آموزش ابتدایی

تحول نو در رشد ابتدایی
نویسنده: مجید - سه‌شنبه ٩ خرداد ۱۳٩۱

به گزارش خبرگزاری موج، باور پذیری کودکان آن قدر زیاد است که به آسانی تحت تاثیر بزرگترها قرار می گیرند. در این میان اما سرمایه های ارزشمند ایرانی و آینده سازان کشورمان، با درونی شدن آموزه های نادرست محیطی آن چه باید از هویت ملی و دینیشان نمی آموزند تا اینکه استفاده از کالاها و شیوه زندگی بیگانگان سبک زندگی آن ها می شود.

والدین نباید به کودکانشان بگویند کالاهای ایرانی نامرغوبند
در بحث تغییر باوری در کودکان با این رویکرد که آن ها به مصرف کالاهای داخلی گرایش پیدا کنند، باید از این منظر موضوع را بررسی کنیم که آموزه های کودکان در محیط های اجتماعی و آموزشی شان چگونه است. دکتر مهرداد کاظم زاده عطوفی روانشناس بالینی در این باره می گوید: با نگاهی به کوچکترین واحد اجتماعی یعنی خانواده باید دید کودکان با چه اطلاعاتی رو به رو هستند. اگر والدین به کودکان بگویند که کالاهای ایرانی کیفیت بالایی ندارد و از طرفی با قرار گرفتن در معرض تبلغ رسانه ای، با ارزش بودن کالاهای خارجی در ذهن شان حک شود، دیگر نمی توان به مصرف کالاهای داخلی از سوی آن ها امیدوار بود.

تبلیغ کالاها ذهن کودکان را با خود همسو می کند
طبق الگوی مشاهده ای آلبرت بندورا، فرایند یادگیری در کودکان از طریق مشاهده ی رفتارهای محیطی صورت می گیرد. دبیر انجمن روانشناسی ایران مهمترین عامل تاثیرگذار درباورپذیری کودکان برای استفاده از کالاهای داخلی را تبلیغ این کالاها عنوان می کند: کالاهایی که کودکان ما از آن ها استفاه می کنند ملی نیستند. این موضوع موجب می شود کودک در فرایند اطلاعاتی که کسب می کند با کالاهایی مواجه شود که برندهای خارجی را تبلیغ می کند. این مسئله جنبه آموزشی پیدا می کند و کودکان این الگوها را برای خود درونی می کنند.

همسالان مرجعی پرقدرت هستند
در روانشناسی اجتماعی، همسالان بعد از خانواده بیشترین تاثیر را در کودکان دارا هستند. دکتر کاظم زاده عطوفی با اشاره به نقش انکار ناپذیر همسالان می گوید: بحث تبلیغ کالاها در خارج از محیط خانواده صورت می گیرد. کودکان خارج از خانواده تردد و وارد مدرسه می شوند. در این محیط مرجع اطلاع رسانی آن ها چه کسانی هستند؟ قطعا همسالان. اگر آن ها هم از طبقه اجتماعی باشند که به طور عمده از کالاهای خارجی استفاده می کنند در آن صورت این مسئله نیز به نوبه خود می تواند آموزه های نادرست قبلی را تقویت کند. 
با توجه به نامگذاری سال جاری با عنوان تولید ملی، حمایت از کار و سرمایه ایرانی، باید تمام توان مان را برای باور این موضوع که استفاده از کالاهای داخلی می تواند ما را از وابستگی به کالاهای خارجی رها و حس اعتماد به نفس و بالندگی را در مردم به ویژه کودکان ایران زمین به وجود آورد به کار ببندیم تا خواسته و ناخواسته بذر بی کفایتی را در ذهن کودکان نکاریم.
 



نویسنده: مجید - سه‌شنبه ۱۱ بهمن ۱۳٩٠

1- در طبیعت و اخلاق انسانی هیچ ضعف وانحرافی نیست که با تعلیم مناسب اصلاح نشود.

 

2- دلهایی که روی آن کلمه تقوی و محبت نوشته شده به هر جایی که بخواهند پرواز می کنند و کائنات در مقابل آنها سرتعظیم فرود می آورند.

