گیاه به نور احتیاج دارد تا رشد کند.» آن ها باید روش های کسب اطلاعات، سازماندهی ، کاربرد و آزمایش کرده را بیاموزند. این فعالیت ها توانایی آن ها را در درک دنیای اطراف تقویت می کند و آنان را برای تصمیم گیری های هوشمندانه و حل مسایل زندگیشان یاری می دهد. «گلدان را از اتاق کم نور به پشت پنجره ی روبه آفتاب بگذارم، ببینم چه می شود.»

 

          امروزه آموختن علوم تجربی همچون سوادآموزی و حساب کردن امری اساسی و ضروری است که با زندگی روزمره ی ما در ارتباط است و با پیشرفت تکنولوژی اهمیت آن بیشتر شده است. به عبارت دیگر آموزش علوم بیشتر به آموزش راه یادگیری می پردازد که آگاهی از آن برای هر کودکی لازم است،‌چرا که او در دنیایی زندگی می کند که سریعاً در حال تغییر است و وی باید قادر باشد خود را دایم با آن تغییرات هماهنگ سازد. گفته اند که در 20 سال دیگر سرعت رشد اطلاعات آن قدر سریع است که کمتر از 75 روز میزان اطلاعات و دانش بشر دو برابر می شود و بنابراین آنچه مهم است یادگیری شیوه کسب اطلاعات و به روز کردن و پردازش آنهاست و نه کسب اطلاعات به مثابه یک بسته ی دانشی. به این دلیل فراگیری علوم تجربی دو جنبه ی مثبت دارد. هم فرایند است و هم فراورده.

 

 

 

          فرایند علوم: روش یافتن اطلاعات،‌آزمایش نظریات و توضیح و تفسیر آن هاست.«از دو گلدان کاملاً مشابه ، یک گلدان را در جای کم نور و دیگری را در جای پر نور می گذارم به اندازه ای هم آب می دهم تا ببینم آیا واقعاً میزان تابش نور بر رشد گیاه اثر دارد؟»

 

 

          فراورده ی علوم: نیز آراء و عقایدی است که می تواند در تجارب آتی به کار گرفته شود. این که می گوییم«می تواند» به این معنی است که آموزش علوم فقط زمانی فواید بالا را دارد که مراحل صحیح و مناسب خود را طی کند و گرنه هیچ تضمینی برای دستیابی به آن ها نیس. و چون این دو،‌ یعنی فرایند علوم و فراورده ی علوم شدیداً به یکدیگر وابسته اند، بسط و پرورش آن ها نیز باید همراه هم تحقق پذیرد. این موضوع در انتخاب انواع فعالیت های آموزشی دانش آموزان از اهمیت ویژه ای برخوردار است. مثلاً آموزش مفهوم «گرما باعث افزایش حجم مواد می شود.» یک (فراورده ی علم)، باید از طریق مسیر مناسب و انجام فعالیت مناسب ، (فرایند علم) ، طی شود تا آموزش به واقع اتفاق افتد. قبل از توجه به این مورد، به دو نکته ی مهم دیگر که بر اهمیت آموزش علوم تاکید دارد می پردازیم. اول این که چه ما علوم را به کودکان آموزش دهیم،‌چه ندهیم، آنان، خود، از اولین سال های کودکیشان، عقاید و نظریاتی در باره ی دنیای اطراف خود کسب می کنند. مثلاً بسیاری معتقدند«اگر در کتری را ببندید، آب در دمای کم تری می جوشد» ، یا «جریان الکتریسیته زمانی که سیم ها تاب نخورده بیشتر است» و بسیاری تصورات غلط دیگر که بر تصورات کودکان در مورد تجاربشان اثر می گذارد. مسئله ی دیگر این که اگر کودکان به خود گذاشته شوند با تصوراتشان عقاید خلق می کنند که بیشتر غیرعلمی اند؛ مثلاً «برای به حرکت درآوردن اجسام نیرو لازم است حال آن که برای متوقف ساختن آن ها نیرویی لازم نیست».از آن جا که این عقاید را می شود آزمایش کرد، وظیفه ی آموزش علوم این است که به کودکان اولاً علاقه مندی و ثانیاً مهارت کافی برای انجام این آزمایش ها داده شود. انجام آزمایش ها نه تنها باعث اصلاح عقاید آن ها می شود،‌ بلکه به آنان می آموزد که در علوم تجربی نسبت به آنچه «حقیقت» نامیده می شود شک کنند مگر آن که صحت آن را از طریق آزمایش تجربه کنند. از این طریق به راحتی می توان فرایند «فرضیه سازی» را برای آنان توضیح داد و به این ترتیب آن ها در می یابند که گاه عقاید و نظریاتی وجود دارند که صحت آن ها از طریق آزمایش ها و تجارب سازگارند، مفید ند.