 

3- از دانش آموزی که فکر روشن دارد، ناامید مشو.

 

4- اطفال بیشتر به دستور و سرمشق محتاجند تا انتقاد و عیبجویی.

 

5- استاد پرورنده ی روان است و پدر و مادر پروش دهنده جان.

 

6- تعلیم بزرگترین هدیه ای است که مردم نیکوکار می توانند به گدایان و بینوایان بدهند.

 

7- آن که از دست روزگار به خشم می آید هر چه آموخته بیهوده بوده است.

 

8- آینده ی کودکان بسته به تربیت آنهاست.

 

9- قرض پدر و مادر به فرزندان علم و ثروت نیست، تربیت و اخلاق است.

 

10- آموزش و پرورش بدون تجربه بی فایده است.

 

11- بهترین زمان برای تربیت اراده ، ایام جوانی است.

 

12- استعداد چیزی است که در جوانی پیدا می شود، اگر آن را تربیت کردید و درصدد تقویت آن بر آمدید مانند بذری که در مزرعه خوب کاشته شده باشد، محصول خواهد داد و اگر آن را به حال خود گذاشتید و آن را تربیت نکردید مانند تخمی که در زمین شوره زار افتاده باشد ، از بین می رود و محصول نمی دهد.

 

13- اساس آموزش و پرورش ساختن ماشین نیست، بلکه ساختن انسان است.

 

14- اگر امروز حتی یک کلمه از دیروز بیشتر بدانید مسلماً شخص دیگری هستید.

 

15- آموزش و پرورش البته مهم است ، ولی زندگی کردن خیلی از آن مهمتر است . بنابراین هدف آموزش و پرورش صحیح باید در مرحله اول بهبودی وضع زندگی باشد.

 

16- تربیت ، علم زندگی و هنر خوب زیستن است.

 

17- اگر به بچه کمی محبت نشان بدهید، وی صد چندان به شما مهر خواهد ورزید.

 

18- فکر ساخته ی تعلیم و تربیتی است که تا امروزه گرفته ایم ، برای فکر بهتر باید از فردا تعلیم و تربیت بهتری بگیریم .

 

19- اگر بزرگان ، خویش را خوب تربیت کنند ، کودکان خوب بزرگ می شوند.

 

20- تعلیم و تربیت علم است و معلمی هنر .

 

21- اگر در خانواده ، با محبت محاکمه شویم در جامعه با خفت مجازات نمی شویم .

 

22- قبل از آن که کودک را کتک بزنید یقین حاصل کنید که خود سبب خطای او نبوده اید.

 

23- کسی که از ادب و تربیت پدر بهره ندارد روزگار او را تربیت خواهد کرد .

 

24- بهتر است پدر و مادر را مسبب مسائل و مشکلات خود ندانید . آنها آنچه می دانستند در حق شما انجام دادند ، ناامیدی شما ناشی از این است که تصور می کردید آنها انسان های کاملی هستند .

 

25- دشواری های خود را با فرزندانتان در میان بگذارید و آنها را از کوچکی متعهد و مسئول بار بیاورید.

 

26- تعلیم و تربیت باید در جهت انسان سازی باشد نه پرورش انسان نماهای تحصیل کرده .

 

27- بکوشید فرزندانتان را از کودکی با واقعیات آشنا نمایید و یک مرتبه و بی تجربه و ناآگاه در صحنه اجتماع ، آنها را رها نکنید .

 

28- به جای دستوردادن ، با بچه ها ارتباط قلبی برقرار کنید . خودتان را تا سطح آنها پایین بیاورید ، خود را به جا و در سن آنها تصور کنید ، به آنها گوش کنید و به احساساتشان احترام بگذارید .

 

29- مربیان باید از گفتارهای سرزنش آمیز، ترساندن ، تهدید ، رشوه دادن ، مسخره کردن و پندهای دستوری تا آنجا که ممکن است پرهیز نمایند .