 

 

 

          فراگیری این آموزش در اوایل دوران کودکی از دو نظر اهمیت دارد، یکی آن که کودکان در می یابند که عقایدی صحیح است که مستدل باشد و دوم این که احتمال پذیرش نظریات غیرمستدلی که با مفاهیم علمی در تضاد مستقیم است کم می شود. آنچه مهم است این است که بررسی های متعدد نشان داده که هر چه طول مدت زمانی که فرد عقیده ی غلطی را کسب کرده زیادتر باشد امکان تغییر آن مشکل تر است در عمل دیده ایم فرایند تغییر نظر دانش آموزان دبیرستانی هنگامی که نظر غیرعلمی را پذیرفته اند بسیار مشکل تر از این فرایند در دانش آموز ابتدایی است. بزرگسالان در مقابل تغییر عقیده مقاومت می کنند و این خود مانعی بزرگ در آموزش علوم به دانش آموزان بزرگسال است. به این دلیل اگر آموزش علوم در دوره ی دبستان مسیر منطقی خود را طی کند، مانع پیدایش بحران در دوره ی دبیرستان خواهد شد. هنگامی که دانش آموز دبستانی یاد می گیردکه پذیرش این نظریه که «بستن در قابلمه ی آبی که روی شعله است باعث می شود آب در دمای کم تری بجوشد» باید با آزمایش کردن همراه باشد، و زمانی که آزمایش این نظریه را رد کرد او به سادگی قبول می کند که باید انعطاف پذیر باشد و اشتباهات را بپذیرد. به این دلیل این دانش آموز در دوره ی دبیرستان در دروس علوم تجربی نظریات غیرعلمی خود را ساده تر کنار می گذارد.

 

 

نویسنده : مجید ; ساعت ۸:۳٤ ‎ب.ظ ; دوشنبه ٢٦ امرداد ۱۳۸۸
comment نظرات () لینک


+ ارزسیابی کیفی توصیفی چیست؟

ارزشیابی تحصیلی، فعالیتی است که معلم، در جریان تدریس خود انجام می دهد. این فعالیت، شامل جمع آوری اطلاعات و داوری درباره وضعیت یادگیری و پیشرفت دانش آموز است. جمع آوری این اطلاعات  از طریق شیوه های مختلف صورت می پذیرد و نیازمند کسب مهارت و دانش کافی در این زمینه است. معلم باید با استفاده از نتایج حاصل از سنجش و ملاحظه اهداف و انتظارات آموزشی درباره وضعیت فرد، داوری کرده، ضعفها و قوتهای دانش آموز را مشخص کند و برای بهبود فعالیتهای یادگیری به او توصیه هایی را ارائه دهد.

متأسفانه فرآیند سنجش و ارزشیابی در کشور ما، مطابق عرف، فقط شامل ارزیابی مجموعی یا نهایی است که در پایان دوره آموزشی به منظور تشخیص پیشرفت تحصیلی و رتبه بندی صورت می گیرد. در این روش تمامی تلاش معلم، دانش آموز، والدین و کل نظام آموزشی معطوف به آزمونهای نهایی و نمره آنهاست و ماحصل همه زحمتها در یک عدد یک یا دو رقمی خلاصه می شود. این نمره، نه تنها ملاک قضاوت وتصمیم گیری درخصوص دانش آموز است، بلکه به نوعی ارزشیابی از عملکرد معلم، مربی، مدیر و والدین و نظام آموزشی، تلقی می شود. تردیدی نیست که نتایج حاصل از این گونه تصمیم گیری ها دقیق نبوده، ممکن است عواقب ناگواری به همراه داشته باشد؛  به عبارت دیگر به جای آنکه نظام ارزشیابی و اندازه گیری در خدمت آموزش و رشد و توسعه دانش فراگیران و معلمان قرار گیرد، فرآیند تدریس و یادگیری در خدمت نظام سنجش و آزمون در آمده است و ملاک قضاوت در مورد عملکرد نظام و دانش آموز در یک مقیاس صفر تا بیست خلاصه می شود.