 

30- به بچه ها بیاموزید بین عشق و نومیدی ، عشق را انتخاب کنند ، چون از دست دادن عشق به منزله از دست دادن زندگی  است .

 

31- یادگیری روندی دلخواه و داوطلبانه است .

 

32- بچه ها بیشتر از روی الگو و نمونه های عملی ، مطالب را فرا می گیرند تا از طریق کتاب و قلم .

 

33- با مشاهده ، دیدن ، انتخاب کردن و با تمرین می توان دانش آموخت .

 

34- ما از فرزندان خود انتظار داریم انسان های مسئول ، متوجه ، متعهد و پرمهری باشند در حالی که نمونه های صحیحی در اختیار آنها قرار نمی دهیم . کودکان آنچه می بینند یاد می گیرند و به آن عمل می کنند .

 

35- بچه ها از کودکی باید به ارزش و شخصیت خود پی ببرند و یاد بگیرند که به خود احترام بگذارند.

 

36- به فرزندان خود بیاموزید که در زندگی فرصت های بی شماری در اختیار دارند . البته هنگامی این باور را می پذیرند که فرصتی در اختیار آنها گذاشته شود . 

 

37- کوشش کنید حس تعاون و همکاری و احساس مسئولیت را از کودکی در فرزندانتان تقویت کنید.

 

38- بعد از تنبیه کردن بچه ها، آنها را در آغوش بگیرید و نوازششان کنید.

 

39- به بچه ها بگویید که خیلی فوق العاده اند و به آنها اعتماد دارید.

 

40- انسان شدیداً نیازمند به تربیت و اصلاح خویش است ، همان گونه که کشتزار تشنه آب باران است.

 

41- به فرزندان خود هنر و تقوی بیاموزید، چون آنها زنده نگه دارنده ی نام هستند.

 

42- بهترین میراثی که پدران برای فرزندان خود می گذارند، تربیت نیکو است .

 

43- یتیم آن نیست که پدرش مرده باشد ، بلکه آن است که از علم و ادب بی بهره باشد .

 

44- تربیت زیباترین چیزی است که مردان بزرگ ذخیره می کنند.

 

45- کودکان به نمونه و سرمشق بیش از انتقاد نیازمندند.

 

46- نگذارید بچه ها گریه کنند زیرا باران هم غنچه را ضایع می کند.

 

47- آنچه را که فرزند در توان داشته و انجام داده از او بپذیر و از او کارهای طاقت فرسا مخواه.

 

48- وقتی خونسردی خودتان را از دست می دهید – به خصوص در مورد فرزندان– فوراً عذر خواهی کنید.

 

49- یادگرفتن در کودکی مانند نقش روی سنگ ، ثابت و راسخ می ماند.

 

50- دوست آن است که در نبودن انسان ، حق دوستی را رعایت کند .

 

51- غریب کسی است که دوست نداشته باشد .




نویسنده: مجید - پنجشنبه ۱۳ آبان ۱۳۸٩

آموزش و پرورش به عنوان یک پدیده‌ی اجتماعی از گذشته تا حال به عنوان یک عنصر اثرگذار در فرآیند تحقق اهداف فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی نقش مؤثری را ایفا می‌کند.

یکی از اهداف رسمی آموزش و پرورش آمادگی برای زندگی آینده از راه یادگیری مؤثر و مفید است. در هزاره‌ی سوم که فناوری اطلاعات عرصه‌ی جهانی را تسخیر کرده، دخالت منابع فیزیکی پیچیده و ورود ابزارهای رایانه‌ای و بالا بودن آگاهی انسان‌ها و تنوع زیستی جوامع، زمینه‌ی اصلاحات را فراهم کرده و برای ایجاد اصلاحات منطقی، هماهنگی شیوه‌های آموزشی با نیازهای جامعه مورد توجه می‌باشد.

در عصر جدید شرایط زندگی اجتماعی اقتصادی افراد زیر و رو شد و فرزندان توانستند شرایط بهتری را برای خود تحصیل کنند. در نتیجه رابطه‌ای تازه میان تحصیل در مدرسه و کار تولیدی و موفقیت اجتماعی و اقتصادی به ظهور رسید.