دفتر ارزشیابی تحصیلی و تربیتی سابق، با توجه به رویکردهای جدید ارزشیابی، پس از مطالعات فراوان و در پاسخ به رأی صادره در جلسه 674 مورخ 2/5/81 شورای عالی درخصوص تبدیل مقیاس کمی (20 _ 0) به مقیاس کیفی، طرح ارزشیابی توصیفی را ارائه داد.

این طرح، الگویی کیفی است که تلاش می کند بر خلاف الگوهای رایج ارزشیابی، به جای کمی نگری از طریق توجه به معیارهای برنامه درسی و آموزشی به عمق و کیفیت یادگیری دانش آموزان توجه کند و توصیفی از وضعیت آنها ارائه دهد و ارزشیابی را در خدمت آموزش و یادگیری قرار دهد.

مهمترین ویژگیهای الگوی ارزشیابی توصیفی عبارت است از:

_ توجه به تنوع و تغییر مقیاس سنجش

_ توجه به یادگیری دانش آموز

_ توجه به تنوع و تغییر ابزارهای ارزشیابی

_ توجه به انتظارات برنامه درسی

_ توجه به اهمیت سازگاری اجتماعی در کنار پیشرفت تحصیلی

_ توجه به اهمیت بهداشت روانی در فرآیند یاددهی _ یادگیری

_ توجه به حیطه های مختلف یادگیری

این طرح با مد نظر قرار دادن ویژگیهای فوق، همراه با ایجاد تغییرات بنیادی در نظام موجود ارزشیابی تحصیلی تهیه شد. این تغییرات عبارتند از:

 

تغییر مقیاس فاصله ای (20 _ 0) به مقیاس ترتیبی (در حد انتظار _ نزدیک به انتظار _ نیازمند به تلاش بیشتر):

در طول سالیان دراز، نمره 20 بسیار مورد احترام و توجه بوده است و معلمان ما نتایج آزمونها را براساس آن به دانش آموزان و والدین بازخورد داده اند. که همین امر باعث رقابت نامطلوب شده است. مقیاسهای ترتیبی کمتر ایجاد رقابت می کند و مشکلات نمره های کمی را ندارد؛ زیرا با مقیاسهای ترتیبی و بازخوردهای توصیفی دانش آموزان، دیگر نگران کسب نمره نیستند. آنها به دنبال شناخت اشتباه خود در فعالیتهای یادگیری هستند. والدین نیز از فرزندانشان نمره نمی خواهند و به جای اینکه از آنان بپرسند امروز چند گرفته ای؟ می پرسند: امروز چه یاد گرفته ای؟ تغییر مقیاس فاصله ای به مقیاس ترتیبی، یعنی حذف یکی از عوامل استرس آور در کلاس درس.

 

تغییر تأکید از ارزشیابی پایانی به ارزشیابی تکوینی

در نظام آموزش سنتی رایج در کشور ما، معلمان سعی می کردند از طریق ارزشیابی پایانی، نتایج یادگیری دانش آموزان را به شکل نمره گزارش دهند و توجهی به چگونگی یادگیری و بهبود آن نداشتند. در ارزشیابی توصیفی معلم، ارزشیابی را در خدمت آموزش قرار می دهد؛ به عبارت دیگر تلاش می کند که ارزشیابیهای او به یادگیری بهتر منجر شود. به همین دلیل در فرآیند یادگیری ضعفها و قوتهای یادگیری دانش آموز برای برطرف کردن و بهبود بخشیدن بررسی می شود.

 

تنوع بخشی به ابزارهای جمع آوری اطلاعات

در شیوه سنتی رایج، اطلاعات عمدتاً از طریق آزمونهای مواد _ کاغذی (امتحان) و پرسشهای کلاسی جمع آوری می شد. اما در طرح ارزشیابی توصیفی، ابزارهای جمع آوری متنوع شده اند و علاوه بر آزمونهای مواد _ کاغذی و پرسشهای کلاسی ابزارهای دیگری مانند پوشه کار، روشهای ثبت مشاهده، تکالیف درسی و آزمونهای عملکردی نیز مورد استفاده قرار می گیرند. اساس کار در تنوع بخشی به ابزارهای گردآوری اطلاعات از وضعیت یادگیری دانش آموز، واقعی تر کردن اطلاعات است که همان مشاهده کودک در حین فعالیت و بررسی آثار و محصولات یادگیری است.

 

تغییر در ساختار کارنامه:

در طرح ارزشیابی توصیفی کارنامه تحصیلی «گزارش پیشرفت» نام گرفته است. در گزارش پیشرفت توضیحات مفصل تر و عمیق تر به شکل توصیفی در خصوص رشد و پیشرفت دانش آموز به والدین ارائه می شود. همچنین در این گزارش تنها به وضعیت درسی صرف توجه نمی شود، بلکه به ابعاد عاطفی، جسمانــی و اجتماعـــی دانش آموز نیز توجه شده است. توصیه های ارائه شده در این گزارش نیز باعث می شود والدین دریابند که کودکشان احتمالاً در چه بخش از انتظارات آموزشی، مشکلاتی دارد و برای بهبود عملکرد تحصیلی فرزندشان چه باید بکنند.

 

تغییر در مرجع تصمیم گیرنده درباره ارتقاء دانش آموزان

در نظام سنتی ارزشیابی تحصیلی، تصمیم گیری درباره ارتقاء دانش آموز به نمره های پایانی او بستگی دارد. در این نظام طبق شرایطی که از پیش تعیین شده است و بر اساس نمره های کسب شده مشخص می شود که آیا دانش آموز می تواند به پایه بالاتر ارتقاء یابد، یا اینکه باید تکرار پایه نماید. این تصمیم گیری را حتی در سالهای اخیر به عهده رایانه گذاشته اند و رایانه به راحتی مشخص می کرد که فردی اجازه ارتقاء دارد یا خیر!!

در الگوی ارزشیابی توصیفی به دلیل اینکه اطلاعات جمع آوری شده متنوع و شامل داده های کمی و کیفی است، تحلیل و ترکیب این داده ها و تصمیم های آموزشی مبتنی بر آن، از جمله تصمیم گیری درباره ارتقاء یا عدم ارتقاء دانش آموزان به عهده معلم و شورای مدرسه است. در این الگوی ارزشیابی، به معلم اختیار تصمیم گیری تفویض می شود؛ زیرا وی لایق ترین فردی است که می تواند درباره دانش آموز تصمیم بگیرد.

 

توجه همه جانبه به تمامی جنبه های رشد

در الگوی ارزشیابی توصیفی، علاوه بر رشد بُعد عقلانی دانش آموز، به جنبه های دیگر رشد، از جمله بعد اجتماعی، عاطفی و جسمانی نیز توجه شده است. معلم در طول سال با مشاهده رفتار و عملکرد دانش آموز گزارشی را از وضعیت او در حیطه های ذکر شده به شکل توصیفی، ارائه می دهد. این گزارش باید دقیق و حساب شده باشد و به دور از اغراق، از الفاظ و کلمات مثبت استفاده شود.

دقت در رعایت نکات بهداشتی _ کسب عادتهای مطلوب جسمانی _ همکاری با دیگران _ عمل به قوانین مدرسه _ احترام گذاشتن به دیگران _ شرکت در مباحث و گفتگوها و... از جمله انتظاراتی است که در الگوی ارزشیابی توصیفی در زمینه توجه به حیطه های گوناگون رشد شخصیتی دانش آموز، مطرح شده است. انتظاراتی که در نظام سنتی، کاملاً نادیده انگاشته شده.

طرح ارزشیابی توصیفی از سال 83 ـ 82 به شکل آزمایشی در سراسر کشور به اجرا در آمد و در سال جاری تعداد 1000 کلاس، تحت پوشش این طرح قرار گرفته است.

        از آغاز اجرای طرح، دوره‌های توجیهی برای مجریان به شکل استانی و قطبی در سراسر کشور برگزار گردید و این دوره‌ها به شکل مستمر تاکنون ادامه داشته است. از جملة‌ مهمترین دوره‌هایی که برگزار شد، دورة‌ تربیت مدرس ارزشیابی توصیفی بود که در تابستان سال  جاری (84) انجام پذیرفت . مدرسان آموزش دیده موظف شدند پس از بازگشت به استانهای خود، سه دورة دیگر را به شرح زیر برگزار نمایند:

1ـ دورة مقدماتی ارزشیابی توصیفی که با توجه به افزایش تعداد کلاسهای مجری طرح در سال تحصیلی 85ـ 84 برای معلمینی که به این طرح می‌پیوندند در نظر گرفته شده است.

2ـ دورة تکمیلی که برای افزایش دانش و مهارت معلمان مجری طرح برگزار می‌شود.

3ـ‌ دورة آشنایی با ارزشیابی توصیفی که برای آشنایی کارشناسان و مدیران مدارس با این طرح در نظر گرفته شده است.