علوم و فنون پیوسته رو به پیشرفت بوده و جوانان به کسب معرفت و فنون بیشتری نیازمند شدند. توجه به علوم و فنون، ضرورت توسعه مدارس فنی و حرفه‌ای و کاردانش را بیشتر می‌کند. آموزشگاه‌ها هر روز بیشتر و بیشتر عهده‌دار و مسؤول تربیت متخصص و فنی می‌شوند. در چنین دنیایی ناگزیر آموزش و پرورش نیز باید مسؤولیت اقتصادی و اجتماعی بیشتری را به عهده بگیرد. کارشناسان توسعه، اولویت و سرمایه‌گذاری در آموزش و پرورش را روشی مطمئن در رفع بحران‌های اقتصادی و اجتماعی می‌دانند.

آدام اسمیت در کتاب «ثروت و ملل» به‌دست آوردن مهارت‌ها در دوره‌ی تحصیل یا کارآموزی را مستلزم هزینه‌هایی می‌داند که سرمایه‌ی ثابت نامیده می‌شود.

این مهارت‌ها نه فقط قسمتی از ثروت و دارایی هر فرد به حساب می‌آید، بلکه ثروت جامعه‌ای را نیز که فرد بدان تعلق دارد، تشکیل می‌دهد.

در توسعه باید شاخص توسعه را بشناسیم. انسان عامل توسعه می‌باشد و باید در ایجاد توسعه و خلق توسعه شرکت کند و با تسلط بر توسعه، آن را در خدمت زندگی بهتر خود درآورد. در توسعه‌ی اقتصادی، آموزش نیروی انسانی کارآمد و خلاق مورد توجه می‌باشد. (دکتر بیانی، 83)



آموزش و پرورش مصرف است یا سرمایه؟

اگر آموزش و پرورش مصرف باشد، در شرایط بحران اقتصادی و شرایط حاد می‌بایستی مقدار آن کاهش پیدا کند. اگر چنانچه سرمایه‌گذاری است و منجر به افزایش تولید و شکوفایی استعداد می‌شود، در هر شرایطی می‌بایست آموزش و پرورش گسترش پیدا کند. اگر آموزش و پرورش باعث شود که سلیقه، ذوق و استعداد فرد پالایش شود و تنها به افراد خرسندی بدهد، چنین آموزش و پرورشی مصرفی است. اگر با افزایش مهارت، درآمد آنان را افزایش دهد، در این صورت آموزش و پرورش یک سرمایه‌گذار تلقی می‌شود. اگر آموزش و پرورش رضایت را در زمان حال تأمین می‌کند که بعد از آن محو می‌شود، مصرفی است. اگر چنانچه باعث شود در آینده مهارت ما زیاد شود یا در اثر آموزش امکان مطالعه در آینده فراهم شود، سرمایه‌گذاری است. در هر حال اگر چنانچه آموزش و پرورش یک کالای مصرفی تلقی شود، یک کالای مصرفی بادوام است. اما اگر آموزش و پرورش سرمایه‌گذاری به حساب آید می‌توان میزان درآمد و مصرف را در آینده، به وجود آورد و منجر به افزایش مهارت‌ها گردد که نوعی سرمایه‌گذاری تلقی می‌شود.

به طور خلاصه، آموزش و پرورش موجب ایجاد خلاقیت‌ها و بروز استعدادها می‌شود و مهارت را بالا می‌برد لذا هزینه در آموزش و پرورش نه یک هزینه مصرفی بلکه سرمایه‌گذاری تلقی می‌گردد و سرمایه‌ انسانی که در اثر سرمایه‌گذاری از طریق آموزش و پرورش حاصل می‌شود، نظیر سرمایه‌های فیزیکی بهره‌وری را افزایش می‌دهد.



سرمایه‌ی ثابت جامعه

بنا به عقیده‌ی آدام اسمیت، نیروهای مکتسب و مفید تمامی اعضای جامعه قسمتی از سرمایه‌ی ثابت جامعه به حساب می‌آیند.

افزایش امکان تولید افراد از طریق آموزش و پرورش نوعی سرمایه‌گذاری محسوب می‌شود که سود سرشاری عاید سرمایه‌گذار می‌کند زیرا بدین طریق به بسیاری از افراد که ممکن است گمنام از این دنیا بروند فرصت داده می‌شود تا استعدادهای نهایی خود را بروز دهند. بنابراین، باارزش‌ترین نوع سرمایه‌گذاری، در راه آموزش و پرورش است.

از نظر اقتصادی، ارزش تربیت یک صنعت‌کار یا مخترع بزرگ، جبران هزینه‌ی آموزش و پرورش یک شهر را می‌کند.



اثرات مثبت نقش آموزش و پرورش در اقتصاد کشور

1- کاهش میزان باروری- فرزند کمتر زندگی بهتر (کاهش هزینه‌های اولیه- ثانویه).

2- کاهش هزینه‌ی بهداشت و درمان.

3- افزایش نرخ سرمایه‌گذاری و پس‌انداز (کم شدن رشد نقدینگی، استفاده از سرمایه‌های اندک در توسعه‌ی اقتصادی).

4- توجه به اقتصاد خانوار.

شومپیتر (پدر کارآفرین) می‌گوید: عامل اساسی توسعه اقتصادی نوآوری است. هرچه نوآوری‌ها بیشتر باشد اقتصاد پویا و کارآمدتر است. نوآوری موتور توسعه اقتصادی است. بنابراین می‌توان ادعا کرد داشتن نیروی انسانی کارآمد و آموزش‌دیده می‌تواند در پیشرفت اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی مثمرثمر باشد و زمینه‌ی رشد و توسعه همه‌جانبه را فراهم کند و آنچه باعث کیفیت سرمایه‌ی انسانی می‌شود ناشی از قدرت تأثیرگذاری آموزش و پرورش است.

-----------------------------------------

 

به نقل از:http://www.edunews.ir/index.php?view&sid=14982




نویسنده: مجید - پنجشنبه ۱۳ آبان ۱۳۸٩

بدون تردید می توان گفت یکی از محورهای اصلی رشد وتوسعه اقتصادی ، آموزش وپرورش است. حتی برخی عقیده دارند که تکامل این بخش است که موجب تکامل سایر بخشها می گردد.

رشد اقتصادی علاوه بر عوامل تولید ( کاروسرمایه) به بهبود کیفیت نیروی کار ، پیشرفت فنی درتکنولوژی ، صرفه جویی های ناشی ازمقیاس، تخصیص مطلوبتر منابع و نهایتا به آموزش وپروش نیز بستگی دارد.

بی شک اجرای برنامه های توسعه نیازمند بکارگیری نیروی آموزش دیده وافراد متخصص وتحصیل کرده است ونیروهای آموزش دیده بوجود جوانان با استعداد وبا توان بستگی داردونقش آموزش وپرورش دراین میان ، کشف این استعداد ها ونیز بارورنمودن آنها است.

آموزش وپرورش ضمن بهره گیری مناسب ازهوش واستعداد افراد انسانی زمینه را برای رشد وتوسعه کشور فراهم می اورد والبته روشن است که آموزش نیروهای متخصص ورزیده ، نیاز به کادر آموزشی مجرب واستادان کارآمد دارد. لذا نظام آموزش می تواند با جذب اساتید ومعلمان لایق وبا کفایت به امر آموزش ، نیروی انسانی مورد نیاز برنامه توسعه بپردازد.

بنا براین آموزش وپرورش باعث شکوفائی استعدادها وارتقاء کیفیت نیروی انسانی می گردد وافزایش کیفیت نیروی انسانی موجب افزایش بهره وری وتسریع رشد اقتصادی می شود.

آموزش وپرورش از با ثبات ترین بخشهای اقتصادی هرجامعه محسوب می شود . درحالیکه سایر بخشهای اقتصادی غالبا با رکود ورونق مواجه می شوند. بنابراین آموزش وپرورش بدلیل برخورداری ازثبات وتعادل بیشتر می تواند درهنگام رکود اقتصادی وبیکاری ، نیروی کار را جذب کرده وبا آموزش وتجهیز نمودن این نیروها ، درهنگام رونق آنها را به جامعه تحویل دهد.