       از آنجا که برای بررسی عملکرد مجریان و میزان تحقق اهداف طرح، نیاز به نظارت دقیق و مستمر می‌باشد، گروه پشتیبانی و نظارت (شامل : معاون آموزش عمومی سازمان معاون پشتیبانی سازمان ـ مدیر گروه ابتدایی سازمان ـ‌کارشناس مسئول ارزشیابی دورة عمومی سازمان ـ ناظر علمی طرح در استان ـ‌ نمایندة‌ معلمان) این مهم را به عهده گرفت و با تشکیل جلسات منظم، حمایتهای لازم را از اجرای طرح به عمل آورده است.

        در زمینة ارزیابی از عملکرد طرح و به دست آوردن نقاط قوت و ضعف اجرای آن ، دفتر ارزشیابی تحصیلی و تربیتی اقدام به جمع‌آوری گزارش ناظرین طرح و نظریات معلمان، مدیران، والدین و کلیة دست‌اندرکاران نمود. جمع بندی گزارش نشان می‌دهد که به طور کلی ارزشیابی کیفی ـ توصیفی با توجه به ویژگیهای آن از جمله : توجه به ویژگیهای اجتماعی ـ عاطفی، توجه به عملکرد واقعی دانش‌آموز، افزایش علاقه به یادگیری، توجه به ارزشیابی مستمر و فرایندی، تعامل بیشتر اولیاء‌ با مدارس در زمینة‌ امور تحصیلی دانش‌‌آموز ، ارائه بازخوردهای پیوسته به‌ دانش‌‌آموز اولیاء برای بهبود عملکرد دانش‌‌آموز تقویت ارتباط عاطفی بین معلم و شاگرد ، از بین رفتن حس حسادت و رقابت کاذب ، افزایش استقلال دانش‌‌آموز، خلاقیت و تفکر خلاق و سرانجام توجه به اهداف و معیارهای تعلیم و تربیت و برنامه‌های درسی دانش‌‌آموزان در ارزشیابی آنها که در مقایسه با ویژگیهای الگوهای رایج ارزشیابی پیشرفت تحصیلی که محور اصلی آنها بر مقایسه دانش‌‌آموزان با توزیع نرمال کلاس درس و وضعیت دیگر دانش‌‌آموزان است و با خود هیجانها و اضطرابهای کاذب و غفلت از اهداف و معیارهای اصلی برنامه‌ها و مواد درسی را به همراه دارد، با استقبال و توجه رو به رو شده، به عنوان یک طرح ضروری و مهم تلقی می‌شود. در گزارش ، به مواردی نیز به عنوان نقاط ضعف طرح اشاره شده است: از جمله وقت گیر بودن و افزایش حجم کاری معلمان در مدرسه و خانه به دلیل تنوع ابزارها و عدم تناسب آن با حجم کتاب درسی، بالا بودن تعداد دانش‌‌آموزان کلاس، کمبود امکانات و تجهیزات متناسب با حجم فعالیت معلمان ، اظهار نظرهای منفی و غیر کارشناسی از سوی برخی از معلمان.

        در عین حال مشاهدات و نظریات نشان می‌دهد که اجرای آزمایشی طرح ارزشیابی کیفی ـ توصیفی در صورت توجه به ابعادی چون اطلاع رسانی و ترویج آموزشهای مستمر و تهیه کتابچه‌ها و راهنماهای آموزشی، تأمین اعتبار و پشتیبانی مناسب مالی و اجرایی طرح و توجه به انگیزه‌های مالی معلمان و دست‌اندرکاران، بهبود ابزارها و آسان سازی و تکمیل گزارش پیشرفت تحصیلی و... می‌تواند در سالهای آینده ودر کلاسهای بالاتر به تدریج به یک الگوی جایگزین تبدیل شود.

        امید است با عنایت به اصول حاکم بر ارزشیابی پیشرفت تحصیلی و اهداف تفضیلی طرح ارزشیابی توصیفی که بنیان آن بر شکوفا شاختن استعدادهای طبیعی دانش‌آموزان و آزادی و انتخاب است، به نتایج قابل توجهی در زمینة‌ اجرای این طرح برسیم.