رمز موفقیت انقلاب صنعتی درکشورهای غربی ، درایجاد مراکز تحقیقاتی وپژوهشی است. اکثر دستاوردهای علمی وتکنولوژی ، حاصل کار محققان وپژوهشگران می باشد.

کار تحقیق وپژوهش نیز به عهده دانشگاهها وسایر مراکز تحقیقاتی است . پس درهرصورت آموزش وپرورش است که کادر تحقیقاتی وپژوهشی را آموزش وتحویل این مراکز می دهدوبدلیل نتایج درخشان مراکز تحقیقاتی ، بودجه موسسات تحقیقاتی وپژوهشی دراکثر کشورها رشد فزاینده ای دارد.

سرمایه گذاری درآموزش وپرورش وتربیت نیروی انسانی یک سرمایه گذاری بلندمدت محسوب می شود زیرا از آغاز سرمایه گذاری تا موقع بهره برداری ازآن، زمان زیادی مورد نیاز است ولی سرمایه گذاری درامر آموزش وپرورش بویژه برای جوامع درحال توسعه فوق العاده سودآوراست .

چراکه در رابطه با جنبه های گوناگون وحساس نظیر فرهنگ، ظرفیت تولید، توزیع درآمد ورشد جمعیت نقش مهمی را می تواند درجریان رشد وتوسعه اقتصادی جوامع بازی کند.زیرا در اثر آموزش وپرورش افراد جامعه دارای مهارت وتخصص خاصی می شوند که این امر با بحث ارتقاء بهبود ظرفیت تولید افراد ونیز سبب افزایش توانائی نیروی کار آنها می شود.

به علاوه آموزش وپرورش باعث می شود درآمد افراد بدلیل مهارتها و تخصصهائی که کسب کرده اند درسطح بالاتری قرارگیرد و نتیجتا ازسطح زندگی بهتری برخوردار شوند .

بنابراین قابل درک است که آموزش وپرورش می تواند به عنوان ابزار ووسیله ای مناسب جهت سیاستهای توزیع مجدد درآمدها به کار رود .

یعنی می تواند دررابطه با مسئله ای کمک کننده باشد که معمولا به عنوان یکی از مشکلات جوامع (توزیع ناعادلانه درآمدها) درحال توسعه درمسیر رشد وتوسعه آنها مطرح است. همچنین آموزش وپرورش دراثر ایجاد نظم فکری درافراد سبب افزایش توانائی انتخاب بهتر ، افزایش توانائی ابداع ونوآوری و... می گردد. وبالاخره ازلحاظ روحی سبب تغییر نگرش به زندگی وایجاد ویا افزایش احساس لذت بردن از زندگی و... می شود.

تاثیر آموزش وپرورش ازبعد فرهنگی واجتماعی نیز قابل طرح است. بدین معنا که آموزش وپرورش درجوامع سبب تغییر نگرشهای فرهنگی واجتماعی می شود که این تغییرات به نوبه خود سبب هموارترشدن راه رشد وبه ویژه توسعه اقتصادی خواهد شد.

توضیح بیشتر اینکه، آموزش وپرورش موجب می شود نگرشهای سنتی وخرافاتی جای خودرا به نگرشهای علمی دهند .افراد جامعه به واسطه آموزش وپرورش از نظم فکری وقدرت تجزیه وتحلیل برخوردار می شوند ، ازاین رو کوته بینی های اجتماعی ازبین خواهد رفت ویا برای مثال مسئله رشد جمعیت یکی از موانع ومشکلات اساسی در رشد اقتصادی درکشورهای درحال توسعه است که می بایست کنترل شود .

کنترل جمعیت درکوتاه مدت وبا طراحی سیاستهای تنظیم خانواده وغیره صورت می گیرد وبه علاوه موفقیت این سیاستها به فرهنگ طرز فکر افراد جامعه بستگی دارد .

بنابراین ، مهار رشد جمعیت دربلندمدت آنهم ازطریق تغییر ساختار فرهنگی جوامع امکانپذیر است. بدین معناکه می بایست نگرش افراد جامعه به مسائلی چون رفاه، خانواده وسلامت آن ، نقش والدین درتربیت کودکان و... به آن چنان تغییر کند که نهایتا زندگی بهتر را درداشتن بچه کمتر دریابند وخود معتقد به کنترل جمعیت شوند وبه این امرمهم بپردازند . آموزش وپرورش در تغییر ساختار فرهنگی جوامع بویژه در زمینه مورد بحث نقش بسیار بارزی را می تواند داشته باشد.

بهرحال امروزه حجم سرمایه گذاری درآموزش وپرورش رشد قابل توجهی داشته است ونرخ رشد سرمایه انسانی بیش از نرخ رشد سرمایه فیزیکی ومادی است . حتی امروزه سرمایه گذاری دراین امر نه تنها توسط دولت بلکه توسط خانواده بدلایلی نظیر افزایش بهره وری، افزایش قدرت کسب درآمد بیشتر، آثار مثبت تشخصی واجتماعی و... ، ازافزایش چشمگیری برخوردار است.




نویسنده: مجید - پنجشنبه ۱۳ آبان ۱۳۸٩

آموزش و پرورش نهادى ارزشى محسوب مى‌شود که جامعه‌ از آن انتظار دارد همواره یادگیرى را بهبود ببخشد. مدرسه باید ارزش‌هاى اسلامى را به کودکان، نوجوانان و جوانان آموزش دهد و عشق به یادگیری، همکارى در ارتباطات روزانه، مهارت در کسب دانش و بینش و مهارت‌هاى زندگى و تفکر خلاق را مورد تاکید قرار دهد. پیدا کردن راهکارهایى براى غنى‌سازى فرهنگ آموزش در مدارس و در کلاس‌هاى درس و افزایش میزان تحقق هدف‌هاى آموزش و پرورش، سرمایه‌گذارى مهمى است که باید بدان پرداخت.

 

تقویت آداب و مهارت زندگی، تقویت آموزه‌هاى مربوط به فرهنگ و تمدن اسلام و ایران، پژوهش محورى و سازماندهى امور پژوهشى و کاربست یافته‌هاى ‌پژوهشى و پروژه‌هاى غنى‌سازى فکرى از دیگر رویکردهاى کوتاه‌مدت در سطح آموزش و پرورش مى‌باشد. مدرسه باید فضایى مناسب براى زندگى کردن دانش‌آموزان و لذت بردن از خود و زندگى باشد. دانش‌آموزان باید بتوانند در آینده با هر مقام و مسئولیت و شان اجتماعى به یک زندگى فعال و با نشاط دست یابند.

 

یک معلم باید علاوه بر دانش درسى با کسب مهارت‌هاى حرفه‌اى از جمله روش‌هاى آموزشى و یادگیری، ابزارهاى مفید و فناورى‌هاى جدید نظام ارزشیابى خلاقیت و نوآورى را در دانش‌آموزان رشد دهد و با ارتقاى کیفیت یادگیری، کلاس‌هاى کارآمد و موثر در مدارس افزایش یابد.

 

آزاداندیشى آغاز و اساس خلاقیت است. عصر حاضر به دلیل ویژگى هاى خاص خود عصر خلاقیت و نوآورى است و لذا رهبر معظم انقلاب، سال 87 را سال شکوفایى و نوآورى نامیده‌اند.

 

این نامگذارى بدین معنا نیست که در گذشته هیچ اثرى از خلاقیت و نوآورى نبوده است. زیرا از واپسین روزهاى حیات (عصر سنگ) تا تمدن پیچیده امروزى همواره انسان مرهون خلاقیت و نوآورى است و تمامى کشفیات و نظریه‌هاى علمی، اختراعات و ابداعات و آثار بدیع هنرى و ادبى جلوه‌هایى ا ز خلاقیت است.