 در دهه هفتاد هجری شمسی کیفیت آموزش ،تحت تأثیر شرایط جهانی و همچنین چالشهای پیش روی نظام آموزشی ، یکی از مسائل اساسی نظام آموزشی شدوضروری می نمود تصمیمگیرندگان و سیاستگذاران نظام در مواجهه با این مسأله به دو سؤال اساسی زیر پاسخگو باشند و برای آن چارهجویی نمایند:
1 ـ چگونه دانشآموزان بهتر یاد میگیرند؟( این سؤال به بهبود کیفیت جریان یادگیری در مدرسه توجه دارد.)
2 ـ چگونه معلمان میتوانند بهتر آموزش دهند؟ (این سؤال به بهبود کیفیت جریان یاددهی نظر دارد.)
یکی از محورهای اساسی رشته پیوند بین این دو مسأله، یعنی یادگیری و یاددهی، نظام ارزشیابی تحصیلی است. شواهد بسیاری در دست بود که نشان می داد ،ارزشیابی تحصیلی یکی از عوامل مؤثر در بهبود کیفیت این دو باشد. پژوهشها و تحقیقات هم نشان از وجود چنین تأثیری دارد.
از سوی دیگر نارضایتی از نظام ارزشیابی موجود در محافل تربیتی، کاملاً شایع شده بود. بر این اساس نگاه تصمیمگیرندگان، متوجه این حوزه و ایجاد اصلاحات در آن شد. آغاز این توجه در طرح دو نوبتی نمودن امتحانات و برجسته کردن نقش ارزشیابی مستمر بود. در همایش مهندسی اصلاحات در آموزش و پرورش توجهی به این زمینه شد و یک مقاله نیزدر این خصوص ارائه گردید. تشکیل دفتر ارزشیابی تحصیلی و تربیتی در معاونت آموزش عمومی نیز، شاهد دیگری است بر این مدعا که ارزشیابی تحصیلی به موضوعی قابل توجه برای تصمیمگیرندگان و سیاستگذاران تبدیل شده بود.
پیرو این توجه ویژه ،شورای عالی آموزش و پرورش طی رأی صادره در جلسه 674 مورخ 2/5/81 به دفتر ارزشیابی تحصیلی و تربیتی مأموریت داد تا درخصوص تبدیل مقیاس کمی (20 ـ 0) به مقیاس کیفی، مطالعاتی انجام داده، گزارش آن را به شورا ارائه دهد. دفتر ارزشیابی تحصیلی بعد از مطالعات و بررسیهای به عمل آمده، طرحی را تحت عنوان ارزشیابی توصیفی تهیه و به شورای عالی ارائه نمود. این طرح با هدف افزایش کیفیت فرآیند یاددهی ـ یادگیری، کاهش اعتبار آزمونهای پایانی و افزایش بهداشت روانی محیط یاددهی ـ یادگیری همراه با ایجاد تغییرات زیر در نظام موجود ارزشیابی تحصیلی، تهیه شد.
- تغییر مقیاس فاصلهای (20 ـ0) به مقیاس ترتیبی
- تغییر ساختار کارنامه و تبدیل آن به کارنامه توصیفی تحت عنوان گزارش پیشرفت تحصیلی
- تغییر و تنوع بخشی به ابزارها و روشهای جمعآوری اطلاعات از وضعیت تحصیلی دانشآموز، مانند : پوشه کار ، ازمونهای عملکردی ، چک لیست ، برگ ثبت مشاهدات و ...
- تغییر در رویکرد کلی ارزشیابی از ارزشیابی پایانی به ارزشیابی تکوینی و فرآیندی
- تغییر در مرجع تصمیمگیرنده در ارتقاءدانشآموزان که در این طرح به جای امتحانات پایانی،معلم و شورای مدرسه مرجع صاحب صلاحیت تصمیمگیری تعیین شد.
طرح ارزشیابی توصیفی در سال 82 – 81 به صورت پیش آزمایشی در 25 کلاس در 5 استان (سیستان و بلوچستان، اصفهان، زنجان، شهر تهران و آذربایجان شرقی) اجرا شد. بعد از نقد و بررسی تجربه پیش آزمایشی و اصلاح و اعمال تغییرات لازم، طرح برای اجرای آزمایشی در سال 83 – 82 آماده شد.
در تاریخ 12/6/82 کمیسیون معین شورای عالی آموزش و پرورش دستورالعمل ارزشیابی توصیفی دانشآموزان را تصویب نمود. این دستورالعمل برای اجرای آزمایشی در کل کشور (100 مدرسه و 200 کلاس پایه اول ابتدایی) در نظر گرفته شد و بعد از تهیه مقدمات لازم، در شهریور ماه 82دوره توجیهی برای مجریان طرح که شامل معلمان، مدیران مدارس، کارشناس مسئولان استانی، مدیر گروه ابتدایی استان و ناظر علمی طرح در استان بود، در اردوگاه شهید باهنر تهران، برگزار شد. بعد از اجرای دوره و شروع سال تحصیلــی 83 – 82 بنا به درخواست دفتر ارزشیابی تحصیلی، گروه پشیتبانی طرح ارزشیابی توصیفی در استانهای مجری، شکل گرفت که اعضای این گروه عبارتند از:
- معاون آموزش عمومی سازمان
- معاون پشتیبانی سازمان
- مدیر گروه ابتدایی سازمان
- کارشناس مسئول ارزشیابی دوره عمومی سازمان
- ناظر علمی طرح در استان
- نماینده معلمان
این گروه با تشکیل جلسات منظم، ضمن بررسی روند اجرای طرح، حمایتهای لازم را برای اجرای با کیفیت طرح به عمل آوردند. همچنین در دفتر ارزشیابی، ستاد مرکزی طرح، تشکیل شد که در آن سه کمیته علمی، آموزش، توانمندسازی و نظارت، وظایفی را به عهده گرفتند.
در آذر ماه 82 کارگاه آموزشی ارزشیابی توصیفی به صورت قطبی برای معلمان مجری طرح، در پنج استان (آذربایجان شرقی، قزوین، کرمانشاه، خراسان و فارس) برگزار گردید. در این کارگاه معلمان مجری طرح به صورت کارگاهی با مهارتهای مشاهده و ارزشیابی عملکردی و تهیه پوشه کار، آشنا شدند. در راستای غنیسازی مهارتهای معلمان، برنامههای نظارتی و بازدید از مدارس مجری طرح انجام گرفت. گروههای متعدد بازدیده کننده از مدارس مجری طرح در سراسر کشور بازدید مینمایند. یکی از نیروهای محوری طرح، ناظران علمی استانها هستند. ناظران علمی، علاوه بر شرکت در جلسات گروه پشتیبانی با سرکشی به مدارس، مشکلات و مسائل اجرایی طرح را بررسی می نمایند و در صورت نیاز، رهنمودهای لازم را به معلمان ارائه میدهند. برای بررسی عمیقتر روند اجرایی طرح، همایش ناظرین علمی در شهر یزد در تاریخ سوم و چهارم اسفند ماه 82 برگزار گردید. ناظرین علمی استان، طی نشست دو روزه خود با تشکیل سه کمیته کاری با عنوانهای آینده طرح، مشکلات اجرایی طرح، مبانی نظری طرح، طرح ارزشیابی توصیفی را نقد و بررسی نمودند.این نشست در سال 83 با شعار آرامش مسافر کوچک سفر یاد گیری با ارزشیابی توصیفی در شهر قم تکرار شد0
در راستای تقویت و اشاعه طرح ارزشیابی توصیفی و با عنایت به ضرورت اهتمام به رویکردهای جدید ارزشیابی در فرآیند آموزش و کاهش ضررها و زیانهای ناشی از ارزشیابیهای سنتی، دفتر ارزشیابی تحصیلی و تربیتی اقدام به تهیه دو فیلم با عناوین «روی یک خط» و «سفید مثل گچ» نمود که پس از تهیه و تکثیر به کلیه استانها ارسال گردید.
شورای عالی آموزش و پرورش به پیشنهاد دفتر ارزشیابی تحصیلی و تائید پژوهشکده تعلیم و تربیت در مصوبه 710 خود مجوز اجرای سه ساله طرح را صادر نمود. بر این اساس این طرح تا پایان سال تحصیلی 85 - 1384 اجرا خواهد شد.
به دنبال این مصوبه دورههای آموزشی تکمیلی و مقدماتی برای مجریان جدید و قدیم طرح در استانها برگزار شد و با ورود تعداد 300 کلاس پایه اول به طرح، تعداد کلاسهای مجری طرح به 500 افزایش یافت و طبق برنامه پیشبینی شده 500 کلاس دیگر در سال 85 ـ 84، به طرح افزوده میشود.
به همین منظور برای تقویت و بهبود عملکرد نیروهای مجری طرح ارزشیابی توصیفی با هماهنگی دفتر آموزش و ارتقاء مهارتهای حرفهای و تربیت معلم دورههای آموزشی دیگری در نظر گرفته شد که در تابستان سال 84 برگزار میگردد.
این دورهها عبارتند از:
1 ـ دوره تربیت مدرس ارزشیابی توصیفی: این دوره برای تربیت نیروهای مجرب به منظور آموزش مجریان طرح در استانها برنامهریزی شده است.
2 ـ دوره مقدماتی ارزشیابی توصیفی: این دوره با توجه به افزایش تعداد کلاسهــــای مجری طرح در سال 85 ـ 84 برای معلمینی که به این طرح میپیوندند در نظر گرفته شده است.
3 ـ دوره تکمیلی: این دوره برای افزایش دانش و مهارت معلمان مجری طرح در نظر گرفته شده است.
4 ـ دوره آشنایی با ارزشیابی توصیفی: برای آشنایی کارشناسان و مدیران مدارس با ارزشیابی توصیفی