 

امروزه بحث در مورد خلاقیت در کشور ما تازگى دارد و این مقوله با رویکردهاى مختلف روانشناسی، زیست‌شناسى و جامعه‌شناسى و ... مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته و آموزش و پرورش نیز باتوجه به نقش موثرش در ایجاد تفکر خلاق و انسان خلاق، نگاهى جامع به این مقوله دارد زیرا معلمان باتوجه به نقش کلیدى خود مى‌توانند خلاقیت را در دانش‌آموزان شکوفا یا پژمرده کنند. یعنى اگر در کلاس فضا و شرایطى ایجاد و تفاوت‌هاى فردى شاگردان در نظر گرفته شود و شیوه‌هاى یاددهى موثر استفاده گردد، حتما زمینه لازم جهت ظهور خلاقیت فراهم مى‌شود و خلاقیت رشد مى‌یابد.

 

در حالى که در سیستم سنتی، آموزش کودکى که در خلقت او خلاقیت لحاظ شده است و سوالات مکرر در خردسالى نشانه این خلاقیت مى‌باشد، به فردى تبدیل مى‌شود که نه تنها سوال ندارد بلکه به طور منفعل فقط مى‌پذیرد زیرا هدف در این نوع آموزش فقط انتقال ساده‌ دانش است و دانش‌آموز در این انتقال هیچ فعالیت موثرى انجام نمى‌دهد و دانش‌آموز خوب کسى است که آنچه را به او مى‌گویند تکرار کند و سوال نکند و فقط اطاعت کند و از هرگونه تفکر خلاقانه به دور باشد.

 

پس حال که برآنیم شیوه‌هاى سنتى را کنار بگذاریم این سوال مطرح است که شیوه‌‌هاى آموزش خلاق در محیط‌هاى آموزشى کدام است و آیا مى‌توان خلاقیت و تفکر را به دانش‌آموزان آموزش داد؟ پس ناچاریم با خلاقیت بیشتر آشنا گردیم.

 

 

 

تعریف خلاقیت:

 

در لغتنامه دهخدا خلاقیت به معناى خلق کردن و به وجود آوردن است و خلاق ، شخصى است که داراى عقاید و ایده‌هاى نو مى‌باشد.

 

اکثر صاحب نظران، خلاقیت را خلق کردن چیزى تازه و نو مى‌دانند که موجب حل مسئله به گونه‌‌اى مناسب و مفید گردد.

 

رشد خلاق در کودکان شامل موارد زیر مى‌باشد:

 

یادگیرى اکتشافى در محیط، تشویق پرسشگری، خیال‌پردازى هدایت شده

 

 

 

روش تدریس خلاق:

 

آغازگری، مهندسى سوال، باور تفاوت‌ها، چگونه فکر کردن ، فعال بودن کلاس

 

 

 

روش خلاق:

 

ارتباط موثر دانش‌آموز در آموزش‌، معناسازى و سمبل‌سازی، تنوع‌بخشی، آموزش از طریق بازی، جدول و مسابقه، طنزپردازی، آموزش از طریق تصویرسازى ذهنى و عینى در کلاس درس، آموزش مشارکتی، آموزش از طریق یادگیرى اکتشافی، درگیر شدن با مسئله، ایجاد و ارتباط بین ذهن و مفهوم،‌ توصیف وضعیت جدید، کارگروهی، انجام آزمایش، طبقه‌بندى و تعمیم یافته‌ها.

 

پس مى‌توان به مسئله جدایى یا فاصله افتادن پژوهش در عمل چیره شد و در نتیجه عملیات پژوهش در جهت بهبود کیفیت تعلیم و تربیت (تدریس) را به خدمت گرفت. پس راهبرد مطلوب و اساسى در حل‌یابى مشکل، ایجاد ‌آشتى میان پژوهش و کلاس درس است.

 

 

 

منابع:

 

- آموزش و پرورش اسلامی، عزتی، ناشر، نشریه نگاه

 

- شیوه‌نامه تشکیل گروه‌هاى آموزشى دوره‌هاى عمومى در سال تحصیلى 86-87

 

- همایش نوآورى‌هاى آموزشى، سال 87