در زمینه ارزیابی از عملکرد کلی طرح به منظور به دست آوردن نقاط قوت و ضعف اجرای آن، دفتر ارزشیابی تحصیلی و تربیتی اقدام به جمعآوری گزارش ناظران طرح و نظریات معلمان، مدیران، والدین و کلیه دستاندرکاران نمود. این گزارش نشان میدهد که به طور کلی طرح ارزشیابی کیفی ـ توصیفی با توجه به ویژگیهای آن از جمله: توجه به ویژگیهای اجتماعی ـ عاطفی، توجه به عملکرد واقعی، افزایش علاقه به یادگیری، توجه به ارزشیابی مستمر و فرآیندی، تعامل بیشتر اولیاء با مدارس در زمینه امور تحصیلی دانشآموز، ارائه بازخوردهای پیوسته به دانشآموز و اولیاء برای بهبود عملکرد دانشآموز ـ تقویت ارتباط عاطفی بین معلم و شاگرد، از بین رفتن حس حسادت و رقابت کاذب ، افزایش استقلال دانشآموز ،حذف استرس و دلهره در دانشآموزان و اولیاء برای کسب نمرههای بالا، حذف اضطراب امتحان، شکوفایی خلاقیت و تفکر خلاق و سرانجام توجه به اهداف و معیارهای تعلیم و تربیت و برنامههای درسی دانشآموزان در ارزشیابی آنها که در مقایسه با ویژگیهای الگوهای رایج ارزشیابی پیشرفت تحصیلی که محور اصلی آنها بر مقایسه دانشآموزان با توزیع نرمال کلاس درس و وضعیت دیگر دانشآموزان است و با خود هیجانها و اضطرابهای کاذب و غفلت از اهداف و معیارهای اصلی برنامهها و مواد درسی را به همراه دارد، با استقبال و توجه روبرو شده، به عنوان یک طرح ضروی و مهم تلقی و خوانده شده است.
در گزارش به مواردی نیز به عنوان نقاط ضعف طرح اشاره شده است. از جمله: وقتگیر بودن و افزایش حجم کاری معلمان در مدرسه و خانه به دلیل تنوع ابزارها و عدم تناسب با حجم کتاب درسی، بالا بودن تعداد دانشآموزان کلاس، کمبود امکانات و تجهیزات متناسب با حجم فعالیت معلمان، اظهارنظرهای منفی و غیر کارشناسی از سوی برخی از معلمان.
در عین حال مشاهدات و نظریات نشان میدهد که اجرای آزمایشی طرح ارزشیابی کیفی ـ توصیفی در صورت توجه به ابعادی چون اطلاعرسانی و ترویج آموزشهای مستمر و تهیه کتابچهها و راهنماهای آموزشی، تأمین اعتبار و پشتیبانی مناسب مالی و اجرایی طرح و توجه به انگیزههای مالی معلمان و دستاندرکاران، بهبود ابزارها و آسانسازی و تکمیل گزارش پیشرفت تحصیلی و... میتواند در سالهای آینده و در کلاسهای بالاتر به تدریج به یک الگوی جایگزین تبدیل گردد.
از آنجا که نتایج و آثار طرحهای آزمایشی خصوصاً طرحهای مرتبط با حوزه تعلیم و تربیت را نمیتوان در یک دوره کوتاه مدت مورد مطالعه و بررسی قرار داد، با تصویب مجوز اجرای سه ساله طرح به وسیله شورای عالی آموزش و پرورش پژوهشکده تعلیم و تربیت موظف شد ارزیابی از طرح ارزشیابی توصیفی را به عهده بگیرد.
امید است با عنایت به اصول حاکم بر ارزشیابی پیشرفت تحصیلی و اهداف تفصیلی طرح ارزشیابی توصیفی که بنیان آن بر شکوفا نمودن استعدادهای طبیعی دانشآموزان وآزادی و انتخاب است به نتایج قابل توجهی در زمینه اجرای این طرح برسیم.

 

نویسنده : مجید ; ساعت ۸:٢٥ ‎ب.ظ ; یکشنبه ٢٥ امرداد ۱۳۸۸
تگ ها: روش تدریس
comment نظرات () لینک